نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: کنسرت


1

راکِ غیر انتزاعی

نویسنده: امیر بهاری

وقتی کنسرتی  که بناست در ساعات پایانی شب (ساعت 23 ) آغاز شود، نیم ساعت تاخیر داشته باشد، مخاطب با حس و حال خوبی به تماشای آن نمی‌نشیند اما گروه «ماینس‌وان» با یک اجرای محکم و موثر توانست ضرب این تاخیر را بگیرد و علاقمندانش را با حالی خوش راهی خانه‌هایشان کند.

در پس حدود 15 سال فعالیت مستمر، تعداد اجراهای زنده رسمی گروه «ماینس‌وان» به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسد اما این گروه مشهدی در شهرِ «بدون صحنه» با چنگ و دندان بقای خود را حفظ کرده است. آن‌ها با رهبری مسعود فیاض‌زاده، گیتاریست برجسته سبک راک، یک اجرای «راک» در مفهوم حقیقی کلمه به نمایش گذاشتند و به واسطه بهره‌مندی از نظرگاه مشخص در بافت و ساختار و حضور نوازندگانی یک‌دست و هم‌سو ( چه به لحاظ عاطفی و چه از منظر موسیقایی) شبی به یادماندنی ساختند. یکی از شب‌هایی که بسیار کم در موسیقی راک ایران اتفاق می‌افتد. هیچکدام از اعضای این گروه نمود منفردی روی صحنه نداشتند و «ماینس‌وان» بود که بر صحنه خودنمایی می‌کرد.

حامد مبرز، یکی از  خوانندگان گروه بخش‌هایی را که  «هارش» می‌خواند چندان کوک و ژوست اجرا نکرد. او در انتهای برنامه از حضار به دلیل سرما خوردگی ناگهانی معذرت خواهی کرد. که عذری منطقی به‌نظر می‌آمد چرا که در آلبوم این مشکل وجود ندارد. البته اینکه ضبط استودیویی تا چه اندازه  می‌تواند عیار یک خواننده باشد- آن هم با در نظر داشتن پیشرفت روزافزون نرم‌افزارهای ضبط صدا- بحثی محفوظ است. شاید بهتر بود در فهرست قطعات (ست لیست) تغییراتی انجام می‌شد که این موضوع چندان جلب نظر نکند.

و از همه این بحث‌ها مهم‌تر، دیدگاه روشن گروه به مسائل اجتماعی‌ است که با حضور یک ترانه‌سرای ثابت به خوبی متبلور می‌شود. در کنار این موضوع توانایی اعضای گروه در نواختن سازهای خودشان از «ماینس وان» گروهی یک‌دست و رو به تکامل ساخته است. گروهی از خراسان رضوی که با همه سختی‌ها سال‌هاست خودش را در جریان راک نه چندان پربار ایرانی سرپا نگه داشته است.

12 شهریور 1397
yooresh

عقب‌گرد

نویسنده: کامیار صلواتی

اگر چشم بر سابقه‌ی سیامک آقایی ببندیم و سنجه‌ی خود را میانگین اجراهای کنونی قرار دهیم، کنسرت «یورش» او را باید رویدادی نسبتاً موفق بدانیم؛ امّا اگر آثار پیشین آقایی یا آثاری که در خلق‌شان مشارکت داشته را معیار سنجش خود بگذاریم، «یورش» جز عقب‌گردی ناامیدکننده نیست.

کنسرت یورش مجموعه‌ای از قطعات آوازی و متریک بود که برای گروه سازهای ایرانی (کمانچه، کمانچه آلتو، تار باس، تار، سنتور، نی، و تنبک) و آواز (که البته از اندکی ضعف تکنیکی –به‌خصوص در رژیسترهای زیرتر- رنج می‌برد) نوشته شده بود؛ سازبندی‌ای که چندان تناسبی با بافت غالباً مونوفونیک موسیقی اجرا شده نداشت. برنامه با یک تکنوازی آغاز شد که چون بعضی آثار پیشین آقایی عامدانه در فضایی تثبیت نشده از نظر مدال سیر می‌کرد و در ادامه چند بار تغییر جهت داد؛ مدگردی‌هایی که گاه بدون ظرافت تنها در پی تغییر فضا و شاید گریز حاصل از ملال ماندن در یک فضای مدال واحد بودند، و در معدود مواردی، مانند مدگردی به درآمد بیات ترک در بیت آخر غزلی از فروغی بسطامی، دلچسب و سنجیده.  

