نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

نقد‌های آروین صداقت‌کیش


Navaye Koli 00 Copy

دشواری موسیقی مردم‌پسندِ سازی

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

موسیقی مردم‌پسند اغلب برای ارتباط برقرار کردن با مخاطبانش متکی بر جذابیت کلام و در مراحل بعد متکی بر گیرایی صدای خوانندگان، حتا گاهی دلربایی چهره و ظاهر آنها، زیبایی ملودی، رقص‌های همراه و ندرتاً هم مهارت‌های خاص و چشم‌گیر دیگر نوازندگان است. همین پایه‌های مقبولیت کارِ موسیقی مردم‌پسندِ سازی را پیشاپیش دشوار می‌کند زیرا بخش بزرگی از آن عوامل خودبه‌خود مفقودند. در فقدان کلام و طبیعتاً خواننده همه‌ی بار بر دوش زیبایی و پراحساسی ملودی‌ها (گاهی حتا بازنوازی ملودی ترانه‌های مشهور با ساز و تنظیم‌های باسلیقه و خلاقانه از آنها)، مهارت‌های نمایشی نوازندگان (همچون سرعت‌های سرگیجه‌آور، ریتم‌های شگفت‌انگیز و ...) و احساس موسیقایی آنها می‌افتد. از همین رو است که تعداد آلبوم‌های (یا تک‌آهنگ‌های) مردم‌پسند مطلقاً سازی نسبت به همتاهای باکلامشان تا این اندازه در تاریخ کم است. آنها امکانات کم‌تری برای مقبول افتادن در اختیار دارند.

نوای کولی آلبومی از مزدک کوهستانی دقیقاً با همین مسائل روبه‌رو شده است. به سوی احساس‌برانگیزی و زیبایی ملودی‌ها رفته است (مانند قطعه‌ی تانگو در ونیز) اما نتیجه‌ای به دست آورده است که به بسیاری از تلاش‌های مشابه نزدیک است. هم‌زمان به سراغ موزیکالیته‌ی نوازندگان در اجرای همان ملودی‌های شیرین می‌رود اما آستانه‌ی توانایی‌های موزیکال نوازندگان مجموعه برای این نوع موسیقی، راه پرواز و کنده‌شدنش را سد می‌کند (فارغ از استثنای نوازندگی مارکو دل وله جی، در پایان سرناد برای ناهید می‌توان نمونه‌هایش را دید). حرکات تکنیکی و سریع گیتار نیز بیش از آن که عاملی برای دلنشینی قطعات آلبوم باشد مانع پذیرفتن آن می‌شود (مانند پاساژهای سریع اما نه‌چندان دقیق گیتار در لحظات پایانی باران استوایی، لحظاتی در بخش‌های انتهایی نوای کولی ۱ یا پاساژهای برگردان در نوای کولی ۲). حتا بهره‌گیری از نوازندگان باتجربه در موسیقی کلاسیک و تکیه بر بعضی مهارت‌های آنها هم کمک زیادی به رفع این اشکالات نکرده است. آنها ساختاری‌تر از آن‌اند که با تغییر سطحی در جزئیات بتوان برطرفشان کرد.

سازآرایی و تنظیم گرچه به دلیل در اختیار داشتن تخته‌رنگ غنی از نقطه‌قوت‌های کار است اما چنان متمایز و تکان‌دهنده نیست که بر همه‌ی آن دشواری‌های پیش‌گفته فائق آید و دست‌بالا عنصری منفعل و نه تقویت‌کننده‌ی دیگر مؤلفه‌ها می‌ماند.

برای خرید و دانلود آلبوم نوای کولی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
17 مهر 1398
form dar musighi

کتابی برای موسیقی‌شناسان

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

کتاب فرم در موسیقی قرن‌های هفدهم تا بیستم نوشته‌ی تاتیانا س. کورِگیان با ترجمه‌ی مسعود ابراهیمی –که اکنون بیش از یک دهه است به دروازه‌ی آشنایی فارسی‌زبانان با تألیفات نظریه‌ی موسیقی و موسیقی‌شناسی روس‌ها بدل شده است- برخلاف کتاب فرم موسیقیِ ای. و. اسپاسُبین که در پی پر کردن جای خالی یک متن درسی برای «دوره‌ی عمومی تحلیل» بود، اهداف دیگری را دنبال می‌کند. هدف به‌تصریح خود مؤلف و همچنین شواهدی که از مطالعه‌‎ی کتاب برمی‌آید نه تربیت عملی آهنگسازان بلکه تربیت علمی موسیقی‌شناسان بوده است.

