نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)
Ashiran 1

بزمِ سوفیانه

نویسنده: سعید یعقوبیان

عشیران سومین محصول ایده‌های موسیقایی زوج کردمافی-کاظمی (پس از آلبوم‌های «بداهه‌سازی» و «بزمِ دُور») در طول حدود ده سال گذشته است؛ سه اثری که در دور کردنِ «گفتمان احیا» از چندرگگی کامیاب‌تر از تجربه‌های دیگر بوده‌اند چرا که هم از اجرا و نواختن، و از عمل موسیقایی برآمده‌اند و هم وصل‌های جاندارتری به موسیقیِ دستگاهی داشته‌اند. سرفصل‌ ایده‌های پسِ این آثار را می‌توان چنین خلاصه کرد: رویکرد انتقادی به موقعیت کنونی موسیقی دستگاهی و یافتن راه‌هایی دیگر از دل خودِ این نظامِ موسیقایی ضمنِ استفاده‌ی حداکثری از امکانات موجود، به ویژه ظرفیت‌های خاک‌گرفته و مغفول. کردمافی پیشتر نیز در چند مقاله زوایای مختلف چنین مقصودی را تبیین کرده بود. همچنین در این مسیر و با توجه به محتوای سه اثرِ منتشر شده، موضوعِ انرژیِ پیش‌برنده‌ی موسیقی نیز، متأثر از ایده‌های نظری، در صدر توجهات بوده است؛ به این معنی که در این آثار چگالی رخدادهای موسیقایی در تمام لحظات بالاست و این خصیصه در مواجهه، نخستین مؤلفه‌ای است که رخ می‌نماید. این رخدادها که اغلب با آشنایی‌زدایی همراه‌اند لزوماً به تغییر مقام‌ها محدود نمی‌شوند. برای نمونه کاربستِ کلام را نیز می‌توان بخشی از آشنایی‌زدایی‌ها دانست. مانند تغییر غزل در دو بخش درآمد در عشیران یا افزودن «لیک اول مرا» به پایان بیت سعدی در «طره‌ی نوا» و در نگاهی کلان، به کار گرفتن اوزان و ارکانِ عروضیِ متباین در کنار هم برای گریز از فرصتِ رسوبِ یک الگوی وزنیِ یکسان در ذهن شنونده.

در کنار بهره‌گیریِ شایسته از منابع متنوع و مختلف مانند ردیف‌های سازی و آوازی متعدد (مکتب آوازی اصفهان و ردیف آوازی حاتم عسگری، برای نمونه)، تصانیف قاجاری، عناصر موسیقاییِ فرهنگ‌های همسایه و موسیقی قدیم ایران، که همه در عشیران حضور دارند و همگن و یکپارچه مجموع شده‌اند، وجه تمایز این آثار از دیگر تجربه‌ها توجهِ ویژه به بخش غیرضربی موسیقی است که همین تأکید نیز خود از پیوندهای مهم آنها با موسیقی قاجاری و نقش آواز در آن است. تمایز یافتن اندیشه‌ و عملِ موسیقایی به واسطه‌ی بخش غیرضربی، در دوران افول آواز کلاسیک ایرانی، خود شایان توجه است. از کنار این موضوع نیز نباید گذشت که خلق آثاری حاصلِ کارِ مشترکِ دو موسیقیدان، در موسیقی ایران کم‌سابقه است.

عشیران می‌تواند دستمایه‌هایی برای اندیشیدن به موضوعات موسیقی‌شناختی به دست ‌دهد. به چهار نمونه در اینجا اشاره می‌کنم:

یک. می‌توان به خاستگاه دستگاه‌سازی اندیشید. اینکه هدف و چشم‌انداز آن چه بوده و مقام‌های مختلف چگونه امکان مجاورت و همنشینی می‌یابند اگر به سلول‌ها و هسته‌های مدال‌شان امکان ترکیب‌های نو داد و راه را بر آزمون و ابداعِ چینش‌های دیگر نبست. در عشیران هرچند محوریت موسیقی بر نوا استوار شده است اما از سویی وزنِ مقام‌های دستگاه نوا در آن دستکاری شده (نطعی بسیط از همان چند گوشه‌ی کوتاهِ هویت‌نیافته و پس‌زده‌شده‌ی دستگاه نوا مانند مجُسلی و گوِشت و غیره تدارک دیده شده) و از دیگر سو مقام‌های دیگری نیز در نوای آن راه داده شده است.

