نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

نقد‌های حانیه شهرابی


maria2

خیس‌اش نمی‌کند موجاموج دریای شهر از نو عاشق را

نویسنده: حانیه شهرابی

یکی از سازهای بسیار محبوب نزدِ موسیقی‌دوستان «گیتار» است. طوری‌که در سبک‌های مختلف از آن استفاده می‌شود و موسیقیِ جریانِ اصلی (mainstream) هم به آن توجهِ ویژه دارد. اما در کنار این محبوبیت کمتر کسی حاضر است با رپرتوار دشوار گیتار سر و کله بزند و به ظرافت‌های نوازندگی‌اش توجه کند. اگر دغدغه‌تان موسیقیِ کلاسیک باشد، با دیدن چنین مجموعه‌ای ذوق می‌کنید: آلبوم تکنوازیِ گیتاری که به دور از هر آن چه مد شده است، به تاریخِ غنیِ گیتار سرزده و سعی در ادای دِینی به این ساز دارد.

«بابک ولی‌پور» در آلبوم «ماریا، در ساعت چهار» دو قطعه از اَدوار رُنسانس و باروک نواخته است؛ سپس با پرشِ کمابیش یک قرنی و حذف رپرتوارِ کلاسیک، چهار قطعه‌ از دوران رُمانتیک و شش قطعه‌ی معاصر نواخته است. ضربانِ کلیْ سرعتِ متوسط دارد و قطعاتِ مجموعه در عینِ تفاوت در سونوریته همگن‌اند. نخستین چیزی که در شروع این آلبوم خودنمایی می‌کند این است که قطعات با شجاعت «آزاد» اجرا شده‌اند؛ بدین‌صورت که نت‌های مهم‌تر از نظر زمانی برجسته شده‌اند. این لَنگیِ حدودی در ریتم، یادآور اجراهای آثنتیک (authentic) است. او در اجراهای خود از برخی نوازندگان تأثیری انکارناپذیر گرفته است. (برای مثال، اجرای نغمه‌ی «امپراطور» به اجرای «مت پالمر» بسیار شبیه است). با این حال در برخی قطعات تکرر صدای تعویض پوزیسیون‌ها و یا خوانا نبودن نُت‌های لِگاتو از کیفیت یک تجربه‌ی عالی می‌کاهند.

در سایرِ کشورهای دنیا، موسیقی، هنر و صنعتِ توأمان است. در این صنعت، هم کارهای مردم‌پسندی که تنها از نظرِ اقتصادی اهمیت دارند تولید می‌شوند و هم کارهایی که به «موسیقی» توجه دارند. نوازندگانِ برجسته و ماهر، حمایت می‌شوند و هر چند وقت یک‌بار آلبومی از تکنوازیِ خود منتشر می‌کنند؛ اتفاقی که بسیاری از میانگین‌ها را در اقتصاد، فرهنگ و تاریخ‌شان تغییر می‌دهد. در ایران اما زمینه برای فراهم‌آمدن چنین آثاری آن‌طور که شایسته است، وجود ندارد. چند تن از نوازندگانِ ما به جز کارهای اقتصادی، چنین فعالیت‌هایی انجام می‌دهند و مانند آلبوم حاضر مهارتِ خود را در معرضِ قضاوتِ شنوندگان می‌گذارند؟ هنرمندِ ایرانیِ قرن بیست‌و‌دوم درباره‌ی هنرمند امروز چه فکر می‌کند؟ آیندگان فقرِ ما را در کدام زمینه می‌پندارند؟

برای خرید و دانلود آلبوم ماریا، در ساعت چهار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
22 مهر 1398
Dar Del Mand 1

