نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

نقد‌های علیرضا جعفریان


Tasnif o Taraneh 1

آشفته

نویسنده: علیرضا جعفریان

بدون این‌که دفترچه‌ی آلبوم را باز کنیم، فقط روی جلد را ببینیم: عنوان آلبوم «تصنیف و ترانه» است و روی جلد چنین ترجمه شده: "BALLAD & SONG". نقش تصنیف در موسیقی ایرانی بی‌شباهت به نقش بالاد در موسیقی غربی نیست. اما ترجمه‌ی واژه‌ی «تصنیف» به «بالاد» مشابهِ این است که واژه‌ی «حسن روحانی» را به «دونالد ترامپ» ترجمه کنیم: هر دو رئیس جمهور هستند و نقش‌شان در ساختار حکومت‌ها شبیه است.

همچنان روی جلد بمانیم. چند ساز ایرانی می‌بینیم: تار، سه‌تار، عود، تنبک و سنتور. تعداد سوراخ‌های صفحه‌ی سه‌تار بیش از حدّ معمول است و عود و سنتور در دلِ هم رفته‌اند. هیچ‌چیز ربطی به عنوانِ آلبوم ندارد. تا این‌جا می‌پنداریم صاحبانِ اثر «جزئیات» را جدی نگرفته‌اند. اما اشتباه می‌کنیم.
دفترچه را باز کنیم و بخوانیم. بی‌توجهی به جزئیات همچنان ادامه دارد و به‌هم‌ریختگیِ گرافیکی غوغا می‌کند. اما یک آشفتگیِ بزرگ روی جزئیاتِ آشفته سایه انداخته است: لیستِ قطعات مندرج در دفترچه با آنچه می‌شنویم یکی نیست. دو قطعه که در دفترچه «۱۱- قطعه‌ شرقی ۳» و «۱۲- ترانه رنگارنگ» نام‌گذاری شده‌اند در محتوای صوتیِ آلبوم وجود ندارند! تا اینجا به نظر می‌رسد صاحبینِ اثر فقط ملزومات پیراموسیقایی و غیرموسیقاییِ تولید آلبوم را جدی نگرفته‌اند. اما اشتباه می‌کنیم.

دفترچه را کنار بگذاریم و به موسیقی گوش دهیم. آلبوم از یک ایده‌ی کلی نفع می‌برد: بررسی صوتیِ زیبا‌شناسیِ تلفیقِ شعر و موسیقی در تصنیف‌های به‌جامانده از دوره‌ی قاجار و ترانه‌های رادیوییِ دوره‌ی گل‌ها، که در دو بخشِ منفصل ارائه شده‌ است. علاوه بر این ایده‌مندیِ اولیه، گرمای صدای خواننده هم به شنیدن ادامه‌ی آلبوم تشویق‌مان می‌کند. اما در بخشِ دوم، ناگهان صدای خواننده بدلِ صدای غلامحسین بنان می‌شود. همین‌جاست که آشفتگی‌های دفترچه در محتوای موسیقایی هم ادامه پیدا می‌کند. معلوم نیست غایتِ آلبوم بازنمایی است یا فرانمایی. از طرفی، خواننده سعی در بازنماییِ مو‌به‌مو دارد و از طرفی ارکستراسیون، شیوه‌ی اجرا و جزئیاتِ قطعات دچار تغییراتِ اساسی شده‌ است. تفاوتِ یک «مردِ هزارصدا» که خواننده‌های مختلف را تقلید می‌کند، با خواننده‌ای که، با دورنمای پژوهشی، دست به تقلیدِ صدای یک خواننده‌ی قدیمی می‌زند چیست؟ احتمالاً بخشی از جواب را می‌شود در بسترِ ارائه جُست؛ بستری که در آلبوم «تصنیف و ترانه»، به دلیلِ همان تناقض، تقلید صدای خواننده را از یک بازنماییِ پژوهشی دور کرده است.

