نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)
Yad Raftegi 1

تانگوی ایرانی

نویسنده: حانیه شهرابی

آسترو پیازولا علی‌رغمِ داشتنِ مخالفانِ سرسخت در روزگارش، نه تنها در وطنش، که در دنیا از مشهور‌ترین آهنگسازان است. دگرگونی‌هایی که پیازولای آرژانتینی در موسیقیِ تانگو در اواسطِ دهه‌ی پنجاه میلادی ایجاد کرد، روحی تازه در حیاتش دمید و آن‌چنان بر آن امضا زد که گاهی فراموش می‌کنیم تانگو اصالتا مدیترانه‌ای ‌است. چه فراوان کسانی که با شنیدنِ موسیقیِ‌ درون‌گرایانه و حزن‌آلودش جادو شدند و به فکرِ نواختنِ باندونئون و یا سازهای هم‌خانواده‌اش افتادند. حالا دور از مدیترانه و آمریکای لاتین، دغدغه‌ی «کویینتت تهران» آن است که نماینده‌ی ایرانیِ کویینتتِ پیازولایی باشد.

نواختنِ آثار پیازولا در نگاه اول ساده به نظر می‌رسند؛ اما در حقیقت اجرایشان چندین تله‌‌ دارد: ممکن است ویبراسیون‌ و گلیساندوهای بیش از اندازه‌ی ویولن انحراف در کوک ایجاد‌ کند، صدای قوی باندونئون (در این نسخه آکاردئون) صدای گیتار را به کلی بپوشاند و آکردهای پیانو نه به عنوان همراه، که به عنوانِ صدای اصلی شنیده شود. آلبوم به لطفِ تدابیر مولفان از این تله‌ها موفق عبور کرده و تعادل میانِ صدای سازها به خوبی برقرار شده است. تفسیر سرعت، شدت‌وری و آرتیکولاسیون کمی متفاوت از سایر اجراهاست. برای مثال «ابلیویون» کندتر از آنچه عادت به شنیدنش داریم اجرا شده است و در مقابل «کنسرتو برای کویینت» سریع‌تر آغاز می‌شود. دینامیک به دامنه‌ای نیمه‌قوی تا نیمه ضعیف محدود می‌شود؛ اتفاقی که کرشندو و دِکرشندوهای پیاپی و سیال قطعات، خصوصا «لیبرتانگو» را به حاشیه می‌راند.

«یاد رفتگی» ضبطِ رپرتوارِ ثابتی است که این کویینتت در کنسرت‌های سابقِ خود اجرا کرده است. با توجه به آن چه آهنگساز از خود بر جای گذاشته است، با مجموعه‌ای یکدست و محبوب روبرو هستیم که نظرِ طیف وسیعی از مخاطبان را، از موسیقی‌دانانِ حرفه‌ای تا سازندگانِ تبلیغاتِ تجاری، به خود جذب می‌کند. ولیکن باید در نظر داشت که این محبوبیت می‌تواند شمشیری دولبه باشد؛ انتظارات از کویینتت تهران بالا خواهد بود و با اجراهای متعدد در ذهن شنوندگان قیاس خواهد شد.

برای خرید و دانلود آلبوم یادرفتگی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
11 خرداد 1399
Exonerate 1

انتخاب یا تألیف

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

«در اجرای این نمایش، آنچه تلخی [...] را دوچندان می‌کند بی‌شک موسیقی است. [...] موسیقیِ متن و همراهی آن با نمایش گویی جدایی‌ناپذیر است.»۱ اینها کلماتِ بازیگرِ نمایشی است که موسیقی متنش در آلبومِ تبرئه منتشر شده است و مخاطب را با این چالشِ ساده مواجه می‌کند که، شگفتا، گویی به‌رغم اعلامِ صریح، موسیقی از نمایش جدایی‌پذیر است. موسیقی، چنان که از همان چند خطِ بیانیه‌وار برمی‌آید، بنا بوده است نقشِ افزاینده‌ی عواطفِ موجود در ساختارِ نمایش را بازی کند، اما حال، که از وصل خویش جدا افتاده است، «حکایت»ی نمی‌یابد تا «دوچندان»ش کند. ردی از آن‌همه باقی نمانده، جز نامِ قطعات که، چون پیوسته بخوانیم‌شان، یک تک‌گویی مینیمال با درون‌مایه‌ی نمایشِ اصلی را در ذهن تداعی می‌کند. چنین نمایشکی چنان توانی ندارد تا تکیه‌گاه آن موسیقیِ جدایی‌ناپذیر شود.

