نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

نقد‌های ساناز ستارزاده


Sabz Dar Sabz 2

بهاری در سایه

نویسنده: ساناز ستارزاده

نگار خارکن در آلبوم «سبز در سبز» گوشه‌هایی منتخب از دستگاه ماهور را در دل ساختاری آشنا گنجانده است. وفور بخش‌های متریک، حاکی از تمایل بیشتر او به ضربی‌نوازی است تا نواختن در قالبی با وزن آزاد. توجه خارکن به دامنه‌ی شدت‌وری صوتی در سازش را نمی‌شود نادیده گرفت، اما غفلت او از پرداختن شایسته به بعضی موضوعات تکنیکی (همچون تغییر میزانِ فشارِ نواخت؛ بهره بردن از تنها یک حرکت رفت یا برگشت کمانه برای اجرای تحریرها و جملات آوازی مطول و غیره) موجب شده تا سازش کم‌جان‌وبنیه به گوش برسد. از طرف دیگر، نبودِ ایده‌ی موسیقاییِ بارزی که در بخش‌های مختلف جاری شود و امتداد یابد و فقدان لحظات درخشانی که گفتگوی کمانچه و تمبک را جانی ببخشد، موسیقی «سبز در سبز» را قابل پیش‌بینی کرده است. بستری فراهم نشده تا در دلش ایده‌های هر دو نوازنده، ضمن حفظ ارتباط بخش‌های مختلف به هم، تبدیل به موسیقیِ به‌هم‌آمیخته و گیرایی شوند و راه خود را پیش گیرند. ارتباط ناقص نوازنده‌ها، خاصه در دو ضربی "نصیرخانی یا طوسی"‌ عیان می‌شود. قطعه‌ با دور شش‌تایی آغاز می‌شود و، زمانی که کمانچه دور جمله را تغییر می‌دهد، الگوهای ریتمیکِ انتخابیِ تمبک در هماهنگی با دور اولیه و نیز ملودی کمانچه نیست و نابسامانی در ضربی دوم -علاوه برعدم تناسب دور هفت‌تایی تمبک با جمله‌ی آغازین کمانچه، که دور ترکیبی شش‌تایی-هفت‌تایی دارد- اختلاف تندای سازها را هم شامل می‌شود. گویی در چهارچوبی هم‌نوازی می‌کنند که خوکرده‌ی آن نیستند.

محفوظات شنیداری و سلیقه‌‌ی خارکن که طی سال‌ها آموختنِ شیوه‌ی استادانش -اردشیر کامکار، هادی منتظری و سعید فرج‌پوری- شکل گرفته، بیش از کنجکاویِ احتمالی‌اش برای درک شیوه‌ی علی‌اصغر بهاری قدرت و نفوذ داشته و از همین روی نتوانسته، اگر اساساً چنین توانستنی را هدف گرفته بوده باشد، به شیوه‌ای که انبوه جزئیات فنی و محتوایی آن، متفاوت از شیوه‌های معمول امروز است، اشراف یابد؛ آنچنان که «به‌یادِ استاد علی‌اصغر بهاری» ذکرشده در متن دفترچه به عنوانی ‌تزئینی تقلیل یافته است. عنوانی که می‌توانست نشانه‌ی تعمقش باشد بر کارگان‌های ویژه‌ی کمانچه و کشف جنبه‌های مختلف شیوه‌ی کمانچه‌نوازی بهاری؛ حتی اگر بیمِ دربندِ قواعد شدن و هراسِ در حصارِ تقلید و تکرار ماندن را نیز به همراه داشته باشد.

برای خرید و دانلود آلبوم سبز در سبز به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2
18 آبان 1399
favareh o raya

قطعاتی برای‌ سه‌تار

نویسنده: ساناز ستارزاده

انتظار می‌رفت انتشار«‌قطعاتی برای سه‌تار»، میانِ افزون کتاب‌های «تار و سه‌تار» -که غالبا به ذکر برعکس بودن حرکت مضراب راست و چپ در سه‌تار بسنده کرده‌اند- به شناساندن هرچه بیشتر تکنیک‌های اجرایی مختص سه‌تار کمک کند. این انتظار را بیشتر عنوان «دوره‌ی عالی» روی جلد سبب می‌شود و در کتاب توضیح و تفسیری در این خصوص وجود ندارد.

