نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

تگ: علیرضا جعفریان


shokoofayee dar darreh

تجربی اما محافظه‌کار

نویسنده: علیرضا جعفریان

هرچند که سازی با چنین ساختاری پیشینه‌ای دور و دراز در تاریخ موسیقی دارد، اما آنچه با عنوان هنگ یا هنگ‌درام می‌شناسیم تنها بیست سال از تولدش می‌گذرد. در این مدت در نقاط مختلف دنیا استقبال زیادی از این ساز شده است. و شاید به علت ساختاری که منجر به یکنواختیِ صدایش شده، تمایل به تلفیق آن با سازهای دیگر، از ویولن گرفته تا سیتار و دیجریدو در فرهنگ‌های مختلف زیاد دیده شده است. نوازندگان ایرانی نیز هنگ‌درام را در کنار سازهای مختلف، از سه‌تار گرفته تا عود و کمانچه تجربه کرده‌اند. البته هیچ‌کدام از این تجربه‌ها آنقدر جدی نبوده‌اند که به صورت رسمی و در قالب آلبوم منتشر شوند. مضاف بر این، تا امروز آلبومی در ایران با محوریت ساز  هنگ‌درام منتشر نشده است و از این منظر شکوفایی در دّره اولین است.

فضای کلی آلبوم به موسیقی‌های مینیمال و امبینت شباهت دارد. اما به نظر می‌رسد این موضوع بیش از آنکه انتخاب صاحب ‌اثر بوده باشد، تحمیل ساختار و نوع ساز بوده است: اینکه ساز ژانر یا سبْک را به موسیقی تحمیل می‌کند یا ژانر موسیقی شیوه‌ی نواختن و صدادهی ساز را تعیین می‌کند موضوعی شایسته‌ی تأمل و تحقیق است.

مهم‌ترین قسمت آلبوم آنجایی است که یک ساز ایرانی، یعنی عود هم‌نشین هنگ‌درام شده است. این بخش از آلبوم به دو جهت حائز اهمیت بیشتری است؛ اول آنکه وجه تمایز صاحب‌ اثر به عنوان یک موسیقی‌دان ایرانی با دیگر کسانی است که موسیقی‌ای با محوریت هنگ‌درام ارائه داده‌اند. و دوم آنکه تجربی‌ترین قسمت آلبوم بوده و آنطور که در دفترچه‌ توضیح داده شده است، هدف اصلی را باید همین «تجربه» دانست. اما بر خلاف این تمایل به تجربه‌گرایی، رویکرد شعبانی در تلفیق هنگ‌درام و عود کاملاً محافظه‌کارانه بوده است: با عود به عنوان شخصیتی مستقل رفتار نشده به طوری که این ساز چه در خط ملودیک و چه حتی در صدادهی صرفاً هنگ‌درام را تقلید کرده است. عود در این اثر فقط یک جنس صوتی است، نه یک «ساز». این مسئله باعث شده است تلفیق هنگ‌درام وعود نه به عنوان هویت فرهنگیِ متمایزِ صاحب‌ اثر کارایی داشته باشد و نه آنطور که انتظار می‌رود به بارِ تجربی اثر بیافزاید.

برای خرید و دانلود آلبوم شکوفایی در درّه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
19 آذر 1398
Chashme Bi Khab 1

سهم آهنگساز

نویسنده: علیرضا جعفریان

چشم بی‌خواب حاصل همکاری حسام‌الدین سراج و گروه «سور» به سرپرستی و آهنگسازی مجید مولانیاست. وقتی خواننده‌ا‌ی کهنه‌کار و پرآوازه مانند سراج همراه آهنگسازی جوان آلبومی را منتشر می‌کند، اگر نشانه‌هایی از خواننده‌سالاری در آن دیده شود عجیب یا دور از انتظار نیست. قسمتی از این نشانه‌ها می‌تواند مربوط به ناشر و مخاطب آلبوم باشد. مثلاً در چشم بی‌خواب اینکه یک صفحه از دفترچه‌ به عکسی تمام‌قد از خواننده اختصاص یافته، یا اینکه توضیحات سراج درباره‌ی آلبوم بر توضیحات آهنگساز مقدم دانسته شده نشانه‌هایی از خواننده‌سالاری هستند که بیش از هر کسی متوجه ناشرند. یا به عنوان مثال اینکه مخاطبْ آلبوم را متعلق به سراج بداند را می‌توان بخشی از خواننده‌سالاری دانست که مخاطب به اثر تحمیل کند. اما خواننده‌سالاری را در سطحی عمیق‌تر و در خود متن موسیقایی نیز می‌توان کاوید. در چشم بی‌خواب نوع ملودی‌ها، شیوه‌ی برخورد با شعر و حتی تنظیم قطعات به ذهنیتی که از آثار سراج داریم بسیار نزدیکند و شاید بتوان این موضوع را سهم آهنگساز در خواننده‌سالار بودنِ آلبوم دانست: سهم آهنگساز، کم‌سهم بودن او در ساخت موسیقی است.