از همین رو در طول این متن حدوداً ۸۰۰ صفحه‌ای اولاً با دسته‌بندی تاریخی فرم‌ها (مخصوصاً جداکردن فرم‌های باروکی و قرن بیستمی) روبه‌رو هستیم و ثانیاً با تمرکز بر موضوعاتی همچون تحلیل ساختار جمله و پریود (در نسبت با فرم‌های دوران) که در کتاب‌های دیگر روسی تا زمان انتشار این کتاب (۱۹۹۸) کم‌تر به شکل نظام‌مند مورد بررسی قرارگرفته بود. همچنین نمونه‌های فراوان و تمرین‌های تحلیلی و عملی آن و نحوه‌ی چیدمان و تلاش فوق‌العاده‌ی کورگیان برای دسته‌بندی علمی همه‌ی این داده‌ها نشانه‌ی دیگر مؤید گرایش اصلی کتاب است.

همچون چند کتاب دیگر ترجمه‌شده به دست ابراهیمی با چشم‌پوشی از اشکالات حاصل از تجربه‌ی کم ما برای برگرداندن چنین متن‌های این کتاب فرم‌شناسی مکتب مسکو نیز ارزش‌های ویژه‌ی خود را دارد. نخست و بیش از هر چیز مخصوصاً اگر در تداوم تألیف اسپاسُبین دیده شود، تصویری (هرچند هنوز بسیار محدود) از نحوه‌ی تلقی نظریه‌پردازان و موسیقی‌شناسان روسی از مقوله‌ی فرم به دست می‌دهد. و سپس تجزیه‌وتحلیل‌هایی از آثار موسیقی‌دانان روس در اختیار می‌گذارد که در کتاب‌های دیگر فرم نمی‌توان یافت.

بااین‌حال این مؤلفه‌های ارزشمند (به‌ویژه اولی) مشکلاتی نیز به همراه می‌آورد. نحوه‌ی اندیشیدن هر مکتب موسیقی‌شناسی به مقوله‌ای مانند فرم، مسئله‌ای تاریخی است و قویاً بر یک اصطلاح‌شناسی مرتبط با همان مکتب تکیه دارد. همین امر ممکن است خواننده‌ی فارسی‌زبان ناآشنا با آن تاریخ را به‌رغم تلاش مترجم برای همسان‌سازی آن اصطلاحات با اصطلاح‌شناسی رایج در ایران دست‌کم سردرگم کند. زیرا موفقیت در چنین کاری به دلیل دشواری‌های فنی منطبق کردن دو شیوه‌ی تفکر که نظام اصطلاحات متفاوتی دارند خواه‌ناخواه نسبی خواهد بود.

06 مهر 1398
gereh2

شگفت‌انگیزِ بی‌شگفتی

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

انتشار پنجاه دقیقه تکنوازی نی -که به خودی خود بسامد کم‌تری نسبت به سازهای دیگر داشته است- آن هم با اهدافی غیرآموزشی در امروز موسیقی ما بدون توسل به عملیات محیرالعقول و همراهی عناصر فراموسیقایی و پیراموسیقاییِ عجیب و غریب تقریباً غیرممکن می‌نماید. نه این که از لحاظ نظری یا حتا عملی غیرممکن باشد بلکه چون شنونده‌ی چندانی نخواهد یافت. این درست همان کاری است که سیامک جهانگیری نوازنده‌ی ماهر و این روزها بس پُرکار نی با آلبوم گِرِه‌اش درصدد انجام و از عهده‌ی آن برآمده است.

