نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

تگ: آروین صداقت کیش


tristan

ضروری و متناسب

نویسنده: آروین صداقت کیش

چندی پیش نشر سیب سرخ کتابی را به انضمام دو سی‌دی اجرا (از شرکت دویچه گرامافون و حتا با همان برچسب و احتمالا بدون اطلاع آنها) با عنوان «تریستان و ایزولده» منتشر کرده است. کتاب حاوی اپرانامه‌ی (لیبرتو) این اپرای مشهور ریشارد واگنر است به همراه 9 مقاله درباره‌ی موسیقی واگنر به طور کلی یا خود این اپرا به طور خاص. اپرانامه، برخی از عکس‌ها و یادداشت‌های مربوط به آن و هشت مقاله‌ی تحلیلی برگزیده و ترجمه‌ی امین اصلانی است که دانش‌آموخته‌ی فلسفه‌ی فیلم است و آخرین مقاله نیز تالیف خود او. همچنین رد پای برخی کسان (از جمله علیرضا سیداحمدیان) در فراهم آوردن منابع کتاب و بازبینی متن دیده می‌شود که خودشان تجربه‌ای طولانی در ترجمه‌ی نوشتارهای موسیقایی داشته‌اند و همین‌طور پیش‌تر کارهایی هم درباره‌ی موسیقی واگنر انجام داده‌ بوده‌اند1.

با این شالوده حتا پیش از گشودن و تورق کتاب انتظار می‌رود اثری سودمند و آگاهی‌بخش در اختیار فارسی‌زبانان قرار گرفته باشد. خوشبختانه این انتظار برآورده می‌شود. کتاب از جهات مختلفی ارزشمند است. نخست و مهم‌ترین سودمندی کتاب برگردان اپرانامه است و از آن بیشتر چاپ دوزبانه‌اش. چنین چاپی ضمن آن که اعتماد به نفس مترجم را در یافتن زبانی متناسب به نمایش می‌گذارد امکان مطالعه‌ی همزمان با شنیدن اپرا را برای دوستداران آثار واگنر فراهم می‌کند (شاید روزی دستمایه‌ی یک نسخه‌ی تصویری با زیرنویس فارسی هم بشود). ترجمه‌ی محدود اپراها (مخصوصا دوزبانه) جز در برخی کتاب‌های تاریخ موسیقی یا مانند آن (مثلا «درک و دریافت موسیقی» «راجر کیمی ین») به شکل محدود، مرسوم نیست. «تریستان و ایزولده» این رسم را شکسته و راه را برای درک ارزش‌های ادبی-موسیقایی اپرا نزد خواننده‌ی فارسی‌زبان باز می‌کند.

دوم، چند مقاله‌ی معتبر، باارزش و مهم در مورد موسیقی واگنر و اپرای تریستان (بیشینه از ترجمه‌ی انگلیسی کتاب Wagner Handbook) برگزیده و ترجمه شده است. گرچه راهبرد انتخاب این مقاله‌ها نه از لحاظ قدمت تاریخی یکسان و یکدست است و نه از لحاظ سطح اهمیت یا پوشش همه‌ی بنیادهای لازم برای درک تحلیلی موسیقی واگنر یا تریستان، اما در میان آنها نمونه‌هایی به چشم می‌خورد (مانند دو نوشته‌ی مهم از کارل دالهاوس موسیقی‌شناس سیستماتیک آلمانی قرن بیستم یا مقاله‌ی روشنگر ورنر برایگ) که باید شاد بود از این که مترجمی آنها را (ولو از زبانی غیر از زبان تالیفی‌شان) به فارسی برگردانده است.

و در نهایت سوم، چنین شکلی از انتشار متن یک اثر همراه با زمینه‌های تاریخی و تحلیلی، سرمشقی آموزنده برای دوستداران و اهل موسیقی فراهم می‌آورد تا بدانند یک اثر برجسته‌ی کلاسیک را چگونه در تمامیت خودش درک کنند، چطور ابعادی ژرف‌تر از لذت بردن تنها از اجرای صرف قطعه را بگشایند. خواندن متن‌های انتقادی خواه در وجه تفسیری، خواه تحلیلی و خواه زمینه‌های پیدایش اثر برای درک اثر بخشی از عادت‌های ادراک موسیقی جامعه‌ی موسیقی‌دوست فارسی‌زبان نیست و اغلب دلیلش این است که چنان محتوایی در دسترس نیست. دست‌چینی مانند «تریستان و ایزولده» ممکن است از طریق فراهم کردن محتوا، گامی در راه تغییر این عادت‌ها باشد.


