نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: موسیقی ایرانی


Hamsano Ham Sokoot 2

چنگ زدن به آب

نویسنده: کامیار صلواتی

زایایی و سرشاریِ روزگار که از کف برود، کوششی پوچ و عبث شکل می‌گیرد برای به‌ چنگ آوردنِ سرشاری و زایایی گذشته‌های خوش؛ کوششی به بیهودگیِ در مشت نگه‌داشتنِ جرعه‌ای آب. این اتفاق، مثلاً، به عیان‌ترین صورت، برای دست‌اندرکاران موسیقی پاپِ موسوم به «لُس‌آنجلسی» رخ داده؛ آن‌هایی که سال‌هاست می‌خوانند، به هر بهانه‌ای آثارِ روزگارانِ خوشِ خود را باز تنظیم می‌کنند، در کلامِ ترانه‌های جدیدشان به آن‌ها اشاره و دائماً از آن‌ها یاد می‌کنند. این همان کوشش بیهوده است، همان تقلای چنگ انداختن به آب و البته وجهی از وجوه پیچیده‌ی «نوستالژی». اگر مرکز ثقل و نقطه‌ی بازگشتِ امنِ موسیقی پاپ ایرانی دهه‌ی پنجاه است، برای موسیقی کلاسیک ایرانی، این مرکز ثقل امن آثار دهه‌ی شصت یا هفتاد است. «همسان و هم‌سکوت» هم در جای خود کوششی دیگر است برای چنگ انداختن به آن نقطه‌ی امن از سوی موسیقی‌دانی که چند سال است چیزی نیافریده که به گَرد پای «ترکمن»، «راز نو» یا «نی‌نوا»یش برسد و جنبش و جوششی در جامعه‌ی موسیقی برانگیزاند.

«همسان و هم‌سکوت»، کارِ آخر حسین علیزاده که با همراهی تریوی رامبرانت منتشر شده، مجموعه‌ای است از چند قطعه برای شورانگیز، فورته‌پیانو، ویولونه و سازهای کوبه‌ای. درست معلوم نیست که چرا مثلاً به‌ جای ویلنسل از ویولونه استفاده شده یا به جای پیانو از پیانوفورته؛ هرچند که شاید درباره‌ی فورته‌پیانو بتوان چنین احتمال داد که صدای تیزترِ آن (به‌خصوص در بعضی رژیسترهایش) نزدیکی بیشتری با سنتور دارد. باری، از معدود نکات جالب آلبوم ترکیب رنگی این سازها با شورانگیز است؛ اما نکته اینجاست که نوازندگانِ این سازها اگر هیچ ننوازند هم، در تک‌نوازی‌های علیزاده به‌زحمت تفاوتی ایجاد خواهد شد. می‌شود به‌راحتی صدای سازهای ملودیکِ کار، به‌جز شورانگیز، را حذف کرد و تقریباً همان «سرمستِ» پیشین را شنید و همان «سماعِ» پیشین و همان «ترکمنِ» پیشین را (گیریم گاه با کیفیت اجرایی پایین‌تری)؛ یا می‌توان به‌سادگی صدای شورانگیز را حذف کرد و راحت و آسوده و بی‌دغدغه‌ی «امتزاج»، تفسیر بدیع‌ترِ تریو را از از نوا و ابوعطا پذیرفت. بداهه‌نوازی‌های علیزاده در این کار هم کمابیش همین‌طور است. نشانی از تأثیرپذیری، امتزاج یا نوعی راهبرد و فکر آهنگسازانه برای معنی‌دارکردنِ همراهی دیگرسازها با شورانگیز شنیده نمی‌شود. این فقط به جمله‌پردازی‌ها یا نحوه‌ی بسط موتیف‌های بداهه‌ی علیزاده (که مانند بسیاری از بداهه‌های چند سال اخیرش متشکل است از جمله‌هایی متکی بر چند موتیف بریده‌ی کوتاه و ساده) محدود نمی‌شود؛ بلکه از نظر مدال هم چیزی متفاوت با همان نوانوازی‌ها و ابوعطانوازی‌های پیشین او نمی‌شنویم.