دو. همانندِ آنچه در انواع دیگرِ موسیقی‌های حوزه‌ی مقام وجود دارد، در موسیقی کلاسیک ایران نیز می‌توان بر خلاف جریان رایج، در ارائه‌ی سیر ملودیکِ یک مقام از بندِ فرمول‌های ملودیکِ مشخص رهایی یافت و سنتِ بداهه‌نوازی در موسیقی دستگاهی ایران را از چهارچوب‌های از پیش تعیین‌شده یک گام به بداهتی خلاقانه‌تر نزدیک‌ کرد. در عشیران فرمول‌های ملودیکِ مرسوم حضوری ندارند. اگر در جایی نیز یکی، ساز یا آواز، پرشی یا روندی آشنا دارند، آن دیگری راهِ دیگری نشان داده است.

سه. عاطفه‌ی مقام‎ها در چینش‌های دستگاهیِ یک قرنْ شنیده‌شده به علتِ پیش‌بینی‌پذیری‌شان کمرنگ شده‌ است. ترکیب‌های جدید، تأثیرات حسی آنها را بازمی‌نمایاند و طراوت را به آنها بازمی‌گرداند. اصفهانکِ درآمیخته با عراق (مأخوذ از ردیف حاتم عسگری) یا سه‌گاهی که به یکباره در میانه‌ی «طره‌ی نوا» می‌شکفد نمونه‌های روشنی از این امکان هستند. این رهیافت باید از مسیرِ شناختِ ترکیب‌ها و فضاهایِ مدال کارگان موجود بگذرد.

و چهار. می‌توان به خوانش و تعبیری موسیقایی از آنچه ژاک لکان در سپهر روان‌شناسانه‌ی خود درباره‌ی لذت همراه با ترس و خطرکردن طرح کرده اندیشید؛ موسیقی می‌تواند در تغییرهای مداوم ناآشنا و غیرمترقبه اضطرابی را سبب شود. بروز چنین تنشی، که چیزی ورای تدابیر موسیقایی است، نور و رنگ دیگرگونه‌ای بر لذت همراهی با اصوات موسیقایی می‌تاباند. در تاریخ موسیقی نمونه‌های پرشماری برای چنین برداشتِ خیال‌پردازانه‌ای می‌توان برشمرد. در عشیران نیز. مانند تکنوازی تار آغاز مجلسِ سوم.

برای خرید و دانلود آلبوم عشیران به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
28 مرداد 1398
Yek Ghafeleh Del 1

