نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

تگ: سالار عقیلی


Peydaye Penhan 1

نه این و نه آن

نویسنده: علیرضا جعفریان

برای آثار تازه‌ی آن دسته‌ از هنرمندانی که روی لبه‌ی مرزِ هنر مردم‌پسند و هنر کلاسیک حرکت می‌کنند، همیشه یک سؤال تکراری اما مهم مطرح است: هنرمند در اثر تازه‌اش به کدام سوی مرز بیشتر لغزیده است؟ آثار موسیقی‌دانانی از این دست گاهی اوقات می‌توانند تحسین مخاطبان نخبه‌ی موسیقی را برانگیزند و گاهی اوقات می‌توانند، هم‌زمان با بی‌میلیِ نخبگان، سالن‌های چند هزار نفره را برای سانس‌های متوالی پر کنند. اما یکی از نتایج معمولِ حرکت روی مرز، تمایل به کسب توجهِ مخاطبانِ هر دو سوی مرز است. به نظر می‌رسد آلبوم جدید سالار عقیلی نیز تلاشیست در جهت چنین تمایلی: تلاش در جهت داشتنِ هم این و هم آن؛ که البته تبدیل شده است به مثالی برای «نه این و نه آن».

تصنیف‌های طولانی با ملودی‌های پیش‌بینی‌پذیر نمی‌توانند چندان مردم‌پسند به حساب آیند. از سوی دیگر، پیچیدگیِ موسیقایی‌ قطعات نیز آنقدر نیست که بتوانند ذهن مخاطبان جدی موسیقی را به خود درگیر کنند. قطعات آلبوم نه قابلیت برانگیختنِ احساسات عامه را دارند و نه می‌توانند خوراک مناسبی برای شنوندگان ساختاریِ موسیقی باشند. بافتِ گاهی چندصدایی و یا آکُرد‌های گاه و بی‌گاه در تکنوازی‌ها احتمالاً از نظر طرفداران جهانی‌شدنِ موسیقی ایرانی تلاشی چندان جدی به حساب نمی‌آید. از طرفی، این غربی‌مآبیِ نصفه و نیمه احتمالاً طرفدارانِ اصالت در موسیقی ایرانی را نیز، که تشنه‌ی شنیدنِ یک بافتِ اونیسون -و تازگی‌ها هتروفونیکِ- ناب هستند، مأیوس خواهد کرد. «پیدای پنهان» نه توانایی جذب مخاطب عام را دارد، نه مخاطب خاص، نه آنقدر خلاقانه‌ است که بتوان از جسارتش لذت برد و نه می‌توان از بازنمایی بی کم و کاست اصالت در آن دلخوش بود. اما با همه‌ی این‌ها، احتمالاً این آلبوم می‌تواند برای مسئولینِ انتخاب‌ آهنگ‌های رادیو جذاب و پرکاربرد باشد: رسانه‌ای که زمانی نمادِ موسیقی‌ مردم‌پسند بود اما حالا دقیقاً در وضعیتی مشابه با سالار عقیلی به سر می‌برد: «نه این و نه آن».

برای خرید و دانلود آلبوم پیدای پنهان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0.9 ( 7 رای)
30 تیر 1397
Afsaneye Roozegar 1

سرگردان میان آفرینش و بازگویی

نویسنده: کامیار صلواتی

به تساهل و با پذیرش همه‌ی تقلیل‌گرایی‌هایی که در دسته‌بندی‌های این‌چنینی وجود دارد، می‌توان شخصیت موسیقایی مسعود شعاری را، در آثار صوتی‌اش، به دو پاره‌ی کمابیش متمایز تقسیم کرد: اولی، مسعود شعاری‌ای که رپرتوار سه‌تار را گسترش می‌دهد، سبک‌های مختلف نواختن سه‌تار را معرفی و تدوین می‌کند، قطعات قدیمی را به هیئت سه‌تارنوازانه درمی‌آورد و در یک کلام، خویی آموزش‌گر/پژوهش‌گر دارد. این روی شعاری را می‌توان در کتاب‌های‌اش، با کاروان صبا، و حتی سایه‌وار بازشناخت.