فارغ از همه‌ی این‌ها، «همسان و هم‌سکوت» نشانه‌ی همان چنگ زدن به دستاوردهای پیشین هم هست: بازگشت مکرر استاد به ترکمن و دیگر قطعات پیشینش، بی‌آن‌که تفسیری به‌واقع نو از آن‌ها ارائه کند. فراموش نکنیم: زایایی و جوشش و سرشاری از دل رجعت منفعلانه به گذشته به دست نمی‌آید. باید مطلقاً معاصر بود.

برای خرید و دانلود آلبوم هم‌سان و هم‌سکوت به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2
16 خرداد 1400
Hamsano Ham Sokoot 1

مبهوتِ زرق‌وبرق

نویسنده: پریا مراقبی

امثال آلبوم «هم‌سان و هم‌سکوت» را چگونه توصیف کنیم؟ آثاری که از عکسِ روی جلد تا خودِ موسیقی می‌نمایانند که این راه نه از یک، که از دو یا چندین فرهنگ سرچشمه می‌گیرد. با این اوصاف، باید منتظرِ یک گفتمان میان‌فرهنگی بود؟ یک تلفیق؟ و یا موسیقی‌ای که تنها خوانشی متفاوت دارد؟ «هم‌سان و هم‌سکوت» را می‌توان، با ارفاق، برآمده از گروهِ آخر خواند. چراکه ردیف‌کردنِ قطعاتی که سنگینیِ اجراهای درخشانِ قبلی را همچنان به‌دوش می‌کشند و دوباره‌ نواختن‌شان، آن هم با لهجه‌ای نصفه‌نیمه، راه به جایی نمی‌برد. تنها یک اجرای متوسط به اجراهای دیگر اضافه می‌کند؛ که اگر چیز دندان‌گیری هم دارد، نه به‌خاطر دوباره‌ نواختن‌شان، که به‌خاطر کوششِ قابل‌تأمل نوازندگانی غیرایرانی است در نواختن چنین قطعاتی.

پس، در این میان، نقشِ نوازنده‌ هم، به‌مثابه‌‌ی عاملِ این رد‌وبدل فرهنگی، مهم می‌شود. اینجا، مسئولیتِ نوازنده را می‌طلبد و مهارت او در رویارویی و واکاویِ فرهنگِ دیگری. این وضع تا آن‌جایی که به تریوی رامبرانت مربوط است، به همین منوال پیش می‌رود. یک کوششِ همه‌جانبه از لحنِ سازی (تکنیک‌های مربوط به موسیقی ایرانی) تا شیوه‌ی جمله‌بندی‌ها که نتیجه‌ی کاوشِ آنها در جهتِ شناختِ دنیای موسیقیِ علیزاده است. این چنین تکاپو در فرهنگِ دیگری در نوع خود سزاوار تشویق است؛ می‌گوید تریوی رامبرانت نه فقط به شیوه‌ی تعامل در چنین همکاری‌هایی آگاه است، بلکه آن را هم با مهارت به‌کار می‌گیرد.

در آن‌سوی این ماجرا حسین علیزاده نشسته است. همان علیزاده‌ای که همیشه در چنین همکاری‌هایی دیده‌ایم؛ در ‌تک‌نوازیْ همان جمله‌بندی‌ها و در قطعاتِ گروهی هم همان خوانشی که همواره داشته است؛ نه تلاشی برای این گفتگو و نه رغبتی برای دست‌کم نزدیک‌ کردنِ این زبان موسیقایی. او همواره در حصارِ موسیقی‌ای که می‌شناسد، قدم برمی‌دارد؛ به بسترش اطمینان دارد و، اگر قرار بر گفتگو است، تکلیفِ دیگری است؛ راه برای طرف مقابل باز است که این بستر موسیقایی را بکاود.

وقتی هم صحبت از تجربه می‌شود، بی‌دقتی در ضبط و صداهای اضافیِ آن را نمی‌شود هیچ‌جوره پذیرفت. اگر هم بنا به آنسامبل ضبط کردن باشد، این موضوع چندین برابر دقت می‌طلبد.

با این اوصاف، با مانندِ «هم‌سان و هم‌سکوت»ها باید به چه دل‌خوش کرد؟ یک گفتمانِ میان‌فرهنگی؟ دوباره‌ نواختنِ قطعات؟ یا زرق‌وبرقِ چنین همکاری‌هایی؟ که البته نشان داده بازارِ گرمی هم دارد. با یک برچسبِ متفاوت بودن، کلی هم بَه‌بَه‌وچَه‌چَه به پا می‌کند. در این میان، اگر نیمچه‌حرفی هم برای گفتن باشد، در همهمه‌ی ستودنِ نام‌ها و حیرت از چنین همکاری‌هایی، شنیده نمی‌شود.

