نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)
7

ترانه‌های گمشده‌ی انقلاب: سرود کار

نویسنده: کامیار صلواتی
  • ترانه‌های گمشده‌ی انقلاب: سرود کار
  • نویسنده: کامیار صلواتی
  • اثری از: صادق نوجوکی، آواز فرامرز اصلانی و شعر محمدعلی بهمنی
  • سبک: متن و حاشیه

در بحبوحه‌ی سال‌های انقلاب، چه پیش از آن و چه پس از آن، موسیقی بی‌کار ننشست. یادگارهایی خلق کرد که هنوز نام‌شان بر سر زبان‌هاست، ترانه‌هایی شورآفرین و هیجان‌انگیز، ترانه‌هایی به استقبال پیروزی و خطر. اما این همه‌ی ماجرا نبود. همه‌ی موسیقی انقلابی ما چاووش و علیزاده و لطفی و یا سرودهای دیگرانی نبودند که نام‌شان را در روایت‌هایی چون مستند بزم رزم می‌شنویم. انقلاب ترانه‌های گم‌شده‌ای هم دارد؛ ترانه‌هایی که کسی به یادشان نمی‌آورد، یا نمی‌خواهد که به خاطرشان بیاورد.

یکی از این ترانه‌ها سرود کار نام دارد. آنچه این ترانه‌ را برای ما مهم و –شاید- غریب می‌کند، دانستن نام سازندگان و مجریانش است: ترانه‌ای به آهنگسازی صادق نوجوکی، آواز فرامرز اصلانی، و شعر محمدعلی بهمنی. نوجوکی را با ترانه‌های عاشقانه‌‌ و مشهوری می‌شناسیم که معمولاً از مُدهای موسیقی ایرانی بهره می‌گیرند. از طرف دیگر، فرامرز اصلانی از اصلی‌ترین شمایل «تک‌خوان گیتار به دست» در ایران است و چه پیش و چه پس از اجرای این ترانه، به ندرت این شمایل خود را بر هم زده است. او حتی وقتی که در همین حول و حوشِ زمانی، ترانه‌ی انقلابی دیگری می‌خواند (هم‌وطن) که ظاهراً برگرفته از ترانه‌ای از ویکتور خاراست، باز بر این الگوواره تأکید می‌کند. از سوی دیگر، نوجوکیِ سرود کار با نوجوکی‌ای که می‌شناسیم کمی فرق دارد: ترانه مانند بسیاری از دیگر ساخته‌های نوجوکی ملهم از مدهای ایرانی است و می‌توان آن را به تسامح در «دشتی» دانست، اما سازبندی متشکل از سازهای زهی آرشه‌ای، سنج و طبل، (ظاهراً) پیانو، و گروه کُر است. این ترانه علی‌رغم اینکه ریتمی مارش‌گونه دارد، از نظر فرمال ساختاری مفصل‌تر از ساختار معمول مارش‌ها دارد –چیزی که در بعضی از دیگر ترانه‌های نوجوکی هم عیان است- و قریحه‌ی ملودی‌پردازانه‌ی نوجوکی در آن آشکار است. شکست‌های گاه و بیگاه ریتمیک آن، مثل ضدّ ضرب‌ برانگیزاننده‌اش بر مصرع «این مزرعه محتاجِ بذر است» یا تغییر آکسان‌هایش، آن را از روانی و ذات کارکردیِ یک مارش معمول کاملاً دور کرده است. در حقیقت این ترانه نه یک مارشِ واقعی، که یک مارشِ نمادین است. در مجموع این ترانه دلچسب و شنیدنی است. خواننده‌اش هم که شناخته شده است. پس چه چیز باعث شده تا این‌چنین از خاطره‌ها محو شود؟

