نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

تگ: علیرضا جعفریان


Tagharon 1

آلبومی که قربانی دفترچه‌اش می‌شود

نویسنده: علیرضا جعفریان

«تقارن مکاشفه‌ایست در همزیستی و همگرایی افکاری از نسل امروز که با نواندیشی و پرداخت‌هایی تازه از موسیقی بی‌کلام ایرانی سعی در جهت بخشیدن به معناگرایی و هنر تجریدی دارد».  این توضیح آرش ابوالفتحی درباره‌ی آلبومی است که او به همراه برادرش آرمین ابوالفتحی ساخته و نواخته‌اند. از این توضیح کوتاه اما پیچیده سه نکته قابل برداشت است: ۱- تقارن آلبومی نوگرا و امروزی است. ۲- سعی در جهت بخشیدن به معناگرایی در موسیقی دارد. ۳- خود را هنری تجریدی می‌داند و سعی دارد به این نگاه در موسیقی ایرانی نیز جهت ببخشد.

آلبوم می‌خواهد به‌‌روز باشد و نوع متفاوت و متنوعی از موسیقی بی‌کلام ایرانی را ارائه دهد. اما راهکارهایش برای ایجاد تنوع همان راه‌های تکراری و همیشگی است: استفاده از دامنه‌ی محدودی از مُد‌های ایرانی نظیر دستگاه نوا یا ماهور، نزدیک کردن صدادهی سازهای ایرانی به سازهای غربیِ شبیه‌شان، میل به موسیقی مردم‌پسند و غیره. علاوه بر این، آلبوم درون خودش نیز به تکرار افتاده است و هرچند که نیمه‌ی ابتداییِ آن می‌تواند جذابیت‌هایی برای مخاطب داشته باشد، اما تکنیک‌های آهنگسازیِ محدود و قطعات یکنواخت و شبیه به هم باعث شده نیمه‌ی دوم آلبوم کسل‌کننده به نظر برسد.

برداشت معمول از هنر تجریدی، انتزاعی یا آبستره این است که عنصری از اثر هنری بازنمای عنصری در واقعیت نباشد. با این برداشت، اگر از استثناها بگذریم، موسیقی از اساس هنری انتزاعی‌ است. به این ترتیب، به نظر می‌رسد صحبت از تجریدی بودنِ یک آلبوم موسیقی و سعی در «جهت بخشیدن» به آن چیزی جز بازی با کلمات پیچیده برای بیان یک امر بدیهی نباشد. از طرفی پیوند دادن معناگرایی با هنرهای تجریدی و موسیقی، که هیچ‌کدام را نمی‌توان عرصه‌ی معنا دانست، عجیب به نظر می‌رسد. در قطعات بی‌کلامِ آلبوم تنها موضوعی که به معناگرایی می‌تواند مربوط باشد احتمالاً اسامی قطعات است: مثلا «سراسیمه» یا «تا ابد» یا «عمق». توضیحات مغشوش دفترچه‌ی آلبوم با یک جمله‌ی تبلیغاتی عجیب خاتمه می‌یابد: « تقارن آیینه‌ایست برای امروز و فردا».

برای خرید و دانلود آلبوم تقارن به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
19 مرداد 1398
shabi ke mah kamel shod

نسبت با واقعیت

نویسنده: علیرضا جعفریان

فیلم شبی که ماه کامل شد بر اساس ماجرای واقعی عبدالمالک ریگی، سرکرده‌ی یک گروه تروریستی مشهور در منطقه‌ی بلوچستان، ساخته شده است. احتمالاً مهم‌ترین موضوعی که در چنین فیلم‌هایی می‌تواند مورد توجه قرار گیرد نسبت با واقعیت است؛ اینکه واقعیت چگونه نمایش داده شده، چه قسمت‌هایی از آن انتخاب و یا چه چیزی به آن افزوده یا از آن کاسته شده است. شبی که ماه کامل شد برداشتی رقیق و بی‌رمق است از واقعیتی عظیم و مهیب. شخصیت اصلی فیلم زنی است که وقتی می‌فهمد در خانه‌ی خانواده‌ی همسرش به اندازه‌ی یک پادگان اسلحه و مهمات جاساز شده، گریه می‌کند. وقتی می‌فهمد همسرش برادرِ مهم‌ترین تروریست ایران است، گریه می‌کند و حتی وقتی می‌فهمد سر برادرش را بریده‌اند باز هم کنشی جز گریه ندارد. باقی شخصیت‌ها نیز همین‌قدر منفعل‌اند، کنش‌های‌شان نسبتی سنجیده و به‌جا با واقعیت ندارد و به پیشبرد درامی تأثیرگذار کمک نمی‌کند. فیلم را بر اساس نسبتش با واقعیت می‌توان شامل سه بخش دانست: واقعیتی که فیلم بر اساس آن ساخته شده، داستانی که نمایش داده می‌شود و تصاویری واقعی که در برخی نقاط فیلم استفاده شده‌اند.