جز آزادی نسبی در هم‌نشینی مقام‌ها و جمله‌پردازی در بخش راست‌پنجگاه، دل‌مشغولی رنگ و ترکیبش با دینامیک در هر دو بخش، استفاده از چیره‌دستی تکنیکی (مخصوصاً در تعویض سریع نواحی صوتی مختلف نی) مشخصه‌ی عمومی بسیاری از نوازندگان نسل حاضر همه‌ی سازها است، و درنهایت انتخاب کوک غیرمرسوم برای راست‌پنجگاه که به چالش‌های تکنیکی نوازندگی (در انگشت‌گذاری و تغییر مناطق) منجر می‌شود چیز شگفت‌انگیزی در گره نمی‌یابیم. هیچ شگفتی‌ای همراه یک اجرای دستگاه سه‌گاه یا راست‌پنجگاه نیست البته جز خود همین نبودن شگفتی. درحقیقت همین که نوازنده‌ای بدون دغدغه‌ی خیره‌کردن چشم مخاطبش تنها در اندیشه‌ی ارائه‌ی موسیقی خالص بوده باشد عنصر کمیاب و درنتیجه شگفت‌انگیز کار جهانگیری است.

اجرای سه‌گاه، گذشته از قطعاتی که میان گوشه‌ها گنجانده شده روایتی کلاسیک از این دستگاه است. گرچه جمله‌های ابتدایی با تأکید ویژه و پررنگ بر رنگ صوت و سلیقه‌ی آشنای جهانگیری در این زمینه آغاز می‌شود اما در ادامه این عنصر به لایه‌های پوشیده‌تری از کار منتقل می‌شود و جریان جملات مألوف سه‌گاه و البته با اجرای استوار و معطوف به تزئین پرتکنیک سیامک جهانگیری نبض موسیقی را در دست می‌گیرد. در باقی این اجرا وفاداری به متن دستگاه حکم‌فرما است، حتا در قطعات ضربی که نسبت به کارهای دیگر مؤلف با این روند متناسب انتخاب شده است.

اما در اجرای راست‌پنجگاه به دلایل مختلف چنین وفاداری‌ای کم‌رنگ می‌شود. نخست به این دلیل که خود راست‌پنجگاه نسبت به سه‌گاه نکاویده‌تر است و بعد به دلیل خواست نوازنده برای اجرای آن از کرسی‌ای دشوار برای نی. وفاداری در این اجرا رنگ می‌‌بازد اما نه آن‌چنان که موسیقی را به وادی غیرمدرسی بکشاند.

برای خرید و دانلود آلبوم گره به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
02 مهر 1398
Ashiran 2

قلمرو خطرخیزِ نوا

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

عشیران دومین کار مشترک مستقل علی کاظمی و سعید کردمافی است. ویژگی‌های اصلی این کار تازه هم همان است که پیش‌تر در چند نوبت در جای دیگری به مناسبت بزم دُور گفته بودم؛ یعنی «گستراندن جهان موسیقی دستگاهی با کمک تکنیک‌ها و مفهوم‌های فراموش‌شده‌ در عین وفاداری به زیباشناسی‌اش». در این اثر تازه افزوده‌ای جز اندکی قرار بیشتر در ویژگی‌ها نیست و کاسته‌ای نیز جز تازگی که در بزم دور بود و طبیعتاً در عشیران نمی‌تواند در همان جهت باشد. هنوز هم آوازِ از پیش طراحی‌شده گرانیگاه اثر دو موسیقی‌دانِ همراه است و همچنان نظیری هم‌وزن در تصنیف‌ها نمی‌یابد. هنوز هم نیم‌نگاه به فرهنگ‌های هم‌خانواده‌ی همسایه و هم‌بندی‌های غیرمنتظره‌ی مقام‌ها یکی در نقش چاشنی و دیگری در نقش موضوع مرکزیِ کار حضوری پررنگ دارند.

اما آنچه عشیران را صورتی متمایز می‌بخشد و شایسته‌ی توجه خاص می‌کند دقیقاً مربوط به آن بخشی است که از موسیقی دستگاهی برگرفته است؛ سیرِ دستگاه نوا و جمله‌پردازی‌ بر بستر آن. نوا که روزگاری از کم‌اجراترین دستگاه‌ها و تقریباً فراموش‌شده بود بعد از تغییرات بزرگ موسیقایی در دهه‌ی ۵۰ به یکی از پراجراترین‌ها تبدیل شد، چنان‌که ظرفیت‌هایش تا آستانه‌های ممکن مصرف شد. از همین رو رفتن به سراغ نوا امروزه بسیار خطرخیز شده است، آن هم برای موسیقی‌دانانی که می‌خواهند کار دیگر بکنند.