نمی‌توان به درستی و قطعیت به این سوال پاسخ گفت اما می‌توان دراین‌باره حدس‌هایی داشت. یکی از دلایل دخیل در این فراموشی ممکن است غلبه‌ی ایدئولوژی حفظ‌و‌اشاعه‌ای‌ها –که از یک‌سو بر «وزیری»ون و «گل‌هایی»ها شوریده بودند و از سوی دیگر بر نوازندگان و خوانندگان پاپ- و حذف هر جریان دیگر در فضای موسیقایی پس از انقلاب چه از سوی آن‌ها و چه از سوی عوامل بیرونی باشد. در این فضا همان‌طور که از سوی این دسته از موسیقی‌دانان، خودِ موسیقی مصادره شد، موسیقی انقلابی هم از سوی آن‌ها مصادره شد. هرنوع موسیقی دیگری از روایت‌های مربوط به تاریخ موسیقی معاصر در دوره‌ی انقلاب حذف شد و تقریباً تنها به آن چند تصنیفی که می‌شناسیم محدود شد: باید می‌پذیرفتیم که موسیقی انقلاب همان شب‌نورد بوده و سپیده و همراه شو عزیز و چند مشابه دیگر. این سیطره‌‌ی ایدئولوژیک همچنان کمابیش اثرگذار است و در تاریخ‌نگاری‌های موسیقایی هم تأثیر خود را گذاشته است. دلیل اثرگذار دیگر ممکن است مضمون بسیار صریحِ کلامِ ترانه‌ی سرود کار باشد که به‌ندرت در ترانه‌ها و تصنیف‌هایی که از آن روزگار تاکنون هنوز در یاد مانده‌اند به چشم می‌خورد. و بالاخره، عامل احتمالی سوم را هم نباید نادیده گرفت: چرخش عقیدتی سازندگان این ترانه. همان‌قدر که راویان تاریخ این ترانه‌ها را –خواسته یا ناخواسته- نادیده گرفتند، به نظر می‌رسد که خود سازندگان آن‌ها هم تمایلی به یادآوری‌اش ندارند.

05 بهمن 1398
c8d35cfd e438 4b39 8d4a 4cfa5ab7ec1b2

اجرای آموزشی یا هنری

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

کتاب‌هایی که حاوی نغمه‌نگاری مجموعه‌ای از آثار یک یا چند موسیقیدان است جز نمونه‌های بسیار ابتدایی یا نمونه‌های پژوهشی، معمولاً کاربرد دوگانه می‌یابد: آموزش یا اجرای هنری. این دوگانگی سرشته از ابتدا باعث می‌شود آنگاه که قرار است اجرای ضبط‌شده‌ی قطعات هم همراه یا در پیِ نغمه‌نگاری در دسترس باشد دو راهبرد پیش رو بیاید. یکی این که اجراهای هنری خود مؤلف (یا به ندرت دیگری) از آن آثار در آلبوم‌ها یا کنسرت‌های متعدد جمع‌آوری و منتشر شود (در موسیقی کلاسیک ما تقریباً همیشه این امر میسر است چون مؤلف نوازنده‌ی آثار خویش نیز بوده است). دیگری این که خود او یا اغلب کسی از شاگردان و ... قطعات را بنوازد. در شکل اول تأکید اغلب بر شگردهای نوازندگی و بیان هنری است و در شکل دوم بر شمردگی و اجتناب از ظرافت‌های پیچیده.

آلبوم موج نو جایی میان این دو شکل دارد، جایی نزدیک‌تر به شکل دوم. در آن، مجموعِ قطعات کتاب هم‌نامش را سیاوش کامکار اجرا کرده است. با توجه به سطح قطعات مورد بحث و کاربردهایشان (سطح متوسط به بالا برای نوازندگی سنتور)، هم‌زمان شمردگی ریتم و مضراب را که برای درک هنرجویان متوسط لازم است می‌بینیم (مثل آه سحر) و هم گاهی نزدیک شدن به تفسیر شخصی سنتورنواز نسل سوم خانواده‌ی کامکار و از لحاظ سلیقه‌ی هنری نزدیک به دیگر عضو نامدار خانواده، اردوان کامکار را (مثل دیدار یا دونوازی شوشتری). از این حیث آلبوم علاوه بر گردآوردن قطعاتی از یکی از سنتورنوازان مهم در تاریخ موسیقی ما لحظاتی شنیدنی دارد زیرا به ندرت پیش می‌آید که نوازنده‌ای قطعه‌ای از شیوه‌ی دیگری (ولو هم‌خانواده) را بنوازند و تفاوت‌های رنگ صوتی و تفسیری‌اش رنگی تازه به آن آثار ببخشد.

