نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: موسیقی ایرانی


Daftare Santoor 1

نشود فاشِ کسی...

نویسنده: آروین صداقت کیش

محفل یا مجلس تا پیش از پیدایش کنسرت‌، رادیو و آلبوم مهم‌ترین جایگاه شنیدن موسیقی کلاسیک ایرانی بود. مجلس در آن‌وقت جایی بود که موسیقیدان ایرانی هنرنمایی می‌کرد بدون اضطراب حضور در برابر شنوندگان ناشناس یا ابزار ضبط. به این ترتیب تا پیش از ورود فناوری ضبط به ایران آنچه در مجلس روی می‌داد ملک طِلق حاضران بود و پس از تجربه‌‌ی لحظاتش دیگر وجودی نداشت جز در خاطر و نقل‌هایشان. با فراهم شدن امکان ضبط، بعضی صاحبان مجلس وسوسه شدند رویداد را از اسارت زمان برهانند و برای همیشه از آن خود نگهدارند. با این دگرگونی امر (نسبتاً) خصوصی امکان یافت به مشاهده‌ی عموم برسد. پس مجلس تبدیل به «اجرای خصوصی» و «ضبط خصوصی» شد. و این شمشیری دودَم بود. یک دم آنگاه بود که اجرایی کم‌نظیر ضبط می‌شد یا تنها میراث استادی از غبار تاریخ نجات می‌یافت. دم دیگر آنگاه که لغزش‌های حاصل از سهلی و صمیمیت مجلس می‌ماند و فاش همگان می‌شد.

«دفتر سنتور» مجلسِ مجلس نیست. نیم-‌کنسرتی است در میانه‌ی دهه‌ی فترت 1360، گریزگاهی جایگزین همه‌ی امکانات بروز عمومی موسیقی که از دست رفته بود. بااین‌حال لبه‌ی دوم شمشیر را به خوبی می‌نمایاند. این ضبطی است از موسیقیدانی برجسته که به سخت‌گیری در استانداردها شهره است، بدون اغلبشان. در جملات ضبط نه ازپیش‌اندیشیدگی و انسجام فرمی کم‌نظیر پایور به چشم می‌خورد نه اجرای بی‌اشتباه و نه حتا سونوریته‌ی شفاف و یکدستی که در اجرا/ضبط‌های رسمی‌اش شنیده‌ایم. لحظاتی اندک از درخشش خلاقیت هست (بداهه‌ی دشتی یا بیات اصفهان) اما بی‌پیوندی با پیش و پس از خود و به همین دلیل درنمی‌گیرد و دامن نمی‌گسترد، بازهم وارون  آنچه از پایور می‌شناسیم. سود موسیقایی چنین ضبطی دست‌بالا به این محدود می‌شود که ببینیم چگونه پایور بخشی از جملات یک قطعه‌ی پیشین خود را به دستگاهی تازه برده (بخش نخست چهارمضراب ماهور که از چهارمضراب بیات اصفهان «دوره‌ی ابتدایی» یا حضور پایه‎‌ی چهارمضراب ماهور «سی ‌قطعه» در چهارمضراب بیات اصفهان). و اگر چنین است این نقش ناشر/صاحب ضبط است که خودنمایی می‎‌کند. این پرسش را پیش می‌آورد که حکمت انتشار چنین ضبط‌هایی از کسی که به قدر کافی آثار باکیفیت از او موجود است، چیست؟

آروین صداقت کیش دفتر سنتور فرامرز پایور موسیقی سنتی ایرانی تکنوازی سنتور نویز

برای خرید و دانلود آلبوم دفتر سنتور به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.3 ( 6 رای)
09 دی 1397
Be Yade Lotfi 1

فزونی ناگفته‌ها

نویسنده: کامیار صلواتی

باز اجرای یک اثر، با تنظیم یکسان و در زمانی تقریباً یکسان، مسأله‌ای است که تاکنون کمتر در موسیقی ایرانی مورد توجه قرار گرفته است. به‌‌نظر می‌رسد که «به یاد لطفی»، از معدود نمونه‌هایی است که از این لحاظ کمی شبیه به بازاجراهای رایج در موسیقی کلاسیک غربی است، با این تفاوت که –بنا به توضیحات سرپرست گروه نهفت- قطعات آلبوم پیش از اجرای آن قطعات توسط خود آهنگساز، یعنی محمدرضا لطفی، اجرا و ضبط شده‌اند.

