نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: موسیقی مردمی


Namak II 1

وقتی ترانه‌های محلی کت‌شلوار پوشیدند

نویسنده: امیر بهاری

«نمک ۲» مانند آلبوم قبلی‌ گروه آدمک، «نمک» کاری است در بازتولید موسیقی اقوام ایران برای کودکان، نیتی که به بار نمی‌نشیند. ساده‌ دیدن موسیقی آذری، گیلکی، بلوچی و ... در یک مجموعه‌ی ۱۰ قطعه‌ای تقلیل دادن فرهنگ‌های موسیقایی گسترده و پیچیده‌ای است به قطعات دو، سه دقیقه‌ای. درحالی که این ترانه‌ها منشأ کودکانه ندارند، و در این روایت هم محتوای عاشقانه یا جدی آنها سرجای خود باقی مانده است. 

اگر بنا بود  این ترانه‌ها تاثیری بر کودکان بگذارند و جایگزینی برای موسیقی‌ای باشند که از فرهنگ‌های مختلف به کودکان‌مان هجوم آورده‌اند بهتر بود «نمک ۲» این دو ویژگی را داشته باشد؛ یکی سرخوشی، و دیگری اجرای موزیکال (گروهی، هم‌زمان و غیر مترونومیک). «اُستیناتو»  در این موسیقی کارکردی معکوس پیدا کرده است؛ جای آنکه  تکرارها باعث شوند تا ملودی در ذهن باقی بماند بیشتر باعث انسجامی خشک و بی‌روح شده است. اگرموسیقی نواحی ایران را به انسانی تعبیر کنیم که لباسی رنگارنگ تن کرده و حرکات و شیطنت‌هایش قابل پیش بینی نیست؛ در «نمک ۲»  و حتی «نمکِ» اول به معلمی جدی، عصا قورت داده با کت شلواری یک رنگ  که کمی هم افسرده است، شباهت پیدا کرده است. به نظر می‌آید دوستان «آدمک» حداقل در این پروژه یک نکته‌ی مهم درباره‌ی متد اُرف شول-ورک را نادیده گرفته‌اند: اینکه ریتم، فواصل و در نهایت بستر موسیقی بومی کشورهای اروپایی همانی است که از زمان کنستانتین تا امروز یعنی بیش از ۱۶ قرن بستر موسیقی کلاسیک اروپا بوده است. در صورتی که چنین نسبتی میان موسیقی نواحی مختلف ایران، موسیقی دستگاهی و موسیقی اروپایی صادق نیست.

در «نمک ۲»  کودک، روایت دختری را که از چشمان خمارش اشک می‌بارد و پسری که با شیرین زبانی از راه به در شده را به زبان آذری می‌شنود، به گیلکی می‌شنود که کسی دلباخته «رعنا»ست ولی رعنا با «کرد آقا جان» نامزد کرده، از آن طرف هم گروهی خواننده دارند با تذکر اینکه وقت کار است گیاهی را از خاک بیرون می‌کشند و ... درست که این ترانه‌ها جایگاه قابل‌توجهی در موسیقی اقوام دارند ولی آیا با این پی‌رنگ‌ها مناسب کودکان هم هستند؟

برای خرید و دانلود آلبوم نمک ۲ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
10 تیر 1398
No Hengam 1

گشت و گذار در کوچه‌باغ‌ها

نویسنده: سعید یعقوبیان

عناصرِ موسیقیِ جَز گونه‌ی نوهنگام، بی‌جلوه‌گریِ ویژه‌ای (مثلاً با ویرتوئوزیته و تکنیک یا نوسان‌های برجسته در شدت‌وری) کنار هم مسیری آرام و رام را طی می‌کنند. هر مسیر، ابتدا با پرسه زدنِ سازها (سه ساز غربی و یک سه‌تار/تنبور) در یک اشل صوتی مشخص شروع می‌شود و پس از تثبیت یک اتمسفر مدال، آنچه گروه را همگام می‌کند موزون شدنِ موسیقی‌ست که آن نیز همچون عناصر دیگر موسیقی، قرار نیست به دنبال پیچیدگی باشد. حرکت مدال در هر قطعه ثابت نمی‌ماند و مدگردی‌هایی (از پیش تعیین شده) را در طی مسیر از سر می‌گذراند. گاه زمزمه‌ای تک بیتی نیز با موسیقی همراه می‌شود. این گزارشی از موسیقی نوهنگام است.

