نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: موسیقی ایرانی


Paliz 2 3

پالیزِ مهارت در پاییزِ شنیدن

نویسنده: کارگاه مرورنویسیِ نویز: پریا مراقبی

مرورهایی که ازین‌پس با برچسب «کارگاه مرورنویسی نُویز» منتشر می‌شوند به خصلت تولید جمعیِ این دسته از مرورها اشاره می‌کنند؛ تولیداتی به سودای پرورش و معرفی قلم‌هایی نوآمده و خلاق به جامعه‌ی موسیقی، که همواره از اهداف رسانه‌ایِ نویز قلمداد می‌شده است. این امضای جدید، خود به‌مثابه‌ی فراخوانی و دعوتی است از هرکه به نویسندگی، نقادی و کنش‌گری نسبت به وضعیت موجودِ موسیقی ایران، چه مرکز و چه نقاط پیرامونیِ آن، مایل است و می‌پندارد می‌تواند و می‌خواهد در این نقش قرار بگیرد اما نقطه‌ی آغازی و مسیری برای آن نیافته است.
در این زمینه، از طریق ایمیل همیشگی نویز به نشانیِ admin@noise.reviews می‌توانید باب گفت‌وگو را با رسانه‌ی نُویز باز کنید.

 

پیمودنِ هرگونه مسیری از جنسِ «شدن» مستلزم بازنگری‌های مداوم و پیوسته است: دیدنِ راهِ طی کرده و ارزیابیِ چگونگی‌ها و امکان‌ها برای خیزهای آتی. نوازنده‌ی حرفه‌ای نیز از این مسیر بیرون نیست. دیدن نیازمند مکث است. باید در ایستگاهی ایستاد و موقعیت را کاوید. بیاییم نوازندگانِ «پالیزِ ۲» را در چنین ایستگاهی متصور شویم. چه می‌بینیم؟

راهِ طی‌کرده‌ی نوازندگان پیداست: کمانچه‌نوازی ماهر که، در ده دقیقه تکنوازی، به کمک هم‌نشینی زیبا و گاه اغراق‌آمیزِ مهارت و فن، روایتی شخصی از چهارگاه به‌دست می‌دهد؛ هم بازتاب‌دهنده‌ی کمانچه‌ی ایرانی (در درآمد و حصار) و هم طعنه‌زن به کمانچه‌ی آذربایجان (در شوشتری، با آرشه‌کشی‌ها و دوسیمه‌‌ها). در کنارِ کمانچه‌نوازیِ کیخسرو مختاری، ستار خطابی نیز می‌کوشد جسورانه، غافلگیرانه و طناز بر تنبک ظاهر شود. اگر در همراهیِ کمانچه مطیع پیش می‌رود، در تکنوازی‌اش ـ در اَدای ریز‌ها،‌ خراش‌ها و مالش‌ها ـ سرعت و ریتم‌های ترکیبی را چاشنی کار می‌کند.

اگر این راهِ نوازندگانِ «پالیز ۲» بود، خودِ گروهِ پالیز در چه جایی می‌ایستد؟ دقیق شویم: گروهی سه نفره (متشکل از کمانچه، سنتور و تنبک) با هدف نواختن آثار آهنگسازان ایرانی و رسیدن به امضایی مختص به گروهِ پالیز.۱ علی‌رغمِ این آرمان، پالیز برای معنی گرفتن به عنوان یک گروه همواره هسته‌ای کوچک دارد؛ چیزی که حتا در کامل‌ترین شکلِ این گروه (کمانچه، سنتور و تنبک) همچنان کوچک‌تر از آن است که بتواند هویتِ صوتیِ خاصی را از آنِ خود کند. به همین دلیل، رودررویی با تنها دو تن از اعضای گروه در «پالیز ۲»، که همان‌قدر از هویتِ گروهی خالی است که از توانایی‌های فردی بهره‌مند، آیینه‌ی بلاتکلیفی موسیقی‌دانِ «تکنوازشده‌ی» کنونیِ موسیقی ایرانی می‌شود؛ بلاتکلیف میانِ شدن‌های شخصی و طی‌کردن‌های جامعوی.

