نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

بایگانی: 04/04/1398


photo 2019 06 25 10 59 06

شأنِ حضورِ هنرمند

نویسنده: مانی جعفرزاده

یک نوازنده به تنهایی با «ترومبون»‌اش روی صحنه، همین؟ بی‌شک متقاعد کردن شنونده به این‌که بنشیند و یک ساعت گوش بدهد آسان نیست. به باورِ نگارنده اما «ایوو نیلسون»‌ِ سوئدی از عهده‌ی این کار نه‌چندان آسان به‌خوبی برآمد. در همان نخستین لحظه‌‌ی حضورش وقتی برای نواختن قطعه‌ی «سکوئِنزا، شماره‌ی پنج» اثر «بِریو» رو به شنوندگان -در این مورد باید خواند تماشاچیان- ایستاد، پیدا بود با شیوه‌ی بازی به‌خوبی آشناست. تا جایی که صاحب این قلم به‌یاد می‌آورَد در بیش‌تر موارد مرسوم است که در اجرای این قطعه‌ی «بِریو» نوازنده با لباس و صورتکِ یک دلقک بر صحنه حاضر می‌شود. «نیلسون» اما چنین نکرده بود. شاید به این دلیل که این شمایل اجرای دیگر قطعاتِ کنسرت را تحت تأثیر می‌گرفت و حذف آن هم برای قطعاتِ بعدی زمان‌بر می‌بود(؟) لیکن درست در لحظه‌ی حضور «نیلسون» بر صحنه بی‌هیچ آرایشِ بیرونی، دلقک رؤیت شد و مخاطبان را متقاعد کرد که نه‌فقط با یک نوازنده‌ی زبده که هم‌چنین با یک پرفورمَنس‌آرتیستِ توانا روبه‌رو هستند. در دیگر قطعاتِ این کنسرت هم حضورِ پُررنگِ رفتار از سوی هنرمند بُعدی به آثار اضافه کرده بود که همه‌ی آن‌ها را از موسیقیِ محض بودن قدمی، قدم‌هایی فراتر می‌بُرد.

در انتخابِ قطعاتْ سلیقه، هوش و دانش دست‌به‌دست هم داده بود. دو قطعه‌ی آغازین یکی از «بِریو» و دیگری از «شِلسی» با استادیِ تمام اجرا شدند. گمان می‌کنم که اگر در نزد دوستانِ «رادیکال» موسیقیِ معاصرِ ایران، نام این دو آهنگ‌ساز را بگوییم بی‌درنگ خواهند گفت: این‌ها «کلاسیک» هستند و موسیقیِ معاصر محسوب نمی‌شوند! لیکن «نیلسون» با دانشی ستودنی قطعاتی از این دو آهنگ‌ساز را در کنارِ آثاری از خود و یک آهنگ‌ساز هم‌وطن‌اش و هم‌چنین قطعه‌ای از آیدین صمیمی‌مفخّم چنان چیده بود که تو به خوبی می‌توانستی سِیرِ تکوینیِ آن‌چه را که «موسیقیِ معاصر» می‌خوانیم، ببینی و حظ بَری.

«سونوریته»ی دقیق و فکر شده، اِشرافِ کامل بر موضوعِ «میزانسِن» (یعنی جای‌گیریِ هنرمند در نقاطِ متفاوتِ صحنه) و ارتباط آن با اجرای هریک از قطعات، هم‌راه با تفسیرهای شخصیِ بسیار درخشان از آثار، کنسرتِ «نیلسون» را به کلاس درسی بدل کرده بود که شاگردانِ غایب کم نداشت.

 



 

Esteem of the artist’s presence

On Ivo Nilsson’s performance in Tehran Contemporary Music Festival

by Mani Jafarzadeh

One man and his Trombone on the stage? That’s it? Surely persuading an audience to sit down and listen for an hour is not an easy feat. But the writer believes that the Swedish Ivo Nilsson raised well to this not so easy task. From his first moment on the stage when he stood facing the listeners -though in this case the watching audience is more appropriate- to perform Sequenza by Luciano Berio, it was clear that he knows his game. As far as I remember, in most cases it is common for the performer of Berio’s piece to appear on the stage with a clown’s clothing and makeups. But Nilsson didn’t do this. Maybe because such an appearance would affect the rest of the performance and changing the cloths and makeup would take some time. But right from his first moment on the stage, without any external makeup, the clown was visible and he persuaded the audience that they are at the presence of not only a skillful trombone player, but a competent performance artist. In other pieces of this concert too, the spectacular presence of the artist’s manner and act added such an extra dimension to the works that -to some extent- moved them away from being absolute music.