به مسئله‌ی سهم آهنگساز در این آلبوم از زاویه‌ای دیگر نیز می‌توان نگریست. چشم بی‌خواب از آن دسته آثار موسیقایی است که به نظر می‌رسد سازندگان آن جنبه‌ی ادبی را بر جنبه‌ی موسیقایی مقدم دانسته‌اند. علاوه بر دفترچه‌ی آلبوم که بیش از هر چیزی درباره‌ی اشعار تصنیف‌ها و آوازها صحبت کرده، در خودِ اثر هم نشانه‌های تقدم کلام بر موسیقی را می‌توان جست. خصوصاً در تصنیف‌ها این موضوع بیشتر به چشم می‌آید. در بسیاری لحظات به نظر می‌رسد ملودی‌های خنثی صرفاً برای همراهی شعر پدید آمده‌اند؛ موسیقی موجودیت مستقلی ندارد و انگار که اگر کلام نبود، موسیقی هم علتی برای وجود نداشت. تقدم کلام بر موسیقی را به نوعی می‌توان مقارن با تقدم خواننده بر آهنگساز دانست. به این ترتیب کلام‌محور بودنِ موسیقی نیز، مضاف بر خواننده‌سالاری، سهم آهنگساز در ساخت آلبوم را کاهیده است.

برای خرید و دانلود آلبوم چشم بی‌خواب به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
25 آبان 1398
Radde Paa 2

عشوه‌گر

نویسنده: علیرضا جعفریان

خالقان آثار هنری را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد. در دسته‌ی اول هنرمندانی قرار می‌گیرند که تلاششان برای تحت تأثیر قرار دادن احساسات مخاطب عیان می‌شود و دسته‌ی دیگر آنانی هستند که آثارشان با نوعی بی‌توجهی به مخاطب همراه است: بازیگری که در نشان دادن نقش افراط می‌کند و حرکات اضافی دارد، در مقابل بازیگری که نقش را با کنش حداقلی ارائه می‌دهد. شاعری که از واژه‌های احساسی سوءاستفاده می‌کند، در مقابل شاعری که از چنین واژه‌هایی حذر می‌کند. کمدینی که به شوخی‌های خودش می‌خندد، در مقابل کمدینی که با چهره‌ای جدی و بی‌اعتنا به مخاطب به اجرا می‌پردازد. موسیقیدانی که بر انگاره‌های موسیقیایی پر سوز و گداز برای مخاطب تکیه می‌کند، در مقابل موسیقیدانی که ارائه‌ی درک شخصی‌اش از موسیقی را ترجیح می‌دهد.

آلبوم ردپا اثر آیدین علیانسب، که علاوه بر تار و سه‌تار نوازندگی پیانو را هم می‌توان در سابقه‌اش دید، دربرگیرنده‌ی تکنوازی‌ تار در قالب دو دسته از قطعات ریتمیک و آوازی است که یک در میان در آلبوم گنجانده شده‌اند. تلاش علیانسب برای درگیرکردن احساسات مخاطب، خاصه در قطعات آوازی، آشکارا دیده می‌شود. استفاده‌ی بیش از اندازه از فاصله‌های ملودیک چهارم، پنجم و ششم، سکوت و فشردگی ملودیکِ کم و زخمه‌های پشت سر هم روی یک نت از جمله نشانه‌های وجود چنین تلاشی هستند؛ تلاشی که منجر به عشوه‌گری و خود‌نماییِ موسیقایی می‌شود. همین عشوه‌گری و خودنمایی در برخی لحظات آلبوم، خاصه در قطعات ریتمیک، رنگ عوض می‌کند و از تلاش برای تحت تأثیر قرار دادن احساسات به تلاش برای نشان دادن تکنیک نوازندگی تغییر حالت می‌دهد. هیچ کدام از این دو تلاش را نمی‌توان ناموفق ارزیابی کرد. نوازنده به هر حال از طرفی احتمالاً توانسته است احساسات مخاطب را درگیر کند و از طرفی توانسته است تکنیکش در نوازندگی را به رخ بکشد. اما آلبوم به نقطه‌ای فراتر از این نمی‌رسد و صاحب‌اثر نتوانسته‌ است در دستیابی به عوامل جدی‌تر موسیقایی مانند ملودی‌پردازی، بسط و گسترش و فرم و ساختار کامروا باشد.