برای خرید و دانلود آلبوم تصنیف و ترانه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 1.5
29 بهمن 1399
Gaatha 1

صریح و بی‌تقیّد

نویسنده: علیرضا جعفریان

آلبوم شامل چهار بخش است: «ریشه‌های معلق»، «از مزامیرِ سَحَر»، «برای رنگ‌ها» و «سحرِ بلندِ شب». اثر از هر تقیّدی دوری کرده است، چه تقیّدات مربوط به چینش عمودی و افقی صداهای موسیقایی و چه تقیّدات پیراموسیقایی. هفده قطعه‌ی آلبوم (محدود در چهار بخش) به هفده گات اوستا نسبت داده شده‌اند، اما ارتباط یا روند مشخصی میان بخش‌ها دیده نمی‌شود. در چهار قطعه‌ی مربوط به «ریشه‌های معلق»، با به‌کار‌گیریِ برخی‌ شیوه‌های قرن بیستمی (دیسونانس‌ها، فواصل کروماتیک، گلیساندوها و غیره) فضای غیرملودیکِ وهم‌آلودی خلق شده است، که گاهی به یک تِمِ ملودیک با رنگ و بوی ایرانی مزیّن می‌شود؛ نخ تسبیحی که چهار قطعه‌ی مجزّا را به هم پیوند داده است. در چهار قطعه‌ی مربوط به «از مزامیرِ سَحَر»، آن فضای قرن بیستمی دیده نمی‌شود، اما ماجرای تِم، نخ و تسبیح همچنان تا حدودی صادق است. ارجاعات به موسیقی ایرانی در این قسمت بیش از دیگر بخش‌هاست. ارتباطِ هشت قطعه‌ای که ذیلِ عنوان «برای رنگ‌ها» آمده‌اند کمینه است. در این قطعات نشانه‌هایی از موسیقی‌های ایرانی، جَز و حتا هندی شنیده می‌شود. هر چه به انتهای آلبوم نزدیک می‌شویم از موسیقی ایرانی فاصله می‌گیریم. در قطعه‌ی آخر، که خود به تنهایی بخش «سحرِ بلندِ شب» را تشکیل داده است، دیگر خبری از موسیقی ایرانی نیست.

بعضی از آثارِ هنری همه‌ی تقیّدات بیرونی را دور می‌ریزند و قوانین درونیِ منحصر به خودشان را در چهارچوب اثر تعریف می‌کنند. اما «گات‌ها‌» درون خودش هم به روند و شکل و سیاقی پایبند نیست: قطعاتِ یک بخش ممکن است به هم وابسته باشند یا نباشند؛ یک قطعه ممکن است فقط سی ثانیه باشد و ممکن است چهار دقیقه طول بکشد؛ یک بخش ممکن است فقط یک قطعه باشد؛ شاید موسیقی ایرانی بشنویم، شاید جَز و شاید موسیقی قرن بیستمی.

هر چند که آثار پیشین محمدعلی نجف‌پور با این آلبوم کیلومترها فاصله دارند، اما با نگاه به آلبوم‌های قبلی‌اش از دریچه‌ی «گات‌ها» می‌توانیم به فهم جدیدی از آن‌ها هم برسیم. خصوصیّاتی که در «گات‌ها» می‌بینیم به شکل محافظه‌کارانه‌ای در «دای‌کاتو‌» هم قابل ردیابی‌اند. به‌نظر می‌رسد نجف‌پور در «گات‌ها» به صراحت رسیده است. او با صراحت از ملودی فاصله می‌گیرد و با صراحت به مخاطبش می‌گوید یک تحریر کوتاه کمانچه می‌تواند به‌ تنهایی قطعه‌ای موسیقایی باشد.

برای خرید و دانلود آلبوم گات‌ها به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2.5
26 بهمن 1399
Dream of Maniacs 1

تماماً تِماتیک

نویسنده: علیرضا جعفریان

قضاوتِ ما درباره‌ی چیزهایی که می‌شنویم بر اساس چیزهایی است که قبل‌تر شنیده‌ایم. «رؤیای دیوانگان» سی‌وهشت دقیقه تکنوازیِ آکاردئون است و نظیرِ چندانی در خاطره‌ی شنیداری ما از موسیقی در ایران ندارد. با این حال، پیش از «رؤیای دیوانگان»، آلبوم «آکاردئون» از فرزاد میلانی و آلبوم‌های «دُرنادِئون» و «والس‌های تهران» از مهرداد مهدی را شنیده‌ایم، که یا تکنوازیِ آکاردئون هستند و یا به‌کلی مبتنی بر این ساز ساخته شده‌اند. در «آکاردئون»، اساسِ کارِ فرزاد میلانی تلفیق و ایرانیزه‌کردن است. مشابهِ همان اتفاقی که برای ویولن با ورود به فضای موسیقی ایران افتاد. مهرداد مهدی چنین دل‌مشغولی‌ای ندارد و در آثارش بیش از هر چیزی مهارت و تنوع تکنیکی در نوازندگی دیده می‌شود.

