نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

تگ: سعید یعقوبیان


47693864 781422905583716 8013726405163552805 n

طلایِ زرد

نویسنده: سعید یعقوبیان

آگوست کُنت (1857-1798) که نخستین بار واژه‌ی «جامعه‌شناسی» را به کار گرفت، موسیقی را اجتماعی‌ترین هنرها می‌دانست. علم نوظهور، به سمتِ تبیینِ هرگونه انگاشتِ اجتماعی ِپدیده‌های انسانی حرکت کرد تا وجوهِ ناپایدارِ آنچه را که پایدار به نظر می‌رسید درک کند. از سوی دیگر، جهانِ آکادمیک رشته‌‌های متمایزی تعریف می‌کرد و جامعه‌شناسیِ موسیقی –اندیشیدن به هرگونه رابطه‌ی موسیقی و اجتماع- زاده‌ی این گسترش و تفکیکِ توأمان بود که نخستین ایده‌هایش بخشی از ساختمان فکری جامعه‌شناسی بودند و نسبت‌هایی نیز با رشته‌ی عام‌تر -جامعه‌شناسی هنر- می‌یافت.

این شاخه تا نیمه‌های قرن بیستم، رشد بطئی و پراکنده‌ای داشت و کتاب آلفونس سیلبرمن (2000-1909) موسیقی‌شناس و جامعه‌شناس آلمانی، از نخستین تلاش‌ها در جهت مدون و مجموع کردن رهیافت‌ها بود. اگرچه این رشته امروزه آنقدر پیش رفته که خود، جامعه‌شناسیِ مستقلی می‌طلبد (جامعه‌شناسیِ «جامعه‌شناسیِ موسیقی») اما در فهمِ راهی که پیموده شده، کتاب سیلبرمن –در مقامِ یک تألیفِ مهم در میانه‌ی راه- از نقاط عطف است و ترجمه‌ی نقاط عطفِ دیگر می‌تواند منابع مفیدی برای خواننده‌ی فارسی‌زبان فراهم آورد.

ترجمه‌ی انگلیسی کتاب، در سال 1963 چاپ شد و کتابِ منتشر شده در ایران، ترجمه از زبان انگلیسی‌ست. ناشرِ پر کارِ کتاب حاضر، در نیمه‌ی نخست سال جاری، نزدیک به هشتاد عنوان کتاب، عموماً در حوزه‌ی علوم اجتماعی، منتشر کرده‌‌است اما دست‌کم در خصوص این کتاب باید گفت با این انتشار اتفاقی در این شاخه از جامعه‌شناسی در ایران نیافتاده و بهره‌ی چندانی از خواندن این ترجمه متصور نیست.

این تعبیر درباره‌ی هر ترجمه‌ای رایج است که متن نهایی نه تنها نباید بوی ترجمه بدهد بلکه قصد غایی، به دست دادن فهم روشنی از متن مبدأ به زبان مقصد است. شگفتا که حتی پیشگفتارِ دوصفحه‌ایِ مترجم نیز (که چهار سال پیش از انتشار نوشته شده!) خود نشان از ترجمه دارد. زبانِ سست و گنگِ کتاب و متنِ ویراستاری نشده و پر اشتباه آن، راهِ هرچه خوشبینانه به سمت این کتاب رفتن را می‌بندد. هدف، گویی بیش از آنکه فهم پیشینیِ مترجم و انتقالِ پسینیِ مفاهیم به خواننده باشد چاپ کتابی با عنوان جامعه‌شناسی موسیقی و کامل کردن مجموعه بوده‌‌است. جملات کتاب همانقدر مفهوم‌اند که چنین کتابی را با بیتِ «خشک سیمی، خشک چوبی...» آغاز کردن.