بدین ترتیب، «پالیز ۲»، به نمایندگیِ دیگر گروه‌ها، لحظه‌ی مکثِ مهمی است: کدام علت‌ها، امروز، نوازنده‌ای که با وسواس بر «تکنوازشدنِ» خویش همت گمارده را مجبور می‌کنند تا بر سرکشیِ فردی خود پوششی از یک گروه‌نوازیِ نالازم بکشد؟ کهنگیِ عادتِ شنیداریِ مخاطبِ معدود یا ذائقه‌ی متفاوت و چیره‌ی جامعه‌ی اکنون؟ جای خالیِ نهادهای ملی که از کوشش‌های هنری و مَدرسی (کلاسیک) در موسیقی حمایت کنند یا غلبه‌ی روابط دوستانه بر ضرورت‌های هنری، در شرایطی که تداومِ همکاری‌های گروهی جز به پشتوانه‌ی تمایلاتِ شخصی و فردی میسر نیست؟

 


۱- به استناد سایت گروه پالیز www.palizensemble.com

برای خرید و دانلود آلبوم پالیز ۲ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 3.5
06 دی 1399
Radide Avazi 1

حفظ و زایش

نویسنده: ساناز ستارزاده

آواز افشاری و بیات‌ترکِ حاتمِ عسگری فراهانی، تحت عنوان «ردیف آوازی»، گنجینه‌ی کارگان آوازی را افزون کرده است، اما، برخلاف دیگر نمونه‌های منتشرشده، لاینقطع و پیوسته اجرا شده است؛ نه تنها مخاطبِ مشتاقِ شناختِ کارگانِ آوازی، بلکه طالبِ شنیدنِ یک مجلسِ موسیقی دستگاهی را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد و برای هر گروهی، از موسیقی‌شناسان و مجریانِ با دغدغه‌ی شناختِ موسیقیِ دستگاهی، غنی و راه‌گشاست.

شناخت او از میراثِ استادانش، با نیروی ذوق و قریحه‌ی درونی‌اش، طی سال‌ها جان و توان گرفته و چارچوبی که بتوان تفسیری زنده از کارگان آوازی ارائه داد نیز حفظ شده است؛ بار دیگر به ما یادآوری می‌شود درون همین چارچوب تکراری، بسترِ زایش فراهم است.

اگرچه انسجام آواز و سیر مایگی و ساختار گوشه‌ها با دیگر آثار آوازیِ منتشرشده از او، تحتِ همین عنوان، هم‌خوانی دارد، اما فقدان فهرست کامل و دقیق نام گوشه‌ها برای مخاطب «ردیف آوازی»، به عنوان یک مرجع صوتی، پرسش‌های مهمی به جای خواهد گذاشت. چه دلایلی باعث ‌شده اثر حاضر به عنوان بخشی از مجموعه‌ی «ردیف آوازی» به روایت عسگری فراهانی منتشر شود، درحالی‌که جنبه‌ی آموزشیِ عیان و آشکارِ دیگر نمونه‌ها را ندارد؟

همین‌طور، توضیحاتی از جانب عسگری‌ فراهانی می‌توانست ما را با بخش کوچکی از کارگان استادانش نیز آشنا کند. برای نمونه، «شکسته» و«شهابی» با نام‌های «عشیران» و «خسته» به ضیاءالذاکرین منسوب شده‌ است، اما بر ما روشن نیست که تنها نام‌ها به ضیاءالذاکرین نسبت داده شده و یا محتوای گوشه‌ها هم به همان شکل که او می‌خوانده اجرا شده است. با این‌همه، آن که ذوق‌ها، محفوظات و روایات را درهم آمیخته و، با زمان‌بندی قرص و یک‌دست، آوازی منسجم و زنده اجرا کرده عسگری فراهانی است.

