نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: موسیقی ایرانی


tasnif dar doreye pahlavi2

گنجینه‌ای برای بازاندیشی به تاریخ

نویسنده: کامیار صلواتی

مجموعه‌ی «تصنیف‌ در دوره‌ی پهلوی اول» به راستی یک گنجینه است؛ گنجینه‌ای برای طرح پرسش‌های نو درباره‌ی تاریخ موسیقی ایران و بازاندیشی در بسیاری تصوراتی که درباره‌ی تاریخ موسیقی ایرانی در اذهان رسوب کرده است.

در این مجموعه، برای اولین بار نام و صدای برخی از خوانندگانی را می‌شنویم که در دوران یازده ساله‌ی ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۷ فعالیت داشته‌اند. در این میان بعضی آثار پرده از گرایش‌هایی ناشناخته برمی‌دارند که در زمان ضبط این آثار به نحوی زنده بوده‌اند؛ از جمله تصنیفی در چهارگاه با نام «یاد از آن شبی» که در بغداد ضبط شده که به قول نویسنده‌ی متن دفترچه در آن از سازهای موسیقی مقامی عراقی (قانون و کمانچه) استفاده شده است. در کنار این تصنیف، به نظر می‌رسد که یکی دیگر از تصانیف هم وضعیت مشابهی دارد و آن هم تصنیف «در ملک ایران» (ضبط شده در استانبول) است. هرچند در دفترچه چیزی در این باره نوشته نشده، اما به نظر می‌رسد که در این تصنیف نیز صدای عود و کمانچه به گوش می‌رسد. فراموش نباید کرد که عود در آن سال‌ها در موسیقی کلاسیک ایرانی تقریباً جایی نداشته است.

از دریچه‌ی شنیدن این دو تصنیف می‌توان به پندار رایج اما نادرست دیگری نیز نقب زد: جایگاه ساز کمانچه در موسیقی ایرانی. به استثنای این دو تصنیف، که به نظر می‌رسد تحت‌تأثیر سنت‌های موسیقایی مکان‌های ضبط خود بوده‌اند، در هیچ‌یک از تصنیف‌های این مجموعه از ساز کمانچه استفاده نشده و برعکس، ساز ویلون تقریباً در همه‌ی آن‌ها حاضر است. به عبارت دیگر، دست‌کم در سال‌هایی که هنوز نه گفتمان وزیری نفوذی قابل توجه در میان موسیقی‌دانان موسیقی کلاسیک ایرانی داشته و نه آنچه جریان موسیقی رادیویی می‌نامندش پا به عرصه‌ی وجود گذاشته، نه کمانچه، که ویلون ساز اصلی کششی/آرشه‌ای موسیقی ایرانی بوده است.

این مجموعه می‌تواند پرسش‌های تاریخی دیگری را نیز به میان بکشاند؛ از جمله اینکه با توجه به شباهت بخش‌هایی از تصانیفی چون «شهره در شهر» (با صدای «نظام‌الدین خان») و «ای نوع بشر» با «به اصفهان رو» (همگی ساخته‌ی علی‌اکبر شهنازی)، نیز شباهت بخش‌هایی از «ای زاهدان» ساخته‌ی علینقی وزیری با قطعه‌ای چون «ای ساربان» (با اجرای فرهنگ شریف و محمدرضا شجریان)، چگونه می‌توان این آثار و آثار مشابه را با رویکردی بینامتنی مطالعه کرد؟ نیز، چه اتفاقی می‌افتد که قطعه‌ای معروف چون «باد صبا» (حسام‌السلطنه) تنها در مدتی کم‌تر از نیم‌قرن در دو اجرا (اجرای ع.شیبانی و شهنازی، و اجرای گروه پایور) تا این حد متفاوت می‌شوند؟ و اگر این تفاوت‌ها در دورانی معاصر از حیات موسیقایی ما این‌قدر چشم‌گیر است، با کدام اطمینان روایت‌های متکی به حافظه‌ی بسیاری انتقال‌دهندگان سنت‌های قاجاری را پذیرفته‌ایم؟

برای خرید و دانلود آلبوم تصنیف‌ در دوره‌ی پهلوی اول به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
30 مهر 1398
inja cheraghi roshan ast2

بندبازی روی آسفالت

نویسنده: امیر بهاری

در مورد برخی از کارها این سؤال بی‌پاسخ می‌ماند که چرا چنین اثری باید منتشر می‌شد؟ آلبوم «اینجا چراغی روشن است» از این‌دست آلبوم‌هاست.