ترجمه‌ای که در دست داریم این گزاره را به ذهن می‌رساند: مخاطبی که مفاهیم چندبُعدیِ جامعه‌شناسی موسیقی را دریابد به احتمال قوی کسی‌ست که در حد خواندِن متنِ روانِ کتابِ اصلی، انگلیسی می‌داند. ترجمه‌ای اینچنین، کدام مانع را می‌تواند از سر راه بردارد؟

سعید یعقوبیان اندیشه احسان کتاب جامعه شناسی موسیقی روح الله قاسمی آلفونس سیلبرمن

18 اسفند 1397
lovely trash

...خون؛ درونِ رگِ گیاه

نویسنده: سعید یعقوبیان

جدیتِ آغاز فیلم از جایی که گوینده‌ی شبکه‌ی ماهواره‌ای، خبری درباره‌ی «منیرخانوم» می‌گوید به یکباره رنگ عوض می‌کند و بیننده وارد خیالات او می‌شود. این اولین نمود موسیقی در فیلم است: یک هفت‌ضربیِ سرخوشانه‌، با پایه‌ای روی سه‌تار به‌صورتِ خفه (Mute) که به یاریِ تغییر فضایِ فیلم می‌آید. روی همین ملودی، طنز فیلم پررنگ‌تر می‌شود. منیر چندین بار با تغییر کانال‌های ماهواره، گیتارنوازی را می‌بیند که ترانه‌ای با کلیدواژه‌ی نام او می‌خواند. این ملودی چند بار دیگر در لحظاتی که بار کمدی فیلم بیشتر است حضور می‌یابد: صحنه‌ای که منیر دنبال بغلیِ شوهر می‌گردد یا آنجا که همه به توصیه‌ی شوهر، ظاهرِ خود را درست می‌کنند تا برای ورود مأمورین آماده باشند.

اساسِ ایده‌های موسیقی فیلم پیش‌تر در فیلمنامه نوشته شده‌اند. رامین پسر کوچک خانواده، دهه‌ی شصت برای تحصیل به خارج از کشور رفته‌است. او وقتی در ایران بوده گیتار می‌نواخته اما در غربت سه‌تار دست گرفته‌است. سه‌تار -که رامین در صحنه‌هایی در قاب عکس نیز می‌نوازد- دستمایه‌ای شده‌است تا در پیچ‌های مختلف فیلمنامه، حضوری متأثر از داستان داشته‌باشد. مثلاً «بهاران خجسته‌باد» را که شاعرش چپ بوده، ابتدا با سه‌تار در تنهاییِ منصور (برادر چپ‌گرا) می‌شنویم‌ و در ادامه، خواندنِ گروهی‌اش، به حقه‌ای برای حرف کشیدن از منصور بدل می‌شود. وقتی امیر (فرزند رزمنده‌ی خانواده) می‌فهمد که شهید شده، ملودی «ممد نبودی» نواخته می‌شود. در برخی لحظات عاشقانه یا غم‌بار نیز بیات اصفهانی با سه‌تار نواخته‌شده: خلوتِ منیر در زیرزمین با قاب عکس همسر که «رختخواب مرا مستانه بنداز» می‌خواند، وقتی سیما قاب عکس منصور را به دست می‌گیرد، وقتی منیر نامه‌ی عاشقانه‌ی پسر شهیدش را می‌خواند، یا هنگام مطلع شدنِ رامین از مرگ پدر. سه‌تار اغلب تنها استفاده شده و در لحظات معدودی با بم‌تار و یک بخش زهی نحیف همراه شده‌است.

دیگر عنصر صوتیِ تکرارشونده‌ی فیلم صدای آونگ ساعت است. مانند آنجا که شوهر می‌فهمد دیگر مرده، یا زمانیکه مادر قاب عکس امیر و منصور را که هر دو جان در راه ایدئولوژی داده‌اند، رو به هم می‌چسباند تا هم را در آغوش گیرند، یا به عنوان نشانه‌ای از نزدیک شدن به صبح.

وقتی صحبت از ایران معاصر در گذر زمان است سه‌تار و آونگ، انتخاب‌هایی متأثر از فیلمنامه، ساده و منطقی بوده‌اند. با چنین خوانشی‌ست که انتخاب «خونه‌ی مادربزرگه» برای پایان‌بندیِ فیلم نیز که در اجرای گروه پالت با «یادگار خون سرو» درآمیخته، توجیه می‌شود.

موسیقی متن موسیقی فیلم آشغال های دوست داشتنی افشین عزیزی سعید یعقوبیان محسن امیریوسفی

14 اسفند 1397
Tar o Oud 1

کاشی‌های کدر

نویسنده: سعید یعقوبیان

این آلبوم مجموعه قطعاتی ساخته شده برای تار و عود است در سه بخش: سه‌گاه، چهارگاه و راست‌پنجگاه  که هر کدام از این سه بخش شاملِ سه قطعه‎ی کوتاه هستند.

