نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)
Daykato 1

زندان بافت

نویسنده: علیرضا جعفریان

 آلبوم شامل دو دسته از قطعات است. دسته‌ی اول قطعاتی‌ هستند که دغدغه‌شان مسئله‌ی بافت در موسیقی کلاسیک ایرانی‌ست و دسته‌ی دوم قطعاتی مبتنی بر فضاسازی‌اند که گه‌گاه از اصوات الکترونیک نیز سود می‌برند. شاید بتوان گفت ملودی در قطعات دسته‌ی اول، در راستای دستیابی به بافتی ضخیم، نحیف شده است. به بیان دیگر به نظر می‌رسد این ملودی بوده است که به خدمت بافت در آمده، نه برعکس. و احتمالاً به همین دلیل ملودی سست است، پویا نیست، روند و ساختار مشخص ندارد و فاقد تنش و آرامش متناسب و متوازن است. این موضوع بیش از هر جای دیگری در قطعه‌های اول و سوم دیده می‌شود.

از ضبط و میکس و مسترینگ نه چندان مطلوب آلبوم که بگذریم، شیوه‌ی ارکستراسیون و چینش سازها نیز، باز هم خصوصاً در قطعه‌های اول و سوم، به نتیجه‌ی نهایی آسیب زده است. به این معنا که از قابلیت‌های صوتی سازها متناسب با ملودی و بافت استفاده نشده و سازها در گروه‌نوازی شخصیت صوتی مستقلی ندارند. اما با همه‌ی این‌ها، نمی‌توان از تک‌لحظه‌های موسیقایی نابی که آهنگساز در قطعات مختلف خلق کرده چشم‌پوشی کرد. بسامد این تک‌لحظه‌ها در نیمه‌ی دوم آلبوم بیشتر است و به  طور کلی آلبوم از قطعه‌ی چهارم به بعد موفق‌تر ارزیابی می‌شود.

قطعات مبتنی بر فضاسازی نیز در نیمه‌ی دوم آلبوم پخته‌ترند. برای مثال، در نیمه‌ی اول آلبوم تک‌نوازی تار بر مبنای ردیف را می‌شنویم که روی یک پد زهی اجرا شده، به طوری که هم صدای تار و هم پد زهی دچار دستکاری‌ کامپیوتری شده است. این دستکاری از طرفی به صدای طبیعی تار آسیب زده، از طرفی تجربه‌ای جدی در زمینه‌ی تلفیق موسیقی کلاسیک ایرانی با نوعی موسیقی الکترونیک محسوب نمی‌شود و از طرفی در نتیجه‌ی این تلفیق، ردیف‌نوازی سنتی تار به نقطه‌ای دور و فرادست از آنچه همیشه بوده است برده نشده. برخلاف این هم‌نشینی بی‌معنا، آهنگساز در نیمه‌ی دوم آلبوم، برای مثال در قطعه‌ی «ابرآویز» موفق شده است از ترکیب زهی‌ها، موتیف‌های ریتمیک قانون و موتیف‌های ردیفی نی در جهت ساخت فضای موسیقایی به خوبی استفاده کند.

در این نقد سیصدوپنجاه کلمه‌ای فرصت نشد درباره‌ی خواننده، که همان آهنگساز آلبوم است، صحبت کنیم. اما هنوز به اندازه‌ی یک جمله فرصت هست: حتی اگر دلیل عدم استفاده از خواننده‌ی حرفه‌ای نوعی مبارزه با خواننده‌سالاری باشد، بی‌شک آلبوم در این مبارزه شکست خورده است. زیرا حقیقتاً یک خواننده‌ی زبده می‌توانست در بسیاری از لحظات ناجی آلبوم باشد.

دای کاتو علیرضا جعفریان گروه مهبانگ محمدعلی نجف پور

برای خرید و دانلود آلبوم دای‌کاتو به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
25 اسفند 1397
Best Albom in Month cover13

بهترین آلبوم بهمن‌ماهِ ۱۳۹۷


نظرسنجی بهترین آلبوم بهمن‌ماهِ ۹۷ نُویز، در دو سطح مختلف برگزار شد:

یکی انتخاب بهترین آلبوم ماه از نگاه تحریریه‌ی «نُویز» و دیگری بهترین آلبوم ماه، از نگاه مخاطبان کانال تلگرامِ «نُویز». این نظرسنجی به صورت ماهیانه در کانال تلگرامِ «نُویز» انجام و آلبوم برتر توسط «نُویز» اعلام خواهد شد.