پاره‌ی دیگر شخصیت موسیقایی او را آثاری چون سیر، در سایه‌‌ی باد، غروب، انتظار و البته تا حدی افسانه‌ی روزگار ساخته‌اند؛ آثاری که در آن‌ها وجه خلاقیت فردی و آفرینش هنری پررنگ‌تر هستند، یا به عبارت دیگر قرار است پررنگ‌تر باشند. افسانه‌ی از نظر ساختار کلی آلبوم  گویی ادامه‌ای بر «سایه‌وار» است: توالی قطعات پیش‌تر آهنگ‌سازی شده و مقدمه‌های کوتاه تک‌نوازانه‌ی سه‌تار برای گریز از تبدیل شدن آلبوم به مجموعه‌ای از تصنیف‌های کم‌ارتباط از لحاظ مُدال و سبک‌شناسانه. با وجود این این اثر می‌تواند از بعضی لحاظ‌ها در دسته‌ی دوم جای بگیرد، و آن هم دست بازتر نوازنده /تنظیم‌کننده برای تفسیر آزادانه‌تر قطعات بازاجرا شده است؛ به این دلیل که بر خلاف سایه‌وار، قطعات این آلبوم در اصل برای تار یا سه‌تار ساخته و اجرا نشده‌اند. علاوه بر این، این قطعات تصنیف هستند و برخلاف سایه‌وار حیثیت استفاده از کلام و آواز نیز در آن‌ها نقش دارد.

این آزادی تفسیر برای اجرای دوباره چندان پاسخ درخوری در اثر شعاری نیافته است. عموم مانورهای سه‌تارنوازانه‌ی اثر محدود به تضادهای شدید دینامیکی و تک‌ریزهای همراه با کرشندوهای پرشتاب است؛ و البته در کنار آن‌ها، تأکید بر صدادهی حجیم گروهی از سه‌تارهای متنوع. جز این‌ها، نقش مفسر در جنبه‌های دیگر (مانند جمله‌پردازی، بسط قطعات، چندصدایی‌ها، نوع ارتباط قطعات با یکدیگر یا ارکستراسیون) چندان پررنگ نیست و اثر در فضایی خاکستری میان «تفسیر(آهنگسازی)- بازاجرا» معلق و سرگردان می‌ماند؛ نه آن‌چنان سوژه‌های‌اش دست‌نخورده‌ هستند که خروجی‌‌اش بازاجرا و بازسازی قلمداد شود، نه آن‌قدر تغییر شکل یافته‌اند که بتوان آن را اثری خلاقانه و هنری به شمار آورد.

سالار عقیلی کامیار صلواتی مسعود شعاری مرکز موسیقی حوزه هنری سه تار افسانه روزگار کلاسیک ایرانی

برای خرید و دانلود آلبوم افسانه‌ی روزگار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.8 ( 8 رای)
23 تیر 1397
02 K

«یازده ستاره»؛ موسیقی رسمی ایران برای جام جهانی

نویسنده: علیرضا جعفریان

ساخت موسیقی رسمی برای جام جهانی سنتی‌ست که مختص کشور‌های میزبان است: کشور میزبان آهنگی را انتخاب می‌کند، برای فیفا می‌فرستد و بعد از تأیید این نهاد به طور رسمی به عنوان آهنگ جام جهانی منتشر می‌شود. چنین روالی برای دیگرکشورهای شرکت‌کننده وجود ندارد. در این کشورها احتمالاً به‌طور طبیعی هر آهنگی که بیشتر توجه مخاطبان را برانگیزد «رسمی‌تر» هم می‌شود. نگاهی به آهنگ‌های رسمی کشور‌های میزبان نشان می‌دهد همه‌ی این کشورها دریافته‌اند تولید موسیقی برای جام جهانی رسالت موسیقی مردم‌پسند است و چنین کاربردی را نمی‌توان از موسیقی کلاسیک انتظار داشت. یادآوری می‌کنم که در میان این کشورها آلمان، فرانسه و روسیه‌ای حضور دارند که اگر قرار باشد سنت موسیقی کلاسیک‌شان را به رخ بکشند، احتمالاً جایی برای فخرفروشی ما باقی نمی‌ماند. قطعه‌ی «یازده ستاره» با صدای سالار عقیلی نشان می‌دهد مسئولین ما توانایی تفکیک انواع موسیقی و کارکرد‌های‌شان از یکدیگر را ندارند. منظورم از «مسئولین»، مسئولینِ فدراسیون فوتبال نیست. امسال بر خلاف دوره‌های قبلی، مسئولیت سفارش موسیقی به عهده‌ی یک سازمان فرهنگی‌ـ هنری بوده است: بنیاد رودکی.

