نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: تار


Radde Paa 2

عشوه‌گر

نویسنده: علیرضا جعفریان

خالقان آثار هنری را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد. در دسته‌ی اول هنرمندانی قرار می‌گیرند که تلاششان برای تحت تأثیر قرار دادن احساسات مخاطب عیان می‌شود و دسته‌ی دیگر آنانی هستند که آثارشان با نوعی بی‌توجهی به مخاطب همراه است: بازیگری که در نشان دادن نقش افراط می‌کند و حرکات اضافی دارد، در مقابل بازیگری که نقش را با کنش حداقلی ارائه می‌دهد. شاعری که از واژه‌های احساسی سوءاستفاده می‌کند، در مقابل شاعری که از چنین واژه‌هایی حذر می‌کند. کمدینی که به شوخی‌های خودش می‌خندد، در مقابل کمدینی که با چهره‌ای جدی و بی‌اعتنا به مخاطب به اجرا می‌پردازد. موسیقیدانی که بر انگاره‌های موسیقیایی پر سوز و گداز برای مخاطب تکیه می‌کند، در مقابل موسیقیدانی که ارائه‌ی درک شخصی‌اش از موسیقی را ترجیح می‌دهد.

آلبوم ردپا اثر آیدین علیانسب، که علاوه بر تار و سه‌تار نوازندگی پیانو را هم می‌توان در سابقه‌اش دید، دربرگیرنده‌ی تکنوازی‌ تار در قالب دو دسته از قطعات ریتمیک و آوازی است که یک در میان در آلبوم گنجانده شده‌اند. تلاش علیانسب برای درگیرکردن احساسات مخاطب، خاصه در قطعات آوازی، آشکارا دیده می‌شود. استفاده‌ی بیش از اندازه از فاصله‌های ملودیک چهارم، پنجم و ششم، سکوت و فشردگی ملودیکِ کم و زخمه‌های پشت سر هم روی یک نت از جمله نشانه‌های وجود چنین تلاشی هستند؛ تلاشی که منجر به عشوه‌گری و خود‌نماییِ موسیقایی می‌شود. همین عشوه‌گری و خودنمایی در برخی لحظات آلبوم، خاصه در قطعات ریتمیک، رنگ عوض می‌کند و از تلاش برای تحت تأثیر قرار دادن احساسات به تلاش برای نشان دادن تکنیک نوازندگی تغییر حالت می‌دهد. هیچ کدام از این دو تلاش را نمی‌توان ناموفق ارزیابی کرد. نوازنده به هر حال از طرفی احتمالاً توانسته است احساسات مخاطب را درگیر کند و از طرفی توانسته است تکنیکش در نوازندگی را به رخ بکشد. اما آلبوم به نقطه‌ای فراتر از این نمی‌رسد و صاحب‌اثر نتوانسته‌ است در دستیابی به عوامل جدی‌تر موسیقایی مانند ملودی‌پردازی، بسط و گسترش و فرم و ساختار کامروا باشد.

برای خرید و دانلود آلبوم رد پا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

14 مهر 1398
Dar Del Mand 1

رسوبِ رسوم

نویسنده: حانیه شهرابی

انسان همواره با گذشته‌ی خویش در کُنِش است. جدا از عدّه‌ای خاص که از هر اتفاق در زندگی عبرت می‌گیرند، تلخی یا شیرینیِ کودکی‌‍‌ مسیر اصلی بزرگسالی را رقم می‌زند؛ همان‌گونه که در سپهری وسیع‌تر «تاریخ» ملّتی را به خصلتی شهره می‌کند. دوران سردرگمیِ موسیقی‌دانان در صفویه تا قاجاریه –خوب یا بد- نظامِ موسیقیِ ایران را از شکلِ مقامی خارج کرد و به نظامِ دستگاه کشاند. تاریخِ به جای مانده، ما را در تکرارِ مکرّرات زنجیر می‌کند مگر آن‌که تَبحُّری باشد تا از دلِ سنت‌ها خلاقیت بیرون کشد. آن زمان که جوشش چشمه‌های نوآوری متوقف شود، موسیقی‌دان دل خواهد ‌سپرد به عُرفِ معروف. «در دل ماند» خود را درگیر این امور نکرده است و همچون هنرجویی وظیفه‌شناس، هر آن چه استاد گفته را انجام می‌دهد.

