نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

تگ: تکنوازی


farid 2

زیبایی آشکار

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

اولین چیزی که از شنیدن موسیقی فرید عمران نصیب می‌شود، همان ویژگی عمده‌ی موسیقی او است. و آن چیزی نیست جز تعهدش به زیبایی. زیبایی تقریباً به همان مفهوم کاربرد روزمره‌ی کلام، نزدیک به خوشایندی، نه به معنای نوعی خصوصیت محتوایی پنهان در لایه‌های زیرین اثر یا یک امر زیباشناختی پیچیده. چیزی که می‌شنویم به سادگی زیبا است. لطیف است. خودش زیبایی خودش را نشان می‌دهد. نیازی نیست زیاد به دنبالش بگردیم. خودش از پنجره داخل می‌آید.

عمران در این راه دشوار هیچ ابایی ندارد که با یک ملودی شناخته‌شده‌ی احساساتی کار کند (مثل «بِرسوز برای لدا»). آن را آرایش تازه‌ای بدهد و حتا نرم‌تر از روز اول به گوش ما برساند. به رسم بسیاری از آهنگسازان پیانو پیش از خودش به سراغ ترانه‌های محلی برود و از آنها تنظیم‌های ساده و صمیمی به دست دهد، از دل این امرِ بارها آزموده فضای صوتی شخصی خود را (و نه لزوماً تازه یا بسیار بعید) بسازد چنان که در «مجموعه آوازهای ایرانی» به خصوص در «قوچانی» ساخته است.

از طول و تفضیل می‌پرهیزد (جز «راپسودی») محتوای هر قطعه را تا آنجا ادامه می‌دهد که تعهدش به همان زیبایی اولیه مخدوش نشود. درست آنجا متوقفشان می‌کند که یک گام بیشتر نیاز به عبور از مرز همان سادگی آغازین دارد. در پی گسترش فرمال پیچیده‌ای نمی‌رود (شاید جز کمی در والس عارفانه) چون این هم نقض غرضش است. او به شهادت آنچه تا کنون منتشر کرده، یا بهتر بگوییم در این آلبوم دوگانه، مرد قطعه‌های کوتاه خودمانی است که گوشه‌ی چشمی گذرا به مدرنیسم دارد و گوشه‌ی چشمی دیگر به اینجا. هم دلش با ملودی‌هاست و زیرساختشان هم با سازش، پیانو.

و اما دومین چیز شنیدنی در آثار عمران همان طور که قبل از این هم گفته‌ام (هنگام نوشتن درباره‌ی اجرای سیاوش دمیریان از آثار چند آهنگساز ازجمله عمران)، توانایی او است برای از آن خود کردن زبان موسیقایی دیگری. این را به روشنی در سه آواز روسی‌اش می‌بینیم. همان جا که می‌کوشد ضمن این که خودش است روسی بیندیشد و دست‌کم ما غیر روس‌ها را متقاعد کند پندارش از یک آواز روسی چنین است و بی‌سروصدا موفق می‌شود.

آراء منتقدان: 1.9 ( 5 رای)
13 بهمن 1397
Daftare Santoor 1

نشود فاشِ کسی...

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

محفل یا مجلس تا پیش از پیدایش کنسرت‌، رادیو و آلبوم مهم‌ترین جایگاه شنیدن موسیقی کلاسیک ایرانی بود. مجلس در آن‌وقت جایی بود که موسیقیدان ایرانی هنرنمایی می‌کرد بدون اضطراب حضور در برابر شنوندگان ناشناس یا ابزار ضبط. به این ترتیب تا پیش از ورود فناوری ضبط به ایران آنچه در مجلس روی می‌داد ملک طِلق حاضران بود و پس از تجربه‌‌ی لحظاتش دیگر وجودی نداشت جز در خاطر و نقل‌هایشان. با فراهم شدن امکان ضبط، بعضی صاحبان مجلس وسوسه شدند رویداد را از اسارت زمان برهانند و برای همیشه از آن خود نگهدارند. با این دگرگونی امر (نسبتاً) خصوصی امکان یافت به مشاهده‌ی عموم برسد. پس مجلس تبدیل به «اجرای خصوصی» و «ضبط خصوصی» شد. و این شمشیری دودَم بود. یک دم آنگاه بود که اجرایی کم‌نظیر ضبط می‌شد یا تنها میراث استادی از غبار تاریخ نجات می‌یافت. دم دیگر آنگاه که لغزش‌های حاصل از سهلی و صمیمیت مجلس می‌ماند و فاش همگان می‌شد.

