نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: مرور کتاب


musighi va erfan

فیل و فنجان؛ یک مقدمه‌ی کوتاه

نویسنده: سعید یعقوبیان

شصت صفحه از این کتابِ صد و بیست‌صفحه‌ای مقدمه‌ایست در اشاره به برخی آرای فلسفه‌ی اسلامی، عرفانِ ایرانی-اسلامی و کلامیون در بابِ موسیقی. تا همین جا باید گفت عنوان کلیِِ کتاب بیانگرِ محتوای آن نیست و این کتابِ کم‌حجم، با حذفِ نصفِ دیگرش، می‌بایست چنین عنوانی می‌داشت: «موسیقی در کلام، عرفان و فلسفه‌ی اسلامی؛ یک مقدمه‌ی کوتاه».

نصفِ دیگر چرا باید حذف می‌شد؟ کتاب سه بخش دارد. نخست همان موضوعی که اشاره شد. موضوعِ دو بخش دیگر، دیدگاه جوانان امروز ایران در زمینه‌ی آرای فلسفی و عرفانی و «چالش تفاوت نگاه» است که مشخص نیست چه ارتباطی به عنوان فعلی دارند و با چه توجیهی در ذیلِ این عنوان گنجانده شده‌اند. جالب اینکه نه در روی جلد، بلکه در شناسنامه‌، نامِ کتاب، این عنوانِ فرعی را دارد: «با نگاهی به باورپذیریِ آرا برای جوانان امروز». اهمیتِ آشنا شدنِ دانشجویان و علاقه‌مندان به موضوعِ محوریِ کتاب، قابل مقایسه با اهمیت این موضوع فرعی، موضوعی در حد یک مقاله‌ی دانشجویی، نیست. عنوانِ کلیِ حاضر، اگر نگوییم فریبنده، دست کم یادآور واقعیتی‌ست که در آن لطیفه‌ی علمیِ مشهور مستتر است. اینکه یک آلمانی پس از عمری پژوهش و تحقیق، کتابی در چندین مجلد می‌نویسد و آن را «مقدمه‌ای در شناختِ فیل» نام می‌گذارد و یک ایرانی پس از یک مطالعه‌ی اولیه، کتابچه‌ای می‌نویسد با عنوانِ «فیل چیست؟»

«موسیقی در کلام، عرفان و فلسفه‌ی اسلامی» حتی اگر در قالب مقدمه‌ای کوتاه نیز به آن پرداخته شود، به مقدماتی بیش از آنچه در این کتاب آمده نیاز دارد. به جای آن، در انتهای هر مبحث، که خود خلاصه و مجمل‌ است، چند صفحه نیز با عنوانِ جمع‌بندی آمده که جملاتش دقیقاً تکرار جملاتِ متن اصلیِ همان مبحث است.

با این اوصاف، بعد از عنوان نادقیقِ کتاب، مهمترین نقص، ساختار کتاب است که نیم اول، نیاز به تکمیل و ویرایش دارد و نیم دیگر بی‌ارتباط است و ناموجه.

تألیفات در باب موضوع محوری این کتاب، کم بوده‌اند و اغلبِ همان «جوانان» شاید حتی نامِ معتزله و اشاعره و محی‌الدین و امثالهم را هم نشنیده باشند. از این رو خواندن بخش اول، می‌تواند برای آشنایی اولیه‌ مفید باشد، اما دریغ که در پازلِ مغشوشی گنجانده شده‌است.

کتاب موسیقی در فلسفه و عرفان یک مقدمه کوتاه نشر مرکز محمدرضا آزاده فر سعید یعقوبیان

 

02 مهر 1397
tristan

ضروری و متناسب

نویسنده: آروین صداقت کیش

چندی پیش نشر سیب سرخ کتابی را به انضمام دو سی‌دی اجرا (از شرکت دویچه گرامافون و حتا با همان برچسب و احتمالا بدون اطلاع آنها) با عنوان «تریستان و ایزولده» منتشر کرده است. کتاب حاوی اپرانامه‌ی (لیبرتو) این اپرای مشهور ریشارد واگنر است به همراه 9 مقاله درباره‌ی موسیقی واگنر به طور کلی یا خود این اپرا به طور خاص. اپرانامه، برخی از عکس‌ها و یادداشت‌های مربوط به آن و هشت مقاله‌ی تحلیلی برگزیده و ترجمه‌ی امین اصلانی است که دانش‌آموخته‌ی فلسفه‌ی فیلم است و آخرین مقاله نیز تالیف خود او. همچنین رد پای برخی کسان (از جمله علیرضا سیداحمدیان) در فراهم آوردن منابع کتاب و بازبینی متن دیده می‌شود که خودشان تجربه‌ای طولانی در ترجمه‌ی نوشتارهای موسیقایی داشته‌اند و همین‌طور پیش‌تر کارهایی هم درباره‌ی موسیقی واگنر انجام داده‌ بوده‌اند1.