فارغ از این نکته‌ی شنیداری می‌توان به آن دوگانه‌ی پیشین بازگشت و دید چگونه دوباره‌خوانی‌اش نکاتی تازه از رابطه‌ی ما با نغمه‌نگاری آثار و در یک مرحله‌ی ژرف‌تر مفهوم خود نغمه‌نگاری و اجرا نزد ما می‌گوید. این خواست همراهی اجرا(ی مورد تائید خود مؤلف) با نغمه‌نگاری‌ها که خواستی دوطرفه نیز است، افزون بر پذیرفتن نقش آموزشی آثار ممکن است به معنی گستردن دامنه‌ی اقتدار مؤلف بر تفسیر قطعات هم تعبیر شود. 

برای خرید و دانلود آلبوم موج نو: آثاری از پشنگ کامکار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
18 دی 1398
Zhin2

از اصفهان به مهاباد

نویسنده: کامیار صلواتی

ژین، آلبومی برای عود و سازهای کوبه‌ای است. آنچه در این آلبوم می‌شنویم، بازتنظیم گروهی از ترانه‌های کُردی است که به گفته‌ی خود تنظیم‌کننده‌ی اثر، «تداعی‌ کننده‌ی کودکی و ذهنیات دوره‌ای از زندگی» او هستند. این آلبوم را به قرینه‌ی همین توضیح کلی می‌توان از دو زاویه خواند: یکی چیستی و چگونگی این تنظیم‌ها، و دیگری بررسی این «ذهنیت» یا به بیانی دیگر، نوع گزینش‌گری ترانه‌ها و مواد و مصالح موسیقایی برای معرفی خود و ذهنیت خود در قالبی موسیقایی.

اگر از نظرگاه نخست به «ژین» بنگریم، وفاداری شدید ملودیک قطعات به اصل ترانه‌ها، در آلبومی که تقریباً در همه‌ی لحظاتش تنها یک خطّ ملودی تک‌رنگ دارد، اثر را به شدت به سرچشمه‌هایش وابسته می‌کند، آن‌قدر که ممکن است شنونده را به این هوس بیندازد که موسیقی را قطع کند و عطش شنیدن نسخه‌ی «کامل‌تر» و باکلام آن ترانه‌ها را با شنیدن نسخه‌های قدیم‌ترشان فروبنشاند. در این صورت، به زحمت می‌توان در این روایت خنثی و خالی «چیز»ی اصیل یافت و به اصل ترانه‌ها رجوع نکرد. شاید وفاداری کامل و بی‌کم‌و‌کاست ملودیک در بافتی مونوفونیک و تک‌سازی، گزینه‌ای منطقی برای ارائه‌ی یک روایت نو نباشد. با این حال نباید از این نکته گذشت که در لحظاتی از آلبوم، نه ملودی اصلی و صدای عود، که کوبه‌ای‌ها هستند که حرف‌هایی برای گفتن دارند.