در این آلبومِ دونوازی که «رادمان توکلی» نوازنده‌ی تار و «حمید قنبری» نوازنده‌ی تمبک آن است، همه چیز یادآورد سنت‌های ردیف‌نوازی است. مضرابِ توکلی گاهی با خشونت و گاهی با ملاطفت، بیش از هر فردِ دیگر یادِ تارنوازیِ «لطفی» را در دل زنده می‌کند و به دنبال خودنمایی نیست. استفاده از زینت‌ها، جملاتِ قرینه، سکانس‌ها، چینش قطعات و... همه رنگ و بویِ ردیف‌گونه دارند. الگوهای ملودیک هرکدام ابزاری شده‌اند برای تشکیل ساختارهایی متداول و گوش آشنا؛ ایده‌هایی که خصوصاً در نیمه‌ی اول آلبوم از دانگ اول ابوعطا پا را فراتر نمی‌گذارند و بیش‌تر در بالادسته‌ی تار اجرا می‌شوند. سهم تمبک از این مجموعه جز یکی دو جا (مثلاً چهارمضراب) همراهی تار است و حتّا در برخی قطعات کاملا سکوت می‌کند.

استیلایِ حافظه آنچنان بر آلبوم حاکم است که بر سر اندک خلّاقیّتش هم سایه افکنده. خود انتخاب ابوعطا (که همواره در کنار سه‌گاه عضو جداناپذیر محافل بوده است) تا حدّی گویای محتواست. ارزشِ تاریخیِ این چهل دقیقه درست مانندِ قصّه‌‌ی پیله‌ی کرمِ ابریشم‌ است؛ آماسی که پروانه را پوشانده‌، دست‌مایه‌ی ساخت ابریشم نیز می‌شود. با توجه به این امر که هنرجویان موسیقی هم در جمع‌های خود، آثاری به مراتب غیر محافظه‌کارانه‌تر خلق می‌کنند، تمسک به این حقیقت خالی از لطف نیست: همواره آنان که نامشان ماندگار شده، در زمان مناسب از مرز باریک و بُرَّنده‌ی اعتدال میانِ سنت و بدعت با سربلندی گذر کرده‌اند.

برای خرید و دانلود آلبوم در دل ماند به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.5 ( 1 رای)
13 مهر 1398
Radde Paa 1

واپس‌گرایی غیرردیفی

نویسنده: کامیار صلواتی

محافظه‌کاری و انفعال همواره معنا و دلالت‌های یکسانی ندارد. روزگاری بازگشت به نشانه‌های هنری دوران باستان نشان از جسارت و نوآیینی داشت؛ اما تنها چند قرن بعد همین بازگشت نشانی از واپس‌گرایی و انفعال بود. به همین‌ترتیب، روزی عمل آگاهانه‌ی وزیری و پیروانش سازنده‌ی امکاناتی بود برای آفریدن جهانی نو و کنار زدن مناسبات پیشین، اما آیا امروز همان نگاه و خوانش، آورده‌ای برای موسیقی ایرانی دارد؟

در شرایط کنونی موسیقی کلاسیک ایرانی، دیگر نمی‌توان از یک مدلِ مرجع سخن گفت و میزان جسارت یک اثر موسیقایی را –فارغ از معنای مثبت یا منفی‌اش- با سنجه‌ی دوری یا نزدیکی به آن مدل آزمود. ردیف تنها مدل نیست، و مدت‌هاست که سیطره‌ی بی‌چون‌وچرایش را از دست داده است، مضاف بر اینکه نباید مدل مرجع را به روابط مدال یا توالی مدها و ملودی-مدل‌ها فروکاست. «رد پا» اثری محافظه‌کارانه و مرجع‌گراست، نه به خاطر دوری‌اش از ردیف، که به واسطه‌ی استقبالش از مدل‌های پیشتر آزموده شده‌ی غیر ردیفی.