برای نیل به این مقصود کاظمی و کردمافی مثل همیشه فارغ از مهارت آمیخته به ظرافت نوازندگی‌شان دقیقاً دوری کردن از روایت خلاصه‌شده‌ی نوا (ترکیب مقام نوا-مقام نهفت و شبیه‌شده به روابط گام مینور) را برگزیده‌اند و به سراغ روایتی کلاسیک از آن دستگاه رفته‌اند. سنگینی نوای اشباع‌شده‌ی امروزی چنان است که اگر بازگشت به شکل کلاسیک نوا و مخصوصاً تأکید بر پل‌هایش با دستگاه شور را -که اکنون دیگر چندان مرسوم نیست- برنمی‌گزیدند، حتا مقام‌گردانی‌های دور از ذهنشان که از خارج از سیستم دستگاهی می‌آید، طراحی فرمال مجلس‌ها و قطعه‌های تصنیف‌شده، رنگ کمی متفاوت گروه یا حتا شور موسیقایی فعلی اثر هم نمی‌توانست نجات‌بخش باشد. برعکس، همه‌ی اینها در صورت انتخاب اولیه‌ی اشتباه (گزیدن نوای مرسوم امروزی) به عناصری برای ایجاد تضادهای شدید و از هم پاشیدن انسجام فکری-زیباشناختیِ اکنون موجود در کلیت اثرشان موجب می‌شد.

برای خرید و دانلود آلبوم عشیران به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

26 شهریور 1398
neynava

حکمت انتشار

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

انتشار تصویر دست‌نویس پارتیتور آثار مهم نکته‌هایی را درباره‌ی آنها رمزگشایی می‌کند. اغلب اوقات، زمانی که فاصله‌ی نوشته‌شدن اثر و زمان انتشار دست‌نوشته زیاد باشد (مخصوصاً اگر دومی پس از مرگ آهنگساز باشد)، دسترسی به آن از برخی زمینه‌‌های پیدایش اثر، نحوه‌ی تفکر آفرینش‌گر هنرمند یا همان روال‌های آهنگسازانه، مجموع ارتباط‌های میان هنرمند و مصححان/ناشران (از طریق مقایسه با ویراست‌های معتبر و نامعتبر و تصحیح‌های مؤثر یا اشتباه‌)، و احتمالاً رازهای مگوی خاص درباره‌ی اثر پرده برمی‌دارد. درنتیجه دسترسی به چنین ماده‌ی اولیه‌ای راه را برای بسی مطالعات تاریخی و موسیقی‌شناختی بعدی باز می‌کند. برای مثال دسترسی ما به دست‌نوشته‌های بتهوون روشن می‌کند که چگونه آهنگساز دوباره و چندباره دست به تغییر و تصحیح شاهکارهایش زده و باز در هر مرحله هنوز اندکی نارضائی از رسیدن به غایت مطلوب، در وجودش باقی مانده است.

بااین‌حال انتشار تصویر دست‌نویس نی‌نوا ما را با پرسشی درباره‌ی حکمت انجامش روبه‌رو می‌کند زیرا تا حد زیادی از بهره‌های یادشده بی‌نصیب است. هنگامی که از یک سو پارتیتور همین اثر با نت‌نویسی چاپی با ویرایشی به تمامی انجام‌شده در زمان حیات آهنگساز و تحت نظارت و به دست نت‌نویس و ناشر تاییدشده‌ انجام گرفته و موجود است، و از سوی دیگر در نگاه اول پارتیتور جدید نیز جز اندکی جای پاک‌کردگی و باقی‌مانده‌ی رد نت‌های پیشین (مثلاً ص ۷ خط‌های ویلن ۱ و ویلن ۲) و یک حذف دو میزانی (ص ۳۳) که از هیچ‌کدام استنباط خاصی نمی‌توان کرد، چیزی در اختیار نمی‌گذارد، چرایی این نسخه‌ی جدید در ابهام می‌ماند.