1- دست‌کم از علیرضا سیداحمدیان یک مقاله درباره‌ی موسیقی واگنر در فصلنامه‌ی ماهور به یاد داریم.

تریستان و ایزولده نشر سیب سرخ ریچارد واگنر آروین صداقت کیش کتاب امین اصلانی

01 مهر 1397
Simorgh Film Music Selection 1

روزگار نوازندگان حرفه‌ای

نویسنده: آروین صداقت کیش

روزگاری را در نظر آورید که آهنگسازی برآمده از سنت کلاسیک غربی قطعه‌ای برای ترکیبی از سازهای ایرانی و غیرایرانی می‌نوشته و بهترین نوازندگان و بهترین گروه موسیقی کلاسیک ایرانی وقت به دلیل مناسبات نهادی‌ای که در دل آن می‌زیستند، بی‌دلزدگی و استنکاف (یا احساس عداوتی برآمده از عدم صلاحیت آهنگساز) از غریبگی‌اش آن را اجرا می‌کردند. این یک فرض رویایی نیست بلکه حقیقت اجرای باله‌ی سیمرغ لوریس چکناوریان است (و همچنین یکی دو اثر دیگر از جمله عیاران احمد پژمان) که گروه سازهای ملی به سرپرستی فرامرز پایور آن را به شایستگی نواخته‌اند. و این نکته‌ای بس مهم در مناسبات نهادی و اجتماعی موسیقایی است (و فقدان بزرگ امروزین) حتا اگر در انتشار کامل سیمرغ (نسبت به تنها بخش «سوگ‌»اش که سال‌ها پیش در آلبوم «گوش» شماره‌ی 4 منتشر شده بود) سال اجرا به اشتباه 53 (درست 1354 است) نوشته و نام گروه و نوازندگان برجسته‌اش (فرامرز پایور، حسن ناهید، هوشنگ ظریف، رحمت‌الله بدیعی، حسن منوچهری، محمد دلنوازی و محمد اسماعیلی) را به کلی فراموش کرده باشند.

سیمرغ جنبه‌هایی آشنایی‌زدا، خیال‌انگیز و زیبا از رنگ‌آمیزی گروه ایرانی را به نمایش می‌گذارد. بافت‌اش در لحظات اول تنها چند نغمه‌ی پراکنده‌ی بی‌هدف می‌نماید، اما اگر خوب بشنویم متوجه طر ح پنهان در حال گسترشی در این نقطه‌گذاری موسیقایی می‌شویم که هر لحظه زیبایی مینیمال خود را در نغمه‌های تک اما مرتبط به نمایش می‌گذارد. بااین‌حال بخشی از سرگردانی اثر هرگز برطرف نمی‌شود زیرا این یک اثر موسیقایی محض نیست بلکه همراه رقص بوده است. یعنی بخشی (و به گمانم بخش اصلی) از زیبایی اثر در هم‌افزایی میان کنش رقصندگان و موسیقی تکمیل می‌شود. افسوس که ما امروز از درک لذت کامل این اثر محرومیم و تنها باید مانند یک سوییت سازی آن را دریابیم. این درست است که در جاهایی که امکان اجرای باله‌ها هست نیز گاهی سوییت‌هایی از آنها اجرا یا ضبط می‌شود اما آنجا مساله‌ی انتخاب است و هر دو میسر.

بااین‌همه علاوه بر زیبایی موسیقایی سیمرغ در همین شکل موسیقایی محض‌اش هم خودبسنده است و به ما نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با همان ترکیب‌های کاملا آشنا فضای صوتی غریب و وهم‌انگیزی آفرید.