آلبوم، میان آن‌که یک کار مطلقاً کوبه‌ای باشد یا نباشد بلاتکلیف است. آهنگ‌هایی که صرفاً با سازهای کوبه‌ای ساخته و تنظیم شده‌اند هم معلوم نیست چه مقصدی را دنبال می‌کنند. زمانی «حسین تهرانی» قصد داشت پتانسیلِ حقیقیِ سازی مثل تمبک را نشان بدهد و کارهای نامتعارفی با آن انجام می‌داد، که اغلب می‌توانست بستر مناسبی مثلاً برای موسیقی متن فیلم بسازد، اما در این آلبوم علت این آکروبات‌بازی‌ها، با سازهای کوبه‌ای، که اتفاقاً خیلی تمیز و دقیق اجرا شده‌اند، معلوم نیست.

از طرفی بخش‌هایی از آلبوم، که خواننده دارد و در آن‌ تمرکز کوبه‌ای‌ها کمتر شده است، از گروه «تنبور شمس» (خانواده پورناظری‌ها) و آثار آن گروه در نیمه‌ی دوم دهه‌ی۷۰ الهام گرفته است؛ موسیقی‌ای که هدف‌اش جلب مخاطب با ادبیات موسیقی سنتی/ محلی بود؛ هرچند حتا همان ایده، کیفیت و تأثیرگذاری دهه‌ی هفتادِ گروه شمس را هم ندارد.

در این آلبوم،‌ با اثری مواجهیم که زحمت و دقت بسیار برای تولید آن کشیده شده است، اما اصلاً معلوم نیست به چه سمتی می‌خواهد برود. می‌خواهد با برخورد کلیشه‌ای با مولانا، به ما بگوید مولانا خیلی شوریده‌حال بود؟ خوب این‌که چیز تازه‌ای نیست؛ نه در ساحت ادبیات، نه در بستر موسیقی. می‌خواهد در بخش‌های سازی-کوبه‌ای ترجمان اشعاری باشد که قبل یا بعد از آن، شعری از مولانا خوانده می‌شود؟ این کار هم قرن‌هاست در خانقاه‌ها، خیلی خالص‌تر و تأثیرگذارتر از سازی که در استودیو با چنین دقتی، ژوست نواخته و پالایش صوتی شده است، انجام می‌شود. یا این‌که می‌خواهد توسعه‌دهنده‌ی دیدگاه گروه شمس در جلب مخاطب عام به این موسیقی باشد؟ که البته به این توفیق هم دست پیدا نمی‌کند (که اگر این‌چنین می‌شد هم اتفاق هنرمندانه‌ای نبود). حتا عنوان آلبوم هم کپی عنوان فیلم مشهوری از «رضا میرکریمی» است! واقعاً در مواجهه با چنین اثری چه باید گفت؟

برای خرید و دانلود آلبوم اینجا چراغی روشن است به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
23 مهر 1398
Faslo Vasl 1

حیاتِ اصفهان

نویسنده: سعید یعقوبیان

تعیین دقیق فواصل، نامیدن‌ و نوشتن‌شان و در نهایت اجرایشان، هنوز از چالش‌های بسیاری از عاملین و عالمان موسیقی کلاسیک ایرانی است. ردیف‌های منتشر شده و آوانویسی قطعات ضربی و غیرضربی در اغلب موارد به لحاظ فواصل با آنچه فهمیده و اجرا می‌شود یکی نیستند و از این میان بیات ‌اصفهان از پراختلاف‌ترین مقام‌هاست. تقریباً در تمامیِ نوشته‌های منتشر شده نغمه‌ی ماقبلِ شاهد –که محسوس نامیده‌اندش و می‌نامیم- نیم‌پرده‌ای نوشته شده است (مثلا در اصفهانِ ردیف میرزاعبدالله که بر مبنایِ نغمه‌ی سل است، دیِز) اما در اجراها بر هیچ فاصله‌ی دقیقی اتفاق نظر و عمل نیست. این اختلاف با آمیزش آموزه‌های موسیقی کلاسیک غربی با ایرانی تا به جایی رسید که اصفهان به تلویح به قبل و بعد از آن تقسیم شد: اصفهان جدید و قدیم. اگر تکلیفِ گرانیگاهِ اصفهان جدید به واسطه‌ی نیم پرده‌ی روشنِ مینوری‌اش مشخص شده باشد، مجنبِ قدیم از قِبَلِ سستی‌ها و کوتاهی‌ها هنوز بلاتکلیف و نادقیق است (به ویژه اگر به هر نوع هارمونیزه کردن موسیقی ایرانی بیاندیشیم).

