نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

تگ: فاطمه فرهادی


Goftogooye Ney o Del 1

آتشی بی‌سبب‌افروخته

نویسنده: فاطمه فرهادی

سابقه‌ی انتشارِ آلبوم‌های تکنوازیِ عمدتاً بداهه، در دستگاه‌های مختلف، را می‌توان در کارنامه‌ی ویرتِئوزهایی همچون شهناز، کسايی، یا آثار منتشر شده از پایور و کمی جلوتر در کارهای لطفی، مشکاتیان و علیزاده جستجو کرد. تکنوازانِ مبرزی که جستجو در طول و عرض زندگی‌ هنری‌شان ما را به نقطه‌ای نخواهد رساند که بتوانیم بازه‌ای را به عنوان شروع کار و ناپختگی و یا اوجِ فعالیت و پختگی‌شان مشخص کنیم و شاید تنها بتوان دوره‌ی کاری آنها را، به سبب شیوه‌ی فعالیت‌شان، دسته‌بندی کرد. هرچه خلق کرده‌اند حرفی برای گفتن دارد و، هر بار که سازی زده‌اند، اثری کم‌نظیر از خود به جا گذاشته‌اند و انتشارِ آلبوم تکنوازی از آثارشان می‌تواند راهی باشد برای ثبت و انتقال آنچه از شیوه‌‌ی کاری و فنون اجرا (از سونوریته تا داینامیک و تسلط به جزییاتِ موضوعی) پیش می‌کشند. این قطعه‌ها معمولاً با ایده‌ی انتشار آلبوم پدید نمی‌آمدند، اما ضرورت تولیدِ چنین آلبوم‌هایی از نواخته‌های گاه پراکنده‌ی آنان کاملا روشن است. چرا که ثبتِ آنها همچون روشن کردن نقطه‌ای در دل این تاریخِ تیره و فراموشکار است و چاره‌ی کار برای تداومِ این هنر و انتقالِ درست و شاید ارتقاء آن در آینده.

از نیاز‌های یک نوازنده و آهنگساز، برای تولید یک اثر موفق و تاثیرگذار، آگاهی نسبت به گذشته و حالِ آثار مشابه تولید شده و نیم‌گاهی به آینده است. این آگاهی به او کمک خواهد کرد تا با ایده‌ای درست حرکت کند و گام‌های مناسب‌تری بردارد. «گفتگوی نی و دل» تکنوازی‌ای است از علی آزاد و شامل نُه قطعه، که هر یک به شیوه‌ای متفاوت ضبط و حتا با شیوه‌ای متفاوت میکس و مَستر شده‌اند.
آیا چنین تولیدی می‌تواند لحظات دلنشینی را برای مخاطبِ عام مهیا کند؟ آیا صِرف ثبتِ حال‌وهوایِ درونیِ نوازنده برای تولید یک اثر ایده‌‌ای بایسته و شایسته است؟

از همه‌ی این‌ نکته‌ها که بگذریم، یک اثر موفق حاصل انسجام فکری و کاری در تک‌تک عوامل تولید آن است: نوازنده‌ی توانا، صدابردارِ‌ متخصص، میکس و مَسترِ مؤثر، طراحی گرافیک فکر شده و مانندشان. نقص و فقدان بسیاری از این اصول در این آلبوم به شدت مشهود است و شاید همه‌ی ‌این‌ها نمایان‌گرِ ضرورت وجود یک ناشر آگاه باشد.

برای خرید و دانلود آلبوم گفتگوی نی و دل به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2
29 فروردین 1400
Mazamir 1

مزامیر مضرابی

نویسنده: فاطمه فرهادی

مزامیز همنشینی‌ای است متشکل از دو سازِ سنتورِ «دو کوکِ» بمِ یازده خرک، به نوازندگی علی بهرامی‌فرد و «دو‌تار معاصر» (؟) به نوازندگی مرتضی گودرزی. در قطعه‌ی اول، هریک از نوازندگان، به نوبت و با «ریز زدن»، ساز دیگری را همراهی می‌کند، اما رنگی از «دونوازی و امتزاج» در آن به چشم نمی‌آید. ارتعاشاتِ غیرقابل‌کنترلِ ریزِ سنتور، در همراهی با دوتار، آن را به صدایی مزاحم تبدیل کرده است.