موسیقی فیلم چندان متکی بر تم‌های ملودیک نیست و به نظر می‌رسد دغدغه‌ی اصلی آهنگساز استفاده از جنس اصوات و سازهای مربوط به منطقه‌ی بلوچستان بوده است. اگر موسیقی بلوچستان را  به مثابه‌ واقعیت در نظر بگیریم، موسیقی نیز در وضعیتی مشابه با فیلم قرار می‌گیرد و بر اساس نسبتش با «واقعیت» به سه بخش تقسیم می‌شود: موسیقی واقعی بلوچی که موسیقی فیلم بر اساس آن ساخته شده، آنچه در فیلم به عنوان موسیقی متن می‌شنویم و قسمت‌هایی که موسیقی واقعی بلوچی در دل داستان فیلم شنیده می‌شود.

موسیقی متن مانند خودِ فیلم برداشتی رقیق از «واقعیت» است و استفاده از سازهای بلوچی تنها در حد یک چاشنی برای تناسب با جغرافیاست. با این حال موسیقی برخلاف فیلم نسبتی سنجیده با «واقعیت» دارد و آهنگساز به درستی تشخیص داده است که چه فاصله‌ای از موسیقی واقعی بلوچی داشته باشد، چه استفاده‌ای از آن کند و چگونه در عین حفظ رنگ و بوی جغرافیایی از استانداردها و کلیشه‌های ساخت موسیقی فیلم فاصله نگیرد و به پیش بردن درام در فیلم کمک کند.

07 مرداد 1398
chonin mast2

به میزبانی سنتور

نویسنده: علیرضا جعفریان

سازهای ابداعی و یا سازهایی که بدعت‌وار از یک فرهنگ موسیقاییْ میهمان فرهنگی دیگر می‌شوند در مواجهه با موسیقی میزبان رفتارهای متفاوتی دارند. برخی منفعل‌اند و به موسیقی میزبان وفادار. به طوری که فقط جای خالی یک رَنگ صوتی یا مثلاً تکنیکی خاص را پر می‌کنند و جنبه‌های عمیق‌تری از موسیقی را تحت تأثیر قرار نمی‌دهند. به عنوان مثال سازهای شورانگیز یا دلنواز چنین‌اند. اما برخی دیگر در حوزه‌‌های مختلف نفوذ می‌کنند و در نتیجه‌ی تلفیق با موسیقی میزبان سعی در ایجاد تغییرات دارند. به عنوان مثال ساز سه‌تار الکتریک می‌تواند در این دسته قرار گیرد. دسته‌ی میانه‌ای هم وجود دارد: سازهایی که از طرفی به موسیقی میزبان وفادارند و سعی می‌کنند آن را به همان شکلی که هست حفظ کنند و از طرفی هم برخی جنبه‌های مهم آن را تحت تأثیر قرار می‌دهند. به نظر می‌رسد بم‌کمانِ مصباح قمصری در این دسته قرار گیرد.

