نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)
Matn o Hashie

نقد سازنده چیست؟ - قسمت دوم


معنی اصطلاح نقد سازنده همیشه به نوعی انصاف یا ترفند معنای نامعلوم محدود نمی‌شود. گاهی کسانی که آن را به کار می‌برند مقصودی دقیق‌تر و متناسب‌تر با ظاهر کلام دارند. در نظر آنها نقد وقتی تنها آسیب‌ها را می‌بیند و برملا می‌کند «تخریب‌کننده» است. درنتیجه صفت متضاد نقد در جایگاه آسیب‌شناسی، یعنی سازنده باید کاری بیش از این انجام دهد. آنها فکر می‌کنند نقد باید بتواند علاوه بر نشان دادن آسیب‌ها و مشکلات راه حلی هم برای عبور از آنها نشان بدهد. از این نظر نقد باید منجر به بهبود یک مشکل شود، نه فقط با جلب توجه به وجود آن بلکه با ارائه‌ی راه حل مستقیم برای بهتر حل کردنش.

در ظاهر این تعریف از اصطلاح نقد سازنده خیلی مشروع و معتبر جلوه می‌کند. چنین خواستی هیچ مشکلی ندارد. اما اگر خوب به آن نگاه کنیم می‌بینیم این هم اغلب در همان راستای دو معنی قبلی استفاده می‌شود. معمولاً به شکل یک جور باید و نباید سر راه نقد. این معنای سازنده ‌جلوی خیلی از نق‌های نقد را می‌گیرد چون برای خیلی از مشکلاتی که می‌بینیم و می‌گوییم، پیدا کردن یا بهتر کردن راه حل و پیشنهاد دادنش از عهده‌ی ما برنمی‌آید. این معنی جدید اغلب همان‌طور و در همان جهت به کار می‌رود که اصطلاحی مثل «سیاه‌نمایی»؛ برای شانه خالی کردن از زیر اشکالی که وجود دارد، به عنوان یک نوع دفاع غریزی در برابر ایرادگیری.

حتا اگر «نقد سازنده» را در نقشی دفاعی به کار نبریم و واقعاً قبول داشته باشیم که علاوه بر آسیب‌شناسی درمان هم لازم است، رفتن به دنبال سازندگی به این معنای سوم، نقد را درگیر کاری می‌کند که برایش ساخته نشده و ابزارهای کمی دارد. این کار منتقد را عملاً به قلمرو آفرینش هنری می‌کشاند و انتظار می‌رود او حداقل در تخیلش بتواند درمان یک مشکل را پیدا کند و به بیان درآورد. نقد با پذیرفتن چنین وظیفه‌ای واقعاً به نوعی پند و اندرز، بسیار نزدیک می‌شود. جایگاهش هم از رصدگر رویدادها به یک جایگاه پدرسالارانه تغییر می‌کند.

از همه‌ی اینها گذشته نباید فراموش کنیم اشکال عمده‌ی این نگاه این نیست که نقد را خاموش می‌کند یا کارش را سخت می‌کند یا حوزه‌ی کارش را عوض می‌کند بلکه این است که اصالت را به نقد منفی می‌دهد و نقد را شدیداً محدود می‌کند. نقد موسیقی (یا نقد هنری به طور کلی) آن‌طور که قبل از این دیدیم خیلی بیشتر از ایرادگیری صرف است. نباید این‌طور تک‌ساحتی دیدش.

28 اردیبهشت 1398
Paliz 1

نیازمندِ آزادی و اعتماد به غریبه‌ها

نویسنده: فرشاد توکلی

پالیزِ 1 را باید پیش از هرچیز کوششی دانست در تثبیتِ تقسیمِ کارِ حرفه‌ای در حوزه‌ی اجرای گروهیِ موسیقی ایرانی. تقسیم کاری که در آن آهنگسازان آثار خود را به گروه‌هایی با صلاحیتِ اجرایی بالا می‌سپارند و خود، همراه مخاطبین، به حاصل گوش فرا می‌دهند. تأکید بر چنین ماهیتی از نام‌گذاری آلبوم نیز پیداست. در پالیز 1 این آثار احسان ذبیحی‌فر است که بهانه‌ی شنیدنِ صدای گروه شده است.