اما در کنارِ کلان-ساختارِ فرمیِ اجراهای نوهنگام، آنچه که می‌توان ویژگیِ محتواییِ آن دانست، زیربنایِ موسیقی دستگاهیِ آن است. اینکه پیانو و گیتار الکتریک تلاش می‌کنند تا خود را آشنای سه‌تار نشان دهند (مانند آنجا که در بیات ترک، گیتار سعی در تعدیل فواصل دارد) نشان از هدفِ گروه در ایرانی بودنِ موسیقی و شناخت نوازندگان‌‌اش از زبانِ ساز ایرانی دارد؛ چه اغلب، مدگردی‌ها را پیانو و گیتار شروع می‌کنند. در روند اجرا این سه‌تار نیست که باید خود را با دیگران هماهنگ کند بلکه سازهای دیگر هستند که می‌کوشند از چهارچوب دور نشوند. آواز نیز هر جا که وارد می‌شود، در افزودنِ وزنِ فواصل ایرانی به یاریِ گروه می‌آید. با این اوصاف گویی در مسیر حرکت موسیقی در هر قطعه، از گاهِ پرسه زدن تا نقطه‌ی پایانِ‌ِ آن، ساز ایرانی محوری‌تر به نظر می‌رسد. حتا در جنس و رنگ صوتی نیز با توجه به برخوردی که با سازهای الکتریک شده (فضاسازی‌های عموماً حجیم و بم)، ساز ایرانی متمایزتر و نافذتر است. از این حیث تک قطعه‌ای که تنبور این نقش را به عهده گرفته موفق‌تر از آب درآمده ‌است. هارمونیِ فواصل در آن منطقی‌تر و فضاهای صوتی بدیع‌ترند که علاوه بر نقش نوازنده، فواصل موسیقیِ تنبور نیز در این امر بی‌تأثیر نبوده است. در دیگر سو جملات سه‌تار در مُدها سرگردان است و به ندرت یک جمله‌ی شسته رفته از آن شنیده می‌شود. روی چنین موسیقی‌ای سه‌تار باید به خودِ کلاسیک‌اش نزدیک باشد یا اقتضای این نگرش همین سرگردانی و پرسه‌زنی‌ست؟

برای خرید و دانلود آلبوم نوهنگام به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
04 تیر 1398
Taraneh Haye Kaboud 1

گم‌شده در بیابان‌های کرمان

نویسنده: کامیار صلواتی

اگر توضیحات دفترچه‌ی سی‌دی را بپذیریم، ترانه‌های کبود را باید آلبومی بدانیم که معرف و در عین‌حال برگرفته از سنت‌های موسیقایی جنوب کرمان است؛ حوزه‌ای که به نظر می‌رسد چندان از لحاظ موسیقی‌شناختی کار شده و شناخته شده نیست. ترانه‌های آلبوم عموماً فرم ساده‌ای دارند؛ تقریباً همگی یا تک‌بخشی هستند یا  بندبرگردان. این ترانه‌ها را از لحاظ منشاء شکل‌گیری‌شان می‌توان به سه بخش کلی تقسیم کرد: ترانه‌هایی که خالق‌شان نامشخص است (یا طبق توضیح دفترچه آهنگ و شعرشان «محلی» است)، ترانه‌هایی که ساخته‌ی دُرمحمد نوازنده هستند، و بالاخره ترانه‌هایی که توسط حسین نظری، نوازنده‌ی جوان قیچک و خواننده‌ی آلبوم ترانه‌های کبود ساخته شده‌اند.