این پادرهوایی به ویژه آنجا رو می‌نماید و پیچیده‌تر می‌شود که عاملِ سیرِ مقام را نیز –که متعاقباً و تحت تأثیرِ محسوسِ جدید سردرگم شده- وارد معادله کنیم؛ با تغییراتِ سیر که عموماً در منطقه‌ی صوتیِ بعد از شاهد -مثلاً با به کار بردنِ فاصله‌ی ششم کوچک- رخ داده‌اند، امروزه چند نوع بیات اصفهان را می‌توان تشخیص داد:
سیر قدیم با اصفهان قدیم (مثالش ردیف‌نواخته‌های سعید هرمزی)
سیرِ قدیم با اصفهان جدید (آنچه از ردیف‌نوشت‌ها برمی‌آید، مانند دورینگ و طلایی و نیز در تنظیم قطعات کلاسیک ایرانی برای سازهای غربی)
سیر جدید با محسوسِ نیم‌پرده‌ای اصفهان جدید (عموماً در آثار ارکسترال و نیز در دهه‌های اخیر در برداشت‌های برخی از نوازندگان جوان از اصفهان)
سیر جدید با محسوسِ اصفهان قدیم (آنچه که بیش و پیش از همه یادگار و محصول موسیقی رادیوست و تار فرهنگ شریف را به یادمان می‌آورد)
و در نهایت یک سیرِ دورگه با نغمه‌ی پیش از شاهدِ سیال که دیگر حتی فونکسیونی در آواز اصفهان ندارد. یا به عبارت دیگر نقش آن نیز دستخوش تغییر شده است؛ چیزی میانه و بازنشسته. آلبوم «فصل و وصل» نمونه‌ی چنین اصفهانی است که محسوس در آن دیگر، عامل هویت‌بخشِ چندان مهمی در اصفهان نیست. این موضوع علاوه بر اهمیت تعیین و تعریف فواصل دقیق موسیقی ایرانی، یادآور اهمیت وارد کردن مفهوم سیر در آموزش موسیقی ایرانی نیز هست.

برای خرید و دانلود آلبوم فصل و وصل به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
16 مهر 1398
Radde Paa 2

عشوه‌گر

نویسنده: علیرضا جعفریان

خالقان آثار هنری را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد. در دسته‌ی اول هنرمندانی قرار می‌گیرند که تلاششان برای تحت تأثیر قرار دادن احساسات مخاطب عیان می‌شود و دسته‌ی دیگر آنانی هستند که آثارشان با نوعی بی‌توجهی به مخاطب همراه است: بازیگری که در نشان دادن نقش افراط می‌کند و حرکات اضافی دارد، در مقابل بازیگری که نقش را با کنش حداقلی ارائه می‌دهد. شاعری که از واژه‌های احساسی سوءاستفاده می‌کند، در مقابل شاعری که از چنین واژه‌هایی حذر می‌کند. کمدینی که به شوخی‌های خودش می‌خندد، در مقابل کمدینی که با چهره‌ای جدی و بی‌اعتنا به مخاطب به اجرا می‌پردازد. موسیقیدانی که بر انگاره‌های موسیقیایی پر سوز و گداز برای مخاطب تکیه می‌کند، در مقابل موسیقیدانی که ارائه‌ی درک شخصی‌اش از موسیقی را ترجیح می‌دهد.