همچنین برخلاف «ز بعد ما»، که از حیث روایت‌گری منسجم و معنادار بود و این انسجام را درهمه‌ی وجوهش بازتاب داده بود، یا حتی «یاد باد» که باز وجوه مختلف‌اش در تناسب با یکدیگر بودند، «یورش» در پریشانی خود به این در و آن در می‌زد. جدا از چند قطعه و آواز آخر برنامه، که عصیانی تدریجی و فزاینده را روایت می‌کردند و در قطعه‌ی باکلام «یورش» به انفجار می‌رسیدند، سایر قطعه‌ها و آوازها حسرت زلف یار و سودای مناجات داشتند. قطعه‌ی «یورش» ترکیبی نسبتاً پیچیده‌تر از توالی ریتم‌ها و وزن‌های مختلف بود، اما تصنیف «هاله‌ی مهتاب» بنا به وام‌گیری‌اش از یک قطعه‌ی محلی، ساختاری به غایت ساده داشت. این ناخوش‌احوالی و درهم‌جوشی تصویر کلی برنامه‌ی «یورش» را در ذهن مخاطب مغشوش و گنگ می‌کند: «یورش» نه چون «یاد باد» سهل و ممتنع و تغزلی است و نه به سیاق «ز بعد ما» 1جسورانه و رادیکال؛ «یورش» ترکیبی ناهمگون و هضم نشده از تجربه‌های قبلی آقایی است.

کلاسیک ایرانی کامیار صلواتی سیامک آقایی کنسرت یورش گروه گوشه


1- «ز بعد ما» البته یک کار گروهی است که آقایی یکی از چند مولف آن است.

11 شهریور 1397
respina2

تغییر رپرتوار

نویسنده: آروین صداقت کیش

رپرتوار فاش‌کننده است. هر چه انتخاب می‌کنیم ما را در بوته آزمایش می‌گذارد و عیار کارمان را هویدا می‌کند‎، مخصوصا اگر با عادت و تمرکز کاری ما همخوان نباشد. این وضعیت را به‌ویژه گروه‌هایی که بر یک دوره‌ی سبک‌شناختی از موسیقی متمرکزند هنگامی تجربه می‌کنند که آثاری از دوره‌های دیگر برمی‌گزینند؛ بیش از همه آنها که رپرتوار استاندارد دوره‌های کلاسیک و رومانتیک را هدف می‌گیرند درحالی‌که بیشتر به دوره‌های دیگری می‌پردازند.

کوارتت شناخته‌شده‌ی رسپینا که به شهادت کتابچه‌ی کنسرت هدف‌هایی همچون «رویکرد معاصر»، «اجرای آثار آهنگسازان برای اولین بار» و ... را دنبال می‌کند (و سابقه‌شان نیز تاییدکننده آن است) در اجرای ششم -که باید نوعی چرخش به سوی رپرتوار دوره‌های دیگر به حساب آورد- با چنین چالشی روبه‌رو شد. در آغاز کنسرت، در کوارتت شماره‌ی 1 چایکوفسکی، هنگامی که موومان اول (Moderato e Simplicie) از میزان‌های نخست گذشت، نه تنها انتظار شکل‌گیری صدای یکپارچه و شنیده شدن قطعه به عنوان یک کل برآورده نشد بلکه از میزان 34 به بعد با اهمیت یافتن نقش ویولون اول و شروع پاساژهای دشوار به تدریج همان اندک همزمانی و هم‌کوکی اولیه نیز فروپاشید و قطعه را شرحه شرحه کرد. درنتیجه درستی جمله‌ی کوتاه اولیه خود را به شکلی دردناک به نوازندگان و شنوندگان نمایاند؛ رپرتوار فاش‌کننده است. قطعه‌ی چایکوفسکی که تا پایان اجرا به روانی و سرزندگی لازم را به‌دست نیاورد (گرچه در بعضی قسمت‌های آرام‌تر بهتر بود) به گواه این اجرا هم از لحاظ سبکی نامناسب رسپینا بود و هم از لحاظ سازگاری با حداکثر پیش‌آمادگی و توان تکنیکی‌ای که در آن سراغ داریم.