حتا نگاه دقیق‌تر و مقایسه‌ی پارتیتور چاپی و دست‌نویس تازه منتشرشده که ردّ برخی تغییرات تا رسیدن به ویراست ماهور ازجمله افزوده‌شدن آرشه‌گذاری یا تغییر دینامیک کلی بعضی جمله‌ها را نشان می‌دهد (مثلاً میزان‌های ۱۰ و ۱۱ که تضاد دینامیکی شدیدتری نسبت به نسخه‌ی چاپی دارد (از pp به f و p در مقابل p به mf و p)) و گفتگوی آهنگساز، (بیشتر) درباره‌ی جنبه‌های احساسی نی‌نوا و بعضی آثار نزدیک به دوره‌ی ساخت آن، نیز همچنان کمکی به روشنی پاسخ پرسش مستتر نمی‌کند و دست‌بالا ما را به این نتیجه می‌رساند که این دست‌نویس نسخه‌ای نزدیک به نهایی بوده است.

24 شهریور 1398
Nashve 1

نمود نَشْوْ و نمای آهنگساز

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آلبوم نَشْوْ اثر رامین وطن‌نیا از یک سو ادای دین به موسیقی‌هایی که آهنگساز دوست داشته نظر می‌رسد و از سوی دیگر مجموعه‌ای تمرین آهنگسازی. اغلب قطعاتش بر سر دوراهی موسیقی عامه‌پسند (مثل ملودی‌های کرشمه‌ناک) و ترکیب و سازآرایی برآمده از موسیقی کلاسیک قرار گرفته است. فارغ از تاریخ ساخته‌شدن هر یک از قطعات یا در نظر گرفتن قطعات احتمالی دیگر آهنگساز که در این مجموعه نمی‌یابیمشان (و می‌توانست تصویر را کامل‌تر کند)، شنیدن و بررسی قطعات هفت‌گانه‌ی نَشْوْ چیزی را پیش رو می‌گذارد که معمولاً نمی‌بینیم؛ مراحل اولیه‌ی شکل‌گیری توانایی‌های یک آهنگساز.

این امر شمشیری دو دم است. از یک سو صداقتی در نتیجه‌ی کار به چشم می‌خورد و از سوی دیگر دوره‌هایی از کار هنرمند را به دیده‌ی عموم می‌رساند که قاعدتاً باید پنهان بماند، مگر در مواردی خاص پس از تکمیل خود آهنگ‌ها، به بلوغ رسیدن یا حتا مشهور شدن آهنگسازشان که انتشارشان حکم اطلاعات تاریخی پیدا می‌کند. به این ترتیب معمولاً ایرادها و کم‌تجربگی‌هایی ثبت می‌شود و برای همیشه باقی می‌ماند که ممکن بود با اندکی بردباریِ بیشتر نشود.

کار وطن‌نیا بر مصالح موسیقایی‌ای که از علاقه‌مندی‌هایش وام گرفته بیشتر محدود به رنگ‌آمیزی مختصر (مثل عزیزه)/ مفصل (مثل بلوچی)  یا فضاسازی صوتی لابه‌لای ملودی‌های آنها است و کم‌تر به گسترش تِمی‌شان نظری دارد. موسیقی او غالباً نوعی دگره‌سازی بدون بازگشت است. لحظات ظریف و لطیف در آن کم نیست (مانند Fur Elipa) اما در حد سطح آهنگ‌ها متوقف می‌ماند و با ویژگی‌های تکمیل‌کننده‌ی دیگری پیوند نمی‌خورد. حتا وقتی به قطعاتی برای ساز خود آهنگساز، عود، نیز می‌رسیم این وضعیت چندان تفاوتی نمی‌کند.

