نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

نقد‌های حانیه شهرابی


Mian 1

پلکان اودسا(۱)

نویسنده: حانیه شهرابی

صد و چند سال انقلابِ هنری و بده و بستان فرهنگی در تاریخِ ما باعث می‌شود کمتر کسی در این زمانه از ترکیبِ کمانچه، پیانو و تنبک تعجب کند. «میان» روایتی پسا تصادمی است. ما را به یاد گفت‌وگوی سه فردِ قرنِ بیست‌ویکمی می‌اندازد که با فرهنگ‌های گوناگون، مستقیم یا غیرمستقیم، در تماس بوده‌اند؛ اختلافات، تضادها و اشتراکات را دریافت کرده و به چیزی متفاوت و متشکل از آن‌ها بدل شده‌اند. انتخاب نام «میان» برای این مجموعه هم چنین گمانی را تشدید می‌کند.

با توجه به توضیحاتِ صاحبِ اثر، روندِ تولید به ترتیب با ضبطِ کمانچه، پیانو و در آخر، تنبک صورت گرفته است. در لایه‌ی اول رفتارِ کمانچه مانندِ یک ساز کلاسیکِ ایرانی نیست و ملودی‌هایی را در مدِ مینورِ هارمونیک با صرفه‌جویی در مواد موسیقایی اجرا می‌کند. در لایه‌ی دوم، پیانو به همراهی و فضاسازیِ مدال می‌پردازد. گاهی با سخاوت کنار می‌نشیند و گاهی در تایید یا پیش‌بینی کمانچه، اصواتی را تکرار می‌کند. در لایه‌ی سوم، تنبک تغییراتی در فضای دو دیگر ایجاد می‌کند؛ همانطور که گوشه چشمی به کمانچه و پیانو دارد، در مقابلِ آرامشِ کلی، الگوهایی سریع و متنوع را می‌نوازد. هر کدام از سازها از رنگ‌ و تکنیک‌های مختلف بهره برده‌اند.

این روشِ نقش‌آفرینیِ منعطف رویه‌ای است حاکم بر تمامِ مجموعه. هر یک از سه قطعه‌ی این آلبوم، به چهار بخش با تغییراتِ غیرِ ناگهانی و نرم تقسیم می‌شوند. در قسمت اول که نسبتا آزاد است، حرکت آغاز می‌شود. در بخش بعد موسیقی با ضربانی سریع‌تر به حرکت ادامه‌ می‌دهد و بستر را برای تولد هنگامه‌ی نهایی آماده می‌کند. این هنگامه منتهی می‌شود به خلاصه‌ای از آنچه پیش‌تر بیان شده است. آن چه «میان» به گوش می‌رساند، به واسطه‌ی خصوصیاتِ صوتیِ هر ساز، سه فضای کاملا مستقل است که هم‌نشین یکدیگر شده‌اند و فضای چهارمی را پدید آورده‌اند؛ فضای چهارمی که تعبیرش برای هر مخاطب می‌تواند متفاوت باشد.

 


۱- «پلکان اودسا» نام سکانس مشهوری از فیلم رزمناو پوتمکین، اثر آیزنشتاین، نظریه‌پرداز جنبش مونتاژ شوروی است. او عقیده دارد استفاده‌ی همزمان از عناصر، مفهوم جدیدی را در ذهن پدید می‌آورد.

برای خرید و دانلود آلبوم میان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
13 فروردین 1399
javaneh3

شوقِ جوانه‌زدن

نویسنده: حانیه شهرابی

آهنگسازان از گذشته تا کنون به موسیقیِ برنامه‌ای۱ علاقه نشان داده‌اند؛ موسیقی‌ای که در آن داستانی به وسیله‌ی صدا روایت می‌شود. هنگامی که آنتونیو ویوالدی «کنسرتوهای چهار فصل» را همراه با اشعاری منتشر می‌کرد، شاید کمتر کسی احتمال می‌داد این شیوه روزگاری تا چه حد محبوب خواهد شد. دوره‌ی رُمانتیک (تقریبا ۱۸۲۰ تا ۱۹۰۰) اوج درخشش و محبوبیت این نوع موسیقی بود. اما میلِ انسان به بیان و روایت، آن را تا امروز پرطرفدار نگاه داشته است. آلبوم «جوانه»، قسمت اول از سه‌گانه‌ی «جوانه تا سرو» نیز با وجود توضیحات کوتاهش۲ به زعم آهنگساز قرار است یک موسیقیِ برنامه‌ای باشد و داستان این بالیدن را بیان کند.