سیمرغ منتخب موسیقی فیلم باله گروه نوازی سازهای ایرانی آروین صداقت کیش کلاسیکال لوریس چکناوریان رادنواندیش

برای خرید و دانلود آلبوم سیمرغ منتخب موسیقی فیلم به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
26 شهریور 1397
Majmoe Haye Iraniye Archive Phonograme Berlin 2

سنجه‌ی تغییرات بزرگ

نویسنده: آروین صداقت کیش

«مجموعه‌ی ایرانی آرشیو فونوگرام برلین 1319-1302» سندی منحصر به فرد است. این را حتا با یک نگاه ساده به فهرست قطعه‌ها می‌توان دریافت. تاریخ ضبط‌ها چنان قدیمی است که اغلب مشابهی نمی‌توان برایش جست. مجموعه، صدای آواز وزیری را در خود دارد که هیچ‌کجای دیگر نیافته‌ایم. ضبط‌ها با دقتی موسیقی‌شناسانه انجام شده و با اطلاعات بسیار دقیق همراه است و از این قبیل. اما اینها تنها بهره‌های مجموعه نیست. اهمیتش از این نیز فراتر می‌رود.

این مجموعه برای تاریخ موسیقی کلاسیک ایرانی معاصر بسیار با اهمیت است به این دلیل که از یکی از مهم‌ترین و شاید چالش‌برانگیزترین شخصیت‌های موسیقی در سده‌ی حاضر ضبط‌هایی دارد. ضبط‌های کوتاه (اغلب حدود یک دقیقه) درست پیش از بازگشت وزیری به ایران و طوفانی که دو سه سال بعد با عمل و نظر‌های جنجالی‌اش به راه انداخت انجام شده است. بنابراین فرصتی استثنایی در اختیار ذهن‌های کنجکاو می‌گذارد تا سبک و محتوای موسیقایی اجراهای وزیری را بررسی کند و دگرگونی‌های آن را ببیند.

کافی است با در نظر داشتن تفاوت‌هایی که رسانه‌ی ذخیره‌سازی بر مدت‌زمان هر دسته از اجراها تحمیل کرده و پیشرفت امکانات فناوری ضبط در فاصله‌ی بین ضبط‌ها، سری به اجراهای بعدی وزیری بزنیم تا مشخص شود وزیری چه راهی طی کرده است. مثلا دشتی آرشیو برلین را با دشتی متاخرترِ بازنشر شده در «صد سال تار» بسنجیم که محتوای جملات آغازین‌شان مشابه هم است. هم تارنوازی و هم تاحدودی خوانندگی وزیری در این ضبط‌ها به سبک استادان اواخر دوره‌ی قاجار نزدیک است. اگر ملاک خوانندگانی که بعدها در مکتب او بالیدند (عبدالعلی وزیری و غلامحسین بنان) باشد می‌بینیم که هنوز زیباشناسی ویژه‌ی او در آواز پدیدار نشده و هنوز تارش از لحاظ تکنیکی و (بیشتر) از لحاظ محتوای موسیقی‌ (به هر دلیل) دوران بعدی را رقم نزده است. پس پیوستگی‌ها و تداوم‌ها آشکار می‌شود و گسست‌ها و دگرگونی‌ها نیز همچنین.

مقایسه‌ی این نمونه‌های عالی با بعد نشان می‌دهند که چگونه دگرگونی‌های اصلی گرچه در دوره‌ی تحصیل وزیری در خارج از ایران نطفه بست اما به‌واقع پس از بازگشت وی و در جریان گفتگوی تند و تیز انتقادی با جامعه‌ی موسیقی زمانه‌اش شکوفا شد و بلوغ یافت.

کلاسیک ایرانی ماهور آروین صداقت کیش فنوگرام مجموعه های ایرانی آرشیو فنوگرام برلین ساسان فاطمی علینقی وزیری

برای خرید و دانلود آلبوم مجموعه‌های ایرانی آرشیو فنوگرام برلین به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

24 شهریور 1397
photo 2018 08 11 09 52 2

منطق سخن

نویسنده: آروین صداقت کیش

درست از همان لحظه که فانفارِ آغازِ آوای کهن، همان فاصله‌های پنجم ساده با درهم شدن فضایی کاملا آشنا مهیا می‌کند تا بعد در جریان سخن گفتن ترومپت ریزپرده‌ای و بافت تقلیدی ارکستر به زبان نقش‌مایه‌های ردیف گشوده شود، دست و پنجه نرم کردن رضا والی با یک منطق موسیقایی به چشم می‌آید. دو دهه از گرایش آهنگساز نوگرای ایرانی به متن ردیف می‌گذرد (گرایش پیشین بیش از هر چیز مطابق رسم زمانه به ملودی‌های مشخص محلی یا مُدها به شکل آزاد بود)، و او طیف بزرگی از تجربه‌ها را  (عمده درجریان «خوشنویسی»ها) پشت سر گذاشته و به اینجا رسیده است.