اما گروهِ پالیز، به استناد اطلاعاتی که آلبوم به‌دست می‌دهد، هسته‌ای کوچک و ناکافی برای اجرای قطعاتی از آن نوع که در آلبوم آمده است دارد؛ آن‌قدر که شاید به‌سختی بتوان نام گروه را بر آن گذاشت: کمانچه، سنتور و تنبک. بنابراین، گروهِ پالیز برای تأمین خواسته‌ی آهنگسازانی که آثارشان را اجرا می‌کند همواره نیازمند اعضای بیشتری است. با چنین وضعیتی، تفکیک مصرانه‌‌ی اعضای ثابت گروه و نوازندگان مهمان این پرسش را از ذهن می‌گذراند که کدام ویژگی‌ها نوازندگان مهمان را شایسته‌ی عضویت در گروه نکرده و یا کدام خصوصیات است که باعث می‌شود گروهِ سه‌نفره‌ی پالیز همکاران دیگری را نپذیرد.

توجه به تکنوازی‌های نوازندگانِ ثابت پاسخ‌ها را چندان به خصوصیات مشترک موسیقایی معطوف نمی‌کند. اگرچه هر سه نوازنده‌ی ثابتِ گروه نوازندگان ماهری‌اند، ایده‌ها و پرداختِ موسیقی‌شان با یکدیگر فاصله‌های جدی دارد. در حالی‌که نوازندگیِ سولماز بدری (سنتور) با تکیه‌ی حداکثری بر ردیف موسیقی ایرانی و چهارچوب‌هایش، به‌راحتی قابل پیش‌بینی است، کیخسرو مختاری (کمانچه) بشارت‌دهنده‌ی صدا و نگاهی تازه است. دوسیمه‌نوازی‌های گزیده‌کارانه و تأثیر درست و سنجیده از سنّتِ این ساز در جمهوری آذربایجان و نیز فنونی از ویلن که در کلیتِ کارِ مختاری جاافتاده، شخصی و هماهنگ شده‌اند درآمدی شنیدنی، تأثیرگذار و متفاوت را از بیات‌اصفهان روایت می‌کنند. این در حالی است که ستار خطابی (تنبک) در میانه‌ی این دوقطبیِ جسارت و عادت ایستاده است.

همچنین، کار زیبا و شنیدنیِ گروه با پوشاندنِ صدای خواننده‌ی اصلی‌اش (سولماز بدری) راویِ نارواییِ گلوگیری است، هرچند از قضا اصرار دارند (طبق نوشته‌های آلبوم) صدای ویژه‌ای داشته باشند. این‌جا است که می‌توان پالیز را بهانه کرد و پرسید: در نبودِ معیارهای دقیق فنیِ تشکیل یک گروه و نیز آزادی‌های بدیهیِ هنری چگونه می‌توان به تداوم یک زندگیِ حرفه‌ای مطمئن بود؟ راه‌حل چنین وضعیتی چیست؟

برای خرید و دانلود آلبوم پالیز (۱) به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3 ( 1 رای)
28 اردیبهشت 1398
Mah

بهترین آلبوم فروردین‌ماهِ ۱۳۹۸


نظرسنجی بهترین آلبوم فروردین‌ماهِ ۹۸ نُویز، در دو سطح مختلف برگزار شد:

یکی انتخاب بهترین آلبوم ماه از نگاه تحریریه‌ی «نُویز» و دیگری بهترین آلبوم ماه، از نگاه مخاطبان کانال تلگرامِ «نُویز». این نظرسنجی به صورت ماهیانه در کانال تلگرامِ «نُویز» انجام و آلبوم برتر توسط «نُویز» اعلام خواهد شد.