در این آلبوم، چند نکته جلب توجه می‌کند؛ یکی آنکه با شنیدن آن می‌توان در دلایل احتمالی کمبود اجراهای مختلف از یک اثر واحد لختی بیشتر اندیشید؛ از جمله، تفوق نسبی فرهنگ شفاهی پس از همه‌ی این سال‌ها، و فزونی «ناگفته»هایی که در حین اجرا و ضبط آثار نوشته شده توسط سرپرست یا آهنگساز یا نوازندگان تعیین می‌شوند، که به معنای وجود عرصه‌ای بسیار بزرگ‌تر برای تفسیر و تغییر در تعیین خصوصیات اجرای یک اثر است. در «به یاد لطفی»، صدادهی گروه از نظر دینامیک بسیار تخت‌تر از صدادهی اجراهایی است که تحت نظر خود لطفی ضبط شده‌اند (مثلاً پیش‌درآمد اصفهان «به یاد لطفی» را با اجرای همین اثر توسط گروه شیدا مقایسه کنید). تقسیم‌بندی جمله‌ها میان سازها و رجیسترها و صداهای مختلف در لحظاتی کاملاً با اجرای لطفی و گروه شیدا متفاوت است، و حتی در بعضی لحظات، اجراها از نظر آگوگیک هم اندکی با هم متفاوت هستند (از جمله در تصنیف «حصار» که پیشتر به نام «ای عاشقان» اجرا شده بود). این حجم از عدم تعین و سیال بودن مرزهای اجرا، نشان می‌دهد که پس از نزدیک به صدسال از بازگشت وزیری به ایران، نت‌نویسی و به نوشتار درآوردن دقیق قطعات موسیقی کلاسیک ایرانی همچنان راهی دور و دراز در پیش دارد.

از اهداف درون‌گروهی اجرای این آثار که بگذریم، ویژگی دیگری که در «به یاد لطفی» خودنمایی می‌کند، محافظه‌کاری بیش از حد گروه در اجرای آثار لطفی‌ حتی در قیاس با اجرای خود گروه شیداست؛ محافظه‌کاری‌ای که در اجرای بسیار خنثی و کم‌تنوع قطعات رخ نمایانده است (و فراموش نباید کرد که خودِ لطفی در نظر عده‌ای به محافظه‌کاری متهم می‌شد). واهمه و احترام به جایگاه استاد است که گروه را به چنین محافظه‌کاری‌ای واداشته یا پای عاملی دیگر در میان است؟ دلیل هرچه که باشد، فردیتی در این‌جا گم شده است؛ ذهنیتی که این آثار را تفسیری نو ببخشد و آن‌ها را اندکی از سایه‌ی استاد برهاند.

پوریا اخواص به یاد لطفی گروه نهفت موسیقی سنتی ایرانی کامیار صلواتی گروه نوازی جهانشاه صارمی

برای خرید و دانلود آلبوم به یاد لطفی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2 ( 6 رای)
03 دی 1397
Rafte Ze Del 1

تمسخر تاریخ

نویسنده: کامیار صلواتی

پیمان خازنی  را با آثاری به سبک موسیقی گلهایی می‌شناسند. با این‌حال، از استواری و پرداخت ملودیک و اجرای قوی بسیاری از آثار دوره‌ی رادیو، دست‌کم در «رفته ز دل»، خبری نیست، و «رفته ز دل»، چون ماکتی است که برای دو خواننده‌ی آماتور خلق شده باشد.رفته ز دل، آلبومی است متشکل از چند تصنیف یا ترانه بر مبنای چند شعر عموماً کم‌مایه (اگر از سه شعر عراقی و بهبهانی و شهریار بگذریم)۱، با ملودی‌هایی پرداخت نشده، ‌عجول و خام، با فرمی مغشوش، و به کار گیری راحت‌طلبانه‌ترین شیوه‌ی همراهی شعر و ملودی در بافتی کم‌حجم و عموماً هتروفونیک.