چنین مست حاصل همکاری پویا سرایی، سنتورنواز چیره‌دست، و مصباح قمصری است که بیش از هر چیزی به واسطه‌ی ساز ابداعی‌اش، بم‌کمان، شناخته می‌شود. در این آلبوم سنتورنوازیِ پویا سرایی، که نماینده‌ی موسیقی میزبان است، به هیچ وجه تحت تأثیر ساز میهمان یعنی بم‌کمان قرار نگرفته و «حفظِ» موسیقی میزبان تا حدی است که می‌توان گفت تفاوت چندانی ایجاد نمی‌شد اگر قمصری به جای همنوازی با سرایی با یک نوار از پیش ضبط شده، اثرِ مثلاً مشکاتیان، همنوازی می‌کرد. اما از طرفی می‌توان گفت بم‌کمان لایه‌های عمیق‌تری از موسیقی میزبان را در آماج تغییرات قرار داده: اهمیت اصلی این ساز را می‌توان در بم‌نویسی و هارمونیزه کردنِ موسیقی ایرانی دانست، نه صرفاً رَنگ صوتی‌اش.

به نظر می‌رسد هدف و کارکرد اصلی آلبوم معرفی قابلیت‌های ساز بم‌کمان باشد، نه لزوماً ارائه‌ی ناب و بدیع موسیقی. به همین دلیل اگر آلبوم را به تنهایی نگاه کنیم چندان موفق ارزیابی نمی‌شود اما اگر آن را در ادامه‌ی سلسله آلبوم‌های قبلی قمصری ببینیم، می‌تواند هدفمند، معنادار و هوشمندانه قضاوت شود: قمصری در آلبوم‌های قبلی‌اش، با رفتاری کاملاً مشابه، میهمان سازهای تار، کمانچه و حتی بنجو شده است.

علیرضا جعفریان نویز دونوازی سنتور بم کمان مصباح قمصری پویا سرایی تلسک موسیقی ایرانی کوبه ای

برای خرید و دانلود آلبوم چنین مست به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.9 ( 7 رای)
13 خرداد 1398
ghand faravan

هنر برای هنر

نویسنده: علیرضا جعفریان

به عنوان منتقد شک می‌کنیم آلبوم را تجربه‌ای هنرجویانه، شبیه به کنسرت‌های آموزشگاهی، ببینیم و نهایتاً به مرحباگفتنی امیدبخش بسنده کنیم یا برخوردی جدی و منتقدانه داشته باشیم. اما با توجه به اینکه صاحب‌اثر پیش از قند فراوان چندین آلبوم دیگر نیز منتشر کرده، به نظر می‌رسد باید تجارب موسیقایی‌اش را جدی گرفت.

ضعف‌ نوازندگی در آلبوم بیداد می‌کند. سه‌تار میرزایی بدصداست، با مفهوم موزیکالیته غرییه است، مضراب‌های چپ بی‌جا و ناگوارند، دینامیک به حد اعلا نادیده گرفته شده، ظرافت که هیچ: مرده است، جای‌جای آلبوم پر است از صدای گز سیم‌ها و ظاهراً برای صاحب‌اثر اهمیتی نداشته که این صداها احتمالاً برای گوش مخاطب آزاردهنده‌اند. این بی‌مبالاتی و بی‌اعتنایی به مخاطب، علاوه بر نوازندگی، در شیوه‌ی ضبط و البته طرح جلد هم دیده می‌شود: حتی اگر قرار باشد وقعی به شعور مخاطب ننهیم و تصویر طرح جلد را از اینترنت کِش برویم، با حداقلی از سلیقه و صرف وقت بیشتر در گوگل می‌توان تصویری پیدا کرد که ارزشش را داشته باشد.

در توضیحات آلبوم بیش از هر چیزی روی این موضوع تأکید شده که صدابرداری به صورت پیوسته و بدون ویرایش‌های رایج امروز انجام گرفته است. صدابرداری به این شیوه می‌تواند ارزشمند باشد، خصوصاً برای یک آلبوم تکنوازی. اما نه به هر قیمتی: راه رفتن روی طناب برای یک بندباز ارزش محسوب می‌شود، اما اگر قرار باشد مدام تعادلش به هم بخورد و با هر گام زمین بیافتد، قدم‌ زدن روی سطح صاف آسفالت منطقی‌تر است.