فارغ از وجه صرفاً زیبایی‌شناسانه‌ی اثر، از نظرگاه دوم «ژین» نمونه‌ی قابل‌تأملی است برای اندیشیدن به اینکه ذهنیت خالقان اثر، که بنا به نشانه‌ها در این آلبوم بر کُرد بودن تأکید دارند، چگونه بازتاب یافته است. نشانه‌های موسیقایی کار از این منظر جالب توجه‌اند؛ مثلاً از سویی ترانه‌هایی را می‌شنویم که عموماً با نظام دستگاهی چندان میانه‌ای ندارند، اما تک‌نوازی «وصل اصفهان به ماهور» -که حضور تنهایش در میان مجموعه‌ای از ترانه‌ها منطق موسیقایی چندان قابل دفاعی ندارد-  چون ریسمانی قدرتمند پیوندهای نوازنده را با ردیف موسیقی کلاسیک ایرانی نمایان می‌کند. نشانه‌هایی کمرنگ‌تر از این از تأثیر بعضی نوازندگان عرب، یا حتی در یکی از ترانه‌ها، شباهتی با ترانه‌ی آذری «لاچین»، شنیده می‌شوند. اما شاید جالب‌تر از همه، واپسین ترانه‌ باشد که نام آلبوم نیز به نحوی از آن گرفته شده است، سرودی تاریخی و معنادار برای کردهای چهار اقلیم که برخلاف همه‌ی ترانه‌های این آلبوم، تقریباً از ابتدا تا انتها با همراهی تنبک، این ساز عمیقاً ایرانی، اجرا شده است.

برای خرید و دانلود آلبوم ژین به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
17 دی 1398
kamancheh2

طبقه‌بندی معنادار، متن پراشکال

نویسنده: علیرضا جعفریان

‌موضوع آلبوم نوازندگی‌های هایک نونیانس است؛ نوازنده‌ی کمانچه‌ی ارمنی‌ـ آذری‌تباری که در دوره‌ی پهلوی اول آثار پرشماری را چه برای رادیو و چه برای ضبط بر روی صفحات نواخته است.‌ گردآوری و نگارش متن به عهده‌ی محمدرضا شرایلی بوده و همانطور که انتظار می‌رود مؤسسه‌ی ماهور، که در انتشار چنین آلبوم‌هایی سابقه دارد آن را منتشر کرده است. برای بررسی یا قضاوت آلبومی که قطعات قدیمی در آن گردآوری شده‌اند و کاربردی موسیقی‌شناختی دارد باید سه عاملی که در ادامه توضیح داده می‌شوند را در نظر گرفت.

اولین عامل میزان دسترسی گردآورنده به منابع و صفحات قدیمی است. محمدرضا شرایلی چه در این آلبوم و چه در چندین آلبوم مشابه دیگر قطعاتی را گرد آورده است که بسیاری از آن‌ها پیش از این منتشر نشده بودند. دومین عامل طبقه‌بندی معنادارِ این منابع برای تهیه‌ی یک آلبوم است. آلبومِ حاضر بیشترین امتیاز را از همین عامل می‌گیرد. نواخته‌های هایک نونیانس از جهات مختلفی شایسته‌ی تأمل و طبقه‌بندی در قالب آلبومی مستقل هستند: در دوران فترت کمانچه‌نوازی، هایک بیشترین تعداد ضبط را داشته است. نواخته‌های او مثالی است از ارتباط موسیقی دستگاهی ایرانی با موسیقی موقام آذربایجانی. اکثر آثار هایک با همراهی دسته‌ی قفقازی و نوازنده‌‌ها و خواننده‌های ارمنی بوده است و هایک مثالی است از نوازنده‌ای متبحر که در طول تاریخ کمتر شناخته شده. تدقیق در هر کدام از این موضوعات می‌تواند از طرفی برخی سؤالات موسیقی‌شناسان را پاسخ دهد و از طرفی سؤالات تازه‌‌ای ایجاد کند.
سومین عاملی که در بررسی چنین آلبومی ضروری به نظر می‌رسد مربوط به متن و اطلاعاتی می‌شود که دفترچه‌ در اختیارمان قرار می‌دهد؛ موضوعی که مهم‌ترین ضعف آلبوم حاضر محسوب می‌شود. هرچند که شرایلی توضیحات درست و به‌جایی درباره‌ی روزگاری که هایک در آن زندگی می‌کرده، موقعیت ساز کمانچه، موقعیت هایک نونیانس، ضبط‌شناسی آثار او و همچنین توضیحاتی درباره‌ی نوازندگی او می‌دهد، اما متن پراشکال است. غلط‌‌های نگارشی تعدادشان کم نیست. در منابع پایان متن مواردی را می‌بینیم که ارجاع بین‌متنی ندارند و معلوم نیست کجا از آن‌ها استفاده شده است. و شاید از همه‌ مهم‌تر اینکه متن دفترچه از طرفی درباره‌ی سابقه‌ی انتشار آثاری که می‌شنویم چیزی به ما نمی‌گوید و از طرفی، درباره‌ی منابع و مآخذِ دسترسی به آثار سکوت می‌کند و توضیحی نمی‌دهد.