با این شالوده حتا پیش از گشودن و تورق کتاب انتظار می‌رود اثری سودمند و آگاهی‌بخش در اختیار فارسی‌زبانان قرار گرفته باشد. خوشبختانه این انتظار برآورده می‌شود. کتاب از جهات مختلفی ارزشمند است. نخست و مهم‌ترین سودمندی کتاب برگردان اپرانامه است و از آن بیشتر چاپ دوزبانه‌اش. چنین چاپی ضمن آن که اعتماد به نفس مترجم را در یافتن زبانی متناسب به نمایش می‌گذارد امکان مطالعه‌ی همزمان با شنیدن اپرا را برای دوستداران آثار واگنر فراهم می‌کند (شاید روزی دستمایه‌ی یک نسخه‌ی تصویری با زیرنویس فارسی هم بشود). ترجمه‌ی محدود اپراها (مخصوصا دوزبانه) جز در برخی کتاب‌های تاریخ موسیقی یا مانند آن (مثلا «درک و دریافت موسیقی» «راجر کیمی ین») به شکل محدود، مرسوم نیست. «تریستان و ایزولده» این رسم را شکسته و راه را برای درک ارزش‌های ادبی-موسیقایی اپرا نزد خواننده‌ی فارسی‌زبان باز می‌کند.

دوم، چند مقاله‌ی معتبر، باارزش و مهم در مورد موسیقی واگنر و اپرای تریستان (بیشینه از ترجمه‌ی انگلیسی کتاب Wagner Handbook) برگزیده و ترجمه شده است. گرچه راهبرد انتخاب این مقاله‌ها نه از لحاظ قدمت تاریخی یکسان و یکدست است و نه از لحاظ سطح اهمیت یا پوشش همه‌ی بنیادهای لازم برای درک تحلیلی موسیقی واگنر یا تریستان، اما در میان آنها نمونه‌هایی به چشم می‌خورد (مانند دو نوشته‌ی مهم از کارل دالهاوس موسیقی‌شناس سیستماتیک آلمانی قرن بیستم یا مقاله‌ی روشنگر ورنر برایگ) که باید شاد بود از این که مترجمی آنها را (ولو از زبانی غیر از زبان تالیفی‌شان) به فارسی برگردانده است.

و در نهایت سوم، چنین شکلی از انتشار متن یک اثر همراه با زمینه‌های تاریخی و تحلیلی، سرمشقی آموزنده برای دوستداران و اهل موسیقی فراهم می‌آورد تا بدانند یک اثر برجسته‌ی کلاسیک را چگونه در تمامیت خودش درک کنند، چطور ابعادی ژرف‌تر از لذت بردن تنها از اجرای صرف قطعه را بگشایند. خواندن متن‌های انتقادی خواه در وجه تفسیری، خواه تحلیلی و خواه زمینه‌های پیدایش اثر برای درک اثر بخشی از عادت‌های ادراک موسیقی جامعه‌ی موسیقی‌دوست فارسی‌زبان نیست و اغلب دلیلش این است که چنان محتوایی در دسترس نیست. دست‌چینی مانند «تریستان و ایزولده» ممکن است از طریق فراهم کردن محتوا، گامی در راه تغییر این عادت‌ها باشد.


1- دست‌کم از علیرضا سیداحمدیان یک مقاله درباره‌ی موسیقی واگنر در فصلنامه‌ی ماهور به یاد داریم.

تریستان و ایزولده نشر سیب سرخ ریچارد واگنر آروین صداقت کیش کتاب امین اصلانی

01 مهر 1397
tanboor

همچنان پای در هوا

نویسنده: کامیار صلواتی

موسیقی تنبورنوازان، یکی از انواع موسیقی‌های مردمی ایران است که در حوزه‌ی تئوریک، در فقر به‌سر می‌برد. «آموزش تنبور: کتاب سوم»، یکی از آثاری است که می‌کوشد پای در این عرصه‌ی متروک بگذارد و خلاء آثار تئوریک این حوزه را جبران کند.