نتایج این نظرسنجی‌ها در دو گروه تحریریه و مخاطبان «نُویز» به صورت زیر است:

با توجه به اکثریت آراء در گروه تحریریه‌ی «نُویز»، آلبوم «مهریان» با امتیاز (۲/۶ از ۵)، رتبه‌ی اول را کسب کرد.

mehrian 300

با این اثر بیشتر آشنا شوید: مهریان


با توجه به نتیجه‌ی آراء مردمی در نظرسنجی کانال تلگرام «نُویز»، آلبوم «نوروز صبا» با کسب بیشترین رأی، رتبه‌ی اول را کسب کرد.

norooz 300

با این اثر بیشتر آشنا شوید: نوروز صبا


جزئیات آراء گروه تحریریه به این شرح است: (محدوده‌ی امتیاز از ۰ تا ۵)

خیابان پنجاه‌وپنجم - آزاده آزاد 1/3
خدا عشق است. رانده شدن شیطان. یادبود درگذشتگان - لوریس چکناوریان 1/8
مهریان - پدرام بلورچی 2/6
احوالات شخصی ۱۳: آبگون - سیامک جهانگیری 2/1
آبی دور - فریدون بهرامی، آتنا اشتیاقی 1/5
من و ماه - پیمان شیرالی 1/1
نوروز صبا - همنوازان خاموش، مهدی امامی 1/8
آوازهای گمشده - ادیب خوانساری، علی مستوفیان و... 1/5

 

جزئیات آراء مردمی از مجموع 162 رأی أخذ شده به این شرح است:

▪️ 1% (2) خیابان پنجاه‌وپنجم - آزاده آزاد
▫️ 1% (3) خدا عشق است. رانده شدن شیطان. یادبود درگذشتگان - لوریس چکناوریان
▪️ 1% (3) مهریان - پدرام بلورچی
▫️ 19% (31) احوالات شخصی ۱۳: آبگون - سیامک جهانگیری
▪️ 9% (15) آبی دور - فریدون بهرامی، آتنا اشتیاقی
▫️ 1% (3) من و ماه - پیمان شیرالی
▪️ 61% (99) نوروز صبا - همنوازان خاموش، مهدی امامی
▫️ 3% (6) آوازهای گمشده - ادیب خوانساری، علی مستوفیان و...

 

لطفاً نظرات و پیشنهات خود را درباره‌ی این نظرسنجی با «نُویز» و از طریق یکی از نشانی‌های آن، درمیان بگذارید.

25 اردیبهشت 1398
Az Aan Souy 1

گذشتن از مرز

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آنچه در شنیدار اول در طرح‌های رامتین نظری‌جو به گوش می‌رسد (و نیز در نوازندگی خودش)، تاکید وافر بر دقت است و ظرافت صداگیری که به عناصری ساختاری تبدیل شده‌اند. لحن و بیان موسیقایی او -که برآمده از مکتب آموزشی پایور و به گواهی کارهای تالیفی‌اش («در دشت» و «تصنیف‌های استاد فرامرز پایور») سخت دلمشغول معلمِ معلمش است- خواه از نظر محتوا خواه از لحاظ صدادهی، میانه‌ی راه سبک‌های امروزین موسیقی/نوازندگی و میراث استاد فقید ایستاده است؛ بازیگوش و مرددِ گذشتن یا نگذشتن.

