نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

تگ: آروین صداقت کیش


Ashiran 2

قلمرو خطرخیزِ نوا

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

عشیران دومین کار مشترک مستقل علی کاظمی و سعید کردمافی است. ویژگی‌های اصلی این کار تازه هم همان است که پیش‌تر در چند نوبت در جای دیگری به مناسبت بزم دُور گفته بودم؛ یعنی «گستراندن جهان موسیقی دستگاهی با کمک تکنیک‌ها و مفهوم‌های فراموش‌شده‌ در عین وفاداری به زیباشناسی‌اش». در این اثر تازه افزوده‌ای جز اندکی قرار بیشتر در ویژگی‌ها نیست و کاسته‌ای نیز جز تازگی که در بزم دور بود و طبیعتاً در عشیران نمی‌تواند در همان جهت باشد. هنوز هم آوازِ از پیش طراحی‌شده گرانیگاه اثر دو موسیقی‌دانِ همراه است و همچنان نظیری هم‌وزن در تصنیف‌ها نمی‌یابد. هنوز هم نیم‌نگاه به فرهنگ‌های هم‌خانواده‌ی همسایه و هم‌بندی‌های غیرمنتظره‌ی مقام‌ها یکی در نقش چاشنی و دیگری در نقش موضوع مرکزیِ کار حضوری پررنگ دارند.

اما آنچه عشیران را صورتی متمایز می‌بخشد و شایسته‌ی توجه خاص می‌کند دقیقاً مربوط به آن بخشی است که از موسیقی دستگاهی برگرفته است؛ سیرِ دستگاه نوا و جمله‌پردازی‌ بر بستر آن. نوا که روزگاری از کم‌اجراترین دستگاه‌ها و تقریباً فراموش‌شده بود بعد از تغییرات بزرگ موسیقایی در دهه‌ی ۵۰ به یکی از پراجراترین‌ها تبدیل شد، چنان‌که ظرفیت‌هایش تا آستانه‌های ممکن مصرف شد. از همین رو رفتن به سراغ نوا امروزه بسیار خطرخیز شده است، آن هم برای موسیقی‌دانانی که می‌خواهند کار دیگر بکنند.

برای نیل به این مقصود کاظمی و کردمافی مثل همیشه فارغ از مهارت آمیخته به ظرافت نوازندگی‌شان دقیقاً دوری کردن از روایت خلاصه‌شده‌ی نوا (ترکیب مقام نوا-مقام نهفت و شبیه‌شده به روابط گام مینور) را برگزیده‌اند و به سراغ روایتی کلاسیک از آن دستگاه رفته‌اند. سنگینی نوای اشباع‌شده‌ی امروزی چنان است که اگر بازگشت به شکل کلاسیک نوا و مخصوصاً تأکید بر پل‌هایش با دستگاه شور را -که اکنون دیگر چندان مرسوم نیست- برنمی‌گزیدند، حتا مقام‌گردانی‌های دور از ذهنشان که از خارج از سیستم دستگاهی می‌آید، طراحی فرمال مجلس‌ها و قطعه‌های تصنیف‌شده، رنگ کمی متفاوت گروه یا حتا شور موسیقایی فعلی اثر هم نمی‌توانست نجات‌بخش باشد. برعکس، همه‌ی اینها در صورت انتخاب اولیه‌ی اشتباه (گزیدن نوای مرسوم امروزی) به عناصری برای ایجاد تضادهای شدید و از هم پاشیدن انسجام فکری-زیباشناختیِ اکنون موجود در کلیت اثرشان موجب می‌شد.

