نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

تگ: حسین علیزاده


Angah

پُلی دور از پیچیدگی

نویسنده: فرشاد توکلی

حداقل از اوایل قرن نوزدهم میلادی، تهران و باکو دو مرکز عمده‌ی آن موسیقی‌ای بوده‌اند که ـ کمی بعدتر ـ نظامِ خود را در ساختارهایی با عنوان "دستگاه" مشخص کرد. از آن زمان تاکنون، موسیقی‌دانانِ این دو مرکز ـ به‌عنوان نمایندگانِ دو مکتب از یک موسیقی، مستقیم یا غیرمستقیم ـ همواره با یکدیگر در ارتباط بوده‌اند. بزنگاهِ آنگاه، یعنی جایی که کمانچه‌ی امام‌یار حسن‌اُفِ سرخوش و چیره‌دست را کوبه‌ای‌های گوناگونِ پژهام اخواصِ ماهر همراهی کرده است، یکی از تازه‌ترین‌های این ارتباط و همکاری است؛ آلبومی که پایکوبی و رقص کفه‌ی سنگین‌ترش را تشکیل داده است.

تذکر پیشینه‌ی این ارتباط نباید ما را به این خطا اندازد که آنچه در آنگاه می‌توان یافت سرشتِ یکسانی دارد با آنچه احیاناً بین آقاغلامحسین و کمانچه‌نوازِ قفقازی در یک شب‌نشینیِ قاجاری احتمالاً قابل شنیدن بوده است. برعکس، یادآوری این ارتباط برای برجسته کردنِ نقاط تمایزشان است. تقریباً، همان‌قدر که از شواهد تاریخی می‌توان از تعلقِ روح نوازندگانِ قاجاریِ تهران و قفقاز به یک روح موسیقاییِ هم‌سرشت مطمئن بود که برای هردو عمیقاً بومی محسوب می‌شد، از جذبِ نمونه‌های امروزی‌شان در آنچه موسیقی تلفیقی نام گرفته، و ادعا می‌کند که مدام بین شرق و غرب در حال پل‌زنی است، نیز می‌توان اطمینان داشت. آنگاه موسیقی شیرینِ دل‌انگیزی دارد که کوشیده شده زهرِ بوم‌زادگی و پیچیدگی از آن گرفته شود تا، با جای گرفتن در دلِ "توده"، به هر ذائقه‌ای خوش بیاید. این موسیقی باید همان‌قدر غریبگی داشته باشد که آشنا به‌نظر می‌رسد. جایی که این موسیقی می‌ایستد اَمن‌گاهِ سیخ و کباب است؛ زیرا غذا به‌کل چیز دیگری است. امام‌یار ـ مانند همتایانِ ایرانی و یونانی‌اش، کیهان کلهر و ماتِیوس ساهوریدیس ـ تا جایی بومی می‌ماند که توده به زحمت نیفتد و سالن‌ها را ترک نکند. قواعد حاکم بر موسیقیِ توده قواعد حاکم بر بازار است.

توده همان است که حسین علیزاده، در یادداشتِ ستایش‌آمیزش در داخل آلبوم، از آن با عبارتِ «شنونده از هر طیفی با شنیدنِ آن احساس شادی و شعف [...] می‌کند» یاد کرده است؛ یادداشتی با پایانِ: «دستان‌تان پُرتوان و دل‌هایتان پُرنغمه». آنگاه موسیقی مهاجرانِ درافتاده در فضاهای کلان‌شهری است؛ همان‌قدر بکر و غریبه و رها، که مشابه و همگانی و محتوم.

برای خرید و دانلود آلبوم آنگاه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.8 ( 9 رای)
14 بهمن 1396
Ghamnoumeye Fereidoun

خلق را «شو-آف»‌شان بر باد داد

نویسنده: ارژنگ آقاجری

اگر شاملو در دهه‌ي ۳۰ و سال‌های پس از کودتا، میان جامعه‌ای که روزبه‌روز التهاب درونی‌اش قوت بیشتری ‌می‌گرفت تا به انقلابی مردمی بدل گردد، از تکنیک‌های ترانه‌‌سرایی و زبان محاوره به مثابه‌ي ایراد بیانیه‌های سیاسی شور‌آفرین در بین «خلق» استفاده می‌کرد تا در ادامه‌ی فعالیت‌ها و تفکرات حزبی و مبارزاتی بتواند با زبان مردم برای مردم سخن بگوید، آیا در عصر حاضر و دهه‌ی ۹۰ و در دوران اصلاح و اعتدال، «غمنومه‌ی فریدون» در اساسِ خویش با تعارضی بزرگ روبرو نیست؟