بهنام عمران اما نه دغدغه‌ی تکنیک دارد نه تلفیق. به سختی می‌شود نشانه‌هایی از هویت ایرانی را در آلبوم رصد کرد. احتمالاً بارز‌ترینش شباهت ملودیکِ قطعه‌ی "۴۸ ساعت تا پاییز" با قطعه‌ی "آفتابکاران جنگل" (همان «سر اومد زمستون») است، که آن هم البته می‌دانیم برگرفته از یک قطعه‌ی مردمیِ ارمنی است. ملودی قطعات ساده‌اند؛ بدون پیچیدگی‌های موسیقایی یا اجرایی. همین سادگی به هضمِ آسان و تأثیرگذاری عاطفی کمک کرده است. تنوعی در تکنیک‌های نوازندگی دیده نمی‌شود و از این نظر قطعاتِ آلبوم همسان و همانندند. تقریباً همه‌ی قطعات از چند موتیفِ محدود ساخته شده‌اند که، با کمترین تغییر و واریاسیون، بارها تکرار می‌شوند. با تکرار و تداوم، تقریباً همه‌ی موتیف‌ها تبدیل به تِم شده‌اند و، به این ترتیب، با اثری تماماً تِماتیک مواجه‌ایم که هیچ نغمه‌ای حق ورود به آن را ندارد، مگر در قامتِ تِم. این خصوصیت نیز به طور مستقیم به همه‌فهمی و اعتبارِ عاطفی اثر مربوط می‌شود: در مقابلِ تلفیق یا تکنیک نوازندگی در آثارِ پیشین.

در نوازندگیِ احمد عبادی گاهی اوقات «صدای نوازندگی» را می‌شنویم: صدای حرکت دست روی دسته‌ی ساز یا مثلاً صدای برخورد انگشت با چوب. این ممکن است در نوازندگیِ دیگرانی هم شنیده شود، اما مسئله در مورد عبادی از آن جهت قابل‌تأمل‌تر است که غیرارادی بودنش از او بعید است: از کسی که نقطه‌ی تمرکزش در نوازندگی صدادهی است. در «رؤیای دیوانگان» هم، به شکلی اغراق‌شده و آشکارا تعمّدی، در طول قطعات صدای چق‌چقِ دکمه‌های آکاردئون را می‌شنویم. این را هم در انتها اضافه کنیم که دفترچه‌ی آلبوم خالی از هرگونه توضیح و آگاهی‌دهندگی است. دفترچه حتی به ما نگفته که طراحی گرافیکی خوبِ آلبوم حاصل تلاش چه کسی بوده است.

برای خرید و دانلود آلبوم رویای دیوانگان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2
11 بهمن 1399
Ey Shab 1

بیانگری

نویسنده: علیرضا جعفریان

شامل دو بخش است. یکی در همایون، با اشعاری از حسین منزوی، نیما یوشیج و محمد پیشوایی و دیگری در بیات ترک، که همه‌ی پنج قطعه‌ی آن بر شعری از محمد پشیوایی بنا شده است. اکثر قطعات، به لطف زهی‌ها، بافتی هموفونیک دارند. گروه‌نوازی‌ کم‌اشکال و باکیفیت است و صدادهیِ نهایی مطلوب. ارتباطی ارگانیک میان موتیف‌ها، خصوصاً میان موتیف‌های آوازی و سازی، دیده می‌شود، که باعث انسجام ساختاریِ قطعات شده است.

کلیّت آلبوم «ردیفی» نیست، اما فاصله‌ی زیادی هم از ردیف نگرفته و گاه‌به‌گاه جمله‌هایی از این یا آن گوشه می‌شنویم. همه‌ی این جزئیات و خصوصیات زیر سایه‌ی وَجهی از آلبوم هستند که ۲۴۴ کلمه‌ی بعدیِ این مرور به آن اختصاص دارد: بیانگری.