ترکیب ویژگی‌های تارنوازانه‌ی وزیری، شهرام میرجلالی، و تا حدی ساکت و ظریف را می‌توان در نوازندگی علیانسب بازشناخت. این البته معنایی سبک‌شناسانه دارد، نه اینکه علیانسب از نظر جایگاه و مرتبه‌ی هنری هم‌پای وزیری یا ظریف باشد. محتوایی که علیانسب ارائه می‌کند نیز به نواخته‌های این نوازندگان، به ویژه میرجلالی و ساکت، نزدیک‌تر است؛ هرچند از نظر  پیچیدگی منطق درونی جمله‌پردازی‌ها، به هیچ وجه در سطح نواخته‌های وزیری نیست. قرائت علیانسب از آواز اصفهان، آوازی محبوب برای نوازندگانی چون او، نزدیک به همان قرائت ساده‌سازانه‌ای است که اصفهان را در سطح ملودیک‌اش به مینوری ساده تبدیل می‌کند و در سطح هارمونیک‌اش به چند آرپژ بر مبنای فواصل سوم؛ آرپژهایی که می‌آیند و می‌روند و پیوندی ساختاری با قطعات ندارند. ویرتئوزیته و اصرار بر سرعتی نواختن را که به این‌ها اضافه کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که توشه‌ی علیانسب از موسیقی اروپایی، جز همانی نیست که در تاریخ معاصر این موسیقی بارها توسط دیگران برداشته شده است. در نتیجه، نگاه او به سرچشمه‌های خارجی خلق موسیقی در حیطه‌ی موسیقی ایرانی، نگاهی تاریخ‌گذشته و کهنه است. به عبارت دیگر، اگرچه «رد پا» با مفاهیمی چون ردیف و گوشه (به شکل مدرسی آن) و پیش‌درآمد و رنگ و چهارمضراب را چندان سر و کاری نیست، به گونه‌ای دیگر دچار واپس‌گرایی و محافظه‌کاری است.

برای خرید و دانلود آلبوم رد پا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
01 مهر 1398
Segaah Vaar 1

کاریموزیکاتور

نویسنده: سعید یعقوبیان

آن تارنوازی که هنوز مکرراً به «کاملاً بداهه بودن»ِ سه‌گاهی که نواخته تأکید می‌کند روشن است در تمام سال‌هایی که سازبه‌دست بوده، نه تنها به کارش فکر نکرده بلکه از نوشته‌های فارسیِ دست‌کم یک دهه‌ی گذشته و از گفتمان انتقادی شکل‌گرفته در باب پیوستار بداهه و آهنگسازی نیز بی‌خبر است. کجای نغمه و کرشمه زدن، و مخالف از پسِ زابل زدن، می‌تواند «کاملاً بداهه» باشد؟ آن هم با یک تارِ ناکوک و سنتوری که هر از چندگاه با کشیدنِ مضراب روی سیم‌ها هنرنمایی می‌کند. آیا توقع زیاده‌ای است، از کسی با چند دهه تجربه‌ی دست‌به‌ساز بودن، که چند دقیقه در پرده‌هایی مشخص، کاری بیش از سرهم کردن الگوهای هزاربار شنیده‌اش بکند؟

این تار و سنتور حتی در لحظاتی که می‌خواهند باهم بنوازند و یکی جواب دیگری را بدهد، در ساده‌ترین شکلِ انجامِ این کار نیز درمی‌مانند. به غیر از بخش‌های غیرضربی، پیش‌درآمد و چهارمضرابی هم که ساخته و نواخته شده‌اند به درس‌های ابتداییِ کتاب‌های آموزشی می‌مانند که شاید بتوانند برای آشنا کردنِ یک هنرجوی تازه‌کار با پیش‌درآمد و چهارمضراب و پرده‌های سه‌گاه مفید باشند. اما اینجا مایه‌ی شگفتی است که این نوازندگان چطور از خود نپرسیده‌اند: چرا باید شنونده، تکرار ثابت و صدباره‌ی یک موتیف ساده در تمام طولِ یک قطعه را تحمل کند و پای شنیدن‌اش بنشیند؟ به راستی پنداشتِ یک سازبه‌دست از هنر نوازندگی تا چه اندازه می‌تواند نازل باشد؟