تنوع اوزان عروضی و هوشمندی‌ او در انتخاب اشعار فرصت غفلت گرفته و تار خوش‌صدا و به‌جای بیگجه‌خانی اشتیاق برای شنیدن را مضاعف کرده و گوش فوق‌العاده‌ و جواب‌آوازهای برازنده‌اش باعث شده تا گوشه‌ها و مایه‌ها با جزئیات‌شان به گوش بنشینند. جواب‌‌آوازها، در مقایسه با نمونه‌های قدیمی‌ترِ او در برابر آواز، گزیده است و خبری از تعدد ضربی‌ها و رِنگ‌های میانِ مایه‌ها و گوشه‌ها نیست. تار، از زمانی که  آواز طنین می‌اندازد، جز همراهی نمی‌نوازد، که شاید تاکیدی است بر اولویت داشتن «ردیف آوازی» عسگری فراهانی. 

برای خرید و دانلود آلبوم ردیف آوازی: آواز افشاری و بیات ترک به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 4.5
22 آذر 1399
Dirin Gahe Mastoor 1

کپی نابرابرِ اصل

نویسنده: کامیار صلواتی

تنها چند ثانیه پس از آغاز قطعه‌ی نخست آلبوم «دیرین‌گاه مستور» است که معلوم می‌شود سایه‌ی بهداد بابایی بر اثر شاگردش به شدت سنگین است. ریزهای نوازنده و نحوه‌ی جای‌گیری‌شان در جمله‌های ملودیک، جابه‌جایی‌های مضراب نوازنده‌ روی کاسه، شدت‌ورزی‌های سازش، الگوهای مضرابی‌اش، و تضادهای تک‌سیم و پُر نواختنِ او، گوشه‌ای از تأثیرپذیریِ غلیظِ این نوازنده‌ی جوان از استادش را نمایندگی می‌کنند. در کنار این، نوازنده‌ی تنبک هم تأثیری واضح از نوید افقه گرفته است. هر دوی این مراجع، یعنی بابایی و افقه، نوازندگان یک اثر دو نفره‌ی دیگرند که دقیقاً همین ترکیب سازی را دارد: آلبومِ «جوی نقره‌ی مهتاب». اگر خودِ «سه‌تار» را هم به این جمع بیفزاییم، به نکته‌ی جالبی می‌رسیم: سازنده‌ی سه‌تار این اثر، محمدرسول موسوی، شاگرد محمود هاشمیِ معروف است و سازِ بابایی در «جوی نقره‌ی مهتاب» هم ساخته‌ی هاشمی است. به بیان دیگر، سه سازنده‌ی مستقیم و غیرمستقیم «دیرین‌گاه مستور» شاگرد سه سازنده‌ی مستقیم و غیرمستقیم «جوی نقره‌ی مهتاب» هستند.