نظام پیشنهادی نویسنده که بر مبنای آن مقام‌های مختلف تنبوری تقسیم شده‌اند، بر پایه‌ی شش آرایش مدال در حوزه‌ی یک دانگ طرح شده که به زعم نویسنده مبنای همه‌ی مقام‌های تنبوری (البته مقام‌های به‌اصلاح «مجازی») هستند. هرچند در چندوچون و نوع کاربست این سیستم پیشنهادی می‌توان بسیار بحث کرد، در نگاهی کلی این رویکرد می‌توانست کتاب را روش‌مند کند۱. در کنار این، آوانگاری مقام‌های مختلف تنبور هم از نکات برجسته‌ی کتاب است۲. با وجود این، اشکالات علمی و متدیک کتاب آن‌چنان چشمگیر است که باعث می‌شود این ایده نپرورده باقی بماند.

عموم اشکالات این کتاب، به همان چیزی باز می‌گردد که در گفتمان عموم تنبورنوازان به چشم می‌خورد: بیان خیل گزاره‌های اثبات‌ناپذیر و گاه –احتمالاً- موهوم، اتکا به نقل‌های شفاهی بی‌نام و نشانی که مورد سنجش انتقادی قرار نگرفته‌اند، بیان ادعاهایی سخت جسورانه و در عین‌حال بی‌پایه، مبهم بودن مبنای روش‌شناختی کتاب، سر نزدن یا بی‌خبری از منابعی که بتوانند به تحقیق اعتبار ببخشند، و بالاخره بازتولید نظام سلسله‌مراتبی شیفته‌وارانه‌ی استاد-شاگردی در متن کتابی علمی.

مصداق‌های این اشکالات فراوانند. از همان پیشگفتار و ذکر تاریخچه‌ی شکل‌گیری مقام‌های مجازی و کلامی بدون اتکا به هرگونه تحقیق پیشینی یا سندی قابل اتکا، می‌توان نشانه‌های این بیگانگی با پژوهش را دریافت. در بخش‌هایی از کتاب، ارجاع‌هایی مبهم و مداوم به «پژوهش‌های انجام شده» (ص۷)،«منابع مربوطه»‌(ص۳۶)، «در بیشتر منابع» (درباره‌ی انتساب «باریه» به باربد، ص۱۷)، یا «مطالب نوشته شده» (درباره‌ی پیوند«قطار» با «گات‌های زرتشتی»، ص۱۸) وجود دارد که هیچ‌گاه معلوم نمی‌شود منظور از آن‌ها کدام تحقیقات یا مطالب است. علاوه بر این، بسیاری از ارجاع‌های نویسنده به گفته‌های شفاهی دو شخص، محمدعلی سلطانی (کرمانشاه‌پژوه) و ایرج خادمی (تنبورنواز)، است که بر خواننده‌ هیچ‌گاه معلوم نمی‌شود که کیستند و به کدام دلایل این‌چنین سخن‌شان در موضوعات گوناگون مورد استناد قرار گرفته است۳. اعتبار منبع‌شناسانه‌ی این ارجاع‌ها هم معمولاً جای چندوچون دارد؛ مثلاً چرا باید گفته‌های احتمالاً شفاهی «استاد دکتر محمدعلی سلطانی» درباره‌ی «چوپی» یا «سملی» مورد ارجاع قرار بگیرد و منابع معتبر پژوهشی شناخته‌شده و تخصصی‌ دیگر، مثلاً‌ لغت‌نامه‌های کردی به فارسی یا مقالات پژوهشی منتشر شده درباره‌ی رقص کردی، نادیده گرفته شوند؟ به‌طور کلی، در کلّ این کتاب تنها به چهار منبع مختلف ارجاع داده شده است: «استاد ایرج خادمی»، «استاد دکتر محمدعلی سلطانی۴»، «بررسی مکاتب موسیقی کلاسیک دنیا، عماد فرح‌نیا»، و «نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی۵».

این اثر از لحاظ موسیقی‌شناختی هم بسیار جای بحث دارد. مثلاً با وجود اینکه شش دستان دانگی در ابتدای کتاب تعریف می‌شود و در آن نیمچه اشارتی هم به تئوری دانگی طلایی شده است، بارها و بارها برای تعریف مقام‌های مختلف از مفهوم گام استفاده می‌شود؛ در حالی که به‌وضوح در بسیاری از این موارد رجوع به مفهوم گام نادرست و از اساس ناکارآمد است۶.

