نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

نقد‌های آروین صداقت‌کیش


Orbiton 1

تکرار و تکرار

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

اگر یک کلمه‌ی اساسی باشد که کل آلبوم اوربیتون بر آن بنا شده باشد آن چیزی نیست جز تکرار. تمام توضیحات دیگر درباره‌ی ساختار قطعات از جمله نقلی از مکس تِگمارک کیهان‌شناس -که روشن نیست چرا نام و نظرش در توضیح انگلیسی دفترچه هست اما در فارسی نه- گرچه ممکن است در اصل به عنوان محرک تخیل گروه برای شکل دادن به ساختار موسیقی‌شان عمل کرده باشد نزد مخاطب همچون تفسیر همان تکرار ساختاری جلوه می‌کند.

تکرارشان نخست همان‌گونه می‌نماید که در آثار مینیمالیست‌های قدیمی می‌شناسیم؛ چرخه‌های کوچک که در اثر پدیده‌های مربوط به تشخیص موسیقی متغیر و متحرک به نظر می‌رسند. اما آرام آرام با پیش رفتن موسیقی بازگشت‌هایی از قطعه‌های بزرگ‌تر از چرخه‌های خُرد اولیه هم ظاهر می‌شود یا لایه‌هایی ابتدا با ظاهری خطی پدیدار می‌شود اما بعد از این که ساختاری با مقیاس بزرگ‌تر تکرار شد روشن می‌شود چیزی همچون چرخه در چرخه یا چرخه‌ی چرخه‌ها پیش روی ما است. و البته کل قطعه یا به قول خود مؤلفان عبارت شکل یک چرخه‌ی بزرگ نمی‌یابد و معمولاً محصول دو حلقه یا بیشتر است که به نحوی در هم تنیده شده‌اند یا به شکل خطی در پی هم قرار گرفته‌اند و تنها هنگام پایان رسیدن است که زمان غیرموسیقایی از خلال آنها خود را ظاهر می‌کند.

گرچه چنین موسیقی‌ای معمولاً بیشتر در پی مشارکت دادن شنونده در نقش مدهوش مراقبه‌ی جریان تکرار است بااین‌حال لحظاتی در آن هست که عناصر خطی موسیقی مثل ریتم و ملودی به معنای معمول بر کلیت تکراری پیشی می‌‌گیرد به سطح می‌آید. مثل لحظاتی از ملودی گیتار در Phrase 7 یا الگوی ریتمیک در  Phrase 9.1 (هم الگوی آغاز هم همراهی سازهای کوبی که اندکی پس از آن سر می‌رسد).

علاوه بر ایده‌ی فراموسیقایی و غایت موسیقی یادشده که امروزه موضوعاتی بس شایع است و بنابراین خود پسند عام، مواد و مصالح موسیقی به خصوص سازبندی و رنگ صوت نیز از منشأ موسیقی مردم‌پسند روز می‌آید و الزامات خود را نیز می‌آورد (مثل تغییر منطقه‌ای لایه‌ها و فضاها) هرچند به یاری گزینش و ترکیب عناصر دست‌کم نزد مؤلفان و مخاطبانش به چیزی کاملاً متفاوت از اجزاء تشکیل‌دهنده‌اش می‌شود.

برای خرید و دانلود آلبوم اوربیتون به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
03 اردیبهشت 1399
beyer 101

چاپ آراسته

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

این که آیا اپوس ۱۰۱ فردیناند بِیِر هنوز هم به عنوان کتاب آموزش مقدماتی پیانو کاربردی دارد به کنار، چاپ تازه‌ی این کتاب چاپی آراسته است، آن هم درست در کشوری که قبلاً هزاران نسخه از آن در چاپ‌ها و کپی‌های بی‌کیفیت این کتاب در دسترس هنرجویان و معلمان بوده. کتاب مانند دیگر محصولات ناشرش (انتشارات منظومه‌ی خرد) صفحه‌آرایی و مخصوصاً عناصر گرافیکی بصری خاص دارد که دومی هم تصویر تغییریافته‌ی آکوردها را به ذهن می‌آورد و هم رد و نشانی از کلید‌های پیانو را.