رسوبِ رسوم

نویسنده: حانیه شهرابی

انسان همواره با گذشته‌ی خویش در کُنِش است. جدا از عدّه‌ای خاص که از هر اتفاق در زندگی عبرت می‌گیرند، تلخی یا شیرینیِ کودکی‌‍‌ مسیر اصلی بزرگسالی را رقم می‌زند؛ همان‌گونه که در سپهری وسیع‌تر «تاریخ» ملّتی را به خصلتی شهره می‌کند. دوران سردرگمیِ موسیقی‌دانان در صفویه تا قاجاریه –خوب یا بد- نظامِ موسیقیِ ایران را از شکلِ مقامی خارج کرد و به نظامِ دستگاه کشاند. تاریخِ به جای مانده، ما را در تکرارِ مکرّرات زنجیر می‌کند مگر آن‌که تَبحُّری باشد تا از دلِ سنت‌ها خلاقیت بیرون کشد. آن زمان که جوشش چشمه‌های نوآوری متوقف شود، موسیقی‌دان دل خواهد ‌سپرد به عُرفِ معروف. «در دل ماند» خود را درگیر این امور نکرده است و همچون هنرجویی وظیفه‌شناس، هر آن چه استاد گفته را انجام می‌دهد.

در این آلبومِ دونوازی که «رادمان توکلی» نوازنده‌ی تار و «حمید قنبری» نوازنده‌ی تمبک آن است، همه چیز یادآورد سنت‌های ردیف‌نوازی است. مضرابِ توکلی گاهی با خشونت و گاهی با ملاطفت، بیش از هر فردِ دیگر یادِ تارنوازیِ «لطفی» را در دل زنده می‌کند و به دنبال خودنمایی نیست. استفاده از زینت‌ها، جملاتِ قرینه، سکانس‌ها، چینش قطعات و... همه رنگ و بویِ ردیف‌گونه دارند. الگوهای ملودیک هرکدام ابزاری شده‌اند برای تشکیل ساختارهایی متداول و گوش آشنا؛ ایده‌هایی که خصوصاً در نیمه‌ی اول آلبوم از دانگ اول ابوعطا پا را فراتر نمی‌گذارند و بیش‌تر در بالادسته‌ی تار اجرا می‌شوند. سهم تمبک از این مجموعه جز یکی دو جا (مثلاً چهارمضراب) همراهی تار است و حتّا در برخی قطعات کاملا سکوت می‌کند.

استیلایِ حافظه آنچنان بر آلبوم حاکم است که بر سر اندک خلّاقیّتش هم سایه افکنده. خود انتخاب ابوعطا (که همواره در کنار سه‌گاه عضو جداناپذیر محافل بوده است) تا حدّی گویای محتواست. ارزشِ تاریخیِ این چهل دقیقه درست مانندِ قصّه‌‌ی پیله‌ی کرمِ ابریشم‌ است؛ آماسی که پروانه را پوشانده‌، دست‌مایه‌ی ساخت ابریشم نیز می‌شود. با توجه به این امر که هنرجویان موسیقی هم در جمع‌های خود، آثاری به مراتب غیر محافظه‌کارانه‌تر خلق می‌کنند، تمسک به این حقیقت خالی از لطف نیست: همواره آنان که نامشان ماندگار شده، در زمان مناسب از مرز باریک و بُرَّنده‌ی اعتدال میانِ سنت و بدعت با سربلندی گذر کرده‌اند.

برای خرید و دانلود آلبوم در دل ماند به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.5 ( 1 رای)
13 مهر 1398
Dar Mohasereh

جامه‌ی عاریه

نویسنده: حانیه شهرابی

«در محاصره»، ضبطِ یکی از کنسرت‌های مردادِ ۱۳۹۵ گروه «خنیاگرانِ مهر»، از آن دست آلبوم‌هایی است که هم تکلیفش با خودش و شنونده‌اش روشن است، هم تکلیفِ شنونده با او. هر دو می‌دانند از هم چه می‌خواهند. یکی راحت‌الحلقومی برای پر کردن اوقاتِ فراغتش می‌خواهد و دیگری بهای فراهم کردن این خوراک را. متن دفترچه نیز به بهانه‌ی جنسیتِ نوازندگانِ، ادعاهایی سراسر بحث‌برانگیز را با محوریت «حقوقِ زنان» مطرح کرده است که تاثیری در اصل ماجرا ندارد؛ تنها حمله به یک واقعیت تلخ است با دفاعی بد.

