نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)
Matn o Hashie6

دوره‌بندیِ تاریخ موسیقی ایرانِ معاصر

نویسنده: سعید یعقوبیان

دوره‌بندی تحولات موسیقاییِ ایرانِ معاصر عموماً بر مبنای دوره‌های سیاسی صورت می‌گیرد. مسأله این است که (برای مثال) وقتی می‌گوییم سه‌تارنوازی در دوره‌ی پهلوی، کنارِ هم نشاندنِ یک موضوعِ هنری و یک دوره‌ی سیاسی چنین پیش‌فرضی را پسِ خود دارد که سه‌تارنوازی با شروع و خاتمه‌ی دوره‌ی حکومت پهلوی، دچار تحولات بنیادی و تفکیک‌پذیر شده است. چنین تقسیم‌بندی‌ای در خصوص برخی موضوعات (مطبوعات برای نمونه) کاملاً منطقی است چرا که وضعیت و محتوای مطبوعات با تغییر دوره‌های سیاسی زیر و رو می‌شوند. اما در مورد موسیقی، چه دوره‌ی سیاسی مانند پهلوی اول کوتاه باشد و چه مانند دوره‌ی قاجار طولانی باشد، در هر دو حالت محل ایراد است. در تاریخ هنر، موسیقی همواره آخرین پله‌ی ظهور و بروز تحولات (مکاتب هنری) بوده است. پرسش این است: آوازخوانی چگونه با گذر از دوره‌ی پهلوی اول به پهلوی دوم تغییرات ملموسی به خود پذیرفته است که به دو دوره‌ی مجزا بتوان تقسیم‌اش کرد؟ (اگر هم چنان تغییراتی وابسته به تغییر حکومت‌ها رخ داده باشد، هنوز این موضوع تبیین و بررسی نشده است) در مورد دوره‌های طولانی نیز چگونه می‌توان پذیرفت که از آغاز تا پایان دوره‌ی قاجار، وضعیت ثابتی بر هنر حاکم بوده است که می‌توان به آسانی درباره‌ی تارنوازی دوره‌ی قاجار صحبت کرد؛ به ویژه آنجا که صرفاً با استناد به چند نمونه‌ی معدود از اواخر این دوره‌ی پر فراز و نشیب، موضوع را به کل دوره نسبت می‌دهیم.

تقسیم‌بندیِ دوره‌های هنری در بهترین شکلِ خود می‌بایست مبنای هنری داشته باشد. شاید با دلایلِ متقن بتوان توضیح داد که اطلاق یک دوره هنری با انتسابش به یک دوره‌ی سیاسیِ مشخص بهترین توضیح و تفکیک در خصوص ویژگیهای هنریِ آن دوره باشد اما قطعاً این موضوع در خصوص همه‌ی دوره‌ها صادق نیست یا دست کم تا حال با کاهلی‌ها اساساً به این موضوع فکر  و راه‌حلی برای آن پیدا نشده است. در عناوین پایان‌نامه‌ها یا آلبوم‌های موسیقی این نقص هر روز نمود بیشتری می‌یابد. در این نام‌گذاری‌ها نوعی کم‌دقتی و شاید نگاه تجاری دیده می‌شود. تصور کنیم عنوان کتابی «نویسندگی در دوران قاجار» باشد و تنها به دو نویسنده‌ی واپسین سال‌های آن دوره اشاره شده باشد. فقدان اسنادِ اوایل و اواسط آن دوره‌ی طولانی نمی‌تواند بهانه‌ای برای تسامح و کم‌دقتی در انتخاب عنوان شود. این تولیدات، مستندات پژوهش‌های آتی‌اند و عناوین اشتباه این آثار، گمراه‌کننده خواهند بود.

24 مهر 1398
inja cheraghi roshan ast2

بندبازی روی آسفالت

نویسنده: امیر بهاری

در مورد برخی از کارها این سؤال بی‌پاسخ می‌ماند که چرا چنین اثری باید منتشر می‌شد؟ آلبوم «اینجا چراغی روشن است» از این‌دست آلبوم‌هاست.

