نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

مروری بر آلبوم «اورنگ»

ایگویِ اورنگ نویسنده: سعید یعقوبیان

شبیه هیچ چیز نیست؛ حتی شبیه خودش. شش قطعه‌ی آلبوم چیزیشان شبیه هم نیست جز اینکه در همه‌شان کمانچه را در صدر می‌شنویم و این شباهت چیزی نیست جز شباهت همه‌ی «من»‌های ما در اینکه ظاهرمان یکی است؛ همه دست و پایی داریم و چشم و گوشی؛ ایستاده راه می‌رویم و در دنباله‌ی فرگشتیِ جهانمان «آدم»ایم.

اما اینهمه «من» همه در مقابل «دیگری» معنا می‌یابند: معنای خود را می‌یابند. می‌یابیم؛ و به تصویری یکپارچه از خود می‌رسیم و مآلاً «دیگری» از ما به تصویری یکپارچه می‌رسد (که نه همان یکپارچگیِ در ماست). مگر اجتماعیّتِ انسانی چیزی جز این است؟ وگرنه چرا سکوت‌ها شکسته می‌شوند و چرا اورنگی ساخته می‌شود؟

اورنگ در شکل‌نایافتگیِ ماهوی‌اش تلاش برای رسیدن به تصویری کامل از خود را ناکام می‌گذارد. «منِ» اورنگ نه تنها «دیگریِ» ثابتی برایش وجود ندارد بلکه با هیچ «دیگری»ای نسبتی ندارد. «منِ» من‌شده در میانِ «همه»‌ی همانند در مناسبتشان با «دیگری»، می‌پرسد «دیگری» کجاست اما «منِ» هنوز من‌نشده‌ی اورنگ می‌پرسد: من کجا هستم؟ می‌پرسیم او کجاست؟ ...که هر لحظه از چیزی سخن می‌گوید دور شده از حرفِ چند لحظه‌ی پیش و حرف-صوت‌ها گاه حتی به حرفی هم نمی‌رسند و به انجامی نمی‌انجامند. و دست آخر تصویر یکپارچه‌ای از آنچه که او هست در ذهن‌مان شکل نمی‌گیرد جز نایکپارچگی‌ای که از او به نمایش گذارده شده است.

سفسطه است اگر با خود بگوییم این هم نوعی از «من» است. باید پرسید این «من» به اورنگِ چه مناسبت‌هایی تکیه دارد و چگونه تعریف می‌یابد؟ به کدام عیار خود را می‌سنجد تا از دامِ چنین سفسطه‌هایی برهد؟ در گریز از توجیه و در اندیشه‌ی چاره‌جویی، باید همواره به یاد داشت که دور شدن از معنایِ اجتماعیِ احساسِ وجود داشتن است که ما را در چنین دام‌هایی می‌تواند انداخت. خاصه! با فراموش نکردنِ اینکه این ابژه هنوز وجودی نیافته تا به تعریفی برسد و برساند. اورنگ هنوز شبیه هیچ چیز نیست؛ حتی شبیه خودش، که اگر شبیه خودی شده بود، هر لحظه از بی‌شکلی‌اش، شبیه چیزی نمی‌شد یا نمی‌خواست و نمی‌کوشید تا خود را در مناسبت با یک «دیگری» به دیگران بنمایاند.

برای خرید و دانلود آلبوم اورنگ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

03 دی 1398

ارسال دیدگاه


بالا