آلبوم ردپا اثر آیدین علیانسب، که علاوه بر تار و سه‌تار نوازندگی پیانو را هم می‌توان در سابقه‌اش دید، دربرگیرنده‌ی تکنوازی‌ تار در قالب دو دسته از قطعات ریتمیک و آوازی است که یک در میان در آلبوم گنجانده شده‌اند. تلاش علیانسب برای درگیرکردن احساسات مخاطب، خاصه در قطعات آوازی، آشکارا دیده می‌شود. استفاده‌ی بیش از اندازه از فاصله‌های ملودیک چهارم، پنجم و ششم، سکوت و فشردگی ملودیکِ کم و زخمه‌های پشت سر هم روی یک نت از جمله نشانه‌های وجود چنین تلاشی هستند؛ تلاشی که منجر به عشوه‌گری و خود‌نماییِ موسیقایی می‌شود. همین عشوه‌گری و خودنمایی در برخی لحظات آلبوم، خاصه در قطعات ریتمیک، رنگ عوض می‌کند و از تلاش برای تحت تأثیر قرار دادن احساسات به تلاش برای نشان دادن تکنیک نوازندگی تغییر حالت می‌دهد. هیچ کدام از این دو تلاش را نمی‌توان ناموفق ارزیابی کرد. نوازنده به هر حال از طرفی احتمالاً توانسته است احساسات مخاطب را درگیر کند و از طرفی توانسته است تکنیکش در نوازندگی را به رخ بکشد. اما آلبوم به نقطه‌ای فراتر از این نمی‌رسد و صاحب‌اثر نتوانسته‌ است در دستیابی به عوامل جدی‌تر موسیقایی مانند ملودی‌پردازی، بسط و گسترش و فرم و ساختار کامروا باشد.

برای خرید و دانلود آلبوم رد پا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

14 مهر 1398
Dar Del Mand 1

رسوبِ رسوم

نویسنده: حانیه شهرابی

انسان همواره با گذشته‌ی خویش در کُنِش است. جدا از عدّه‌ای خاص که از هر اتفاق در زندگی عبرت می‌گیرند، تلخی یا شیرینیِ کودکی‌‍‌ مسیر اصلی بزرگسالی را رقم می‌زند؛ همان‌گونه که در سپهری وسیع‌تر «تاریخ» ملّتی را به خصلتی شهره می‌کند. دوران سردرگمیِ موسیقی‌دانان در صفویه تا قاجاریه –خوب یا بد- نظامِ موسیقیِ ایران را از شکلِ مقامی خارج کرد و به نظامِ دستگاه کشاند. تاریخِ به جای مانده، ما را در تکرارِ مکرّرات زنجیر می‌کند مگر آن‌که تَبحُّری باشد تا از دلِ سنت‌ها خلاقیت بیرون کشد. آن زمان که جوشش چشمه‌های نوآوری متوقف شود، موسیقی‌دان دل خواهد ‌سپرد به عُرفِ معروف. «در دل ماند» خود را درگیر این امور نکرده است و همچون هنرجویی وظیفه‌شناس، هر آن چه استاد گفته را انجام می‌دهد.

در این آلبومِ دونوازی که «رادمان توکلی» نوازنده‌ی تار و «حمید قنبری» نوازنده‌ی تمبک آن است، همه چیز یادآورد سنت‌های ردیف‌نوازی است. مضرابِ توکلی گاهی با خشونت و گاهی با ملاطفت، بیش از هر فردِ دیگر یادِ تارنوازیِ «لطفی» را در دل زنده می‌کند و به دنبال خودنمایی نیست. استفاده از زینت‌ها، جملاتِ قرینه، سکانس‌ها، چینش قطعات و... همه رنگ و بویِ ردیف‌گونه دارند. الگوهای ملودیک هرکدام ابزاری شده‌اند برای تشکیل ساختارهایی متداول و گوش آشنا؛ ایده‌هایی که خصوصاً در نیمه‌ی اول آلبوم از دانگ اول ابوعطا پا را فراتر نمی‌گذارند و بیش‌تر در بالادسته‌ی تار اجرا می‌شوند. سهم تمبک از این مجموعه جز یکی دو جا (مثلاً چهارمضراب) همراهی تار است و حتّا در برخی قطعات کاملا سکوت می‌کند.