آلبوم، میان آن‌که یک کار مطلقاً کوبه‌ای باشد یا نباشد بلاتکلیف است. آهنگ‌هایی که صرفاً با سازهای کوبه‌ای ساخته و تنظیم شده‌اند هم معلوم نیست چه مقصدی را دنبال می‌کنند. زمانی «حسین تهرانی» قصد داشت پتانسیلِ حقیقیِ سازی مثل تمبک را نشان بدهد و کارهای نامتعارفی با آن انجام می‌داد، که اغلب می‌توانست بستر مناسبی مثلاً برای موسیقی متن فیلم بسازد، اما در این آلبوم علت این آکروبات‌بازی‌ها، با سازهای کوبه‌ای، که اتفاقاً خیلی تمیز و دقیق اجرا شده‌اند، معلوم نیست.

از طرفی بخش‌هایی از آلبوم، که خواننده دارد و در آن‌ تمرکز کوبه‌ای‌ها کمتر شده است، از گروه «تنبور شمس» (خانواده پورناظری‌ها) و آثار آن گروه در نیمه‌ی دوم دهه‌ی۷۰ الهام گرفته است؛ موسیقی‌ای که هدف‌اش جلب مخاطب با ادبیات موسیقی سنتی/ محلی بود؛ هرچند حتا همان ایده، کیفیت و تأثیرگذاری دهه‌ی هفتادِ گروه شمس را هم ندارد.

در این آلبوم،‌ با اثری مواجهیم که زحمت و دقت بسیار برای تولید آن کشیده شده است، اما اصلاً معلوم نیست به چه سمتی می‌خواهد برود. می‌خواهد با برخورد کلیشه‌ای با مولانا، به ما بگوید مولانا خیلی شوریده‌حال بود؟ خوب این‌که چیز تازه‌ای نیست؛ نه در ساحت ادبیات، نه در بستر موسیقی. می‌خواهد در بخش‌های سازی-کوبه‌ای ترجمان اشعاری باشد که قبل یا بعد از آن، شعری از مولانا خوانده می‌شود؟ این کار هم قرن‌هاست در خانقاه‌ها، خیلی خالص‌تر و تأثیرگذارتر از سازی که در استودیو با چنین دقتی، ژوست نواخته و پالایش صوتی شده است، انجام می‌شود. یا این‌که می‌خواهد توسعه‌دهنده‌ی دیدگاه گروه شمس در جلب مخاطب عام به این موسیقی باشد؟ که البته به این توفیق هم دست پیدا نمی‌کند (که اگر این‌چنین می‌شد هم اتفاق هنرمندانه‌ای نبود). حتا عنوان آلبوم هم کپی عنوان فیلم مشهوری از «رضا میرکریمی» است! واقعاً در مواجهه با چنین اثری چه باید گفت؟

برای خرید و دانلود آلبوم اینجا چراغی روشن است به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
23 مهر 1398
maria2

خیس‌اش نمی‌کند موجاموج دریای شهر از نو عاشق را

نویسنده: حانیه شهرابی

یکی از سازهای بسیار محبوب نزدِ موسیقی‌دوستان «گیتار» است. طوری‌که در سبک‌های مختلف از آن استفاده می‌شود و موسیقیِ جریانِ اصلی (mainstream) هم به آن توجهِ ویژه دارد. اما در کنار این محبوبیت کمتر کسی حاضر است با رپرتوار دشوار گیتار سر و کله بزند و به ظرافت‌های نوازندگی‌اش توجه کند. اگر دغدغه‌تان موسیقیِ کلاسیک باشد، با دیدن چنین مجموعه‌ای ذوق می‌کنید: آلبوم تکنوازیِ گیتاری که به دور از هر آن چه مد شده است، به تاریخِ غنیِ گیتار سرزده و سعی در ادای دِینی به این ساز دارد.