ساخته‌های آرش آقایی در این مجموعه، قطعاتی با نظمِ روشنِ فرمال‌اند که از حیثِ زمانمندی، با انتخاب واحدها و دوره‌های متریکِ نه‌کوتاه و گاه نه‌متقارن، و همچنین با تغییرات ریتمیک، یادآور ساخته‌های حسین علیزاده برای تار هستند و در بافتی که برای دوصدایی عرضه می‌کند یادآور -و شاید تکرارِ- تجربه‌های علینقی وزیری (که هنوز چنانکه باید شناخته و مرور نشده‌اند). رویکرد مُدال در این قطعاتِ اغلب سریع و شتابان، چارچوب دستگاهی‌ست: ماهوری که مدگردی‌های مشخصِ متوالی و متنوعی را در پی دارد راست‌پنجگاه نامیده می‌شود، اگر قطعه‌ی نخستِ بخشِ سه‌گاه در مد سه‌گاه می‌گردد قطعه‌ی بعدی، درست در ایستگاهِ بزرگِ بعدیِ دستگاه یعنی مخالف سه‌گاه می‌ایستد و قطعه‌ی سوم، رِنگ‌گونه‌ای در سه‌گاه است. و چهارگاه نیز همانند بخشِ سه‌گاه. اما ملودی‌پردازی کنترپوانتیک، محملی برای استقلال آهنگساز بوده است که تمام عناصر پیشین را به دنبال خود می‌کشد و محصولی جدید می‌آفریند. عودنوازیِ‌ِ آقایی نیز در چنین نظامی به خدمت گرفته شده‌است و زبان و بیانی متناسب با آن دارد که در اینجا -بر خلاف روالِ رایج که شیوه‌ی نوازندگی، محتوای قطعه‌سازی را رقم می‌زند- به نظر می‌رسد سلیقه و مشیِ آهنگسازیِ یک نوازنده، بر شیوه‌ی نواختن‌اش تأثیر گذاشته است. «تار و عود» تلاشِ تجربه‌گرایانه و ارجمندِ یک آهنگساز ایرانیِ جوان است که دست و پنجه‌ی تر و فرزی در عودنوازی نیز دارد.

اما فرایند ضبط و نهایی‌سازی اثر، تأثیر مخربی بر حاصلِ این تلاش داشته است. به استناد آنچه در متن مختصر دفترچه آمده «قطعات به صورتِ زنده و محیطی اجرا و ضبط» شده‌اند. احتمالاً منظور از اجرای زنده، تصریح و تأکید بر اجرا و ضبطِ همزمانِ دو ساز بوده اما ضبط محیطی چه هدف و معنایی دارد؟ اگر منظور، ضبط خارج از باکس استودیویی‌ست، محصول شنیداریِ این تجربه، به غایت بی‌کیفیت از آب درآمده ‌است. صدای محیطی در آغازِ قطعات چنان قوی‌ست که فراتر از صدای هوا، در لحظه‌ی نخست بخشی از موسیقی تصور می‌شود. همچنین در بخش‌هایی که عود در ناحیه‌ی بم‌تر می‌نوازد، موسیقی مغشوش و نامفهوم شنیده می‌شود.

تار و عود غزل همایونی آرش آقایی سعید یعقوبیان

برای خرید و دانلود آلبوم تار و عود به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
11 اسفند 1397
Naboudi To 1

موزیکِ شیکِ رمانتیک

نویسنده: سعید یعقوبیان

موسیقیِ «نبودی تو» را می‌توان در این عبارت خلاصه کرد: کنار هم نشاندنِ بی‌ربطِ عناصری بی‌ربط و در عین حال نخ‌نما. شیوه‌ی تنظیم و هارمونیزه کردنِ نُه ترانه‌ای که در این آلبوم گنجانده شده عمده‌ترین عنصرِ تاریخ مصرف گذشته‌ی مجموعه است. صدای خواننده نیز معمولاً بی هیچ ایده‌ی مشخصی، در فواصلی مستعمل، بر فضاسازی‌هایی سوار می‌شود که حاصلِ نازل‌ترین فرمول‌های نیم قرن پیش‌اند.