با زیر و رو کردن محموله‌ي شادی‌آفرینِ «غمنونه‌ی فریدون» آن‌چه کف دست شما می‌ماند، گزارش مراسمی است برای ادای دینِ شخصیِ نویسنده/کارگردانِ اثر به بیژن مفید، صمد بهرنگی، صادق هدایت و به طور انحصاری به احمد شاملو؛ و مؤلف نه تنها از بیان این ارادت ابایی ندارد، بلکه در این سلوک تمجیدوار چندان پیش می‌رود که تمامی امکانات بالقوه‌ی یک متن دراماتیک را فدای کلاژهای ناکارآمد و افراط در بازی‌های بینامتنی می‌کند؛ تا آنجا که صدای آیدا شاملو نیز وارد این خط تولید می‌شود. این زیاده‌گویی در به‌کار‌بستن فرم‌ها، موتیف‌ها، نشانه‌ها و استعارات در موسیقی اثر (که کارگردان اثر با برگزاری یک «پرفرمنس»‌ ویژه‌ی تولدِ آهنگساز همان اثر، مسبوق به سابقه است۱) نیز دیده می‌شود.

علیزاده که در زمان حیات شاملو نامش در دو اثر او در این حوزه۲ دیده می‌شود و سال‌ها بعد در مصاحبه‌ای به او و ناآگاهی‌اش از موسیقی ایرانی می‌تازد۳، دوباره در «غمنومه‌ي فریدون» موسیقی‌اش کنار ساخت‌هایی ترانه‌‌وار و شبه‌شاملویی می‌نشیند و بی‌‌که از رستگاری‌های پیشین وی در این مدیوم، نشانی ببینیم، موسیقی اثر را به شکل کلاژی الکن از قطعاتی شیک و خوش‌صدا، برساخته از موقعیت‌های ناگهانی متن،‌ درخواهیم یافت. این روند با صداگذاری‌های گوش‌نواز، گرافیک و بسته‌بندی جذاب، برگزاری مجالس رونمایی و فروش نسخ نفیس به شکل محدود، و درنهایت با ورود چهره‌های سینمایی محبوب، خود را در وضعیتی ناهمگون با آن‌چه ایده‌ی اصلی در پی تقلید آن است، بازتعریف می‌کند و هنگام معناگذاری با مدیوم‌های مختلف مورد استفاده، در توضیح دلالت‌های خود، عقیم می‌ماند.

باید دید آیا سال‌ها بعد «غمنومه‌ی فریدون» نیز مانند «پریا» و یا «قصه‌ی مردی که لب نداشت» به یادها می‌ماند و رسالت و کارکرد اجتماعی‌ای که در فرم و محتوا به دنبال آن است را پیدا می‌کند یا خیر۴. آیا پس از گذشت نیم قرن از زمانه‌ی شاملو، نباید به فرم‌های متناسب با زمان و زبان روز اندیشید؟

آیا بر هم‌نشینیِ تکرار ایده‌ی خطابه‌سازی‌ برای مردم کوچه و بازار و توده و خلق و رعیت، و ردیف‌کردنِ سوپراستارهای سینما و تولید یک کالای تجملاتی؛ جز یک سو‌ء‌تفاهم بزرگ، نام دیگری می‌توان گذاشت؟
________________________________
۱ـ «پرفورمنسی برای تولد استاد نامی ایران»، خبرگزاری فارس
۲ـ «پریا»، «دختران ننه دریا» نشر ماهور
۳ـ گفت‌وگو با نشریه‌ی تجربه، دی‌ماه ۱۳۹۰
۴ـ شاملو در متنی که پشت جلد سی‌دی «پریا و دختران ننه دریا» درج شده‌ است، ابراز می‌دارد که با تردیدی بزرگ مواجه شده و از آن آثار تحت نام سیاه‌مشق‌ها و تجربه‌هایی شعری بر زبان محاوره یاد می‌کند و اعتراف می‌کند که این راه را ادامه نخواهد داد.

برای خرید و دانلود آلبوم غمنومه‌ی فریدون به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.4 ( 7 رای)
31 مرداد 1396
بالا