«دفتر سنتور» مجلسِ مجلس نیست. نیم-‌کنسرتی است در میانه‌ی دهه‌ی فترت 1360، گریزگاهی جایگزین همه‌ی امکانات بروز عمومی موسیقی که از دست رفته بود. بااین‌حال لبه‌ی دوم شمشیر را به خوبی می‌نمایاند. این ضبطی است از موسیقیدانی برجسته که به سخت‌گیری در استانداردها شهره است، بدون اغلبشان. در جملات ضبط نه ازپیش‌اندیشیدگی و انسجام فرمی کم‌نظیر پایور به چشم می‌خورد نه اجرای بی‌اشتباه و نه حتا سونوریته‌ی شفاف و یکدستی که در اجرا/ضبط‌های رسمی‌اش شنیده‌ایم. لحظاتی اندک از درخشش خلاقیت هست (بداهه‌ی دشتی یا بیات اصفهان) اما بی‌پیوندی با پیش و پس از خود و به همین دلیل درنمی‌گیرد و دامن نمی‌گسترد، بازهم وارون  آنچه از پایور می‌شناسیم. سود موسیقایی چنین ضبطی دست‌بالا به این محدود می‌شود که ببینیم چگونه پایور بخشی از جملات یک قطعه‌ی پیشین خود را به دستگاهی تازه برده (بخش نخست چهارمضراب ماهور که از چهارمضراب بیات اصفهان «دوره‌ی ابتدایی» یا حضور پایه‎‌ی چهارمضراب ماهور «سی ‌قطعه» در چهارمضراب بیات اصفهان). و اگر چنین است این نقش ناشر/صاحب ضبط است که خودنمایی می‎‌کند. این پرسش را پیش می‌آورد که حکمت انتشار چنین ضبط‌هایی از کسی که به قدر کافی آثار باکیفیت از او موجود است، چیست؟

آروین صداقت کیش دفتر سنتور فرامرز پایور موسیقی سنتی ایرانی تکنوازی سنتور نویز

برای خرید و دانلود آلبوم دفتر سنتور به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.3 ( 6 رای)
09 دی 1397
Afshari 1

معضل صدادهی

نویسنده: علیرضا جعفریان

یک سؤال متداول در میان نوآموزان سازهای تار و سه‌تار این است که کدام ساز دشوارتر است؟ یک جواب متداول هم این است که سه‌تار در ابتدای راه ساز ساده‌تری‌ست اما در ادامه‌ دشوارتر می‌شود. واضح است که نمی‌توان به چنین سؤالاتی پاسخ‌های همه‌شمول داد. اما، حقیقتاً نوازندگی سه‌تار تفاوتی مهم با سازهای دیگر دارد: وقتی نوازنده‌ی سه‌تار سال‌ها آموزش دیده، ردیف را از بر شده، بداهه‌نوازی در گوشه‌ها و دستگاه‌های مختلف را یاد گرفته، قطعات دشوار را می‌تواند بنوازد و حتا به حد معلمی رسیده، تازه با یک معضل بزرگ مواجه می‌شود که هر کسی نمی‌تواند از پس آن برآید: صدادهی سه‌تار.