در توضیحی که درباره‌ی آلبوم «رفته ز دل» منتشر شده است، یکی از خوانندگان اثر، آوا عباس‌زاده،«رفته ز دل» را اثری «ارکسترال» می‌نامد که «از فیلتر موسیقی ایرانی» عبور کرده است. نیز، این آلبوم و اجرای آن توسط یک خواننده‌ی زن و یک خواننده‌ی مرد، نشانه‌ای از «فائق آمدن بر مشکلات بانوان خواننده» قلمداد شده است. این‌ها توضیحات آوازخوان اصلی اثر است که تصویرش و نامش در آلبوم از نام آهنگساز نیز بیشتر تکرار شده است.

این توضیح، یک دهن‌کجی آشکار به تاریخ است؛ نیشخندی که مفهوم اثر «ارکسترال» را به سخره می‌گیرد و آن را برای اشاره به بافتی سبک به کار می‌برد که توسط سه ساز زهی، پیانو و سه ساز ملودیک ایرانی نواخته می‌شود (و همین‌ها هم تقریباً هیچ‌گاه صدای‌شان در یک قطعه همراه با هم به گوش نمی‌رسد)؛ تسخری که تلاش‌های ریز و درشت آهنگسازانی چون حسین علیزاده را برای هرچه بیشتر و شفاف‌تر به گوش رساندن صدای زنان نیز نادیده می‌انگارد. هم‌خوانی‌ای که در این اثر می‌شنویم، که در آن صدای خواننده‌ی مرد هم به شدت بر صدای خواننده‌ی زن غلبه دارد، حتی در همین وضعیت ابتدایی‌اش هم نو نیست2؛ بماند که این نوع اعلام پیروزی ساده‌دلانه، بیشتر نشانه‌ی پذیرش شرایط موجود است و به ضرر مشکلات خوانندگان زن تا به نفع آنان.


۱- غزل عراقی در این آلبوم «راهَت جان» (راحَت جان) نام گرفته است. 
۲- مثلاً در آثار کامکارها، یا حتی در حوزه‌ی موسیقی مردم‌پسند آثار مسعود جاهد، این نوع از همخوانی تجربه شده‌اند؛ با این تفاوت که در آثار آن‌ها صدای خواننده‌ی زن واضح‌تر به گوش می‌رسد.

پیمان خازنی، آوا عباس زاده، مجید حسین خانی کامیار صلواتی موسیقی ایرانی رفته ز دل

برای خرید و دانلود آلبوم رفته ز دل به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0.6 ( 8 رای)
17 آذر 1397
Az Kouch Ta Rahaei 1

اکلکتیسیزم ایرانی

نویسنده: کامیار صلواتی

اکلکتیسیزم(Eclecticism)، یا التقاطی‌گری، راه و روشی بود که در اروپای قرن نوزدهم، بعد از افول نئوکلاسیسیزم از سوی عده‌ای از هنرمندان دنبال شد و به پدید آمدن آثاری انجامید که هرچند متفاوت و نو بودند، اما سویه‌هایی تاریخ‌گرایانه داشتند. اکلکتیسیزم، آمیزه‌ای آزادانه از به کارگیری صریح انواع و اقسام عناصر سبکی و شیوه‌هایی بود که پیش از آن تجربه شده بودند. علاوه بر این، با شناخت بیشتر شرق و استعمارگری‌های قرن نوزدهمی، هنر و معماری جهان اسلام، هندی‌ها، چینی‌ها و دیگر تمدن‌های کهن نیز به آن ملغمه‌ی تاریخی افزوده می‌شدند و در غیاب ارزش، پارادایم، و معیارهای فراگیر مرجعیت‌ساز دوران پیشین -مانند ارزش‌ها و معیارهای قرون وسطایی یا دوران رنسانس- هنرمندان اکلکتیک  در بستری آزاد و بی‌سابقه، همه‌ی این عناصر ناساز در معجونی غریب هم زدند. البته، دیری نپایید که اکلکتیسیزم با قرائت هیجان‌زده و البته نسبتاً قشری‌اش، عرصه را به سبک‌های نوین و عمیق‌تر واگذار کرد. ایده‌ی اکلکتیسیزم در تاریخ هنر اروپا، از بعضی جنبه‌ها می‌تواند ماهیت آلبوم کوچ تا رهایی را توضیح دهد.