بعضی اصطلاحات و مفاهیم موسیقایی درست معرفی نمی‌شوند؛ مثلاً از اصطلاح «مکتب تبریز» در جایی استفاده می‌شود بدون آنکه برای خواننده معلوم باشد مکتب تبریز در تنبورنوازی چه ویژگی‌هایی دارد؛ یا چرا این روایت‌ها برگزیده و آوانگاری شده‌اند اما دیگر روایت‌ها در این کتاب جایی نداشته‌اند.

مشخصات کتا‌ب‌شناختی:
بهنود، یاشار (۱۳۹۵). آموزش تنبور جلد سوم (نظم مجازی). تهران: نای و نی.


۱- هرچند معلوم نیست که چرا یک‌جا در پیشگفتار نویسنده تقسیم‌بندی شش‌گانه‌ی خود بر اساس این «دستان»ها را «غیرعمدی» می‌خواند (ص۶) و جای دیگر به مبنای آن‌ها اشاره می‌کند (ص۷).
۲- و البته بررسی دقت آن یا اعتبار روایت‌های برگزیده‌اش خود فرصتی دیگر می‌طلبد.
۳- دست‌کم درباره‌ی سلطانی می‌شد به‌جای استناد به گفته‌های شفاهی‌ای که دقیقاً معلوم نیست به چه کیفیتی بوده است، به آثار و کتاب‌های او ارجاع داد.
۴- اینکه چرا در اثری علمی از واژه‌هایی مانند «استاد» و «دکتر» استفاده شده است هم خود بحثی دیگر است.
۵- مشخصات کتابشناختی دو منبع اخیر به همین اندازه ناقصند.
۶- مثلاً برای مقام باریه که گستره‌اش از سل تا می‌دوبل‌بمل تعریف شده، از مفهوم گام استفاده شده است.

یاشار بهنود نای و نی کامیار صلواتی آموزش تنبور کتاب سوم موسیقی مردمی 

29 مرداد 1397
goosheh2

گنج‌گاه (۲)

نویسنده: سعید یعقوبیان

هر فرهنگ، یک نظام است و در این نظام لازم است تا روابط معینی بین اجزا برقرار باشد تا ارتباط مراجعه‌کننده با فرهنگ مختل نشود: روش‌مندی. مؤلفِ «کتاب گوشه» که از میان واژگان موسیقایی، فرهنگی برای نامِ نواها و لحن‌های مربوط به موسیقی ایران و هر آنچه مربوط به اینها گردآورده، روشِ خود را در پیشگفتار تشریح کرده است. اطلاع از (یا بهتر است بگوییم فراگیریِ) آنچه در پیشگفتار آمده برای استفاده از این فرهنگ، دست کم به سه دلیل زیر ضروری است:

1-برخی مدخل‌ها از لحاظ اصول مدخل‌نویسی غیر استاندارد هستند. فرهنگ‌ها کتاب‌هایی برای خواندن نیستند بلکه منابعی برای رجوع‌اند و مدخل‌هایی مانند «مقام‌هایی که با نی نواخته می‌شوند»، «مدخل‌های رازانی» یا «نام‌های ایرانی در موسیقی عرب» و مانند اینها، به کار رجوع نمی‌آیند. توجیهِ وجود چنین مدخل‌هایی و روش استفاده از آنها در پیشگفتار توضیح داده شده است.

2- شرح‌ها عامدانه و آگاهانه وارد حوزه‌ی تحلیلِ نظری نیز می‌شوند. در این باب، مبانیِ نظریِ نظرگاهِ مؤلف، برخی در پیشگفتار و برخی در قالب مدخل‌هایی مانند «گوشه‌های فراگیر» تشریح شده اما یکپارچه و کامل تبیین نشده‌اند. برای نمونه منظور نویسنده از مفاهیمی مانند «زمینه» یا «خویشاوندی» نیاز به توضیح دارند. از این رو برخی جملات می‌توانند برای خواننده مبهم باشند. مثلاً «رهاب دگره‌ای از شور است». این مبانیِ نظری می‌توانست کامل و منسجم پیش از این فرهنگ منتشر شود یا بخشی را در ابتدای کتاب مستقلاً به خود اختصاص دهد.