برای خرید و دانلود آلبوم کمانچه‌ی موسیو هایک به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
15 دی 1398
gotlib

نه همچون همیشه

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

برای مخاطبان کنسرت‌های موسیقی کلاسیک، گُتلیب والیش دیگر نامی شناخته‌شده است. تنها شنیدن نامش، بی‌هیچ وصف افزوده‌ای به موسیقی‌دوستان نوید شنیدن یک رویداد موسیقایی باکیفیت می‌دهد. حال اگر این دانسته‌های اولیه با فهرست آهنگسازان اجرای شنبه ۷ دی (بتهوون، هایدن و شوبرت) ترکیب شود هم جذابیت‌های رسیتال معین و هم نقاط نیازمند توجه پیشاپیش برجسته می‌شود. چنین پیش‌زمینه‌هایی انتظارهای ما را می‌سازد.

والیش را قبلاً به‌عنوان یک شوبرت‌نواز ماهر می‌شناختیم. همچنین اجراهایش از آثار هایدن نیز به اندازه‌ی کافی تأمل‌برانگیز بوده است. پس در ترکیبی مشابهِ رسیتال‌های سال‌های گذشته‌ی او در ایران (فانتزی‌ها و سونات‌های کلاسیک و رمانتیک به‌عنوان ستون فقرات) واریاسیون در فا مینور (Hob XVII/6) هایدن و سونات در لا ماژور (D. 959) شوبرت تکیه‌گاه آشنایی برنامه بود و فانتزی در سی ماژور (اپوس ۷۷) و سونات شماره‌ی ۸ در دو مینور [پاتتیک] (اپوس ۱۳) بتهوون نیز قلمرو تجربه‌ی نو و به همین دلیل جایگاه توجه. اما باوجود تفسیر روانِ قابل‌انتظار او از اثر هایدن، در باقی قطعات تمایزگذاری میان حالت‌های بیانی از طریق توانایی به‌کارگیری طیف بزرگی از طنین‌های متفاوت و مهار بر ظرافت‌های دینامیکی (ویژگی‌های شناخته‌شده‌‌اش) مانند گذشته نبود. نه‌تنها این ویژگی‌های مثبت در این اجرا اندکی کم‌رنگ شده بود بلکه نوعی کم‌دقتی کم‌سابقه نیز گاه‌به‌گاه سرک می‌کشید و شنونده را از لذت نهایی دور می‌کرد.

این امر که به شکل سایه‌ای مبهم گاه در پاساژهای پایین‌رونده‌ی فانتزی بتهوون خودنمایی می‌کرد پس از اندکی توقف در قطعه‌ی هایدن دوباره در پاتتیک با روشنی بیشتری بازگشت. نخست در میزان‌های آغازین اولین بازگشتِ Allegro molto بعد از Tempo Iی تمِ گراوه و سپس در ادامه روی پاساژهای مشابه و درنهایت حتا تا میزان‌های پایانی روندو.  بااین‌که دقت وسواس‌آمیز جزء ویژگی‌های والیش نبوده اما به‌هرحال کم شدن دقتش را می‌شد آنگاه بیشتر لمس کرد که برخلاف انتظار در سونات شوبرت (مثلاً م144-148 آلگرو) نیز تکرار شد و کم‌وبیش سایه‌اش ماند تا دو قطعه‌ی بیزِ لحظه‌های موسیقایی (D. 780) شماره IV  شوبرت و پرلود (شماره‌ی ۷) از ۱۰ قطعه‌ی پروکُفیف (اپوس ۱۲). آن‌هم درست در شبی که انتشار ضبط کنسرت سال ۹۶ امکان سنجش را برای مخاطبان بیش‌ از هر گاه دیگر فراهم کرده بود.