همه چیز در «یازده ستاره» فخرفروشانه است: همکاری سالار عقیلی، شهرداد روحانی و بابک زرین، اجرا توسط ارکستر سمفونیک، شعر و موسیقی ملی‌ـ حماسی، اجرا در مراسم رونمایی، اجرا در کنسرواتوار چایکوفسکی و غیره. در مقابل این حد از «تفاخر»، یکی از آهنگ‌های غیررسمی برای جام جهانی امسال را امیر تَتَلو، خواننده‌ی زیرزمینی پرحاشیه، اجرا کرده است؛ کسی که نامش گره خورده است به ابتذال، عوام‌فریبی و البته «بَغ‌بَغو1». مقایسه‌ی «گُل»، آهنگ تتلو، و «یازده ستاره» می‌تواند از جهاتی جالب باشد.

همانطور که گفته شد «یازده ستاره» در جایگاهی اشتباه قرار گرفته و هدفی را نشانه رفته است که با توجه به نوع موسیقی و کارکردهایش منطقاً نمی‌تواند جزو اهدافش باشد. سفارش این موسیقی برای جام جهانی شبیه به سفارش نهار برای صبحانه است. در مقابل، «گل» دقیقاً همان جایی‌ست که انتظار می‌رود: یک موسیقی مردم‌پسند برای یک اتفاق مردم‌پسند. ملودی اصلی هر دوی این قطعات برگرفته از قطعه‌ای دیگر است: در «گل» موسیقی فیلم ‌پدرخوانده را می‌شنویم و در «یازده ستاره» ملودی یکی از آهنگ‌های معروف پاپ (قطعه‌ی «دریا» ساخته‌ی نیما چهرازی). با این تفاوت که تقلید تتلو از پدرخوانده از جنس اقتباس است، در توضیحات آهنگ به آن اشاره شده و، چه با آن موافق باشیم چه نباشیم، به هر حال خلاقیت هنری محسوب می‌شود. اما تقلید در «یازده ستاره»، خواسته یا ناخواسته، نوعی سرقت موسیقایی قلمداد می‌شود و نشانه‌ی ضعف در آهنگسازی‌ست. شعر «یازده ستاره» در نخ‌نماترین و خنثی‌ترین حالتِ ممکن به سر می‌برد؛ شاعر، بدون اینکه کوچک‌ترین وقعی به مسئولیت‌های اجتماعی‌اش نهد، دم‌‌دستی‌ترین الفاظ و مفاهیم حماسی و ملی را کنار هم چیده است. در مورد «گل»، شعر کاربردی‌ست، تا حدی خلاقانه است و با شنیدن آن حداقل می‌فهمیم شاعر در جامعه‌ی ایرانِ دهه‌ی 90 شمسی می‌زیسته است. از طرفی، «یازده ستاره» یک قطعه‌ی موسیقاییِ جدی محسوب می‌شود، پیچیدگی‌های هارمونیک و ملودیک دارد و توسط یک ارکستر متشکل از ده‌ها نوازنده‌ی خبره اجرا شده است. در حالی که «گل» ساده و سبُک است و همه‌ی بار اجرایش را سَمپِل‌های کامپیوتری به دوش کشیده‌اند.

