نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

تگ: سعید یعقوبیان


Segaah Vaar 1

کاریموزیکاتور

نویسنده: سعید یعقوبیان

آن تارنوازی که هنوز مکرراً به «کاملاً بداهه بودن»ِ سه‌گاهی که نواخته تأکید می‌کند روشن است در تمام سال‌هایی که سازبه‌دست بوده، نه تنها به کارش فکر نکرده بلکه از نوشته‌های فارسیِ دست‌کم یک دهه‌ی گذشته و از گفتمان انتقادی شکل‌گرفته در باب پیوستار بداهه و آهنگسازی نیز بی‌خبر است. کجای نغمه و کرشمه زدن، و مخالف از پسِ زابل زدن، می‌تواند «کاملاً بداهه» باشد؟ آن هم با یک تارِ ناکوک و سنتوری که هر از چندگاه با کشیدنِ مضراب روی سیم‌ها هنرنمایی می‌کند. آیا توقع زیاده‌ای است، از کسی با چند دهه تجربه‌ی دست‌به‌ساز بودن، که چند دقیقه در پرده‌هایی مشخص، کاری بیش از سرهم کردن الگوهای هزاربار شنیده‌اش بکند؟

این تار و سنتور حتی در لحظاتی که می‌خواهند باهم بنوازند و یکی جواب دیگری را بدهد، در ساده‌ترین شکلِ انجامِ این کار نیز درمی‌مانند. به غیر از بخش‌های غیرضربی، پیش‌درآمد و چهارمضرابی هم که ساخته و نواخته شده‌اند به درس‌های ابتداییِ کتاب‌های آموزشی می‌مانند که شاید بتوانند برای آشنا کردنِ یک هنرجوی تازه‌کار با پیش‌درآمد و چهارمضراب و پرده‌های سه‌گاه مفید باشند. اما اینجا مایه‌ی شگفتی است که این نوازندگان چطور از خود نپرسیده‌اند: چرا باید شنونده، تکرار ثابت و صدباره‌ی یک موتیف ساده در تمام طولِ یک قطعه را تحمل کند و پای شنیدن‌اش بنشیند؟ به راستی پنداشتِ یک سازبه‌دست از هنر نوازندگی تا چه اندازه می‌تواند نازل باشد؟

بنا به متنِ پر اشتباه و محتاجِ ویرایشِ دفترچه، این آلبوم و آلبوم قبلیِ همین دو نوازنده (آلبومِ «افشار») در راستای دونوازی‌هایی همچون آثار پایور و ظریف و برای پر کردن جای خالیِ چنان آثاری! با هدفِ کمک به احیای دستگاه سه‌گاه و آواز افشاری منتشر شده است. آری؛ این نکته صحیح است که فاتحانِ سودازده‌ی بازارهای جهانی دیگر نان فانتزی‌شان را به قاتقِ سه‌گاه و افشاری نمی‌زنند اما سه‌گاه و افشاری، آنجا که باید باشند کمابیش هستند و خواهند بود. اگر قرار است سه‌گاه تا این اندازه ملال‌آور و خموده باشد و بی‌کمترین هنرورزی و آفرینندگی، بیست‌وشش دقیقه! (و خوشبختانه نه بیشتر) کرختی و دلزدگی بار بیاورد، همان بهتر که در صندوقچه‌ی تاریخ بماند و خاطره‌مان از سه‌گاه‌های یاحقی، بنان، پایور و دیگران آلوده‌ی این رخوت‌ها نشود.

برای خرید و دانلود آلبوم سه‌گاه‌وار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
26 تیر 1398
Pezhvak Khamooshi 1

بیست؛ ولی نه تمام

نویسنده: سعید یعقوبیان

همواره سلطه‌‌ی انباشت‌های فرهنگی در ذهن و عمل ما بیش از آنی است که خود تصور می‌کنیم. موسیقی، حواس و اعصاب ما را در دوره‌ای از حیات‌مان متأثر می‌کند که ذهنمان از هر ایده‌ای در توضیح این تأثیر و تأثر خالی است. مادام که چنین سلطه‌هایی را نشناسیم و نخواهیم زمامِ انباشت‌ها را خود به دست بگیریم (و نه بالعکس) چگونه می‌توانیم احوالات‌مان را شخصی و منحصر به خودمان بدانیم؟ شاید بهتر آن باشد که حالِ هر آشنا به دشتی و همایون را از دشتی و همایون، بیشتر، احوالات فرهنگی بدانیم و بنامیم. ما زبانِ یک نظام موسیقایی مشخص را می‌آموزیم و با همان زبان حرف می‌زنیم و فکر می‌کنیم. چنین نظرگاهی ناقضِ شخصی بودن نیست بلکه نگاه و تعریفی عریان‌تر از آن است؛ همین‌که بدانیم حالاتمان چگونه شخصی‌بودنی دارند.

