نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

تگ: آروین صداقت کیش


taghha2

نوازندگی امروزی

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آلبوم طاق‌های ضربی بغداد را که می‌شنویم یک حکم تثبیت‌شده در ذهنمان فرو می‌ریزد. و آن چیزی نیست جز همان حکم تقویت‌شده به بنیه‌ی ملی‌گرایی افراطی که موسیقی ما از موسیقی فرهنگ‌های همسایه‌ی غربی‌مان متمایز و شاخص‌تر است. برخلاف معمول شباهتی که انتظار می‌رود کشف کنیم شباهت در محتوای موسیقایی (بیش‌تر مقام‌ها و ملودی‌ها و ...) نیست. آن را پیشاپیش می‌شناسیم. در حقیقت از دیدگاه موسیقی‌شناسانه هم نقاط اشتراک سیستم‌های موسیقایی همسایه (خصوصا عربی و ترکی) با موسیقی دستگاهی ما تا اندازه‌ی قابل قبولی شناخته‌شده است و هم نقاط افتراق (و البته هم تا حدودی تاریخ تحول و استقلال‌شان از یکدیگر).

آن شباهت که چنین آلبومی معرفی می‌کند شباهت در رویکردهای امروزی شدن است. کافی است همان آغاز آلبوم، حجازکار را مد نظر بگیریم. در همین حال اگر یک نمونه‌ی برجسته‌ی ایرانی مانند اردوان کامکار هم در ذهن باشد روشن‌تر رویکردها را خواهیم دید. پیش از هر چیز گرایش سرسختانه به چیره‌دستی (به ویژه تلفیق کردن سرعت و دقت) است که گوش را می‌نوازد. اما پس از آن و در لایه‌ی بعد پای ترکیب‌های چندصدایی و آرپژها -که احتمالا همچون ایران منشاءی برون‌‌فرهنگی دارد- به میان می‌آید.

قطعه‌ای مانند نهاوند با صراحت هر چه تمام‌تر از همان لحظه‌ی نخست این شکل از تحولات را به نمایش می‌گذارد. دامنه‌ی بزرگی از موسیقی پاپ بین‌المللی و سازِ قرنش، گیتار گرفته تا درآمیزی‌های مُدال و ... به میان می‌آید و نوازندگی عمر زیاد حکمت، نوازنده‌ی قانون عراقی را می‌سازد؛ چنان که گویی در منطقه‌ی وسیعی از اطراف ما سنت‌های موسیقایی به هنگام پوست انداختن و امروزی شدن رفتار مشابهی دارند یا دست کم یکی از رویکردهایشان آنجا که پای سازهای هم‌خانواده به میان می‌آید، همسان است.

شاید از این جایگاهی که ایستاده‌ایم نتوانیم مشخص کنیم درآمیختن این عناصر چندفرهنگی تا چه اندازه سازوار از کار درآمده و در خود فرهنگ مبدا چگونه دیده می‌شود. بااین‌حال آلبوم دریچه‌ای به گونه‌های سازی امروزی و نزدیک به موسیقی مردم‌پسند دنیای عرب باز می‌کند و فرصتی می‌شود تا ببینیم همسایگان جغرافیایی و فرهنگی‌مان چقدر به ما نزدیک‌اند و به این نکته بیاندیشیم که این امر لابد در میدان روابط انسانی نیز مابه‌ازائی دارد.

برای خرید و دانلود آلبوم طاق‌های ضربی بغداد به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3 ( 2 رای)
23 تیر 1398
goftagooy2

منظومه‌ای از آهنگسازان

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

انتشار مجموعه آثار چندین آهنگساز در روزگار ما و مخصوصا در حوزه‌ی آنچه اصطلاحا موسیقی معاصر یا نو خوانده می‌شود، امر مرسومی است. همین امر مرسوم، فارغ از همه‌ی ارزش‌های دیگری که قطعات جمع‌شده در یک آلبوم ممکن است داشته باشند، به خودی خود ارزشمند است چون منظومه‌ای از تفکر خلاقانه‌ی چندین آهنگساز را پیش چشم و گوش مخاطب می‌گذارد. این درست وضعیت آلبوم گفتاگوی است؛ منظومه‌ای از آثار سه نسل از آهنگسازان معاصر ایران با نوازندگی گلریز و ژابیز زربخش.