برای خرید و دانلود آلبوم عشیران به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

26 شهریور 1398
neynava

حکمت انتشار

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

انتشار تصویر دست‌نویس پارتیتور آثار مهم نکته‌هایی را درباره‌ی آنها رمزگشایی می‌کند. اغلب اوقات، زمانی که فاصله‌ی نوشته‌شدن اثر و زمان انتشار دست‌نوشته زیاد باشد (مخصوصاً اگر دومی پس از مرگ آهنگساز باشد)، دسترسی به آن از برخی زمینه‌‌های پیدایش اثر، نحوه‌ی تفکر آفرینش‌گر هنرمند یا همان روال‌های آهنگسازانه، مجموع ارتباط‌های میان هنرمند و مصححان/ناشران (از طریق مقایسه با ویراست‌های معتبر و نامعتبر و تصحیح‌های مؤثر یا اشتباه‌)، و احتمالاً رازهای مگوی خاص درباره‌ی اثر پرده برمی‌دارد. درنتیجه دسترسی به چنین ماده‌ی اولیه‌ای راه را برای بسی مطالعات تاریخی و موسیقی‌شناختی بعدی باز می‌کند. برای مثال دسترسی ما به دست‌نوشته‌های بتهوون روشن می‌کند که چگونه آهنگساز دوباره و چندباره دست به تغییر و تصحیح شاهکارهایش زده و باز در هر مرحله هنوز اندکی نارضائی از رسیدن به غایت مطلوب، در وجودش باقی مانده است.

بااین‌حال انتشار تصویر دست‌نویس نی‌نوا ما را با پرسشی درباره‌ی حکمت انجامش روبه‌رو می‌کند زیرا تا حد زیادی از بهره‌های یادشده بی‌نصیب است. هنگامی که از یک سو پارتیتور همین اثر با نت‌نویسی چاپی با ویرایشی به تمامی انجام‌شده در زمان حیات آهنگساز و تحت نظارت و به دست نت‌نویس و ناشر تاییدشده‌ انجام گرفته و موجود است، و از سوی دیگر در نگاه اول پارتیتور جدید نیز جز اندکی جای پاک‌کردگی و باقی‌مانده‌ی رد نت‌های پیشین (مثلاً ص ۷ خط‌های ویلن ۱ و ویلن ۲) و یک حذف دو میزانی (ص ۳۳) که از هیچ‌کدام استنباط خاصی نمی‌توان کرد، چیزی در اختیار نمی‌گذارد، چرایی این نسخه‌ی جدید در ابهام می‌ماند.

حتا نگاه دقیق‌تر و مقایسه‌ی پارتیتور چاپی و دست‌نویس تازه منتشرشده که ردّ برخی تغییرات تا رسیدن به ویراست ماهور ازجمله افزوده‌شدن آرشه‌گذاری یا تغییر دینامیک کلی بعضی جمله‌ها را نشان می‌دهد (مثلاً میزان‌های ۱۰ و ۱۱ که تضاد دینامیکی شدیدتری نسبت به نسخه‌ی چاپی دارد (از pp به f و p در مقابل p به mf و p)) و گفتگوی آهنگساز، (بیشتر) درباره‌ی جنبه‌های احساسی نی‌نوا و بعضی آثار نزدیک به دوره‌ی ساخت آن، نیز همچنان کمکی به روشنی پاسخ پرسش مستتر نمی‌کند و دست‌بالا ما را به این نتیجه می‌رساند که این دست‌نویس نسخه‌ای نزدیک به نهایی بوده است.

24 شهریور 1398
Nashve 1

نمود نَشْوْ و نمای آهنگساز

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آلبوم نَشْوْ اثر رامین وطن‌نیا از یک سو ادای دین به موسیقی‌هایی که آهنگساز دوست داشته نظر می‌رسد و از سوی دیگر مجموعه‌ای تمرین آهنگسازی. اغلب قطعاتش بر سر دوراهی موسیقی عامه‌پسند (مثل ملودی‌های کرشمه‌ناک) و ترکیب و سازآرایی برآمده از موسیقی کلاسیک قرار گرفته است. فارغ از تاریخ ساخته‌شدن هر یک از قطعات یا در نظر گرفتن قطعات احتمالی دیگر آهنگساز که در این مجموعه نمی‌یابیمشان (و می‌توانست تصویر را کامل‌تر کند)، شنیدن و بررسی قطعات هفت‌گانه‌ی نَشْوْ چیزی را پیش رو می‌گذارد که معمولاً نمی‌بینیم؛ مراحل اولیه‌ی شکل‌گیری توانایی‌های یک آهنگساز.