آلبومی کوتاه است و  به نیم ساعت نمی‌رسد؛ اما ­­رفته‌رفته دورِ بی‌انتهای فرود۳های مشابه جایی برای شکایت از کم شنیدن باقی نمی‌گذارد. بیان یک مفهومِ واحد به اشکال مشابه باعث منسجم به نظر آمدنش شده‌است. رنگ اولیه‌ی اصوات بسیار شبیه به سازهای آکوستیکِ ارکستر سمفونیک انتخاب شده‌اند. (زهی‌ها، کوبه‌ای‌ها، زایلوفون‌ها، پیانو، بادی‌های چوبی و برنجی) نحوه‌ی استفاده از زهی‌ها و کوبه‌ای‌ها با انگاره‌هایی پرتحرک، به موسیقی هیجانی مضاعف تزریق کرده که یادآور موسیقیِ فیلم‌های حماسی است. هر قطعه ضربانی دارد که در تمام آن قابل پیگیری است. محور اصلی‌ آلبوم مینور است. سراسر از ریتم‌هارمونی‌ای کند و پیوندهایی قابل پیش‌بینی با حداقل دیسونانس تشکیل شده‌‌است. استفاده از مدولاسیون شکلی کلاسیک دارد. پس از گوش دادنش تم یا ملودی خاصی به خاطر نمی‌ماند و آلبوم، به طورِ کلی مانندِ مسئله‌ای از کتابِ تمرینِ هارمونیِ تنال است که با موفقیتی نسبی برای ارکستر تنظیم شده‌است.

جوانه به تنهایی کافی نیست. از کمبود ایده و پرورش ایده‌های موجود رنج می‌برد. تمام امیدش به القای مفهوم «رشد» از طریق ارکستراسیونِ پرشور و عبارت۴های منتهی به آکورد ماژور همراه با کرشندو است. این دست از آثار، که شاید برای انتشارشان زحمات فراوان هم کشیده می‌شود، براستی کدام استسقا را درمان‌اند؟ این سکوت و نبود توضیحات درباره‌ی اثر از سوی مؤلف به پشتوانه‌ی اعتماد به نفس و اطمینان اوست یا اساساً توضیحی برای ارائه وجود ندارد؟

 


۱- program music
۲- دفترچه‌ای ندارد
۳- Cadence
۴- phrase

برای خرید و دانلود آلبوم جوانه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 2
10 اسفند 1398
Dar Jangal 1

«خونه‌ی ما، در بزرگه»(۱)

نویسنده: حانیه شهرابی

جوامعِ پیشرفته برای آموختن ارزشِ زیادی قائل هستند. متخصصان برای بالابردن کیفیتِ زندگی و تسریعِ روندِ یادگیریِ نسل‌های آینده‌شان دست به تحقیق و برنامه‌ریزی می‌زنند و از آن‌جا که از تاثیراتِ مثبتِ موسیقی در رشدِ تمامی مهارت‌‌های انسان آگاه‌اند، به روش‌های مختلف از آن بهره می‌گیرند. در کشور ما این برنامه‌ریزی تا حدِ زیادی بر عهده‌ی خود والدین است. آن‌ها تمایل دارند امکاناتِ تحصیلی و رفاهیِ مناسب برای فرزندانِ خود فراهم کنند. مگر غمِ نان نباشد تا والدین نیاز بدانند موسیقی، کنار ده‌ها فعالیتِ دیگر، در سبد فرزندان‌شان قرار گیرد تا مطابقِ توصیه‌های رایج، به رشدِ هوش و استعداد آن‌ها کمک کرده باشند؛ نیازی که در کشور ما تنها در بخشِ خصوصی برآورده‌ می‌شود.