نواخته‌های به راستی سلیسِ پویان عطایی در این آلبوم که احتمالاً ناشرِ همیشه بی‌سلیقه‌ و قناعت‌پیشه‌ی اثر آن را احوالات شخصی۱ دانسته –نوشته‌ی دفترچه فاقد امضاست- گذشته از آنکه از نظر سامانِ فواصل و چهارچوب مدال به تمامی در دامنه‌ی فرهنگِ موسیقاییِ روزگارِ انتشارش قرار می‌گیرند، در چینش و انتخابِ گونه‌ها نیز متأثر از آموزه‌های نوازنده‌اش بوده‌اند؛ وگرنه (برای نمونه) چگونه می‌توان چنان دشتیِ منزوی و اندوه‌باری را به یکباره با پایکوبی و رنگ به انجام رساند؟ مگر نه این است که چنین ایده‌ای می‌توانست برای مجالس موسیقی صد سال پیش و اقتضائاتشان موجه باشد و امروز تکرارِ آن را صرفاً می‌توان ارائه‌ی موسیقی در قالبِ اجراییِ یک دوره‌ای از گذشته‌ دانست. در «گوناگونیِ جمله‌بندی» یا ریتم و سرعت نیز بر خلاف آنچه اظهار شده، چیز جدیدی از «توانایی‌های سنتور» نمایانده نشده است.

عطایی در این مجموعه به ما نشان می‌دهد که خود را اسیر انباشت‌هایش نمی‌داند تا تلاش کند از آنها دور شود. او به آسودگی در میانه‌ی آموخته‌هایش نشسته و با احوالات فرهنگی خود خرسند است. او به شاگرداول‌ها می‌ماند. نمی‌توان منکر هوش‌شان شد. اما درس‌های امروزِ مدرسه‌ها، یافته‌های آنهایی‌ است که زمانی برایشان شکستنِ عادت‌ها مهمتر از نمره‌ی کامل بوده است. همچنین هیچکس تا همیشه نمره‌بگیر نمی‌ماند. عطاییِ بیست سال بعد با اقامت‌اش در فرهنگی که از آن برآمده جز این خواهد نواخت؟

 


۱- این عبارت، عنوان یک مجموعه آلبوم از نشر «خانه هنر خرد» است که آلبوم‌های این مجموعه مشابهت‌هایی کلی با آلبوم حاضر نیز دارند. رفتار حرفه‌ای می‌طلبید که در متن آلبوم و به کاربردنِ این اصطلاح، دقت و امانت‌داریِ بیشتری صرف می‌شد.

برای خرید و دانلود آلبوم پژواک خاموشی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
24 تیر 1398
zarbi2

باشگاه پرورش ذوق

نویسنده: سعید یعقوبیان

در تعریف «زیبایی» کتاب‌ها نوشته شده و نظریه‌های گوناگونی طرح شده‌ است. اما قائل به هر رویکردی که باشیم، عاملِ «ذوق» سنجه‌ی گزینش و ارزیابیِ زیبایی در هر نظرگاهِ مشخص است. شکل‌گیریِ این معیار را گاه متأثر از طبیعت (به معنای موسع‌اش) می‌دانند، گاه آن را محصول تجربه‌ی زیستِ اجتماعیِ زیبایی‌شناسانه برمی‌شمارند و برخی نیز ذاتی و فطری‌اش می‌دانند. ذوق محصولِ تمامِ اینهاست و هر منشایی که داشته باشد، تواناییِ ذهن است در غربال امر زیبا. ذوق، زیبایی را می‌پذیرد و خود، زیباییِ دیگری می‌آفریند.