ترجمه‌ی توضیحات کوتاه هر درس آن از روی نسخه‌ی انگلیسی و چنان که مترجم اشاره کرده با مقابله با متن آلمانی صورت گرفته و بی‌اشکال است. بااین‌حال کتاب یکسره ترجمه‌ی ترجمه نیست  زیرا افزوده‌هایی نسبت به چاپ شناخته‌شده‌ی ادیشن پیترز -که مبدأ اغلب چاپ‌ها یا کپی‌های پیشین در ایران بوده- و نیز حتا نسبت به چاپ شیرمر با بازنگری شارفنبرگ دارد (به آن قرینه از این چاپ به عنوان مرجع یاد می‌شود که ترجمه‌ی فارسی ضمیمه‌ی آخر «ترتیب گام‌های ماژور و مینورهای نسبی آنها» را نیز آورده است). علاوه بر مقدمه که تاریخچه‌ی مختصری از زندگی مؤلف را نیز در خود گنجانده پس از بخش «مبانی موسیقی»، توضیحاتی مختصر و مفید با عنوان «نکاتی درباره‌ی نوازندگی پیانو»، «نت‌خوانی»، «تمرین کارآمد پیانو» و در جاهای دیگر کتاب نیز اطلاعاتی مفید درباره‌ی «سیر پیدایش و تکامل پیانو» و «نوازندگان مشهور پیانو» -به احتمال قوی به دست مترجم- افزوده شده است. افزون بر اینها بازنگری و پیشنهادهایی هم برای انگشت‌گذاری در چاپ جدید بنا بر نظر رامین رضایی آورده شده است.

ضبطی آموزشی از تمرین‌های کتاب را نیز با اجرای مترجم که خود در فنلاند معلم پیانو نیز است، فراهم و به شکل الکترونیکی (از طریق رمزهای مخصوص دریافت آلبوم از بیپ تیونز درج‌شده در جلد) همراه کتاب شده است. در این ضبط علاوه بر این که هنرجو می‌تواند درس‌ها را به شکل کامل بشنود و درکی موسیقایی از یک اجرای صحیح هر یک پیدا کند می‌تواند بخش‌های مربوط به معلم را نیز جداگانه در اختیار داشته باشد و چنانچه مایل باشد بدون حضور او تمرین‌های استاد-شاگرد خود را خارج از کلاس نیز ادامه بدهد.

18 فروردین 1399
mah pishooni3

هدف، آرمان، نتیجه

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

هنگامی که پس از دو آلبوم آهنگی برای زمین (۹۴) و ایران‌زمین، در یک روند چهار ساله باز هم آلبوم‌هایی به آهنگسازی کودکان و نوجوانان به بازار می‌آید، گریزی نمی‌ماند جز این که بیندیشیم با یک جریان آموزشی روبرو هستیم یا دست‌کم یک آرمان؛ توجه به آفرینش موسیقی در سنی که آموزش آموزشگاهی فعلی ما چندان توجهی به آن ندارد. همه‌ی ارجی که پیش از این برای چنین مجموعه‌هایی برشمردم (مرور ایران زمین) به ماه‌پیشونی هم می‌برازد. اما اکنون هنگام آن است که از اهداف یا آرمان آموزشی خفته در پشت آلبوم بپرسیم زیرا بدون در نظر گرفتن آن و نیز سن آهنگسازان، خود موسیقی انتشار چندباره‌ی چنین محتواهایی را توجیه نمی‌کند.