خوبِ بی‌خطر

نویسنده: کامیار صلواتی

«یک قافله دل» آلبومی محترم اما محافظه‌کار است؛ نه سخنی تازه می‌گوید و نه سودای جهانی دیگر در سر می‌پروراند. اثری برای گروهی از سازهای ایرانی در همایون و شوشتری، که حتی خط باس‌اش هم یادآور تجربه‌های چهل سال پیش هستند. تقریباً در کار هر آن چیزی است که به عنوان ویژگی تیپیکال آلبوم‌های موسیقی کلاسیک ایرانی در چهل ساله‌ی اخیر می‌شناسیم، چه در توالی و تجمیع گونه‌های اجرایی، چه در سازبندی، چه در تنظیم و بازتفسیر قطعات «قدیمی»، و چه حتی در امور دیگری چون نحوه‌ی انتخاب شعرها؛ الگویی که از تجاربی چون آثار گروه‌های عارف و شیدا نمونه‌برداری کرده‌اند و اگر در دوران اوج شکوفایی این تیپ آثار خلق می‌شدند، می‌توانستند نمونه‌ای درجه‌ی دو از آن‌ها قلمداد شوند. از این رو، این آلبوم تنها این تنه‌ی اصلی و فرسوده‌ی چند دهه‌ی اخیر را فربه‌تر می‌کند؛ تنه‌ای که چند سالی است رو به تکیدگی دارد. «یک قافله دل» تاکنون نمونه‌های همانند زیادی داشته و احتمالاً از این به بعد هم نمونه‌های مشابه‌اش از راه خواهند رسید. گاهی ساز و آوازهایش شنیدنی‌اند و «به‌بَهـ»ی را از عمق جان برمی‌انگیزانند؛ به ویژه در دو ساز و آوازی که یکی با همراهی نی و دیگری با همراهی تار اجرا شده است، و گاهی از فرط دل سپردن به کلیشه‌های رایج در آثار همانندش، قابل‌ پیش‌بینی و در نتیجه ملال‌آور می‌شود. در حقیقت، این اثر و آثاری که این‌چنین محو هنجارهای شنیداری عصر خود هستند و درنتیجه عنصر پیش‌بینی‌ناپذیری ندارند، پیام‌هایی به مخاطب مخابره می‌کنند که مملو از «پِرت اطلاعاتی»اند، آن‌قدر که در مخاطب نیازی برای شنیدار فعالانه ایجاد نمی‌کنند و واکنشی را به محتوای خود برنمی‌انگیزانند. «یک قافله دل» به دلیل همین برخورد غیرانتقادی و غیرحلاج‌گرانه، خوب و بد این دست آثار را یک‌جا با هم خریده و یکسره تن خود را به این تکیه‌گاه سپرده است.

در حقیقت، آزمون وجاهت «یک‌ قافله دل» و آثار مشابه‌اش، نه صرفاً با عیاری درونی، که با سنجه‌ای بیرونی ممکن می‌شود: اثری این‌چنین، در تاریخ موسیقی ما با همه‌ی بالا و پایین‌هایش در دهه‌های اخیر، و در ظرف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زیست ما، کدام دغدغه را –جز اشتیاق خالقان‌اش برای خلق- پاسخ‌گوست؟

برای خرید و دانلود آلبوم یک قافله دل به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
27 مرداد 1398
3 oud

در سراشیبی افول

نویسنده: مهدی سیدی‌نژاد

«سه‌عود» نام گروهی است به سرپرستی شهرام غلامی که پیش از این آلبومی را با نام «سرمستی» (نغمه حصار، ۱۳۹۳) منتشر کرده بود. در کنسرت «شیدایی» علاوه بر اینکه دو نوازنده‌ی دیگر عود این گروه تغییر کرده بودند ویولنسل نیز به جمع سازها اضافه شده بود. سازهای کوبه‌ای (تمبک و بندیر) نیز همانند آلبوم «سرمستی» حضور داشتند. تمامی قطعات به غیر از دو قطعه‌ی میانی ساخته‌ی شهرام غلامی بود. بخشی از قطعات کنسرت نیز با «سرمستی» مشترک بودند که با تغییراتی اندک اجرا می‌شدند. ويژگی‌های همیشگی موسیقی مدنظر غلامی در کنسرت حضور داشتند؛ از شیوه‌ی نوازندگی و صدادهی استاندارد ساز او تا ملودی‌ها، تکنیک‌های سازی و الگوهای وزنی که می‌خواهند موسیقی‌های محلی ایرانی را تداعی کنند. به این اضافه کنیم که حالا در این کنسرت طیف این ویژگی‌های صوتی گسترده‌تر شده، دو عود دیگر و یک ویولنسل در کنار موسیقی غلامی آمده‌اند تا شنونده را با یک اجرای یک ساعت و نیمه به صورت بی‌وقفه همراه کنند.