در نهایت با گوش دادن به آلبوم مهم‌ترین سؤالی که می‌تواند برای‌مان مطرح شود این است که دلیل انتشارش چیست؟ چنین آلبومی، حداقل به شکل مستقیم، اگر ضرر مالی نداشته باشد نفع مالی هم ندارد. از طرفی، با توجه به آنچه گفتیم نمی‌تواند عقبه‌ی موسیقایی نیکویی برای صاحبش باشد و وجاهتی هم در جامعه‌ی موسیقی برایش به ارمغان نمی‌آورد. چرا چنین آلبومی منتشر می‌شود؟ شاید نوعی برداشت نامتعارف از فلسفه‌ی هنر برای هنر کارگشا باشد: آلبوم برای آلبوم.

برای خرید و دانلود آلبوم قند فراوان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0.5 ( 7 رای)
21 اردیبهشت 1398
Daykato 1

زندان بافت

نویسنده: علیرضا جعفریان

 آلبوم شامل دو دسته از قطعات است. دسته‌ی اول قطعاتی‌ هستند که دغدغه‌شان مسئله‌ی بافت در موسیقی کلاسیک ایرانی‌ست و دسته‌ی دوم قطعاتی مبتنی بر فضاسازی‌اند که گه‌گاه از اصوات الکترونیک نیز سود می‌برند. شاید بتوان گفت ملودی در قطعات دسته‌ی اول، در راستای دستیابی به بافتی ضخیم، نحیف شده است. به بیان دیگر به نظر می‌رسد این ملودی بوده است که به خدمت بافت در آمده، نه برعکس. و احتمالاً به همین دلیل ملودی سست است، پویا نیست، روند و ساختار مشخص ندارد و فاقد تنش و آرامش متناسب و متوازن است. این موضوع بیش از هر جای دیگری در قطعه‌های اول و سوم دیده می‌شود.

از ضبط و میکس و مسترینگ نه چندان مطلوب آلبوم که بگذریم، شیوه‌ی ارکستراسیون و چینش سازها نیز، باز هم خصوصاً در قطعه‌های اول و سوم، به نتیجه‌ی نهایی آسیب زده است. به این معنا که از قابلیت‌های صوتی سازها متناسب با ملودی و بافت استفاده نشده و سازها در گروه‌نوازی شخصیت صوتی مستقلی ندارند. اما با همه‌ی این‌ها، نمی‌توان از تک‌لحظه‌های موسیقایی نابی که آهنگساز در قطعات مختلف خلق کرده چشم‌پوشی کرد. بسامد این تک‌لحظه‌ها در نیمه‌ی دوم آلبوم بیشتر است و به  طور کلی آلبوم از قطعه‌ی چهارم به بعد موفق‌تر ارزیابی می‌شود.

قطعات مبتنی بر فضاسازی نیز در نیمه‌ی دوم آلبوم پخته‌ترند. برای مثال، در نیمه‌ی اول آلبوم تک‌نوازی تار بر مبنای ردیف را می‌شنویم که روی یک پد زهی اجرا شده، به طوری که هم صدای تار و هم پد زهی دچار دستکاری‌ کامپیوتری شده است. این دستکاری از طرفی به صدای طبیعی تار آسیب زده، از طرفی تجربه‌ای جدی در زمینه‌ی تلفیق موسیقی کلاسیک ایرانی با نوعی موسیقی الکترونیک محسوب نمی‌شود و از طرفی در نتیجه‌ی این تلفیق، ردیف‌نوازی سنتی تار به نقطه‌ای دور و فرادست از آنچه همیشه بوده است برده نشده. برخلاف این هم‌نشینی بی‌معنا، آهنگساز در نیمه‌ی دوم آلبوم، برای مثال در قطعه‌ی «ابرآویز» موفق شده است از ترکیب زهی‌ها، موتیف‌های ریتمیک قانون و موتیف‌های ردیفی نی در جهت ساخت فضای موسیقایی به خوبی استفاده کند.

در این نقد سیصدوپنجاه کلمه‌ای فرصت نشد درباره‌ی خواننده، که همان آهنگساز آلبوم است، صحبت کنیم. اما هنوز به اندازه‌ی یک جمله فرصت هست: حتی اگر دلیل عدم استفاده از خواننده‌ی حرفه‌ای نوعی مبارزه با خواننده‌سالاری باشد، بی‌شک آلبوم در این مبارزه شکست خورده است. زیرا حقیقتاً یک خواننده‌ی زبده می‌توانست در بسیاری از لحظات ناجی آلبوم باشد.