به بیان‌ دقیق‌تر آنچه در آلبوم می‌بینیم نوعی بیانیه یا پایان دوره‌ی آموزشی یک موسسه‌ی خصوصی آموزش موسیقی است (به گواه دفترچه‌) که جز آرمان به میان کودکان و نوجوانان بردن آفرینش موسیقایی باقی ویژگی‌هایش روشن نیست و به دلیل سازوکارهای امروزی بازار آموزش و نشر موسیقی امکان نشر یافته است. پس راهی نمی‌ماند جز آن که اولاً بعضی از ویژگی‌های روش را از آلبوم‌ها استخراج کنیم و ثانیاً دست به مقایسه‌ی بیرونی بزنیم.

آلبوم‌های پیشین را اگر بنگریم می‌بینیم تکنیک تحریک تخیل آهنگسازان باقی است اما اندک تغییراتی نیز کرده. این بار یک داستان مشترک دستاویز است (به جای محرک‌های آزاد)؛ نسخه‌ی ایرانیده‌شده‌ی سیندرلا. هر آهنگساز تابلویی از داستان را با موسیقی‌اش نقش می‌زند. موسیقی آوازی درباره‌ی نوروز نیز همچون ایران‌زمین پای ثابت آلبوم است و مکان‌ها نیز. پس روش در یافتن طرحی برای تخیل موسیقایی و تبدیل تخیل به عاطفه‌ی موسیقایی موفق است اما هنوز در شکل‌دادن به ماده‌ی موسیقایی بر اساس آن تخیل در ابتدای راه. کافی است به ساختمان گاه سرگردان غالب قطعات گوش بسپاریم.

برای مقایسه باید از یک سو به نتیجه‌ی کار هم‌سن‌های آهنگسازان (مثلاً در هنرستان‌های موسیقی) توجه کنیم که به ندرت راهی به دنیای نشر پیدا می‌کند. و نیز اسامی آهنگسازان را به خاطر بسپاریم تا ببینیم این دوره در آینده‌ی احتمالیشان به عنوان موسیقی‌دان چه تأثیری خواهد داشت. و ببینیم آیا بازده آن همچون باقی آموزش موسیقی به کودک امروزی ما است یا بیشتر.

برای خرید و دانلود آلبوم ماه پیشونی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
05 فروردین 1399
feraghi2

تداوم راه

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

هنگامی که به سراغ آثار جدید فوزیه مجد می‌رویم باید منتظر نشانه‌هایی باشیم که سال‌ها پیش در کار او پدیدار شد. گویی خطی بریده شده دوباره پس از سال‌ها پی گرفته می‌شود یا خطی که هرگز بریده نشده بود اما نهفته بود دوباره از زیر غبار تاریخ سر بر می‌آورد، غبار از چهره می‌تکاند و رخ می‌نماید. رد این خط را می‌شود تا دهه‌ی ۵۰ و آثاری همچون شب کوک گرفت. حرکت تدریجی و فاصله‌های خُرد که آرام آرام کنار هم می‌نشینند، گرایش به یک نغمه‌ی عمدا مرکز قرار گرفته، موتیف‌های نزدیک به هم که لایه لایه روانداز می‌شوند و درنهایت همه‌ی اینها که به شکل طرح‌های موزاییکی با ساخت‌های هندسی متفاوت متجلی می‌شود، گیریم امروز قدری با ظریف‌کاری و رقت عاطفی بیشتر از گذشته.

مفهوم‌هایی همچون چرخش، تکرار، تکثر جزئیات از یک سو و دلبستگی آهنگساز به مجموعه‌ای از گونه‌های موسیقایی موجود در جغرافیای ایران (به طور خاص سنت‌های شرق و شمال شرق ایران مانند خراسان و نیز موسیقی دستگاهی) از سوی دیگر، همچنان کار او را آکنده از رنگ و بوی خاصی می‌کند که به آن بازش می‌شناسیم. تفاوتی ندارد که اثر  کوارتت رویازمین باشد و «به موسیقی دستگاهی» «اشاره کند»۱ یا فراقی باشد و ایده‌ی کلی‌اش الهام‌گرفته از سنت‌های اطراف بیرجند تا مناطقی در سیستان به واگوی «جدایی یا اندوه کیهانی». نگاه به این منابع فرهنگیِ درون‌جغرافیایی برای نیم قرن بخش ثابتی از ادراک موسیقایی مجد از جهان پیرامون را ساخته است.