هرچند که موسیقی به کلی در بیان معنا ناتوان است، اما موسیقی‌هایی که در پیِ بیانگری و القای معنا به مخاطب هستند ویژگی‌های قابل‌شناسایی و متمایزی دارند. به این ترتیب، همان‌طور که مثلاً فرم، کلام یا بافت می‌تواند یک وَجه به وجوهِ اثر بیافزاید، بیانگری یا، بهتر بگوییم، توهّم بیانگری هم می‌تواند بُعد تازه‌ای به آن بدهد.

آلبوم «ای شب»، به‌طور واضحی، تحت تأثیر آثار حسین علیزاده و خصوصاً کارهای او در قالب گروه هم‌آوایان است: در نوع پرداختِ کلام، انتخاب شعر، ملودی‌سازی، صدادهی، نگاه به تصنیف (به‌عنوان قطعه‌ای چندپاره و بلند) و، البته، بیانگری. علیزاده، چه در آثار ارکسترال و چه حتی در تکنوازی‌هایش، در پیِ بیانگری‌ بوده و شاید به همین خاطر بیش از موسیقی‌دانان هم‌نسل و هم‌سیاقش به ساخت موسیقی فیلم علاقه نشان داه است.

در آلبوم«ای شب»، موسیقی به‌کلی در خدمت بیان شعر است. پیداست که این موضوع می‌تواند حُسنِ آلبوم، چنان که در قطعات اول و پنجم هست، باشد و یا به نقطه‌ی ضعفی بدل شود، که مثلاً در قطعه‌ی آخر می‌شنویم. اما، در هر صورت، بیانگری عنصرِ وحدت‌بخشی است که همه‌ی قطعات آلبوم را، چه گروه‌نوازی باشد و چه تکنوازی سه‌تار یا‌ سازوآواز، به هم پیوند داده است. جالب آنکه خواننده هیچ علاقه‌ای به خوانشِ شیوا و واضح شعر ندارد و برای فهمِ کلام رجوع به دفترچه‌ی آلبوم ضروری‌‌ست. این تناقض یادآور تمایزی است که در موسیقی‌های وابسته به کلام وجود دارد: دسته‌ای در خدمت ساختارِ کلامیِ شعر و دسته‌ای در خدمت بیان محتوا به زبان موسیقی.

برای خرید و دانلود آلبوم ای شب به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 3
20 آذر 1399
Bazgashte Javdan 1

تجربه‌ی کنترپوان با فرم نمایان؟

نویسنده: علیرضا جعفریان

صاحب اثر آن را «بسیار متأثر از دوران چاووش و نگرش خاص موسیقایی آن دوره» توصیف کرده است. اما، اگر چاووش‌ها را صرفاً به استفاده از موسیقی چندصدایی محدود نکنیم، نه نگرش موسیقایی حاکم بر آلبوم شباهتی به چاووش‌ها دارد و نه آنچه در عمل می‌شنویم.
تفاوت احتمالاً از همان نگرش آغاز می‌شود. در چاووش‌ها غایتِ استفاده از هر نوع بافتی ارائه‌ی موسیقی دستگاهی ایرانی است. اما آنچه در «بازگشت جاودان» می‌شنویم بیشتر به استفاده از موسیقی ایرانی برای ارائه‌ی بافت چندصدایی شباهت دارد: آنجا اصالت با موسیقی ایرانی و اینجا اصالت با موسیقی چندصدایی است. به همین خاطر، درباره‌ی بسیاری از خصوصیات چاووش‌ها با همان معیارهایی می‌توانیم حرف بزنیم که، مثلاً، تکنوازی کمانچه‌ی علی اصغر بهاری را قضاوت می‌کنیم. اما این معیارها در قضاوتِ «بازگشت جاودان» چندان کارا نیستند.

