نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

تگ: احوالات شخصی


Abgoon 1

آزمایشگری بی‌طرف

نویسنده: کامیار صلواتی

آبگون، که شامل قطعاتی برای کلارینت و هنگ‌درام است، از آخرین آثار مجموعه‌ی «احوالات شخصی» است. مجموعه‌ی احوالات شخصی با هدف ارائه‌ی ایده‌های شخصی و فردی نوازندگان و موسیقی‌دانان، فارغ از چهارچوب‌ها و سبک‌ها، تولید و منتشر شده است.

با این‌حال، آبگون، در پی تثبیت و جا انداختن یک ساز نویافته (یا احیای آن) در متن موسیقی دستگاهی ایران است. این را رپرتوار مجموعه و از آن مهم‌تر، تفاوت این اثر با سوابق خود نوازنده/آهنگساز صریحاً به ما می‌گوید: آبگون عامدانه و شاید به طرزی افراطی (در قیاس با تجربه‌های اخیر جهانگیری و سایر آثار مجموعه‌ی احوالات شخصی) وفادار و در چهارچوب موسیقی دستگاهی است و بنابراین ورای تمناها، دغدغه‌ها، و بیان‌گری فردی پدیدآورندگانش می‌ایستد. مسأله‌ی آبگون آزمودن ایده‌های نوی ساختاری و محتوایی نیست؛ هرچند به آزمونی دیگر دست می‌زند، آزمونی که در آن نقش آزمایش‌کننده و فردیت او بسیار رقیق‌تر است: آزمودن کلارینت در بستر موسیقی دستگاهی به شکل مألوف‌اش. بخش قابل توجهی از ضربی‌های مجموعه را آثار شناخته شده و پیش‌تر اجرا شده‌ی موسیقی دستگاهی تشکیل می‌دهند؛ آثاری چون پیش‌درآمد دشتی، دونوازی دشتی، و بعضی تصنیف‌های گوش‌آشنا. گویی این‌جا با تلاشی برای اثبات امکان حضور کلارینت از راه آزمودن آن برای نواختن قطعات رایج موسیقی دستگاهی مواجهیم؛ تلاشی که باعث می‌شود اثر با سر و تَهی هنجارین از پیش‌درآمد بیاغازد و با رِنگ به انجام برسد. در قیاس با آثار پیشین آهنگساز/نوازنده نیز این اثر به سختی حامل ایده‌ای جز نواختن این قطعات با کلارینت است. از این رو، آبگون چندان شباهتی با دیگر آثار مجموعه‌ی احوالات شخصی ندارد. مقایسه‌ی این اثر با کبوترخانه، که ترکیب سازی نسبتاً مشابهی داشت اما آزادانه در متنی هیبریدی به هر سو سرک می‌کشید و با بازی‌گوشی به جنب‌و‌جوش می‌پرداخت، تفاوت آبگون را با دیگر آثار مجموعه‌ی احوالات شخصی عیان‌تر می‌کند. بنابراین، آبگون تلاشی برای ممکن کردن هم‌آمیزی دو پدیده‌ی پیشتر موجود (کلارینت و نظم رایج موسیقی دستگاهی) با یکدیگر است و نقش پدیدآورنده در آن تنها به آزمایش‌گری بی‌طرف –نه سوژه‌ای فعال- شباهت دارد.

کامیار صلواتی آبگون سیامک جهانگیری احوالات شخصی

برای خرید و دانلود آلبوم احوالات شخصی ۱۳: آبگون به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.1 ( 5 رای)
24 فروردین 1398
Nayyi 1

منزلی امن در میانه‌ی راه

نویسنده: سعید یعقوبیان

مجموعه‌ی «احوالات شخصی» در دوازدهمین ایستگاه خود به خودنگاره‌ی موسیقاییِ یک نی‌نواز رسیده است که کار او پیش از این اثر -نخستین اثرِ مستقل‌- در چند اجرای صحنه‌ای و چند آلبوم، شنیده شده بود و همان شنیده‌ها او را برای چنین دعوتی گزین کردند. هوشمند عبادی هنرمند خودساخته‌ای‎ست که در اینجا بی آنکه در اتمسفر یک گروه یا یک موزیسین دیگر بنوازد یا ساخته‌های دیگران را، خود ساخته و خود سخن گفته است. نایی، تنهاییِ ثبت و ضبط شده‌ی اوست.