به عکس، «چهار مینیاتور برای کوارتت زهی» خیام میرزازاده هرچند از لحاظ پیچیدگی‌های فنی و غنای بافت اصلا با کوارتت چایکوفسکی قابل مقایسه نیست اما به دلایل یادشده با حس موسیقایی، انسجام و یکپارچگی بیشتری اجرا شد. قطعه‌ای که به سابقه‌ی کوارتت نزدیک‌تر بود راحت‌تر به کمند درک نوازندگان درآمده بود و تبعا بهتر هم صدا می‌داد. با این‌حال اینجا هم در Maestoso ویلن‌ها از تعادل با یکدیگر خارج شدند و موومان را ناکام گذاشتند. و در نهایت، شوستاکویچ و کوارتت هشتم‌اش به دلایل ساختاری بیش از همه از آن ایرادها دور بود.

ارسلان علیزاده دانیال جورابچی کنسرت کوارتت زهی رسپینا آرش اسدنژاد آروین صداقت کیش آرمین قضاتی

10 شهریور 1397
honarestan

گروه‌نوازی سالم

نویسنده: آروین صداقت کیش

اکنون کم‌وبیش یک دهه‌ای از خاموش شدن فرامرز پایور -که افزون بر بسیاری چیزهای دیگر پدر گروه‌نوازی ایرانی‌اش هم می‌خوانند- سپری شده است. اگر او همچنان زنده بود و به گوشش می‌رسید این روزها زیر پوست شهر چه می‌گذرد شاد می‌شد از این که کار او -که اگرنه آغازگر مطلق که یکی از مهم‌ترین پله‌های رشد گروه‌نوازی ایرانی بود- چنین پژواکی یافته و پله‎‌های دیگری بر رشدش افزوده شده است. اگر استاد پیر نوجوانانی را می‌دید که از پس اجرای گروه‌نوازی‌هایی با تنظیم‌های پرکار بر می‌آیند شاد و راضی می‌رفت از چیزی که آیندگان به کار پیشینیانی چون او افزوده‌اند.

بخش ایرانی «اجرای صحنه‌ای ارکسترهای هنرستان موسیقی دختران» دقیقا همان رویداد کم سروصدایی است که هر دلمشغول گروه‌نوازی و نمونه‌ی مثالین خیالی‌اش، روح پایور، را دلشاد می‌کند. دو گروه متفاوت به سرپرستی محمدرضا فیاض و گلنوش صالحی قطعاتی در سه‌گاه و ماهور را جداگانه اجرا کردند. نواخته‌های هر دو گروه به شکلی روشن شنونده را شگفت‌زده با مرزها و محدودیت‌ها گروه‌نوازی ایرانی رویارو می‌کرد و این که اکنون از نظر فنی و امکانات تا کجا گسترده شده است. و این‌همه آنجا بیشتر خودنمایی می‌کرد که گروه‌ها تنظیم‌های نسبتا دشواری از لحاظ رابطه‌ی زمانی، رنگ‌آمیزی و هم‌بندی بخش‌های مختلف گروه، تعادل صوتی و عاطفه‌ی موسیقایی (مخصوصا تنظیم‌های فیاض) و نیز رویکردهای تنظیمی از نظر تاریخی متفاوتی را کم و بیش به درستی اجرا کردند؛ دست‌کم با یکدستی و توانایی بسیار بیشتری نسبت به گروه‌هایی پُرسروصداتر و پُردم‌ودستگاه‌تر.