میان آثار امیرمهیار تفرشی‌پور خوشبختانه از لحاظ زمانی چنین وقفه‌های برآمده از جبر زمان نیست اما باز او هم بر همان روال تداومِ کار خویش می‌رود. بر همان روال که نخستین بار در آلبوم پندار دیده بودیم. باز هم پلی می‌بینیم که آهنگساز می‌کوشد با موسیقی‌اش بر مرز میان دنیای درون و بیرون بزند (پندار) و باز مفهوم چرخه و چرخش در قالب «فرم‌های چرخشی» (آن هم درست در همان قطعه‌ای که به فوزیه مجد –شاید به نشان بزرگداشت یکی از مفهوم‌های مورد علاقه‌اش- تقدیم شده؛ زمان‌های گسسته) و نوعی گفت‌وگو میان گذشته و آینده، جهان در زمان‌های مختلف است که تداوم را برقرار نگه‌می‌دارد.

 


۱- از متن دفترچه آلبوم.

برای خرید و دانلود آلبوم فراقی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
14 اسفند 1398
javaneh2

ظهور یک آهنگساز صنعت سینمای مردم‌پسند؟

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آلبوم جوانه که به اعتبار اطلاعات روی جلدش بخشی از یک سه‌گانه است به مجرد آغاز نخستین قطعه (Belive Me) کرال پرحجم و تلاش وافر برای نمایش شکوه یک سلیقه‌ی شناخته‌شده از یکی از جایگاه‌های اصلی حضور موسیقی در جهان امروز را به رخ می‌کشد: موسیقی فیلم. گرچه در خود آلبوم هیچ ادعایی از آن نیست که ایده‌های سینمایی به محتوای موسیقی شکل داده باشد و برعکس آنچه در توصیف سه‌گانه‌ی جوانه تا سرو آمده ("شامل قطعات ارکسترال و آنسامبل بر اساس داستان های کوتاه و بیوگرافی افراد مشهور") بیشتر به نوعی موسیقی برنامه‌ای اشاره می‌کند، اما خود موسیقی به روشنی ایده‌های سینمایی را بازتاب می‌دهد. گویی جوانه مجموعه‌ای از موسیقی‌های متنِ ساخته‌ی سروش محمدی است که به رسم فراورده‌های جنبی راهی بازار شده.

اغلب قطعه‌های آلبوم نه تنها سینمایی‌اند بلکه نوع خاصی از سینما را هم نمایندگی می‌کنند. سازبندی، حجم، تندا و انرژی و عاطفه‌ی جاری در قطعات همه و همه از نوع همان نشانه‌های آشنا است که در یکی از ژانرهای ابرقهرمانی، آخرالزمانی، تاریخی یا ترکیب‌های امروزی آنها می‌یابیم. این همان موسیقی است که کارکردش به سطح آوردن و در چشم و گوش مخاطب فرو کردن همه‌ی آن چیزی است که بدون موسیقی هنوز از طریق نیروی خارق‌العاده‌ی عضلات قهرمانان یا زرق و برق صحنه‌آرایی منتسب به تاریخ یا دود و آتش و تندباد رستاخیرگون در سطحی‌ترین لایه‌ی ادراک ظاهر نشده. چنین موسیقی‌ای هیچ تردیدی درباره‌ی منشاء و گونه‌ی خود در ذهن شنونده باقی نمی‌گذارد. هدفش خودش نیست بزرگ‌نمایی چیز دیگری است؛ احساسی شکوهمند یا والا.