3-مؤلف ایده‌هایی شخصی در توضیح فواصل موسیقی و نیز در روش نوشتن تلفیق شعر و موسیقی دارد (هر دو با استفاده از اعداد). اینها نیز در پیشگفتار توضیح داده شده‌اند.

در «کتاب گوشه» ضمن آنکه در موارد متعددی اشتباه‌هایِ منابع پیشین تصحیح شده اما در برخی موارد معدود، اشتباه‌ها در اینجا نیز تکرار شده‌اند: برای نمونه واژه‌ی «شدود» در رساله‌ی کنزالتحف که تقی بینش آن را «سرود» خوانده، در اینجا نیز در مدخلِ سرود، نام دیگری بر دوازده مقام اصلی موسیقی قدیم دانسته شده است. مواردی از این دست در کل مجموعه درصد پایینی دارند و می‌توانند در چاپ‌های بعد اصلاح شوند. آنچه در همین چاپِ نخست نیز در دست ماست، جایِ خالیِ بسیار مهمی را در موسیقی ایران پر کرده است.

مرور کتاب گوشه فرهنگ نواهای ایران ماهور سعید یعقوبیان ارشد طهماسبی

20 تیر 1397
goosheh

گنج‌گاه (۱)

نویسنده: سعید یعقوبیان

انتشار «کتاب گوشه» رخداد مسرت‌بخشی برای موسیقی ایران است. در این فرهنگ، تلاش‌های گذشته با آنچه ارشد تهماسبی گردآورده به تلاقی رسیده‌اند. این فرهنگ می‌تواند به بسیاری از داستان‌سرایی‌ها و افسانه‌‌بافی‌ها و اطلاعات اشتباهی که در کلاس‌های موسیقی رد و بدل می‌شود پایان دهد. دقت، همت و پشتکار مؤلف در بیش از بیست سال کار بر روی این کتاب در جای‌جایِ آن هویداست. منظم کردن پانصد مدخلِ ابوتراب رازانی و حذف چهار عنوان تکراری در آن، تنها یک از صدها نمونه از این دقتِ کمیاب است. این فرهنگ، در مقام یک کار فردی شگفت‌انگیز است وآن را تنها می‌توان نتیجه‌ی یک عشق بزرگ دانست.

«کتاب گوشه» را در دو قطبِ فرهنگ لغت (Dictionary) و دانشنامه (Encyclopedia) بیشتر باید دانشنامه‌ای دانست. اگر بخواهیم بدانیم مبرقع و سلمک در مقامِ واژه چه معنایی دارند این کتاب (در اغلب موارد) پاسخی ندارد و به این می‌پردازد که هر واژه، در موسیقی چیست. از این نظر هر مدخل همچون مقاله‌ای مستقل است. با این تفاوت که در اینجا ضمن اینکه به منابعِ مهم در داخل متن‌ها و در پرانتز اشاره شده، منابع و مآخذ به جای آنکه به عرف دانشنامه‌ها در انتهای هر مطلب ذکر شود، در پایان کتاب آمده‌اند. بااین‌حال هنوز مواردی در متن وجود دارند که اعلام نشده از کدامیک از منابعِ پایان کتاب هستند یا منبع‌شان مشخص نیست. در مورد نشریات نیز به جای ارجاع به یک مقاله‌ی مشخص، در پایان کتاب صرفاً به شماره‌ی نشریه بسنده شده‌است.

ویژگی مهم این فرهنگ ردپای مؤلف در شرح مدخل‌هاست. علاوه بر موضوع تجزیه و تحلیل نظری و ارائه‌ی دیدگاه و آرای نویسنده، برخی نقل ‌قول‌ها و شنیده‌ها و تجربه‌های شخصیِ گردآورنده نیز در هر جا که نکته‌ای بوده آمده‌است. یکی از دلایل قحطیِ داده‌های ما از گذشته‌ی موسیقی‌مان، ثبت نشدنِ‌ همینگونه اطلاعات است. لذا ذکر چنین مواردی آن هم از زبان شخصی که در مقطع مهمی از موسیقی معاصر، همه جانبه و فعالانه در عرصه‌ی موسیقی حاضر بوده موجه و ارزشمند است.