آلبوم کوچ تا رهایی مملوء از ارجاع‌های پنهان و آشکار به سبک‌های مختلفی است که در تاریخ موسیقی ایرانی تجربه شده‌اند: آلبوم با تصنیفی سرخوش آغاز می‌شود که از زنگوله‌ی راست‌پنج‌گاه و چهارمضراب ماهور معروف درویش وام می‌گیرد اما ناگهان در آن میان، با تغییر مسیر به سمت اصفهان، به یک الگوی ریتمیک «والس»وار با کُری غربی گردش می‌کند. سپس، در قطعه‌ی کوچ، نوای تنبور «باستانی» با دف و کُر همراه می‌شود (که شاید اشاره‌ای است به «موسیقی عرفانی» نخستین سال‌های پس از انقلاب)، و سپس‌تر، مستقیماً از موسیقی رادیویی پیش از انقلاب گرته برمی‌دارد. این آلبوم در پایان اعجاب‌انگیزش، محوریت ساز قانون و عناصر موسیقی حوزه‌ی ایرانی-ترکی-عربی را دست‌مایه‌ی ساخت تصنیفی روی شعر حافظ قرار می‌دهد. کوچ تا رهایی، گویی حاصل هیجان‌زدگی حاصل از کشف همه‌ی این دنیاهای جدید و شناخت بیشتر آن‌ها در سال‌های اخیر در مجموعه‌ای اکلکتیک است و البته ذهن  پدیدآورنده‌ای که بر نمایش و جا دادن همه‌ی این شیوه‌ها در یک اثر واحد اصرار دارد.

برای خرید و دانلود آلبوم از کوچ تا رهایی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.3 ( 8 رای)
13 آذر 1397
Afshari 1

معضل صدادهی

نویسنده: علیرضا جعفریان

یک سؤال متداول در میان نوآموزان سازهای تار و سه‌تار این است که کدام ساز دشوارتر است؟ یک جواب متداول هم این است که سه‌تار در ابتدای راه ساز ساده‌تری‌ست اما در ادامه‌ دشوارتر می‌شود. واضح است که نمی‌توان به چنین سؤالاتی پاسخ‌های همه‌شمول داد. اما، حقیقتاً نوازندگی سه‌تار تفاوتی مهم با سازهای دیگر دارد: وقتی نوازنده‌ی سه‌تار سال‌ها آموزش دیده، ردیف را از بر شده، بداهه‌نوازی در گوشه‌ها و دستگاه‌های مختلف را یاد گرفته، قطعات دشوار را می‌تواند بنوازد و حتا به حد معلمی رسیده، تازه با یک معضل بزرگ مواجه می‌شود که هر کسی نمی‌تواند از پس آن برآید: صدادهی سه‌تار.

حسین اینانلو در آلبوم «افشاری» با یک مشکل ساده روبه‌روست: سه‌تارش خوش‌صدا نیست. و البته این مشکل به طور مشخصی به تکنیک نوازندگی مربوط می‌شود، نه مشکلات ضبط یا صدابرداری. اینانلو برخلاف اینکه با مُد و ریتم به مثابه‌ی یک «مسئله» برخورد کرده، به نظر می‌رسد مسئله‌ی صدادهی را چندان جدی نگرفته است. به این مشکل در سونوریته، باید مشکل موزیکالیته را نیز اضافه کنیم. اینانلو مانند بسیاری از نوازندگان سه‌تار، احتمالاً طبق عادت، مضراب‌های زائد و اضافه‌ای به سیم بم می‌زند. دینامیسم در نوازندگی او متناسب با عبارت‌پردازی‌های موسیقایی نیست. و علاوه بر عدم رعایت دینامیسم در تک‌تکِ جمله‌ها، این مشکل در مقیاسی کلی‌تر نیز دیده می‌شود: در طول آلبوم مدام شاهد تَنِش هستیم و اهمیتی به توالی‌های تنش/آرامش داده نشده است.