از موسیقیِ دورمانده از وصل که بگذریم، خودِ موسیقی به ملغمه‌ای از عناصرِ متفاوت سبکی می‌ماند که گاه در حال جوشیدن در دل یکدیگر و گاه تنها در حال عبور از کنار هم‌اند. در موسیقی‌ای که آهنگسازانش ارشام مؤدبیان و کیارش اعتمادسیفی بوده‌اند، نه‌تنها عناصر سبکی در لایه‌های مختلفِ هر قطعه بدون مهار همنشین شده‌اند (مثلاً تکنوازی‌های گیتار الکتریک سرچشمه‌گرفته از بلوز دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ با همراهی خط درامزِ برآمده از هارد راکِ دهه‌ی ۱۹۹۰ در قطعات نخست و بعدتر همنشینی عناصری از همین دست با چاشنی‌هایی از موسیقی کلاسیک ایرانی)، بلکه تأثیر نام‌ها و برداشتِ مستقیم از قطعه‌های خاص هم کاملاً قابل لمس است. مثلاً به سختی ‌می‌توان گفت بدون تکنوازی‌های گیتار در Still Got the Blues گری مور و Brothers in Arms دایر استریت و این گوشه و آن گوشه چاشنی‌هایی از کَمِل و پینک فلوید قطعاتی مانند ”مرا گرفتند!“ (!They Got Me) یا ”شب‌های سرد سلول“، چه چیزی ممکن بود باشند. احتمالاً از آنها جز چند لایه همراهیِ کم‌تر شناخته‌شده (باز هم برداشتی از موسیقی دهه‌های بعد) برجای نمی‌ماند. چنین وضعیتی و اندیشیدن به این که چگونه آن عناصرِ شناسنامه‌دار در نظر آهنگسازان و عوامل نمایشنامه می‌توانسته راوی عواطفی گوناگون و متفاوت باشد مانند آن است که پرسیده باشیم آیا آهنگسازی برای نمایش مشابهِ انتخابِ موسیقی است.

 


۱- دفترچه‌ی آلبوم.

برای خرید و دانلود آلبوم تبرئه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
06 خرداد 1399
Black Watermark15

رفتن به سرچشمه

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آلبوم اشتیاق همه چیز دارد. از گرایش‌های آهنگسازی‌ کمیاب‌تر در کار والی مثل سه قطعه‌ی رمانتیک ... برامسی‌اش گرفته تا علاقه‌ی دیرینه‌اش، آوازهای محلی و تا قطعات نوگرایانه‌اش بر اساس موسیقی دستگاهی ایرانی. اما باوجود مهارت آهنگسازانه‌ی استاندارد او در همه‌ی این زمینه‌ها آنچه نگاه را بیشتر به سوی خود می‌کشاند کار مستقیمش روی متن ردیف است. منظور گرایش رضا والی به زبان موسیقایی ردیف نیست، که پیشاپیش می‌دانیم از سال‌های ۲۰۰۰ مشغول غور و تأمل درباره‌ی آن بوده است. منظور آهنگسازی با خود متن یک گوشه یا یک قطعه‌ی ضربی شناخته‌شده‌ی ردیف است.