از اشکالاتی در هم‌نوازی‌های آوازی و دقت کوک و همصدایی گروه اگر چشم بپوشیم، هر دو اجرا بسیار امیدبخش بود اما نه فقط به دلیل توانایی فنی‌ای که در نوجوانان رشد یافته و نوید تکامل بیشتری را نیز در سال‌های آینده می‌داد بلکه از آن مهم‌تر چون تایید می‌کرد هنوز می‌شود دور از جریان‌های سمی و مهلک فرهنگی-موسیقاییِ این روزها تنها و تنها به کیفیت موسیقی پرداخت و جذب نمایش‌بازی‌های مرسوم و اختراع صدباره‌ی اولین‌‌ها و بزرگ‌ترین‌ها و ... نشد. حیرت آنجا کامل می‌شود که بدانیم رویداد پیوندی هم با آموزش و پرورش داشت که کیفیت موسیقایی دغدغه‌ی آخرش هم نیست؛ این نمی‌شد جز به تلاش چند معلم بی‌ادعای شریف.

08 شهریور 1397
ney va ghanoon

شهسوار هنوز نیامده

نویسنده: آروین صداقت کیش

از مجموعه کنسرت‌های «چندشب»، «چندشب نی و قانون» اجرا شد. به این معنا که برگزارکنندگان تکنوازی‌های نی و قانون را در میان هم رج زده بودند؛ هر شبی دو از این و دو از آن و روی هم سه شب. از نی‌ها بگذریم زیرا نه آنچنان رویدادی در نواختن‌شان بود نه اجرای کلاسیکی که بتوان به تفسیر حوالتش داد؛ یکی دو نفر اجرای نسبتا شسته‌رفته‌ای کردند و همان که آموخته بودند و هستند را به نمایش گذاشتند، بی کم و کاست (بیشتر در شب سوم).

اما نوازندگان قانون و نوازندگیش‍ان شایسته‌ی توجه بیشتری است. نه به این دلیل که اجراهای درخشان خلاقانه و مبهوت‌کننده هر سه شب را آکنده بود یا نه به آن دلیل که تسلط تکنیکی و تاویلی بر یک کارگان شناخته‌شده را به نمایش می‌گذاشت و نه حتا برعکس آنها یعنی به خاطر آشفتگی و نقص در اجراهای مختلف (که این شق سوم به حقیقت آنچه در سه شب می‌شد شنید نزدیک‌تر است) بلکه بیشتر به علت فقدانی که همه‌ی اجراها، از تواناترین تا ناتوان‌ترین با کمبود قطعات مخصوص به ساز و نبود روش‌های مطمئن برای تنظیم قطعات دیگر سازها برای قانون، به آن اشاره می‌کردند.

ساز قانون اکنون حضورش در موسیقی ایرانی تثبیت شده است، گرچه هنوز به قدر دیگر سازها عضو ثابت ترکیب گروه‌نوازی یا تک‌نوازی کلاسیک (همراه با آواز) نیست. مدت‌هاست که از مرحله‌ی تنها دو یا سه نام گذشته و تعداد نوازندگانش (با همه‌ی تفاوت‌‌های موجود میانشان) رشد چشم‌گیری داشته است. حالا کم و بیش همه چیز آماده‌ی رفتن به مرحله‌ی کیفی بعدی است؛ ظهور یک موسیقیدان دوران‌ساز که قانون‌نوازی را به پیش و پس از خودش تقسیم کند. یا مجموعه‌ای از کنش‌های جمعی که نتیجه‌ای مشابه این داشته باشد.

این ساز یک شهسوار کم دارد، کسی که هم قادر بر کارگان‌سازی باشد هم توانا بر عبور از مرزهای این ساز و تبدیل شدن به یک دوران‌ساز عمومی موسیقی کلاسیک ایرانی. یک شخصیت جامع فرضی که همان تاثیری را بر سرنوشت قانون بگذارد که فرامرز پایور بر سنتور به طور خاص و بر موسیقی کلاسیک ایرانی به طور عام گذاشت. چندشبِ این‌بار چشم‌انتظاری چنین شخصیتی را فاش می‌کرد.