برای خرید و دانلود آلبوم هم‌سان و هم‌سکوت به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2.5
14 خرداد 1400
Labe Khamoosh 1

رونویسی از خود

نویسنده: کامیار صلواتی

در کتاب «باخ، بتهوون و باقی بروبچه‌ها»، که راوی تاریخ موسیقی کلاسیک به‌زبان طنز است (انتشارات ماهور)، نویسنده‌ی کتاب، دیوید باربِر، درباره‌ی کنسرتوهای پرتعداد آنتونیو ویوالدی چنین می‌نویسد: «کسانی که موسیقی او را زیادی تکراری می‌دانند دوست دارند بگویند که او از روی یک کنسرتو ۴۵۰ بار نوشته است. این گفته چندان منصفانه نیست: او از روی دو کنسرتو ۲۲۵ بار نوشت».

آلبوم هفت‌قطعه‌ای «لب خاموش» هم چندان وضعیت متفاوتی ندارد. می‌شود همه‌ی این هفت قطعه را فشرده کرد در دو قطعه، که یکی از آن دو قطعه هم تک‌نوازی دف‌نوازی است. آنچه تغییر می‌کند دستگاه‌ها و آوازها هستند، و اِلّا الگو و ویژگی‌‌ها تقریباً همسان است. قطعات با تک‌نوازی آوازی و، معمولاً، از درآمد آغاز می‌شوند، سیری در گوشه‌های مهم دارند (مثلاً درآمد و بعد قرایی‌ـ عراق در افشاری؛ درآمد، شکسته و دلکش در ماهور؛ درآمد، بیداد و شوشتری در همایون؛ و الخ) و به یک هم‌نوازیِ ضربی با دف می‌رسند. در میانِ بخش آوازی، بخش‌هایی «شِبه‌ضربی» (۱) است، که آن‌ها هم گاه در گوشه‌های ریتمیک‌ـ ملودیک شناخته‌شده‌ای مثل ساقی‌نامه یا چهارپاره نواخته می‌شوند. بخش ضربیِ قطعات معمولاً‌ با جمله‌ای مقطع و نامتعارف شروع می‌شود و در ادامه به جمله‌هایی پُرتر می‌رسد که کاملاً روی ریتم سوار است. ویژگی‌های نی‌نوازانه هم کمابیش ثابت است: جابه‌جایی مداوم بین منطقه‌های صوتیِ بم و زیر، الگوگیری از سونوریته‌ی کسایی و استفاده‌‌ی مداوم از واخوان. تکرار این ویژگی‌ها و وفاداری به سِیر کلی و گوشه‌های مهم در این اثر به حدی است که گاه شنونده می‌تواند منفعلانه کار را در پس‌زمینه‌ی کاری دیگر پخش کند و در پسِ ذهنش پیش‌بینی کند که قرار است چه بشنود. گذشته از این موارد، باید به نقاط روشن کار اشاره کرد: سونوریته‌ی شفاف و تمیزِ نوازنده‌ی نی در منطقه‌های صوتیِ مختلف، سؤال‌و‌جواب‌های نوازنده که از تکراری‌بودنِ کار می‌کاهد، و بعضی فرازهای متنوع و خلاقانه‌ی عبارت‌پردازی‌های ضربی و غیرضربی.

 


۱- منظورم از «شبه‌ضربی» بخش‌هایی است که اگرچه ضربی هستند، با الگوها و جملات آوازی ترکیب می‌شوند و الگوی متریک‌شان مدام با الگوهای غیرمتریک (آوازی) ترکیب می‌شود. در گوشه‌های ردیف نمونه‌های زیادی از این «شبه‌ضربی»ها هست.

برای خرید و دانلود آلبوم لب خاموش به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
04 خرداد 1400
Dar Pardeye Peyda 1

گمشده در لابه‌لای میکس و مستر

نویسنده: فاطمه فرهادی

داشتن سونوریته‌‌ی متناسب یکی از مهمترین ویژگی‌های یک نوازند‌گی موفق است. اما ساخته‌ی آرش آقائی، که تکنوازی عود با همراهیِ بنان گلکار نوازنده‌ی سازهای کوبه‌ای است، از این لایه آسیبی جدّی دیده است. هرچند که نوازنده حدودِ درخشانِ یک نوازندگی/ آهنگسازیِ عالی را نیز دارا نیست، ولی صدمه‌هایی هم از مشخص نبودنِ راهبرد در میکس و مسترینگ به صدا وارد شده است.