برای خرید و دانلود آلبوم رد پا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

14 مهر 1398
Tasnifhaye Irani 1

هدف و رویکرد

نویسنده: علیرضا جعفریان

در دهه‌ی اخیر موسیقی کرال بدون همراهی ساز یا آکاپلا رواج چشمگیری در ایران داشته است. در این سال‌ها علاوه بر گروه‌های پایتخت‌نشین که توفیقات زیادی در جلب نظر مخاطبان گسترده و همچنین جلب نظر داوران جشنواره‌ها داشته‌اند، برخی گروه‌های شهرستانی نیز توانسته‌اند در جشنواره‌های داخلی و خارجی دیده شوند. گروه آوازی مهر وطن از جمله‌ی همین گروه‌‌هاست است که به گواه جوایز متعددی که کسب کرده می‌توان فعالیتش را موفق ارزیابی کرد.

آلبوم اخیر این گروه شامل تعدادی از مشهور‌ترین تصنیف‌های ایرانی است که به شیوه‌ی آکاپلا اجرا شده‌اند. در دفترچه‌ی آلبوم گفته شده است: «موسیقی رنگارنگ ایران ]...[ سرلوحه تنظیم این تصنیف‌های زیبا به شیوه‌ی کرال آکاپلا گردید تا مخاطبان فراگیر این نوع موسیقی را نیز با تصنیف‌های ایرانی با سبک کرال آکاپلا آشناتر سازد. تولید آلبوم‌های آکاپلای گروه مهر وطن ]...[ در جهت شناساندن فرهنگ عامه و هویت ایرانی است». با توجه به این توضیحات، به نظر می‌رسد آلبوم هدف اشتباهی را نشانه رفته است: بدیهی است که این تصنیف‌های مشهور نیازی به شناسانده‌شدن ندارند و، برعکس، گروه آوازی مهر وطن می‌تواند به واسطه‌ی این تصنیف‌ها شناسانده شود. تا اینجای کار مشکل را می‌توان صرفاً اشتباه در توضیحات دفترچه پنداشت. اما مشکل اصلی جایی شروع می‌شود که این هدف اشتباه در محتوای موسیقاییِ آلبوم رویکرد اشتباهی را به بار می‌آورد. احتمالاً مخاطب چنین آلبومی در پیِ شنیدن آکاپلاست، نه صرفاً تصنیف‌های قدیمی. مخاطب احتمالاً نسخه‌ی اصلی همه‌ی این تصنیف‌ها را شنیده و همه‌شان را از بر است. به همین دلیل حفظ اصالت اثر نمی‌تواند رویکردی متناسب با چهارچوب و مختصات آلبوم باشد. از آلبوم انتظار می‌رود با دستکاری خلاقانه‌ی تصنیف‌ها تا دوردست‌ از نسخه‌ی اصلی آثار فاصله بگیرد: انتظاری که برآورده نمی‌شود و دوردستی که به دست نمی‌آید. اثر این رویکرد اشتباه در بافت قطعات نیز دیده می‌شود. در نسخه‌ی اصلی همه‌ی این تصنیف‌ها خواننده نقشی محوری داشته است. در نسخه‌ی آکاپلا نیز می‌بینیم که ملودی اصلی‌ همه‌ی قطعات با یک جنس صوتی ثابت اجرا شده و خطوط دیگر صرفاً همراهی‌کننده‌ی خط اصلی هستند. این موضوع قطعات را شبیه به تصنیف‌هایی کرده است که توسط یک خواننده‌ی اصلی اجرا شده‌ و باقی صداها فرعی‌اند (تنها با این تفاوت که در اینجا خط خواننده‌ی اصلی را چند نفر با هم اجرا می‌کنند). به همین دلیل در بافت نهایی قطعات شاهد درهم‌تنیدگی خطوط ملودیک مختلف و ساخت و پرداخت نوعی پلی‌فونیک تمام عیار نیستیم.