دو آهنگساز به دلیل تفاوت‌ها پیش از بقیه به چشم می‌آیند. نخست بزرگِ منظومه، بهزاد رنجبران با «رقص زندگی» و مهارتش در نوشتن برای این ترکیب نمایان است. او گرچه یکی از قطعات پیشین‌اش برای ویولن و کنترباس‌ را برای این ترکیب تنظیم مجدد کرده است اما مثل همیشه تسلط فنی‌اش گوش‌نواز است. سپس آهنگساز دیگری دیده می‌شود از نسل سوم؛ امین هنرمند به سبب تفاوت بسیار زیاد رویکردش به مصالح موسیقی و اتمسفر کلی موسیقی با بقیه‌ی آهنگسازان مجموعه (تا حد جداافتادگی). از او پیش از این نیز این گونه سونات‌ها با همین نگاه نسبت به ریتم دیده شده است. و البته این قطعه‌اش مضاف بر تکرار رویه یک غایب بزرگ دارد که همان تم‌های شناخته‌شده باشد.

پس از این دو، چشم متوجه آهنگسازی از نسل دوم آلبوم می‌شود؛ کیاوش صاحب‌نسق و دغدغه‌ی همیشگی زمان و این بار تحرک زیراییِ پیچیده در بستر آن که در دل «محور بی‌سایه» خوش نشسته است. بعد کم و بیش از همین نسل کارن کیهانی و جهان وهم‌انگیز ملودی‌آمیزاش و علیرضا فرهنگ با ملودی‌هایی که هر لحظه در رنگین‌کمان رنگ‌ها فرومی‌پاشند و ناپدید می‌شوند و باز از نو شکل می‌گیرند.

به همان اندازه که قطعات آهنگسازان باتجربه‌تر یا بیشتر شنیده‌شده (ولو در مواردی تنها به سبب انتشار آثارِ بیشتر در ایران) به این منظومه رنگی از آشنایی می‌زند قطعات آهنگسازان کمتر شنیده‌شده‌ای (دست‌کم در ضبط‌ها) مثل مهدی خیامی و ارشیا صمصامی‌نیا هم (شاید به روال تعادل) به آن مجموعه رنگ و بویی از تازگی می‌بخشد. همین امر و از آن بیشتر سفارش آنسامبل (امر کمیاب در سازوکار آهنگسازی ما) است که این وجه ارزش مجموعه را می‌سازد.

برای خرید و دانلود آلبوم گفتاگوی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.5 ( 4 رای)
19 تیر 1398
mashayekhi

تببین شفاف‌تر

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

علیرضا مشایخی در میان آهنگسازان معاصر ایرانی از دو جهت استثناء است. نخست به جهت شمار آثارش که از چند صد افزون شده و دوم به دلیل تلاش مداوم برای بیان مسائل نظری و فلسفی درباره‌ی موسیقی. او علاوه بر نوشتن چندین کتاب فنی آهنگسازی به شکل‌های مختلف نظراتش را درمورد مسائل بنیادی موسیقی بیان کرده است، از جمله در قالب سخنرانی، مصاحبه و کتاب به قلم و زبان خودش و گاه حتا مقاله و کتاب به تقریر او و تحریر شاگردانش (به آن قرینه که محتوا و فرم این دسته بسیار به هم نزدیک است).

کتاب «درباره‌ی آهنگسازی؛ گفتگو با علیرضا مشایخی»، حاصل گفتگوی اشکان خمسه‌پور با استادش، تازه‌ترین نمود جنبه‌ی یادشده‌ی دوم است. برای کسانی که با گفته‌ها و نوشته‌های پیشین او آشنا باشند خطوط اصلی محتوای کتاب جز اشاراتی اندک آشنا بلکه تکراری است. خودش هم گاهی در جریان این مصاحبه‌ی طولانی اشاره می‌کند که مثلا در وب‌سایت رسمی فلان موضوع را قبلا توضیح داده‌ام. اما یک تفاوت مثبت میان این کتاب و کارهای پیشین به چشم می‌خورد. اغلب گفته‌های مشایخی تبیین‌های شفاف‌تری از همان نظرات سابقش است که گسترش و دقت بیش‌تری هم پیدا کرده است. برای لمس این موضوع کافی است به بحثی که او در صفحات ۲۳ تا ۳۱ درباره‌ی «ژرفا» در موسیقی، مساله‌‌ی بیانگری و «الهام» مطرح می‌کند توجه و سپس آن را با نظراتش در همین باره در وبسایت رسمی‌اش (اغلب مختصر) مقایسه کنیم.