نتایج این نظرسنجی‌ها در دو گروه تحریریه و مخاطبان «نُویز» به صورت زیر است:

با توجه به اکثریت آراء در گروه تحریریه‌ی «نُویز»، آلبوم «خجسته» با امتیاز (۳/3 از ۵) رتبه‌ی اول را کسب کرد.

khojasteh 300

با این اثر بیشتر آشنا شوید: خجسته


با توجه به نتیجه‌ی آراء مردمی در نظرسنجی کانال تلگرام «نُویز»، آلبوم «غروب در بیشه‌زار» با کسب بیشترین رأی، رتبه‌ی اول را کسب کرد.

ghoroub 300

با این اثر بیشتر آشنا شوید: غروب در بیشه‌زار


جزئیات آراء گروه تحریریه به این شرح است: (محدوده‌ی امتیاز از ۰ تا ۵)

مجنون زمانه - انوش جهانشاهی، سینا سرلک 0/3
غروب در بیشه‌زار - آثار برگزیده‌ی مسابقه‌ی رضا کروریان 1/9
هماگون - محمدرضا دستگاهدار، وحید تاج 1/3
از یادت نمی‌کاهم - امین هنرمند 1/8
در کنار جویباران - مسعود میرزایی دمابی، رسول ملکی 1/4
والسی برای جانان - امیر عظیمی 1/3
دستچین آثار پیانو فرید عمران - هوشیار خیام 1/9
خجسته - فرید خردمند، گروه سپهر 3/3
ساقه‌ی خشک بهار ۲ - سیاوش ایمانی، سینا خشک‌بیجاری 2/8
رقص‌های فانتزی، سوئیت آرارات، لوریس چکناوریان 1/4
نبودی تو - مهیار علیزاده، هادی فیض‌آبادی 0/5

 

جزئیات آراء مردمی از مجموع 85 رأی أخذ شده به این شرح است:

▪️ 2% (2) مجنون زمانه - انوش جهانشاهی، سینا سرلک
▫️ 32% (28) غروب در بیشه‌زار - آثار برگزیده‌ی مسابقه‌ی رضا کروریان
▪️ 4% (4) هماگون - محمدرضا دستگاهدار، وحید تاج
▫️ 8% (7) از یادت نمی‌کاهم - امین هنرمند
▪️ 0% در کنار جویباران - مسعود میرزایی دمابی، رسول ملکی
▫️ 5% (5) والسی برای جانان - امیر عظیمی
▪️ 4% (4) دستچین آثار پیانو فرید عمران - هوشیار خیام
▫️ 7% (6) خجسته - فرید خردمند، گروه سپهر
▪️ 25% (22) ساقه‌ی خشک بهار (۲) - سیاوش ایمانی، سینا خشک‌بیجاری
▫️ 5% (5) رقص‌های فانتزی، سوئیت آرارات، لوریس چکناوریان
▪️ 2% (2) نبودی تو - مهیار علیزاده، هادی فیض‌آبادی

 

لطفاً نظرات و پیشنهات خود را درباره‌ی این نظرسنجی با «نُویز» و از طریق یکی از نشانی‌های آن، درمیان بگذارید.

22 اسفند 1397
The Last Tomorrow Album Posts 08

جشنِ مهارت و احساس

نویسنده: فرشاد توکلی

واپسین فردا، این جدیدترین تولید خانۀ هنرِ خرد، به راستی جشن باشکوهِ گوش‌نوازی است برای آن دسته از علاقه‌مندانِ موسیقی ایرانی که مدت‌هاست به آثارِ تولیدی با نگاهی مأیوس و حسرت‌بار می‌نگرند. اثری شنیدنی از مناظره‌ی موسیقایی سه هنرمندِ ممتاز، که نشان می‌دهند بر جایگاهی که هستند استادانه تکیه زده‌اند. حمیدرضا خبازی (تار)، فرهاد زالی (نی) و مسعود براره (تنبک) 57 دقیقه موسیقیِ زنده، رونده، پرکشش و بی‌لکنت را در قالبی عرضه کرده‌اند (هم‌نوازی موسیقی ایرانی) که مدت‌هاست با تکیه بر تمهیدات غیرموسیقایی به ترددِ بی‌رمق و دست‌وپاگیرِ خود در صحنه‌ی تولیدات موسیقایی ادامه می‌دهد. از این سه، به‌خصوص نوازندگان سازهای ملودیکِ اثر (خبازی و زالی) هستند که میزبانی جشن را برعهده دارند؛ هنرمندانی که تا پیش از این، بیش از دودهه بود که، علی‌رغم کنسرت‌های مستقل، تنها آثارِ موسیقی‌دانان دیگر را زینت و رونق می‌افزودند.