این گرایش به آفرینش موسیقایی منحصر به والی نیست بلکه طیفی از تجربه‌های گروهی موسیقی‌دانان دستگاهی تا همگنان والی را در بر می‌گیرد که هر یک با رویکردها و راهبردهای خاص خود به سراغ متن ردیف رفته‌اند. بااین‌حال نمونه‌ی والی از آن جهت بسیار قابل توجه است که اولاً بسیار دیر در زندگی حرفه‌ای او ظاهر شد و ثانیاً شالوده‌اش بر تلاش خودآموخته‌ی او برای راهیابی به دل این موسیقی بوده است.

نمونه‌های کار مستقیم او بر متن ردیف را در هر دو نسخه‌ی آشوب (رنگ شهرآشوب)، راک (گوشه‌ی راک)، اصول (رنگ ضرب اصول)، حصار و به شکلی پنهان‌تر در زیرافکندها می‌توان دید. برخورد والی اغلب با صراحت اولیه در نمایش متنِ اصلی آغاز می‌شود و سپس کار به گسترش یا با تکثیر در ساختار ریزبافت تقلیدی (ایمیتاسیونی) یا پیچ‌وتاب دادن ملودی در یک چندراهه‌ی مُدال یا گاهی تنها با دگرگونی‌های رنگی، می‌کشد. این یعنی چالش آهنگسازانه‌ی اصلی که هنگام کار مستقیم با متن ردیف پیش روی همه‌ی آهنگسازان دیگر قرار می‌گیرد سر راه او هم آمده است؛ با متن‌هایی که خود منطق ساختاری کاملی دارند چگونه برخورد کنیم؟ آیا تنها قدری بزکشان کنیم؟ بر صدرشان بنشانیم و بافت همراه برایشان ببافیم؟ متهورانه جراحی‌شان کنیم و با منطق خودشان یا حتا با منطق نوساخته‌ی دیگری گسترششان بدهیم؟ به بیان دیگر تنظیم‌کننده‌ی ساده‌ای باشیم یا آهنگساز شش‌دانگ؟ والی در پاسخ به این چالش بزرگ نقشی لغزان به خود می‌گیرد. هر آن از یکی به دیگری می‌رود و درست آنگاه که دیگر مطمئن می‌شویم نقشش را درست تشخیص داده‌ایم باز به دیگری می‌گریزد.

برای خرید و دانلود آلبوم اشتیاق: آثار مجلسی رضا والی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
20 اردیبهشت 1399
jashneh parsi2

تداوم

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

در جشن پارسی نخست تداوم آموزش به چشم می‌خورد، آنجا که نام‌هایی اکنون پا به نوجوانی گذاشته از آلبوم‌های پیشین موسسه‌ی ریشه در خاک می‌بینیم. سپس در محتوا این پرسش کیفی پدیدار می‌شود که کار بر روی ترکیب مشترک سازی (یا احتمالاً هر شرایط اولیه‌ی تعیین‌شده و مشترک) چه جنبه‌هایی از آهنگسازان نوجوان را آشکار می‌کند؟ گسترش و گوناگونی تخیل موسیقایی‌شان را.

نکته‌ی نخست را در منطقی‌تر شدن روابط درونی قطعات، توانایی یافتن تمی یا فیگوری تأثیرگذار و منسجم کردن قطعه براساس آن یا کار با مؤلفه‌های دیگر موسیقی جز ملودی و ریتم ساده و در یک کلام قوام بازمی‌یابیم (با قید این احتیاط که نمی‌دانیم چقدر از کیفیت نهایی آثار حاصل راهنمایی و حتا ویرایش‌های استادان است). آنجا که در حسادت گرگینِ امیر آرسام آریان‌پور بُعد شدت‌وری در قطعه اهمیت پیدا می‌کند یا آنجا که در ورود گرسیوزِ نیکی فرهنگ‌نیا بافت چندصدایی بازیگوشانه‌ای رخ می‌نماید و به همین منوال دیگر قطعات که در هرکدام می‌‌توان نکته‌ای از این معنی بازیافت.