سنجه‌ی «ذوق» در روند آموزش‌های فکر شده و در ساحتِ تمرکز و دقت تربیت‌پذیر است و تکامل‌یابنده و مآلاً در آمیزش‌اش با هر انگیزه‌ای غیر از پروراندنِ خود (مثلاً به امواج بازار سرسپردن) تحلیل‌رونده است و به کمترین‌ها قانع‌شونده. ذوق در هر سطحی که باشد قابل پرورش است تا با هرچه بر سر راهش قرار می‌گیرد راضی نشود. فرایندِ این پرورش، خود موضوعی سهل و ممتنع است که به مؤلفه‌های مختلفی از جمله حضور و درنگ در محیط‌هایِ حاصلخیزِ هنری بستگی دارد. تعمق در ضربی‌خوانی‌های حسین تهرانی در آلبوم حاضر می‌تواند تجربه‌ی قرار گرفتن در چنان محیط‌هایی را برای آنانی که در هر کجایِ مسیرِ بی‌پایانِ آموختنِ موسیقیِ ایرانی‌اند فراهم کند.

اغلب قطعات این آلبوم را اهل‌اش این سو و آن سو جَسته گریخته شنیده‌ بودند. حال یازده نمونه از ضربی‌خوانی‌های حسین تهرانی یکجا گردآمده که از این حیث مجموعه‌ای ارزشمند بدست آمده‌‌ است. کافی است نمونه‌ اجراهای دیگری را از برخی تصانیفی که اینجا می‌شنویم در ذهن مرور کنیم (برای نمونه «بار فراق دوستان...» در بیات ترک). خواهیم دید که تهرانی چگونه با تغییراتی بسیار ظریف در لحن‌ها و نغمه‌ها، روح دیگری بر کلمات دمیده و اثر را لطف دیگری بخشیده است. در تغییر پی‌درپی و خلاقانه‌ی ریتم‌های متنوع، انتخاب وزن‌هایِ موسیقاییِ مختلف بر روی وزن‌های عروضیِ واحد، به کار بستنِ آرایه‌های نغز و ظریف در ملودی‌ها و در جزء جزءِ این نواختن‌ و خواندن‌ها غربالگریِ یک ذوقِ کم‌نظیر را می‌شنویم.

ضربی‌خوانی‌های حسین تهرانی را فارغ از جنبه‌های اسنادی و تاریخی‌اش و علاوه بر اینکه اثری بسیار شنیدنی ا‌ست می‌توان به عنوان خوراک‌هایی مفید و مطمئن در جهت پرورش ذوق موسیقی ایرانی تجویز کرد.

برای خرید و دانلود آلبوم ضربی‌خوانی‌های حسین تهرانی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
12 تیر 1398
No Hengam 1

گشت و گذار در کوچه‌باغ‌ها

نویسنده: سعید یعقوبیان

عناصرِ موسیقیِ جَز گونه‌ی نوهنگام، بی‌جلوه‌گریِ ویژه‌ای (مثلاً با ویرتوئوزیته و تکنیک یا نوسان‌های برجسته در شدت‌وری) کنار هم مسیری آرام و رام را طی می‌کنند. هر مسیر، ابتدا با پرسه زدنِ سازها (سه ساز غربی و یک سه‌تار/تنبور) در یک اشل صوتی مشخص شروع می‌شود و پس از تثبیت یک اتمسفر مدال، آنچه گروه را همگام می‌کند موزون شدنِ موسیقی‌ست که آن نیز همچون عناصر دیگر موسیقی، قرار نیست به دنبال پیچیدگی باشد. حرکت مدال در هر قطعه ثابت نمی‌ماند و مدگردی‌هایی (از پیش تعیین شده) را در طی مسیر از سر می‌گذراند. گاه زمزمه‌ای تک بیتی نیز با موسیقی همراه می‌شود. این گزارشی از موسیقی نوهنگام است.