آیا صِرفِ کنارِ هم نشستنِ دو نوازنده منجر به شکل‌گرفتن «دونوازی» ‌می‌شود؟ بدیهی است که نه. دونوازیِ موفق از همراهیِ دو ساز، از پدید‌آمدن ترکیب صوتیِ بدیع، در عینِ حفظِ استقلال، شکل خواهد گرفت؛ آنجا که دوتار و سنتور از نظرها غايب شوند و تنها طرح خوشی از اتفاق سومی در ذهن نقش بسته باشد. اما آنچه در قطعات «مزامیر» شنیده می‌شود هم‌صداییِ ممتدی است که فرصت ایفای نقش را از هر دو ساز و نوازنده‌های آن گرفته است. ایده‌ی پدیدآورندگان و بارقه‌هایی از دونوازیْ تنها در دو قطعه‌ی «ققنوس» و «عشق می‌تازد» نتیجه می‌دهد و شکل می‌گیرد. هرچند در «ققنوس» نیز هم‌صداییِ طولانی‌ای را تجربه می‌کنیم، که تا بیش از نیمه‌ی راه با ماست، اما قطعه بعد از آن به ثمر می‌نشیند و رنگ خوشی از دونوازی به گوش می‌رسد؛ بگذریم که در ادامه، با در انتظار نگه‌داشتنِ طولانیِ شنونده، برای خلقِ لحظه‌ی اوج و اثرگذاری و درافتادن به ورطه‌ی هم‌صدا شدن، رشته‌ی‌ این تلاش نیز پاره می‌شود.

تصميم ‌برای آوردن تنها یک قطعه همراه آواز، باید آن را تبديل به یک نقطه‌ی قوت می‌کرد، اما اجرای ضعیف همین قطعه نه‌تنها بر اثر نمی‌افزاید، بلکه پرسشی را به پرسش‌های بی پاسخ قبلی اضافه می‌کند.

از دیگر نکاتی که می‌توان به آن اشاره‌ کرد نحوه‌ی چیدمان قطعات است. آمدنِ سه قطعه‌ی طولانی، که هر یک از آنها حدوداً ده دقیقه است، آن هم در ابتدای آلبوم، و، در پیِ آن، آوردنِ قطعات کوتاه‌تر ـ شاید با چیدمانی بهتر و متناسب‌تر ـ مخاطب را بیشتر جذب می‌کرد.

توضيحات صاحبان اثر، در دفترچه، مبنی بر ساختِ منظومه‌ای درهم‌تنیده اما متناسب و متعادل را انتخابِ دو سازِ مضرابی و هم‌صداییِ مداوم متزلزل کرده است، همچنان‌که واژه‌ی منظومه‌ برای یک اثر موسیقایی نامناسب جلوه می‌کند.

برای خرید و دانلود آلبوم مزامیر به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
19 فروردین 1400
Zakhme Nahan 1

نشسته بر خاک سنّت

نویسنده: فاطمه فرهادی

«زخمِ نهان» دوپاره‌ای است که از تقابل کیفیِ بخشِ سازوآوازِ (امیر اثنی‌عشری و رامین جزایری) و بخشِ گروه‌نوازی (ساخته‌ی آرش کاووسی) شکل گرفته است؛ هرچه در بخش‌های سازوآواز با ظرافت و مهارتِ نسبی در اجرا روبه‌رو می‌شویم، در گروه‌نوازی با فقدان آن مواجهیم؛ تا آنجا که بخش ساز و آواز، با کمی قوام بیشتر، می‌توانست به عنوان آلبومی سرپا و مستقل منتشر شود. کیفیت اجرای ساز و آواز با تحریرهای دقیق، استفاده‌ی به‌جا از آواها و جواب‌آوازهای مناسبِ نوازنده به محقق شدن شعر و مفاهیم آن منجر شده است.

بخش‌های آهنگسازی‌شده رجعتی است به شیوه‌ی آهنگسازی دوره‌ی حفظ و اشاعه و کانون فرهنگی‌ـ هنری چاووش؛ اما، در این بازگشت، با ایده‌ی جدیدی روبه‌رو نیستیم. از یاد نبریم که وام گرفتن از شیوه‌ی پیشینیان با مطالعه‌ی روش آنها و بازنگری در آن است که اثری تازه، با ویژگی‌های مناسبِ زمان خود خلق خواهد کرد.