این امر شمشیری دو دم است. از یک سو صداقتی در نتیجه‌ی کار به چشم می‌خورد و از سوی دیگر دوره‌هایی از کار هنرمند را به دیده‌ی عموم می‌رساند که قاعدتاً باید پنهان بماند، مگر در مواردی خاص پس از تکمیل خود آهنگ‌ها، به بلوغ رسیدن یا حتا مشهور شدن آهنگسازشان که انتشارشان حکم اطلاعات تاریخی پیدا می‌کند. به این ترتیب معمولاً ایرادها و کم‌تجربگی‌هایی ثبت می‌شود و برای همیشه باقی می‌ماند که ممکن بود با اندکی بردباریِ بیشتر نشود.

کار وطن‌نیا بر مصالح موسیقایی‌ای که از علاقه‌مندی‌هایش وام گرفته بیشتر محدود به رنگ‌آمیزی مختصر (مثل عزیزه)/ مفصل (مثل بلوچی)  یا فضاسازی صوتی لابه‌لای ملودی‌های آنها است و کم‌تر به گسترش تِمی‌شان نظری دارد. موسیقی او غالباً نوعی دگره‌سازی بدون بازگشت است. لحظات ظریف و لطیف در آن کم نیست (مانند Fur Elipa) اما در حد سطح آهنگ‌ها متوقف می‌ماند و با ویژگی‌های تکمیل‌کننده‌ی دیگری پیوند نمی‌خورد. حتا وقتی به قطعاتی برای ساز خود آهنگساز، عود، نیز می‌رسیم این وضعیت چندان تفاوتی نمی‌کند.

و سرانجام آن هنگام درمی‌یابیم که نگاه کلی آهنگساز به چنین شکل کم‌گسترشی از مصالح گرایش دارد که قطعه‌های صیرورت تا ۷/۲۷ و نَشْوْ را می‌شنویم و می‌بینیم او بیشتر ناپیوستگی و رج‌زدن عناصر صوتی زندگی روزمره با موسیقی به شکل اپیزودهای متقاطع را می‌پسندد (افراطی‌ترین مثالش: صیرورت) و گرچه فرم قطعاتش گاهی دور بسته‌ای را به نمایش می‌گذارد (مثل نَشْوْ)، اما چندان در بند به وجود آوردن عناصر انسجام‌آفرین نیست. همین امر فرصت می‌دهد سلیقه‌ی چندسبکی موسیقایی‌اش هم آشکارا و همچون یک کلاژ به چشم بیاید.

برای خرید و دانلود آلبوم نَشْوْ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
20 شهریور 1398
labkhandeh khial2

درویش‌خانِ الکترونیک

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آلبومی ترکیب‌یافته از عبارت‌های «با توجه به درویش‌خان که خود یگانه‌ی زمانش در نوآوری بود» و «موسیقی الکترونیک»، «نگاهی نو به قابلیت‌های کمانچه و موسیقی الکترونیک» که یک نوازنده‌ی «جوان و خوش‌آتیه»* آن را فراهم آورده، چگونه می‌تواند باشد؟ این پرسش تنها تا زمان شنیدن اولین قطعه، یعنی لبخند خیال، می‌پاید و سپس نه آن که پرسش پاسخی بیابد بلکه آن عبارات اولیه تغییر می‌کند. شنونده ناگهان درمی‌یابد به مجموعه‌ای از قطعات درویش‌خان آهنگساز افسانه‌ای گوش می‌دهد که گویی برای کمانچه و ارگ در یک مجلس تفننی تنظیم شده یا به زبانی دقیق‌تر از تنظیم خارج شده است (چهار قطعه). و نیز قطعاتی به همان تعداد ساخته‌ی رضا طریقت که گرچه به دلیل نزدیکی تکنیک با محتوای ذهنی آهنگساز نسبت به تنظیم‌های بی‌سامانش، کمی منسجم‌تر و منطقی‌تر به نظر می‌رسد اما به دلیل سلیقه‌ی بسیار عامه‌پسند همچنان کوچک‌ترین ارتباطی با عبارات یادشده ندارد.