از همین دریچه، پیوند آشکار و رک «دیرین‌گاه مستور» و «جوی نقره‌ی مهتاب» فاش می‌شود؛ پیوندی مطیع و سرسپرده. توالی قطعات «دیرین‌گاه مستور» شبیه به «جوی نقره‌ی مهتاب» است و حتی دستگاه انتخابی نوازندگان، یعنی «دشتی»، در بخش عمده‌ای از «جوی نقره‌ی مهتاب» حضوری پررنگ دارد. علاوه بر شباهت‌ها با «جوی نقره‌ی مهتاب»، چون جمله‌پردازی‌ها، پایان‌بندیِ پرتحرک کار، نحوه‌ی همراهی تنبک و سه‌تار، بازی‌های ریتمیک و حتی دوبل‌نُت‌های اثر، بعضی قطعات در «کلیتِ» خود به قطعات آلبوم بابایی و افقه شبیه‌اند؛ مشخصاً سه قطعه‌ی «دیلمان»، «دیرین‌گاه» و «مستور». با وجود این تأثیرپذیری زیاده آشکار، که به نحوی در تضادند با آنچه خالقان درباره‌ی لزوم «درونی کردن» و از آنِ خود کردن آموخته‌ها در دفترچه نوشته‌اند، این آلبوم از چند سو چند گام عقب‌تر از «جوی نقره‌ی مهتاب» می‌ایستد: بداعت و رابطه‌ی جملات ملودیک در آن کار هم‌پای نوآوری‌های تکنیکی در نوازندگی پیش می‌رود، حال آن‌که اگر چیرگی تکنیکی نوازنده‌ی سه‌تار «دیرین‌گاه مستور» را کنار بگذاریم و به خود ملودی‌ها توجه کنیم، با کیفیتی درخور و خالقانه مواجه نمی‌شویم؛ بهره‌گیری بابایی از امکانات سه‌تار در آن اثر به نوعی بیان‌گری جدید می‌رسد؛ و بالاخره، «جوی نقره‌ی مهتاب» در ۱۳۸۷ منتشر شده است و «دیرین‌گاه مستور» در ۱۳۹۹.

برای خرید و دانلود آلبوم دیرین‌گاه مستور به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 1.5
08 آذر 1399
Be Yade Bahari 1

تغزل و شمردگی

نویسنده: کامیار صلواتی

عنوان آلبوم روتر از آن است که نیازی به شرح درون‌مایه و هدف اثر باقی بماند: آلبومی به شیوه‌ی علی‌اصغر بهاری و برای ادای دِینی به این نوازنده‌ی بزرگ تاریخ کمانچه‌نوازی. اما این معرفیِ موجزِ عنوان اثر ممکن است ما را به چنین نتیجه‌ای برساند: با آلبومی طرفیم، که در بهترین حالت، تقلید و تقیدی است از شیو‌ه‌ی آن استاد بزرگِ درگذشته. حتی اگر چنین هم باشد، جایی برای خرده‌گیری باقی نمی‌ماند؛ هنرمند و اثر هدف و ادعایی جز این ندارند.

با این حال، اگر شرایطِ زمانیِ انتشار آلبوم -یعنی آنچه پیش و همزمانش روی می‌دهد- را در تفسیر و داوری‌مان لحاظ کنیم، به نتیجه‌ی دیگری می‌رسیم: کنشی که به نظر محافظه‌کارانه و سفت و سخت و مکتبی می‌آید، در شرایطِ اکنونی موسیقیِ ما می‌تواند اتفاقاً محترم و خلاف عادت باشد. به بیان دیگر، در شرایطی که کمانچه‌نوازی‌هایی که می‌شنویم، عموماً منفعلانه، دل به کلیشه‌های دست‌مالی‌شده‌ی امروزین سپرده‌اند (مانند «تکنیکی»نوازی‌های الکن و بی‌مغز، ساده‌سازی و فشرده‌سازی بی‌دلیلِ مواد، یا استفاده از الگوهایی که متعلق به جغرافیاهایی دیگرند)، شنیدن یک سازِ شمرده که چندان دل به خودنمایی و اضافه‌کاری نمی‌بندد و شنونده را تا انتها با خود می‌کشاند غنیمت است.