از قیمت بالای کتاب چه می‌توان گفت جز این آرزو که به پی‌دی‌اف شدن هرچه زودتر آن منجر نشود و به جای خوش نشستن در کتابخانه‌ی دانشجویان و هنرجویان، در رایانه‌شان ذخیره نشود. (ادامه دارد)

سعید یعقوبیان ارشد طهماسبی مرور کتاب ماهور گوشه فرهنگ نواهای ایران

19 تیر 1397
harward

فرهنگ موسیقی معتبر

نویسنده: آروین صداقت کیش

مدخل‌های A و B ویراست چهارم «فرهنگ موسیقی هاروارد» را «انجمن موسیقی گیلان» و انتشارات کردگار با ترجمه‌ی عادل شاهنده و ویراستاری علمی علی احمدی‌فر منتشر کرده‌اند، که یعنی دست فرهنگ‌وران گیلانی (ازجمله ویراستار که از فعالان به نام است) در کار بوده است. تا آنجا که می‌دانیم این نخستین بار است که یک دانشنامه‌ی معتبر نسبتاً گسترده (اصل 1008 صفحه‌) موسیقی به فارسی ترجمه می‌شود. پس گذشته از دیگر جنبه‌ها کتاب از همین یک جنبه هم شایسته‌ی توجه است.

اصل کتاب یک دانشنامه‌ی مشهور است که از 1944 تا 2003 چهار ویراست داشته (سومی و چهارمی به دست دان رندل). از آغاز، ویژگی این دانشنامه در میان همتایان (دانشنامه‌های متوسط و بزرگ مثل گروو و آکسفورد) روانی نثر و گرایش به موسیقی‌ قرن بیستم و موسیقی‌های غیرغربی بود که ویراست پس از ویراست هم گسترش یافت. ویژگی اول با توجه به ترجمه‌ی متوسط کتاب (به قرینه‌ی متن فارسی نه بر اساس مقابله‌ی کامل) کم‌وبیش باقی ‌مانده است. اما ویژگی دوم ممکن است در حال حاضر چندان به چشم نیاید. زیرا از یک طرف با توجه به نیازهای خواننده‌ی فارسی‌زبان نبود امکان مقایسه با دیگر دانشنامه‌ها نمود چندانی پیدا نمی‌کند و از طرف دیگر در خود زبان انگلیسی هم نمونه‌های مورد بررسی‌اش به نسبت زمان آخرین ویراست (2003) کمی قدیمی است. بااین‌حال دیدن نام بسیاری از دانشوران معتبر و چیره‌دست در فهرست همکاران دانشنامه مثل نِتِل، کیوی، بُهلمن، مورگان، لِوین و ... خیال هر خواننده را از بابت محتوای مدخل‌ها و مخصوصاً منبع‌شناسی مفید (البته کمی تاریخ‌گذشته) انتهای آنها آسوده می‌کند. تنها کمبود واضح (هم در اصل هم در ترجمه) شاید فقدان یک فهرست مدخل‌هاست که دسترسی را آسان‌تر کند.

در چاپ فارسی کیفیت تصاویر و نت‌نوشت‌ها تا حدودی پایین آمده که با توجه به کپی‌برداری از یک نسخه کتاب اصلی و نه دریافت تصاویر با کیفیت بالا از ناشر کاملاً قابل پیش‌بینی بوده است. بااین‌وجود به حساب سودمندی‌های مهم‌تر می‌شود از این عیب چشم‌پوشی کرد و امیدوار بود که متصدیان کار را نیمه‌تمام نگذارند و باقی را هم با همین همت و به همین شکل بلکه با کیفیت شکلی و ترجمه‌ی بهتر منتشر کنند.

10 تیر 1397
tarikh musighiyeh gharb

یک تاریخ معتبر

نویسنده: آروین صداقت کیش

کتاب «تاریخ موسیقی غرب» انتشارات نورتن را به تازگی «کتابسرای نیک» با ترجمه‌ی کامران غبرایی و ویرایش تخصصی ناتالی چوبینه منتشر کرده است. این سومین بار است که در سال‌های گذشته منابعی تقریبا کامل از تاریخ موسیقی (گاه غرب و گاه جهان و غرب) ترجمه می‌شود. بار نخست بهزاد باشی کتاب تاریخ موسیقی انتشارات پلیکان ویراسته‌ی آلک رابرتسون و دنیس استیونس را با عنوان «تاریخ جامع موسیقی» ترجمه  کرد و بار دوم ناتالی چوبینه و پریچهر زکی‌زاده تاریخ فشرده‌ی موسیقی آکسفورد نوشته‌ی جرالد آبراهام را ترجمه کردند که چاپ امروزینش با ویرایش و بازنگری گسترده‌ی سیدعلیرضا سیداحمدیان در دسترس است.