بنا به متنِ پر اشتباه و محتاجِ ویرایشِ دفترچه، این آلبوم و آلبوم قبلیِ همین دو نوازنده (آلبومِ «افشار») در راستای دونوازی‌هایی همچون آثار پایور و ظریف و برای پر کردن جای خالیِ چنان آثاری! با هدفِ کمک به احیای دستگاه سه‌گاه و آواز افشاری منتشر شده است. آری؛ این نکته صحیح است که فاتحانِ سودازده‌ی بازارهای جهانی دیگر نان فانتزی‌شان را به قاتقِ سه‌گاه و افشاری نمی‌زنند اما سه‌گاه و افشاری، آنجا که باید باشند کمابیش هستند و خواهند بود. اگر قرار است سه‌گاه تا این اندازه ملال‌آور و خموده باشد و بی‌کمترین هنرورزی و آفرینندگی، بیست‌وشش دقیقه! (و خوشبختانه نه بیشتر) کرختی و دلزدگی بار بیاورد، همان بهتر که در صندوقچه‌ی تاریخ بماند و خاطره‌مان از سه‌گاه‌های یاحقی، بنان، پایور و دیگران آلوده‌ی این رخوت‌ها نشود.

برای خرید و دانلود آلبوم سه‌گاه‌وار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0.9 ( 7 رای)
26 تیر 1398
Tar o Oud 1

کاشی‌های کدر

نویسنده: سعید یعقوبیان

این آلبوم مجموعه قطعاتی ساخته شده برای تار و عود است در سه بخش: سه‌گاه، چهارگاه و راست‌پنجگاه  که هر کدام از این سه بخش شاملِ سه قطعه‎ی کوتاه هستند.

ساخته‌های آرش آقایی در این مجموعه، قطعاتی با نظمِ روشنِ فرمال‌اند که از حیثِ زمانمندی، با انتخاب واحدها و دوره‌های متریکِ نه‌کوتاه و گاه نه‌متقارن، و همچنین با تغییرات ریتمیک، یادآور ساخته‌های حسین علیزاده برای تار هستند و در بافتی که برای دوصدایی عرضه می‌کند یادآور -و شاید تکرارِ- تجربه‌های علینقی وزیری (که هنوز چنانکه باید شناخته و مرور نشده‌اند). رویکرد مُدال در این قطعاتِ اغلب سریع و شتابان، چارچوب دستگاهی‌ست: ماهوری که مدگردی‌های مشخصِ متوالی و متنوعی را در پی دارد راست‌پنجگاه نامیده می‌شود، اگر قطعه‌ی نخستِ بخشِ سه‌گاه در مد سه‌گاه می‌گردد قطعه‌ی بعدی، درست در ایستگاهِ بزرگِ بعدیِ دستگاه یعنی مخالف سه‌گاه می‌ایستد و قطعه‌ی سوم، رِنگ‌گونه‌ای در سه‌گاه است. و چهارگاه نیز همانند بخشِ سه‌گاه. اما ملودی‌پردازی کنترپوانتیک، محملی برای استقلال آهنگساز بوده است که تمام عناصر پیشین را به دنبال خود می‌کشد و محصولی جدید می‌آفریند. عودنوازیِ‌ِ آقایی نیز در چنین نظامی به خدمت گرفته شده‌است و زبان و بیانی متناسب با آن دارد که در اینجا -بر خلاف روالِ رایج که شیوه‌ی نوازندگی، محتوای قطعه‌سازی را رقم می‌زند- به نظر می‌رسد سلیقه و مشیِ آهنگسازیِ یک نوازنده، بر شیوه‌ی نواختن‌اش تأثیر گذاشته است. «تار و عود» تلاشِ تجربه‌گرایانه و ارجمندِ یک آهنگساز ایرانیِ جوان است که دست و پنجه‌ی تر و فرزی در عودنوازی نیز دارد.

اما فرایند ضبط و نهایی‌سازی اثر، تأثیر مخربی بر حاصلِ این تلاش داشته است. به استناد آنچه در متن مختصر دفترچه آمده «قطعات به صورتِ زنده و محیطی اجرا و ضبط» شده‌اند. احتمالاً منظور از اجرای زنده، تصریح و تأکید بر اجرا و ضبطِ همزمانِ دو ساز بوده اما ضبط محیطی چه هدف و معنایی دارد؟ اگر منظور، ضبط خارج از باکس استودیویی‌ست، محصول شنیداریِ این تجربه، به غایت بی‌کیفیت از آب درآمده ‌است. صدای محیطی در آغازِ قطعات چنان قوی‌ست که فراتر از صدای هوا، در لحظه‌ی نخست بخشی از موسیقی تصور می‌شود. همچنین در بخش‌هایی که عود در ناحیه‌ی بم‌تر می‌نوازد، موسیقی مغشوش و نامفهوم شنیده می‌شود.