در فرایند تولید آلبوم موسیقی، یاری گرفتن از دانشِ فردی‌ـ حرفه‌ای‌ در میکس و مَستِر یکی از ضروریات است. میکس و مستر، به‌عنوان یک مرحله‌ی تخصصی در فرآیند تولید، آنچه در اتاق ضبط (Dead Room) و به صورت منفرد و منفک ضبط شده است را به صدایی تمیز و دلنشین و متناسب برای شنیدن تبدیل خواهد کرد. اهمیت این بخش از تولید به حدی بالاست که در کشورهایی که صنعت موسیقیِ آنها شکل گرفته است، مراکزی تخصصی برای مسترینگِ آثار موسیقی راه‌اندازی شده‌ و این شغل، به‌عنوان یک تخصص، جایگاه خاص خود را داراست. مهندس/صدابردارِ مسترینگ، با دانش فنی خود و احاطه بر تکنیک‌های مسترینگ و گوشی بسیار دقیق، این فرآیند را ممکن و به هرچه بهتر شنیده شدنِ یک اثر برای طیف وسیعی از شنوندگان کمک می‌کند.

«در پرده‌ی پیدا»، در این مرحله‌ و به‌خصوص در فرآیندِ استخراجِ فنیِ یک صدای شسته‌رفته از عود، به مشکل برخورده است؛ نتیجه‌ی این تلاش نافرجام، کم‌رنگ شدن و از دست رفتنِ تصویر واقعی سونوریته‌ی نوازنده است که به واسطه‌ی آن اجازه‌ی ارتباط حسی عمیق‌ با آلبوم از دست رفته است.

آلبوم در ایجاد طرح‌واره‌ای منجسم از تنش و آرامش ناتوان است. نداشتنِ چابکیِ لازم در ادای جمله‌ها و عباراتِ مرسوم در نوازندگیِ سازهای ایرانی نیز، که هر از چندگاهی به گوش می‌رسد، همان‌طور که در ابتدا به آن اشاره شد، از نقطه‌ ضعف‌های نوازندگی است. استفاده از نامِ «ضربی» برای قطعه‌ی شماره‌ی پنج، که تمی از موسیقی جنوب (بندری) را دارد، برای این قطعه مناسب نیست. همچنین، در انتهای آلبوم و در قطعه‌ی شش، با فرودی طولانی و ملال‌آور مواجهیم، تا در نهایت، در قطعه‌ی هفت، آلبوم با رِنگی سنتی و متعارف و تمام‌عیار به پایان می‌رسد.

برای خرید و دانلود آلبوم در پرده‌ی پیدا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2.5
28 اردیبهشت 1400
Roozgar 1

مدرسی، تجربی، مشقی

نویسنده: علیرضا جعفریان

«روزگار» اولین آلبوم نوازنده‌ا‌ی جوان است، شامل هفت تکه تکنوازی سه‌تار، در دستگاه ماهور و بر پایه‌ و اساس ردیف موسیقی ایرانی. در اولین لحظاتِ مواجهه، با معضلی شایع میان نوازندگانِ جوانِ سه‌تار روبه‌رو می‌شویم: مسئله‌ی صدادهی. من و برخی همکارانم در نویز بارها درباره‌ی صدادهی ساز سه‌تار در آلبوم‌های مختلف نوشته‌ایم. تا حدی که یادم می‌آید یکی از مخاطبان درباره‌ی عناد و خصومت نویز با ساز سه‌تار نظری نگاشته بود. اما، حقیقتاً اخذ صدای مناسب در سه‌تار پیچیده و دشوار است، تا جایی که گاه حتی یک نوازنده‌ی حرفه‌ایِ سه‌تار، که سال‌ها از استادانِ مختلف آموزش دیده، به انواع تکنیک‌های نوازندگی تسلط دارد، چندین ردیف را از بَر است و قطعات دشواری را می‌تواند بنوازد به‌راحتی ممکن است صدای سازش خوب نباشد.