فارغ از شباهت آشکار به بعضی موسیقی متن‌های مشهور سینمای امروزی که می‌تواند با افزایش تجربه و تلاش آهنگساز برطرف شود، جوانه یک اعلامیه‌ی حضور است. اعلامیه‌ی حضور یک آهنگساز تازه، نه در زمینه‌ی موسیقیِ سازی به معنای تنها موسیقی بلکه در زمینه‌ی موسیقی سازی در قلمرو سینما. آهنگساز با اعلامیه‌اش نشان می‌دهد همه‌ی کدهای سینمای جریان اصلی و صنعت سرگرمی روزگار را می‌شناسد و ذوقی در بهره‌گیری از آنها دارد (ولو هنوز با لعابی از تقلید). تنها سد راه در مجالی است که نیافته است زیرا ما در ایران چنان صنعت سینمایی نداریم.

برای خرید و دانلود آلبوم جوانه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
06 اسفند 1398
Matn o Hashie10

ایده و موسیقی - بخش دوم و پایانی

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

اهمیت بی چون و چرای ایده‌ها در موسیقی تجربی و جریان‌هایی که نوگرایی مداوم را بستر کار خود قرار داده‌اند کاملاً قابل درک و پذیرفتنی است اما بخش اعظم موسیقی‌ای که می‌شناسیم این گونه نیست. در اغلب گونه‌ها و سبک‌های موسیقی که می‌شناسیم برای موفقیت داشتن ایده‌ی خوب یکی از شرط‌های لازم است اما شرط کافی نیست. بیایید یک مثال از ادبیات را مرور کنیم تا وضع روشن‌تر شود. فرض کنیم ایده‌ی اولیه‌ی ما این است که درباره‌ی شرایط ترسناکی که در آن قرار گرفته‌ایم و این که دیگران از تجربه‌ی ما بی‌خبرند چیزی بنویسیم. چه می‌نویسیم؟ کافی است سعی کنیم جمله‌ای را که به ذهنمان آمده با این بیت مقایسه کنیم «شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل-کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها». بدون شک همه موافقیم که آن ایده‌ی اولیه در این بیت حافظ منجر به آفرینش شاهکاری شده است اما به احتمال قریب به یقین در جمله یا شعری که ما ساخته‌ایم نه. در این نمونه ایده یکی است پس ناگزیر باید نتیجه گرفت بخش تعیین‌کننده‌ی ارزش در چگونگی اجرا یا همان پیاده‌سازی نهفته است.

نسبت ایده با اکثر موسیقی‌هایی که می‌شناسیم از همین نوع است. در قلمرو آنها ایده‌ی خوب لزوماً منجر به آفرینش اثر خوب نمی‌شود. اروئیکا، سمفونی ۳ بتهوون را به یاد بیاورید. همه شنیده‌ایم که پس از تغییر نظر بتهوون درباره‌ی ناپلئون اثری است درباره‌ی قهرمانی. اغلب قبول داریم که قهرمانی از فضایل اخلاقی و صفات پسندیده است. بااین‌حال آیا ارزش بی‌چون و چرایی که برای اروئیکا قائلیم به دلیل اشاره‌ای است که به یک فضیلت اخلاقی دارد؟ قطعاً نه. این که ایده‌ی یک اثر به هر دلیلی از نظر ما قابل تحسین یا ارزشمند باشد باعث نمی‌شود قطعه‌ای هم که بر آن اساس ساخته می‌شود باارزش از کار دربیاید (امتحانش مجانی است بیایید قطعه‌ای برای قهرمانی بسازیم و با اروئیکا مقایسه کنیم). درحقیقت ما اگر هم بخواهیم آن ایده را در تخمین ارزش اثر دخالتی بدهیم نه به دلیل حضور خودش بلکه به دلیل چگونگی اشاره‌ای است که این سمفونی به آن فضیلت اخلاقی می‌کند (پیاده‌سازی). هنرمندی بتهوون در این نیست که می‌داند قهرمانی فضیلتی ستودنی است در این است که می‌داند چطور آن را با موسیقی‌اش به بهترین وجه نشان بدهد. اگر این تحلیل از سه‌گانه‌ی ایده-پیاده‌سازی-ارزش را بپذیریم آنگاه مشخص است که می‌توان آثاری داشت با ایده‌ی خوب و پیاده‌سازی بد یا برعکس ایده‌ی معمولی اما پیاده‌سازی درخشان یا حالت‌های دیگر.