حداقل در مورد این دو قطعه، به نظر می‌رسد مرز‌های موسیقی مبتذل و فاخر، موسیقی هنری و غیرهنری و موسیقی عام و خاص به شکل غریبی مخدوش شده‌اند. نگاهی به وضعیت مخاطبانْ میزان این خدشه را بیشتر هم خواهد کرد: «یازده ستاره» به تعبیری مخاطب عام دارد؛ یعنی مخاطبان بی‌حدوحصری که قطعه‌ی موسیقی توسط ابزارهای تبلیغاتیِ گسترده به آن‌ها خورانده شده است و میزان قوه‌ی اختیارشان برای انتخاب موسیقی به حداقل رسیده است. در مقابل، «گل» به تعبیری مخاطب خاص دارد؛ یعنی مخاطبان اندکی که اگر بخواهند قطعه‌ی تتلو را بشنوند باید تصمیم بگیرند، انتخاب کنند، به صفحات اینترنتی شخصی تتلو مراجعه کنند، قطعه‌ی «گل» را دانلود کنند و اگر به مذاقشان خوش آمد، به پلی‌لیست شخصی‌شان اضافه‌اش کنند. به نظر می‌رسد بخشی از این به‌هم‌ریختگیِ مرز‌ها به دلیل دستکاری نهاد‌های رسمی، دولتی و حکومتی در جریان طبیعی موسیقی و مخاطبانش باشد. «یازده ستاره» را می‌توان نمادی دانست از استبداد در هیئت موسیقی: عامه‌ی جامعه مجبورند در وعده‌ی صبحانه، نهار بخورند؛ تنها به این دلیل که نهار احتمالاً ظاهر فاخرتری دارد.


1- تابستان سال 1394 تتلو از طرفدارانش در اینستاگرام خواست بگویند «بغ‌بغو» و چندین هزار نفر چنین درخواستی را انجام دادند. این ماجرا واکنش‌های زیادی را در انتقاد از افول سطح سلیقه‌ی شنیداری جامعه درپی داشت.

امیر تتلو بابک زرین سالار عقیلی شهرداد روحانی یازده ستاره فوتبال جام جهانی روسیه فیفا علیرضا جعفریان بنیاد رودکی آهنگ جام جهانی

 

17 تیر 1397
Raze Khayyam 1

همه‌چیز و هیچ‌چیز

نویسنده: کامیار صلواتی

«راز خیام» تجلی ناراستی‌ست. تقلایی‌ست برای پنهان کردن آنچه هست تا هم هنردوستان را راضی نگاه دارد و هم پاپ‌کورن به‌دستان را. طرح جلد آلبوم خود با نشانه‌هایش سرشت کل کار را رسوا می‌کند: عکس روتوش شده‌ی بزرگ خواننده که با فونتی درشت «سالار عقیلی» بودنش را فریاد می‌زند (فروش) در کنار عنوان «ارکستر ناسیونال اکراین» (هنری‌نمایی)- این موجودیت موسیقایی مبهم که در ایران تبدیل به ملعبه‌ای برای فخرفروشی شده- و نام بهزاد عبدی به عنوان «تنظیم‌کننده»‌ی ملودی‌های پیش پا افتاده‌ی کسی که «آهنگساز» نامیده شده یعنی «امیرحسین طریقت» (بزک). این‌ها را بیفزایید به عنوان اثر یعنی «راز خیام»؛ عنوانی که هم به «خیام» اشاره دارد و هم هم‌داستان با تصویرهای عامیانه و کارت‌پستالی‌ای که از او در عامه جا افتاده «راز»آمیز هم هست. این تصویر روی جلد و دلالت‌هایش بیگانه با ماهیت صوتی اثر نیست، بلکه محتوای موسیقایی آن را نیز به‌تمامی نمایندگی می‌کند: بسته‌ای نامتوازن متشکل از ملودی‌های بزک شده توسط ارکستر روی رباعی‌هایی بی‌ربط به هم که به دنبال یکدیگر اجرا می‌شوند. این فرمول اخیراً رایج شده، یعنی سر هم کردن چند ملودی، سپردنش به موسیقی‌دانی دیگر برای تنظیم و اجرا شدنش از سوی یک آوازخوان معروف پیش‌تر هم از سوی خانواده‌ی طریقت در «جام الست»‌ آزموده شده بود. گویی تصور امیرحسین طریقت، ملودی‌ساز اثر، این است که به صورت فرمولیزه شده با به‌کار گرفتن کسانی که کار را بتوانند ارکسترال تنظیم کنند و حضور خواننده‌ای معروف، می‌تواند ملودی خام خود را تبدیل به یک اثر هنری کند. در این میان اما باید از امثال بهزاد عبدی پرسید که چرا به راحتی تن به چنین مناسباتی می‌دهند و کدام انگیزه  موجب شده است به مقام روتوش ملودی‌هایی این‌چنینی نائل شوند؟