جشن نخستین اثر مستقل اینان، آراسته به مهارت ستودنیِ آنها در نوازندگی، محل گردهمایی تمام عناصری است که قالب هم‌نوازیِ تکنوازانه را رونق می‌بخشد. مواردی چون: تنوع مایگی، تنوع فنون اجرایی، ازپیش‌اندیشگیِ محتوای متریک و ـ به‌ویژه ـ غیرمتریکِ اثر، تنوع لحنِ بیان و نیز، از دیگر سو، انسجام و پیوستگی با تاریخ و ادبیات هنری این دو ساز، در عینِ استقلالِ هنری و فردی در خلقِ موسیقی.

واپسین فردا نیز، در نحوه‌ی تغییراتِ مُدال، ”شیوه‌ی دستگاه“ را هم‌چون بسیاری از آثارِ نیم‌قرن اخیر کنار گذاشته است و به‌جای آن فضاهای مدال شاخصی که به تنوع و کثرت به‌کار می‌گیرد را، ضمن درآمیختن با تفسیری نو و البته ماهرانه از روندهای ملودیک، به نگاهِ ”دایره“ و ”مقام“ می‌نگرد و از آنها برای بسط و گسترش زبان موسیقایی خود، از یک سو، و انباشتن و کاستن بر نمودارِ تنش‌ـ آرامشِ روندِ کلیِ کار استفاده می‌کند. با این همه، هرگز آن گوهرِ مهم بدیهه‌پردازی‌های سنت‌های ایرانی‌ـ عربی‌ـ ترکی را نیز نادیده نمی‌گذارد: بیان‌گری و نقالیِ موسیقایی به پشتوانه‌ی مهارت کم‌نظیر. خبازی و زالی، چه در چابک‌نوازی‌های فردی یا هم‌نوازانه‌شان و چه در طمأنینه‌ای که در مطول کردنِ طول جملات و معلق نگه‌داشتن‌شان به‌نمایش گذاشته‌اند، همواره نقشِ آن نقالِ کارکُشته‌ای را که با صدا و حضور و کلماتش ما را به قلبِ افسانه فرو می‌برد حفظ کرده‌اند.

واپسین فردا فرشاد توکلی فرهاد زالی مسعود براره حمیدرضا خبازی

برای خرید و دانلود آلبوم واپسین فردا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 5 ( 1 رای)
20 اسفند 1397
47693864 781422905583716 8013726405163552805 n

طلایِ زرد

نویسنده: سعید یعقوبیان

آگوست کُنت (1857-1798) که نخستین بار واژه‌ی «جامعه‌شناسی» را به کار گرفت، موسیقی را اجتماعی‌ترین هنرها می‌دانست. علم نوظهور، به سمتِ تبیینِ هرگونه انگاشتِ اجتماعی ِپدیده‌های انسانی حرکت کرد تا وجوهِ ناپایدارِ آنچه را که پایدار به نظر می‌رسید درک کند. از سوی دیگر، جهانِ آکادمیک رشته‌‌های متمایزی تعریف می‌کرد و جامعه‌شناسیِ موسیقی –اندیشیدن به هرگونه رابطه‌ی موسیقی و اجتماع- زاده‌ی این گسترش و تفکیکِ توأمان بود که نخستین ایده‌هایش بخشی از ساختمان فکری جامعه‌شناسی بودند و نسبت‌هایی نیز با رشته‌ی عام‌تر -جامعه‌شناسی هنر- می‌یافت.

این شاخه تا نیمه‌های قرن بیستم، رشد بطئی و پراکنده‌ای داشت و کتاب آلفونس سیلبرمن (2000-1909) موسیقی‌شناس و جامعه‌شناس آلمانی، از نخستین تلاش‌ها در جهت مدون و مجموع کردن رهیافت‌ها بود. اگرچه این رشته امروزه آنقدر پیش رفته که خود، جامعه‌شناسیِ مستقلی می‌طلبد (جامعه‌شناسیِ «جامعه‌شناسیِ موسیقی») اما در فهمِ راهی که پیموده شده، کتاب سیلبرمن –در مقامِ یک تألیفِ مهم در میانه‌ی راه- از نقاط عطف است و ترجمه‌ی نقاط عطفِ دیگر می‌تواند منابع مفیدی برای خواننده‌ی فارسی‌زبان فراهم آورد.