برای خرید و دانلود آلبوم تصنیف‌های ایرانی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
05 مهر 1398
gereh3

چنگ+سیاه

نویسنده: علیرضا جعفریان

گوش دادنش سخت است. و البته به راحتی نمی‌توان این موضوع را مبنایی برای کم‌ارزشی یا ارزشمندی‌اش دانست. احتمالاً یکی از دلایل سخت بودنِ آلبوم وابسته به رپرتواری است که نوازنده برای اجرا برگزیده. هر کسی تابِ شنیدن موسیقی دستگاهی آن هم بدون بزک و تزئین و تلفیق‌هایی که حکم رقیق‌کننده را دارند ندارد. بخش دیگری از سختی‌اش می‌تواند مربوط به سازی باشد که با آن اجرا شده. صدای یکنواخت، نامنعطف و کم‌تحرک ساز نی و البته محدودیت‌ها و دشواری‌های نوازندگیِ این ساز را نمی‌توان نادیده گرفت. جرئت و توان انتشار پنجاه دقیقه تکنوازی نی بدون حتا همراهی ساز ضربی را فقط در یک نوازنده‌ی خبره می‌توان پیدا کرد. اما هرقدر هم که نوازنده خبره باشد، گوش دادن به تکنوازی این ساز با آن موسیقی که صحبتش رفت برای هر مخاطبی ممکن نیست.

تا اینجا هر چه گفتیم طبیعی است. اثر همانطوری هست که باید باشد و صاحب اثر می‌تواند سینه سپر کند و سخت بودنِ آلبوم را اقتضای نوع موسیقی و در نتیجه تعمد بداند. تکنیک و شیوه‌ی نوازندگی در آلبومی با این مختصات می‌تواند به شنیدنی‌شدن اثر کمک کند. هرچند که سیامک جهانگیری از معدود نوازندگانی است که می‌توان چنین انتظاری  از او داشت، اما نوازندگی‌اش در این آلبوم از برخی جهات باز هم در راستای سخت‌تر شدن شنیدن آلبوم بوده است. به طور عجیب و جالبی تقریباً در همه‌ی قسمت‌های غیرمتریک، چه در دستگاه سه‌گاه و چه در راست‌پنج‌گاه، مدام تم ریتمیکِ  «چنگ+سیاه» (یا واریاسیون‌هایش که شامل هر فیگوری است که یک کشش کوتاه به کششی بلند وصل می‌شود) را می‌شنویم. کمی با اغراق، کل فیگورهای ریتمیک آلبوم را می‌توان به این تم تقلیل داد. تقریباً در شروع همه‌ی جمله‌های موسیقایی از این فیگور استفاده شده است. گاهی اوقات هم که در شروعِ جمله یک کشش بلند می‌شنویم، بلافاصله پس از آن فیگورِ مورد بحث نواخته می‌شود و در واقع آن کشش بلندِ ابتدایی را باید نوعی تزئین برای این فیگور به حساب آورد. این موضوع در عین اینکه موسیقی را ساده و قابل‌ پیش‌بینی کرده است، اشتیاق و حوصله‌ی مخاطب برای شنیدن را کم می‌کند. آنچه گفتیم در مورد قطعه‌ی چهاردهم صدق نمی‌کند. که به همین دلیل به زعم من این قطعه شنیدنی‌ترین قسمت آلبوم است. اینکه به طور استثنا در یک قسمت آلبوم شاهد چنین چیزی نیستیم، خود به نوعی ثابت‌کننده‌ی وجود این موضوع در قسمت‌های دیگر است.

برای خرید و دانلود آلبوم گره به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

03 مهر 1398
Parvazo Avaz 1

بی‌ ادعا و تکلف

نویسنده: علیرضا جعفریان

پرواز و آواز اولین تجربه‌ی مستقل آهنگسازی بهمن فریادرس در قالب یک آلبوم است. آلبوم در محتوای دفترچه‌اش فروتن است و در محتوای موسیقایی‌اش ساده و بی‌تکلف. دفترچه‌، برخلاف غالب آلبوم‌های این روزها، مزین به زیاده‌گویی‌، نظریه‌پردازی‌های بی‌پایه و اساس و یا متون ادبی بی‌ربطی که کاربردی جز قمپُز در کردن ندارند نیست. محتوای موسیقایی نیز هم و غمِ اصلاح و تحول موسیقی متداول کلاسیک ایرانی را ندارد و در عوض سعی می‌کند همان موسیقی متداول را به شکلی وزین ارائه کند. پرواز و آواز نشان‌مان می‌دهد برای تولید یک آلبوم خوب لزوماً نیاز به کاری محیرالعقول نیست: برای خوب بودن، کافی است بد نباشید.

میزان توفیق آهنگسازی، نوازندگی و خوانندگی در آلبوم را یکسان می‌توان ارزیابی کرد و هیچ‌کدام باعث ضایع‌شدنِ دیگری نشده است. همانقدر که آهنگساز توانسته است تبحرش در ساخت و پرداخت ملودی‌ها را نشان دهد، خواننده و نوازندگان، خصوصاً نوازنده‌ی تار، در ساز و آوازها موفق بوده‌اند. این یکدستی را در قطعات نیز می‌توان دید و در طول آلبوم با افت و خیز کیفیت هنری مواجه نمی‌شویم.