این حد از عادی شدنِ فقدان خلاقیت یا عدمِ لزومِ وجودِ هرگونه خلاقیت در آثار مردم‌پسند در ایران حقیقتاً شگفت‌انگیز است. یک روز تصمیم می‌گیریم آلبومی منتشر کنیم که «بگیرد»! چه نوع موزیکی؟ گیتار الکتریک و بیس و درامزی داشته باشیم و روی آن خواننده‌ای با سبقه‌ی آواز سنتی! با چهچهه، شعرهای معاصری بخواند. یک ترانه با شعر مولوی هم داشته باشیم. هم مد روز است و هم ارادت‌مان به ادبیات کلاسیک را نشان می‌دهد. لازم هم نیست وقت بگذاریم و شعری از دیوان‌اش پیدا کنیم. همان «در هوایت بی‌قرارم» خوب است. اگر یک بخش کوتاه، کلام انگلیسی هم لابلای شعر مولوی بپیچیم شیک بودن را به اوج رسانده‌ایم. ضبط درامز آکوستیک دردسر دارد. از سمپل استفاده می‌کنیم اما باید حواس‌مان باشد طوری خروجی بگیریم که همه چیز تا حد امکان صدای طبیعی بدهد. جاهای خالی را هم یا سولوی گیتار الکتریک یا تک‌سیم‌های یک سه‌تار پر می‌کند. در پایان، یک نکته‌ی بسیار اساسی را اما نباید فراموش کرد و آن اینکه محصول نهایی، حسابی باید عاطفه‌برانگیز باشد: پس همه‌ی خط‌ها را در میکس پر می‌کنیم از ریوِرب!

«نبودی تو» از چنین عزمی برآمده است. همه‌ی اجزای آن روی آب معلق‌اند. این شبه ژانر که نزدیک به دو دهه‌ است در موسیقی ایران باب شده، با عنوانِ «تلفیقی» منتشر می‌شود؛ اما کدام تلفیق؟ چه اشتراکاتی بین کدام شاخه‌های مستقل موسیقی، کدام فرزند سالم را به بار می‌آورند؟ علی‌رغم باور مصنفین این آثار، این آلبوم‌ها را باید در شاخه‌ی موسیقی مردم‌پسند طبقه‌بندی کرد اما در آلبومی چون «نبودی تو» بی‌ربط بودن‌ها منتسب کردنِ آن به یک ژانر مشخص را نیز دشوار می‌کنند. اگر بگوییم این موسیقی پاپ است صرفاً به لحاظ شأن و وجاهت موسیقایی آن است وگرنه تنها ویژگی سبکی آن را باید تلاش برای فقدان هرگونه خلاقیت دانست.

برای خرید و دانلود آلبوم نبودی تو به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0.5 ( 7 رای)
17 بهمن 1397
Khojaste 1

رَوندگیِ خجسته

نویسنده: سعید یعقوبیان

از میان تمام نظرگاه‌هایی که –به رد یا دفاع- می‌توان به موسیقی‌ای که فعالان‌اش آن را نئوکلاسیک‌ ایرانی می‌خوانند نگریست، موسیقیِ بی‌کلامِ «خجسته» نیز در کنار دیگر آثار منتشر شده بر اساسِ این رویکرد، رخ دادنِ یک حرکت را یادآور می‌شود. اگرچه می‌توان راستایِ حرکت در «خجسته» را به اعتبار آنچه می‌شنویم و همچنین مبتنی بودن‌اش بر یک نظامِ ریاضی‌وارِ آهنگسازانه، به سمت هرچه بیشتر «از پیش اندیشیده‌بودنِ موسیقی» و هرچه دور شدن از «اتفاق و بداهه» دانست اما بی نگاهِ ارزش‌گذارانه به این ایده‌ها و بی آنکه به بالا یا پیش‌رفتن بیاندیشیم، آنچه به طور کلی و فراتر از «خجسته» در ارتباط با این رویکرد مهم‌تر به نظر می‌رسد، نه جهتِ حرکت و ایده‌ی پیشرفت، بلکه خودِ حرکت است. این موسیقی -که اطلاق جنبش نئوکلاسیک به آن جای اما و اگر دارد- در مقامِ یک نحله‌ی فکریِ موسیقایی، پیش از آنکه اساساً آن را موج یا جریانی بدانیم، به معنای لغوی، جنبش و حرکت است و حرکت داشتن، خطر کردن است و به استقبال تجربه و پیچ‌و‌خم‌ها رفتن. برای نمونه طرح این ایده‌ی کارگاهی در «خجسته» که حتی تکنوازی‌ها نیز از پیش ساخته شده باشند زاییده‌ی درآمدن از یک وضعیت ساکن است.