در همین راستا، دغدغه‌ی «در جنگل» با ژانرش مطابقت دارد: می‌خواهد کلماتِ بیشتری به بچه‌ها بیاموزد، آن‌ها را با حیوانات آشنا کند، به دنیای‌شان کمی نشاط تزریق کند و کمکی باشد به بزرگترها برای برقراریِ ارتباط با آن‌ها. آموزشِ موسیقی و آشنایی با آن هم در فهرستِ اهداف وجود دارد. این مجموعه با وجود این که برای کودکِ ایرانی تولید شده، تنها از ابزارِ موسیقیِ غربی استفاده می‌کند و عبارت است از قطعاتی کوتاه که اکثراً فرمی دو بخشی دارند. تغییرِ تندا و تغییرِ مد در تلاشند تا به موسیقی هیجان ببخشند. به سبب اشتراک در هارمونی، نوع انگاره‌ها، سازبندی و موضوع شعرها، آلبوم بسیار یکپارچه است. راوی-خوانندگان این مجموعه به جز دو جا، یکی قطعه‌ی «جغد» که در خود یک کانن۲ جا داده‌است و دوم، قطعه‌ی «خفاش» که با بستر مینور تئوریک، دوبل شدن ملودی با فاصله‌ی پنجم و اکتاو و استفاده از سازهای کوبه‌ای «موسیقی رنسانس» را یادآوری می‌کند، تماماً با فاصله‌ی اکتاو۳ در بستری هوموفون۴ آواز می‌خوانند.

همچون سایر زمینه‌ها، درباره‌ی تربیتِ موسیقاییِ کودکان نیز نمی‌توان حکمی قطعی صادر کرد؛ ممکن است روشی که برای آموزشِ یک کودک موثر واقع می‌شود، برای کودکِ دیگر بیش از حد بغرنج یا ساده باشد. اگر از موسیقیِ مذهبیِ رایج در مدارس بگذریم، این علم که قرن‌ها پیش هم‌سنگِ نجوم و جغرافیا، جزو علومِ مهم به شمار می‌رفت و از معیارهای سنجشِ سواد و تربیتِ افراد، امروزه از زندگیِ کودکانِ ایرانی در فضای رسمی حذف شده است. این "حذف شدن" خلائی را پدید آورده است که «در جنگل» به تنهایی نمی‌تواند در جهتِ پرکردنش گامی مؤثر بردارد.

 


۱- پیوند شعر و موسیقی به گونه‌ای است که هجای «خو» و «در» در این شعر موکداند.
۲- canon
۳- خواننده‌ی زن و مرد هر کدام در محدوده‌ی صدایی خود نت مشترکی را می‌خوانند.
۴- homophone

برای خرید و دانلود آلبوم در جنگل به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 3
11 دی 1398
amoozeshe moghadamti

آنچه باید

نویسنده: حانیه شهرابی

هیندمیت، موسیقی‌دانِ بلندآوازه‌ی قرنِ بیستم، در کتاب «آموزشِ مقدماتی برای موسیقی‌دانان» تجربه‌ی زیسته‌ی خود و دانش‌آموزانش را در اختیارِ خوانندگان قرار داده‌است؛ تجربه‌ی افرادی که به «موسیقی» نه به مثابه پرکننده‌ی اوقاتِ فراغتشان، که از دریچه‌ی تحصیلی‌اش می‌‌نگرند. موضوعِ این رساله‌ پرورشِ گوش، دیدخوانی، دیکته و در کل «آموزشِ موسیقی» است. او همه‌چیز را نه فقط درباره‌ی سرایش، که درباره‌ی رسم‌الخط و مبانیِ موسیقی به شیوه‌ی خود بازگو می‌کند؛ در عمل آموزش می‌دهد و از هنرجو توقّع دارد مسئولانه برای یادگیری زحمت بکشد.

کتاب با مقدمه‌ی کیاوش صاحب‌نسق و پیشگفتار هیندمیت آغاز می‌شود که به‌راستی راه‌گشای هنرجویان و آموزگاران در استفاده از کتاب هستند. ترجمه‌ی مناسب جای هیچ ابهامی در متن نمی‌گذارد. مؤلف از همان صفحاتِ نخست انتظار دارد هنرجو رخوت را کنار گذاشته و از هر دو نیم‌کره‌ی مغزش کار بکشد، چشمانش را فعال‌تر و تمرکزش را به حال معطوف کند. این روند تا انتهای کتاب ادامه دارد. او به جای آنکه دانش را بر هنرجو تحمیل کند، اول احساسِ نیاز به آن را پدید می‌آورد تا وی قدردان باشد. این نوع روایت از دو جهت می‌تواند سودبخش باشد: ذهن را پویا نگه می‌دارد و تصویری چندبعدی از تمام اطلاعات ترسیم می‌کند. ارائه‌ی مطالب در قالب «حرکت در زمان»، «حرکت در فضا» و «حرکت هم‌زمان» جایی برای تمریناتی با الگوهای تکرار شونده و قابل پیش‌بینی باقی نمی‌گذارند. همچنین از هنرجو خواسته شده تا خودش تمرین‌هایی را طرح کند.