حسین اینانلو در آلبوم «افشاری» با یک مشکل ساده روبه‌روست: سه‌تارش خوش‌صدا نیست. و البته این مشکل به طور مشخصی به تکنیک نوازندگی مربوط می‌شود، نه مشکلات ضبط یا صدابرداری. اینانلو برخلاف اینکه با مُد و ریتم به مثابه‌ی یک «مسئله» برخورد کرده، به نظر می‌رسد مسئله‌ی صدادهی را چندان جدی نگرفته است. به این مشکل در سونوریته، باید مشکل موزیکالیته را نیز اضافه کنیم. اینانلو مانند بسیاری از نوازندگان سه‌تار، احتمالاً طبق عادت، مضراب‌های زائد و اضافه‌ای به سیم بم می‌زند. دینامیسم در نوازندگی او متناسب با عبارت‌پردازی‌های موسیقایی نیست. و علاوه بر عدم رعایت دینامیسم در تک‌تکِ جمله‌ها، این مشکل در مقیاسی کلی‌تر نیز دیده می‌شود: در طول آلبوم مدام شاهد تَنِش هستیم و اهمیتی به توالی‌های تنش/آرامش داده نشده است.

اینانلو در توضیحات آلبوم گفته است «این آلبوم به لحاظ درون‌مایه نگاهی کاملاً کلاسیک به موسیقی دستگاهی دارد اما به لحاظ اجرایی و فرم و نوازندگی و تحرک جمله‌بندی و زمان‌بندی کاملاً معاصر است». فارغ از اینکه منظور از واژه‌های کلاسیک در برابر معاصر، درون‌مایه و یا فرم چه باشد، با اطمینان می‌توان گفت آنچه اینانلو در آلبوم افشاری نواخته است کاملاً در درون گفتمان موجودِ نوازندگی سه‌تار جای می‌گیرد؛ حفظ محتوای مدال موسیقی دستگاهی دوران قاجار و تغییر در شیوه‌ی نوازندگی رایج‌ترین و معمول‌ترین گفتمان موسیقایی در دهه‌های گذشته بوده است.

پویان گرامی حسین اینانلو ماهور علیرضا جعفریان سه تار افشاری تکنوازی موسیقی دستگاهی موسیقی ایرانی

برای خرید و دانلود آلبوم افشاری به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.2 ( 8 رای)
07 آذر 1397
Engare Feragh 1

بی‌برچسب، با امضا

نویسنده: علیرضا جعفریان

با نگاهی به دفترچه ی سی‌دی و حتی بدون گوش‌ دادن به موسیقی می‌توان فهمید کیارش داودی هنرمند متعهدی‌ست: او توضیحات مفصلی درباره‌ی چگونگی نوازندگی و دیدگاه موسیقایی‌اش ارائه می‌دهد و حتی برایش مهم است که مخاطب بداند این آلبوم با سنتورِ ساخته‌ی دست چه کسی نواخته شده است.

این روزها در گستره‌ی موسیقی ایرانی برخی از موسیقی‌دانان همچنان متکی به ردیف هستند، برخی به مدها، فرم‌ها و ریتم‌های موسیقی فرهنگ‌های همجوار و یا موسیقی مستخرج از رسالات قدیمی اتکا کرده‌اند، برخی استفاده از انبار الگوها و ایده‌های موسیقایی فرهنگ‌های مختلف ایرانی را در دستور کار قرار داده‌اند، برخی به قدرت و تکنیک نوازندگی‌شان تکیه زده‌اند و برخی هم با تمام توان در امر ایجاد تفاوت و خلاقیت همت گماشته‌اند. وجه اشتراک همه‌ی این افراد اتکا به موضوعی خاص است که اگر آن را حذف کنیم چیزی برای موسیقی‌دان باقی نمی‌ماند. این موضوعات شبیه به برچسب‌هایی هستند که برای موسیقی‌دان اعتبار و وجاهت می‌خرند: برچسب ردیف‌دان و استاد برای موسیقی‌دان متکی به ردیف، برچسب کلاسیکِ پژوهشگر برای موسیقی‌دان متکی به مدها و دورهای قدیمی، برچسب خلاق برای موسیقی‌دان متفاوت و غیره.