نخستین امر آشکار، دشواری از آن خود کردن منطق آفرینش و جمله‌پردازی است (کشف روال‌های گسترش) برای آهنگسازی که در سنت موسیقایی دیگری نفس می‌کشد. سخن گفتن به زبان دیگر یا اندیشیدن در یک منطق ساختاری متفاوت همیشه بی‌اندازه دشوار است. چنان که گاه می‌تواند به لکنتی تمام عیار تبدیل شود (و می‌دانیم در مواردی از استفاده‌ی آهنگسازان از ذخیره‌ی موسیقایی ردیف شده است). آن گنجینه‌ی موسیقایی در آوای کهن والی مجموعه‌ای از اشیاء غریب یا غریب‌نما نیست که بدون نفوذ به دل ساختارشان همچون یک صورتکِ بدوی در متن یک تابلوی نوگرا قرار گرفته باشد. او موفق شده درون این اشیاء بیاندیشد و با منطق آنها چیزی تازه بیافریند. به درون دنیای شگفت‌انگیز روابطشان پای گذاشته و بر منطق سخنشان اگر نه تماما چیره حداقل دست یافته است.

در سرنا (با نام فرعی آوازهای محلی شماره 17) نیز سویه‌هایی از همین ویژگی دیده می‌شود. منتها آنجا والی کار روان‌تری در پیش داشته. منطقی که در سرنا باید با آن مواجه می‌شده از آنِ ملودی‌های محلی است که از یک سو آهنگساز در مقایسه با ردیف تجربه‌ی بیشتری در کار با آنها داشته و از سوی دیگر قابلیت جذب بیشتری در زبان موسیقی کلاسیک دارند. با این‌حال والی بنا بر سمت و سوی تازه‌اش تنها به نشاندن ملودی‌ها بر بافتی عمودی یا تنظیم کلاسیک غربی آنها اکتفا نکرده، بلکه کوشیده در جاهایی از چهار موومان محلی‌وار سخن بگوید، چنان که اگر ملودی‌های برداشتی را نشناسیم به سختی ممکن است آنها را از هم تمییز دهیم.

رضا والی سرنا آروین صداقت کیش خانه هنر خرد پارتیتورخوانی 3 کلاسیکال

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
18 شهریور 1397
respina2

تغییر رپرتوار

نویسنده: آروین صداقت کیش

رپرتوار فاش‌کننده است. هر چه انتخاب می‌کنیم ما را در بوته آزمایش می‌گذارد و عیار کارمان را هویدا می‌کند‎، مخصوصا اگر با عادت و تمرکز کاری ما همخوان نباشد. این وضعیت را به‌ویژه گروه‌هایی که بر یک دوره‌ی سبک‌شناختی از موسیقی متمرکزند هنگامی تجربه می‌کنند که آثاری از دوره‌های دیگر برمی‌گزینند؛ بیش از همه آنها که رپرتوار استاندارد دوره‌های کلاسیک و رومانتیک را هدف می‌گیرند درحالی‌که بیشتر به دوره‌های دیگری می‌پردازند.