پاول  هیندمیت ادعا می‌کند متُدی بهتر از نمونه‌ی «فرانسوی» و «ایتالیایی» برای آموزشِ سرایش ارائه کرده ‌است. او که تسلط بر ریتم، متر، فاصله، گام، نت‌نگاری، رهبری و دیکته را مرتبط باهم می‌داند، نه با کلمات، که به وسیله‌ی تقدم و تأخر مطالب به کسانی که از این عوامل برای خود مصیبتی ابدی ساخته‌اند یادآوری می‌کند که مبانی و سرایش در اختیار موسیقی هستند و نه بالعکس. داشتن یا نداشتنِ گوشِ مطلق۱ در تمریناتِ این کتاب تفاوتی در سطح دشواری پدید نخواهد آورد. هیندمیت در نهایت می‌خواهد که افراد به گوش مطلق «برسند». در این سیصدوچهل صفحه خبری از توضیحات غیرکاربردی نیست. طول آموزش حدود دو سال پیش‌بینی شده‌ و با وجود توقع زیاد از هنرجو، تأکید می‌شود که این‌جا صحنه‌ی زورآزمایی نیست.

 


۱- گوش مطلق perfect pitch که با عنوان absolute نیز رایج است، اشاره به مهارت تشخیص نام نت‌ها با شنیدن دارد که در اثر مقایسه‌ی سریع تأثرات شنیداری و مبنای به حافظه سپرده‌شده رخ می‌دهد. گوش مطلق خود به درجات گوناگون تقسیم می‌شود.

07 دی 1398
821

چهل تکّه، تکّه تکّه

نویسنده: حانیه شهرابی

چگونگیِ ساخته شدنِ یک اثرِ هنری برای کسانی که از مرحله‌ی شکل‌گیریِ آن دور هستند، همچون حقه‌ای در بسته است. کنجکاویِ آن‌ها نه به خاطر هنر، که به خاطر ارزش‌گذاری بر اثر هنری است. هنرمند می‌کوشد پاسخِ مناسبی به چنین پرسش‌هایی در جهتِ حفظِ شأن اثر دهد. این که پاسخ تا چه حد به واقعیت نزدیک است، امریست منفک. دوئت «لیرا» در آلبوم «هشت دقیقه و بیست ثانیه» بر الهام از مفاهیمِ کهکشانی تأکید می‌کند. اما تعریف الهام چیست؟ به واسطه‌ی ماهیتِ انتزاعیِ موسیقی تمسک به چنین عباراتی آسان است. ولیکن واقعیتِ ساختِ اثر چطور؟ آیا کانون توجه یک آهنگساز هنگام دست و پنجه نرم کردن با علومی چون هارمونی، کنترپوان، ساختار و نشانه‌های سبکی "الهام" است؟

میانگین شدت‌وری در این آلبوم بالاتر از حد معمول است. در هر قطعه ایده‌ای معرفی و به دور از خلاقیت و هماهنگی بسط و گسترش داده می‌شود؛ هارمونی سه‌صدایی آن تنها از آکوردهای متداول در موسیقی مردم‌پسند بهره می‌گیرد، لایه‌ای از الگوهای ریتمیک به آن افروده می‌شود و کار با ورود پر از ویبراسیون و گلیساندوی۱ بی‌نقص و دور از واقعیت ویلن، کامل. میان تمام آن مواد موسیقایی، قطعه‌ی چهارم انوانسیونی۲ دوصدایی احاطه ‌شده میان صداهای دیگر است. پس از شنیدن این آلبوم پرسش‌هایی برای مخاطب بی‌پاسخ می‌ماند: کدام بخش از این چهل دقیقه موسیقی نایکپارچه یادآورد کهکشان و علم نجوم است؟ عامل وحدت موسیقی‌ای که می‌شنویم چیست؟