«بیاد بهاری» با اینکه کاملاً بر تک‌نوازی استوار است، پُرگو نیست. معمولاً موتیف‌ها و جمله‌هایش را پرداخت نشده رها نمی‌کند و هر یک را با واریاسیون‌هایی به ثمر می‌رساند و سپس سراغ بعدی می‌رود. جمله‌های شمرده‌اش، در چارچوبی که خود تعریف کرده، معمولاً از امکانات بیانی مختلفی بهره می‌گیرند. با اینکه تنها به گوشه‌های «اصلی» سرک می‌کشد، چون مایه را می‌گیرد و به‌آرامی می‌پروراند، چندان خسته‌کننده و تکراری به گوش نمی‌رسد. در کنار همه‌ی این‌ها، منطقِ یک‌دست ملودی‌پردازانه و تکنیکی‌اش را در همه‌ی لحظه‌ها -از جمله در سه قطعه‌ی ضربی از خودش- حفظ می‌کند. نباید فراموش کرد که همه‌ی این‌ها در حالی است که جز کمانچه صدای ساز دیگری در این آلبوم شنیده نمی‌شود.

باری، این آلبوم به ما یادآوری می‌کند که با همین ابزار و دارایی چگونه می‌توان بود؛ چه با یادآوری ساز بهاری، و چه با برگزیدن راهی کم‌طرفدار در زمانه‌ی نازمستیِ «گنگانِ ده‌زبان».

برای خرید و دانلود آلبوم بیاد بهاری به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 3
19 مرداد 1399
Motrebe Dard 1

آری، به اتفاق

نویسنده: ساناز ستارزاده

آلبوم «مطرب درد» -در ساختار کلان، روند قرار گرفتن مایه‌ها، سازبندی گروه و تنظیم قطعات- در مسیر پانخورده‌ای قدم نگذاشته است. ضربیِ سنگینی در روح‌الارواح طنین می‌اندازد؛ ساز و آوازی در بیات‌ترک؛ و تصنیفی در دشتی؛ و این روندِ به‌گوش آشنا -تا به انتها- آشنا می‌ماند. از کلیات که بگذریم، اولین "ساز و آواز"، که بر بخشی از تفسیر سوره‌ی انفال نشسته است، خوانده‌های جواد ذبیحی را تداعی می‌کند، بی آن خصیصه‌هایی که شنونده را از هر چه جز موسیقی غافل کند.

گیرایی و جذابیتی که شنونده را هوشیار نگاه می‌دارد لزوماً ارتباطی به مدت‌ زمان هر بخش ندارد. ساز و آوازی در کمتر از سه دقیقه می‌تواند خستگی بیاورد و سازی در پانزده دقیقه مجالِ هیچْ جز پیگیری موسیقی ندهد. در«مطرب درد»، میزان اشتیاق به شنیدن بخش‌های مختلفْ شخص به شخص تغییر می‌کند. زمانِ شنیدنِ شورِ عود و ابوعطا‌-نوای تار، در وضعیتی «قرار» گرفته‌ و با دقت به جاری شدن موسیقی گوش می‌کنی، اما پیگیری "ساز و آواز"ها را موانعی دشوار کرده است. خواننده و تک‌نوازها تا چه حد از ایده‌های موسیقایی و نقاط ضعف و قوتِ هم باخبرند و بستر چطور برای نزدیک شدن به دیگری و خلقِ فضای موسیقایی مشترک فراهم شده است؟ آوازها در تعامل دونفره با نوازنده و یا سه‌نفره با نوازنده و صاحبِ اثر شکل گرفته است‌‌؟ منطقی که نغمه‌ها را بر هجاهای کلام می‌نشاند؛ ترکیب تحریر‌ها و غلت‌ها؛ و جمله‌بندیِ آوازهایی که بین تصانیف خوانده شده را، میزان دانش و تجربه‌، محفوظات شنیداری، سلیقه‌ و ایده‌های خواننده شکل داده است؟ بار جذابیت‌ِ بخش‌های با وزنِ آزاد -گاهی، به اتفاق- به دوشِ خواننده و تک‌نوازها است و ایده‌های موسیقایی بسته به ظرفیت‌های اشخاص قد کشیده و به انجام می‌رسند.