اما در کنارِ کلان-ساختارِ فرمیِ اجراهای نوهنگام، آنچه که می‌توان ویژگیِ محتواییِ آن دانست، زیربنایِ موسیقی دستگاهیِ آن است. اینکه پیانو و گیتار الکتریک تلاش می‌کنند تا خود را آشنای سه‌تار نشان دهند (مانند آنجا که در بیات ترک، گیتار سعی در تعدیل فواصل دارد) نشان از هدفِ گروه در ایرانی بودنِ موسیقی و شناخت نوازندگان‌‌اش از زبانِ ساز ایرانی دارد؛ چه اغلب، مدگردی‌ها را پیانو و گیتار شروع می‌کنند. در روند اجرا این سه‌تار نیست که باید خود را با دیگران هماهنگ کند بلکه سازهای دیگر هستند که می‌کوشند از چهارچوب دور نشوند. آواز نیز هر جا که وارد می‌شود، در افزودنِ وزنِ فواصل ایرانی به یاریِ گروه می‌آید. با این اوصاف گویی در مسیر حرکت موسیقی در هر قطعه، از گاهِ پرسه زدن تا نقطه‌ی پایانِ‌ِ آن، ساز ایرانی محوری‌تر به نظر می‌رسد. حتا در جنس و رنگ صوتی نیز با توجه به برخوردی که با سازهای الکتریک شده (فضاسازی‌های عموماً حجیم و بم)، ساز ایرانی متمایزتر و نافذتر است. از این حیث تک قطعه‌ای که تنبور این نقش را به عهده گرفته موفق‌تر از آب درآمده ‌است. هارمونیِ فواصل در آن منطقی‌تر و فضاهای صوتی بدیع‌ترند که علاوه بر نقش نوازنده، فواصل موسیقیِ تنبور نیز در این امر بی‌تأثیر نبوده است. در دیگر سو جملات سه‌تار در مُدها سرگردان است و به ندرت یک جمله‌ی شسته رفته از آن شنیده می‌شود. روی چنین موسیقی‌ای سه‌تار باید به خودِ کلاسیک‌اش نزدیک باشد یا اقتضای این نگرش همین سرگردانی و پرسه‌زنی‌ست؟

برای خرید و دانلود آلبوم نوهنگام به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
04 تیر 1398
afra2

گیاهی در حلبی‌آباد

نویسنده: سعید یعقوبیان

«افرا» را اگر با فرهنگ غالبِ نوازندگیِ زمانه‌ی انتشارش بسنجیم باید با شنیدن همان چند مضراب اول در سه‌گاه، در آن کوکِ پایینِ این سازِ فروتن، روی چشم بگذاریم. در این روزگارِ فقیر و حقیرِ گیر کرده روی فواصلِ کوچک، یافتنِ نوازنده‌ای که ادبیات تحریر و آرایه بر سرانگشتانِ چالاک‌اش جاری باشد دشوار است. نیز اطلاقِ فکرشده‌ی عبارتِ «برخاسته از ذهنیتِ اجراکننده» به جای برچسبِ مصطلح و نابخردانه‌ی «آهنگساز» که به هر نواسازی‌ای  نسبت‌اش می‌دهند، جای تحسین دارد. با در نظر گرفتنِ پیشینه‌ی «فیاضی» نیز از پیش می‌دانیم که با چه گونه از نواختنی رو در روییم. اما او این بار سه‌تار به دست گرفته و همانطور که خود نوشته آرزوی ضبط یک آلبوم تکنوازی با سه‌تار را محقق کرده ‌‌است.

از این مرحله که بگذریم می‌توانیم دور از هیاهوی کسبِ رکوردِ سرانه‌ی نوازنده در خاورمیانه، در خلوتِ خودمان بنشینیم و این افرا را با خودش و تنه‌ی تناورِ تاریخ‌ صدساله‌اش بسنجیم. «افرا» هم از زاویه‌دیدِ خُرد و هم در افقِ کلان‌ساختاری، مناسبتِ مشابه و یکسانی با ردیف دارد. در ساختارِ خُرد الگوهای پرشماری از ردیف در «افرا» نواخته شده اما تحریرها و جمله‌بندی‌هایی خارج از ردیف نیز در دستان نوازنده‌اش وجود دارند. ساختار کلان نیز اگرچه وابستگیِ جزمی به ردیف ندارد اما این چینشِ مدال‌ِ سرراست‌ چندان غریب و کوچه پس کوچه‌ای نیست: پیش از این نیز زابلِ سه‌گاه را بدل به شور کردن، در محله‌های شور قدم زدن و آمیختن‌ اینها به مخالف به کار گرفته شده است.