می‌توان بسته‌ای از ویژگی‌های فنی را در نوازندگی عبادی در این آلبوم فراهم کرد؛ ویژگی‌هایی که می‌توانند مسیرِ او در رسیدن به جای و جایگاهی از آن خود را هموار سازند و فراتر از آن، رفتارهایی شخصی‌شده باشند در نمونه‌ای از یک نی‌نوازی کاملاً کلاسیکِ امروزی: جمله‌بندی‌های سر و شکل‌دار، انتقال‌های پیوسته و گسسته‌ی سریع بین مناطق صوتی مختلفِ ساز، تنوع تحریرها، تلاش در بی‌پیرایه نبودنِ نقطه‌گذاری‌ها در پایانِ جمله‌های موسیقی، تعادلِ معنادار بین صوت و سکوت در بخش‌های آوازی، پررنگ بودن تزئین‌‌ها و در نهایت دامنه‌ی صوتی مکفی.

با وجود تمام اینها، اما آنچه در این اجرای شور و بیات‌ترک حضور کمرنگی دارد همان چراغ رخشانی است که پیش‌تر، بیش از این ویژگی‌ها در نواخته‌های این نی‌نواز رخ نموده و جلب توجه کرده بود: رهایی. این رها نبودن در نایی لزوماً به معنای عدم گذر از پیچ و خم‌های مدال نیست. در همان چهارچوب دستگاهی، در این اثر نیز لحظاتی که موسیقی شنونده را از خود غافل کند وجود دارند اما به ندرت. نایی اثری استوار است و به سامان اما تا آنجا که با عبادیِ پیش از این (همراه برخی گروه‌ها) مقایسه نشود. با چنین قیاسی –حال که امکان آن فراهم است- استواریِ تنها، رنگ می‌بازد و تقیُّد به پا روی هرگونه خطی نگذاشتن بیشتر به چشم می‌آید. نایی چیزی کم دارد تا عطشِ چندباره شنیدن‌اش را سوزان‌تر کند و عبادی در ردیف‌نوازی‌ِ محافظه‌کارانه و بی مخاطره‌اش در این اثر خواسته یا ناخواسته، خودآگاه یا ناخودآگاه، بر پله‌های مطمئن گام گذاشته است.

از بی اطوار بودن و صحت و سلامتِ تنبک در قطعات موزون این آلبوم نیز نباید گذشت که با اجرایی سهل و ممتنع‌ خود را در نایی می‌نمایانَد.

برای خرید و دانلود آلبوم احوالات شخصی ۱۲: نایی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.3 ( 6 رای)
08 دی 1397
Evargaah 3

بی‌توجه به کُل

نویسنده: فرشاد توکلی

ایوارگاه، احتمالاً، یعنی تا آنجا که نویسنده می‌تواند از خواندنی‌ها و شنیدنی‌های این اثر دریابد، به‌راستی حامل آن مشغولیت‌های موسیقایی وحید طهرانی‌آزاد است که عنوان کلیِ این گروه از تولیدات "خانه‌ی هنرِ خِرد" شده است: احوالات شخصی. نقاط قوت و ضعفش نیز در همان ویژگی‌هایی است که در واژه‌ی "شخصی" فشرده شده‌اند؛ هرچند که در این فشردگی آنچه می‌تواند به کمکِ کلیتِ این اثر بیاید به‌مراتب کمتر از خصائصی است که توفیقش را به "هرگز" موکول می‌کنند.

33 دقیقه تکنوازیِ سنتور، آراسته به کوکی دقیق؛ اجراشده بر سنتوری خوش‌صدا در بم‌ها و پشت‌خرک‌ها، هرچند کمتر در حوالی سه خرکِ آخر؛ با مضراب‌هایی مرتب که جز چند نشستِ نادر بر خرک‌ها همه‌گاه تمیز و درخشان صدا می‌دهند؛ مملو از ریزهای مرتبی که از قضا هیچ‌گاه از آرام‌گاهِ نظم و ترتیب به میدان شور و ولوله و خروش در نمی‌افتند؛ روایت‌گرِ دست‌به‌عصای دستگاه نوا است، به‌قدری شخصی و در نواخته‌ها خلوت‌کرده که در انسجامِ یک روایتِ دستگاه‌پردازانه، علی‌رغم همان دردست داشتنِ عصای ردیف، به‌راحتی از پا می‌افتد. درآمدهای مطول و ایده‌های مدال یا ملودیک تکراری (مثل رفتنِ مکرر به نهفت و نیشابورک در "تارمِه"، "جامخانه"، "سرگشوده"، "سرسایه" و برخی قطعات دیگر) با پایان‌های قطعی و نهایی هر قسمت، در عین حفظ توالی سیرِ کلی دستگاهِ نوا، و نیز استفاده‌ی بی‌تنوع از "ریز" و یا رِنگ نواختن در میانه‌ی کار ("سبویی") تنها بخشی از اتفاقاتی است که سنتورنوازی طهرانی‌آزاد را به نجوایی شخصی شبیه کرده است که، بیش از آن‌که متوجه کلیتِ یک اجرا باشد، دغدغه‌ی انجام دلخواهانه‌ی فنون را دارد.