بر جلد کتاب تاریخ موسیقی غرب که تاکنون نُه ویراست از آن به انگلیسی منتشر شده، نام سه مولف به چشم می‌خورد. در پشت این سه نام حکایت دور و دراز ویراست‌های مختلف کتاب پنهان شده است. کتاب ابتدا در 1960 توسط گراوت تالیف شده است و بعد از مرگش ناشر بازنگری آن را به پالیسکا (حتا تا حد بازنویسی بخش بزرگی از نثر) سپرده و سپس در ویراست‌های متاخر به بِرک هولدر. تداوم انتشار شش دهه‌ای ویراست‌های متعدد، حتا به قیمت بازنگری‌های دامنه‌دار، نشان می‌دهد که کتاب در جامعه‌ی موسیقی انگلیسی زبان اهمیت فراوان داشته و اهمیتش را تا امروز هم حفظ کرده است.

در حقیقت کتابی که امروز به دست خواننده‌ی فارسی‌زبان رسیده یکی از مهم‌ترین کتاب‌های تاریخ موسیقی غرب در تمام دوران‌ها است. تأثیر این کتاب به‌عنوان یک کتاب درسی دانشگاهی پراهمیت و متداول (در آمریکای شمالی) چنان است که کار بسیاری از تاریخ موسیقی نویسان بعدی با آن مقایسه می‌شود1.

چیزی که این کتاب را دوران‌ساز و تقریباً از همه‌ی کتاب‌های پیش از خودش متمایز می‌کند نگاه بسیار گسترده‌ی مؤلف نخست به تاریخ موسیقی است. او موسیقی را نه توالی عددی تاریخ تولد و مرگ آهنگسازان بلکه موضوعی تمدنی، زیباشناختی و اجتماعی می‌دیده و نگاهی به‌غایت سبک‌شناسانه به آن داشته است. عمده‌ی موفقیت کتاب نیز در همین است که گراوت (و بازنگران بعدی نیز) موفق شده با زبانی میانه و بسیار بی‌طرفانه (نه چنان فنی که فقط به کار سطوح بالای دانشگاهی بیاید و نه چنان سبُک که تنها به درد قصه‌گویی بخورد) تاریخ دو هزاره‌ای موسیقی غرب و پویایی و آمدن و رفتن سبک‌های آن را در بستری از دگرگونی‌های اندیشگی، اقتصادی و دیگر متغیرهای تمدنی شرح دهد. او برای این‌که این مهم را در اندازه‌ی محدود 800 صفحه‌ای به انجام برساند و ژرفا و وسعت بایسته را هم‌زمان داشته باشد ناگزیر انتخاب‌های دشواری کرده که در متن ساختار شش بخش و 36 فصلی آن و با مقایسه با کتاب‌های تاریخ موسیقی گسترده‌تر می‌توان ردش را یافت (مثلاً یونان بسیار فشرده در مقابل دیگر فصل‌های گسترده).

در متن کتاب برای خواننده‌ی دقیق‌تر و جویای دانش، حجم بزرگی از اسناد، از نت‌نوشته‌های معتبر گرفته تا تصاویر متعددی از سازها و نقاشی‌های هر دوره و ... (که ای‌کاش رنگی و با کیفیت بهتری بود) نیز آورده شده که راه را برای عمیق‌تر شدن در هر موضوع باز می‌کند.
خوشبختانه برخلاف بسیاری از تجربه‌ها ویراست هشتم برگردان فارسی نسبتاً قابل قبولی (با مقایسه‌ی محدود متن اصلی و برگردان فصل‌های 13 و  24) دارد. مترجم نسبتاً موفق شده به زبان نه غامض نه پیش‌پاافتاده‌ی اصلی نزدیک بماند، گرچه با حذف بخش‌هایی چون فهرست منابع انتهایی عملاً بهره‌ی دانشگاهی کتاب را تقلیل داده است.


1- حتا تاریخ موسیقی شش جلدی آکسفورد نوشته‌ی ریچارد تاروسکین.

مرور کتاب آروین صداقت کیش ناتالی چوبینه کامران غبرایی تاریخ موسیقی غرب کتابسرای نیک انتشارات نورتن

20 خرداد 1397
بالا