ترجمه‌ی انگلیسی کتاب، در سال 1963 چاپ شد و کتابِ منتشر شده در ایران، ترجمه از زبان انگلیسی‌ست. ناشرِ پر کارِ کتاب حاضر، در نیمه‌ی نخست سال جاری، نزدیک به هشتاد عنوان کتاب، عموماً در حوزه‌ی علوم اجتماعی، منتشر کرده‌‌است اما دست‌کم در خصوص این کتاب باید گفت با این انتشار اتفاقی در این شاخه از جامعه‌شناسی در ایران نیافتاده و بهره‌ی چندانی از خواندن این ترجمه متصور نیست.

این تعبیر درباره‌ی هر ترجمه‌ای رایج است که متن نهایی نه تنها نباید بوی ترجمه بدهد بلکه قصد غایی، به دست دادن فهم روشنی از متن مبدأ به زبان مقصد است. شگفتا که حتی پیشگفتارِ دوصفحه‌ایِ مترجم نیز (که چهار سال پیش از انتشار نوشته شده!) خود نشان از ترجمه دارد. زبانِ سست و گنگِ کتاب و متنِ ویراستاری نشده و پر اشتباه آن، راهِ هرچه خوشبینانه به سمت این کتاب رفتن را می‌بندد. هدف، گویی بیش از آنکه فهم پیشینیِ مترجم و انتقالِ پسینیِ مفاهیم به خواننده باشد چاپ کتابی با عنوان جامعه‌شناسی موسیقی و کامل کردن مجموعه بوده‌‌است. جملات کتاب همانقدر مفهوم‌اند که چنین کتابی را با بیتِ «خشک سیمی، خشک چوبی...» آغاز کردن.

ترجمه‌ای که در دست داریم این گزاره را به ذهن می‌رساند: مخاطبی که مفاهیم چندبُعدیِ جامعه‌شناسی موسیقی را دریابد به احتمال قوی کسی‌ست که در حد خواندِن متنِ روانِ کتابِ اصلی، انگلیسی می‌داند. ترجمه‌ای اینچنین، کدام مانع را می‌تواند از سر راه بردارد؟

سعید یعقوبیان اندیشه احسان کتاب جامعه شناسی موسیقی روح الله قاسمی آلفونس سیلبرمن

18 اسفند 1397
soroud2

مرثیه‌ای برای یک رویا

نویسنده: کامیار صلواتی

گاه ناگزیریم به پذیرش شکست و ناممکنی حدوث یک رویا. رویای آرام گرفتن شعر نو در کنار موسیقی کلاسیک ایرانی انگار یکی از این رویاهای ناممکن است. آن چند استثنای نیمه‌موفق را هم که مثال بزنیم، می‌بینیم که آنچه باعث توفیق نسبی آن‌ها شده، تأکید بر جنبه‌های شبیه‌تر آن اشعار با شعر کلاسیک، و از سوی دیگردورتر شدن موسیقی کلاسیک ایرانی از ویژگی‌های مثالی خود بوده است.