در این آلبوم نیز، صدای سه‌تاری که می‌شنویم با آنچه از چهارچوب‌های زیبا‌شناسی در موسیقی ایرانی می‌شناسیم سازگار نیست. این ناسازگاری در سه حالت و وضعیت افزون است: در جملات آوازی و غیرمتریک، در مضراب‌های تک‌سیم و در محدوده‌ی صداهای زیر. نقطه‌ی قوّت آلبوم این است که نوازنده، خودآگاه یا ناخودآگاه، به کاستی‌هایش مشرف است و، در بیشتر اوقات، قطعات متریک با مضراب‌های واخوان و در محدوده‌ی صداهای بم می‌شنویم. برخی ایرادها، مانند بی‌تناسبیِ شدت‌وری یا بی‌تناسبیِ فنون‌، با روندِ ملودی و یا مضراب‌های چپِ اغراق‌شده و بی‌جا، معلوم نیست علّتِ معضل صدادهی‌اند یا مدلول آن.

آلبوم به کلی مبتنی بر ردیف است، با این حال نمی‌توان اثر را «مَدْرسی» ارزیابی کرد. از طرفی، هرچند که آلبوم اولین تجربه‌ی صاحبِ اثر محسوب می‌شود، اما به اثری «تجربی» هم نمی‌ماند. از این منظر، «روزگار» بیشتر به انتشار عمومیِ یک مشق کلاسی شباهت دارد: می‌توان به دوگانه‌ی «مدرسی» و «تجربی»، وجه سومی به نام «مشقی» نیز اضافه کرد.

برای خرید و دانلود آلبوم روزگار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 1
26 اردیبهشت 1400
Goftogooye Ney o Del 1

آتشی بی‌سبب‌افروخته

نویسنده: فاطمه فرهادی

سابقه‌ی انتشارِ آلبوم‌های تکنوازیِ عمدتاً بداهه، در دستگاه‌های مختلف، را می‌توان در کارنامه‌ی ویرتِئوزهایی همچون شهناز، کسايی، یا آثار منتشر شده از پایور و کمی جلوتر در کارهای لطفی، مشکاتیان و علیزاده جستجو کرد. تکنوازانِ مبرزی که جستجو در طول و عرض زندگی‌ هنری‌شان ما را به نقطه‌ای نخواهد رساند که بتوانیم بازه‌ای را به عنوان شروع کار و ناپختگی و یا اوجِ فعالیت و پختگی‌شان مشخص کنیم و شاید تنها بتوان دوره‌ی کاری آنها را، به سبب شیوه‌ی فعالیت‌شان، دسته‌بندی کرد. هرچه خلق کرده‌اند حرفی برای گفتن دارد و، هر بار که سازی زده‌اند، اثری کم‌نظیر از خود به جا گذاشته‌اند و انتشارِ آلبوم تکنوازی از آثارشان می‌تواند راهی باشد برای ثبت و انتقال آنچه از شیوه‌‌ی کاری و فنون اجرا (از سونوریته تا داینامیک و تسلط به جزییاتِ موضوعی) پیش می‌کشند. این قطعه‌ها معمولاً با ایده‌ی انتشار آلبوم پدید نمی‌آمدند، اما ضرورت تولیدِ چنین آلبوم‌هایی از نواخته‌های گاه پراکنده‌ی آنان کاملا روشن است. چرا که ثبتِ آنها همچون روشن کردن نقطه‌ای در دل این تاریخِ تیره و فراموشکار است و چاره‌ی کار برای تداومِ این هنر و انتقالِ درست و شاید ارتقاء آن در آینده.

از نیاز‌های یک نوازنده و آهنگساز، برای تولید یک اثر موفق و تاثیرگذار، آگاهی نسبت به گذشته و حالِ آثار مشابه تولید شده و نیم‌گاهی به آینده است. این آگاهی به او کمک خواهد کرد تا با ایده‌ای درست حرکت کند و گام‌های مناسب‌تری بردارد. «گفتگوی نی و دل» تکنوازی‌ای است از علی آزاد و شامل نُه قطعه، که هر یک به شیوه‌ای متفاوت ضبط و حتا با شیوه‌ای متفاوت میکس و مَستر شده‌اند.
آیا چنین تولیدی می‌تواند لحظات دلنشینی را برای مخاطبِ عام مهیا کند؟ آیا صِرف ثبتِ حال‌وهوایِ درونیِ نوازنده برای تولید یک اثر ایده‌‌ای بایسته و شایسته است؟

از همه‌ی این‌ نکته‌ها که بگذریم، یک اثر موفق حاصل انسجام فکری و کاری در تک‌تک عوامل تولید آن است: نوازنده‌ی توانا، صدابردارِ‌ متخصص، میکس و مَسترِ مؤثر، طراحی گرافیک فکر شده و مانندشان. نقص و فقدان بسیاری از این اصول در این آلبوم به شدت مشهود است و شاید همه‌ی ‌این‌ها نمایان‌گرِ ضرورت وجود یک ناشر آگاه باشد.