این بی‌توجهی به کل و فرورفتگی در انجامِ نوازندگی با چهار تیرِ خلاص که نامِ "پَرنا"های 1 تا 4 را بر خود دارند کامل می‌شود. چهار دونوازیِ ویلن و سنتورِ معمولی، جمعاً به مدت 11 دقیقه، که در آغاز و انجامِ آلبوم (قطعات 1 و 15) و نیز بین "نیشابورک" و "نهفت" و "بوسلیک و نیریز" (قطعاتِ 10 و 14) آمده‌اند؛ بی‌که ربطی فرمال، ملودیک یا حتی مفهومی با تکنوازی‌های محافظه‌کارانه‌ی همراه‌شان داشته باشند.

با چنین سرشتی، سرنوشتِ ایوارگاه می‌شود تذکرِ نکته‌ای مهم: شخصی‌ترین احوالات نیز برای ورود به صحنِ عمومی نیازمندِ آن صلاحیت‌هایی هستند که مفاهیمِ انسجام و نبوغ بازتاب‌شان می‌دهند. فرشاد توکلی ایوارگاه احوالات شخصی وحید طهرانی آزاد کلاسیک ایرانی 

برای خرید و دانلود آلبوم ایوارگاه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

12 فروردین 1397
Evargaah 00

صدای شخصی

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای 1 تا 4)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

سنتورنوازی پساپایورانه (بیشتر از لحاظ کلیت محتوا) از طریق سه عامل، یعنی سونوریته، تاکید برکنترل و تعادل صوتی سنتور، و گاهی جمله‌بندی شخصی شده است. شخصی‌شدگی نخست خود را در دقت نزدیک به وسواس نوازنده در شفاف، یکنواخت و متناسب نگه‌ داشتن صدا در بخش‌های مختلف صوتی سنتور متبلور می‌شود. دوری از واپیچش صداهای اضافه، حجم کنترل نشده و پیامد طبیعی‌اش، بازه‌ی دینامیکی متوسط (جز لحظاتی در سرگشوده)، همه جا همچون عنصر اصلی به چشم می‌خورد و فضایی معتدل و دور از هیاهو می‌آفریند.

پنجه یا مضراب1 خوش‌صدا و نرم و در عین حال با ژرفای کم آکوستیکی عامل بعدی و البته تکمیل‌کننده‌ی اولی است. در نتیجه‌ی این دو عامل یک سلیقه‌ی صوتی شکل گرفته که ترکیبی خاص از عناصر سنتورنوازی غالب امروزی را با سنتورنوازی کلاسیک دهه‌های گذشته دارد.

محتوای موسیقایی، نوا، هم چنین پیوندی را به نمایش می‌گذارد؛ نیمی ساخته‌شده از نوای امروزی، نوای پس از علیزاده، که بیشتر در پرناها دیده می‌شود و نیمی از نوای دیروزی. جمله‌پردازی/جمله‌بندی و اتمسفر بیانی حاکم چنان که می‌توان انتظار داشت هنوز شخصی است اما نه آن اندازه که عنصر صداشناختی بود. ارتباط این بخش به ویژه در منطق گردش ملودی، بافت مضرابی و ساختمان تاکیدی قطعه‌هایی مثل تارمِه به شکل روشن‌تری با گذشته روشن است.

چنین جمعی از ویژگی‌ها ایوارگاه را رویدادی می‌نماید که دغدغه‌ی نخستینش صداست که شالوده‌ی هر موسیقی خوب است، سپس بیان موسیقایی در اجرا و در مرحله‌ی آخر محتوای موسیقایی تازه. از این رو مهم‌ترین ویژگی ایوارگاه این است که چیزی از حوزه‌ی وقوعش، سنتورنوازی، نمی‌کاهد.


1- این دو اصطلاح را با کمی اغماض نسبت به معنای گسترده‌ترشان، به معنایی نزدیک به Touch به کار برده‌ام.