دای کاتو علیرضا جعفریان گروه مهبانگ محمدعلی نجف پور

برای خرید و دانلود آلبوم دای‌کاتو به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.4 ( 6 رای)
25 اسفند 1397
400x402

جاودانگی

نویسنده: علیرضا جعفریان

‌پنجگاه آخرین آلبوم علی اکبر شکارچی‌ست که در گرامی‌داشت پنج استاد موسیقی منتشر شده: عطا جنگوک، داریوش صفوت، محمد رضا لطفی، هابیل علی‌اف و احمد محسن‌پور. آلبوم شامل پنج فایل تصویری از تکنوا‌زی‌های کمانچه‌ی شکارچی در سال‌های 82 الی 94 است که البته معلوم نیست در زمان اجرای‌شان هم به یاد اساتید مذکور نواخته شده‌اند یا صرفاً در این آلبوم از میان اجراهای مختلف گزیده‌ شده و هر کدام به یکی از اساتید اختصاص یافته‌اند. اما به هر حال نوع اجراها همانی‌ست که از شکارچی انتظار داریم و به نظر نمی‌رسد تناسبی میان موسیقی و شخصی که موسیقی به او تقدیم شده وجود داشته باشد. توضیح چنین مسائلی در چنین آلبومی ضروری‌ست، اما پدیدآورندگان پنجگاه زحمتی به خود نداده‌اند. کیفیت صدا و تصویر هم بدتر از آن چیزی‌ست که انتظار می‌رود. پنجگاه بیش از آنکه شبیه به آلبوم در معنای مرسوم امروزی‌اش باشد، شبیه به پخش اینترنتی بخش‌هایی از چند کنسرت در رسانه‌های تصویرمحور است. اما با این حال، آلبومی که خالقش یکی از مهم‌ترین نوازنده‌های عصر حاضر باشد در هر شرایطی شنیدنی‌ست.

فعالیت‌های علی اکبر شکارچی را می‌توان به دو دسته‌ی آهنگسازی برای گروه سازهای ایرانی و نوازندگی ساز کمانچه تقسیم کرد. که البته همیشه بارزترین خصوصیت مشترک هر دو دسته تلفیق موسیقی کلاسیک ایرانی با موسیقی منطقه‌ی لرستان بوده است. در دهه‌ی شصت آهنگسازی‌های شکارچی برای گروه سازهای ایرانی، بیشتر از آنکه در راستای حفظ موسیقی لرستان باشند، نوآورانه و تجربی به نظر می‌رسیدند. و از همین ناحیه هم مورد نقد قرار گرفتند. جدای از اینکه در آن زمان حفظ ارزش محسوب می‌شد یا نوآوری، حالا بعد از گذشت چند دهه، از زاویه‌ای دیگر می‌توان به این آثار نگاه کرد: اگر ارزش تاریخی را تسامحاً کنار بگذاریم، این دسته از فعالیت‌های شکارچی در ارزش‌گذاری هنری نمره‌ی بالایی کسب نمی‌کنند؛ امروز یک گروه موسیقی دانشجویی می‌تواند آثار به مراتب نوآورانه و  پیشرفته‌تری خلق کند. اما آن دسته از فعالیت‌های شکارچی که به نوازندگی ساز کمانچه مربوط می‌شود هنوز هم بعد از گذشت سال‌ها دارای ارزش‌هایی فارغ از ارزش‌های تاریخی‌ست؛ برای یک دانشجوی موسیقی چون شکارچی نواختن رؤیاست. به نظر می‌رسد مسئله «پیشرفت» است. وقتی پای پیشرفت در میان باشد، تاریخ مصرف هم معنادار می‌شود. و شاید به همین دلایل باشد که رفته‌رفته از فعالیت‌های شکارچی در دسته‌ی اول کاسته و به دسته‌ی دوم افزوده‌ شده است.