بخشی از این ویژگی‌های مثبت کتاب به نقش گفتگوکننده، نوع طراحی سوال، هدایت بحث و اشراف او بر خطوط فکری مشایخی مربوط است و بخشی هم به گنجایش قالب کتاب اما در نهایت بخشی هم به این بازمی‌گردد که اندیشمند-آهنگساز در گذر زمان اندیشه‌هایش را صیقل بیشتری داده در بیان آنها به روشنی دست یافته است.

آن‌گونه که از سرشت چنین مصاحبه‌ای می‌توان انتظار داشت پراکندگی‌هایی هم دارد. گاه سوالاتی مطرح می‌شود که به سادگی با دیگر سوال‌ها جفت و جور نمی‌شود. این خصلت را هر چه به پایان نزدیک می‌شویم بیشتر حاضر می‌یابیم تا آن هنگام که کتاب در فضایی وصیت‌نامه‌گون و متناقض‌نما با این جمله به پایان می‌رسد که «حرف آخر نداریم».

آروین صداقت علیرضا مشایخی سرود کتاب درباره آهنگسازی گفتگو با علیرضا مشایخی

15 تیر 1398
Black Watermark5

رویکرد دیگر به استادان گذشته

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

دو قطعه‌ی «ایرانی» و «دلتنگی»های مهران روحانی  -آهنگساز ایرانی که خوشبختانه در سال‌های اخیر صدایش از خاموشی و فراموشی اجباری درآمده و بیشتر و بیشتر عمومی می‌شود- در آلبومی با نام قطعه‌ی دوم، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آهنگسازانه‌ی مولفش را به نمایش می‌گذارد. روحانی از اولین قطعات شناخته‌شده‌اش، «واریاسیون روی تم استاد صبا» رابطه‌ای خاص میان موسیقی خود و آثار استادان گذشته‌ی موسیقی ایرانی تعریف کرده است. یکی از خطوط کارش ساختن قطعاتی بر مبنای آثار معروف استادان موسیقی کلاسیک ایرانی است؛ نوعی سلیقه که حتا در صحبت آمیخته به احترامش درباره‌ی آنها نیز متجلی است.

این سلیقه‌ی کلی به جای خود، روحانی این بار با رویکرد متفاوتی همان خط پیشین کارهایش را تحقق بخشیده است. او برخلاف واریاسیون‌هایش، آثار استادان گذشته را همچون کل‌های منسجم نگریسته است و به تجزیه‌ی آنها دست نزده. به جای آن که به ترانه‌ای شناخته شده همچون منبعی برای استخراج تم نگاه کند، آنها را در کلیتشان تبدیل به قطعه‌ی خودش کرده است. هر چه بر آنها افزوده در بافت و بعد عمودی موسیقی است و دست‌بالا گسترش موضعی و محدود پولی‌فونیک جملات پس از معرفی روشن هر یک. این رویکرد بیش از همه در سه موومان قطعه‌ی دلتنگی‌ها مشهود است. در بعضی لحظات او چنان به اصل ترانه‌ای مشهور که ماده‌ی کارش است وفادار است که کار به تنظیم آن اثر نزدیک می‌شود (مثلا آغاز بهار دلنشین) اما در بخش‌های دیگری هم ناگهان مهارتش را در گسترش (خواه ملودیک خواه با پخش مصالح در بافتی پیچیده)، متناسب با کلیت ترانه‌ی وام گرفته‌شده به نمایش می‌گذارد (مثلا گسترش آمیخته به هیجانی که در نهایت به جملات ترانه در پایان «بهار دلنشین، وصال، سبز» می‌دهد). به سمت آهنگسازی براساس آنها گذر می‌کند و به سر وام‌ها بازمی‌گردد.

در این میان هم بافت همفونیک‌اش برای هر کدام از ترانه‌ها جالب توجه است و هم تمهیدات پلی‌فونیک‌‌اش -که در این آلبوم یک مثال کامل نیز در هیات موومان دوم قطعه‌ی ایرانی (فوگ) دارد. همین امر کار او را با کار مکرر روی این ترانه‌های شناخته‌شده (یا حتا تم‌هایی که به‌هرروی  آهنگسازانی با چیره‌دستی‌های متفاوت به آنها پرداخته‌اند) کاملا متمایز می‌کند.