در راز خیام نیز نه ارتباطی قابل درک میان نوع آهنگسازی هر قطعه و محتوای رباعی‌های هر قطعه وجود دارد و نه حتی میان خود رباعی‌هایی که در هر قطعه استفاده شده‌اند. ملودی‌های آوازی با ویژگی‌هایی مثل مدولاسیون، هم‌نشینی فکر شده با شعر یا حتی یک پرداخت ساده‌ی فرمال بیگانه‌اند. هرچقدر هم که بهزاد عبدی و «ارکستر ناسیونال اکراین» تلاش کرده باشند این ملودی‌های خام را بیارایند، حقیقت این اثر از پس این بزک‌ها عیان است: «راز خیام» می‌خواهد همه‌چیز باشد و هیچ چیز نیست!

کلاسیک ایرانی کامیار صلواتی امیرحسین طریقت سالار عقیلی بهزاد عبدی راز خیام 

برای خرید و دانلود آلبوم راز خیام به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0.6 ( 4 رای)
05 اردیبهشت 1397
Jane Sargardan 1

سوزِ دلِ یعقوبِ ستم‌دیده را از سالار عقیلی بپرسید

نویسنده: سعید یعقوبیان

«جان سرگردان» اجرای شلخته‌ای ندارد. از یک ذهن و عملِ منظم برآمده و آرایشِ گروهِ سازها در آن، پیراسته و کارشده است اما جذب‌کنندگیِ تمامِ اینها به نیمه‌ی تصنیفِ اولِ آلبوم هم نمی‌رسند و بالعکس، گوش‌آزار هم می‌شوند. چرا که از هر سو که به این اثر بنگریم، سراسر، تکرار در فرم و محتواست و به خیلِ آلبوم‌های اینچنینیِ یکی دو دهه‌ی اخیر پیوسته است که مرده زاده می‌شوند و در حافظه‌ی زمان، نشانی از آنها باقی نمی‌مانَد. خاستگاهِ این مرگ‌زایی‌های پر خرج، هر چه که باشد ماحصل‌، یک موسیقیِ عقب‌مانده از زمانه‌ است.  اگر همین آلبوم (که پنج سال پیش ضبط شده است) بیست سال پیش منتشر می‌شد، می‌توان تصور کرد که هم به واسطه‌ی فحوای اثر و نکات مثبتی که پیشتر به آنها اشاره شد و هم به اقتضای وضعیت و ظرفیت‌های بازار، بیشتر شنیده می‌شد و تک‌مایه‌گیِ انحصاری‌اش بی‌تردید بیست سال پیش در این حد کسل‌کننده نمی‌توانست باشد که امروز –و تا این حد- است. «جانِ سرگردان»، تعلقی به امروز ندارد.

موضوعِ دیگر، از بُن بی‌ربط بودنِ کلام و فضای مرثیه‌گونِ موسیقی با هیبتِ‌ خواننده و آخ و وای‌های تصنعی‌اش است؛ حتی تصنعی‌تر از عکس روی جلد آلبوم. این موضوع در مورد بیشتر آوازخوان‌های روزگار ما صدق می‌کند؛ اینکه محصولِ تخصصِ هنری‌شان به خودشان و به زمانه‌شان هیچ ارتباطی ندارد و گویا لزومی به چنین ارتباطی هم نمی‌بینند. آنچه از دهان‌شان بیرون می‌آید حرف‌شان نیست (اگر حرفی داشته باشند). در این بازارِ بی‌فکری، ناصرخسرو و خیام و بیدل و پروین و شهریار و شاملو هیچ تفاوتی باهم ندارند. هر تحریربلدِ «شبی به درازنایِ سالی نخفته‌ای» می‌تواند ادعا کند که «زِ ضعف، طاقتِ آهش نمانده» است. اینجا صحبت از چهچهه زدن در خلأ اندیشه است و از سوز و حالِ دروغین به خوردِ شنونده دادن. «جان سرگردان»ِ سالار عقیلی مصداق روشنِ چنین بساطیست.