چند شب قانون و نی کنسرت سالن رودکی آروین صداقت کیش

28 مرداد 1397
set

روایتی الکترونیک از آفرینش شرقی

نویسنده: امیر بهاری

از روزگار علینقی وزیری تا امروز همواره بحث نوآوری در موسیقی کلاسیک ایرانی مطرح بوده و هست. از ساختن و پرداختن بن‌مایه‌های ردیف در بستر موسیقی کلاسیک غربی تا آمیختن آن با الگوهای موسیقی پاپ و حتی نواختن ربع پرده با گیتار الکتریک و... تجربه شده است. در بخش عمده‌ی این تجربه‌ها مسئله‌ی اصلی «موسیقی» است. کمتر پیش آمده که مثلا یک نفر با ساز ایرانی یا با استفاده از فواصل ایرانی یا حال و هوای موسیقی کلاسیک ایرانی به سمت «صدا» حرکت کند و موفق هم باشد. اجرای عطا ابتکار (با نام مستعار sote) تلاشی به سرانجام رسیده بود در مسیر برساختن اصواتی تهی از ادوار ریتمیک و حرکت‌های ملودیک که ماحصلش اصواتِ بی‌قراری بر مبنای گوشه‌ها و دستگاهای ایرانی بود.

تصور کنید چند جمله پیوسته در «اصفهان» که معمولاً در چند ثانیه اجرا می‌شود را با استفاده از صداهای الکترونیک به شکل اصواتی هنجارگریز برای هفت دقیقه طراحی کنید در حالی که هویت ایرانی آن همچنان کاملاً ملموس برجای بماند. کاری که عطا ابتکار در این اجرا کرد. این دستاوردی زیبایی‌شناسانه برای موسیقی آوانگارد ایران محسوب می‌شود. این قطعات را ابتکار در پروژه-آلبومِ «وحشتی مقدس در آفرینش» ارائه کرده بود و پنج‌شنبه چهارم مرداد ماه با همراهی تاریک بری (هنرمند صدا/تصویر -visual artist1) روی صحنه برد. تاریک بری ویژوال آرتیست ِ ابتکار است. بری همچنین ویژوال آرتیستِ تام یورک، نیکلاس ژار و سوپر گروه2 Atoms for Peace»3»هم هست.

ابتکار در این پروژه به عنوان هنرمندی آوانگارد به موسیقی موطن خود به مثابه‌ی صداهایی که در آفرینش جهان درونی انسان نقش داشتند، نگریسته است. او خودش و انسان معاصر را جستجوگری توصیف می‌کند که کیلومترها از این فواصل ناب دور است و ناگزیر با رنج و لذتی فزاینده این صداها (حقیقت) را کشف می‌کند. ای کاش سنتورِ خالص حضور کم‌رنگ‌تر داشت تا این کشف سخت‌تر و تاثیرش بر مخاطب عمیق‌تر می‌شد.

ابتکار یکی از مهم‌ترین و موفق‌ترین آهنگسازان موسیقی الکترونیک ایران محسوب می‌شود. درست که پیش از او هنرمندان برجسته‌ای هم‌چون علیرضا مشایخی و داریوش دولت‌شاهی در این عرصه تجربیاتی ارائه کرده‌اند اما پشتکار، تمرکز و به روز اندیشیدنش از او هنرمندی یگانه‌ ساخته است. هنرمندی که در پروژه‌ی «وحشتی مقدس در آفرینش» مخاطب را به ادراک لایه‌های عمیقی از «خلق» کردن در جهان شرقی دعوت می‌کند.


1- ویژوال آرتیست طراح، آهنگساز، گرافیست و به نوعی کارگردان است. وقتی می‌گویم کسی ویژوال آرتیستِ آهنگساز یا یک گروه است، یعنی او همکار و شریک هنری آن آهنگساز است و اثر هنری از ترکیب فعالیت بصری ویژوال آرتیست و موسیقی آهنگساز به دست می‌آید.
2- سوپر گروه به گروهی اتلاق می‌شود که هنرمندانش هرکدام در حرفه خود و در گروه‌های اصلی خود هنرمندان شاخصی هستند و برای انجام پروژه خاصی گرد هم می‌آیند. مثلا گروه Traveling Wilburys که در سال 1988 تشکل شد، گروهی متشکل از باب دیلن، روی اوربینسون، جورج هریسون، تام پتی و جف لین بود. هر کدام از این هنرمندان پیش از حضور در این گروه به موفقیت حرفه‌ای خود دست پیدا کرده بودند.
3- سوپر گروهی متشکل از تام یورک خواننده از ردیو هد، فلی، نوازنده بیس از ردهات پیلی پپرز، جوئی وارودنکر، درامر از گروه «R.E.M» و نایجل گودریک ( کیبوردیستی که سابقه‌ی تولید آلبوم [record producer] برای ردیوهد، راجر واترز، پل مک کارتنی و U2 را در کارنامه‌اش دارد).