آهنگسازیِ بیشتر قطعاتی که در این آلبوم گردآوری شده‌اند بر عهده‌ی «بهزاد عبدی» بوده است و الباقی آثاری شناخته شده هستند از تجویدی، خالقی و لطفی. شیوه‌ی عبدی در آهنگسازی بیشتر از آن که ایرانی باشد، غربی است (وکمی اروپای شرقی). تنالیته‌ی مینور به واسطه‌ی طنین سازها لباس مدِ اصفهان پوشیده و برداشت مدال هم به «مدهای کلیسایی» شبیه است. پنج قطعه‌ای که برای تکنوازیِ قانون، قیچک، کمانچه، تار و رباب نوشته شده‌اند از نظر ساختاری بسیار شبیه هم هستند. یک یا دو موتیف، خودشان یا واریاسیونشان بارها و بارها تکرار می‌شوند؛ تکراری که تدریجا بستری ساکن می‌سازد که حتا طنین هم نمی‌تواند خللی درش ایجاد کند. اواسطِ برخی از این قطعات، تکنواز عباراتی برگرفته از چیزی که تا آن لحظه شنیده شده‌ است، در سکوتِ سایر سازها می‌نوازد (شبیه کادانس در موسیقی کلاسیک غرب). نوازندگان از مهارت قابلِ قبولی برخوردارند. ارائه‌ی موسیقی اکثرا استروفیک۱ محمد معتمدی هم نسبت به سایر اجراهایش تفاوت ندارد.

نباید منکرِ تبعیض‌های جنسیتی و سکوتِ ناروای حنجره‌ی زن در فضای رسمی شد؛ اما شاهد گرفتنِ شیر مرغ تا جان آدمیزاد برای خاص جلوه دادنِ اثر چندان اخلاقی نیست. موسیقی در ذاتِ خود جنسیت نمی‌پذیرد. «کارِ خوب» نیاز به وکیل و دلسوز ندارد. در گذر زمان تنها ماهیت اثر موسیقایی است که از خویش دفاع می‌کند.  اراده‌ی استوار و مهارت برای هر مشکلی راه حل خواهند یافت.

 


۱- نوعی فرم آوازی که در آن تمام بندها با موسیقی ثابتی همراه هستند.

برای خرید و دانلود آلبوم در محاصره به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1 ( 1 رای)
08 مهر 1398
photo 2019 08 09 15 47 50

پایانی خوش بر مسیری پرتلاطم

نویسنده: حانیه شهرابی

اگر مُرورِ چهارشبِ نخستِ «شب‌های موسیقی فرشته» را از نظر گذرانده باشید، شاید سؤالاتی از این ‌دست به ذهن‌تان رسیده باشد که نوازندگیِ خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟ یا بداهه‌نوازیِ خوب چطور؟ سه شب آخر، پاسخ‌هایی به چنین سؤالات داشت و استسقای کیفیت‌مان را فرونشاند. 

در شبِ پنجم «بهرام دهقانیار» برای مخاطبان تعدادی از قطعاتِ خاطره‌‌انگیز از میان آثارِ خود و دیگران را نواخت. با شنیدن نامِ این موسیقی‌دان توقعی در شنونده به وجود می‌آید که عیارِ بالای نوازندگیِ نوازنده برآورده‌کننده‌ی آن بود. مهارتِ او در ارائه‌ی موسیقی حتا بالاتر از مهارتِ دستانش بود. جمله‌بندی‌ها شفاف و با طمأنینه بودند. او باحوصله و فکرشده می‌نواخت، از کوچک‌ترین لحظات غافل نمی‌شد و موسیقی را با طنازی ارائه می‌کرد. از امکاناتِ ساز به موقع بهره می‌گرفت و رَنگ‌های مختلفی از دلِ ساز بیرون می‌کشید.