اینانلو در توضیحات آلبوم گفته است «این آلبوم به لحاظ درون‌مایه نگاهی کاملاً کلاسیک به موسیقی دستگاهی دارد اما به لحاظ اجرایی و فرم و نوازندگی و تحرک جمله‌بندی و زمان‌بندی کاملاً معاصر است». فارغ از اینکه منظور از واژه‌های کلاسیک در برابر معاصر، درون‌مایه و یا فرم چه باشد، با اطمینان می‌توان گفت آنچه اینانلو در آلبوم افشاری نواخته است کاملاً در درون گفتمان موجودِ نوازندگی سه‌تار جای می‌گیرد؛ حفظ محتوای مدال موسیقی دستگاهی دوران قاجار و تغییر در شیوه‌ی نوازندگی رایج‌ترین و معمول‌ترین گفتمان موسیقایی در دهه‌های گذشته بوده است.

پویان گرامی حسین اینانلو ماهور علیرضا جعفریان سه تار افشاری تکنوازی موسیقی دستگاهی موسیقی ایرانی

برای خرید و دانلود آلبوم افشاری به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.2 ( 8 رای)
07 آذر 1397
Ravayate Esfahan 2 1

انعکاس وضعیت تاریخی سه ساز

نویسنده: کامیار صلواتی

روایت، نوعی بازنمایی از امری حقیقی است که در جهان خارج به وقوع پیوسته است. از آن‌جایی که هیچ گزارش و بازنمودی نمی‌تواند جای اصل اتفاق را بگیرد، روایت نه هیچ‌گاه کاملاً صحیح است نه مطلقاً غلط. روایت‌ها را نمی‌شود هیچ‌گاه به تمامی سنجید و رأی به بطلان یا حقانیت‌شان داد. هر نوع روایتی، نسبت به آن چیز که روایت‌اش می‌کند، فاصله‌ای دارد.

در میان آن‌چیزهایی که میان بازنمود و امر بازنمایی‌ شده «فاصله» می‌اندازد سه عامل انگار پررنگ‌ترند: ذهن راوی یا راویان، بستر مکانی و زمانی خلق روایت، و بالاخره مدیومی که روایت از طریق آن بازنمایی می‌شود. روایت را اگرچه نمی‌توان درستی‌سنجی کرد، می‌توان آن را انعکاسی از این سه عامل دانست. روایت بیش از آنکه حاوی حقیقت آن امر بیرونی –مثلاً واقعه‌ای تاریخی- باشد، منعکس‌کننده‌ی این سه مولفه است؛ از این روست که روایت برخلاف ظاهرش، کمتر به آن واقعیتی که به آن ارجاع می‌دهد وابسته است تا این عوامل.  

روایت «اصفهان»، روایت سه نوازنده است از یک پدیده‌ی تثبیت شده و تاریخی به نام آواز اصفهان در ردیف (بماند که ردیف نیز خود نوعی روایت است از نظامی مستتر). سه نوازنده، یکی نوازنده‌ی کمانچه، دیگری نوازنده‌ی تار، و دیگری قانون، در واپسین سال‌های قرن چهاردهم شمسی، روایت اکنونی‌شان از این آواز (اصفهان) را با سازهایشان بازمی‌نمایانند.

با مرور نواخته‌های آن‌ها می‌توان با سه روایت، و سه انعکاس متفاوت روبه‌رو شد: اولی با فاصله‌ای دورتر از نظم سنتی می‌ایستد (کمانچه)، دومی به شدت وام‌دار نوازنده‌ای تأثیرگذار (لطفی) است (تار)، و سومی روایتی «بی‌لهجه»تر و استاندارد است (قانون). با وجود این، هیچ‌کدام نمی‌توانند کاملاً بر روی پای خود بایستند و هرکدام به دستمایه‌ای تاریخی و عینی تکیه می‌کنند: اولی بر تصنیفی از درویش‌خان، دومی بر یک ضربی از لطفی، و آخری بر یکی از گوشه‌های متریک ردیف. این شاید، آینه‌ی از وضعیت رپرتوار «معاصر» این سازها پس از گذشت همه‌ی این سال‌ها نیز باشد؛ وضعیتی که هنوز به یادمان‌های آشنای تاریخی‌اش بسیار متکی‌ست. علاوه بر این، این روایت وابسته به مدیوم روایت‌گرش (سازها) و تاریخ‌شان نیز هست: تار همچنان بر شانه‌ی غول‌هایش می‌ایستد، قانون به‌واسطه‌ی میراث کم‌پشت‌ترش در سده‌ی اخیر به بیان و «لهجه»ای متمایز نرسیده، و کمانچه اگرچه چون قانون بی‌تاریخ نیست، کمتر وظیفه‌ی بازگویی سنت و ردیف را عهده‌دار بوده است. این سه تک‌نوازی، آگاهانه یا ناآگاهانه، انعکاسی‌اند از تاریخ این سه مدیوم (ساز)، ذهنیت‌های سوار بر آن‌ها در دوران معاصر و تاریخی، و بالاخره بستر مکانی و زمانی خلق آن‌ها.