برای خرید و دانلود آلبوم دلتنگی‌ها به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.4 ( 5 رای)
11 تیر 1398
Hanooz Paeiz Ast 1

تکنوازی و همراهی گروه یا گروه‌نوازی

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آلبوم «هنوز پاییز است» را هم می‌شود کاری کاملا گروهی به شمار آورد هم کاری از یک تکنواز برجسته و گروه. بستگی به زاویه‌ی دید دارد، این که مرجع تشخیص چه باشد. اگر تنها به فهرست قطعات نگاه کنیم نگاه اول غالب می‌شود. زیرا قطعاتی را می‌بینیم که نام هر چهار نفر زیرش نوشته یا در فارسی عنوان «بداهه گروهی» برایشان انتخاب شده است و نیز به نوبت قطعاتی از هر کدام از نوازندگان. از این منظر همه کم و بیش در بازی شرکت دارند. میدان متعادل است و کسی بر کسی رجحانی چشمگیر ندارد.

یک بار شنیدن قطعات کافی است تا بازنگری کلی در نظر اول را اجتناب‌ناپذیر کند و نگاه دوم نیز به میان بیاید. شگفت‌انگیز این که تصحیح را شنیدن همان قطعات نخستی ایجاب می‌کند که نام «گروهی» برخود دارد. این همنوازی‌های بداهه همچون قطعه‌هایی برای یک ساز تک و همراهی گروهی کوچک است. شخصیت موسیقایی کلهر و سازش چنان چیره می‌شود و لحظات را آکنده از خود می‌کند که همان «بداهه‌های گروهی» در قامت شبه‌کنسرتوهایی با همراهی محجوبانه‌ی گروه شنیده می‌شود. درنتیجه عنوان فرعی آلبوم، «کیهان کلهر و رامبرانت تریو» فارغ از ترجیحات انتشار در ایران از این زاویه نیز توجیه‌پذیر می‌نماید. در این قطعه‌ها می‌توان دید کیهان کلهر صاحب کارگانی از جمله‌ها و حالت‌ها شده است که در نقش آغازه‌های بداهه‌پردازی‌اش عمل می‌کند. رد آنها را می‌توان از «غزل»ها تا امروز گرفت. او با بعضی رویدادهای ظاهرا یکتا در تاریخچه‌ی کارش، همچون «اثر» (حداقل به مفهوم اسکلت یا نقشه‌ی راهنمای کلی یا گنجینه‌ای از مواد و مصالح قابل گسترش) برخورد می‌کند.

قطعه‌هایی با تعلق به نام یکی از نوازندگان مشخص شده از این نظر بیشتر جانب میانه را می‌گیرند. سلیقه‌ی نزدیک به مینیمالیسم رامبرانت فرایش، تونی اورواتر و ایجازش، در قطعه پدیدار می‌شود و نقش‌های متفاوتی به هر یک از سازها می‌دهد. گرچه حتا در این نمونه‌ها نیز جاهایی (معمولا آنجا که خود سازنده درها را موقتا به روی آزادی بداهه گشوده است)، ساز کلهر است که بر صدر می‌نشیند، درست مانند پیش آمدن ناگهانی کمانچه در اواسط «کوتاه‌ترین داستان بلند»ِ رامبرانت فرایش و دوباره مخفی شدنش.

برای خرید و دانلود آلبوم هنوز پاییز است به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.4 ( 6 رای)
09 تیر 1398
photo 2019 06 26 10 47 48

راه دراز پیشِ رو

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آنسامبل بادی فستیوال موسیقی معاصر تهران با همه‌ی خجستگی تشکیل‌اش راه زیادی پیش رو دارد. این امر را از همین کنسرت جمع و جور و سه قطعه‌ای که در آن نواختند نیز می‌شود به راحتی دریافت. اعضای آنسامبل هنوز به شکل کامل و در جریان تمرین و اجراهای زیاد با یکدیگر خو نگرفته و به اصطلاح همدیگر را پیدا نکرده‌اند.

نخستین و تنها قطعه‌ی رپرتوار که برای همین ترکیب نوشته شده، موسیقی برای پرندگان مهاجر Music for the Fleeting Birds اثر پِتریس وَسکس Pēteris Vasks، که مملو از جابه‌جایی فیگور‌های کوچک موسیقایی میان سازهای مختلف گروه است به دلیل همین عدم هماهنگی –فارغ از کُندی نامتعارف اجرا- انسجامش مدام تهدید می‌شد. مخصوصا در لحظاتی که تعداد و چگالی جابه‌جایی‌ها افزایش می‌یافت همه چیز در هم فرومی‌رفت و ساختار قطعه را مبهم می‌کرد.