«بابک ولی‌پور» در آلبوم «ماریا، در ساعت چهار» دو قطعه از اَدوار رُنسانس و باروک نواخته است؛ سپس با پرشِ کمابیش یک قرنی و حذف رپرتوارِ کلاسیک، چهار قطعه‌ از دوران رُمانتیک و شش قطعه‌ی معاصر نواخته است. ضربانِ کلیْ سرعتِ متوسط دارد و قطعاتِ مجموعه در عینِ تفاوت در سونوریته همگن‌اند. نخستین چیزی که در شروع این آلبوم خودنمایی می‌کند این است که قطعات با شجاعت «آزاد» اجرا شده‌اند؛ بدین‌صورت که نت‌های مهم‌تر از نظر زمانی برجسته شده‌اند. این لَنگیِ حدودی در ریتم، یادآور اجراهای آثنتیک (authentic) است. او در اجراهای خود از برخی نوازندگان تأثیری انکارناپذیر گرفته است. (برای مثال، اجرای نغمه‌ی «امپراطور» به اجرای «مت پالمر» بسیار شبیه است). با این حال در برخی قطعات تکرر صدای تعویض پوزیسیون‌ها و یا خوانا نبودن نُت‌های لِگاتو از کیفیت یک تجربه‌ی عالی می‌کاهند.

در سایرِ کشورهای دنیا، موسیقی، هنر و صنعتِ توأمان است. در این صنعت، هم کارهای مردم‌پسندی که تنها از نظرِ اقتصادی اهمیت دارند تولید می‌شوند و هم کارهایی که به «موسیقی» توجه دارند. نوازندگانِ برجسته و ماهر، حمایت می‌شوند و هر چند وقت یک‌بار آلبومی از تکنوازیِ خود منتشر می‌کنند؛ اتفاقی که بسیاری از میانگین‌ها را در اقتصاد، فرهنگ و تاریخ‌شان تغییر می‌دهد. در ایران اما زمینه برای فراهم‌آمدن چنین آثاری آن‌طور که شایسته است، وجود ندارد. چند تن از نوازندگانِ ما به جز کارهای اقتصادی، چنین فعالیت‌هایی انجام می‌دهند و مانند آلبوم حاضر مهارتِ خود را در معرضِ قضاوتِ شنوندگان می‌گذارند؟ هنرمندِ ایرانیِ قرن بیست‌و‌دوم درباره‌ی هنرمند امروز چه فکر می‌کند؟ آیندگان فقرِ ما را در کدام زمینه می‌پندارند؟

برای خرید و دانلود آلبوم ماریا، در ساعت چهار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
22 مهر 1398
Mah6

بهترین آلبوم شهریورماهِ ۱۳۹۸


نظرسنجی بهترین آلبوم شهریورماهِ ۹۸ نُویز، در دو سطح مختلف برگزار شد:

یکی انتخاب بهترین آلبوم ماه از نگاه تحریریه‌ی «نُویز» و دیگری بهترین آلبوم ماه، از نگاه مخاطبان کانال تلگرامِ «نُویز». این نظرسنجی به صورت ماهیانه در کانال تلگرامِ «نُویز» انجام و آلبوم برتر توسط «نُویز» اعلام خواهد شد.

نتایج این نظرسنجی‌ها در دو گروه تحریریه و مخاطبان «نُویز» به صورت زیر است:

با توجه به اکثریت آراء در گروه تحریریه‌ی «نُویز»، آلبوم «عشیران» با امتیاز (۳/۴ از ۵)، رتبه‌ی اول را کسب کرد.

ashiran Copy

با این اثر بیشتر آشنا شوید: عشیران

 

 با توجه به نتیجه‌ی آراء مردمی در نظرسنجی کانال تلگرام «نُویز»، آلبوم «افسانه‌ی گل یخ» با کسب بیشترین رأی، رتبه‌ی اول را کسب کرد.

 afsaneh Copy

با این اثر بیشتر آشنا شوید: افسانه‌ی گل یخ

 

جزئیات آراء گروه تحریریه به این شرح است: (محدوده‌ی امتیاز از ۰ تا ۵)

پیدا - آریا محافظ ۳/۱
تقارن - آرش ابوالفتحی، آرمین ابوالفتحی ۲/۱
نگاه آسمانی - ناصر ایزدی، سالار عقیلی ۰/۷
پیانو با گل رز - محمد سنگیان ۰/۶
یک قافله دل - محمد ذوالنوری ۱/۵
عشیران - علی کاظمی، سعید کردمافی ۳/۴
ایوار - مرتضی شیرکوهی ۳
شب چشمان تو - بهنام جاوید ۰/۴
شنیدیدار - کورش بهراد ۱/۶
افسانه‌ی گل یخ - ستاره احمدی ۲
پرواز و آواز - بهمن فریادرس ۱/۶
لبخند خیال - رضا طریقت ۰/۶
تنیده در صدا - هومن شیرعلی ۱
آرش کمانگیر - پژمان طاهری، شهرام ناظری ۱
نشو - رامین وطن‌نیا ۱/۶
و - امیر فرهنگ اسکندری، زکریا یوسفی ۲/۴
بی‌کران ابرها - سهیل ملاحسینی ۱/۷