پرسش‌هایی که با شنیدن این آلبوم سربرمی‌آورند زاییده‌ی این دسته‌بندی سه‌بخشی هستند: ترانه‌های کبود بالاخره اثری برای معرفی موسیقی جنوب کرمان است یا برای خلق آثاری نو براساس سنت‌های آن فرهنگ موسیقایی؟ اگر شق اول را درست بدانیم، چرا هیچ‌گونه توضیحی درباره‌ی کلام یا کارکرد این ترانه‌ها، خصوصیات تئوریک و اجرایی این نوع موسیقی، تاریخ این ترانه‌ها، یا تفاوت موسیقی حوزه‌ی جنوب کرمان با موسیقی بلوچستان –که به نظر می‌رسد دست‌کم شباهتی فراوان با موسیقی این حوزه‌ی جغرافیایی دارد- داده نشده است و به جای آن، در جملاتی تعارف‌آمیز که نه فقط برای اثری پژوهش‌گرانه که برای اثری هنری هم هضم‌نشدنی هستند، از «نبوغ» و «درک والا»ی عماد توحیدی سخن به میان آمده است؟ «سازهای کوبه‌ای» مورد استفاده در این آلبوم چه هستند و چه نسبتی با سازهای سنتی رایج در جنوب منطقه‌ی کرمان دارند؟ دُرمحمد نوازنده که بوده و در این سنت موسیقایی چه جایگاهی داشته است؟ اگر فرض کنیم که هدف نه شناخت و معرفی موسیقی‌شناسانه‌ی موسیقی یک منطقه‌ی خاص، که خلق اثری هنری بوده، چرا تفاوت معناداری میان ساخته‌های حسین نظری با ترانه‌های پیشین این حوزه‌ی محلی-جغرافیایی دیده نمی‌شود و اصولاً چرا این سه دسته کنار هم جمع شده‌اند؟

شنیدن آلبومی چون ترانه‌های کبود که بر روی خلاء ایستاده است، شنونده را در سرگیجه‌ای مدام رها می‌کند که دارد چه می‌شنود و اصولاً برای چه می‌شنود. این‌چنین است که هرگونه داوری یا تحلیل محتوای موسیقایی آن نیز ممکن است به بی‌راهه برود.

برای خرید و دانلود آلبوم ترانه‌های کبود به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.6 ( 7 رای)
26 خرداد 1398
Shabaji 1

گیاهِ پیوندی

نویسنده: سعید یعقوبیان

از باغچه‌بان، پایور، پژمان و حتی پیش از آنها تا امروز همواره برخی موسیقیدانان ایرانی سراغ موسیقی نواحی نیز رفته‌اند. از میراث ردیفی که بگذریم، عده‌ای نغمه‌های محلی را از صافی موسیقی کلاسیک غرب گذرانده‌اند (خوانده‌هایِ منیر وکیلی را نام ببریم از میان ده‌ها اثر دیگر) گاه آثاری منتج از علاقه‌مندی‌هایی پژوهشی تصنیف شده‌اند (مانند «موسیقی مازندرانی» محمدرضا درویشی) گاه این موسیقی‌ها بستری برای مردم‌پسند شدن موسیقی کلاسیک ایرانی بوده‌اند (مثلاً در «شب سکوت کویر»، کیهان کلهر) و گاه دستمایه‌ی برداشت‌هایی شخصی شده‌اند (مثلاً در برخی کارهای محسن نامجو).

همچنین در دهه‌های گذشته عاملینی از خود این موسیقی‌ها که موسیقی علمی نیز می‌دانستند دانش و تجربه‌شان را به خدمت موسیقی خود درآورده‌اند (آثاری از کامکارها و نمونه‌های دیگر). از همین نوع، در شاباجی نیز چند قطعه از موسیقی مازندران برای گروه سازهای ایرانی و یکی دو ساز محلی تنظیم شده که حاصل کار در اینجا یک موسیقی دورگه از آب درآمده‌‌است. مرکزگرایی و نوع برخورد با موسیقی مازندران در اجرای تارِ تنها به روشنی عیان است. تار شور دستگاهی می‌نوازد و هیچ نشانی از مازندران در آن نیست. در تنظیم برای گروه نیز بافت رقیق هموفونیک، به‌کارگیری ایده‌هایی چون استیناتو، استفاده از برخی تکنیک‌ها در نوازندگی سازها که متعلق به موسیقی محلی نیستند و از همه مهم‌تر تعدیل فواصل، موسیقی را به بیانی کلاسیک نزدیک کرده‌اند. در شروع قطعات، شنونده نمی‌تواند حدس بزند که قرار است موسیقی محلی بشنود. در دیگر سو آنچه ابوالحسن خوشرو می‌خواند یا آنچه للـه‌وا می‌نوازد دقیقاً در همان فواصلی نیست که گروه نشان می‌دهد. به بیان دیگر محتوای اخذ شده از مخزن موسیقی محلی، با الک شدنِ گل‌بوته‌های بومی و پر شدن از چاشنی‌های شهری، در تثبیت هویت موسیقایی خود–که حرف و هدفِ این اثر است- تنها به گویش، حضور یکی دو ساز بومی و نهایتاً با لهجه‌دادن به برخی لحظات معدود موسیقی با چند اشاره‌ و لحن‌ بسنده کرده‌است؛ مقایسه کنیم با آلبوم «مال‌کنون» (عطا جنگوک، 1376) که در آنجا همه‌ی موسیقی، بختیاری حرف می‌زند.