و سرانجام آن هنگام درمی‌یابیم که نگاه کلی آهنگساز به چنین شکل کم‌گسترشی از مصالح گرایش دارد که قطعه‌های صیرورت تا ۷/۲۷ و نَشْوْ را می‌شنویم و می‌بینیم او بیشتر ناپیوستگی و رج‌زدن عناصر صوتی زندگی روزمره با موسیقی به شکل اپیزودهای متقاطع را می‌پسندد (افراطی‌ترین مثالش: صیرورت) و گرچه فرم قطعاتش گاهی دور بسته‌ای را به نمایش می‌گذارد (مثل نَشْوْ)، اما چندان در بند به وجود آوردن عناصر انسجام‌آفرین نیست. همین امر فرصت می‌دهد سلیقه‌ی چندسبکی موسیقایی‌اش هم آشکارا و همچون یک کلاژ به چشم بیاید.

برای خرید و دانلود آلبوم نَشْوْ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.6 ( 4 رای)
20 شهریور 1398
labkhandeh khial2

درویش‌خانِ الکترونیک

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آلبومی ترکیب‌یافته از عبارت‌های «با توجه به درویش‌خان که خود یگانه‌ی زمانش در نوآوری بود» و «موسیقی الکترونیک»، «نگاهی نو به قابلیت‌های کمانچه و موسیقی الکترونیک» که یک نوازنده‌ی «جوان و خوش‌آتیه»* آن را فراهم آورده، چگونه می‌تواند باشد؟ این پرسش تنها تا زمان شنیدن اولین قطعه، یعنی لبخند خیال، می‌پاید و سپس نه آن که پرسش پاسخی بیابد بلکه آن عبارات اولیه تغییر می‌کند. شنونده ناگهان درمی‌یابد به مجموعه‌ای از قطعات درویش‌خان آهنگساز افسانه‌ای گوش می‌دهد که گویی برای کمانچه و ارگ در یک مجلس تفننی تنظیم شده یا به زبانی دقیق‌تر از تنظیم خارج شده است (چهار قطعه). و نیز قطعاتی به همان تعداد ساخته‌ی رضا طریقت که گرچه به دلیل نزدیکی تکنیک با محتوای ذهنی آهنگساز نسبت به تنظیم‌های بی‌سامانش، کمی منسجم‌تر و منطقی‌تر به نظر می‌رسد اما به دلیل سلیقه‌ی بسیار عامه‌پسند همچنان کوچک‌ترین ارتباطی با عبارات یادشده ندارد.

آلبوم لبخند خیال از آن آلبوم‌هایی است که شنونده پس از شنیدنش نیازمند تعریف مجدد ترکیب‌هایی چون «نگاه نو»، «موسیقی الکترونیک» و «قابلیت» می‌شود. شنونده‌ اگر آن عبارت‌ها را جدی بگیرد لاجرم باید با خود بیندیشد یا معنی آنها نزد موسیقی‌دان آفریننده‌ی آلبوم چیز دیگری است یا عبارت‌ها درباره‌ی آلبوم دیگری بوده و برحسب تصادفی نادر هنگام بسته‌بندی، سی‌دی دیگری درون قابش قرار گرفته یا برعکس و به همان اندازه نادر دفترچه‌ی آلبوم اشتباه درون قاب گذاشته شده است. راهی جز این نمی‌ماند که بتوان تناقض‌ تا این حد شدید میان آن نوشته‌ها و محتوای حقیقی صوتی را حل کرد.

مثل هر آلبوم دیگری در این یکی هم دست‌کم چند لحظه‌ای هست که اگر قدری با مراقبت بیشتر به آنها توجه می‌شد دست‌کم یکی دو قطعه بی‌ادعای نوآوری و غیره از آنها باقی می‌ماند. مثلاً بهار دلکشِ درویش‌خان که اگر با قدری دقت و ذوق بیشتر برای یک ترکیب سازی نوشته شده بود دست‌کم به یک تمرین کلاسی موفق تبدیل می‌شد یا ابتدای هیاهو که ممکن بود با اجتناب از همان هیاهو به یک قطعه‌ی رازآلود در حوزه‌ی موسیقی سبُک بدل شود. کمی بردباری بیشتر چیزی است که بخش‌هایی از محیط موسیقایی ما عمیقاً به آن نیاز دارد.


 *نقل از متن دفترچه.

برای خرید و دانلود آلبوم لبخند خیال به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0.6 ( 7 رای)
12 شهریور 1398
بالا