استیلایِ حافظه آنچنان بر آلبوم حاکم است که بر سر اندک خلّاقیّتش هم سایه افکنده. خود انتخاب ابوعطا (که همواره در کنار سه‌گاه عضو جداناپذیر محافل بوده است) تا حدّی گویای محتواست. ارزشِ تاریخیِ این چهل دقیقه درست مانندِ قصّه‌‌ی پیله‌ی کرمِ ابریشم‌ است؛ آماسی که پروانه را پوشانده‌، دست‌مایه‌ی ساخت ابریشم نیز می‌شود. با توجه به این امر که هنرجویان موسیقی هم در جمع‌های خود، آثاری به مراتب غیر محافظه‌کارانه‌تر خلق می‌کنند، تمسک به این حقیقت خالی از لطف نیست: همواره آنان که نامشان ماندگار شده، در زمان مناسب از مرز باریک و بُرَّنده‌ی اعتدال میانِ سنت و بدعت با سربلندی گذر کرده‌اند.

برای خرید و دانلود آلبوم در دل ماند به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.5 ( 1 رای)
13 مهر 1398
Del Be To Dadam 1

دوگانه‌ی بی‌اعتبار

نویسنده: کامیار صلواتی

انگاره‌ی خلق «دل به تو دادم»، و احتمالاً بخش قابل توجهی از آثار امروزی موسیقی کلاسیک ایرانی، بر سنتز یک دوگانه‌ی مفروض استوار است. این انگاره‌ی دیالکتیک، که دست‌کم صد سالی‌ست دغدغه‌ی دست‌اندرکاران موسیقی کلاسیک ایرانی را شکل داده، به بهترین نحو در دو جمله‌ی متوالی در دفترچه‌ی «دل به تو دادم» عیان است: «در این اجرا سعی بر آن بوده تا اصالت‌های موسیقی قدیم با نوگرایی‌های معاصر تلفیق و اثری ایجاد شود تا از همه‌جهت قابل دفاع باشد. [...] “دل به تو دادم” سخن دیروز به زبان امروز است». پس برای شناختن و ارزیابی این اثر، باید این دو جمله را به میانجی موجودیت شنیداری اثر بازخوانی کرد.

شق اول این دوگانه، چنانکه مرسوم است، بر «تاریخ» و لابد «اصالت» (که معلوم نیست چرا مترادف ماهیت امر تاریخی فرض می‌شود) دلالت دارد. ابزار دست‌یابی به این «اصالت موسیقی قدیم» کلیدواژه‌ای‌ست با نام «بازسازی» که چند باری در دفترچه رخ‌نمایی کرده است. با شنیدن خود اثر درمی‌یابیم که تا همین‌جا صاحب‌اثر به دو اشتباه افتاده است: دم زدن از «اصالت»ی جوهری که بنا به ذات شدیداً زمان‌مند-مکان‌مند موسیقی، در اساس بی‌معناست، و دوم خلط معنای «بازسازی» با «تفسیر». اصطلاح «بازسازی» در موسیقی‌شناسی تاریخی معنا و تعریفی دارد که بی‌شباهت به آن‌چیزی‌ست که در این آلبوم می‌شنویم. یک اثر نمی‌تواند هم‌زمان هم «بازسازی» کند و هم «نوگرایی» هنری داشته باشد، زیرا هدف بازسازی –که در این‌جا پدیده‌ای شناختی و کوششی علمی‌ست- با «نوگرایی» -که در این‌جا کوششی هنری‌ست- سازگار نیست. 

این شق اول دوگانه‌ی مفروض پدیدآورندگان بود. شق دوم، باز هم چنانکه مرسوم است، بر «معاصریت» اصرار دارد. بی‌آنکه نیازی باشد که در معنای این دو اصطلاح عمیق‌تر شویم، تنها کافی‌ست از خود بپرسیم که مرزهای این قلمروی نوگرایی و معاصریت در این اثر کجاست؟ واقعیت این است که اگر نگاهی تاریخی به اثر داشته باشیم، به این نتیجه می‌رسیم که این قلمرو وجود خارجی ندارد. اگر آنچه دست‌اندرکاران اثر ادعای بازسازی‌اش را داشته‌اند (شق اولِ تاریخ‌گرا) بر ماده‌ی موسیقایی هشتاد و نود و صد سال پیش نظر داشته است، وجه نوگرایانه‌اش (شق دوم) تنها سه چهار دهه جلوتر آمده و بر آثار گروه‌نوازانه‌ی چهل سال پیش حفظ و اشاعه‌ای‌ها چشم دوخته است؛ چه در صدادهی، چه در بافت صوتی، و چه در قرائت‌اش از ردیف و موسیقی کلاسیک ایرانی، این شقِ «نوگرایانه» چیزی بیش از آن تلاش‌ها ندارد.