برای خرید و دانلود آلبوم جان سرگردان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.2 ( 7 رای)
20 دی 1396
Shabe Ziba 1

املا صفر، انشاء زیر صفر

نویسنده: هرمز نامور

شنودگان، شنودندگان (شنوندگان)، بگوش (به گوش)، بباران (به باران)، صدابردارا (صدابردارها، صدابردار)، شعر موسیقی (شعر و موسیقی)، Ni(Nay, Ney), Hossen(Hossein), Tarbas(Tār Bass),(Ghaychak, Gheychak)Ghechak تنها شمه‌ای از اشتباهات دفترچه‌ی سی‌دی هستند و ناشر محترم تمام مسئولیت و صلاحیت خود را به کار گرفته است تا به چنین بسته‌ی فرهنگی مشعشعی برسد. اغلاط کار آنچنان دبستانی و ابتدایی‌‌اند که گویی روال «بزن در رو» با حساسیتی خاص و مو‌به‌مو در تولید رعایت شده است. گرافیک هم که به روال فکر امروز پدیده‌ای کاملاً سلیقه‌ای است و به چشم بی‌سلیقه‌ی ما ناخوشایند... و آیا هنرمند باتجربه در این میانه هیچ مسئولیتی برای سپردن کارش به کاردان ندارد و نباید داشته باشد؟ اما همه‌ی این‌ها را گفتیم تا بگوییم که چه حاصل از اثری که تنها ویژگی‌‌‌اش می‌توانست این باشد که تر و تمیز منتشر شود که ویژگی دیگری درش نمی‌توان سراغ گرفت.
مرتب و قابل‌قبول ساز‌زدن و یا آواز خواندن با خود اندیشه نمی‌آورد. صاحب اندیشه می‌شوی اگر بخوانی و ببینی و روشن‌بینانه تحلیل کنی، با همان زوایای محدود اما دانسته حتی. با طنز و گوشه کنایه و رندی هم. چگونه از یک موسیقیدان این جمله‌ی بی‌معنی را می‌توان هضم کرد؟:
«بطور مثال اصفهان آوازی است رمانتیک، لطیف با سرمایی لذت‌بخش و به رنگ آبی...»
یا:
«چنانچه این موسیقی در پیوند با اشعاری که چنین ویژگی‌هایی نیز در آن وجود داشته باشد به عبارتی یکسان شدن رنگ شعر و موسیقی)... این پیوستگی می‌تواند تأثیر عمیق‌تری در شنودگان[!] و صاحبدلان و اهل ذوق و ادب و موسیقی ایجاد کند.»
ماجرا این است آهنگساز مدعی شده که اصفهان لطیف را با اشعاری لطیف و رمانتیک درهم‌آمیخته و نتیجه‌ی خوبی گرفته است. به چند بیت رمانتیک از انتخاب‌‌ها توجه کنیم:

قطره و طاقت هنگامه‌ی دریا؟ هیهات
آنچه سامان نپذیرد سرم اینک آن است
ای رخت معنی زیبایی عالم برگرد
که در این آینه تصویر تو سرگردان است

آیا در این شعر ساخته‌شده، آرامش و لطافتی دیده می‌شود؟
سالار عقیلی در بیان در این آلبوم الگوی «گلپایگانی» ترانه‌خوان و غزلِ محفلی خوان را پیش گرفته و در غیاب مکیفات و بزم صورت ساده‌پسندانه و شاهد بازاری پسندی به ماجرای آواز داده است. از چنین روال غم‌انگیز تولیدی تاثیر بسزایی سراغ نمی‌توان گرفت اما کاش آهنگساز کمی دست نگه می‌داشت و تأمل می‌کرد تا بسته‌ی فرهنگی‌اش را با احترام به مشتری فهیم و با فرهنگ و با مطالعه روانه‌ی بازار کند.

برای خرید و دانلود آلبوم شب زیبا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0.5 ( 6 رای)
01 آبان 1396
بالا