لیرا سعی دارد با این نوع از همنشینی اثری ارائه دهد که طیفِ وسیعی از مخاطبان را به خود جذب کند و همچنین توقع افراد را از خوراک شنیداریشان بالا ببرد.۳ با این حال موسیقیِ مذکور به دور از مشخصه‌های جذابیت موسیقی مردم‌پسند و نیوایج وضعیتی چندپاره برای خود ساخته‌است؛ نه مانند موسیقی پاپ می‌تواند مخاطبش را با تنظیم، مهارتِ نوازنده و یا به یادماندنی‌بودن ملودی‌هایش جذب کند و نه مانند موسیقیِ نیوایج کاربردی است. توضیح بر ترکیب سبک‌ها در این مجموعه، تنها توجیه تجربه‌ای است که به بار نمی‌نشیند.

 


۱- Glissando
۲- Invention
۳- با توجه به مصاحبه‌ی منتشر شده در موسیقی ما

برای خرید و دانلود آلبوم هشت دقیقه و بیست ثانیه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0.5
24 آذر 1398
modal3

«از میان "سوارکاران آبی"(۱)»

نویسنده: حانیه شهرابی

هنر یک مفهومِ انتزاعی است و به نظر می‌رسد که تدوینِ یک تعریف کامل، جامع و درست برایش غیرممکن باشد. سرنوشتِ بشر در طول تاریخ و دگرگونی‌های عظیمی که در زندگیِ انسانِ قرن نوزدهم رخ داد، همگی موجبِ تغییر فاحش زبان هنرمندِ امروزی شدند و اوضاع را حتا بغرنج‌تر از پیش ساختند. موسیقی از این غوغا مستثنی نبود. نسل جدیدِ آهنگسازان همواره ‌دغدغه و نظرات خود را متفاوت از اسلافشان دانسته و با نگاه به گذشته یا بدون آن، دسته‌جمعی یا انفرادی، مسیرهایی جدید پیش گرفته‌اند. علیرضا مشایخی نیز با «مُدال ۲۰۱۵» و سایرِ آثار پرشمارش، راه رسیدن به زبان مورد نظر خویش را می‌پیماید.

این مجموعه از آثار متعلق به ادوارِ «فرامجهول»۲ و «بیانیه»ی۳ مشایخی هستند. در هر کدام از قطعات نغمه، آکورد، ریتم، طنین و سازبندی خود دستمایه‌ی آفرینش موسیقی می‌شوند. در «ویلن کنسرتوی شماره سه»، طنین فلوت‌ها (بدون زبان زدن) و فلاژوله‌های ویلن به گونه‌ایست که شنونده را لحظاتی در تعلیق تمیزشان نگه‌ می‌دارد. «مرکوری» در تلاشِ بررسیِ هم‌نشینیِ صدا و سکوت، به جعبه‌ای می‌ماند که با طنین‌های متفاوت سازهای غربی و شرقی مرصع‌کاری شده باشد. در هر دو استفاده از کوبه‌ای‌ها علاوه بر این که در راستای مسیر کلی قطعه است، خودش هم می‌تواند به عنوان یک موتیف شمرده شود. «مُدال ۲۰۱۵» و «تنالین»، یکی با محوریت یک تن (رِ) و دیگری با محوریت یک پاساکالیا، حالتی از خلسه۴ پدید آورده‌اند. مطابق بسیاری از آثار مشایخی، آکوردها از روی هم آمدن فواصلی به دست می آیند که تداعی تنالیته نکنند. از دل دیسونانس‌های پی در پی، گاهی ملودی‌ای –هرچند زودگذر- برمی‌خیزد که آنها هم مدال هستند؛ ملودی‌هایی که در تعدادیشان، مد شوشتری به وضوح تداعی می‌شود.

آنچه آهنگساز در صدد بیانش برآمده، ریشه در زمانه دارد. مسیری که مشایخی در سالیان متمادی طی کرده، با شنیدن «مُدال ۲۰۱۵» به تنهایی تجسم کامل نمی‌یابد. دعوت هنرمند برای گوش‌سپردن به «امور پوشیده»، در حقیقت دعوت به درک محتوایی فراتر از تجرید موسیقاییست؛ اتفاقی که شاید پیت موندریان در شاخه‌ای دیگر از عهده‌ی آن برآمده باشد. به نظر می‌رسد جست و جوی این آهنگساز نوگرا برای «صدای تازه» همچنان ادامه دارد. تعریف و چهارچوب این نوگرایی، شاید به اندازه‌ی تعریف هنر چالش‌برانگیز باشد؛ چرا که آنچه رخ داده، قلمرو موسیقی را نیز بی‌انتها گسترش داده است.