عوامل عدم‌موفقیت آلبوم در چند بخش نهفته است: آلبوم در مرحله‌ی پیش‌تولید و آهنگسازی، از ضعفِ بسط و گسترش در ملودی‌پردازی که نشان از بی‌طرح‌وبرنامه بودن آن است، در تولید و اجرا، از اجرایی آماتور و نهایتاً در پساتولید از  میکس و مستر بدون استراتژی رنج می‌برد. در این بخش، سازها جایگاه مناسب و ثابتی در تنظیم ندارند و هر بار از جایی متفاوت شنیده می‌شوند.

قطعه‌ی شماره‌ی سه، که نامِ چهارمضراب به خود گرفته، هشت هشتمی است که عمدتاً به وجودآورنده‌ی حس چهارمضراب در موسیقی ایرانی نیست. اجرای تصنیف‌ها (قطعه‌های شماره‌ی پنج و هفت) با تکرار زیادِ اشعار دچار حشو شده است؛ این همه تکرار، که در پس آن حس و هدف زیباشناسانه‌ای را نمی‌توان دنبال کرد، برای چیست؟

اشعار آلبوم از دوره‌های زبانی مختلف، از غزل کلاسیک تا غزل معاصر انتخاب شده‌اند، که منجر به تفاوتِ جهان‌بینی اشعار، معنای کلمات و ساختار آنها خواهد شد و یک شیوه‌ی آهنگسازی، برای تولید آلبومی موفق با آنها، کارگر نخواهد بود.

برای خرید و دانلود آلبوم زخم نهان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 3
11 فروردین 1400
Ma Seda Santoor 1

هم‌نشانیِ نافرجام

نویسنده: فاطمه فرهادی

«ما، صدا، سنتور» ۴۴ دقیقه تکنوازی سنتورِ پدرام جوادزاده و نوید توسلی است که در سه بخش ارائه شده است. قسمت اول را پدرام جوادزاده (در دو بخشِ «مجموعه‌ی ابوعطا» و «مجموعه‌ی بیات‌ترک-افشاری») و بخش دوم را نوید توسلی (با عنوان «مجموعه‌ی اصفهان») اجرا کرده است. تلاش نوازندگان برای خلق یک آلبوم، در همین ابتدا و تبدیلِ آلبوم به سه‌پاره، نقیضی است بر خلق یک آلبومِ یکپارچه؛ همچنان‌که در اجرای این سه بخش شیوه‌ی مرسوم اجرای دستگاهی نیز رعایت نشده است و این تقسیم‌بندی را سوال‌برانگیز کرده‌است. سخن به میان آوردن از هارمونی (به معنای هماهنگی و یا تکنیکی موسیقایی؟) در جایی که این ویژگی ــ چه در متن و چه در موسیقی‌ای که می‌شنویم ــ کمترین نقش را ایفا می‌کند، نمی‌تواند دلیل محکمی برای جبران این نقصان و علت گردآوردنِ قطعات در کنار هم باشد؛ گویی تصور بر این بوده که با متنی در دفترچه می‌توان چیزهایی را گواهی کرد و به اثر نسبت داد که اثر به آنها متصِف نیست.

اگر در توضیحات دفترچه از ژانر به معنای شیوه استفاده شده باشد (که به نظر نمی‌رسد چنین باشد)، قطعاً برای «استفاده از شیوه‌های متفاوت در رسیدن به یک جهان‌بینی هنری» نیاز به توضیح و عملکرد دقیقتری احساس می‌کنیم. همچنین اگر توضیح نوازندگان را برای حفظ استقلال‌شان در این آلبوم تحقق‌یافته تصور کنیم، در مقابل، خلقِ یک پیکره‌ی واحد قطعاً محقق نشده است.

در بخش سوم، استفاده از شیوه‌ی سنتورنوازی‌ای که به سنتورنوازی معاصر موسوم است، و تسلط بر تکنیکهای اجرایی در آن حرف اول را می‌زند، عملاً در اجرا با ضعف روبه‌رو شده است: لحظاتی سپری می‌شوند که به جای گوشنواز بودن حسی از درهم‌ریختگی را القا می‌کنند.