اگرچه توانایی افراد می‌تواند در موفقیت کلی اثر تاثیر به‌سزایی داشته باشد و "ساز و آواز"ها را نقشی فرای به هم دوختنِ ضربی‌های پیش و پس خود بدهد، اما راهبری که اثرش را یک کل منسجم طلب کرده، حتی اگر در مسیری پاخورده قدم گذاشته باشد، جز با شناخت عمیق کارگانِ ساز و آواز و ظرفیت‌های همراهانش، چطور می‌تواند بخش‌های مختلف را متحد کند؟ به‌نظر می‌رسد راهبری در «مطرب درد» همه جانبه نیست.

برای خرید و دانلود آلبوم مطرب درد به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2.5
12 مرداد 1399
Az Yad Rafte 1

بازگشت‌ناپذیر

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

از همان آرشه‌ی نخست آلبوم «از یاد رفته» یک چیز کاملا مشخص است: گذشته هرگز برنمی‌گردد. مهم نیست نسبت ما با یک سبک یا دوره‌ی پسِ پشتِ تاریخ مانده چیست. هر چه که باشد، گذشته دیگر گذشته و بازگشت‌ناپذیر است، همان‌طور که خاطره‌های ازیادرفته تنها در هیأت خاطره بازمی‌گردند نه خودِ رویداد. عصر طلاییِ رادیو و موسیقی‌ای که به میراث گذاشت هنوز در میان موسیقی‌دوستان محل توجه است، بنابراین، عجیب نیست که کسانی از این میراث چیزی بنوازند یا بخواهند قطعه‌ای یا برنامه‌ای به آن سبک از خودشان بسازند و بنوازند. حتا شیوش صدای ویلن، در آغاز بخش ماهور، به روشنی می‌گوید با نوعی نگاه ناهمزمان به کارگان روبه‌روایم. به‌‌خصوص، هنگامی که آوازهای میانِ ترانه‌ها را می‌شنویم، قطعی است که قطعاتی از کارگان آن عصر طلایی با میان‌وندهایی امروزین به هم وصل شده است؛ تکنیک، جمله‌پردازی (خواه از آنِ نوازنده‌ها و خواه خواننده)، جنس صدا و لحن بیان خواننده و مانندشان این را گواهی می‌دهد. بگذریم که انتخاب‌ها برای فرم برنامه چندان هم‌خوان نیست و باز با خوانش امروزی از توالی تصنیف و آواز (قطعه‌ها و تصنیف‌هایی از آهنگسازان مختلف و حتا گاه از سبک‌های متفاوت) همخوان‌تر است تا برنامه در دوره‌ی ساخته شدن این آثارِ از یاد رفته و نرفته.

حتا، در برنامه‌ی دوم (ابوعطا)، که به دلیل صدادهی ارکستر به خاطره‌ی یادشده کمی نزدیک‌تریم، تنظیم قطعات و آنچه پیانو می‌نوازد (مخصوصاً لحظه‌ی آغازِ "راز ستاره") باز همچنان مُصر و سماجت‌آمیز یادآوری می‌کند که در ناهم‌زمانی‌ای به‌راستی برنگذشتنی به سر می‌بریم. ساختمانِ تصنیف "شمع طوفان"، ساخته‌ی مزدا انصاری، یکی از معدود کسانی که هنوز در هوای آن دوران موسیقایی سخت خاطره‌انگیز گام می‌زند، نیز همان را می‌نمایاند که در ویژگی‌های جای‌جای این آلبوم می‌توان رد پایش را جست. کافی است آن را با «اشکوآه» مرتضی محجوبی مقایسه کنیم (نه از سر سنجش عیار هنری و ارزش‌گذاری هنری، بلکه تنها به جهتِ درک تفاوت‌های شکلی، فقط نگاهی به بخش‌های آغازین بیندازیم) و آنگاه پی‌ببریم تا چه اندازه عواملِ بیرونیِ تاریخی بر اراده‌ی معطوف به بازگشت ما مسلط است و نتیجه هر چه کنیم تا چه اندازه مقهور حضور زمانه‌ی ما است.