اما در دسته‌ای دیگر، موسیقی‌دانانی حضور دارند که پیش از هر برچسبی، «موسیقی‌دان»‌اند. استفاده‌ی این دسته از موسیقی‌دانان از امکانات و مواد و مصالح موسیقایی «برچسب‌گونه» نیست. آن‌ها از امکانات موسیقایی استفاده می‌کنند، اما نه به عنوان تنها نقطه‌ی اتکا. کیارش داودی در آلبوم انگاره‌ی فراق نشان داده است که به این دسته از موسیقی‌دان‌ها تعلق دارد. او متکی به ردیف نیست، اما با ردیف بازی می‌کند. از موسیقی فرهنگ‌های مختلف ایرانی استفاده می‌کند، اما لزوماً نیازی به ملودی‌های ناب و کمترشنیده‌شده ندارد؛ داودی می‌تواند یک تصنیف معروف خراسانی که همه‌ی‌مان بارها شنیده‌ایم را به یک قطعه‌ی ناب و کمتر‌شنیده‌شده تبدیل کند. مهارت این نوازنده‌ی بیست و دو ساله در بسط و گسترش جملات موسیقایی ستودنی‌ست. او، مانند نیاکان قاجاری‌اش، توانایی این را دارد که فقط با یک جمله‌ی ساده‌ی استخراج‌شده از ردیف یا هر جای دیگری قطعه‌ای طولانی بسازد و آن جمله را بارها و بارها تکرار کند، بدون اینکه تکراری به نظر برسد. مهارت در بسط و گسترش را می‌توان مهم‌ترین خصوصیت نوازندگی این هنرمند بی‌برچسب اما با امضا دانست.

برای خرید و دانلود آلبوم انگاره‌ی فراق به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.4 ( 6 رای)
20 مرداد 1397
Nur Bar Atash 2

از مسیرِ آموزشِ ناقص

نویسنده: فرشاد توکلی

سمندر دهقانی متولد 1365 است و، بنابراین، می‌توان گفت که جسم و موسیقی او بالیده‌ی سه دهه‌ی اخیر است و، از آنجا که تارنوازیِ او ـ در فُرم و اجرا ـ با قالب متداولْ فاصله‌ای نمی‌گیرد، می‌توان اثرِ او را آیینه‌ای از، حداقل بخشی از، آنچه آموزش موسیقی ایرانی در این سه‌دهه در اختیار علاقه‌مندانش گذاشته دانست؛ بخشی که می‌توان شاخصه‌های آن را ـ تا آنجا که به هنر تکنوازی مربوط می‌شود ـ در سه عنوان خلاصه کرد: فقدان بیان‌گری شخصی یا ـ به زبان ساده ـ شبیهِ لحن و بیان این یا آن نواختن؛ بدنه‌ی آوازیِ لاغر و نحیف، یعنی نواختنِ آوازی‌ها با اتکا به یک‌ـ دو روایتِ معروف از ردیف و یا تَرکِ کلیِ رویکردی که ردیف‌ها را ساخته است: عبارت‌پردازی فیگوراتیوِ غیرِمتریک؛ و، سوم، خودمختاریِ بی‌قید و شرط در ساخته‌های موزون. دورشدن از هریک از این سه مستلزمِ کوشش‌ها و جستارهایی بیرون از روایت رسمی آموزش موسیقی است؛ کوشش‌هایی که یا ذهن دهقانی را به‌خود مشغول نداشته‌اند و یا در این آلبوم نمودِ قابلِ‌رصدی ندارند.

محتوای کلیِ نور بر آتش دو نسخه‌ی کمابیش کامل از نوبتِ (سوئیتِ) ایرانی است در دستگاه‌های ماهور و اصفهان که، با تکیه به گوشه‌های ردیف و گنجاندنِ قطعاتِ موزونِ بین آنها، خود را، با رعایتِ نسبیِ محور تنش‌ـ آرامش، در طول زمان، هریک به‌مدتِ تقریباً 20 دقیقه، می‌گستراند؛ تارنوازیِ نسبتاً قابل‌قبولی که گوشه‌های ردیف میرزاعبدالله را به صدای مضراب‌های درشت مکتب شهنازی آغشته و ساخته‌های موزونش از حال‌وهوایی یکسره متفاوت برخوردار است.