آلبوم لبخند خیال از آن آلبوم‌هایی است که شنونده پس از شنیدنش نیازمند تعریف مجدد ترکیب‌هایی چون «نگاه نو»، «موسیقی الکترونیک» و «قابلیت» می‌شود. شنونده‌ اگر آن عبارت‌ها را جدی بگیرد لاجرم باید با خود بیندیشد یا معنی آنها نزد موسیقی‌دان آفریننده‌ی آلبوم چیز دیگری است یا عبارت‌ها درباره‌ی آلبوم دیگری بوده و برحسب تصادفی نادر هنگام بسته‌بندی، سی‌دی دیگری درون قابش قرار گرفته یا برعکس و به همان اندازه نادر دفترچه‌ی آلبوم اشتباه درون قاب گذاشته شده است. راهی جز این نمی‌ماند که بتوان تناقض‌ تا این حد شدید میان آن نوشته‌ها و محتوای حقیقی صوتی را حل کرد.

مثل هر آلبوم دیگری در این یکی هم دست‌کم چند لحظه‌ای هست که اگر قدری با مراقبت بیشتر به آنها توجه می‌شد دست‌کم یکی دو قطعه بی‌ادعای نوآوری و غیره از آنها باقی می‌ماند. مثلاً بهار دلکشِ درویش‌خان که اگر با قدری دقت و ذوق بیشتر برای یک ترکیب سازی نوشته شده بود دست‌کم به یک تمرین کلاسی موفق تبدیل می‌شد یا ابتدای هیاهو که ممکن بود با اجتناب از همان هیاهو به یک قطعه‌ی رازآلود در حوزه‌ی موسیقی سبُک بدل شود. کمی بردباری بیشتر چیزی است که بخش‌هایی از محیط موسیقایی ما عمیقاً به آن نیاز دارد.


 *نقل از متن دفترچه.

برای خرید و دانلود آلبوم لبخند خیال به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
12 شهریور 1398
flute concert

حلقه‌های مفقوده

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

کنسرت تریو فلوت و پیانو به نوازندگی نولون بارگین، فیروزه نوایی و لیلا رمضان از یکی دو جنبه‌ی مثبت مانند معرفی رپرتوار کم‌تر شنیده‌شده و آهنگسازان کم‌تر شناخته‌شده برای بیشتر مخاطبان موسیقی کلاسیک در ایران (به دلیل نیاز به نواختن قطعاتی برای ترکیب نسبتاً کمیابشان) و اجرای زنده‌ی همان ترکیب که بگذریم حلقه‌ها و عناصر مفقوده‌ی زیادی داشت. این حلقه‌ها و عناصر را اگر یک به یک بررسی کنیم منفصل و مستقل به نظر می‌‌رسند اما خوب که بنگریم همگی جنبه‌های گوناگون تجلی یک چیز بیشتر نیستند؛ ناهماهنگی و کم‌دقتی.

گرچه هر یک از نوازندگان  به تنهایی توانایی‌هایی داشتند و دارند اما به روشنی می‌شد دید که کارشان در کوره‌ی تمرین هم‌زمان صیقل نخورده است (تا حدودی به دلیل فاصله‌ی مکانی اجتناب‌ناپذیر). از قطعه‌ی باخ و ارتباط اندام‌وار درونی‌اش که تحت تأثیر این وضعیت آنسامبل تا مرز گسیختگی پیش رفت و قطعه‌ی نادر مشایخی که جنبه‌های نمایشی‌اش تا حدودی ممکن بود اشکالات مربوط به ناهم‌زمانی‌هایش را بپوشاند که بگذریم در قطعه‌های دیگر تقریباً در اغلب گره‌گاه‌های حیاتی ناهماهنگی خودنمایی می‌کرد؛ عدم تعادل دینامیکی که گاهی ساخت بافت را بر هم می‌زد، تفاوت‌های بیش‌ازاندازه‌ی رنگ صوت دو فلوت که جلوی حل‌شدن صداها در هم را می‌گرفت و ناهم‌زمانی‌هایی هرچند کوچک که مخصوصاً با توجه به ساختار قطعات انتخابی اهمیت فراوان داشت.