موسیقی‌های نواحی ایران، پوشیدن کت و شلوار شهری را هم تجربه کرده‌اند. اغلب به آنها پوشانده شده و گاه خود سراغ‌اش رفته‌اند. گاه بهشان آمده و گاه نه!

سعید یعقوبیان شاباجی بابک خوشرو ابوالحسن خوشرو

برای خرید و دانلود آلبوم شاباجی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.7 ( 6 رای)
01 خرداد 1398
hamze sia2

روایت هزار ساله و پی‌رنگ پُست مدرن

نویسنده: امیر بهاری

ارائه‌ی هنرمندانه و جسورانه‌ی یک روایت کهن، از عالی‌ترین شمایل حفظ سنت‌هاست که در عین بدعت، ریشه‌های اصیل و کهنی دارد. این شکل ارائه آنقدر وام‌دار سنت است که عمیقا سندیت دارد و در عین حال از منظر زیبایی‌شناسی هم صاحب نظرگاهی امروزین است. «حمزه سیا» اثر حمزه مقدم چنین روایتی از موسیقی جنوب و به‌خصوص بوشهر است.

اگر حتی فقط روایت‌های معاصر (شنبه‌زاده، حبیب مفتاح، محسن شریفیان و ...) فرهنگ و موسیقی بوشهر را شنیده باشید، سویه‌های اصیلِ روایت‌ها به قدری برجسته و واضح بودند که فضاهای کهن و اصیل این موسیقی را به شما معرفی کرده باشند. «حمزه سیا» در قالب آن فضاهای اصیل جای می‌گیرد اما از بیرون ماحصل دهه‌ی دوم قرن بیست و یکم و است با ملزومات زیبایی شناسانه‌ی این دوران و از درون چنان به سنت‌ها تنیده است که  شما را به تاریخ بسیار دوری می‌برد. این تناقضِ زیرکانه به واسطه‌ی یک راوی آگاه به آن فرهنگ، آن موسیقی و آن سنت، در لایه‌های زیرین پنهان شده، ساختار آلبوم را هدایت می‌کند و مخاطب امروز را به این اثر گره می‌زند. مخاطبِ سخت گیری که حداقل توقع‌اش از اثر هنری، فرم و ساختاری منسجم است. آلبوم شروع، میان، اوج و پایان دارد. تقریبا به همان شکلی که آلبوم‌های موضوعی (کانسپت آلبوم، آلبوم‌های روایتگر مثل «نیمه‌ی پنهان ماه»ِ پینک فلوید) دارند و این طراحی به گونه‌ای است که در آن، لحن و فرهنگ این موسیقی از دست نمی‌رود.

اما چیزی که به این آلبوم کمی آسیب زده است نوع پالایش صوتی (میکس و مسترینگ) آن است. به دلیل سخت و ناشناخته بودن این جنس موسیقی میکس آن هم به نوعی کار تجربی بوده ولی می‌شد این تجربه را همسوتر با آن جنس موسیقی به انجام رساند.