با این حال این گسترده‌تر شدن ایده‌های موسیقایی ترکیبی یک‌دست و متعادل پدید نمی‌آوردند. به علاوه قطعات در کنار هم تمایلی به اینکه یک کل واحد یک ساعت و نیمه را بسازند نداشتند. این ویژگی‌ها سبب می‌شد کیفیت مطلوب نوازندگی شهرام غلامی و حمید قنبری نیز برای موفقیت اجرا کافی نباشد و تفاوت محسوس کیفیت نوازندگی دو نوازنده‌ی عود دیگر و ویولنسل در قیاس با آن دو، غلامی و قنبری را مجبور می‌کرد بیش از پیش بار پیشبرد اجرا را بر دوش بکشند. از سویی دیگر کیفیت صدای سالن خلیج فارس فرهنگ‌سرای نیاوران نیز بر کیفیت اجرا بی‌تأثیر نبود. گروهی با حضور ۴ ساز بم که می‌توانست لرزه بر اندام شنونده بیاندازد، صدایی نحیف و لاغر داشت. اجرای ضعیف «سه‌عود» در این کنسرت نسبت به اجرای موجود در آلبوم «سرمستی» و همچنین آلبوم اخیر غلامی با نام «دیرینه‌ی دلخواه» (آوا خورشید، ۱۳۹۶) نشان می‌دهد او روندی رو به افول را طی می‌کند.

27 مرداد 1398
asooleh violin

از مهم‌ترین‌ها

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

برای هر معلمی کافی است تنها یک شاگرد همچون ایزاک پِرلمَن از کلاسش بیرون آمده باشد تا شهرتی افسانه‌ای پیدا کند. چه رسد که اولاً شاگردان مشهورش پرشمار باشند و ثانیاً کتابش ازجمله چند متن معتبر۱ (همراه رساله درباب اصول نواختن ویلن اثر لئوپُلد موتزارت (۱۷۵۶)، کتاب هنر نواختن ویلن کارل فلِش (۱۹۲۳) و ...) و همچنان تأثیرگذار درباره‌ی روش نوازندگی و آموزش ویلن باشد. ایوان گالامیان و کتاب شناخته‌شده‌اش اصول نوازندگی و تدریس ویلن دقیقاً چنین وضعیتی دارند.

مؤلف در کتابش با بصیرتی سرچشمه‌یافته از سال‌ها تجربه‌ی تدریس، اصولی برای نوازندگی ویلن پیشنهاد می‌دهد که برای هر مدرس یا نوازنده‌ای آگاهی از آن‌ها بسیار کارساز است. او با کارش نوازندگی و تدریس ویلن را به یک دانش نظام‌یافته (مجموعه‌ای از سنت‌های پیشین که در گذر زمان پالوده شده و باقی مانده است و افزوده‌های خودش) با طبقه‌بندی عقلانی تبدیل می‌کند. علاوه بر این‌ها گالامیان آوردن نکاتی زیباشناختی همچون ارزش و ... یا اشارات آکوستیکی را هم نادیده نمی‌گیرد زیرا به نظر او بدون بسیاری از ظرافت‌ها یک هنرجو «هرگز تبدیل به یک هنرمند واقعی نمی‌شود» بلکه تنها یک «هنرمند پرتکنیک» می‌ماند (ص ۲۳).

نگاه گالامیان به آموزش و هنرجو به عنوان یک رویداد منفرد و توجه ویژه‌اش به نقش بااهمیت ذهن و ارتباطش با عضلات (هماهنگی عصب/عضله) باعث شده کتاب طیف گسترده‌ای از مسائل را در چهار فصل تفسیر و تکنیک، دست چپ، دست راست و درباب تمرین سازماندهی و با زبانی روشن و تا آنجا که ممکن است با توجه به شرایط فیزیکی هنرجویان متفاوت بررسی کند. به همین دلیل است که در متن مدام می‌بینیم با توجه به ویژگی‌های فیزیکی هر نوازنده یا هنرجو راه حل‌های مختلفی برای یک مسئله‌ی یکسان ارائه می‌دهد. مثلاً اندازه‌های بلند و متوسط و کوتاه برای انگشت شست و تفاوت‌هایی که هر کدام از این‌ها در تغییر پوزیسیون ایجاد می‌کند (ص ۴۸ تا ۵۱) یا نقش انعطاف‌پذیری همان انگشت (ص ۴۹) در سرعت و دقت تغییر پوزیسیون دست. طبیعتاً در این راه و با توجه به مهارت مؤلف در آموزش، کتاب در مقایسه با دیگر همتایان بر بعضی مسائل تمرکز بیشتری دارد (ازجمله تقسیم ویبراتوها به دسته‌های مختلف و انواع تغییر پوزیسیون‌ها) همین امر به علاوه‌ی تصویرها (ولو در چاپ فارسی کمی تار) و مثال‌های دقیق و متناسب با هر موضوع، حتا امروز بخشی از ارزش کتاب را می‌سازد.