نکته‌ی دوم نخست شباهت‌ها میان هم‌درس‌ها و هم‌زمان تفاوت‌های احتمالی با دیگران را آشکار می‌کند. از همه بیشتر آنجا که باز پای تبدیل عناصر خیال‌انگیز داستانی (افسانه‌های شاهنامه) به تخیل موسیقایی در میان است و هیچ آهنگسازی با کلیشه‌های موسیقایی مرسومِ شاهنامه کار نکرده‌ است؛ به شکلی شایسته‌ی توجه هیچ‌کدام در پی شکوه و چهارگاه و ... نرفته‌اند. به‌ویژه در ۸ قطعه‌ی نخست و همچنین برخی از قطعات بعد از آنان نه تنها کلیشه‌های موسیقایی افسانه‌ها غایب است بلکه ارتباط ساده میان عنوان برگرفته از افسانه یا حتا درون‌مایه‌ی آن و کیفیات عاطفی آهنگ نیز لزوماً برقرار نیست (مثلاً این نگرش ساده‌انگارانه که مطرب بهار باید حتماً موسیقی طرب‌انگیزِ فاش داشته باشد). همین امر در قطعات باکلام (۶ قطعه‌ی بعدی) قدری تحلیل می‌رود و موسیقی تا حدودی تحت تأثیر وزن و معنای ظاهری کلام قرار می‌گیرد.

گذشته از شباهت -که اگر از یک گام دورتر به همه‌ی قطعات بنگریم دامنه‌اش حتا تا فضای کلی قطعه‌ها هم گسترده شده- تفاوت‌ها خود را در جزئیات هویدا می‌کند؛ این یکی اندکی شناخت بیشتر از ساز خودش که در ترکیب است، آن یکی قدری ملودی‌پردازتر، دیگری ذره‌ای ضرب‌آگین‌تر و الخ.

برای خرید و دانلود آلبوم جشن پارسی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
13 اردیبهشت 1399
mey

آورده‌ی یک نیاز

نویسنده: کامیار صلواتی

تأسیس نهادی برای جمع‌آوری، تصحیح و انتشار اسناد موسیقی کلاسیک ایرانی یک نیاز است؛ نیازی که خانه‌ی پایور در پی پاسخ‌گویی به آن برآمده است. با وجود این، اگر مبنای داوری اولین خروجی‌های عمومی این نهاد، یعنی پارتیتور راز و نیاز و هنگام می، هر دو از ساخته‌های پایور باشد، نمی‌توان هدف پروژه را چندان سندپژوهانه دانست، که باید بیشتر آن را کوششی موسیقی‌دانانه قلمداد کرد؛ کوششی که در کار به‌سامان کردن و ثبت روایتی درست‌تر از آثار یکی از مهم‌ترین موسیقی‌دانان تاریخ ایران است.

از فارسی ویراسته و پیراسته‌ی هر دو جزوه و همچنین طراحی بصری حساب شده و ایده‌مندِ آنها که بگذریم، روش مقابله و گزینش در این پارتیتورها در قیاس با نت‌نگاری‌های رایج آثار پیشینیانِ موسیقی کلاسیک ایرانی، دقتی بیشتر دارد: هم نت‌های دست‌نوشته‌ی پایور، هم اجراهای موجود از این آثار، و هم نت‌نگاری‌های ناقص یا متفاوت این آثار (مثلاً نت پارت سنتورِ راز و نیاز) به دقت با هم مقابله شده، اشکالات رسم‌الخطی‌شان –در تناسب با واقعیت‌های اجرایی و مشخصات سازشناسانه‌ی آثار- رفع شده، و به شیوه‌ای استاندارد بازنویسی شده‌اند. سپس، یک‌بار به شکل پارتیتور، و باری دیگر به‌صورت پارت‌های جدا از هم، در جزوه آمده‌اند. این ویژگی آخر وجهِ کاربردی/ اجرایی این پارتیتورها را مؤکدتر می‌کند. از این رو، این دو جزوه برای نوازندگان و موسیقی‌دانان کاملاً قابل استفاده‌اند و تمیز و معلوم. بنابراین، اگر با عینکی موسیقی‌دانانه و هنرمندانه به آنها بنگریم، با دو اثرِ واقعاً درخور تحسین روبه‌روییم.