کامیار صلواتی پریچهر خواجه روایت اصفهان حسام اینانلو کلاسیک ایرانی

برای خرید و دانلود آلبوم روایت اصفهان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.6 ( 7 رای)
05 آذر 1397
Khalvatgahe Man 1

خودتکراری

نویسنده: کامیار صلواتی

«خلوت‌گاه من» پیوندهایی سخت با آثار پیشین مسعود شناسا دارد؛ بیش‌تر و واضح‌تر از همه با بخش‌های همراه با آواز نَواژه1: از این جمله‌اند تأکیدهای موکد بر تضاد و توالی حجم/ سکوت در بافت قطعات، تقطیع‌ها و تعلیق‌های مداوم ریتمیک و مُدال، تأکید و برجسته‌سازی بعضی واژه‌ها و برش‌ها از مصرع‌ها با بیان متنوع آن واژه‌های تکرار شده (به‌طور خاص «هُشیار» در قطعه‌ی «آن مست»)، تکرار یک نت بر روی چند هجا با کشش‌های متفاوت، و گه‌گاه تغییری ناگهانی از دل این تکرارها سربرآوردن. نیز تغییر مُدهای اثر شباهت‌هایی غیرقابل انکار با نَواژه دارند. در کنار این‌ها، در خلوت‌گاه من نیز چون نَواژه، تقریباً هیچ‌چیز در این اجرا به لحظه و اتفاق و «آن» و بداهه واگذار نشده است.

در این آلبوم، باز مانند نَواژه، هر قطعه ساختار و چینشی مفصل دارد. با وجود این نکته‌ی آخر، نوعی فکر ناشدگی در ساختار کلان رپرتوار ملموس است که نوعی عدم توازن را در آن به وجود می‌آورد. شاید بارزترین نمود این عدم توازن را می‌توان در توالی سه «چکام‌ آهنگ» (تصنیف) کمابیش مشابه در نیمه‌ی دوم آلبوم دید که در تقابل با سیاق متنوع‌تر نیمه‌ی اول آلبوم قرار می‌گیرد؛ و در مقیاسی متفاوت، در کنار هم نشینی سهراب و حافظ و سعدی در یک اثر واحد.

می‌گویند اگر دسیپلینی به زبانی واضح و تثبیت شده برای توضیح دست نیافته باشد، هنوز به مرتبه‌ی «علم» بودگی نرسیده است. مسعود شناسا زبانی آفریده مختص به خود تا به این پریشانی زبانی بیفزاید: پیش‌آهنگ، چکام، و خوش‌آهنگ از نشانه‌های این زبان غریبه و معوَجند؛ زبانی که موجودیت تاریخی و میراث موسیقی کلاسیک ایرانی را نادیده می‌گیرد و به عمد قصد پاکسازی و فارسیزه کردن آن را دارد. با وجود این، این زبان چنان نارسا و بیگانه است که خود نیاز به مترجمی زبان فارسی دارد تا معنای این واژه‌ها را در پاورقی متن دفترچه شرح دهد!


۱- آلبوم «نَواژه» به آهنگسازی مسعود شناسا و آواز علیرضا شاه‌محمدی در سال ۱۳۹۰ توسط انتشارات آواخورشید منتشر شده است.

برای خرید و دانلود آلبوم خلوت‌گاه من به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.8 ( 6 رای)
29 آبان 1397
بالا