بنابراین، هر دو شق مفروض این دوگانه‌ی ظاهراً متعارض و متضاد، در اساس بی‌اعتبارند و ناموجود. در این شرایط، طبعاً عملی که از این مفروضات ناصحیح برآید هم بعید است که در تاریخ آورده‌ای نصیب خود کند.

برای خرید و دانلود آلبوم دل به تو دادم به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
10 مهر 1398
Dar Mohasereh

جامه‌ی عاریه

نویسنده: حانیه شهرابی

«در محاصره»، ضبطِ یکی از کنسرت‌های مردادِ ۱۳۹۵ گروه «خنیاگرانِ مهر»، از آن دست آلبوم‌هایی است که هم تکلیفش با خودش و شنونده‌اش روشن است، هم تکلیفِ شنونده با او. هر دو می‌دانند از هم چه می‌خواهند. یکی راحت‌الحلقومی برای پر کردن اوقاتِ فراغتش می‌خواهد و دیگری بهای فراهم کردن این خوراک را. متن دفترچه نیز به بهانه‌ی جنسیتِ نوازندگانِ، ادعاهایی سراسر بحث‌برانگیز را با محوریت «حقوقِ زنان» مطرح کرده است که تاثیری در اصل ماجرا ندارد؛ تنها حمله به یک واقعیت تلخ است با دفاعی بد.

آهنگسازیِ بیشتر قطعاتی که در این آلبوم گردآوری شده‌اند بر عهده‌ی «بهزاد عبدی» بوده است و الباقی آثاری شناخته شده هستند از تجویدی، خالقی و لطفی. شیوه‌ی عبدی در آهنگسازی بیشتر از آن که ایرانی باشد، غربی است (وکمی اروپای شرقی). تنالیته‌ی مینور به واسطه‌ی طنین سازها لباس مدِ اصفهان پوشیده و برداشت مدال هم به «مدهای کلیسایی» شبیه است. پنج قطعه‌ای که برای تکنوازیِ قانون، قیچک، کمانچه، تار و رباب نوشته شده‌اند از نظر ساختاری بسیار شبیه هم هستند. یک یا دو موتیف، خودشان یا واریاسیونشان بارها و بارها تکرار می‌شوند؛ تکراری که تدریجا بستری ساکن می‌سازد که حتا طنین هم نمی‌تواند خللی درش ایجاد کند. اواسطِ برخی از این قطعات، تکنواز عباراتی برگرفته از چیزی که تا آن لحظه شنیده شده‌ است، در سکوتِ سایر سازها می‌نوازد (شبیه کادانس در موسیقی کلاسیک غرب). نوازندگان از مهارت قابلِ قبولی برخوردارند. ارائه‌ی موسیقی اکثرا استروفیک۱ محمد معتمدی هم نسبت به سایر اجراهایش تفاوت ندارد.

نباید منکرِ تبعیض‌های جنسیتی و سکوتِ ناروای حنجره‌ی زن در فضای رسمی شد؛ اما شاهد گرفتنِ شیر مرغ تا جان آدمیزاد برای خاص جلوه دادنِ اثر چندان اخلاقی نیست. موسیقی در ذاتِ خود جنسیت نمی‌پذیرد. «کارِ خوب» نیاز به وکیل و دلسوز ندارد. در گذر زمان تنها ماهیت اثر موسیقایی است که از خویش دفاع می‌کند.  اراده‌ی استوار و مهارت برای هر مشکلی راه حل خواهند یافت.

 


۱- نوعی فرم آوازی که در آن تمام بندها با موسیقی ثابتی همراه هستند.

برای خرید و دانلود آلبوم در محاصره به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1 ( 1 رای)
08 مهر 1398
بالا