نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

تگ: حمید خوانساری


oud

گامی به پیش

نویسنده: سعید یعقوبیان

در مقایسه با تجربه‌های معدودِ پیشین در تدوینِ کتاب آموزشی عود در ایران، این کتاب، داده‌های بیشتری در اختیار هنرجو قرار می‌دهد. مقاله‌ی پرمغز و نسبتاً مفصلی از نرگس ذاکرجعفری درباره‌ی پیشینه‌ی عود نیز در ابتدای کتاب گنجانده شده‌است. با اینحال با توجه به فقر منابع استاندارد فارسی در خصوص نوازندگی عود، تبیین و تشریح بیشتری به برخی درس‌ها می‌تواند افزوده‌شود؛ مثلاً در موضوع مهم پوزیسیون‌ها (انواع، جابه‌جایی و انتقال‌شان)

تا نیمه‌های کتاب، اغلبِ درس‌ها قطعاتِ کتابِ اول و دوم تارِ هنرستان هستند (بازنگری‌شده برای عود) و مهمتر از آن در نظریه‌ی موسیقی نیز این متد، رویکرد خالقی را دارد.

تنوع قطعات، قابل توجه است. از نسلِ اول و دوم عودنوازان ایرانیِ معاصر، قطعاتی انتخاب شده‌اند. همچنین به چهره‌ی چندفرهنگیِ عود توجه شده و قطعاتی از موسیقی ارمنی، ترک و عرب انتخاب شده‌اند. این قطعات بخش جداگانه‌ای ندارند و بسته به سطح‌شان لابه‌لای دیگر بخش‌ها پراکنده‌اند. اتودهایی مفید و قطعاتی از خود مؤلف نیز وجود دارند.

از چالش‌های اساسی یک نوآموز عود در مراحل ابتدایی آموزش، روندِ چیرگی‌اش بر بوطیقایِ عمودِ این ساز است (در مقایسه با افقی بودن سازهایی همچون تار و سه‌تار). از این حیث تمرین‌های اختصاصیِ کتاب برای دست باز، کافی به نظر نمی‌رسد اما در درس‌هایی که در ادامه انتخاب و گنجانده شده‌اند این موضوع در دل قطعات، تا حدودی لحاظ شده‌است. نشانه‌ها روی آوانگاریِ قطعات، از نیمه‌ی ‌راه (آنچه که احتمالاً برای سطح متوسط مد نظر بوده) تقریباً حذف شده‌اند که وجودشان کماکان ضروری می‌نماید. شاید این کار وظیفه‌ی معلم دانسته شده اما می‌دانیم که هنوز عودنوازیِ ما به استانداردهای مشخصی نرسیده و با توجه به اینکه استفاده از این کتاب در جای جایِ ایران محتمل است، این کار در یکسان‌سازی فرایند آموزش می‌تواند ثمربخش باشد.

قطع کتاب، کیفیت چاپ، آوانگاری‌ها و صفحه‌بندی، متناسب و کارآمد و منزه است؛ همچنین اجرای کل کتاب در لوح فشرده‌ی همراه، به دستانِ حمید خوانساری.

یک عودنواز، کتاب آموزشیِ عود برای هنرستان موسیقی گردآورده که کار معلمان را در نوشتنِ حواشیِ مختصِ عود در صفحات کتابِ خالقی آسان خواهد کرد و با چکش‌خوردن در چاپ‌های بعد، حتی می‌تواند رجوع به متدهای عرب و ترک را نیز کمتر کند.

21 مهر 1397
Badragheye Maah 00

پای در مرکز و مرز

نویسنده: فرشاد توکلی

یک طرحِ حساب‌شده که هم‌زمانْ بافت، یعنی روابط عمودی صداها، و سیالیت و انسجام ملودیک، یعنی روابط افقی صداها و گسترش و زایش ملودی‌ها، را به‌دقت موردنظر قرار داده است؛ این‌ها، در کنارِ توجه به سایه‌روشنِ ناشی از تضادِ رنگِ صوتی عود و نی، می‌شود خلاصه‌ای از آنچه «بدرقه‌ی ماه» نام گرفته است. حاصلِ این ترکیبِ هوشمندانه پرگاروارْ پای‌داشتن در مرکز و مرز است؛ نوعی فاصله‌گیری سنجیده و جداً شنیدنی از روال‌های قبلاً موجودِ هم‌نوازی و تکنوازی، که توانسته توازن لذت‌بخشی از طراحی و بداهه را به‌نمایش بگذارد.

در «بدرقه‌ی ماه» ایده‌های گذرا و بارقه‌سای ردیف موسیقی ایرانی، با بسط و گسترش و تأکید، به چشم‌اندازهایی ماندگار و درخشان تبدیل شده‌اند؛ نمونه‌اش، استفاده از تقارن‌های ریتمیکِ فیگورهای بسته‌نگار و کرشمه و زنگوله در "تنیده"، یا بهره‌گیری از فیگور ابتداییِ گوشه‌ی سَمَلی در "دشتِ مِه‌زده". ملودی‌ها در عینِ زیبایی بیان‌گرِ محتوای موسیقایی‌اند و نه ایجاد شگفت‌زدگیِ صرف، آن‌چنان که امروز در سیرک‌زدگی‌های موسیقایی می‌توان شاهد بود.