صت تاریک بری امیر بهاری sote موسیقی الکترونیک عطا ابتکار

09 مرداد 1397
photo 2018 06 21 11 08 26

شبِ طویل مینی‌مالیست‌ها

نویسنده: امیر بهاری

فرخزاد لایق، صاحب دو آلبوم موفق در گذشته، بعد از سال‌ها با پروژه‌ی «اینترنوا» به عرصه‌ی موسیقی بازگشت و متأسفانه باعث اثبات این نظریه شد که بهتر است هنرمند هنگام اجرا، به ارائه‌ی اثر هنری بسنده کرده؛ کارِ دیگری نکند. او با سخنانش در نشست خبری، با سخنانش در میان دو اجرای پروژه‌ی اینترنوا و با مدیریت نامنسجم این پروژه نشان داد که بهتر است پا عقب گذاشته و به جراحی و آهنگسازی خود بپردازد. او هم پزشک خوش‌نامی است و هم آهنگسازی توانا.

من، دیمیتری، استیو و مایکل

نشست خبری مملو از اسپانسرهای اینترنوا بود و  معلوم نبود اگر آنقدری فرهیخته هستند که اسپانسر رویدادی شده‌اند که در آن شوستاکوویچ و مایکل نایمن اجرا می‌شود، پس چرا اصرار داشتند که حتماً در جمع خبرنگاران حاضر شوند و به بهانه‌ی این پروژه خودی نشان بدهند؟ در همین نشست فرخزاد لایق چند جمله‌ی کلیدی گفت و چندین‌بار تاکید کرد که در 40 سال گذشته چنین رپرتواری با این کیفیت در ایران اجرا نشده است. یعنی فرخزاد لایق در کنار شوستاکوویچ، رایش، نایمن و ... صاحب رپرتوارهایی هستند که تاکنون با این کیفیت اجرا نشده است. همچنین ایشان اعلام کردند که «برای اولین‌بار است قطعه‌ای از رایش اجرا می‌شود». درصورتی‌که آثار رایش پیش‌تر در ایران اجرا شده است: اردیبشهت سال 1395 در جشنواره‌ی ارزشمند موسیقی معاصر گروه «پرکاشن تهران» قطعه‌ای از رایش را اجرا کردند. همچنین کیوان میرهادی و بابک ولی‌پور در سال 1393 قطعاتی از این آهنگساز را در تهران (فرهنگسرا نیاوران) و رشت اجرا کردند.

پرفرمنس، طراحی صحنه و اشک‌ریزان در تابستان

لایق در بخش دیگری گفت که «ما در تالار وحدت به تماشای اینترنوا می‌رویم تا برای کودکان کار اشک بریزیم که اتفاقاً این سخنان او با واکنش مدیر موسسه‌ی خیریه ایلیا مواجه شد». چرا باید ما برای کودکان کار اشک بریزیم؟ شاید از نظر آنها ما آدم‌های بدبختی هستیم که تجربه‌ی زیستی منحصر به فرد آن‌ها را درک نکرده‌ایم. ضمن این‌که ما وظیفه داریم (نه این‌که لطف می‌کنیم) به هم‌نوعان خود توجه کنیم.

لایق هم‌چنین اعلام کرد که این رویداد از طراحان صحنه و طراحان پرفرمنس برجسته‌ی کشور سود جسته است. به جز اجرای «هفت‌گاه معلق» -یعنی اثر خود ایشان- تمام دو شب تالار وحدت ساده‌ی ساده، مثل اغلب اجراهای کلاسیک بود و جالب این‌که در اجرای «هفت‌گاه معلق» هم طراحی‌صحنه‌ی خاصی وجود نداشت و جز ایده‌ای که رضا موسوی در کنسرت-پرفرمنس «تهمورس و ما» در سال 1394 اجرا کرده بود (ایده تاباندن سایه‌ی نوازنده بر پرده و همچنین آویزان‌شدن پرده‌ای نازک سفید)، هیچ پرفرمنس ویژه‌ای دیده نشد. البته یک موومان از کار را هم نوازندگان در پس‌زمینه تالار اجرا می‎‌کردند. علاوه بر این نکته که طراحی فقط برای قطعه‌ی لایق انجام شده بود؛ ولی چرا وعده‌ای به مخاطب داده شد که برآورده نشد؟