برای خرید و دانلود آلبوم گفتگوی نی و دل به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2
29 فروردین 1400
Nahan 1

عجله هنوز هم کارِ شیطان است

نویسنده: کارگاه مرورنویسی نویز

آیا برای یاد کردن از یک هنرمندِ برجسته باید او را در خویش رونویسی کرد؟ یاسمین رحمتی، در یک «به‌یاد محمدرضا لطفی»ـِ دیگر به نامِ «نهان»، به این پرسش گفته است آری. رحمتی، که سنتور می‌نوازد، وجهِ «شیدا»یی و «چاووش»ی لطفی را سراغ گرفته است؛ وجهِ آهنگسازانه و رهبری‌کننده‌ی او، که ـ البته ـ در عین حال که بر ذوق این نوازنده‌ی شاخص اتکا داشت، تنها به یمن باهمستانِ موسیقایی جوانان آن زمانِ «مرکز حفظ و اشاعه» ممکن می‌شد. «نهان» از همه‌ی این‌ها تهی است.

نه این‌که نوازندگان از نمونه‌های آن‌زمانی‌شان بهتر نیستند، که در مجموع هستند و یاسمین رحمتی هم از ذوق سهم خودش را دارد. مسئله وسعت امکان‌هاست: آن زمان آن‌قدر، این‌زمان چقدر؟ اینجاست که رونویسی کافی نیست. از ساخته‌های رحمتی تا گروه‌نوازی و آواز و صدابرداریِ «نهان» را، امروز، با ده‌ها نوازنده و خواننده‌ی دیگر می‌توان تجربه کرد و مطمئن بود تغییر تعیین‌کننده‌ای رخ نمی‌دهد. معنیِ این حرف به سادگی یک چیز است: وقتی برای موسیقیِ مؤثر، به چیزی بیشتر از یک «رونویسی» نمی‌اندیشیم، موسیقی‌مان به‌راحتی می‌شود: معمولی و تکراری، حتی برای علاقه‌مندانش.

تکنوازی‌های نوبتی، به سبْکِ «تقسیمِ غنائم»، اثر را چندپاره‌تر کرده است و حجمِ بالا و کیفیتِ نامناسبِ واخُنشِ (ریوِربِ) صدای خواننده سازوآواز (به‌خصوص در همراهی با سنتور) مضحک کرده است: سنتور در اتاق می‌نوازد و خواننده با میکرُفن در سالن بسکتبال آواز می‌خواند. وقتی هم نوبت به سهمِ سه‌دقیقه‌ایِ کمانچه‌ی محمدصادق شاه‌ولایتی از ۴۴ دقیقه‌ی آلبوم می‌رسد، شنونده، در بیست دقیقه‌ی پیش از آن، آن‌قدر رمق خود را از دست داده که دیگر به سختی می‌تواند حوصله‌ی شنیدنِ بهترین تکنوازی اثر را در خویش فراهم آورد و بفهمد که در این میان این سه‌دقیقه یعنی چه: دستاوردی برای این کمانچه‌نواز تا بداند هنرش را «امروز» چگونه باید عرضه کند؛ دانستن و بلدبودن کافی نیست، چگونگیِ عرضه خود عینِ هنر است.

«نهان» برای یادگرفتن چیزهای بیشتری دارد: اول، در تعامل پیوسته و مستمر بودن با مخاطب، اما همچنان جدی و، پس، صبور در انتشار؛ عجله هنوز هم کارِ شیطان است. دوم، درس مهم‌تری است که می‌توان، از جمله، در دبستان «نهان» آموخت: نوازنده‌ی خوب از تعاملِ رودررو با شنونده می‌روید و آهنگساز از فکر.

برای خرید و دانلود آلبوم نهان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2
25 فروردین 1400
بالا