در شب ششم «مازیار یونسی» با خوش‌ذوقی پنج قطعه‌ی‌ بداهه‌ی‌ هفت الی پانزده دقیقه‌ای نواخت. بداهه‌هایی برآمده از تربیت و کنجکاوی موسیقی‌دان که نشان‌دهنده‌‌ی پیشینه‌ی موسیقاییِ غنیِ او بودند. هرکدام رنگ و بویی از آثار رمانتیک و نئوکلاسیستی داشتند. (برای مثال او در بداهه‌ی دوم، میان غوغای دیسونانس‌ها از ملودی‌های فولک‌گونه بهره گرفت که یادآوری شیرینی از «پرستش بهار» اثر استراوینسکی بودند). قطعات، ساختاری فرمال داشتند و مهارتِ بالای نوازنده سبب می‌شد که او از الگو‌های خلاقانه‌ی ریتمیک و ملودیک به دنبال هم، با وصل‌هایی مناسب استفاده کند. یونسی همچنین از امکاناتِ صوتیِ بالقوه‌ی پیانو به خوبی استفاده کرد.

«مزدا انصاری» در شب آخر قطعاتی از ساخته‌های جواد معروفی، امیرجاهد، نی‌داوود و یاحقی در سه‌گاه، شور و اصفهان نواخت؛ روی پیانویی که مطابقِ فواصلِ ایرانی کوک شده بود. در مجموع استفاده‌ی او از ساز و سونوریته‌ بی‌شباهت به سنتور نبود؛ اما استفاده از پدال در بسیاری از مواقع باعث می‌شد مجنب‌ها ناکوک شنیده شوند. در بخش غیرضربی، تقلیدِ او از رفتارِ موسیقیِ آوازی تنها به صورتِ نسبی موفقیت‌آمیز بود و گاهی جمله‌بندی‌ها شتاب‌زده اجرا می‌شدند.

القصه، پس از چهار شب پیانونوازیِ پرتلاطم، شب‌های آخر قایق نجاتی بودند برای سومین دوره از شب‌های موسیقی فرشته: پیانونوازی‌هایی که به‌راستی «اجرای موسیقی» بودند؛ پایانی خوش بر شروعی کج دار و مریز.

04 شهریور 1398
ivar3

کمتر اما بیشتر

نویسنده: حانیه شهرابی

در اواخرِ قرنِ نوزدهم، آهنگسازان، خالقانِ یکی از انتزاعی‌ترین زمینه‌های هنری، نقشی پررنگ در انقلاب‌های هنری ایفا کردند. با امکانِ ضبطِ صدا و سهولتِ بیشتر در سفر کردن، هنرمندانِ شرق و غرب به تدریج در صددِ درکِ زبانِ هنریِ هم برآمدند و آثارِ پرشماری متأثر از فرهنگ هنریِ یکدیگر ساختند. هنرمندانِ ایرانی هم متعاقباً به جای پس زدنِ موسیقیِ غرب و یا توجیهِ رویکرد مدالِ موسیقیمان با سیستمِ تنال، آثاری با بهره‌گیری از هر دو فرهنگ خلق کردند. «ایوار» نیز اثری در همین راستاست؛ موسیقی‌ای که به جایِ جُبّه، کت و شلوار پوشیده، اما فارسی حرف می‌زند.

در این آلبومِ تکنوازی پیانو که خودِ آهنگساز، نوازندگیِ آن را هم به عهده گرفته ‌است، ملودی‌ها همزمان رنگ و بویی از موسیقیِ کلاسیکِ ایرانی و غربی دارند. دستِ راستِ پیانو گاهی به دشتی، همایون و چهارگاه سرک می‌کشد و گاهی نیز به آثارِ ویوالدی و رودریگز. جملات سر و شکل خوبی دارند. ملودی‌ها به موتیف‌هایی تقسیم می‌شوند که آگاهانه بسط و گسترش یافته‌اند. ضربانِ کند و موتیف‌های ملودیکِ تکرار شونده (با تزئیناتی که اضافه یا کم می‌شوند)، نوانس ضعیف و سکانس‌هایِ پایین‌رونده‌شان تداعی‌گر آثار اریک ساتی هستند. گامِ بالفعلِ ملودیِ‌ اصلی در هر قطعه نیز گستردگیِ چندانی نمی‌یابد.