اینجا همان جایی است که از بی‌شباهتیِ نگرش موسیقایی حاکم بر این آلبوم و آن دوران به تفاوت در متن موسیقی می‌رسیم: خط اصلی ملودی، اگر هم وجود داشته باشد، در میان شلوغی‌ها، تقطیعِ بیش از اندازه کوتاه و جملات بریده‌بریده گم شده است. مفهوم مُد، آنچنان که در موسیقی ایرانی می‌شناسیم، اهمیتش را در آلبوم از دست داده و استفاده از فضاهای گسترده‌ی مُدال به استعمالِ تزئینات مُدال تقلیل پیدا کرده است. با وجود به‌کارگیریِ بافت چندصدایی و حضور چند خط ملودی در قطعات، آنچه در نهایت می‌شنویم تخت و لُخت صدا می‌دهد. از نوازندگانِ بنامی برای ضبط اثر استفاده شده است، اما مشکل صدادهیِ گروه، علاوه‌ بر آهنگسازی، می‌تواند به شیوه‌ی نوازندگی و البته شیوه‌ی ضبط صدا هم مربوط باشد. این موضوع خصوصاً در مورد ساز کمانچه، و در بعضی لحظات تار، که گاهی شبیه به نمونه‌های آماده‌ی دیجیتال صدا می‌دهند به شکل پررنگ‌تری صدق می‌کند.

با همه‌ی این‌ها، وجهِ تجربیِ اثر، برای آهنگساز جوانی که در تلاش است عصاره‌ای از دوران چاووش را با بیان شخصی‌اش درآمیزد و طرحی نو دراندازد، همچنان ارزشمند است. این درآمیزی خصوصاً در قطعه‌ی ششم، که خواسته یا ناخواسته یادآور «سواران دشت امید» است، به نتیجه‌ی جالب توجهی منجر شده است. اما، در دفترچه‌ی آلبوم با جمله‌ی عجیبی مواجه می‌شویم که به شکل غریبی بی‌معناست: «اثر فوق، از طریق طراحی هارمونی به‌صورتِ محسوس و حرکاتِ کنترپوانتیک با فرمی نمایان‌تر بر ارکستراسیون سازهای ایرانی ساخته شده است». چنین جمله‌ای در دفترچه این گمان را به وجود می‌آورد که اگر منطق ساخت متن موسیقایی هم مشابه متن نوشتاری باشد، آن وجه تجربی هم دیگر ناجی آلبوم نیست.

برای خرید و دانلود آلبوم بازگشت جاودان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2
30 آبان 1399
Dar Setayeshe Ghazal 1

اصل و حاشیه

نویسنده: علیرضا جعفریان

«در ستایش غزل» از آن آلبوم‌هایی است که بر پایه‌ و اساسِ ساز تخصصی آهنگسازش شکل می‌گیرد: بخش قابل اعتنا و بزرگ‌تر بر پایه‌ی تار و بخش کوچک‌تر بر پایه‌ی سه‌تار. این تفاوت در اندازه‌ی بخش‌ها گویای میزان تسلط آهنگساز به هر کدام از ساز‌های تخصصی‌اش نیز هست.

دفترچه‌ی آلبوم ساز و آوازها را متنِ اصلی و قطعات متریک را به عنوان حاشیه معرفی کرده و بر همین اساس از جدیتِ برخورد با قطعات آوازی، به وسیله‌ی از پیش تعیین‌کردن‌شان (آیا ازپیش‌تعیین‌شدگی نشانه‌ی جدیت است؟)، نوشته است. با این حال، نقطه‌ی قوتِ آلبوم لزوماً بخش غیرمتریک نیست. در قطعات غیرمتریک، آواز توفیق بیشتری از سازها داشته و آزادی و بی‌پرواییِ خواننده در برابر نوازنده‌ها به چشم می‌آید. تار، که بیشترین نقش را در این قطعات دارد، در استفاده‌ی به‌جا از عنصرِ سکوت توانا نیست و تقریباً بدون وقفه در پَسِ آواز به گوش می‌رسد. اختلاف مهارت سه‌تارنوازیِ صاحب‌اثر با تارنوازیِ او در ساز و آوازها علنی می‌شود و معلوم نیست چرا، با وجود حذاقتی که از نوازنده‌ی نی سراغ داریم، در قطعه‌ی ششم از کوک می‌افتد.