شاید آنچه که می‌توانست حتی همین محتوا را نیز اثرگذار و ماندگار کند و از سطحِ ثبتِ یک اثرِ سه‌تارنوازی در کارنامه‌ی یک نوازنده فراتر برد، صداگیریِ شاخص و جاندار از ساز ‌بود. ناخنِ فیاضی در نوانس، در ایجاد کنتراست معنادهنده‌ی مضراب‌ها (به ویژه با فقدان تمایز ملموسِ مضراب‌های چپِ قوی) و در خلقِ سایه‌روشن‌های دینامیک روی سیم‌های مختلف کم‌توان است. این ضعف در صداگیری از ساز در بخش‌هایی -به ویژه روی سیم زرد- باعث شده جملات موسیقی درهم و نامفهوم شنیده شوند (برای نمونه بشنوید دوضربی مخالف را) از همین‌روست که در پایان اجرا از خود می‌پرسیم این تکرارِ «زنگ شتر» چه مشخصه‌ی ویژه‌ای نسبت به تمام اجراهای پیش از این داشت؟

سعید یعقوبیان تمبک افرا گهرناز مسائلی بهاره فیاضی 

برای خرید و دانلود آلبوم افرا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.8 ( 6 رای)
19 خرداد 1398
Baghe Bi Baran 1

کشکولِ پیشکشی

نویسنده: سعید یعقوبیان

ای کاش می‌شد «باغ بی ‌باران» را بدونِ نوشته‌ی احساساتیِ آهنگساز در دفترچه‌ و بدون طراحی جلدِ سبُک و بی‌ربط آن شنید. اما اینها نیز بخشی از این بسته‌ی فرهنگی‌اند. وقتی آهنگساز اظهار می‌کند که در لحظه به لحظه‌ی خلقِ اثرش صادقانه پلاسکو، سانچی و شرف و آبروی ساکنان سرزمین‌اش، که هر لحظه‌ی تاریخ‌اش پاک است! را در ذهن داشته آیا بیراه خواهد بود اگر در موسیقیِ سراسر باکلام‌اش دنبال رد پای این عواطف باشیم؟

یک آهنگساز زمانی‌که در معرفی موسیقی‌اش از هر چه غیر موسیقی سخن می‌گوید می‌تواند نشانگر آن باشد که او تمایل دارد جز موسیقی‌اش، خودش نیز حرف بزند و از دیگر دغدغه‌های غیرموسیقایی‌اش هم سخن بگوید. شاید همین روحیه‌ است که باعث شده تا موسیقی در «باغ بی ‌باران» به این اندازه پر از کلام باشد: اشعاری اغلب تغزلی و البته با تم‌هایی بی ‌ارتباط به هم. جایی از زلف و چشمِ یار سخن می‌رود و جایی دیگر از اعتراض سوسیالیستیِ باباطاهر به چرخ گردون و موضوعاتی دیگر...

روشن است که در چنین اثری نقش کسی‌ که کلام، در بیانی موسیقایی، بر زبان‌اش جاری می‌شود برجسته خواهد بود؛ اینجاست که لحن تصنعی خواننده (به ویژه در مناطق صوتی پایین‌تر) و بسنده کردن به توانایی‌هایی چون گستره‌ی صوتی، چَه‌چَه زدن، فالش نخواندن و گوشه‌های ردیفی را پشت هم ردیف کردن، پای اثر را بیشتر پایین می‌کشد.

باری؛ اگر بی تمامِ اینها خود را متقاعد کنیم که صرفاً روی موسیقیِ سازیِ اثر متمرکز شویم و بس، علاوه بر کیفیت و تعادل صوتی در ضبط و نهایی‌سازی، نقاط روشنی هم نمایان خواهند شد. در این صورت است که می‌توان مسیری که آهنگساز تا رسیدن به این نقطه آمده را نیز دید و امیدوارانه شنید که آهنگسازیِ اثر در بخش‌های سازی و در پسِ آواز، در جاهایی توانسته است که از مرز جفت و جور کردنِ مواد و مصالح عبور کند و به ساحت خلق پا بگذارد و گاه ملودی‌هایی که در تصانیف روی شعرها گذاشته شده ترکیب خوش‌آیندی را به بار آورده‌اند.