این حرکت چه به جریانی خروشان بدل شود و چه همچون خیزآبی فروکش کند و به موجِ دیگری حرکت دهد یا ندهد، تا امروز تصویری پویا از خود نشان داده است. حرکتِ موسیقی مُسما به نئوکلاسیک، به تعبیری که به آن اشاره شد، یادآور یک مجموعه نقاشی‌ از ویلیام بِلِیک (۱۷۵۷-۱۸۲۷) نقاش و شاعر بریتانیایی‌ است. بلیک در نخستین نقاشیِ خود از مجموعه تصاویری که بر سِفر ایوب خلق کرده، رضایت‌مندی را با سکون به تصویر کشیده ‌است. خاندان، خاموش و فرشته‌وار، شکرگزارند. سازهای موسیقی بر درختی آویخته‌اند و طبعاً بی‌صدا. خورشید در تابشی اغراق‌آمیز همه‌ی چهره‌ها را نورانی کرده ‌است و رمه در آرامش در خواب‌اند. اما تصویرِ پایانیِ داستان، نمایشِ بیداری و برخاستن است. هیچ‌کس ننشسته است و سازها در حال نواخته شدن‌‌اند. تفاوتِ این دو قابِ واحد از یک جغرافیا، وجودِ همان عنصرِ حرکت است؛ حرکتی که بدون کوشش خودشناسانه در مسیر آگاهی نمی‌توانسته رخ داده باشد؛ حرکتِ ساکنینِ قابِ دیروز.

برای خرید و دانلود آلبوم خجسته به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.3 ( 8 رای)
14 بهمن 1397
Majnune Zamaneh 1

خشکسالی و دروغ

نویسنده: سعید یعقوبیان

هم باید اهل ریاضت و مراقبه باشی و هم بخواهی خود را به تنگنای صبوری بیازمایی. چنین اگر بود، یک بار چهل دقیقه آنچه را در «مجنونِ زمانه» موسیقی نامیده شده چله می‌نشینی، با سِیلی از پرسش‌ها در سر، آمرزیده برمی‌خیزی.

خواننده‌ای که تمام افتخارش، نام بردنِ محمدرضا شجریان از او سالها پیش در یک برنامه‌ی تلویزیونی‌ست چرا پس از سال‌ها نمی‌تواند تکلیف خودش را با ژانری که می‌خواند روشن کند؟ چگونه فراموش شده است که پس از اصلاحِ فالشی‌های تصنیف‌ها، فالشی‌های آوازها هم رفع شود؟ چگونه می‌شود تا این میزان و این نوعِ عجیب، سیال و انتزاعی، خارج خواند؟ چه عواملی سبب می‌شوند نوازنده‌ای که در حد کتاب اول هنرستان، تار و سه‌تار می‌نوازد و هنوز نمی‌تواند تارش را کوک کند، ساز و آواز منتشر کند و آهنگسازی کند؟! چند ساعت می‌توان برای گروه سازهای ایرانی قطعه و تصنیف سر هم کرد که تنها ایده‌ی موسیقاییِ به کار رفته در آن سوال و جواب‌های کوتاهِ یکی از سازها با گروه باشد؟ کجای وصله پینه کردنِ ماشین‌وار و سطحیِ چند ریتم و شعر کلیشه‌ای را کار هنری می‌توان نامید؟ این بختکِ هفت‌ضربی –که آلبوم، هم با آن شروع شده و هم در کمال شگفتی با آن خاتمه می‌یابد- تا کی بر نعش موسیقی ایران باقی خواهد بود؟ آیا بدصداتر و ناکوک‌تر از این هم می‌شود تار نواخت؟ ساز زدن چگونه می‌تواند باشد که بتوان آن را به تمامی از دایره‌ی هنر بیرونش دانست؟ انگیزه‌ی این‌همه تلاش و زحمت برای انتشار چنین صداهایی چیست؟ (شاید جابه جا کردن رکوردها!) در تولید آلبوم‌های موسیقی، یک نظارت کیفی اولیه و کاملاً ابتدایی، چگونه باید باشد؟ اساساً آیا می‌توان چنین نظارتی را تعریف کرد و موجه دانست؟ اینکه هر کسی با هر سطحی از توانایی می‌تواند آلبومی منتشر کند، آزادی‌ست یا خسران و بطالت؟ و پرسش‌های فراوانِ دیگر ...