قطعه‌ی پنج Five اثر جان کیج –که قطعه‌ای مستقل از ترکیب سازی یا آوازی است- به دلیل ساختمان لایه لایه، حرکت سنگین‌تر و وجود نت‌هایی ایستا با پهنه‌ی زمانی گسترده که موجب آسانی انطباق می‌شد، کم‌تر از قطعه‌ی نخست تحت تاثیر قرار گرفته بود. گرچه در اجرای همین قطعه نیز ناهماهنگی در حل‌ شدن رنگ صدای سازها در یکدیگر خود را نشان می‌داد اما ساختار قطعه چندان دگرگون‌شده به گوش نمی‌رسید زیرا عناصری که در اثر نوپایی گروه جابه‌جا شده بود عناصر کلیدی ساختار قطعه نبودند.

در اجرای قطعه‌ی آخر، در دو In C اثر تِری رایلی Terry Riley، اما مشکلات مربوط به سازگاری و هماهنگی خود را در شکلی حداکثری به نمایش گذاشت. تمپوی غیرمعمول و پایین که باعث از میان رفتن بخشی از ویژگی‌های متکی به ادراک در این قطعه‌ی مثالی مینیمالیستی شد به جای خود، اینجا هیچ خبری از درآمیختن رنگین‌کمان طیف صدا و دینامیک دگرگون‌شونده‌ی ساختار زیرانداز ثابت قطعه و تعامل‌ دائمی‌اش با بقیه‌ی فیگورهای گذرا نبود. به همین دلیل به جای آن که فیگورها به شکل یک جریان روان از رخدادهای زودگذر در برابر یک جریان نسبتا ثابت منسجم‌کننده -که بدون ایجاد سکته به درون می‌خزند و خارج می‌شوند- شنیده شوند، به شکل پاره‌هایی بدون ارتباط با یکدیگر و البته بدون ارتباط با یک کل شنیده می‌شدند.

 



 

A Long way to go

On The wind ensemble of Tehran Contemporary Music Festival

by Arvin Sedaghatkish

The wind ensemble of Tehran Contemporary Music Festival, as auspicious as its institution, has a long way ahead. This can easily be seen from this moderate three-piece concert too. Members of the ensemble have not used to each other in the long journey of practice sessions and performances.

The first and only piece of repertoire written for this band, Music for the Fleeting Birds, by Pēteris Vasks full of replacement of small musical figures between different instruments of the band and that incoordination -despite the unusual low tempo of the performance- constantly threatens its coherence. Especially in the moments that number and density of these replacements would increase, everything would collapse and obscure the structure of the piece.

Compared to the first piece, Five by John Cage- which is a piece independent from an instrumental or vocal combination of the band- due to its multi-layer structure, slower movement and more static notes with wide time span -which made coordination easier- was less affected by this incoordination. Although in performing this same piece a certain amount of unease could be heard in the mixing of the instrumental timbres, the structure wouldn’t be heard seriously altered, as the elements changed by this new band was not the key structural elements.

In performing the last piece, In C by Terry Riley, this problem of synchrony and coordination showed itself most vividly. Unusual slow tempo resulted in some of the perception-based elements being lost. Besides, here there was no sign of that rainbow spectrum of sounds, developing dynamic and constant underlying structure and its interaction with other fleeting figures. As a result, instead of figures to be heard as a moving flow of fleeting events against a relatively stable and stabilizing movement, that moves in and out without any interruption, it sounded like unrelated parts and irrelevant to the Whole.

This review is written for The Fourth Tehran Contemporary Music Festival. All rights reserved for www.noise.reviews

05 تیر 1398
book template2

دوگانگی محتوا، بی‌دقتی ترجمه

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آرنولد شوئنبرگِ آهنگساز اگر جان کیج را نادیده بگیریم، احتمالا جنجالی‌ترین موسیقی‌دان قرن بیستم است. سایه‌ی بلند و سنگین اندیشه‌ی موسیقایی‌ او (و نه سبک شخصی‌اش) بر سر بخش بزرگی از سده‌ی بیستم گسترده‌ شد و شاخه‌ها و زیرشاخه‌های برآمده از آن چند دهه در جایگاه نوعی «جریان اصلی» نوگرایی موسیقی قرار گرفت. کتاب «شوئنبرگ» چارلز روزِن، پیانیست و نویسنده‌ی آمریکایی کتابی کوچک است درباره‌ی جنبه‌های موسیقایی آنچه این آهنگساز برجسته را تا این حد در تاریخ تاثیرگذار و ماندگار کرده است. نه زندگی‌نامه است به آن معنای متداولِ ترتیب رویدادهای مهم زندگی و نه کتابی کاملا تحلیلی در سبک‌شناسی آثار یا آموزش پایه‌های مکتب و نظریه‌ی آهنگسازی شوئنبرگ. بلکه همزمان بخشی این و بخشی آن است (گرچه گرایش بیشتری به مسایل تحلیلی دارد).