این‌ها، بی‌شک، میسر نبود، اگر مهارت برجسته‌ی نوازندگان را همراه نمی‌داشت. کنترل نفَس و رنگ‌آمیزی صوتیِ منحصربه‌فردِ نیِ سیامک جهانگیری، که به‌نحوی چشم‌گیر لِگاتوها و استکاتوها را در بیان‌گریِ ایهامی خود به‌هم پیوند می‌زند، همنشینِ چیره‌دستیِ حمید خوانساری شده است، که نوازندگیِ خوش‌صدایش، بی‌آن‌که در ورطه‌ی تقلید درافتاده باشد، سایه‌ای از منیر بشیر دارد. گذشته از قابلیت‌های شخصی، درک عمیق هر دو نفر از آنچه قرار بوده تحقق یابد حائز توجه و تحسین است؛ چیزی که بدون آن، تمام حیثیتی که در این سطور برای اثر یاد شده است مفقود می‌گردید. این درک و هم‌جوشیِ صبورانه‌ی پیش از آن است که ضبطِ هم‌زمانِ آلبوم، یعنی امتیاز برجسته‌ی دیگری که تقریباً تمام آلبوم‌ها از آن بی‌نصیب‌اند، را ممکن ساخته است.

«بدرقه‌ی ماه»نمونه‌ی خوبی است از جوشش خردمندانه‌ی موسیقی ایرانی بدون توسل به مایه‌گردانی‌های فضل‌فروشانه یا خویش‌محدودیابیِ جَوزده، که ای‌کاش همان‌قدر که به آرایش ملودیکِ اثر فکر کرده است، برای سازهای کوبه‌ای و نقش و نمایش‌شان نیز اندیشیده بود. بلاتکلیف‌ترین بخشِ آلبوم، شخصیت سازهای کوبه‌ای است، که خود را در این که کجا و چرا باشند یا نباشند نشان می‌دهد، و نه مطلقاً نوازندگی بهزاد میرزایی، که البته طراح این بخش از کار نیز بوده است.

برای خرید و دانلود آلبوم بدرقه‌ی ماه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

02 بهمن 1396
Badragheye Maah 1

شَبِ دشت

نویسنده: کامیار صلواتی

بدرقه‌ی راوی تضادی دلچسب است: ظرفی به نام عود؛ گرفته و بم و آرام، بستری می‌سازد و تقریباً همواره حاضر است. مضراب‌های عود، جملاتش و رنگ تاریکش بر همه‌ی لحظه‌ها می‌ریزند تا چیزی دیگر گاه به گاه بر آن سر بر پا کند: نِی. برخلاف عود، نِی رنگی درخشان‌تر دارد؛ شفاف، تک‌گو‌تر، و جداتر از زمینه‌ی ابروار عود. رابطه‌ی میان این دو شخصیت ایده‌مند گویی امتداد همان تصاویری است که بر دفترچه هم نقش بسته‌اند: ماهی درخشان (نِی) از میان ستاره‌هایی در دل شب (عود) با شدت نور می‌پراکند و از دریچه‌ی پنجره‌ای تاریک نوری روشن (نِی) از میان تاریکی (عود) به درون اتاقی تنگ می‌تابد.

تضاد دلچسب عود و نی و نوع گفت‌و‌گوی آن‌ها هربار شکلی دارد. در «بدرقه‌ی ماه»، گویی هر دو هم‌دلند و چون کاروانی عزادار به بدرقه‌ی روشنایی می‌روند. در ضیافت صبح عود بساط سوری برپا می‌کند تا نی پای‌کوبان بدان بپیوندد. در «دشت مه‌زده» اگرچه مستقیماً با یک‌دیگر پیوندی ندارند، آرام‌آرام به موازات هم بسط می‌یابند، می‌شکفند و این یگانه نقطه‌ی اشتراکشان می‌شود. در «تنیده» روابط افقی کرشمه را به رابطه‌ای عمودی بدل می‌کنند، فیگورها میانشان به ترتیب جابه‌جا می‌شود، جمله‌های بعدی را پیشاپیش پیش‌بینی می‌کنند و در تار و پود یکدیگر می‌پیچند.

از این منظراگرچه گفت‌و‌گوی نی و عود در تاریخ معاصر موسیقی ما تازه نیست، گفت‌و‌گویی که در بدرقه‌ی ماه می‌شنویم پر است از لحظه‌هایی بکر و حال‌و‌هوایی بدیع و دل‌پذیر بی‌آنکه لزوماً پای پیچیدگی موسیقایی ملموسی در میان باشد. در این آلبوم، نام‌گذاری قطعات و طرح‌های گرافیکی کار خود به نوعی انگار ذهنیت و تصاویر ذهنی شنونده را جهت می‌دهند: تمام نام‌ها و تصاویر به ماه وشب و دشت و طبیعت دلالت دارند. بعد نشانه‌شناختی نِی نیز در این میان به‌کمک تقویت این برداشت آمده: سازی تک‌گو که با تصویر دشت و چوپان و تنهایی و بکارت طبیعت گره خورده است و اینک در دشتی مه‌زده، رو به سوی ماه کرده و نغمه سر می‌دهد. 

برای خرید و دانلود آلبوم بدرقه‌ی ماه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.3 ( 6 رای)
27 آذر 1396
بالا