«ما، صدا، سنتور» نتیجه‌ی تلاش دونفره‌ی ناموفقی است برای ایجادِ پیوند میان دو شیوه‌ی نزدیک اما متفاوتِ سنتورنوازی، از دو نوازنده با اختلاف و نایکدستیِ تکنیکیِ مشهود در گردآوری یک آلبوم. تلاشی برای در هم تنیدنِ تارها با پودهایی از جنس‌های متفاوت، اما بی هیچ طرح و نقشِ مستحکم یا حتا بنیادینی. نتیجه طرحی است مغشوش و بی‌هدف، که شاید در بعضی قطعات و به تنهایی، شنونده را جذب کند، امّا در قالب یک آلبوم موسیقی قابل پذیرش نیست.

برای خرید و دانلود آلبوم ما، صدا، سنتور به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2.5
24 اسفند 1399
Bardasht 1

ناروندگی‌های فکر، مُدگردی‌های دیر

نویسنده: کارگاه مرورنویسی نویز: فاطمه فرهادی

اگر از کاربرد سرسری اصطلاحات در توضیحات (مانند «دیدگاه (مکتب)»، برای تفکیک شیوه‌های تارنوازیِ وزیری در مقابلِ درویش‌-میرزاحسینقلی-پسرش) بگذریم، و اگر بتوانیم این دو  را به مثابه‌ی مکتب در مقابل هم قرار دهیم، یا حتا اگر بتوانیم تارنوازیِ درویش و میرزا و پسرش را در یک شیوه بگنجانیم، این موضوع بر خواننده‌ی دفترچه  پوشیده خواهد ماند که چرا می‌باید شیوه‌ی این استادان را با مایه‌ی موسیقی کشورهای همسایه درآمیخت. آیا این آن‌چنان امری بدیهی بوده که هنرمند لازم ندیده، در مقابلِ آوردنِ توضیحات ناکافی و نادقیقی درباره‌ی شباهتِ لفظی و ساختاری مقام‌ها با مایه‌های ایرانی، قفل ایده‌ای را بگشاید (از باب نظری) که کارش را شکل داده است؟ توضیحات، برعکس چینش قطعات، ابتدا قسمت دوم را تشریح می‌کنند. چرا؟ ضربیِ بخش «راست» با الهام از یکی از آثار مراغه‌ای شکل گرفته که معلوم نیست کدام.

تمبر تار در قسمت اول «یادآور» سایه‌ای کم‌جان از ساز شهنازی است، در لحظاتی که او در تلاطم تنش‌ها و آرامش‌ها مضراب به آرامش سپرده است. در ساز زارعی، پس‌زمینه‌ای ممتد از صدای سیم‌های واخوان، بی توانایی توجه دادن شنونده بر مرکزِ صوتی‌ای که «باید و شاید»، به گوش می‌رسد. نسبت‌های شدت‌وری و تندای تکنیک‌ها یکپارچه نیستند و حرکت‌ها را به سویه‌ی مشخصی رهنمون نمی‌کنند. علاوه کنیم بر این‌ها کم‌بنیگیِ‌ ادای بعضی تکنیک‌های نه چندان دشوار را.

آوازخوان چراغی روشن نکرده و فرصت را برای به‌دست گرفتنِ تاثیرگذاری بر شنونده از کف داده است. او، همچون نوازنده، از مشکل عدم تسلط بر شدت‌وری و تندای تکنیکی رنج می‌برد و هیچ بخش صدایش تراوشی از احساس را بر دریافت خواننده نمی‌گیراند.

در بیات اصفهان وضع بهتر نیست. اگر ازین پیش سایه‌ای کمرنگ از شهنازی می‌شنیدیم، اینجا وزیری‌ای به گوش نمی‌رسد؛ شیوه‌ای که ساز هنرستانی‌های دهه‌ی پنجاه را نشانه رفته هنوز به ساحل نرسیده و گیج است میان چند شیوه، بی که جا افتاده باشد.

ایستایی بیش از حد ذهن و ناروندگیِ فکر مدگردی‌های توضیح‌داده‌شده در دفترچه را بی‌اثر کرده است. تغییر مُد در جای نامتعارف و به وقتِ نامتعارف است که اثر می‌گذارد، نه وقتی که شنونده را از گردش و ماندن در یک مُد سیراب کرده‌ای.

برای خرید و دانلود آلبوم برداشت به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 1.5
18 بهمن 1399
بالا