این تنها دوگانگی موجود در ساختار کتاب نیست بلکه در انتخاب سطح محتوای مناسب برای مخاطب مفروض نیز دوگانگی موج می‌زند. روزن در چهار فصل («اکسپرسیونیسم»، «آتونالیته»، «انجمن اجرای خصوصی موسیقی»، «سریالیسم و نئوکلاسیسیسم») برش‌هایی از تحولات موسیقایی شوئنبرگ را به شکل مختصر برای خوانندگانش بازگو کرده. در چهار فصل سطح مطالب و توضیحات حاشیه‌ای است که دوگانگی مولف را هویدا می‌کند؛ از یک سو مطالبی فنی بیان شده (مثل تکنیک‌های دوازده صوتی و سری‌ها) و از سوی دیگر مطالب ابتدایی‌تری مثل «تریاد کامل» (ص 136). این یعنی خواننده‌ای فرض شده که بدون دانستن مطالب نوع دوم می‌تواند مطالب نوع اول را درک کند و مثلا معنای ارتباط خلاف معمولی را دریابد که روزن میان سریالیسم شوئنبرگ و نئوکلاسیسیسم -که اغلب نوشته‌های موسیقی به کار غول دیگر قرن بیستم یعنی استراوینسکی نسبت می‌دهند- از طریق تحلیل فرم یافته است. یا به عنوان مثالی دیگر معنای خاص «تم» نزد آلبان برگ را بفهمد.

مشکل کتاب در زبان فارسی اما محدود به این دوگانگی نیست. زیرا کتاب مستقل دیگری در مورد این موسیقی‌دان تاثیرگذار نداریم. همین امر اهمیت آن را دوچندان کرده و درعین‌حال تاسف را نیز افزون می‌کند آنگاه که ترجمه‌ی بسیار بی‌دقت و در بعضی جاها کاملا اشتباه مهرنوش غضنفری را می‌خوانیم و می‌بینیم باز هم فرصتی برای دسترسی‌پذیری یک متن سودمند به فارسی سوخته و از دست رفته است.

کافی است به متن اصلی دسترسی و اندکی دقت و حوصله نیز داشته باشیم آنگاه مشخص می‌شود گذشته از آن که مترجم برخلاف نوشته‌ی روزِن، متن فارسی چندان روانی از کار درنیاورده و اشتباه‌های تکنیکی فراوانی در آن به چشم می‌خورد مثل برگرداندن series به سریال (ص 109/ P. 82 و ص 127/ P. 98) یا serial به سری، ترکیب‌های نامتداولی مثل آوردن «یک‌صدا» به جای «‌هم‌صدا» (همان‌جا.) یا استفاده از ترکیب نادرست «دسته‌ای از نواک‌ها» (و نه حتا «رده‌ای از نواک‌ها») به جای اصطلاح شناخته‌شده‌ی Pitch-Class (همان‌جا.)، حتا سرشت دقیق متن‌های علمی هم به سادگی نادیده گرفته شده است. اگر اشتباه در برگردان اصطلاحات تخصصی را بتوان به ناآشنایی مترجم و ویراستار(ان) با موسیقی نسبت داد، حذف دلبخواهی ترکیب‌ها و قیدهایی مثل «به نظر می‌رسد» (ص 38/ P. 20) یا «دوباره» (ص 125/ P. 96) و نمونه‌های مشابه که به‌رغم سادگی ترجمه و موجود بودن معادل‌های متداول و متعارف که تعدادشان اصلا هم کم نیست، پرده از سهل‌انگاری یا بی‌خبری فوق‌العاده‌ی مترجم نسبت به کارکردهای زبان علمی برمی‌دارد. به این ترتیب به دست چنان مترجمی، بخش اعظم زحمات یک نویسنده‌‌ی ماهر، و استاد مدرسه‌ی جولیارد برای صریح و شفاف نوشتن و هرچه دقیق‌تر کردن متن‌اش، نیست و نابود می‌شود.

03 تیر 1398
بالا