14 دی 1398
Dar Jangal 1

«خونه‌ی ما، در بزرگه»(۱)

نویسنده: حانیه شهرابی

جوامعِ پیشرفته برای آموختن ارزشِ زیادی قائل هستند. متخصصان برای بالابردن کیفیتِ زندگی و تسریعِ روندِ یادگیریِ نسل‌های آینده‌شان دست به تحقیق و برنامه‌ریزی می‌زنند و از آن‌جا که از تاثیراتِ مثبتِ موسیقی در رشدِ تمامی مهارت‌‌های انسان آگاه‌اند، به روش‌های مختلف از آن بهره می‌گیرند. در کشور ما این برنامه‌ریزی تا حدِ زیادی بر عهده‌ی خود والدین است. آن‌ها تمایل دارند امکاناتِ تحصیلی و رفاهیِ مناسب برای فرزندانِ خود فراهم کنند. مگر غمِ نان نباشد تا والدین نیاز بدانند موسیقی، کنار ده‌ها فعالیتِ دیگر، در سبد فرزندان‌شان قرار گیرد تا مطابقِ توصیه‌های رایج، به رشدِ هوش و استعداد آن‌ها کمک کرده باشند؛ نیازی که در کشور ما تنها در بخشِ خصوصی برآورده‌ می‌شود.

در همین راستا، دغدغه‌ی «در جنگل» با ژانرش مطابقت دارد: می‌خواهد کلماتِ بیشتری به بچه‌ها بیاموزد، آن‌ها را با حیوانات آشنا کند، به دنیای‌شان کمی نشاط تزریق کند و کمکی باشد به بزرگترها برای برقراریِ ارتباط با آن‌ها. آموزشِ موسیقی و آشنایی با آن هم در فهرستِ اهداف وجود دارد. این مجموعه با وجود این که برای کودکِ ایرانی تولید شده، تنها از ابزارِ موسیقیِ غربی استفاده می‌کند و عبارت است از قطعاتی کوتاه که اکثراً فرمی دو بخشی دارند. تغییرِ تندا و تغییرِ مد در تلاشند تا به موسیقی هیجان ببخشند. به سبب اشتراک در هارمونی، نوع انگاره‌ها، سازبندی و موضوع شعرها، آلبوم بسیار یکپارچه است. راوی-خوانندگان این مجموعه به جز دو جا، یکی قطعه‌ی «جغد» که در خود یک کانن۲ جا داده‌است و دوم، قطعه‌ی «خفاش» که با بستر مینور تئوریک، دوبل شدن ملودی با فاصله‌ی پنجم و اکتاو و استفاده از سازهای کوبه‌ای «موسیقی رنسانس» را یادآوری می‌کند، تماماً با فاصله‌ی اکتاو۳ در بستری هوموفون۴ آواز می‌خوانند.

همچون سایر زمینه‌ها، درباره‌ی تربیتِ موسیقاییِ کودکان نیز نمی‌توان حکمی قطعی صادر کرد؛ ممکن است روشی که برای آموزشِ یک کودک موثر واقع می‌شود، برای کودکِ دیگر بیش از حد بغرنج یا ساده باشد. اگر از موسیقیِ مذهبیِ رایج در مدارس بگذریم، این علم که قرن‌ها پیش هم‌سنگِ نجوم و جغرافیا، جزو علومِ مهم به شمار می‌رفت و از معیارهای سنجشِ سواد و تربیتِ افراد، امروزه از زندگیِ کودکانِ ایرانی در فضای رسمی حذف شده است. این "حذف شدن" خلائی را پدید آورده است که «در جنگل» به تنهایی نمی‌تواند در جهتِ پرکردنش گامی مؤثر بردارد.