کوارتت شناخته‌شده‌ی رسپینا که به شهادت کتابچه‌ی کنسرت هدف‌هایی همچون «رویکرد معاصر»، «اجرای آثار آهنگسازان برای اولین بار» و ... را دنبال می‌کند (و سابقه‌شان نیز تاییدکننده آن است) در اجرای ششم -که باید نوعی چرخش به سوی رپرتوار دوره‌های دیگر به حساب آورد- با چنین چالشی روبه‌رو شد. در آغاز کنسرت، در کوارتت شماره‌ی 1 چایکوفسکی، هنگامی که موومان اول (Moderato e Simplicie) از میزان‌های نخست گذشت، نه تنها انتظار شکل‌گیری صدای یکپارچه و شنیده شدن قطعه به عنوان یک کل برآورده نشد بلکه از میزان 34 به بعد با اهمیت یافتن نقش ویولون اول و شروع پاساژهای دشوار به تدریج همان اندک همزمانی و هم‌کوکی اولیه نیز فروپاشید و قطعه را شرحه شرحه کرد. درنتیجه درستی جمله‌ی کوتاه اولیه خود را به شکلی دردناک به نوازندگان و شنوندگان نمایاند؛ رپرتوار فاش‌کننده است. قطعه‌ی چایکوفسکی که تا پایان اجرا به روانی و سرزندگی لازم را به‌دست نیاورد (گرچه در بعضی قسمت‌های آرام‌تر بهتر بود) به گواه این اجرا هم از لحاظ سبکی نامناسب رسپینا بود و هم از لحاظ سازگاری با حداکثر پیش‌آمادگی و توان تکنیکی‌ای که در آن سراغ داریم.

به عکس، «چهار مینیاتور برای کوارتت زهی» خیام میرزازاده هرچند از لحاظ پیچیدگی‌های فنی و غنای بافت اصلا با کوارتت چایکوفسکی قابل مقایسه نیست اما به دلایل یادشده با حس موسیقایی، انسجام و یکپارچگی بیشتری اجرا شد. قطعه‌ای که به سابقه‌ی کوارتت نزدیک‌تر بود راحت‌تر به کمند درک نوازندگان درآمده بود و تبعا بهتر هم صدا می‌داد. با این‌حال اینجا هم در Maestoso ویلن‌ها از تعادل با یکدیگر خارج شدند و موومان را ناکام گذاشتند. و در نهایت، شوستاکویچ و کوارتت هشتم‌اش به دلایل ساختاری بیش از همه از آن ایرادها دور بود.

ارسلان علیزاده دانیال جورابچی کنسرت کوارتت زهی رسپینا آرش اسدنژاد آروین صداقت کیش آرمین قضاتی

10 شهریور 1397
honarestan

گروه‌نوازی سالم

نویسنده: آروین صداقت کیش

اکنون کم‌وبیش یک دهه‌ای از خاموش شدن فرامرز پایور -که افزون بر بسیاری چیزهای دیگر پدر گروه‌نوازی ایرانی‌اش هم می‌خوانند- سپری شده است. اگر او همچنان زنده بود و به گوشش می‌رسید این روزها زیر پوست شهر چه می‌گذرد شاد می‌شد از این که کار او -که اگرنه آغازگر مطلق که یکی از مهم‌ترین پله‌های رشد گروه‌نوازی ایرانی بود- چنین پژواکی یافته و پله‎‌های دیگری بر رشدش افزوده شده است. اگر استاد پیر نوجوانانی را می‌دید که از پس اجرای گروه‌نوازی‌هایی با تنظیم‌های پرکار بر می‌آیند شاد و راضی می‌رفت از چیزی که آیندگان به کار پیشینیانی چون او افزوده‌اند.

بخش ایرانی «اجرای صحنه‌ای ارکسترهای هنرستان موسیقی دختران» دقیقا همان رویداد کم سروصدایی است که هر دلمشغول گروه‌نوازی و نمونه‌ی مثالین خیالی‌اش، روح پایور، را دلشاد می‌کند. دو گروه متفاوت به سرپرستی محمدرضا فیاض و گلنوش صالحی قطعاتی در سه‌گاه و ماهور را جداگانه اجرا کردند. نواخته‌های هر دو گروه به شکلی روشن شنونده را شگفت‌زده با مرزها و محدودیت‌ها گروه‌نوازی ایرانی رویارو می‌کرد و این که اکنون از نظر فنی و امکانات تا کجا گسترده شده است. و این‌همه آنجا بیشتر خودنمایی می‌کرد که گروه‌ها تنظیم‌های نسبتا دشواری از لحاظ رابطه‌ی زمانی، رنگ‌آمیزی و هم‌بندی بخش‌های مختلف گروه، تعادل صوتی و عاطفه‌ی موسیقایی (مخصوصا تنظیم‌های فیاض) و نیز رویکردهای تنظیمی از نظر تاریخی متفاوتی را کم و بیش به درستی اجرا کردند؛ دست‌کم با یکدستی و توانایی بسیار بیشتری نسبت به گروه‌هایی پُرسروصداتر و پُردم‌ودستگاه‌تر.