اگر خودمختاری در فُرم و محتوای قطعاتِ موزون طبیعی جلوه کند، وجود یک فرهنگ صوتیِ غنی و متنوع برای اجرا و سُرایش موسیقی آوازی نیز ضروری و لازم است تا، همچون زبانی زنده، کاربرانش را در القاء معنا و منظورِ خاصی که دارند، با تمبر و لَحنِ واقعاً شخصی یاری کند. وقتی حدودِ 1344، نورعلی برومند با آموزشِ روایت‌ها و ردیف‌های دیگری جز "ردیف میرزاعبدالله، به روایتِ خودش" در دانشگاه تهران مخالفت می‌کرد، شاید هرگز نمی‌دانست که با این کار این موسیقی را از دست و دل موسیقی‌دانان به صفحات پایان‌نامه‌ها و کتاب‌ها تبعید می‌کند و نتیجه‌اش می‌شود از یکی از دو سرِ پشت‌بام افتادن: تکرار یا فرار را نواختن.

 

برای خرید و دانلود آلبوم نور بر آتش به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

05 اسفند 1396
Sepidar 1

هرچند فُزون کرد سپیدار درازا

نویسنده: هرمز نامور

سپیدار خوب شروع می‌شود، با جمله‌ای خبری و ملیح، با سونوریته‌ای جاندار و دلنشین (صدای ساز متبسم همیشه ـ‌به‌ویژه در آثاری که به عنوان نوازنده حضور داشته‌ است‌ـ جلبِ‌توجه‌کننده و تزئین‌کننده‌ی صدای ارکستر بوده‌است). سلامت جمله‌های اول، شنونده را امیدوار می‌کند که شاید در پی، با کاری نه مرسومِ امروز، که شنیدنی روبه‌رو خواهد شد. دریغ که این روند به زودی با سپیدار به درازایی حوصله‌سربر و بی‌نکته و تکراری بدل می‌شود. تکرار مداوم و چهارده دقیقه‌ای یک تم ریتمیک که هیچ سلیقه‌ی آراسته‌ای برای تغییر و تبدیلش نیست و جمله‌های وصل‌کننده‌ی بسیار تکراری‌تر: ریتم گریلی‌وار و چهار دولاچنگ ربط‌دهنده که چهارده دقیقه‌ی تمام‌نشدنی را می‌سازند (مقایسه کنید با یک‌ربع از ساز شهناز که حداقل در همین زمان، پیِ جریان سیال تکرارنشونده‌ی ذهنش را می‌گیرد و می‌زاید و جاری می‌کند).

از ایست‌های قابل پیش‌بینی و ضربی‌کردن گوشه‌های ردیف که ایده‌ای کهنه و نخ‌نما و قابل پیش‌بینی است بگیرید تا ورسیون دست‌بسته‌ای از «در قفس»ِ صبا، که ذوقی چنان‌تر از تلاش‌های نوازندگان قبلی برای ارایه‌ی شنیدنی‌تری به دست نمی‌دهد. 

و باز دفترچه‌ی ناشر به قلم‌فرسایی گنگ و رمانتیک و جلوافتاده از شنونده مزین شده است و بار دیگر این پرسش را پیش می‌آورد که چنین متونی همراه کار موسیقی چه اثری بر چه شنونده‌ای می‌گذارد؟ 

متبسم با سپیدار نه جلو رفته نه عقب. نه عمیق‌تر از آنچه بوده، شده است و نه سطحی‌تر. تنها در عرضِ کم‌عمقِ کم‌مساحتی همچنان کاری منتشر کرده است تا یادآور شود که تزریق واکسن یادآوری به خلق ظاهراً کارآمدتر است از کار فراتر از بضاعت زمانه کردن.

برای خرید و دانلود آلبوم سپیدار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.1 ( 9 رای)
05 مهر 1396
بالا