نام پدر، نشان پسر

اینترنوا اجرایی برای کودکان کار بود. کسانی که اغلب از عادی‌ترین حقوق خود مثل تحصیل محرومند. در این اجرا در میان نام‌های برجسته‌ای که پیش‌تر گفته شد، اشکان لایق (فرزند فرخزاد) هم قطعه‌ای که خودش ساخته بود را اجرا کرد. اشکان سولیست این دو شب بود. تصورش را بکنید که بسیار جوان هستید و بد هم نمی‌نوازید، ولی در اولین اجرای خود در کنار دارا مورگان، بردیا کیارس و ... به عنوان تک‌نواز روی صحنه بروید. یعنی راه صد‌ساله در یک شب طی شده است. با خودم فکر می‌کردم اگر کودک کاری استعداد موسیقی داشته باشد، چند درصد احتمال دارد که یک‌مرتبه با چنین شرایط ویژه‌ای معرفی شود؟ آیا این سواستفاده از امکان پیش‌آمده نیست؟ و آیا این همان کاری نیست که باعث شده عبارت «آقازاده‌های موسیقی» در ایران بسامد شود؟

 بازی کدام تاج و تخت؟

موسیقی متن سریال محبوبِ «بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) قطعه‌ی بیز اجرا بود و فرخزاد لایق با اعلام این‌که خیلی‌ها نمی‌دانند که آهنگساز این کار ایرانی (رامین جوادی) است، کار را معرفی کرد. درباره این سریال و آهنگسازش حتی کانال‌های تلگرامی مثل «گیز میز» هم مطلب منتشر کردند. یعنی واقعا لایق نمی‌داند در جامعه‌ی ایران چه می‌گذرد؟! باز هم بگذریم از اینکه چرا در رویدادی که آثاری از دبوسی، نایمن و ... اجرا شده است، قطعه‌ی بیز، موسیقیِ سریال «بازی تاج و تخت» است؟ امیدواریم در کنسرت «نینوا»۷ ترانه‌ای از یانی به عنوان بیز  اجرا نشود.

کودکان، شوستاکویچ و رایش!

گفته شد که هر شب 100 کودک کار میهمان این اجراها هستند و بهانه‌ی کنسرت هم کودکان کار بودند. چرا قطعاتی مناسب کودکان انتخاب نشد؟ به عنوان مثال «پیتر و گرگ»ِ پورکفیف و گزیده‌ای از آثار ثمین باغچه‌بان؟ چرا کودک باید در مراسمی که به نام اوست، قطعات پیچیده‌ای از موسیقی مدرن را بشنود؟

و اما پایان کار...

شب دوم اینترنوا بدون این‌که در نشست خبری و یا بروشورها (راستی هیچ کدام از دو شب بر اساس بروشورها اجرا نشد!) به مردم اطلاع داده شود، بعد از اجرای «هفت‌گاه معلق» برنامه متوقف شد و به مدت نیم‌ساعت مراسم تجلیل از برگزارکنندگان و هنرمندان حاضر در رویداد، اجرا شد و بعد از این‌که مخاطب به طور کامل ارتباطش با اجرا و صحنه قطع شد، اجرا دوباره از سر گرفته شد. هر چند قطعه‌ی نایمن آن‌قدر زیبا بود و زیبا اجرا شد که حال همه را خوب کرد.

فرخزاد لایق ظاهراً از عرصه‌ی موسیقی خیلی دور است. این‌که در خانه‌ی خود می‌نوازد یا می‌سازد مربوط به جهان بیرون نیست. دنیای موسیقی و دنیای فرهنگ و مهم‌تر از همه مدیریت پروژه اصولی دارد که این آهنگساز ظاهراً از آن مطلع نیست. ای‌کاش لایق آن تصویر هنرمند شاخصی که از خود ساخته است را این‌گونه و بیش از این ویران نکند.

27 تیر 1397
بالا