در «سرود مرد سرگردان»، تا جایی که آواز وارد کار نمی‌شود، موسیقی آزادانه‌تر و در تناسبی بیشتر با فضای شعر شاملو جریان می‌یابد. چالش اصلی –درآمیختن خود شعر با آواز- که رخ می‌نمایاند، همه‌ی سرگردانی‌ها رخ می‌نمایانند. آواز اگر می‌خواهد «ایرانی» باشد، باید به همان ویژگی‌های رایج آواز ایرانی رجوع کند: تکنیک، نوع صداسازی، نوانس‌ها، و بالاخره تحریر، این عنصر فعلاً جداناشدنی آواز ایرانی. بنیان ریتمیک ملودی‌ها، هرچقدر زیر لایه‌ی چندصدایی و تنوع رنگ‌های صوتی نسبتاً نو و افه‌های غریب پنهان شوند، همگام با غزل و قصیده‌اند. شاید همین است که باعث می‌شود جملات آوازی به شدت به قرینه‌سازی در دل شعری متمایل شوند که از نظر ظاهری و فرمال چندان قرینه‌پرداز نیست؛ مانند تکرار «ای کاش که دست تو نوازش نبود/ پذیرش نبود/ و بخشش نبود» که باعث می‌شود حتی تعداد مصرع‌ها زوج شوند، یا بکوشند که شعر شاملو را به یک شعر کلاسیک نزدیک کنند؛ مانند وارونه کردن ترتیب یکی از شعرها و نزدیک کردن قافیه‌ها به هم و تأکید روی آن1، و درنتیجه از بین بردن تعلیق شعر اصلی با این جابه‌جایی؛ یا فرار از عدم تقارن وزنی یا قافیه‌ای با تحریرگذاری در انتهای مصرع‌هایی نا‌هم‌قافیه یا ناهم‌‌اندازه با مصرع‌ پس یا پیش‌شان، و در مقابل، اجرای مصرع‌های هم‌قافیه و کوتاه‌تر بدون تحریرگذاری؛ تا احتمالاً به نظم آشنای مصرع‌های متوالی شعر کلاسیک نزدیک‌تر شوند.

شاید باید پذیرفت که شعر نو، دست‌کم از آن‌گونه که در این اثر می‌شنویم، مشتاق هم‌آغوشی با یار وفاداری‌ست که به همان اندازه جسارت رهایی از دلبستگی‌های پیشین‌اش را داشته باشد.


1- این بند از شعر، به جای آنکه در انتها خوانده شود، در ابتدا خوانده می‌شود: میان خورشیدهای همیشه زیبایی تو لنگری‌ست/ نگاهت شکست ستمگری‌ست/ و چشمانت با من گفتند که فردا روز دیگری‌ست. 

برای خرید و دانلود آلبوم سرود مرد سرگردان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
15 اسفند 1397
lovely trash

...خون؛ درونِ رگِ گیاه

نویسنده: سعید یعقوبیان

جدیتِ آغاز فیلم از جایی که گوینده‌ی شبکه‌ی ماهواره‌ای، خبری درباره‌ی «منیرخانوم» می‌گوید به یکباره رنگ عوض می‌کند و بیننده وارد خیالات او می‌شود. این اولین نمود موسیقی در فیلم است: یک هفت‌ضربیِ سرخوشانه‌، با پایه‌ای روی سه‌تار به‌صورتِ خفه (Mute) که به یاریِ تغییر فضایِ فیلم می‌آید. روی همین ملودی، طنز فیلم پررنگ‌تر می‌شود. منیر چندین بار با تغییر کانال‌های ماهواره، گیتارنوازی را می‌بیند که ترانه‌ای با کلیدواژه‌ی نام او می‌خواند. این ملودی چند بار دیگر در لحظاتی که بار کمدی فیلم بیشتر است حضور می‌یابد: صحنه‌ای که منیر دنبال بغلیِ شوهر می‌گردد یا آنجا که همه به توصیه‌ی شوهر، ظاهرِ خود را درست می‌کنند تا برای ورود مأمورین آماده باشند.

اساسِ ایده‌های موسیقی فیلم پیش‌تر در فیلمنامه نوشته شده‌اند. رامین پسر کوچک خانواده، دهه‌ی شصت برای تحصیل به خارج از کشور رفته‌است. او وقتی در ایران بوده گیتار می‌نواخته اما در غربت سه‌تار دست گرفته‌است. سه‌تار -که رامین در صحنه‌هایی در قاب عکس نیز می‌نوازد- دستمایه‌ای شده‌است تا در پیچ‌های مختلف فیلمنامه، حضوری متأثر از داستان داشته‌باشد. مثلاً «بهاران خجسته‌باد» را که شاعرش چپ بوده، ابتدا با سه‌تار در تنهاییِ منصور (برادر چپ‌گرا) می‌شنویم‌ و در ادامه، خواندنِ گروهی‌اش، به حقه‌ای برای حرف کشیدن از منصور بدل می‌شود. وقتی امیر (فرزند رزمنده‌ی خانواده) می‌فهمد که شهید شده، ملودی «ممد نبودی» نواخته می‌شود. در برخی لحظات عاشقانه یا غم‌بار نیز بیات اصفهانی با سه‌تار نواخته‌شده: خلوتِ منیر در زیرزمین با قاب عکس همسر که «رختخواب مرا مستانه بنداز» می‌خواند، وقتی سیما قاب عکس منصور را به دست می‌گیرد، وقتی منیر نامه‌ی عاشقانه‌ی پسر شهیدش را می‌خواند، یا هنگام مطلع شدنِ رامین از مرگ پدر. سه‌تار اغلب تنها استفاده شده و در لحظات معدودی با بم‌تار و یک بخش زهی نحیف همراه شده‌است.