In choosing the repertoire taste, intelligence and knowledge had worked well hand in hand. The two first pieces by Berio and Scelsi were performed with total mastery. In my estimation, if you name these two composers in front of our more “Radical” contemporary music enthusiast friends, without any hesitation they would declare them “classic” and not contemporary music! But Nilsson, with an admirable command, had placed these pieces next to some of his own works and one other fellow Swedish composer and also a piece by Idin Samimi Mofakham that in a way that you could clearly see and appreciate the evolution of what we call contemporary music.

The clear and thought-out sonority, complete awareness of Mise-en-scène in relation to each piece, together with extremely brilliant personal interpretations of the works made Nilsson’s concert a master-class though with not so little students missing.

This review is written for The Fourth Tehran Contemporary Music Festival. All rights reserved for www.noise.reviews

04 تیر 1398
No Hengam 1

گشت و گذار در کوچه‌باغ‌ها

نویسنده: سعید یعقوبیان

عناصرِ موسیقیِ جَز گونه‌ی نوهنگام، بی‌جلوه‌گریِ ویژه‌ای (مثلاً با ویرتوئوزیته و تکنیک یا نوسان‌های برجسته در شدت‌وری) کنار هم مسیری آرام و رام را طی می‌کنند. هر مسیر، ابتدا با پرسه زدنِ سازها (سه ساز غربی و یک سه‌تار/تنبور) در یک اشل صوتی مشخص شروع می‌شود و پس از تثبیت یک اتمسفر مدال، آنچه گروه را همگام می‌کند موزون شدنِ موسیقی‌ست که آن نیز همچون عناصر دیگر موسیقی، قرار نیست به دنبال پیچیدگی باشد. حرکت مدال در هر قطعه ثابت نمی‌ماند و مدگردی‌هایی (از پیش تعیین شده) را در طی مسیر از سر می‌گذراند. گاه زمزمه‌ای تک بیتی نیز با موسیقی همراه می‌شود. این گزارشی از موسیقی نوهنگام است.

اما در کنارِ کلان-ساختارِ فرمیِ اجراهای نوهنگام، آنچه که می‌توان ویژگیِ محتواییِ آن دانست، زیربنایِ موسیقی دستگاهیِ آن است. اینکه پیانو و گیتار الکتریک تلاش می‌کنند تا خود را آشنای سه‌تار نشان دهند (مانند آنجا که در بیات ترک، گیتار سعی در تعدیل فواصل دارد) نشان از هدفِ گروه در ایرانی بودنِ موسیقی و شناخت نوازندگان‌‌اش از زبانِ ساز ایرانی دارد؛ چه اغلب، مدگردی‌ها را پیانو و گیتار شروع می‌کنند. در روند اجرا این سه‌تار نیست که باید خود را با دیگران هماهنگ کند بلکه سازهای دیگر هستند که می‌کوشند از چهارچوب دور نشوند. آواز نیز هر جا که وارد می‌شود، در افزودنِ وزنِ فواصل ایرانی به یاریِ گروه می‌آید. با این اوصاف گویی در مسیر حرکت موسیقی در هر قطعه، از گاهِ پرسه زدن تا نقطه‌ی پایانِ‌ِ آن، ساز ایرانی محوری‌تر به نظر می‌رسد. حتا در جنس و رنگ صوتی نیز با توجه به برخوردی که با سازهای الکتریک شده (فضاسازی‌های عموماً حجیم و بم)، ساز ایرانی متمایزتر و نافذتر است. از این حیث تک قطعه‌ای که تنبور این نقش را به عهده گرفته موفق‌تر از آب درآمده ‌است. هارمونیِ فواصل در آن منطقی‌تر و فضاهای صوتی بدیع‌ترند که علاوه بر نقش نوازنده، فواصل موسیقیِ تنبور نیز در این امر بی‌تأثیر نبوده است. در دیگر سو جملات سه‌تار در مُدها سرگردان است و به ندرت یک جمله‌ی شسته رفته از آن شنیده می‌شود. روی چنین موسیقی‌ای سه‌تار باید به خودِ کلاسیک‌اش نزدیک باشد یا اقتضای این نگرش همین سرگردانی و پرسه‌زنی‌ست؟

برای خرید و دانلود آلبوم نوهنگام به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.4 ( 4 رای)
04 تیر 1398
بالا