برای خرید و دانلود آلبوم ایوارگاه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.7 ( 9 رای)
02 اسفند 1396
Kaboutarkhaneh 1

بازنمود موسیقایی اصفهانِ چهل‌تکّه

نویسنده: کامیار صلواتی

دو ویژگی بارز موسیقایی «کبوترخانه»، یعنی درونی کردن بعضی از مشخصه‌های اجرایی موسیقی دستگاهی برای قره‌نی و تلاش برای بازتفسیر شخصیت این ساز در موسیقی کلاسیک ایرانی را که کنار بگذاریم1 ، می‌توانیم سراغ پاسخ این سوال جذاب را از اثر مصطفی قناعت بگیریم: با توجه به تأکید پررنگ مولفه‌های پیراموسیقایی «کبوترخانه» بر اصفهان و نشانه‌هایش، آیا این آلبوم روایتی خودآگاهانه یا بازنمودی ناخودآگاهانه از تاریخ و هویت چهل‌تکه‌ی شهر اصفهان با همه‌ی تضادها و خاطرات و رنگ‌وبوهایش نیست؟

کبوترخانه‌های اطراف اصفهان نامدارترین کبوترخانه‌های ایران‌اند. «جویباره» مأمن یهودیان و به روایتی قدیم‌ترین محله‌ی اصفهان است. «آتشگاه» به‌واسطه‌ی آتشکده‌اش شهرت یافته، و رهنان یکی دیگر از محلات قدیمی شهر است. «شورالدشت» احتمالاً اشاره‌ای به جلیل شهناز دارد2. «اسپرلوس»، تخت‌نشین پادشاهان3، «یاغوش» تُرکیِ باران و «ساری‌گلین» نغمه‌ی مشترک ارمنستان و آذربایجان است. این ملغمه چون چکیده‌ی هویت تاریخی چهل‌تکه‌ی اصیلی است که امروز اصفهان وارثش شده، ملغمه‌ی ترکان سلجوق و قزلباش و ارمنیان جلفا و زرتشتیان آتشگاه و یهودیان یهودیه و پایتختی و هنر امثال جلیل شهناز.

با لحاظ قرار دادن ارجاعات آشکار و پنهان «کبوترخانه» به اصفهان، تکثر هویتی موسیقایی «کبوترخانه» تازه معنا می‌یابد و چه سازی بهتر از کلارینت برای بیان این هویت متکثر موسیقایی؟ سازی که پایی در موسیقی کلاسیک غربی دارد و چندین سر؛ سری از سرهایش به موسیقی جاز رسیده و سر دیگرش از ابتدای قرن به موسیقی دستگاهی. از طرف دیگر، چنان صحنه‌ی موسیقی کلاسیک ایران امروز از کلارینت خالی‌ست که هر نغمه‌ای اکنون بر آن بنشیند برای گوش ایرانی به یک اندازه غریبه می‌نماید.

اگر از پسِ این عینک به «کبوترخانه» نظری بیاندازیم، نقش تقریباً یک‌سره سنتی «جوباره»4، حضور «یاغوش» آذری و «ساری‌گلین» ارمنی-آذری در کنار هم و سرک کشیدن بازیگوشانه‌ی ساز قناعت به این‌سو و آن‌سو معنا می‌یابد؛ همان‌طور که هویت درهم‌آمیخته‌ی قطعاتی چون «زرد ملیجه» و «اسپرلوس». فرض کنید طیفی وجود دارد که قطب اوّلش یک شخصیت موسیقایی غربی با فواصل منفصل است و قطب دومش فواصل متصلی با حالات ایرانی. در «اسپرلوس» نوازنده از قطب اوّل شروع می‌کند و آرام‌آرام به سمت قطب دوم حرکت می‌کند. این حرکت که انجام یافت، به سر طیف بازمی‌گردد؛ و تنها با تغییری در محتوا همان حرکت را تکرار می‌کند.  در این میان قطعاتی چون «زردملیجه» آمیخته‌ای خلاقانه از این خاستگاه‌های مختلفند و با بیان شخصی و نوی قناعت دستخوش تفسیری تازه می‌گردند و قطعاتی مانند «ساری‌گلین» نیز روایت ساده و نه‌چندان اصیلی از یک قطعه‌ی بسیار مشهور ارائه می‌دهند. اجرای این حالات مختلف و گاه درهم‌آمیخته از سوی تنها یک نوازنده و یک ساز، نوازنده‌ای به‌شدت آشنا با زیر و بم ساز خویش، شنونده را دچار سرگیجه نمی‌کند و اثر نیز با وجود این چهل‌تکه‌گی، کمابیش همگون به گوش می‌رسد؛ همگونی‌ای هم‌چنان متکثر، همچون خود اصفهان.


1- که نباید چنین کنیم. این موضوعات ارزش طرح شدن در نوشته یا نوشته‌های دیگر را دارند.
2- البته در «شورالدشت» قناعت خبری از رفت‌و‌برگشت از شور به دشتی نیست.
3- اصفهان دست‌کم سه‌بار پایتخت ایران بوده.
4- چون برداشتی از محله‌ی کهن جوباره‌. 

برای خرید و دانلود آلبوم کبوترخانه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.5 ( 8 رای)
17 بهمن 1396
بالا