با همه‌ی ارزش‌های برشمرده، برگردان کتاب به فارسی را حتا پیش از آن که متوجه شویم مترجم، محسن کاظمیان، به دلایلی (احتمالاً)۲ مقدمه‌ی سَلی تامس (شاگرد گالامیان) و زندگی‌نامه‌ی مختصر مؤلف به قلم استفانی چِیس را حذف کرده است، کمی کم‌دقت می‌یابیم. هنگامی که می‌بینیم همان آغاز فصل اول هم pitch را به «کوک» برگردانده‌اند هم accuracy of intonation را به «دقت در صحت کوک نت» راهی نمی‌ماند جز این که دقت ترجمه را کم ارزیابی کنیم.

با وجود این لغزش‌های گاه‌وبیگاه کتاب همچنان قابل استفاده و الهام‌بخش است. تنها باید مراقب بود نکته به نکته‌ی کتاب تبدیل به دستورالعمل‌های سفت‌وسخت نشود که نقض غرض مؤلف است که آموزش را برای هر آموزش‌گیرنده منحصر به فرد می‌دید.


۱- استفانی شاک در پایان‌نامه‌ دکتری‌اش درباره‌ی دگرگونی‌های آموزش ویلن این سه متن را دارای اهمیت تاریخی می‌داند.
۲- در شناسنامه‌ی فارسی کتاب نوشته شده برگردان از ویراست ۲۰۱۳ است اما مشخص نیست از چاپ Dover یا نسخه‌ی دیگری. اگر ترجمه از نسخه‌ی دیگری نباشد مقدمه و زندگی‌نامه حذف شده است.

26 مرداد 1398
Piano With Rose 2

خواب خرگوشی آهنگسازی

نویسنده: حانیه شهرابی

در سراسرِ این آلبومِ تکنوازیِ پیانو شاهدِ نوازندگیِ بی‌کیفیتی هستیم؛ امری که سعی در پنهان ماندنِ آن شده‌ است. اما چگونه؟ اولاً توقفِ دست‌هایِ نوازنده، با رها نکردنِ پدالِ راست پنهان شده است. حتا قطعاتِ آلبوم زمانی که پایِ نوازنده هنوز روی پدال است و سیم‌ها می‌لرزند، به پایان می‌رسند و ثانیاً، تغییرِ سرعت‌هایی در تمامِ قطعات تعبیه شده‌ که همواره به نوازنده این فرصت را داده تا برایِ حرکتِ بعدیِ خود آماده شود. با این اوصاف کیفیتِ موسیقی در این آلبوم با سطحِ نوازندگی تناسب دارد؛ کم‌تر از هفده دقیقه موسیقیِ ناخودبسنده با برچسبِ پاپ-کلاسیک.