در «فوّاره و رؤیا»، عیسا غفاری پانزده قطعه از آثار خود را منحصراً برای سه‌تار تحریر کرده است. قطعات، بیش از هر سه‌تارنوازی، ذهنیتِ موسیقایی حسین علیزاده را تداعی می‌کنند و حتی در قطعه‌ی "گلستان" هم -که به یاد صبا ساخته و اجرا شده- خبری از کیفیات مضرابِ صبا نیست. مؤلف، با آوردن عنوان «دوره‌ی عالی» بر روی جلد، سطح تکنیکی قطعات خود را تلویحاً اعلام کرده است. در مقدمه‌ تاکید شده جز "چهارمضراب بیات‌ترک" تمامی قطعات به صورت اختصاصی برای سه‌تار و با سه‌تار ساخته و نواخته شده‌اند، اما مختصر اشاره‌ای به خصیصه‌هایی که باعث تمایز سه‌تار از تار می‌شود نشده است. به‌راستی کدام گروه از ویژگی‌ها قطعه‌ای را «تاری» یا «سه‌تاری» می‌کند؟ در چارچوب این کتاب، حداقل "چهارمضراب بیات‌ترک" می‌توانست نمونه‌ی خوبی‌ باشد برای پاسخ به این پرسش و معطوف ساختن توجه نوازنده‌ به نکته‌های حائز اهمیتی که ویژه‌ی سه‌تار است و در «ساخت» و «نواخت» باید به آنها توجه داشت.

از سوی دیگر، می‌توان پرسید، با توجه به معانی خاص «دوره‌ی عالی» در آموزش کارگان‌های موسیقی ایرانی، چه در روش‌های سنتی و چه در قالب رشته‌ی دانشگاهی، اطلاق آن به کتابی تک‌جلدی شامل پانزده قطعه چه ضرورتی دارد. وزیری از این عنوان جهت تبیین «قسمتی» از نظام آموزشی «خود» استفاده کرده است. او، در مقدمه‌ی دستور جدید تار و سه‌تار، پس از معرفی کتاب دوره‌ی اول و متوسطه، از کتاب دوم که برای دوره‌ی عالی۱ ترتیب داده است و اینکه «آوازها مشکل‌تر و مهم‌تر گشته»۲ خبر می‌دهد. این رو‌یکردِ آموزشی در کارگان دیگر سازها و کتاب‌‌هایی که تحت این عنوان منتشر شده‌اند هم قابل مشاهده است.۳ با این وجود، «فوّاره و رؤیا»، مستقل از دیگر دوره‌های منتشرشده از مؤلف، عنوانِ «دوره‌ی عالی» را یدک می‌کشد. به نظر می‌رسد، این عنوان بر جلد کتاب، صرفاً بر قضاوت مؤلف از سطح تکنیکی قطعاتش متکی است.

 


۱- در این کتاب، وزیری رامشگری را مترادف دوره‌ی عالی گرفته است.
۲- از مقدمه‌ی کتاب دستور جدید تار و سه‌تار.
۳- همچون «ردیف دوره‌ی عالی» علی‌اکبر شهنازی، «ردیف دوره‌ی عالی ویلن» ابولحسن صبا و «ردیف دوره‌ی عالی چپ کوک برای سنتور» فرامرز پایور.

امتیاز نویسنده: 2
30 شهریور 1399
Motrebe Dard 1

آری، به اتفاق

نویسنده: ساناز ستارزاده

آلبوم «مطرب درد» -در ساختار کلان، روند قرار گرفتن مایه‌ها، سازبندی گروه و تنظیم قطعات- در مسیر پانخورده‌ای قدم نگذاشته است. ضربیِ سنگینی در روح‌الارواح طنین می‌اندازد؛ ساز و آوازی در بیات‌ترک؛ و تصنیفی در دشتی؛ و این روندِ به‌گوش آشنا -تا به انتها- آشنا می‌ماند. از کلیات که بگذریم، اولین "ساز و آواز"، که بر بخشی از تفسیر سوره‌ی انفال نشسته است، خوانده‌های جواد ذبیحی را تداعی می‌کند، بی آن خصیصه‌هایی که شنونده را از هر چه جز موسیقی غافل کند.

