نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

بایگانی: 09/11/1396


orchester javanan

زنده‌باد آینده

نویسنده: آروین صداقت کیش

به کنسرت ارکستر نوجوانان و جوانان ایران که می‌روی، آینده را می‌بینی، نه حتا آینده‌سازان را، بلکه بخشی از خود آینده‌ی موسیقایی این مرزوبوم را که درست جلو چشم در حال نضج گرفتن است. آینده‌ای که در نظم، تعهد و جدیت شکل می‌گیرد و احتمالاً به نیروی خودِ جامعه و بی همراهی و همیاری شایسته‌ی مسئولان امر. پس‌ازآن همدلی به چشم می‌آید و اتمسفری از حمایت، از دوستان هم‌سن گرفته تا خانواده‌ها به پشتیبانی موسیقی/فرزندانشان برخاسته بودند. همت سرپرستان (آرمان نوروزی و عسل حناچی) و نوازندگان، و پشتیبانی و ... سجایای اخلاقی‌ای هستند که کارهای کارستان می‌کنند اما همه‌ی اینها نباید باعث شود موسیقی فراموش شود و در سایه قرار گیرد یا آن‌طور که معمول است به حساب کم‌سن بودن نوازندگان از سر مهربانی ارفاقی در سنجیدنش روی دهد. این کار به‌عکس ظاهرش بزرگ‌ترین نامهربانی در حق چنین نوازندگان باجدیتی است، در حکم نادیده گرفتنشان است.

برای کنسرت امسال پرگینتِ ادوارد گریگ (اپوس 23) را برگزیده بودند و دو بار به فاصله‌ی یک هفته اجرا کردند. نسخه‌ای با نمایش‌خوانی و اندکی بازی را در نظر گرفته بودند تا به شکل اصلی این موسیقی، یعنی همراهی با نمایش هنریک ایبسن، نزدیک شوند. این حسن انتخاب تا حد زیادی درک «موسیقی همسان»1 و کارکردش را هم برای نوازندگان تسهیل می‌کرد و هم برای بینندگان (مخصوصاً نوجوانان). از همین رو ارکستر در رسیدن به حالت بیانی هرکدام از صحنه‌ها راحت‌تر بود، حتا در نزدیک شدن به بیان هاردانگِر فیدِل، ساز ملی نروژی (الهام‌بخش لحن روستایی ویولای سولو)، یا خط پراحساس و عاشقانه‌ی ابوای سولو، یا دگرگونی‌های بیانی و احساسی تم‌های اصلی (گرچه گاهی به یاری نوازندگان باتجربه‌تر). نتیجه نه یک نمایش که نوعی پوئم سمفونیک بود که متن‌خوانی‌ و کمی بازی هم برای راهنمایی همراهش شده و راز هر یک از بازی‌های موسیقی را به شنونده می‌گفت. با وجود این تسهیل اما اجرا کمی کند و ارکستر تا به دست آوردن یک رنگ یکپارچه، تعادل صوتی کامل و تماماً متحدشدن فاصله داشت، درنتیجه گاهی بخش‌ها از هم جدا می‌شد و حسی از خامی صدا القا می‌کرد. پس تا حدی فایده‌ی همراهی نمایش محدود می‌ماند.


1- Identical Music

09 بهمن 1396
mozart liszt

موتسارت در کانون

نویسنده: آروین صداقت کیش

اینجا موتسارت در کانون توجه است. چهار قطعه از آهنگساز نابغه‌ی اتریشی، یک قطعه از اعجوبه‌ی پیانو، فرانتس لیست، بر اساس تم‌های شیوای اپرای «دون ژوان» و اجرای پیانیستی که به خاطر مجموعه ضبط‌های «موتسارت در وین»، با عنوان «اجراکننده‌ی استثنایی آثار موتسارت»1 ستوده ‌شده، به اندازه‌ی کافی دلیل برای در مرکز توجه قرار گرفتن موتسارت فراهم می‌کند. انتخاب‌ هوشمندانه‌ی قطعات هم تاکید دیگری بر این امر دارد. سونات شماره‌ی 3، یکی از ویرتئوزانه‌ترین سونات‌های موتسارت، فانتزی دو مینور و سونات شماره‌ی 14 با گرمای عاطفی همواره تحسین‌شده -که به احتمال بسیار قوی به قرینه‌ی تاریخی انتشار در یک اپوس و شواهد دیگر آثاری مرتبط هستند- و روندوی سرزنده و پرانرژی هر کدام از یک سو جنبه‌ای از جنبه‌های متعدد سبک آهنگسازی موتسارت برای پیانو را به نمایش می‌گذارند و از سوی دیگر توانایی‌های گوتلیب والیش را برای ارائه‌ی تفسیر منفرد از همان قطعات. به علاوه «خاطرت دون ژوان» پرداخت پیانویی رومانتیکی را از محتوای موسیقی به یاری توانایی‌های گسترش‌یافته‌ی پیانو در قرن نوزدهم موتسارت به تصویر می‌کشد.

در سونات شماره‌ی 3 (یکی از بهترین نمودهای استادی موتسارت در پیانونوازی) مهارت‌های تاثیرگذار تکنیکی و زبردستی نوازنده در تعادل با ویژگی‌های بیانی قطعه در همان حال که از بزرگنمایی احساساتی بیهوده پرهیز می‌کند، شروع گیرایی برای آلبوم فراهم می‌آورد. فانتزی ظرفیت‌های بداهه‌پردازی آهنگساز و در عین حال درک شخصی و شاخص والیش را از همان‌ها در خود دارد. قطعه‌ی وابسته‌اش، سونات دو مینور، همچون برخی از آثار دیگر دوره‌ی زندگی آزادِ آهنگساز در وین -بلکه بیشتر از آنها- ویژگی‌های ژرف عاطفی (برآمده از شورمندی و غوغای درون پرآشوب آفریننده) دارد و تفسیر کنونی از آن جایگاهی برای ترکیب درک عمیق نوازنده از ساختار موسیقایی با تکنیک درخشان نوازندگی شده است (و باز هم تعادل مناسب). روندو، با سرزندگی شادمانه و صمیمی موتسارتی در عین گوشه‌ی چشم همیشگی‌اش به ابرهای تیره‌ی دگرگونی، حالت آخرین آزمون نوازنده است تا این مجموعه تفسیر خاص خودش را که بیش از هر چیز در این منزل پایانی، معطوف شفافیت جمله‌بندی و روشنی بافت  است، پیروزمندانه کامل کند.


1-  از ترجمه‌ی انگلیسی متن مروری در Neue Ruhr Zeitung.

آراء منتقدان: 3.9 ( 7 رای)
09 بهمن 1396
بالا