بهمن فریادرس از شاگردان اردشیر کامکار بوده است و بیش از هر چیزی او را به عنوان نوازنده‌ی کمانچه می‌شناسیم. سایه‌ی سابقه‌ و تجربه‌ی نوازندگی او در آهنگسازی‌اش نیز دیده می‌شود. حتی اگر فریادرس را نشناسیم، حدس‌زدنِ اینکه آهنگسازِ آلبوم نوازنده‌ی کمانچه بوده است کار سختی نیست: بار اصلی ملودی‌ها به دوش کمانچه است، تنظیم قطعات برای ساز‌های آرشه‌ای خلاقانه‌تر از سایر سازهاست، تار و عود شخصیت مستقلی در تنظیم‌ها ندارند و اغلب برای فربه‌کردنِ بافت به کار رفته‌اند. بررسی تأثیر نوازندگی فریادرس روی آهنگسازی‌اش، و به طور کلی بررسی قطعات آهنگسازانی که نوازنده‌ی حرفه‌ای بوده‌اند، می‌تواند موضوع قابل تحقیق و قابل تأملی باشد: چه تفاوتی میان آهنگسازی‌های نوازنده‌های مثلاً تار با نوازنده‌‌های کمانچه یا عود وجود دارد؟

برای خرید و دانلود آلبوم پرواز و آواز به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.6 ( 6 رای)
11 شهریور 1398
Tagharon 1

آلبومی که قربانی دفترچه‌اش می‌شود

نویسنده: علیرضا جعفریان

«تقارن مکاشفه‌ایست در همزیستی و همگرایی افکاری از نسل امروز که با نواندیشی و پرداخت‌هایی تازه از موسیقی بی‌کلام ایرانی سعی در جهت بخشیدن به معناگرایی و هنر تجریدی دارد».  این توضیح آرش ابوالفتحی درباره‌ی آلبومی است که او به همراه برادرش آرمین ابوالفتحی ساخته و نواخته‌اند. از این توضیح کوتاه اما پیچیده سه نکته قابل برداشت است: ۱- تقارن آلبومی نوگرا و امروزی است. ۲- سعی در جهت بخشیدن به معناگرایی در موسیقی دارد. ۳- خود را هنری تجریدی می‌داند و سعی دارد به این نگاه در موسیقی ایرانی نیز جهت ببخشد.

آلبوم می‌خواهد به‌‌روز باشد و نوع متفاوت و متنوعی از موسیقی بی‌کلام ایرانی را ارائه دهد. اما راهکارهایش برای ایجاد تنوع همان راه‌های تکراری و همیشگی است: استفاده از دامنه‌ی محدودی از مُد‌های ایرانی نظیر دستگاه نوا یا ماهور، نزدیک کردن صدادهی سازهای ایرانی به سازهای غربیِ شبیه‌شان، میل به موسیقی مردم‌پسند و غیره. علاوه بر این، آلبوم درون خودش نیز به تکرار افتاده است و هرچند که نیمه‌ی ابتداییِ آن می‌تواند جذابیت‌هایی برای مخاطب داشته باشد، اما تکنیک‌های آهنگسازیِ محدود و قطعات یکنواخت و شبیه به هم باعث شده نیمه‌ی دوم آلبوم کسل‌کننده به نظر برسد.

برداشت معمول از هنر تجریدی، انتزاعی یا آبستره این است که عنصری از اثر هنری بازنمای عنصری در واقعیت نباشد. با این برداشت، اگر از استثناها بگذریم، موسیقی از اساس هنری انتزاعی‌ است. به این ترتیب، به نظر می‌رسد صحبت از تجریدی بودنِ یک آلبوم موسیقی و سعی در «جهت بخشیدن» به آن چیزی جز بازی با کلمات پیچیده برای بیان یک امر بدیهی نباشد. از طرفی پیوند دادن معناگرایی با هنرهای تجریدی و موسیقی، که هیچ‌کدام را نمی‌توان عرصه‌ی معنا دانست، عجیب به نظر می‌رسد. در قطعات بی‌کلامِ آلبوم تنها موضوعی که به معناگرایی می‌تواند مربوط باشد احتمالاً اسامی قطعات است: مثلا «سراسیمه» یا «تا ابد» یا «عمق». توضیحات مغشوش دفترچه‌ی آلبوم با یک جمله‌ی تبلیغاتی عجیب خاتمه می‌یابد: « تقارن آیینه‌ایست برای امروز و فردا».

برای خرید و دانلود آلبوم تقارن به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.1 ( 9 رای)
19 مرداد 1398
بالا