دیگر عنصر صوتیِ تکرارشونده‌ی فیلم صدای آونگ ساعت است. مانند آنجا که شوهر می‌فهمد دیگر مرده، یا زمانیکه مادر قاب عکس امیر و منصور را که هر دو جان در راه ایدئولوژی داده‌اند، رو به هم می‌چسباند تا هم را در آغوش گیرند، یا به عنوان نشانه‌ای از نزدیک شدن به صبح.

وقتی صحبت از ایران معاصر در گذر زمان است سه‌تار و آونگ، انتخاب‌هایی متأثر از فیلمنامه، ساده و منطقی بوده‌اند. با چنین خوانشی‌ست که انتخاب «خونه‌ی مادربزرگه» برای پایان‌بندیِ فیلم نیز که در اجرای گروه پالت با «یادگار خون سرو» درآمیخته، توجیه می‌شود.

موسیقی متن موسیقی فیلم آشغال های دوست داشتنی افشین عزیزی سعید یعقوبیان محسن امیریوسفی

14 اسفند 1397
Gooshehaye Zaman 1

رو به آینده

نویسنده: امیر بهاری

«گوشه‌های زمان» تلاشی قابل تامل برای خلق در ساختاری متفاوت از رپرتوار آشنای موسیقی ردیف دستگاهی است که در عین حال به درونمایه این سنت هم پایبند می‌ماند.

گوشه‌های زمان شروع خوب و نامتعارفی دارد. فضایی می‌سازد و در دل این فضا به جای ملودی‌پردازی‌های آشنا در موسیقی ایرانی سعی می‌کند با ساختن و پرداختن ادوار ریتمیک متنوع مسیر جذابی را برای کلیت آلبوم طراحی کند ولی درست در جایی که آلبوم می‌توانست یک نقطه‌ی عزیمت اصیل و شخصی برای خود رقم بزند -ساختار کلی را با جذابیت معرفی و مابقی آلبوم را بر این ساختار بنا کند- به بازخوانی ملودی مشهور «نوایی» می‌پردازد. هرچند که تفسیر مازیار کنعانی و هم‌نوازانش از این قطعه سطحی و دم دستی نیست اما این ملودی آنقدر در جاهای مختلف تکرار شده و آنقدر آشنا و نوستالژیک است که عملا حرکت آلبوم در لایه‌های زیرین را مختل می‌کند و به نوعی بیراهه رفتن از مسیر اصلی است.   

«گوشه‌های زمان» حس و حال موسیقی ایرانی را حفظ می‌کند ولی در عین حال ساختار پر فراز و نشیبی را می‌رود که در برخی مواقع چندان هم ردیفی صدا نمی‌دهد و در این جنس از موسیقی چندان متعارف نیست. نقطه‌ی قوت آلبوم توجه ویژه به مسئله آهنگسازی و طراحی دورهای ریتمیکی است که در ساختن لحن آلبوم تاثیر زیادی دارند. جسارت اجرای پاساژ‌های پی در پی، تکرار هوشمدانه برخی موتیف‌ها که طعنه به موسیقی مینی‌مال هم می‌زند و همراهی آهنگسازی شده‌ی سه‌تار و عود که گاهی عود میان دار است و سه‌تار همراهی‌اش می‌کند و گاهی اوقات هم بلعکس، از جمله محسنات آلبوم هستند.

آلبوم به جهتی می‌رود که دچار خودنمایی‌ در زمینه نوازندگی نشود و یک ساختار منسجم را تداعی کند ولی در یک سوم پایانی، به سراشیبی تکرار می‌افتد و چند قطعه آخر اینگونه به نظر می‌آید که تنها واریاسیون‌هایی بر قطعات پیشین هستند ولی در مجموع «گوشه‌های زمان» یک شروع امیدوار کننده برای مازیار کنعانی است، آلبومی که کنجکاوی برای تجربه‌های بعدی را بر می‌انگیزد.

گوشه های زمان مازیار کنعانی دو نوازی امیر بهاری

برای خرید و دانلود آلبوم گوشه‌های زمان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
13 اسفند 1397
بالا