نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

لحظات - لحظه‌ی جاشوآ بل


29

از سری گفتارهای ویدئویی نویز با مانی جعفرزاده

ارسال دیدگاه


دیدگاه‌ها


  • آسو 4 ماه پیش(13 خرداد 1398 ساعت 09:03)

    از اونجايي كه هم در قالب مخاطبِ چند اجراي خياباني با كيفيت بالا، و هم در قالب نوازنده ي اجراهاي خياباني، تجربه اي بر خلاف اين ديدگاه داشتم، اين نظر رو رد ميكنم. بر اساس تجربه و ادراك شخصي ميتونم بگم كم ارزش پنداشتنِ محتواي هنري بر اثر حذف "قاب زيبا" و ارائه خارج از چهارچوبهاي تمهيد شده، به مخاطب اون اثرِ هنري برميگرده.مخاطبي كه موسيقيِ خوب و صداي سازِ خوب رو تشخيص ميده، در فضاي شهر يا در مترو هم اين رو تشخيص خواهد داد و اينجاست كه از نظر من اتفاق بسيار خاص تري مي افته؛ نه تنها هنرمند به خاطر نداشتن قاب مناسب، با محيطِ پيرامونش يكي نميشه و ديده نميشه، بلكه محيط رو از خاصيت هميشگي و تعريف شده اش جدا ميكنه و تبديلش ميكنه به فضاي جديدي كه محتواي اثر و اجراي اثر رو به اون اضافه كرده ولي،، براي "مخاطب هاي خاص". درصد بسيار كمِ مخاطب هايي كه "هنر خوب" رو ميفهمن، همه جا مصداق داره، حتي در سالنهاي كنسرت و گالريها و نمايشگاه ها، و مسلما در فضاهاي شهري اين درصد كمتر هم ميشه، ولي پيكان اتهام نبايد متوجه هنرمندي باشه كه از قابِ مناسب! و تعريف شده اش خارج شده. اصرار به تثبيت اين ايده كه ارزش اثر هنري تاحد زيادي وابسته به بستر ارائه ي اثره و هرچه اين بستر دست نيافتني تر و "گران تر" باشه، ارزش اثر بيشتر خواهد بود، از نظر من اشتباهه.

بالا