هنگام می و راز و نیاز، یکی از معدود تلاش‌ها برای تأمین و ثبت رپرتوار موسیقی گروه‌نوازانه در موسیقی کلاسیک ایرانی است و این امتیاز دیگر آن است. با وجود این، اگر این‌بار با عینکی موسیقی‌شناسانه به آنها نگاه کنیم، شاید مهم‌ترین ابهام را برآمده از همین رویکرد کاربردی بدانیم: اگر مبنای جزوه‌ها دست‌نوشته‌های پایور بوده، ثبت اطلاعات دقیق‌تر این دست‌نوشته‌ها (نحوه‌ی نگارش، نسبت‌شان با روایت جزوه، ویژگی‌های نگارشی، و ...) لازم است. نیز اسکن کامل و دقیق دست‌نوشته‌ها می‌توانست به شفافیت متُدیک اثر و ارائه‌ی اسناد دست‌اول خانه به پژوهشگران کمک کند.۱

 


۱- دو دفترچه‌ی دست‌نوشته‌ای که در جیب انتهایی جزوه‌ها آمده، این نیاز را رفع نمی‌کند؛ به‌خصوص اینکه بخش‌هایی از آنها با عناصر گرافیکی پوشانده شده‌اند. همین رویکرد گرافیکی نشان می‌دهد که این دفترچه‌های کوچک در قیاس با محتوای درون جزوه‌ها، فرع قلمداد شده‌اند.

10 اردیبهشت 1399
ba ma dami2

محافظه‌کاریِ متهورانه

نویسنده: علیرضا جعفریان

با آلبوم از دو زاویه‌ی متفاوت و متضاد می‌توان روبه‌رو شد. آنچه ارائه‌شده احتمالاً در خشک‌ و محافظه‌کار‌ترین نحله‌ی موسیقی ایرانی دسته‌بندی می‌شود: جریانی که نوازندگی سنتور با مضراب‌های بدون نمد برایش به نوعی نماد بدل شده است. تقریباً تمامِ چهل و پنج دقیقه‌ی آلبوم، به جز لحظات کوتاهی که دشتی می‌شنویم در بیات ترک ساخته‌ شده است. قطعات با یکدیگر ارتباط مدال دارند و در توالی آن‌ها گوشه‌های بیات ترک، با بیشترین حد وفاداری و کمترین حد خلاقیت نواخته و خوانده می‌شوند. این وفاداری حتا در قطعات ضربی هم تمام و کمال حفظ شده است. همان ابتدای آلبوم با شنیدن تصنیف «هلاک من» به روایت دوامی می‌توان حدس زد سازندگان آلبوم بیشتر به حفظ اثر هنری علاقه‌مندند تا خلق آن. مواجهه با یک چهارمضراب ردیفی در قطعه‌ی بعدی این حدس را به یقین نزدیک‌تر هم می‌کند. جالب است که حتا در قسمتی از آلبوم که صاحب اثر دست به خلق می‌زند و یک تصنیف را آهنگسازی می‌کند (تصنیف «شکن در شکن»)، باز هم در ملودیِ اصلی آن، نغمه‌های یک تصنیف قدیمی (تصنیف «همچو فرهاد») شنیده می‌شود.