گیرایی و جذابیتی که شنونده را هوشیار نگاه می‌دارد لزوماً ارتباطی به مدت‌ زمان هر بخش ندارد. ساز و آوازی در کمتر از سه دقیقه می‌تواند خستگی بیاورد و سازی در پانزده دقیقه مجالِ هیچْ جز پیگیری موسیقی ندهد. در«مطرب درد»، میزان اشتیاق به شنیدن بخش‌های مختلفْ شخص به شخص تغییر می‌کند. زمانِ شنیدنِ شورِ عود و ابوعطا‌-نوای تار، در وضعیتی «قرار» گرفته‌ و با دقت به جاری شدن موسیقی گوش می‌کنی، اما پیگیری "ساز و آواز"ها را موانعی دشوار کرده است. خواننده و تک‌نوازها تا چه حد از ایده‌های موسیقایی و نقاط ضعف و قوتِ هم باخبرند و بستر چطور برای نزدیک شدن به دیگری و خلقِ فضای موسیقایی مشترک فراهم شده است؟ آوازها در تعامل دونفره با نوازنده و یا سه‌نفره با نوازنده و صاحبِ اثر شکل گرفته است‌‌؟ منطقی که نغمه‌ها را بر هجاهای کلام می‌نشاند؛ ترکیب تحریر‌ها و غلت‌ها؛ و جمله‌بندیِ آوازهایی که بین تصانیف خوانده شده را، میزان دانش و تجربه‌، محفوظات شنیداری، سلیقه‌ و ایده‌های خواننده شکل داده است؟ بار جذابیت‌ِ بخش‌های با وزنِ آزاد -گاهی، به اتفاق- به دوشِ خواننده و تک‌نوازها است و ایده‌های موسیقایی بسته به ظرفیت‌های اشخاص قد کشیده و به انجام می‌رسند.

اگرچه توانایی افراد می‌تواند در موفقیت کلی اثر تاثیر به‌سزایی داشته باشد و "ساز و آواز"ها را نقشی فرای به هم دوختنِ ضربی‌های پیش و پس خود بدهد، اما راهبری که اثرش را یک کل منسجم طلب کرده، حتی اگر در مسیری پاخورده قدم گذاشته باشد، جز با شناخت عمیق کارگانِ ساز و آواز و ظرفیت‌های همراهانش، چطور می‌تواند بخش‌های مختلف را متحد کند؟ به‌نظر می‌رسد راهبری در «مطرب درد» همه جانبه نیست.

برای خرید و دانلود آلبوم مطرب درد به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2.5
12 مرداد 1399
Khorasaniyat 2

شرحه‌شرحه در فراق

نویسنده: ساناز ستارزاده

لزوم انتشار «خراسانیات» -حاصل همکاری پرویز مشکاتیان، محمدرضا شجریان و اعضای گروه عارف، که در دهه‌ی شصت و سال‌های جنگ اجرا و ضبط شده است و تا اسفند سال ۹۸ ناشنیده مانده (اگر بشود عنوان ناشنیده را به آن اطلاق کرد)- از حیث تاریخی قابل درک است. اما آیا اهمیت ثبت خراسانیات در تاریخ و زنده نگاه داشتن یاد بزرگان عرصه‌ی موسیقی «دستگاهی» به اهمیت ارتباط اجزای آلبوم به عنوان یک اثر هنری ارجحیت دارد؟

اگر با انگیزه‌ی تمرکز بر ساختار خراسانیات در برابر هجوم نوستالژی مقاومت کنیم، تا مانع از استیلای آن شویم، آنگاه پیکره‌ی شرحه‌شرحه‌ی خراسانیات موضوعی جدی و قابل مداقه است. «کاروانیان» -طرحی که از مایه‌ی عراق آغاز می‌شود- هشت سال بعد در «مقام صبر» نه به عنوان قطعه‌ی آغازین، بلکه پس از معرفی «راست» و «پنجگاه» آورده شده، قطعه‌ی محبوب «خزان» که بارها توسط تک‌نوازها و ارکسترهای گوناگون اجرا شده، در «مژده‌ی بهار» آمده، «چهارمضراب نهیب» در «کنج صبوری» و «یِقین دِرُم»۱ در «تمنا». اگر فرض کنیم نسخه‌ی خراسانیات، اولین اجرای ضبط شده‌ی این قطعات باشد، در این‌صورت جست‌وجو درباره‌ی تاریخچه‌ی قطعات و نوشتن نتیجه در دفترچه‌ی آلبوم، می‌توانست لزوم انتشار را توجیه و ضرورت کلاژ ناموفق را توضیح دهد. نابهنگامی، اختلاف کوک و فضای صوتیِ «خزان» بعد از تصنیف «زُلفایِ قِجِری»، نابهنگامی، اختلاف کوک و فضای صوتی «تکنوازی سنتور» بعد از «خزان»، نابهنگامی، اختلاف کوک و فضای صوتی «یِقین دِرُم» بعد از ساز و آواز بی‌نظیر «دشتستانی»، نادیده‌ انگاشتن خراسانیات به عنوان یک اثر منسجم را برملا و آن را بی‌وقع می‌کند. اگر بخش «راست‌پنجگاه» را یک پیکره بنامیم، سه بخش «راست‌پنجگاه»، «شور» و «ساز و آواز» نامتجانس‌اند. در «نوا مرکب‌خوانی» و «بیداد» -آثاری که در زمان حیات مشکاتیان منتشر شده‌اند- چگونه می‌شود ارتباط اجزا را نادیده گرفت؟ بیداد در دو بخش مستقل و نوا مرکب‌خوانی علیرغم تفاوت فضای صوتیِ گروه‌نوازی با ساز و آوازها، آثاری یکپارچه و منسجم‌اند.