در چهار پرده یا مجلس موسیقی که به‌واقع در مقام به فعل درآمدن طرح، باید کار مشترک رامتین نظری‌جو و یاسمین شاه‌حسینی قلمدادشان کرد، همزمان بیان ته‌نشین‌شده‌ی قطعات کارگانی شناخته‌شده را می‌بینیم که با نتایج موسیقایی‌شان، در یک محور تاریخی رویا‌گونِ واپیچیده همزمان شده‌اند. بازی وسواس‌گونه با عناصر خرد ساختاری مخصوصا شدت‌وری (دینامیک) برای نمونه در انگاره‌های شوشتری در «درویش» یا نسبت صدا و سکوت در «چشم‌انتظار» و «قراول»، از لحاظ موسیقایی مربوط به یک سبک و دوره است و منطق ملودیک بعضی از جمله‌ها (مثلا آن لحظه‌هایی که در دوئت میانه‌ی «درویش»، جمله‌ها هر از گاهی به سوی «فانوس» پایور خیز برمی‌دارند) مربوط به سبک و دوره‌ی دیگری که از قضا از لحاظ تاریخی رابطه‌ی تحولی با یکدیگر داشته‌اند. همچنین است گاهی رابطه‌ی الگوهای مضرابی و متر/ریتم با باقی عناصر موسیقایی موجود در هر بخش (برای نمونه سنجش هشت ضربی اواسط «چشم‌انتظار» با تنظیم و تفسیر تصنیف «گریه کن»ِ عارف در انتهای همان پرده بسیار گویاست). و نیز بهره‌گیری از رنگ‌آمیزی در شروع ناقوس‌مانند «از آن‌سوی» به نسبت جملات‌ بلافاصله بعد از آن دو ضربه.

این‌گونه ترکیب عناصر از زبان‌های مختلف موسیقایی خواه به یاری آموزش‎‌های چندگانه باشد یا به صرف زندگی در فضای چندین سبکی/سلیقه‌ای امروز و دسترسی به منابع شنیداری گوناگون، دیگر امر نوبرانه‌ای نیست. بسیار مثال از انواع و اقسام آن می‌توان آورد. آنچه آن را ممکن است شایان توجه کند، تعادلی است که عناصر چندسبکی در کار یک یا چند موسیقی‌دان ممکن است بیابد. آنچنان تعادلی که دیگر نتوان عناصر همنشین‌شده را در آن به راحتی بازشناخت و از هم  جدا کرد؛ یعنی رسیدن به سطح ترکیب.

برای خرید و دانلود آلبوم از آن سوی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
24 اردیبهشت 1398
delbari2

در و تخته

نویسنده: سعید یعقوبیان

انتشار جداگانه‌ی موسیقی متن یک فیلم چه زمانی می‌تواند موجه باشد؟ آیا موسیقی در این حالت راه‌اش را به تمامی از فیلم جدا می‌کند؟ وقتی موسیقی دیگر به فیلم ضمیمه نیست نقد و نظر باید ناظر و قائم به خود موسیقی باشد یا هنوز نقشِ آن در فیلم نیز باید در نظر گرفته شود؟ اگرچه مثال‌های نقض می‌توان یافت اما مرور و یادآوریِ نمونه‌هایِ موفق موسیقی متن فیلم‌ها که مستقلاً نیز منتشر شده‌اند نشان می‌دهد که این کامیابی‌ها اغلب زمانی حاصل شده است که فیلم و موسیقی، هر دو، حرفی برای گفتن داشته‌اند.

«...دلبری» چه آن زمان که منضم به فیلم بوده و چه امروز که جداگانه منتشر شده حقیقتاً نمونه‌ی نادر و شگفت‌انگیزی‌ست؛ چرا که دقیقاً در نقطه‌ی مقابلِ آنجایی ا‌ست که باید می‌بود. زمانی که این موسیقیِ به غایت کلیشه‌ای و رخوت‌بار همراه فیلم بوده، نازل بودنِ فیلم را دو چندان کرده و امروز که در مقام یک آلبوم موسیقی، جداگانه منتشر شده با شروعِ هر ترَک و شنیدنِ همان‌ آکوردهای تکراری و دم دستی‌ترین ملودی‌هایی که در باقی ترَک‌ها هم شنیده می‌شوند، این پرسش را به ذهن می‌آورد که هزینه‌های سر هم شدن این آلبوم برای چه کس یا کسانی سود داشته ‌است؟ هدف از جمع شدن این آلبوم که دست ‌کم نصف آن برش‌هایی چهل و چندثانیه‌ای و بی ‌سرانجام از یکی دو تمِ ساده هستند، آن ‌هم چهار سال پس از تولیدِ فیلمی که کمینه توفیقی نداشته چه بوده ‌است؟ موضوع، آنقدر غریب می‌نماید که به نظر می‌رسد در ذهن خودِ صاحبان اثر نیز حتی چنین انتظاری نبوده که قرار است عده‌ای دست به جیب شوند و این آلبوم را بخرند. در این میان اگر چه تنها دلخوشی همین است که برای گروهی نوازنده کاری فراهم شده اما زیانِ اجتماعی چنین تولیداتی بیش از اینهاست که چنین نفعی را پوشش دهد.