 


۱- پیوند شعر و موسیقی به گونه‌ای است که هجای «خو» و «در» در این شعر موکداند.
۲- canon
۳- خواننده‌ی زن و مرد هر کدام در محدوده‌ی صدایی خود نت مشترکی را می‌خوانند.
۴- homophone

برای خرید و دانلود آلبوم در جنگل به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 3
11 دی 1398
tasnif dar doreye pahlavi3

بازتاب سیاست‌های جنسیتی

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آلبوم «تصنیف در دوره‌ی پهلوی اول» به هر شکلی که به آن نگاه کنیم فاش‌کننده است. از آن دسته آثاری است که علاوه بر محتوای موسیقایی‌اش و حتا اهمیت تاریخی آشکارش بازتابی از امر دیگر با خود دارد؛ سیاست‌ها و هنجارهای جنسیتی. و طرفه این که نه فقط بازتابی از سیاست‌های زمان ضبط تصنیف‌ها بلکه بازتابی از سیاست‌های امروز نیز. اگر حتا ناشر، به جای آن که به قلم محمدرضا شرایلیِ صفحه‌شناس، ۱۱ صفحه متن تحلیلی و تاریخی در دفترچه بگذارد جز عنوان چیزی روی جلد نمی‌نوشت نیز همین که مخاطب آگاه می‌دید آلبومی با موضوع تصنیف از دوران خوانندگان افسانه‌ای چون روح‌انگیز (مخصوصا آنجا که پای خواندن تصنیف در میان باشد) و قمر منتشر شده بی‌آن که نامی از آنان در میان ترک‌هایش باشد، سیاست‌های از فرط حضور عادی‌شده و به همین دلیل نامرئی، ناگهان آشکار می‌شد.

روزگاری سیاست حکومتی بیرون آوردن زنان از اندرونی بود و هنجار هنری کم‌وبیش بخشیدن رتبه‌ی دوم فرم‎های موسیقایی باکلام به تصنیف (در برابر آواز). پس هر دوی اینها دست در دست یکدیگر کارِ دون شأن را به پایین‌رتبگان می‌سپردند و زنانه می‌کردند و تصنیف‌خوانی مردانه خصوصاً میان خوانندگان درجه‌ی اول را کمیاب (البته با قید استثناها از هر دو سو). همین امر سیاست‌های فرهنگی دوران و هنجارهای اعمال‌شده توسط خود جامعه‌ی هنری را در یک همکاری و هم‌افزایی به رخ می‌کشد و گاه حتا در برابر تضاد ارزش هنری حقیقی قرار می‌دهد (کافی است اجرای اصغرخان تجلی از تصنیف چه شود گر با آنِ روح‌انگیز مقایسه شود).

به‌عکس امروز روز و روزگار خاموشی صدای زن در موقعیت‌های موسیقایی رسمی است. طبیعتاً آلبوم به طریق منطق منفی، سیاست جنسیتی را بازتاب می‌دهد. کافی است به عنوان یک آزمایش ذهنی بیاندیشیم ناشر و گردآورنده می‌خواهند آلبومی منتشر کنند که به‌راستی نمودار کلیت هنر تصنیف‌خوانی در دوره‌ی پهلوی اول (و به طریق اولی هر دوره‌ی دیگری از جمله دوره‌ی حاضر) باشد، بی‌درنگ به سد سخت آن سیاست‌ها می‌خوریم و متوقف می‌شویم؛ چنان آلبومی از همان آغاز مرده به دنیا می‌آید. و باز اگر هدف انتشار ضبط‌های رسمی باشد این بار انتخاب‌های صفحه‌شناس فرضی و متن دفترچه کاملاً برعکس خواهد شد.

برای خرید و دانلود آلبوم تصنیف‌ در دوره‌ی پهلوی اول به‌روایت صفحات گرامافن ۷۸دور به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
10 دی 1398
بالا