03 اسفند 1398
Matn o Hashie9

ایده و موسیقی - بخش اول

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

چندی پیش همکارم فرشاد توکلی در یکی از مرور‌های نویز نوشته بود «از گذشته تا هنوز، نه ایده‌ها، که پیاده‌سازی و عملی‌کردن‌شان است که هنرمندی را آیینگی می‌کند». این جمله که مضامین مشابهش را می‌توان در گفت‌وگوی اهل موسیقی یافت، دقیقاً از چه سخن می‌گوید؟ برای این که معنای آن را دقیق‌تر بفهمیم لازم است نخست از ارتباط یک اثر موسیقی با ایده‌ای که موجب خلق آن شده بپرسیم و پس از آن از نقش همان ایده در ارزش اثر.

«ایده» به این معنی که به کارش بردیم یک تصور ذهنی، یک نوع فکر یا طرح اولیه است که اثر موسیقی براساس آن شکل می‌گیرد. برای مثال «گذاشتن صدای یک سنتور در برابر گروه نی با کوک‌های مختلف» یک ایده است که می‌تواند دستمایه‌ی خلق یک اثر باشد، «نوشتن یک قطعه برای یادآوری حماسه‌ی رستم و سهراب» نیز همین‌طور. اگر هرکدام از اینها یک ایده باشد باید در همین ابتدای راه بپذیریم که هیچ قطعه‌ای نمی‌تواند بدون ایده‌ی اولیه شکل بگیرد؛ قطعه‌ی بدون ایده نداریم. بااین‌حال اگر به صحبت‌های اهالی موسیقی خوب گوش کنیم متوجه می‌شویم که انگار بعضی قطعه‌ها «ایده‌ای ندارند». مثلاً درحالی‌که نوشتن یک کنسرتو (ساز در برابر ارکستر) یک ایده است، کسی از آن به عنوان «ایده» یاد نمی‌کند چون از قبل وجود داشته. پس به نظر می‌رسد وقتی «ایده» را به کار می‌بریم یک صفت پنهانی هم همراهش در ذهن داریم؛ مثلاً «نو»، «جالب»، «معمولی» یا «کهنه». همین که این صفت‌ها را از حالت پنهانی در می‌آوریم جواب دو سؤال بند قبل روشن می‌شود. اولاً یک اثر موسیقی همیشه براساس یک ایده شکل می‌گیرد اما ما تنها زمانی به ایده‌اش اشاره می‌کنیم که چیزی متمایز از کار معمول موسیقی ما باشد. ثانیاً ایده‌ی یک اثر نقشی در موفقیت یا ارزشش بازی می‌کند.

اینها قبول اما آیا تنها ایده‌ی چشمگیر باعث موفقیت یک اثر موسیقی می‌شود؟ پاسخ در کمال تعجب هم بله است و هم نه. درحقیقت دقیق‌تر این است که بگوییم موقعیت و میزان نقش ایده در تعیین ارزش یک اثر موسیقی برای همه‌ی سبک‌ها و گونه‌های موسیقی یکسان نیست. برای مثال در حوزه‌ی آنچه موسیقی تجربی یا هنر تجربی می‌نامیم داشتن ایده‌های نو و تکان‌دهنده اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. به عنوان یک نمونه‌ی تاریخی فکر کنید اهمیت قطعه‌ی ۴ دقیقه و سی و سه ثانیه سکوت جان کیج در وهله‌ی اول جز ایده‌ی درخشانش در چیست؟ طبیعی است که در قلمرو تسلط ایده، ایده‌ها به محض ارائه شدن تمام می‌شوند.

30 بهمن 1398
بالا