اهمیت دادنِ صِرف به خودِ ماده‌ی موسیقایی و تاریخ‌اش، و عبور خردمدارانه از هرگونه شعار و این سانتی‌مانتالیسم همه‌گیر، باغِ موسیقیِ چنین آثاری را پرباران می‌تواند کرد.

باغ بی باران وحید تاج سعید یعقوبیان هومن مهدویان

برای خرید و دانلود آلبوم باغ بی باران به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.3 ( 6 رای)
07 خرداد 1398
book template

آرایشِ بی‌آرایه

نویسنده: سعید یعقوبیان

آنچه در موسیقیِ اغلب فیلم‌های گروه «هنر و تجربه» می‌توان شناسایی کرد این است که به نظر می‌رسد چنین باوری شکل گرفته‌ که فیلم‌های غیربازاری، کم‌کنش و درون‌گرایانه باید موسیقی‌ای کم‌کنش و دور از تلاطم داشته باشند. موسیقیِ «آندرانیک» گویی از چنین باوری حاصل شده‌است. درحالیکه لزوماً اینگونه نیست. به اقتضای هر فیلم این موضوع جنبه‌های متفاوتی می‌یابد و موسیقی گاه می‌تواند به جای تصویر، یک آشوب درونی را بازنمایاند. علاوه بر این، موسیقیِ «آندرانیک» هیچ ایده‌ی خلاقه‌ای ندارد تا دست فیلم را بگیرد. تصور کنید در فیلم «کتاب سبز» (فارِلی، 2018) که محور داستان‌اش یک نوازنده‌ی پیانوست، موسیقیِ فیلم سراسر پیانو می‌بود. احتمالاً این ایده، نخستین و ساده‌ترین ایده‌ای‌ست که در چنین فیلم/فیلم‌هایی به ذهن می‌رسد. تا اینجا و بدون در نظر گرفتنِ سایر عناصر محتواییِ فیلم، این انتخاب بیراه به نظر نمی‌رسد. در «آندرانیک» نیز -نه محوریتِ کلِ فیلم بلکه- یکی از چهار بازیگر فیلم، معلم ویولنسل است و موسیقی نیز مبتنی شده‌است بر حضور این ساز. اما چه ایده‌های دیگری می‌توانست به کار آید؟

داستانِ «آندرانیک» تماماً در خانه‌ی یک کشیش می‌گذرد که با دخترش (همان معلم موسیقی) و یک خدمتکار در آن زندگی می‌کنند. فیلم، یک تئاترگونه‌ی آرام است و نه تنها از نظر صوت بلکه از حیث طراحی صحنه نیز خلوت است. حال که تصمیم گرفته شده تا فیلم موسیقی‌ای داشته باشد، طبیعتاً در چنین سکوتی–دست‌کم در ابتدای فیلم- موسیقی در بیشترین حد ممکن به چشم می‌آید (بخوانیم به گوش). آنچه بر روی نخستین صحنه‌ها نواخته شده بدیهه‌گونه‌ای بی‌شکل است که نماینده‌ای از هیچ عنصر فیلم ندارد جز همان یک لحظه دست به ساز بودنِ دختر در سکانسِ آغازین. درحالیکه محیطِ مسیحیِ فیلم، حداقل دستمایه‌ای می‌توانست باشد که می‌شد به کار گرفته شود و موسیقی، شکوهی به فیلم ببخشد؛ مثلاً با یک چندصداییِ آوازی در مدهای کلیسایی و انتخاب‌هایی از این دست. یا حضورِ آندرانیک (که در فیلم دیده نمی‌شود) می‌توانست با به کار بستنِ ایده‌فیکس1 رنگی به خود بگیرد.

به عمل درآمدنِ چنین ایده‌هایی، علاوه بر منابع مالی به تأمل و درنگ نیاز دارد. متمایز بودنِ موسیقی در چنین فیلمی می‌توانست اهرمی باشد برای هرچه بیشتر متمایز شدنِ فیلم و رد انداختن‌اش در ذهنِ بیننده.


1- یک ایده‌ی موسیقاییِ مشخص و ثابت (از قبیل یک تم یا حضور یک ساز) که همواره با عنصری از داستان فیلم همراه می‌شود.

02 خرداد 1398
بالا