از اشکالاتی در هم‌نوازی‌های آوازی و دقت کوک و همصدایی گروه اگر چشم بپوشیم، هر دو اجرا بسیار امیدبخش بود اما نه فقط به دلیل توانایی فنی‌ای که در نوجوانان رشد یافته و نوید تکامل بیشتری را نیز در سال‌های آینده می‌داد بلکه از آن مهم‌تر چون تایید می‌کرد هنوز می‌شود دور از جریان‌های سمی و مهلک فرهنگی-موسیقاییِ این روزها تنها و تنها به کیفیت موسیقی پرداخت و جذب نمایش‌بازی‌های مرسوم و اختراع صدباره‌ی اولین‌‌ها و بزرگ‌ترین‌ها و ... نشد. حیرت آنجا کامل می‌شود که بدانیم رویداد پیوندی هم با آموزش و پرورش داشت که کیفیت موسیقایی دغدغه‌ی آخرش هم نیست؛ این نمی‌شد جز به تلاش چند معلم بی‌ادعای شریف.

08 شهریور 1397
Rostam and Sohrab

تقارن ستیغ‌ها

نویسنده: آروین صداقت کیش

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال 2000) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است1. این را بدان قرینه می‌توان دریافت که پرده‌ی دوم در این ضبط شانزده قسمت دارد و در نسخه‌ی 2000 نُه، یا بعضی قسمت‌ها در اجرای جدید طولانی‌تر و مستقل‌تر شده‌اند.

این اپرای دو پرده‌ای از دو جهت درخور محتوایش است. نخست سرگذشت طولانی نوشته شدنش از آغاز دهه‌ی 1340 تا نیمه‌های دهه‌ی 1360 و از جستجوی ماده‌ی اولیه در زورخانه‌ها تا همراهی و همیاری کارل اُرف افسانه‌ای با آن خود نوعی سرگذشت حماسی را تداعی می‌کند. و دوم جایگاهی که این اثر در میان آثار آفریننده‌اش دارد. رستم و سهراب از لحاظ فنی و زیبایی قله‌ی آثار چکناوریان است. اینچنین دو ستیغ با یکدیگر مقارن شده‌اند.

از همان آغاز، از مقدمه‌ی سازی پرده‌ی اول، آهنگساز به روشنی نشان می‌دهد که می‌خواهد آب و آتش را به ظرافت هر چه تمام‌تر در کنار یکدیگر نگاه‌دارد، دو عنصر متضاد داستان، یعنی لطافت و مهر پدری(گاه مادری)-فرزندی و تابعش غم سرنوشت تراژیکی که گویا همه‌ی دانندگان داستان چشم‌انتظار آنند را با خروش و خشونت نبرد به هم بیامیزد و گاه‌به‌گاه، به فراخور داستان به یکی میدان شکفتن و غلبه بر دیگری بدهد. عناصر متضاد داستان، هیجان، انرژی و انفجار روشنایی در مقابل اوج لطافت، سکون و تیرگی قرار می‌گیرد و چه به‌جا و متناسب. اما همه‌ی مایه‌وری رستم و سهراب از این نیست. افزون بر این، اثر از ریتم و رنگ‌آمیزی (ترکیب این دو را در آغاز پرده‌ی دوم، نبرد اول رستم و سهراب بشنوید) و نقل ملودی‌های شناخته شده (مخصوصا تم‌های زورخانه‌ای) غنی است و بهره‌گیری از رنگ‌‌آمیزی ارکستری در آن، گرچه بدیع نیست، اما ماهرانه انجام شده است.


1- در مورد هیچ‌کدام از این دو موضوع در دفترچه‌ی آلبوم اطلاعاتی نیست.

آروین صداقت کیش اپرای رستم و سهراب لوریس چکناوریان کلاسیکال

برای خرید و دانلود آلبوم اپرای رستم و سهراب به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
03 شهریور 1397
بالا