از طرفی با نگاهی دیگر، تقریباً همه‌ی مشخصه‌هایی که صحبت‌شان رفت می‌توانند نه محافظه‌کارانه، که متهورانه دیده شوند: صاحب اثر بیم و هراسی از این ندارد که یک چهارمضراب ردیفیِ بارها نواخته و شنیده‌شده به گوش مخاطب تکراری به نظر برسد. همانطور که هراسی از نواختن سنتور با مضراب‌های چوبی ندارد. او آزادانه و بی‌محابا، بدون اینکه در بند سلایق مخاطب اسیر شود اثر هنری‌اش را ارائه داده است. این رویه در آواز و همچنین نوازندگی ساز نی هم دیده می‌شود. نوازنده‌ی نی علاقه‌ای به استفاده از تکنیک‌هایی که صدا را نرم می‌کند و یا منجر به حذف برخی صداهای اضافه‌ی معمول در نوازندگیِ نی می‌شود نشان نداده است. خواننده آزاد و بی‌پرواست، تحریر‌هایش در دل موسیقی حل شده‌اند و به نظر نمی‌رسد در بندِ ارائه‌ی تکنیک‌های آوازی باشد. در نهایت آن ارتجاع و محافظه‌کاری، در تضاد با نوعی تهور و بی‌پروایی، در کنار تبحر نوازندگان و خواننده، با ما دمی را شنیدنی کرده است.

برای خرید و دانلود آلبوم با ما دمی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
08 اردیبهشت 1399
Firoozeh 1

نیشابور در بالکان

نویسنده: امیر بهاری

«فیروزه» پالوده و تمیز اجرا شده و از انسجام در فرم و ساختار بهره‌مند است اما آن چه که در مواجهه با این اثر کمی غریب به نظر می‌آید فضای غالب بالکانی-آناتولی است هرچند که پیشینه‌ی آهنگساز و ناشر بیشتر توقع اثری ایرانی-ردیفی‌ در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند.

این نکته را نباید از نظر دور داشت که ناشر هم با انتخاب آثاری که نشر می‌دهد در ذهن مخاطب انتظاری ایجاد می‌کند؛ تغییر این تصویر در ذهن مخاطبان شاید به راحتی صورت نگیرد.

موسیقی بالکان در ایران طرفداران بسیاری دارد و گروه‌های تلفیقی و پاپیولار بسیاری از این موسیقی بهره برده‌اند. مسئله‌ی مهم این است که آهنگساز با ابزار این جنس موسیقی در ایران چه محتوایی تولیدمی‌کند؟ آیا با ترکیب‌های بدیع ما را با زاویه‌ی دید متفاوت خود از این موسیقی مواجه می‌کند؟ اگر چنین نکند پرسش اصلی بی‌پاسخ می‌ماند: آیا نکته‌ی پنهان و رمزآلودی در این رویکرد باید باشد؟ این سوال پررنگ صرفاً به‌جهت توقعی است که آهنگساز با گزیده‌کاری و پشتوانه‌اش در ما ایجاد کرده است.

آن چه از کلیت آلبوم به مخاطب منتقل می‌شود همکاری یک تیم حرفه‌ای و با دقت است و در قطعاتی این حرفه‌ای‌گری منجر به خلق نغمه‌ای گوش نواز و توامان هنرمندانه شده است که محمدرضا ابراهیمی خود را آزاد گذاشته تا آن جهان شخصی‌اش بروز پیدا کند مثل قطعه «نیشابور» و «خُم» که در دومی «کلارنیت باس» به خوبی وارد می‌شود و موتیف‌های زیبایی می‌نوازد. کلارینت به‌رغم بادی بودنش چندان بوی بالکان نمی‌دهد و اتفاقاً درهمین قطعه‌، «خُم»، نوازندگی ابراهیمی به زیبایی خودش را نشان می‌دهد، مجالی که چندان در قطعه‌های دیگر پیش نیامده است.

نکته‌ی دیگر که نباید در مورد این آلبوم از نظر دور داشت فضای خاص آن است که به دور از جهان پر هیاهوی موسیقی ایران تولید شده. چیزی که در دفترچه‌ی آلبوم هم متواضعانه به آن اشاره می‌شود. موسیقی بدون کلام با سازبندی جسورانه و نوع آهنگسازی که فارغ از قوت و ضعفش امضای شخصی دارد و به هیچ وجه نظر به بازار ندارد.

 

برای خرید و دانلود آلبوم فیروزه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
06 اردیبهشت 1399
بالا