اکنون چه داریم؟ رپرتواری در نیمه‌ی راهِ ضبط استودیویی ناتمام رهاشده. چه شده بود؟ مؤلف شرایط زمانه را مناسب ندید؟ با توجه به این که همواره بستر اجتماعی‌ـ فرهنگی جامعه به انتشار اثر معنا می‌بخشد، لزومِ انتشار خراسانیات این‌چنین قابل ‌توجیه می‌شود: اولویت منطق بازار بر کیفیت اثر.

 


۱- در این اجرا شعر ملک‌الشعرای بهار توسط مشکاتیان دکلمه شده است.

 

برای خرید و دانلود آلبوم خراسانیات به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 0.5
10 تیر 1399
Avaze Ney 1

هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک (۱)

نویسنده: ساناز ستارزاده

پس از «حسن کسایی»، بعید است بتوان در جمع نی‌نوازان تک‌‌نوازی یافت که با موسیقی «دستگاهی» جانبی دارد اما نشانی از او در نوای ساز و موسیقی‌اش به گوش نمی‌رسد. «مسعود اربابیان» هم از این دایره بیرون نیست. صدای مطلوب ساز اربابیان در منطقه‌ی صوتی اوج، در همان چند نغمه‌ی آغازینِ چهارگاهِ آلبوم موسیقی «آواز نی»، نشان از تلاش به ثمر نشسته‌‌اش و نیلِ به کیفیتی نزدیک به کیفیتِ صوتیِ ساز حسن کسایی را دارد و در طرفه‌العینی صدای ساز او را تداعی می‌کند. این شباهتِ کیفیاتِ صوتی توقعی ایجاد می‌کند که در جنبه‌های دیگرِ تکنیکی و محتوایی برآورده نمی‌شود. جنبه‌هایی چون تسلط بر ردیف‌های آوازی و اوزان شعری، سکوت‌های سنجیده و متنوع، چیره‌دستی در اجرای انواع تکنیک‌های نوازندگی و جاری شدن موسیقی از مایه‌ای به مایه‌ای دور از خیال، حافظه و عادت ذهنی. تُندای اکثر قطعات «آوازِ نی» و زمان‌بندی جملاتِ بخش‌های با وزنِ آزاد، بیشتر یادآور موسیقی کسایی در «پس از سکوت» است، اما شدت‌وری‌های متضاد، تنوع زمان‌بندی جملات به مدد ترکیب نغمه‌های کشیده و مقَطعِ «پس‌ از سکوت» را ندارد.

به نظر می‌رسد اکتفا نکردن به نوازندگی نی، فرارفتن از سطح و کوشش در شناختِ دقیق مکتبِ اصفهان و نی‌نوازان دوران امری‌ ضروریست؛ آنچه کسایی، به عنوان چکادی از نی‌نوازی، از استادانش آموخته و در گفت‌و‌گوهایش درباره‌ی موسیقی سعی بر انتقالش دارد. بسیاری از استادانش -چه آنی که در حضور از او آموخته و چه آن‌هایی که از طریق ضبط  نواخته‌ها و آوازهایشان به او آموختند- غیر از نی‌نواز بوده‌اند. از بسیاری استادانِ سازهای مختلفِ کمانچه، سه‌تار، پیانو، تار، ویولن و آواز بهره‌ی سرشار برده و «شاید با پنجاه استاد بی‌نظیر معاشر بوده» است.۲ اگر قصد اربابیان تنها حفظ و انتقال نوازندگی به شیوه‌ی اصفهان باشد، در تنها آلبوم منتشر شده‌‌ از او، جای پرداختن به بعضی جنبه‌ها خالی است و، اگر بیش از حفظِ شیوه‌ طلب کرده، باید منتظر آلبوم‌های دیگر او ماند. صدای شفاف، فواصل به‌جا، ساختار سنجیده اما محافظه‌کارانه‌ی بخش‌های مختلف آواز نی برای شنونده‌‌ای که حاضر نیست هر آلبومی با عنوان «دستگاهی» اما محتوایی نامرتبط را بپذیرد، امیدبخش است و اشتیاق شنیدن اثری دیگر را زنده نگاه‌ می‌دارد.

 


۱- مصرعی از شعر اقبال لاهوری.
۲- قسمتی از مصاحبه‌ی حسن کسایی که در کتاب از موسیقی تا سکوت آورده شده است.

برای خرید و دانلود آلبوم آواز نی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 3
24 خرداد 1399
بالا