آلبوم در نگاه کلی، به یک کتابِ بی‌ستون می‌ماند. فرم و محتوایِ ملودیکِ قطعات آن‌قدر نابسامان هستند که حتا احتمال می‌رود نت‌نگاری نشده باشند؛ نت‌نگاری به مثابه‌یِ نشانه و فرصتی برایِ اندیشیدن به موسیقی. هر بخش، با وصلی نامناسب به بخشِ دیگر می‌رسد. جملاتِ موسیقی، آغازِ روشن و استوار، و پایانِ قانع‌کننده‌ای ندارند. هر قطعه، با معرفیِ یک موتیفِ ساده شروع می‌شود و با هارمونی‌ای پرتکرار و ملال‌آور پیش می‌رود. در برخی موارد، مانند بخشِ دوم قطعه‌ی «پیانو با رز» و «کرشمه»، شاهد مینورِ هارمونیکی هستیم که در لباسِ مدِ اصفهان با برداشتی نه چندان صحیح از بسترِ صوتی، الگویِ لحنی، شاهد، ایست و اختتام سعی در سرک کشیدن به قلمرو موسیقی ایرانی دارد.

«پیانو با گل رز» نمونه‌ای از آلبوم‌هایی‌ست که تولد و مرگشان یکی است و خود در میان مشابهان هم گم می‌شوند. چرا مخاطب موسیقی باید از میانِ تاریخِ پر از شاهکارِ سازِ پیانو «پیانو با گل رز» را با این هارمونیِ بی‌جانش برگزیند؟ موتیف‌های از نفس افتاده‌یِ قطعات در ذهنِ مخاطبشان چند ثانیه می‌درخشند و اثر می‌گذارند؟ هدفِ تولید این سطح از موسیقی، وقتی هیچ حرفی برای گفتن ندارد –بماند تازه باشد یا نه- چیست؟ مگر نه آنکه هر هنرجو هم می‌تواند با پرداخت بهایش، چنین آلبومی منتشر کند؟

برای خرید و دانلود آلبوم پیانو با گل رز به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
23 مرداد 1398
Mah4

بهترین آلبوم تیرماهِ ۱۳۹۸


نظرسنجی بهترین آلبوم تیرماهِ ۹۸ نُویز، در دو سطح مختلف برگزار شد:

یکی انتخاب بهترین آلبوم ماه از نگاه تحریریه‌ی «نُویز» و دیگری بهترین آلبوم ماه، از نگاه مخاطبان کانال تلگرامِ «نُویز». این نظرسنجی به صورت ماهیانه در کانال تلگرامِ «نُویز» انجام و آلبوم برتر توسط «نُویز» اعلام خواهد شد.

نتایج این نظرسنجی‌ها در دو گروه تحریریه و مخاطبان «نُویز» به صورت زیر است:

با توجه به اکثریت آراء در گروه تحریریه‌ی «نُویز»، آلبوم «ضربی‌خوانی‌های حسین تهرانی» با امتیاز (۳/۷ از ۵)، رتبه‌ی اول را کسب کرد.

zrbikhani Copy

با این اثر بیشتر آشنا شوید: ضربی‌خوانی‌های حسین تهرانی



با توجه به نتیجه‌ی آراء مردمی در نظرسنجی کانال تلگرام «نُویز»، آلبوم «رهگذری نامنتظر» با کسب بیشترین رأی، رتبه‌ی اول را کسب کرد.

rahgozari na montazer Copy

با این اثر بیشتر آشنا شوید: رهگذری نامنتظر



جزئیات آراء گروه تحریریه به این شرح است: (محدوده‌ی امتیاز از ۰ تا ۵)

بعد برو - ماکان اشگواری، امیر صارمی ۱/۹
نوهنگام - آنسامبل نوهنگام ۲/۴
هنوز پاییز است - کیهان کلهر، رامبرانت تریو ۲/۴
نمک (۲) - گروه آدمک ۱/۸
دلتنگی‌ها - مهران روحانی ۳/۴
ضربی‌خوانی‌های حسین تهرانی ۳/۷
با یادش - پویان آزاده ۱/۷
نیایش - بردیا صدرنوری ۱
گفتاگوی - آنسامبل نیواک ۲/۵
رهگذری نامنتظر - سیامک جهانگیری، فرزاد فضلی ۲

 

جزئیات آراء مردمی از مجموع ۳۲۲ رأی أخذ شده به این شرح است:

بعد برو - ماکان اشگواری، امیر صارمی ٪۸
نوهنگام - آنسامبل نوهنگام ٪۲
هنوز پاییز است - کیهان کلهر، رامبرانت تریو ٪۱۷
نمک (۲) - گروه آدمک ٪۱
دلتنگی‌ها - مهران روحانی ٪۶
ضربی‌خوانی‌های حسین تهرانی ٪۵
با یادش - پویان آزاده ٪۲
نیایش - بردیا صدرنوری ٪۱
گفتاگوی - آنسامبل نیواک ٪۱۳
رهگذری نامنتظر - سیامک جهانگیری، فرزاد فضلی ٪۴۵

 

لطفاً نظرات و پیشنهات خود را درباره‌ی این نظرسنجی با «نُویز» و از طریق یکی از نشانی‌های آن، درمیان بگذارید.

22 مرداد 1398
Piano With Rose 1

سَبُکیِ تحمّل‌ناپذیرِ شانزده دقیقه‌‌‌ای

نویسنده: امیر بهاری

سوالی مهم در مورد وضعیت انتشار موسیقی در ایران بی‌پاسخ مانده است ؛ آیا داشتن امکاناتی مانند یک پیانو همراه مقداری استعداد، دلیلی کافی برای تولید و انتشار یک آلبوم موسیقی است؟

۱۶ دقیقه پیانو به شکل یک آلبوم منتشر شده است. آلبومی که حتا در همین زمان بسیار کم هم از انسجام بهره‌ای نبرده است؛ هرچند عدم انسجام، کم‌اهمیت‌ترین معضل آلبوم است؛ از ضعف در تکنیک نوازندگی گرفته تا فرم کلی اثر و ساختار قطعات، آن‌قدر شاخص و واضح است که بحث درباره‌ی آلبوم را منتفی می‌کند.

قطعات با رویکرد تولید آلبومی در سبک «موسیقی سبُک» (سَبُک معادل Light) تولید شده‌اند، اما واقعاً سَبُک و سطحی از آب درآمده‌اند و این سَبُک بودن ربطی به آن سَبُکِ سَبْکی ندارد*. درست که در ایران موسیقی‌دانانی مانند ریچارد کلایدرمن، کِنی جی و ... از جانب اهل نظر تخطئه می‌شوند، اما آن‌ها دست‌کم با توانایی تکنیکی مناسب، در کارشان موفق‌اند؛ این حد از آشفتگی، چه در ساختار، چه در اجرا و چه حتا در شکل کلی ارائه‌ی اثر (به طرح روی جلد و اسم آلبوم دقت کنید) نشان از  اعتماد به نفس کاذب جوانی علاقمند به موسیقی می‌دهد که هرچند بی‌استعداد نیست ولی هنوز برای ارائه‌، راه درازی پیشِ رو دارد.

در حاشیه‌ی انتشار این آلبوم، بد نیست تقدیر کنیم از  دفتر موسیقی که در مقابل چنین آلبوم‌هایی آزاداندیش است و انتخاب را به مخاطب وامی‌گذارد. این حق مردم است که خودشان هرچه را دوست دارند برای شنیدن انتخاب کنند، اما معلوم نیست چرا آزاداندیشی‌شان، درباره‌ی موسیقی‌های تفکربرانگیز صدق نمی‌کند و چرا در برابر آلبوم‌های برازنده و خلاقانه‌ که حتا گاهی آهنگسازان‌شان خارج از ایران هم مورد احترام هستند، شورای بررسی، چنان سخت‌گیر می‌شود که کشیدن موی سپید از عمق ماست را بر خود واجب می‌داند. در ازای انتشار ده‌ها عنوان آلبوم دم‌دستی و سطحی، چه آثار - به قول خودشان- فاخری که در دفتر موسیقی معطل مانده است یا گرد فراموشی، از یادشان برده است. و این تناقضی است که رنج شنیدن آلبوم‌هایی مثل «پیانو با گل رُز» را بیشتر می‌کند.


*‌ Light Music  یک Style  است در موسیقی.

برای خرید و دانلود آلبوم پیانو با گل رُز به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
22 مرداد 1398
بالا