 

جزئیات آراء مردمی از مجموع ۶۳۵ رأی أخذ شده به این شرح است:

▪️ 4% (29) پیدا - آریا محافظ
▫️ 0% تقارن - آرش ابوالفتحی، آرمین ابوالفتحی
▪️ 0% (1) نگاه آسمانی - ناصر ایزدی، سالار عقیلی
▫️ 0% (2) پیانو با گل رز - محمد سنگیان
▪️ 0% (3) یک قافله دل - محمد ذوالنوری
▫️ 38% (245) عشیران - علی کاظمی، سعید کردمافی
▪️ 0% (4) ایوار - مرتضی شیرکوهی
▫️ 0% (2) شب چشمان تو - بهنام جاوید
▪️ 0% (4) شنیدیدار - کورش بهراد
▫️ 49% (312) افسانه‌ی گل یخ - ستاره احمدی
▪️ 0% (4) پرواز و آواز - بهمن فریادرس
▫️ 0% (2) لبخند خیال - رضا طریقت
▪️ 0% (1) تنیده در صدا - هومن شیرعلی
▫️ 0% (4) آرش کمانگیر - پژمان طاهری، شهرام ناظری
▪️ 0% (1) نشو - رامین وطن‌نیا
▫️ 0% (4) و - امیر فرهنگ اسکندری، زکریا یوسفی
▪️ 2% (17) بی‌کران ابرها - سهیل ملاحسینی

21 مهر 1398
rooz dakheli khaneh

بلبشو

نویسنده: کامیار صلواتی

«روز، داخلی، خانه»، مجموعه‌ای از قطعات است که تنها ویژگی مشترکشان یکی بودن آهنگسازشان است. شاید همین ویژگی مشترک برای انتشار چنین مجموعه‌ای کافی به نظر برسد، اما واقعیت این است که آن‌قدر قطعات این آلبوم از هم دور هستند که به زحمت می‌توان این توجیه را پذیرفت. نه آهنگساز آن‌چنان جایگاه والا و قوام یافته‌ای دارد که جمع‌آوری همه‌ی آثارش به اعتبار بزرگی‌اش معنا بیابد، نه این قطعات از حیث تاریخی و پژوهشی ارزشمندند، و نه می‌توان پیوندی موسیقایی میان این قطعات یافت.

به نظر می‌رسد که آثار جمع‌آوری شده در «روز، داخلی، خانه» عموماً برای فیلم‌، تئاتر، برنامه‌های تلویزیونی، یا به صورت سفارشی ساخته شده‌اند. بعید است که شنونده‌ای فیلم‌ها یا تئاترهای مربوط به این آثار را تماشا کرده باشد و بتواند متوجه شود که چه ارتباطی میان این قطعات و محتوای آن آثار می‌توان یافت. ناشر و آهنگساز هم تلاشی نکرده‌اند تا با ارائه‌ی اطلاعات یا توضیحات بیشتر درباره‌ی هر یک از قطعات، شنونده را توجیه کنند که چه می‌شنود یا لااقل هر کدام از قطعات برای کدام فیلم، تئاتر یا برنامه‌ی تلویزیونی ساخته شده‌اند. در این میان، در این آلبوم آهنگساز مصر بوده که هم ترانه‌های مذهبی پاپ برای نوجوانان را بگنجاند (همسایه)، هم آثاری چندصدایی و البته نسبتاً دم دستی در حیطه‌ی موسیقی ایرانی، هم آثاری که می‌توان آن‌ها را کلاسیکِ سبُک (light classic) نام‌گذاری کرد. قطعه‌ای «بیت‌باکس» نام‌گذاری شده بی‌آنکه ارتباطی با مفهوم بیت‌باکس داشته باشد. در این میان، غلبه با آثار کلاسیک سبُک و پاپ است. با شنیدن این آلبوم، ممکن است این برداشت پدید آید که آهنگساز تلاش داشته هرچه داشته را در یک سی‌دی صوتی جاساز کند؛ کاری که برای یک آرشیو شخصی ممکن است پذیرفتنی باشد، اما برای ارائه به بازار و مخاطب عجیب است.