برای خرید و دانلود آلبوم از یاد رفته به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
05 مرداد 1399
Khooshe Chine Boostane Eshgh 2

یک آنتولوژی شخصی

نویسنده: کامیار صلواتی

«خوشه‌چین...»بیش از این که یک «ادای دین» باشد، یک خودشناسی موسیقایی است. در اثر هنری‌ای که امروز خلق می‌شود و نمی‌خواهد نگاهی صریح به تاریخ داشته باشد، این تاریخ است که در هنرمند یا اثر هنری انعکاس می‌یابد؛ اما در بازنوازی، بازسازی، یا اصلاً خودِ تاریخ‌نگاری و تاریخ‌نویسی، این مؤلف است که در امر تاریخی بازتابانیده می‌شود. «خوشه‌چین بوستان عشق» از گروه دوم است: اثری که خواسته یا ناخواسته، نشان می‌دهد که شخصیت تارنوازانه‌ی نوازنده‌ای امروزی از چه سرچشمه‌هایی آمده و چگونه می‌شود عوامل شکل‌دهنده‌اش را بازشناسی و تحلیل و تجزیه کرد. از این رو، هرچند فهرست قطعه‌های آلبوم به ما می‌گویند که با اثری سروکار داریم که، مُدام و فروتنانه، بر نام و نشان استادان بزرگ تاریخ معاصر تار تأکید می‌کند، ما تنها و تنها با خودِ مازیار شاهی رودررو شده‌ایم؛ با علایقش، زمینه‌های موسیقایی‌اش، و آنچه که او را مازیار شاهی کرده است. از این جهت، از یک نظرگاه، این آلبوم اتفاقاً رویارویی فاش‌کننده‌تر و بی‌واسطه‌تری با درون نوازنده دارد تا آثاری که یکسره ساخته‌‌ی خود او هستند.

نشانه‌های درون-مؤلف‌شناسانه‌ی این آنتولوژیِ معنادار، دست‌کم در سه سطح در آلبوم منعکس شده: سطح اول، چگونگی انتخاب قطعه‌هاست. اینکه فرهنگ شریف و لطفی دو قطعه دارند و بیگجه‌خانی هم هست، اما –مثلاً- نشانی از زرین‌پنجه و طلایی و معروفی و مجد نیست به ما چیزی درباره‌ی نوازنده می‌گوید. در سطح دوم، قرائت شاهی از این آثار گاه بسیار معنادار می‌شود. در بازنوازی «دخترک ژولیده»، مؤلف بسیار وفادارانه عمل می‌کند و نشان می‌دهد که می‌خواهد به اصل رجوع کند؛ آن‌قدر وفادارانه که می‌نویسد: «[...] اگر کسی اجرای استاد وزیری را نشنیده باشد، ممکن است اجرای دخترک ژولیده در این آلبوم به نظرش نامأنوس بیاید»؛ اما همو در مواجهه با شریف یا بیگجه‌خانی رویکردی آزادانه‌‌تر و «مفسرانه»تر در پیش می‌گیرد. و بالاخره در سطح سوم، قطعات ابتدایی و انتهایی آلبوم قرار دارند؛ هر دو ساخته‌ی خود مازیار شاهی. نوعی مقدمه و نتیجه‌گیری برای آن برون‌ریزی سبک‌شناسانه: اوّلی را اگر بخواهیم نزدیک به یکی از استادان گردآمده در این مجموعه بدانیم، باید «علیزاده‌ای»اش بشماریم و آخری را «وزیری»وار نواختنی مؤکد و پررنگ بدانیم.

«خوشه‌چین...»کلاژی از نام و یاد استادان تاریخ تار است که در کنار هم، پرتره‌ی مازیار شاهی را ترسیم می‌کند.   

برای خرید و دانلود آلبوم خوشه‌چین بوستان عشق به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2.5
21 تیر 1399
بالا