 


۱- Der Blaue Reiter گروهی از نقاشان هیجان‌نمای آلمانی و همچنین نام اثری از واسیلی کاندینسکی
۲- Meta X
۳- Manifest
۴- در دفترچه این حالت Meditative (به معنای وابسته به ژرف‌اندیشی) نامیده شده است.

برای خرید و دانلود آلبوم مُدال ۲۰۱۵ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 4
13 آذر 1398
gheychak

کلاژ سازشناسی

نویسنده: حانیه شهرابی

«پریسا پیرزاده» در کتابِ قیچک و ویولا تلاش می‌کند این دو ساز را مقایسه کند اما در بخش چکیده مشخص می‌شود که تمرکز نه بر قیاس، که بر بیان شباهت‌های «قیچک» و «ویولا» است. اگر این کتابِ دوزبانه را تورّق کنید، پیش از درک مطالب متوجه می‌شوید که متن پیشِ روی‌تان به ویرایشی اساسی احتیاج دارد؛ بندبندیِ نامناسب، پراکندگی مطالب، غلط‌های پرشمارِ نگارشی، استفاده‌ی نابجا از علائم ‌سجاوندی و رعایت‌نکردنِ قواعدِ فاصله‌گذاری حتا در بخش فارسیِ آن نیز وجود دارد. شکل صفحه‌آرایی کتاب، باعث تضییع کاغذ شده و کیفیتِ چاپ نیز در آن بسیار پایین است. مطالب فاقد نشانی منابع اند و بسیاری از بخش‌ها تنها بازنویسی عین‌به‌عینِ کتب درسی هنرستان‌اند. هم‌نشینیِ این اطلاعات نیز حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد.

کتاب چهار فصل دارد: فصلِ اول تاریخچه‌ای بسیار کوتاه و‌ ناقص از ویولا و قیچک ارائه داده است. در فصل دوم بخش‌های مختلف قیچکِ شهری و ویولا را برمی‌شمارد. در فصل سوم نُه تکنیک از تکنیک‌های آرشه‌کشیِ ویولا را بر مبنایی نامشخص انتخاب کرده و در بخش قیچک به خلاصه‌ی همان مطالب و اشاره به محدودیتِ منابعِ مکتوب درباره‌ی آن بسنده می‌کند. فصل چهارم نیز رویه‌‌ی فصل سوم را در ارتباط با تکنیک‌های دستِ چپ پِی می‌گیرد. در دو فصلِ اخیر، مثال‌هایی از کاربردِ تکنیک‌های نامبرده بدون نمونه‌ی صوتیِ آن‌ها ارائه شده‌ است.‌ کتاب با تعدادی اِتود از «مارکو فرانک»، چند نمونه‌ی تمرینِ آرشه‌کشی و یک بخش انگلیسی به پایان می‌رسد.

کمبود منابعِ مکتوبِ تخصصیِ فارسی درباره‌ی موسیقی، واضح است؛ با این‌حال، کتابِ حاضر نتوانسته است با رونویسی به آن‌چه که وجود دارد، چیزی بیافزاید۱. زبان این گردآوری آن‌قدر ساده نیست که راهنمای یک هنرجوی مبتدی باشد و اطلاعات ناقص آن هم برای یک موسیقی‌دان، حرف تازه‌ای ندارد. پیرزاده خود را «گردآورنده» و «محقق» نامیده است، در حالی‌که ردِپایی از «تحقیق» دراین اثر دیده نمی‌شود. جدا از مباحث نظری و علمی، چطور ممکن است چنین کتابی از زیر دست‌ِ تمامِ عوامل نشر عبور کند بدون آن‌که اشتباهاتِ پرشمارش رفع شود؟

 


۱- ن ک به شناخت سازهای ارکستر سمفونیک ۱ و سازشناسی ایرانی

21 آبان 1398
بالا