شیرکوهی تا امروز به شیوه‌های گوناگون آهنگ‌سازی کرده است و به سببِ تحصیلاتِ آکادمیکِ موسیقی و سابقه و کارنامه‌ی هنری‌اش، پیشاپیش انتظارِ مخاطب از او بالاست. بافتِ مونوفون حاکم بر مجموعه، شخصیتی مینیمال به آن بخشیده است. اتفاقی که بیش و پیش از هر چیز یادآور ساخته‌هایی از آروو پرت است. با توجه به انتظارِ بر‌انگیخته شده، استفاده‌ از مواد و مصالح موسیقایی در شکلی کمینه‌گرایانه‌، آن هم در روزگاری که ذائقه‌ی عامه «بیشتر» را به «بهتر» تعبیر می‌کند، به شجاعتی مضاعف نیاز دارد؛ شجاعتی که رد پای آن در «ایوار» به روشنی هویداست.

برای خرید و دانلود آلبوم ایوار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

03 شهریور 1398
photo 2019 08 22 09 24 31

دوباره در غیاب رپرتوار

نویسنده: حانیه شهرابی

کافی است به محافلِ موسیقی و شبکه‌های اجتماعی نگاهی کنید تا حال و هوای این اجراها را با گوشت و خون‌تان حس کنید: همه‌جا نوازندگانی نه‌چندان ماهر هستند که تحت‌تأثیر عوامل مختلف سودایِ آفرینش دارند. انگار که روزانه از شمار نوازندگان کاسته و بر آهنگ‌سازان افزوده می‌شود. اما مگر نه آن‌که این‌همه «آهنگِ» ساخته‌شده، نوازنده‌ای می‌خواهد برای خوب نواختن؟

نوازنده‌ی شب سوم «رامین بهنا» بدون ارائه‌ی لیست قطعات پشت پیانو نشست و استانداردهای اجرا را تا آن‌جا که در توان داشت، پایین آورد. در نگه‌داشتن تمپو و همین‌طور در اجرای فیگورهای ساده‌ی ریتمیک مشکل داشت. دینامیک را در قوت و ضعفی نسبی خلاصه کرد و تعداد زیادی کلید را به اشتباه فشرد. بین قطعات نامشان را می‌گفت و توضیح می‌داد که مثلاً دو قطعه را در امتداد هم نواخته است (این خودش جای تعجب دارد، قطعات آن‌قدر بی‌شخصیت بودند که تمیزشان از راه ملودی و آن‌هم به سختی امکان‌پذیر بود). این اجرا، در انتها از کف‌زدنی بهره‌مند شد، که شایسته‌اش نبود.

شب چهارم «نگین زمردی» قطعاتی ساخته‌ي خودش را برای مخاطبان  نواخت. در بخش اول اجرا، او نام بداهه‌های خود را اعلام می‌کرد سپس کمپوزیسیونی پر از اشاره به چهارگاه و مملو از دوم افزوده می‌نواخت. در بخش دوم، از «پرنیان خلف رضایی» دعوت کرد تا همراه او موسیقیِ تئاتر جاناتان مرغ دریایی و ماهی سیاه کوچولو -که هنوز روی صحنه نرفته‌- را برای پیانوی چهاردستی اجرا کند. موسیقی‌ای که شاید در ایده‌ی خود موفق بود، اما مشکلات اجرایی متعدد، همچون عدم هماهنگی کافی دو نوازنده، از کیفیت اجرا می‌کاست و  علاوه بر آن، سلیقه‌ی زمردی در انتخاب فواصل «بداهه»هایش را بار دیگر بر مخاطب تحمیل می‌کرد.

چرا شب‌های پیانو به عرصه‌ی ارائه‌ی آهنگ‌سازی و بداهه‌نوازی هنرمندان بدل شده است؟ مگر شایسته نیست که در این شب‌ها حداقل یک قطعه‌ی کمتر‌تکنیکی و آسان از رپرتوار حقیقی پیانو شنیده شود؟ بعضی از این اجراها حتا از جهت نوازندگی هم کیفیت مطلوبی ندارند. کاش نوازندگان به‌خاطر داشته باشند که هر آفرینشِ خوب برای دیده‌شدن نیاز به بازآفرینیِ شایسته هم دارد.