باری؛ می‌توان لشگری از نوازندگان (پیانو، انواع فلوت، پیکولو، سنتور، ترومپت، ابوا، یک ارکستر زهی) و دست اندر کاران ضبط و تهیه را به کار گرفت و دست آخر از دشمن فرضی شکست خورد.

برای خرید و دانلود آلبوم موسیقی متن فیلم دلبری به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
23 اردیبهشت 1398
Symphony No2.1 No.3 00

تکه‌چسبانی

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

سمفونی سه از مجموعه‌ی آثار لوریس چکناوریان که در یک سی‌دی با سمفونی یکم همنشین شده، همه‌ی ویژگی‌های آثار دوره‌ی پس از بازگشت آهنگساز به ایران را در خود دارد. کافی است علاوه بر کلیت سمفونی نگاهی به موومان چهارم بیاندازیم تا بعضی از آنها را در واضح‌ترین شکل خود ببینیم: مدت زمان دراز تکمیل اثر (اغلب دو دهه یا بیشتر که در آثار دیگر او هم دیده شده)، تاریخ نامعلوم شروع و پایان ساخت (در مقایسه با دیگر قطعات که حتا تاریخ ویراست‌های متعددشان هم مشخص است) یا نخستین اجراها، وجود پاره‌هایی (یا بخش‌های کاملی) از آثار پیشین آهنگساز با نام‌های جدید یا گاهی تکه‌چسبانی بخش‌هایی از آثار دیگران بدون تمهیدات موسیقایی کافی، و ناهمخوانی نام آثار و موومان‌ها در فارسی و انگلیسی و زمان‌های مختلف.

گویا به شکلی سیستماتیک در این دوره که دوره‌ی متاخر زندگی هنری چکناوریان (دوره‌ها: تحصیل ایران-اتریش-آمریکا 1332 تا 1349، بازگشت به ایران از 1349 تا انقلاب، ارمنستان-انگلستان از انقلاب تا اواسط دهه‌ی 80، و دوباره بازگشت به ایران) نیز هست، او آثار قدیمی‌ترش را بنا بر مفاهیم و سلایق روز یا سفارش‌دهندگان و کارفرمایان احتمالی تازه از نو نامگذاری و صورتبندی می‌کرده یا حتا تکه‌هایی از آثار دیگران را البته با هویت و نام مشخص، برای رسیدن به یک اثر کنار هم می‌چیده است (بهترین مثالش «رسول عشق و امید»). اگر جز این بود چگونه می‌شد نام موومانی از یک اثر در انگلیسی Brotherhood (برادری) باشد و در نشر فارسی بشود  «گفتگوی تمدن‌ها»؟ و محتوای موسیقایی‌اش از این ایده‌ی بسیار ساده و معمولی سرچشمه بگیرد که سرودهای ملی کشورهای مختلف در یک موومان همنشین شوند، آن هم به شکل صیقل نخورده و بدون استادی و مهارت کافی که از آهنگسازی در تراز چکناوریان انتظار می‌رود.