اما آن طرف، در حاشیه‌ی آلبوم، پیش‌درآمدی می‌شنویم که بر خلاف عادت از محدوده‌ی صوتی قرائی در افشاری آغاز می‌شود. در نیمی از قطعه تنبک ضرب را نگه داشته است و در نیمی دیگر دایره. در قسمت‌هایی که از تنبک استفاده شده، قطعه بیش از هر چیزی یادآور پیش‌درآمدهای محمدرضا لطفی، و در قسمت‌هایی که دایره را می‌شنویم، از طرفی جنس صوتی و از طرفی شیوه‌ی جمله‌بندیِ موسیقایی یادآور پیشروهایی است که مثلاً در آلبوم عجملر شنیده بودیم. به نظر می‌رسد، مسئله‌ی تأثیر جنس صوتی بر ذهنیت موسیقی‌دان در هنگام آهنگسازی موضوعی قابل پیگیری و بررسی در این قطعه باشد. وجود این پیچیدگی، در کنار طمأنینه در جمله‌پردازی و استفاده از امکانات مختلف مُد، «پیش‌درآمد» را به قطعه‌ای قابل اعتنا بدل کرده است. با این توضیح که، چنین پیچیدگی‌ و ظرافت‌هایی در دیگر قطعات متریکِ آلبوم کمیابند و احتمالاً آن‌ها را می‌توان مصداق همان حاشیه‌ای دانست که صاحب اثر بیان کرده است.

 

 

برای خرید و دانلود آلبوم در ستایش غزل به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 3
16 مهر 1399
ba ma dami2

محافظه‌کاریِ متهورانه

نویسنده: علیرضا جعفریان

با آلبوم از دو زاویه‌ی متفاوت و متضاد می‌توان روبه‌رو شد. آنچه ارائه‌شده احتمالاً در خشک‌ و محافظه‌کار‌ترین نحله‌ی موسیقی ایرانی دسته‌بندی می‌شود: جریانی که نوازندگی سنتور با مضراب‌های بدون نمد برایش به نوعی نماد بدل شده است. تقریباً تمامِ چهل و پنج دقیقه‌ی آلبوم، به جز لحظات کوتاهی که دشتی می‌شنویم در بیات ترک ساخته‌ شده است. قطعات با یکدیگر ارتباط مدال دارند و در توالی آن‌ها گوشه‌های بیات ترک، با بیشترین حد وفاداری و کمترین حد خلاقیت نواخته و خوانده می‌شوند. این وفاداری حتا در قطعات ضربی هم تمام و کمال حفظ شده است. همان ابتدای آلبوم با شنیدن تصنیف «هلاک من» به روایت دوامی می‌توان حدس زد سازندگان آلبوم بیشتر به حفظ اثر هنری علاقه‌مندند تا خلق آن. مواجهه با یک چهارمضراب ردیفی در قطعه‌ی بعدی این حدس را به یقین نزدیک‌تر هم می‌کند. جالب است که حتا در قسمتی از آلبوم که صاحب اثر دست به خلق می‌زند و یک تصنیف را آهنگسازی می‌کند (تصنیف «شکن در شکن»)، باز هم در ملودیِ اصلی آن، نغمه‌های یک تصنیف قدیمی (تصنیف «همچو فرهاد») شنیده می‌شود.

از طرفی با نگاهی دیگر، تقریباً همه‌ی مشخصه‌هایی که صحبت‌شان رفت می‌توانند نه محافظه‌کارانه، که متهورانه دیده شوند: صاحب اثر بیم و هراسی از این ندارد که یک چهارمضراب ردیفیِ بارها نواخته و شنیده‌شده به گوش مخاطب تکراری به نظر برسد. همانطور که هراسی از نواختن سنتور با مضراب‌های چوبی ندارد. او آزادانه و بی‌محابا، بدون اینکه در بند سلایق مخاطب اسیر شود اثر هنری‌اش را ارائه داده است. این رویه در آواز و همچنین نوازندگی ساز نی هم دیده می‌شود. نوازنده‌ی نی علاقه‌ای به استفاده از تکنیک‌هایی که صدا را نرم می‌کند و یا منجر به حذف برخی صداهای اضافه‌ی معمول در نوازندگیِ نی می‌شود نشان نداده است. خواننده آزاد و بی‌پرواست، تحریر‌هایش در دل موسیقی حل شده‌اند و به نظر نمی‌رسد در بندِ ارائه‌ی تکنیک‌های آوازی باشد. در نهایت آن ارتجاع و محافظه‌کاری، در تضاد با نوعی تهور و بی‌پروایی، در کنار تبحر نوازندگان و خواننده، با ما دمی را شنیدنی کرده است.

برای خرید و دانلود آلبوم با ما دمی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
08 اردیبهشت 1399
بالا