پنج گاه علی اکبر شکارچی علیرضا جعفریان موسیقی سنتی ایرانی کمانچه

برای خرید و دانلود آلبوم پنجگاه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.4 ( 7 رای)
12 اسفند 1397
We Go Down And Water Rises 1

فراغ بالِ دست و پا بسته

نویسنده: علیرضا جعفریان

کافه‌مآب برایش اصطلاح مناسب‌تری‌ست از غربی‌مآب. اگر اهل کافه‌گردی هم نباشید لابد می‌دانید فضای کافه‌ها با بقیه‌ی نقاط شهر فرق دارد. صندلی‌ها، ظروف، رنگ‌ها، پوسترهایی که به دیوار چسبیده‌اند و خیلی چیزهای دیگر؛ همه‌ی این‌ها، در عین تنوع، رنگ و بو و شخصیت خاصی دارند که می‌توان آن را وجه اشتراک کافه‌های این روزها دانست. در مورد آلبوم «ما پایین می‌رویم و آب بالا می‌آید»، اصلاً از همین عنوان گرفته، تا طرح جلد، شعری که در توضیحات آلبوم نوشته شده و حتا فونتی که برای نوشتن شعر به کار رفته همگی در یک چیز مشترک‌اند: کافه‌مآبی. موسیقی بی‌کلامِ آلبوم هم با قابلیت بالایش در تصویرسازی ذهنی و همچنین توانایی برای همراهی فیلم، بی‌ارتباط با دیگر اجزای کافه‌ایِ آلبوم نیست.

هرچند نوعی تمایل به آهنگسازی در مفهوم غربی‌اش در قطعات پویان منصوری و میثم ستایش دیده می‌شود، اما در هیچ کدام از قطعات دغدغه‌‌ی ارائه‌ی موسیقی ایرانی در تلفیق با موسیقی غربی و یا مثلاً دغدغه‌ی ارائه‌ی چندصدایی موسیقی ایرانی وجود ندارد. در واقع تکنیک‌ها و شیوه‌های آهنگسازی هستند که باعث می‌شوند قطعات، با وجود مواد و مصالح موسیقایی ایرانی، به نوعی غربی به نظر برسند. دوری از دغدغه‌های مرسومِ موسیقایی به سازندگان آلبوم کمک کرده، بدون در نظر گرفتن پیش‌فرض‌های نظری مرسومِ این روزهای جامعه‌ی موسیقی، با فراغ بال و آزادی  هنری بیشتری آهنگسازی کنند.

استفاده از شیوه‌ها و تکنیک‌هایی که صحبتش رفت، در دو قطعه‌ی اول آلبوم، که یکی ساخته‌ی پویان منصوری و دیگری ساخته‌ی میثم ستایش است، در کنار ضبط و صدادهی خوبِ گروهی، موفقیت‌آمیز بوده است. اما مشکل اینجاست که این شیوه‌ها و تکنیک‌ها، به دلیل گستره‌ی محدودشان، خیلی زود تکراری و قابل‌ پیش‌بینی می‌شوند. و اینگونه دست و پای آهنگسازانی که از فراغ بال‌شان صحبت رفت، بسته می‌شود. واضح‌ترین مثال از این مشکل را در مقایسه‌ی یک دقیقه‌ی نخست قطعه‌ی دوم با یک دقیقه‌ی نخست قطعه‌ی چهارم می‌توانیم ببینیم‌: در هر دو دقیقاً ترفند موسیقایی یکسانی به کار رفته و فقط جای سازهای تار و کمانچه با هم عوض شده است. البته تفاوت‌های سبکی نیز در ساخته‌های آهنگسازان آلبوم دیده می‌شود. اما به طور خلاصه، هرآنچه که درباره‌ی کلیت آلبوم گفتیم در قطعات میثم ستایش به شکلی غلیظ‌ و در قطعات پویان منصوری به شکلی رقیق‌تر یافت می‌شوند.

علیرضا جعفریان نشر و پخش جوان ما پایین میرویم و آب بالا می آید پویان منصوری میثم ستایش

برای خرید و دانلود آلبوم ما پایین می‌رویم و آب بالا می‌آید به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.8 ( 8 رای)
29 دی 1397
بالا