تار و عود غزل همایونی آرش آقایی سعید یعقوبیان

برای خرید و دانلود آلبوم تار و عود به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.9 ( 7 رای)
11 اسفند 1397
Saghe Khoshk Bahar 2 1

شکوفه گرفتن از ساقه‌ی خشک

نویسنده: فرشاد توکلی

”ردیف“، هم‌چون هر پدیده‌ی تاریخیِ دیگر، از ایده تا شکل‌گیری و از آن‌جا تا تدریس و درک و تفسیر، مسلماً همواره دچار دگرگونی بوده است. بی‌شک، یکی از مهم‌ترین زمینه‌های بررسی در مورد ردیفْ واکاویِ تغییر و تحول و دگرگونیِ مفهومِ این پدیده‌ی موسیقایی ایرانی نزدِ موسیقی‌دانان است؛ مفهومی که به نظر می‌آید دگردیسی‌های متعددی را در قالب‌های: محتوای آموزشی یک استاد مشخص؛ میراثی موزه‌ای؛ نوعی الفبای ساخت موسیقی؛ و حتی اصل و تامیّتِ همیشگیِ موسیقیِ ایرانی تاکنون به خود دیده باشد.

اکنون که، از یک سو، دیگر تقریباً مهم‌ترین ردیف‌ها و حتی بسیاری آثار که در دوران خودشان این عنوان را نداشتند با این نام منتشر شده‌اند و، از سوی دیگر، غالبِ موسیقی‌دانان می‌کوشند به‌نحوی خود را، حتی در تکنوازی‌ها، از این پدیده مبرا نشان دهند، اثری با محتوای «ردیف‌نوازی» چگونه وجاهت انتشار می‌یابد؟ پاسخِ سیاوشِ ایمانی به این پرسشْ فهمِ ردیف به عنوانِ اثرِ موسیقی‌دانی مشخص است که، به همین دلیل، می‌تواند به قصدِ «تفسیر خلاق و هنرمندانه» مورد بازنوازی قرار گیرد. از این منظر، او به یکی از کانونی‌ترین ایده‌های تاریخِ شکل‌گیری ردیف باز می‌گردد؛ ایده‌ای که در سِیر خود منجر به شکل‌گیریِ نوعی فرمِ ملودیک‌ـ مُدال (ردیف) در انتهای دوره‌ی قاجار شد.

با این حساب، اجرای هنرمندانه و بااحساسِ ایمانی از ردیفِ آوازی عبدالله دوامی، گرچه احتمالاً تحتِ‌تأثیرِ نحوه‌ی انتشارِ نسخه‌ی بیپ‌تونزی دستخوش مشکلاتی شده است (سکوت‌های بی‌جایِ انتهای هر تِرَک)، تنها اجرا از چهار اجرای منتشرشده‌ی این ردیف است که چنین برداشتی را آگاهانه جوهره‌ی کار خود قرار می‌دهد. آگاهی عملیِ ایمانی از هنر آوازخوانی به او اجازه داده است سلیقه‌ی آوازخوانیِ خود را بر مضراب‌ها جاری کند. او تحریرها را نه بر اساس یک دانشِ مدْرِسی از تکنیک‌های اجراییِ تار که متکی بر این خوانش می‌نوازد؛ به‌ویژه با اجرای متفاوتِ نمونه‌های مشابه.

از جنبه‌ی اجرای بی‌وقفه و هنرمندانه از یک ردیف، اثر ایمانی اگرچه به کار مجید کیانی در 1368 شبیه است، اما فاصله‌ی درست و هوشمندانه‌ی خود را در همین ایده می‌گیرد که نه‌تنها موسیقی کلاسیکِ ایران را به بازنوازیِ ردیف نمی‌کاهد، بلکه، با فهمِ ردیف به‌عنوان یک ”ساخته“، بر وجوهِ مغفول‌مانده‌ی موسیقی‌شناسیِ تاریخی ایران (ذیلِ مفهومِ ردیف) نور و تأکید بیشتری می‌تاباند.