فارغ از انگیزه‌هایی که منجر به کاربست چنین روش‌هایی شده، نتیجه‌ی موسیقایی آن نه تنها عدم انسجام و به‌هم‌ریختگی این نوع آثار اوست (که به وضوح در سمفونی 3 دیده می‌شود) بلکه از دست رفتن یکدستی تکنیک‌ها و سطح آهنگسازی نیز هست. اگر ادعای دفترچه‌ی سی‌دی صائب باشد از ابتدا تا انتهای یک سمفونی می‌توان به خوبی دگرگونی/حرکت رو به افت تکنیکی را رصد کرد.

لوریس چکناوریان سمفونی شماره 1 سمفونی شماره 3 آروین صداقت کیش

برای خرید و دانلود آلبوم سمفونی شماره‌ی (۱) و سمفونی شماره‌ی (۳) به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
22 اردیبهشت 1398
ghand faravan

هنر برای هنر

نویسنده: علیرضا جعفریان

به عنوان منتقد شک می‌کنیم آلبوم را تجربه‌ای هنرجویانه، شبیه به کنسرت‌های آموزشگاهی، ببینیم و نهایتاً به مرحباگفتنی امیدبخش بسنده کنیم یا برخوردی جدی و منتقدانه داشته باشیم. اما با توجه به اینکه صاحب‌اثر پیش از قند فراوان چندین آلبوم دیگر نیز منتشر کرده، به نظر می‌رسد باید تجارب موسیقایی‌اش را جدی گرفت.

ضعف‌ نوازندگی در آلبوم بیداد می‌کند. سه‌تار میرزایی بدصداست، با مفهوم موزیکالیته غرییه است، مضراب‌های چپ بی‌جا و ناگوارند، دینامیک به حد اعلا نادیده گرفته شده، ظرافت که هیچ: مرده است، جای‌جای آلبوم پر است از صدای گز سیم‌ها و ظاهراً برای صاحب‌اثر اهمیتی نداشته که این صداها احتمالاً برای گوش مخاطب آزاردهنده‌اند. این بی‌مبالاتی و بی‌اعتنایی به مخاطب، علاوه بر نوازندگی، در شیوه‌ی ضبط و البته طرح جلد هم دیده می‌شود: حتی اگر قرار باشد وقعی به شعور مخاطب ننهیم و تصویر طرح جلد را از اینترنت کِش برویم، با حداقلی از سلیقه و صرف وقت بیشتر در گوگل می‌توان تصویری پیدا کرد که ارزشش را داشته باشد.

در توضیحات آلبوم بیش از هر چیزی روی این موضوع تأکید شده که صدابرداری به صورت پیوسته و بدون ویرایش‌های رایج امروز انجام گرفته است. صدابرداری به این شیوه می‌تواند ارزشمند باشد، خصوصاً برای یک آلبوم تکنوازی. اما نه به هر قیمتی: راه رفتن روی طناب برای یک بندباز ارزش محسوب می‌شود، اما اگر قرار باشد مدام تعادلش به هم بخورد و با هر گام زمین بیافتد، قدم‌ زدن روی سطح صاف آسفالت منطقی‌تر است.

در نهایت با گوش دادن به آلبوم مهم‌ترین سؤالی که می‌تواند برای‌مان مطرح شود این است که دلیل انتشارش چیست؟ چنین آلبومی، حداقل به شکل مستقیم، اگر ضرر مالی نداشته باشد نفع مالی هم ندارد. از طرفی، با توجه به آنچه گفتیم نمی‌تواند عقبه‌ی موسیقایی نیکویی برای صاحبش باشد و وجاهتی هم در جامعه‌ی موسیقی برایش به ارمغان نمی‌آورد. چرا چنین آلبومی منتشر می‌شود؟ شاید نوعی برداشت نامتعارف از فلسفه‌ی هنر برای هنر کارگشا باشد: آلبوم برای آلبوم.

برای خرید و دانلود آلبوم قند فراوان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
21 اردیبهشت 1398
بالا