با وجود این‌ها، در بخش‌هایی از آلبوم، بارقه‌هایی از خلاقیت شنیده می‌شوند؛ شاید بیشتر و پیش‌تر از همه، در قطعات «موش و گربه» که بر روی ابیاتی از منظومه‌ی معروف عبید زاکانی ساخته شده است. بازی با صدای گربه، استفاده از پتانسیل موسیقایی آن، همراه کردنش با آواز ایرانی، و در نتیجه ارائه‌ی تفسیری شوخ‌طبعانه از آواز ایرانی از ویژگی‌هایی‌ است که این قطعه را تا حدی از دیگر قطعات آلبوم متمایز می‌کنند؛ تمایزی که در بلبشو و شلوغی آلبوم گم می‌شود. 

برای خرید و دانلود آلبوم روز، داخلی، خانه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
20 مهر 1398
Navaye Koli 00 Copy

دشواری موسیقی مردم‌پسندِ سازی

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

موسیقی مردم‌پسند اغلب برای ارتباط برقرار کردن با مخاطبانش متکی بر جذابیت کلام و در مراحل بعد متکی بر گیرایی صدای خوانندگان، حتا گاهی دلربایی چهره و ظاهر آنها، زیبایی ملودی، رقص‌های همراه و ندرتاً هم مهارت‌های خاص و چشم‌گیر دیگر نوازندگان است. همین پایه‌های مقبولیت کارِ موسیقی مردم‌پسندِ سازی را پیشاپیش دشوار می‌کند زیرا بخش بزرگی از آن عوامل خودبه‌خود مفقودند. در فقدان کلام و طبیعتاً خواننده همه‌ی بار بر دوش زیبایی و پراحساسی ملودی‌ها (گاهی حتا بازنوازی ملودی ترانه‌های مشهور با ساز و تنظیم‌های باسلیقه و خلاقانه از آنها)، مهارت‌های نمایشی نوازندگان (همچون سرعت‌های سرگیجه‌آور، ریتم‌های شگفت‌انگیز و ...) و احساس موسیقایی آنها می‌افتد. از همین رو است که تعداد آلبوم‌های (یا تک‌آهنگ‌های) مردم‌پسند مطلقاً سازی نسبت به همتاهای باکلامشان تا این اندازه در تاریخ کم است. آنها امکانات کم‌تری برای مقبول افتادن در اختیار دارند.

نوای کولی آلبومی از مزدک کوهستانی دقیقاً با همین مسائل روبه‌رو شده است. به سوی احساس‌برانگیزی و زیبایی ملودی‌ها رفته است (مانند قطعه‌ی تانگو در ونیز) اما نتیجه‌ای به دست آورده است که به بسیاری از تلاش‌های مشابه نزدیک است. هم‌زمان به سراغ موزیکالیته‌ی نوازندگان در اجرای همان ملودی‌های شیرین می‌رود اما آستانه‌ی توانایی‌های موزیکال نوازندگان مجموعه برای این نوع موسیقی، راه پرواز و کنده‌شدنش را سد می‌کند (فارغ از استثنای نوازندگی مارکو دل وله جی، در پایان سرناد برای ناهید می‌توان نمونه‌هایش را دید). حرکات تکنیکی و سریع گیتار نیز بیش از آن که عاملی برای دلنشینی قطعات آلبوم باشد مانع پذیرفتن آن می‌شود (مانند پاساژهای سریع اما نه‌چندان دقیق گیتار در لحظات پایانی باران استوایی، لحظاتی در بخش‌های انتهایی نوای کولی ۱ یا پاساژهای برگردان در نوای کولی ۲). حتا بهره‌گیری از نوازندگان باتجربه در موسیقی کلاسیک و تکیه بر بعضی مهارت‌های آنها هم کمک زیادی به رفع این اشکالات نکرده است. آنها ساختاری‌تر از آن‌اند که با تغییر سطحی در جزئیات بتوان برطرفشان کرد.