برای خرید و دانلود آلبوم ساقه‌ی خشک بهار ۲ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.8 ( 8 رای)
15 بهمن 1397
Ravayate Esfahan 2 1

انعکاس وضعیت تاریخی سه ساز

نویسنده: کامیار صلواتی

روایت، نوعی بازنمایی از امری حقیقی است که در جهان خارج به وقوع پیوسته است. از آن‌جایی که هیچ گزارش و بازنمودی نمی‌تواند جای اصل اتفاق را بگیرد، روایت نه هیچ‌گاه کاملاً صحیح است نه مطلقاً غلط. روایت‌ها را نمی‌شود هیچ‌گاه به تمامی سنجید و رأی به بطلان یا حقانیت‌شان داد. هر نوع روایتی، نسبت به آن چیز که روایت‌اش می‌کند، فاصله‌ای دارد.

در میان آن‌چیزهایی که میان بازنمود و امر بازنمایی‌ شده «فاصله» می‌اندازد سه عامل انگار پررنگ‌ترند: ذهن راوی یا راویان، بستر مکانی و زمانی خلق روایت، و بالاخره مدیومی که روایت از طریق آن بازنمایی می‌شود. روایت را اگرچه نمی‌توان درستی‌سنجی کرد، می‌توان آن را انعکاسی از این سه عامل دانست. روایت بیش از آنکه حاوی حقیقت آن امر بیرونی –مثلاً واقعه‌ای تاریخی- باشد، منعکس‌کننده‌ی این سه مولفه است؛ از این روست که روایت برخلاف ظاهرش، کمتر به آن واقعیتی که به آن ارجاع می‌دهد وابسته است تا این عوامل.  

روایت «اصفهان»، روایت سه نوازنده است از یک پدیده‌ی تثبیت شده و تاریخی به نام آواز اصفهان در ردیف (بماند که ردیف نیز خود نوعی روایت است از نظامی مستتر). سه نوازنده، یکی نوازنده‌ی کمانچه، دیگری نوازنده‌ی تار، و دیگری قانون، در واپسین سال‌های قرن چهاردهم شمسی، روایت اکنونی‌شان از این آواز (اصفهان) را با سازهایشان بازمی‌نمایانند.

با مرور نواخته‌های آن‌ها می‌توان با سه روایت، و سه انعکاس متفاوت روبه‌رو شد: اولی با فاصله‌ای دورتر از نظم سنتی می‌ایستد (کمانچه)، دومی به شدت وام‌دار نوازنده‌ای تأثیرگذار (لطفی) است (تار)، و سومی روایتی «بی‌لهجه»تر و استاندارد است (قانون). با وجود این، هیچ‌کدام نمی‌توانند کاملاً بر روی پای خود بایستند و هرکدام به دستمایه‌ای تاریخی و عینی تکیه می‌کنند: اولی بر تصنیفی از درویش‌خان، دومی بر یک ضربی از لطفی، و آخری بر یکی از گوشه‌های متریک ردیف. این شاید، آینه‌ی از وضعیت رپرتوار «معاصر» این سازها پس از گذشت همه‌ی این سال‌ها نیز باشد؛ وضعیتی که هنوز به یادمان‌های آشنای تاریخی‌اش بسیار متکی‌ست. علاوه بر این، این روایت وابسته به مدیوم روایت‌گرش (سازها) و تاریخ‌شان نیز هست: تار همچنان بر شانه‌ی غول‌هایش می‌ایستد، قانون به‌واسطه‌ی میراث کم‌پشت‌ترش در سده‌ی اخیر به بیان و «لهجه»ای متمایز نرسیده، و کمانچه اگرچه چون قانون بی‌تاریخ نیست، کمتر وظیفه‌ی بازگویی سنت و ردیف را عهده‌دار بوده است. این سه تک‌نوازی، آگاهانه یا ناآگاهانه، انعکاسی‌اند از تاریخ این سه مدیوم (ساز)، ذهنیت‌های سوار بر آن‌ها در دوران معاصر و تاریخی، و بالاخره بستر مکانی و زمانی خلق آن‌ها.

کامیار صلواتی پریچهر خواجه روایت اصفهان حسام اینانلو کلاسیک ایرانی

برای خرید و دانلود آلبوم روایت اصفهان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.6 ( 7 رای)
05 آذر 1397
بالا