حتا دوئل برای دو فلوت که بنیاد ساختارش بر نوعی بده و بستان فیگورهای موسیقایی بین دو نوازنده شکل گرفته و درنتیجه ممکن است اندکی ناهم‌زمانی یا ناهماهنگی لطمه‌ی جبران‌‌ناپذیری به آن وارد نکند نیز تحت تأثیر مسائل یادشده قرار گرفت چه رسد به ریگولِتّو فانتزی برای دو فلوت و پیانو با آن حرکت بازیگوشانه‌ی فلوت‌ها (که رنگ صوت غیریکدست و ناهم‌زمانی‌های کوچک، بخش بزرگی از خاصیتش را فلج کرده بود) یا تریو در سل ماژور اپوس ۱۱۹ فریدریش کولاو با نیاز مبرمش به ظرافت و دقت در دینامیک و مفصل‌بندیِ در خدمت شفافیت بافت (که در یک قدمی شرحه شرحه شدن ایستاده بود).

به این  مشکلات نرسیدن به یک صدای یک‌پارچه‌ یا درواقع آنسامبل نشدن این ترکیب سه نفره را نیز باید افزود. آنها تا پایان کنسرت هم جز لحظاتی گذرا بی‌پیوند با یکدیگر ماندند.

10 شهریور 1398
Shenididar 1

موسیقی برای نمایش یا موسیقی تنها

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آلبوم شنیدیدار -که نامش یادآور اصطلاح Audiovisual برای اشاره به یک گونه‌ی هنری ترکیبی است- وضعیتی دارد همانند همه‌ی آلبوم‌های دیگری که حاوی موسیقی متنِ فیلم یا نمایش است: محروم شده از بخش دیدارِ خویش. موسیقی نمایش یا چنانکه کوروش بهراد مؤلف آلبوم می‌گوید «موسیقی دراماتیک» ساخته می‌شود تا بر کنش‌های نمایشی همراهش بنشیند، زمینه‌ساز ادراک بهترشان شود، نکته‌ای را در آن‌ها برجسته کند، با آن‌ها به شکل یک کل ترکیب شود یا ... طبیعی است که بدون آن‌ها چیزی کم دارد، زیرا موجودیتش در ارتباط با آن‌ها کامل می‌شود.

جز نادر نمونه‌هایی (مثلاً ترانه‌های فیلم‌ها) انتشار موسیقی متن هر چه که باشد شامل تغییر کارکرد از موسیقی همراه (وابسته به چیز دیگری) به موسیقی تنها می‌شود. اما در این میان بعضی از موسیقی‌متن‌های آثار صحنه‌ای در هیئت یک قطعه‌ی کامل ساخته شده یا با تغییراتی بدل به قطعه‌های مستقل شده و برای انتشار آماده می‌شود و سرنوشت مجزای خود را می‌یابد (یک نمونه‌ی تاریخی پیر گینت اثر ادوارد گریگ است برای نمایشنامه‌ی هنریک ایبسن به همین نام).

موسیقی آلبوم شنیدیدار در شکل فعلی همان مسائل را به نمایش می‌گذارد. یعنی آهنگساز برای پیونددادن موسیقی با نمایش، براساس ساختمان و فضای هر یک از نمایش‌ها «اتمسفر»ی (تقریباً به معنای نزدیک به عواملی در ژانر و سبک) برگزیده و حالا در فقدان عوامل دراماتیک ناگزیر با چیدمان روند آلبوم را به ترتیبی منطقی رسانده است. درنتیجه اکنون قطعاتی را می‌شنویم که در چهار دسته تقسیم‌بندی شده‌‌اند. از آن میان دسته‌ی اول و دوم آمیخته‌ای از موسیقی مردم‌پسندِ سازی که امروز نمونه‌هایش را بسیار می‌توان شنید و ایده‌های اغلبشان برای مخاطب این نوع موسیقی پیشاپیش آشنا است (مثلاً قطعه‌های غرب غمزده و خواب سگی). در شکل فعلی ردی از نمایش در آلبوم نمی‌بینیم (مشخص نیست از ابتدا به همین شکل نوشته شده یا بعداً تغییر کرده). اگر از دفترچه‌ی آلبوم و نامش بگذریم هیچ عنصر دیگری درون خودِ موسیقی پیامی از تکیه‌اش بر امر دیگر، نوعی عاملِ گنگ مفقود، نمی‌دهد؛ پس یا تغییرات بسیار موفقی را برای تبدیل به موسیقی تنها از سر گذرانده یا هنگام همراهی با نمایش بسیار منفک شنیده می‌شده است.