01 شهریور 1398
photo 2019 08 22 09 24 30

در غیاب رپرتوار

نویسنده: حانیه شهرابی

مجموعه‌ی فرهنگیِ شهرکتابِ فرشته و مجله‌ی آنلاین موسیقیِ کادانس در هفته‌ی آخر مرداد ماه سال ۱۳۹۸، سومین دوره‌ از «شب‌های موسیقی» را این‌بار با محوریت تکنوازی پیانو برگزار می‌کنند. این سازِ کمابیش سیصد ساله، همواره موردِ توجهِ علاقه‌مندان به موسیقی بوده است؛ طوری که روزبه‌‌روز بر آثار پیانویی، ویرتئوزها و علاقه‌مندانش افزوده می‌شود. میانگین کیفیت نوازندگی پیانو هم در داخل و هم در خارج از کشور آن‌چنان بالاست که مخاطب به صورت پیش‌فرض انتظارات بالایی از یک اجرای پیانو دارد.

«بهنام ابوالقاسم» نوازنده‌ی شب اول، در اجرایش از رپرتوارِ پیانو به‎طور کلی چشم‎پوشی کرده و سه قطعه‌ی بداهه با هارمونی تُنال نواخت. در بداهه‌ی اول و سوم اساس کار استیناتو (باس کوتاهِ تکرارشونده) بود و در بداهه‌ی دوم، آکوردهایی تکرارشونده. در بداهه‌ی سوم اشاره‌هایی به چهارگاه، ماهور و اصفهان صورت گرفت که مایه‌ی خرسندی بسیاری از مخاطبان شد. هیچ تغییری در بسترِ موسیقی پیش‌بینی نشده نبود. با این حال دقایقی هارمونی درگیرِ باتلاق مینور می‌شد که راهِ نجاتش کاربست بی‌واهمه‌ی آکوردهای چهار صدایی بود. جمله‌های موسیقی در مجموع لهجه‌ی ایرانی داشتند و گویی از دلِ هم زاده می‌شدند.

شب دوم بار دیگر، در غیاب رپرتوارِ پیانویی رمانتیک، کلاسیک و باروک برگزار شد. «سردار سرمست» در اجرا ادای احترامی به «لویی آرمسترانگ» و «الا فیتزجرالد»، دو تن از مشهورترین اسطوره‌های موسیقی جَز کرده بود. او درمیانه‌‌ی اجرا تکنوازی را متوقف کرد و از دوست کنترباس‌نواز خود «عارف میر‌باقی» دعوت کرد تا همراهی‌اش کند. فارغ از هر موضوع دیگری، به‌راستی هماهنگی در این دو‌نوازی، بهتر از اغلب اجراها در فضای موسیقی کلاسیک ایران بود.

در هر دو اجرا دامنه‌ی دینامیک عموماً مایل به‌ قوی بود؛ طوری که شنونده احساس می‌کرد با سازی الکتریک مواجه است و نه یک پیانوی کنسرتی. وصل هر آکورد با نگه‌داشتن پدال همراه بود و در نهایت جای تکنیک‌های مختلفِ پیانو نیز بسیار خالی. اگر همه‌ی مشکلات را ناشی از ساز و فضا بدانیم، حقیقتاً در حق نوازندگان حرفه‌ای که در بدترین شرایط هم کار خوب ارائه می‌کنند کم‌لطفی کرده‌ایم. بر اهالیِ موسیقی آشکار است که اجرای بی‌نقص افسانه‌ای بیش نیست. اما ساعت‌های تمرین به ‌عنوان پشتیبان غائب هر دقیقه از اجرا، می‌تواند از بروز بسیاری از مشکلات جلوگیری کند. یک ویرتئوز سال‌ها با عشق و پشتکار، عمر را به پای سازش می‌گذارد و زندگی‌اش را فدای مهارت می‌کند.

31 مرداد 1398
بالا