سازآرایی و تنظیم گرچه به دلیل در اختیار داشتن تخته‌رنگ غنی از نقطه‌قوت‌های کار است اما چنان متمایز و تکان‌دهنده نیست که بر همه‌ی آن دشواری‌های پیش‌گفته فائق آید و دست‌بالا عنصری منفعل و نه تقویت‌کننده‌ی دیگر مؤلفه‌ها می‌ماند.

برای خرید و دانلود آلبوم نوای کولی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
17 مهر 1398
Faslo Vasl 1

حیاتِ اصفهان

نویسنده: سعید یعقوبیان

تعیین دقیق فواصل، نامیدن‌ و نوشتن‌شان و در نهایت اجرایشان، هنوز از چالش‌های بسیاری از عاملین و عالمان موسیقی کلاسیک ایرانی است. ردیف‌های منتشر شده و آوانویسی قطعات ضربی و غیرضربی در اغلب موارد به لحاظ فواصل با آنچه فهمیده و اجرا می‌شود یکی نیستند و از این میان بیات ‌اصفهان از پراختلاف‌ترین مقام‌هاست. تقریباً در تمامیِ نوشته‌های منتشر شده نغمه‌ی ماقبلِ شاهد –که محسوس نامیده‌اندش و می‌نامیم- نیم‌پرده‌ای نوشته شده است (مثلا در اصفهانِ ردیف میرزاعبدالله که بر مبنایِ نغمه‌ی سل است، دیِز) اما در اجراها بر هیچ فاصله‌ی دقیقی اتفاق نظر و عمل نیست. این اختلاف با آمیزش آموزه‌های موسیقی کلاسیک غربی با ایرانی تا به جایی رسید که اصفهان به تلویح به قبل و بعد از آن تقسیم شد: اصفهان جدید و قدیم. اگر تکلیفِ گرانیگاهِ اصفهان جدید به واسطه‌ی نیم پرده‌ی روشنِ مینوری‌اش مشخص شده باشد، مجنبِ قدیم از قِبَلِ سستی‌ها و کوتاهی‌ها هنوز بلاتکلیف و نادقیق است (به ویژه اگر به هر نوع هارمونیزه کردن موسیقی ایرانی بیاندیشیم).

این پادرهوایی به ویژه آنجا رو می‌نماید و پیچیده‌تر می‌شود که عاملِ سیرِ مقام را نیز –که متعاقباً و تحت تأثیرِ محسوسِ جدید سردرگم شده- وارد معادله کنیم؛ با تغییراتِ سیر که عموماً در منطقه‌ی صوتیِ بعد از شاهد -مثلاً با به کار بردنِ فاصله‌ی ششم کوچک- رخ داده‌اند، امروزه چند نوع بیات اصفهان را می‌توان تشخیص داد:
سیر قدیم با اصفهان قدیم (مثالش ردیف‌نواخته‌های سعید هرمزی)
سیرِ قدیم با اصفهان جدید (آنچه از ردیف‌نوشت‌ها برمی‌آید، مانند دورینگ و طلایی و نیز در تنظیم قطعات کلاسیک ایرانی برای سازهای غربی)
سیر جدید با محسوسِ نیم‌پرده‌ای اصفهان جدید (عموماً در آثار ارکسترال و نیز در دهه‌های اخیر در برداشت‌های برخی از نوازندگان جوان از اصفهان)
سیر جدید با محسوسِ اصفهان قدیم (آنچه که بیش و پیش از همه یادگار و محصول موسیقی رادیوست و تار فرهنگ شریف را به یادمان می‌آورد)
و در نهایت یک سیرِ دورگه با نغمه‌ی پیش از شاهدِ سیال که دیگر حتی فونکسیونی در آواز اصفهان ندارد. یا به عبارت دیگر نقش آن نیز دستخوش تغییر شده است؛ چیزی میانه و بازنشسته. آلبوم «فصل و وصل» نمونه‌ی چنین اصفهانی است که محسوس در آن دیگر، عامل هویت‌بخشِ چندان مهمی در اصفهان نیست. این موضوع علاوه بر اهمیت تعیین و تعریف فواصل دقیق موسیقی ایرانی، یادآور اهمیت وارد کردن مفهوم سیر در آموزش موسیقی ایرانی نیز هست.

برای خرید و دانلود آلبوم فصل و وصل به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
16 مهر 1398
بالا