برای خرید و دانلود آلبوم شنیدیدار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
06 شهریور 1398
ivar

خلوت‌تر از همیشه

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

مرتضی شیرکوهی آهنگسازی است که رد نخستین  آثار منتشرشده‌اش را دست‌کم تا اوایل دهه‌ی ۸۰ می‌توان دنبال کرد (قطعه‌ی «...» در مجله‌ی شنیداری گوش ۲). ویژگی‌ِ کار این آهنگساز از یک سو دلبستگی‌اش به ساز خودش، پیانو، است و از سوی دیگر وابستگی‌ روشن و انکارنشدنی‌اش به استفاده از موسیقی ایرانی در ترکیب با فنون آهنگسازیِ موسیقیِ کلاسیکِ غربی که اندوخته‌ی او است.

در هر دو آلبوم مستقل گذشته‌اش، آکادمیک و آرتیمان، و همچنین اجرای زنده‌ی آثارش در سال‌های اخیر ‌(مخصوصاً به‌دست نوازندگان غیر ایرانی) -که اغلب به عنوان نتیجه‌ی جانبی فعالیت‌های فرهنگی او رخ می‌دهد- این ویژگی‌ها را می‌توان با کمی دقت یا گاه از فرط روشنی حتا بدون آن یافت. اکنون با ایوار سومین آلبوم مستقل آهنگساز، یادنامه‌ای برای عزیزانش، به نظر می‌رسد این ویژگی‌ها تثبیت شده باشد. کافی است آن دشتی واضح ابتدای غبار تابستان یا دگره‌اش در مخمل شالیزار را بشنویم تا بدانیم او نه تنها ویژگی‌هایش را حفظ کرده بلکه آنها را شدت و حدت بیشتری نیز بخشیده است.

علاوه بر این ویژگی‌ها در سازماندهی به محتوا هم مرتضی شیرکوهی به کُندی، چگالی پایین و مخصوصاً به استفاده از فضای خالی علاقه‌ی خاصی دارد، حتا باوجود خطری که با رفتن به سمت ساده‌سازی (به معنای ابتدایی و پیش پا افتاده) ممکن است گریبان‌گیر آهنگش شود. این روش نگاه به حرکت موسیقی که حتا ریشه‌هایش را می‌توان در بعضی پرلودها و فوگ‌های او یا از آن‌ها هم مشخص‌تر در گراوِ کُن روباتو (از سونات برای سه موومان او) و سراسر آلبوم آرتیمان نیز دید، در قطعات کوتاه آلبوم تازه، ایوار، نیز نه‌ تنها دیده می‌شود بلکه در این آلبوم او دلبستگی به این فضاهای خالی و از طرف دیگر تُنُک‌شدن بافت (اغلب تا حد تک‌صدایی‌شدن و تکیه‌ بر طنین صدای تک‌نغمه‌ها به عنوان تنها عنصر موسیقایی باقی‌مانده) را به مرحله‌ای کاملاً متفاوت از پیش رسانده است. این امر را گرچه می‌توان به بستر سوگوارانه‌ای نسبت داد که آلبوم بر آن شکل گرفته است اما واقعیت آن است که با نگاه به روند تغییرات آهنگساز این اتفاق می‌توانست بدون آن بسترها هم رخ بدهد و درنتیجه او را در خطر تکرار بیندازد.

برای خرید و دانلود آلبوم ایوار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
02 شهریور 1398
بالا