آنچه ما از موسیقی اقوام مختلف ایرانی دیدیم اغلب یا روایات اصیل بریده بریده‌ای بودند که توسط محققان ثبت و ضبط شدند و یا تجربه‌های امروزی که با الهام و با استفاده از آن موسیقی‌ها و سازها در بستری تغییر یافته انجام شده است. «حمزه سیا» یک آلبوم با نظرگاه زیباشناسانه امروزین به روایت یک راوی اصیل است در حالی که بستر(کانتکست) موسیقی تغییر نکرده  و این دستاورد مهمی برای موسیقی امروز ماست.

برای خرید و دانلود آلبوم حمزه سیا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3 ( 9 رای)
09 اردیبهشت 1398
400x402

جاودانگی

نویسنده: علیرضا جعفریان

‌پنجگاه آخرین آلبوم علی اکبر شکارچی‌ست که در گرامی‌داشت پنج استاد موسیقی منتشر شده: عطا جنگوک، داریوش صفوت، محمد رضا لطفی، هابیل علی‌اف و احمد محسن‌پور. آلبوم شامل پنج فایل تصویری از تکنوا‌زی‌های کمانچه‌ی شکارچی در سال‌های 82 الی 94 است که البته معلوم نیست در زمان اجرای‌شان هم به یاد اساتید مذکور نواخته شده‌اند یا صرفاً در این آلبوم از میان اجراهای مختلف گزیده‌ شده و هر کدام به یکی از اساتید اختصاص یافته‌اند. اما به هر حال نوع اجراها همانی‌ست که از شکارچی انتظار داریم و به نظر نمی‌رسد تناسبی میان موسیقی و شخصی که موسیقی به او تقدیم شده وجود داشته باشد. توضیح چنین مسائلی در چنین آلبومی ضروری‌ست، اما پدیدآورندگان پنجگاه زحمتی به خود نداده‌اند. کیفیت صدا و تصویر هم بدتر از آن چیزی‌ست که انتظار می‌رود. پنجگاه بیش از آنکه شبیه به آلبوم در معنای مرسوم امروزی‌اش باشد، شبیه به پخش اینترنتی بخش‌هایی از چند کنسرت در رسانه‌های تصویرمحور است. اما با این حال، آلبومی که خالقش یکی از مهم‌ترین نوازنده‌های عصر حاضر باشد در هر شرایطی شنیدنی‌ست.

فعالیت‌های علی اکبر شکارچی را می‌توان به دو دسته‌ی آهنگسازی برای گروه سازهای ایرانی و نوازندگی ساز کمانچه تقسیم کرد. که البته همیشه بارزترین خصوصیت مشترک هر دو دسته تلفیق موسیقی کلاسیک ایرانی با موسیقی منطقه‌ی لرستان بوده است. در دهه‌ی شصت آهنگسازی‌های شکارچی برای گروه سازهای ایرانی، بیشتر از آنکه در راستای حفظ موسیقی لرستان باشند، نوآورانه و تجربی به نظر می‌رسیدند. و از همین ناحیه هم مورد نقد قرار گرفتند. جدای از اینکه در آن زمان حفظ ارزش محسوب می‌شد یا نوآوری، حالا بعد از گذشت چند دهه، از زاویه‌ای دیگر می‌توان به این آثار نگاه کرد: اگر ارزش تاریخی را تسامحاً کنار بگذاریم، این دسته از فعالیت‌های شکارچی در ارزش‌گذاری هنری نمره‌ی بالایی کسب نمی‌کنند؛ امروز یک گروه موسیقی دانشجویی می‌تواند آثار به مراتب نوآورانه و  پیشرفته‌تری خلق کند. اما آن دسته از فعالیت‌های شکارچی که به نوازندگی ساز کمانچه مربوط می‌شود هنوز هم بعد از گذشت سال‌ها دارای ارزش‌هایی فارغ از ارزش‌های تاریخی‌ست؛ برای یک دانشجوی موسیقی چون شکارچی نواختن رؤیاست. به نظر می‌رسد مسئله «پیشرفت» است. وقتی پای پیشرفت در میان باشد، تاریخ مصرف هم معنادار می‌شود. و شاید به همین دلایل باشد که رفته‌رفته از فعالیت‌های شکارچی در دسته‌ی اول کاسته و به دسته‌ی دوم افزوده‌ شده است.