پاسخ‌ها هر چه که باشند از دایره‌ی فنی موسیقی بیرون‌اند. باید به بنیان‌های آموزش و به اوضاع و احوالِ تولید موسیقی در ایران بازگشت. به جامعه و فرهنگ، به معناباختگیِ کنش‌ها، به تکثیر سرطانیِ دروغ، به عادت و رخوت و سکون، به سقوطِ عقلانیت و خِرد، به تهی شدنِ پدیده‌ها از اصالت و فکر.

سعید یعقوبیان انوش جهانشاهی سینا سرلک مجنون زمانه موسیقی ایرانی گروه نوازی سازهای ایرانی

برای خرید و دانلود آلبوم مجنون زمانه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0.3 ( 10 رای)
02 بهمن 1397
salamat

تن‌ات به ناز طبیبان نیازمند مباد

نویسنده: سعید یعقوبیان

مسائل حوزه‌ی سلامت، در هنر و معیشتِ همه‌ی نوازندگانِ حرفه‌ای اهمیت فراوانی دارند و نوازندگان همواره با این موضوعِ حیاتی درگیر اند. به فاصله‌ی هفت سال، کتاب دیگری در ارتباط با این موضوع در ایران منتشر شده ‌است (کتاب پیشین: «بهداشت نوازنده»، انسیه تبریزی و محمد عبدلی، ماهور، 1390). این دو کتابِ مفید و ارزشمند تنها مجموعه‌های مدونی هستند که تا حال در این باره به زبان فارسی تألیف و منتشر شده‌اند و دست کم به همین دلیل، ناگزیر از کنار هم دیدن آنها هستیم. جای تعجب است که در «سلامت نواختن» نه تنها هیچ اشاره‌ای به تجربه‌ی قبلی نشده‌ بلکه مؤلف-مترجم، این کتاب را قدمِ اول برشمرده ‌است.

دو کتاب، نه همانندِ هم و با همپوشانیِ کامل، اما بخش‌های مشترکی دارند (از قبیل معرفیِ اندام‌های درگیر در نوازندگی، اشاره به برخی آسیب‌ها و سندروم‌های رایج در بین نوازندگان، و برخی بخش‌های دیگر) اما قبلی عموماً بر جنبه‌های پزشکیِ موضوع می‌پردازد و کتابِ حاضر به مسائل کاربردی‌تری متمرکز است در جهتِ پیشگیری از بروز مشکلات متداول در بین نوازندگانِ انواع سازهای موسیقی و افزایش بهره‌وری در نواختن. یک بخش از کتابِ جدید بطور کامل به مسائل ویژه‌ی هر یک از گروهِ سازهای موسیقی به تفکیک (و به همراه تصاویر مربوطه) اختصاص داده شده که از مزیت‌های این کار پژوهشی‌ست. همچنین این کتاب در بخشِ سازهای ایرانی از آمارگیری و بررسی‌های میدانی نیز بهره برده که رنگ و بوی بومی‌تری به مطالب این کتاب داده‌است. برخی از منابع انگلیسی و کتاب‌های مرتبط نیز به تشریح، در انتهای کتاب معرفی شده‌اند که می‌تواند زمینه‌ی سودبخشی برای پژوهش‌های آتی باشد.‌

اما نقاط ضعف این کتاب:
-         مهمترین آنها متنِ پر اشتباه آن است. سطر به سطر این کتاب، به جد نیازِ اساسی به ویرایشِ املایی و انشایی دارد.
-         کتاب فاقد نمایه است که استفاده از آن را با توجه به وجود اصطلاحات پر شمارِ پزشکی و تخصصی محدود کرده ‌است.
-         طرح جلد و قلمِ انتخابی، ارتباطی به موضوع و محتوای کتاب ندارند و حتا در برخورد اول گمراه‌کننده‌اند.
-         و آخر اینکه فصل‌‌ها و بخش‌ها (زیرمجموعه‌های فصول) عنوانی ندارند که این نقص، طبقه‌بندیِ مطالب کتاب را مبهم و ناکارآمد ساخته ‌است.

24 دی 1397
بالا