پنج گاه علی اکبر شکارچی علیرضا جعفریان موسیقی سنتی ایرانی کمانچه

برای خرید و دانلود آلبوم پنجگاه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.4 ( 7 رای)
12 اسفند 1397
Khosrove Mahrouyan 1

کاریکاتوری از دیگری در آینه‌ی خود

نویسنده: کامیار صلواتی

منظره‌ی یک خانه‌ی شیروانی‌دار با دو مناره‌ کنار سقف. خطوط بک سطح عمودی واحد به نقطه‌ی گریزهای متفاوتی می‌رسند و دیوارهای ساختمان پشتی نقطه‌ی گریز دیگری را تعریف می‌کنند. زن سیاه‌چشم و ابروپیوسته‌ای با کلاه و لباسی اروپایی و مرد سبیلویی با کلاه قاجاری و کت و کراوات. نقاشی در کلیات‌اش مضحک به نظر می‌رسد و البته آرزومندانه. تقلیدی فرومایه از پرسپکتیو غربی‌ست، اما بیش از هرچیز با معوج بودن و تقلایش غربی نبودنش را داد می‌زد. «پرسپکتیو»، این میراثِ رنسانسی را نشانی از مدرنیته و «امروزی» بودن می‌داند، اما نمی‌داند که در غربِ معاصرش، بنیان‌های پرسپکتیو در حال سقوط است و «مدرنیسم» در هنر معنایی دیگر دارد. در حقیقت، تصور نقاش و کاشی‌کار قاجاری از غرب و مدرنیسم، چه در تئوری و چه در عمل نادرست و کاریکاتوروار است؛ تصوری که بیش از آنکه نشان‌دهنده‌ی واقعیت مدرنیسم و غرب باشد، ذهن آشفته‌ی ایرانیِ پس آن را می‌نمایاند.

«خسرو مه‌رویان»، همان تصویر معوجی‌ست که روی کاشی‌های قاجاری می‌بینیم؛ خالق اثر، همچون کسانی که پرسپکتیو رنسانسی را نشان «مدرنیسم» می‌دانستند، حضور گیتار الکتریک و گیتار بیس و البته لابد سیستم تنال را نشانی از «امروزی بودن» می‌داند و باغلاما و تنبور را نشان کهن‌سالی (و جالب آن‌جاست که تنالیته‌های پیشامدرن غربی، از جهاتی کارکردی شبیه به پرسپکتیو داشتند). او مصرانه، پرسپکتیوی ناقص و نادرست از بعضی سبک‌های موسیقایی غرب را در کنار پرسپکتیو نامتمرکز موسیقی ترکی و کُردی کنار هم می‌نشاند. جزییات و بستر حیاتی این را می‌زداید و عمق و قوانین آن‌یکی را تقلیل می‌دهد به چند خط کجی که به گریز واحدی نمی‌رسند. معاصریت موسیقایی را با غربی بودن آن این‌همان می‌کند و این جهان‌های بیگانه را عریان و رسوا، در کنار هم می‌چیند. همچون بسیاری از آثار «موسیقی ملل»، تلاش می‌کند تا «زواید» این دو موسیقی، به‌خصوص قطب غیرغربی معجون‌اش را، بزداید؛ غافل از آنکه همین زواید و پوسته‌ها گاه خود هویت این موسیقی‌اند. این‌ها ویژگی اکثر آثاری‌اند که به ژانر «موسیقی ملل» نزدیک‌اند؛ هرچند در «خسرو مه‌رویان» به آشکارترین شکل جلوه می‌کنند. هنوز راه درازی هست از «خسرو مه‌رویان»ها و آویژه‌ها و شعاری-کریستف‌ها تا به مرتبه‌ی عزیزه مصطفی‌زاده برسیم. شناختن و یافتن و ساختن آن جایگاه در ویترین امروز جهان موسیقی، با پیش‌فرض‌ها و تقلیل‌های آثاری چون «خسرو مه‌رویان» فرسنگ‌ها فاصله دارد. 

برای خرید و دانلود آلبوم خسرو مه‌رویان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0.5 ( 6 رای)
06 اسفند 1397
بالا