نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

تگ: مهدی امامی


Black Watermark2

به رهبری آواز

نویسنده: کامیار صلواتی

بنا بر نوشته‌ی خالقان نوروز صبا این آلبوم اثری با محوریت آواز است. این نظرگاه و انگاره، تکیه‌گاه اصلی هویت و تمایز اثر است؛ تکیه‌گاهی که سبب می‌شود نام مهدی امامی در شناسنامه و مشخصات آلبوم، پررنگ‌ترین و مهم‌ترین نام باشد. دیگر مولفه‌ای که قرار بوده هویت اثر را بسازد، یعنی ارجاع و اشاره به گوشه‌ی نوروز صبا، چندان نای هماوردی با تجلی نسبتاً برجسته‌ی انگاره‌ی نخست را ندارد:‌ به خلاف آنچه مولفان گفته‌اند، اثر چندان پررنگی از رد پای گوشه‌ی ملودیک نوروز صبا در اثر شنیده نمی‌شود و گوشه‌ی نوروز صبا نقش آن نخ تسبیح انسجام‌بخش یا تم تکرارشونده‌ی خلاقانه‌ای را ندارد که در اثری این‌چنینی از آن باید انتظار داشته باشیم. با اجرای گروهی این گوشه در نیمه‌ی ابتدایی آلبوم، گویی مرگ این ایده پیش از بلوغش درمی‌رسد.

آواز مهدی امامی در این اثر در قیاس با آثار دیگرش، به واسطه‌ی تلاش برای آوازمحور بودن اثر، گویی آزادی بیشتری دارد تا به ویژگی‌های سبکی‌اش پایبند باشد؛ آوازی پرچنب‌‌و‌جوش و پویا. جنب‌و‌جوش آواز او در شکل و سرعت ریتمیک جمله‌های آوازی و دامنه‌ی تغییرات فرز و گسترده‌ی زیرایی نمود می‌یابد و البته تحریرهایی کم‌تعداد که با دقت و وسواس و گزیدگی در بافت جملات آوازی جاگذاری شده‌اند.

آواز در این اثر چون راهنمایی است که مسیر پیش‌رو را به گروه می‌نمایاند. بارزترین جلوه‌ی این ایده در ساز و آواز آغازین آلبوم هویداست؛ آن‌جا که سنتور درآمدی نسبتاً مفصل در همایون می‌نوازد و تقریباً به محض ورود نامنتظره‌ی آواز، مستقیماً به سمت چهارگاه هدایت می‌شود. در ادامه باز آواز است که به ناگاه دست هم‌نواز را می‌گیرد و به همایون بازش می‌گرداند. این انگاره‌ی جذاب اما چندان پر و بالی نمی‌یابد؛ ایده‌ای که می‌توانست به خلق اثری ناب منجر شود، و البته نباید فراموش کرد که پیگیری چنین ایده‌ای در تصنیف یا سایر گونه‌های اجرایی قاعدتاً دشوارتر و چالش‌برانگیزتر هستند.

در مجموع، در این آلبوم با دو ایده‌ی محوری طرف هستیم؛ یکی هدایت‌گری و رهبری آواز در شئون مختلف پیشروی اثر، و دیگری تأکید و تکرارهای گونه‌گون گوشه‌ی نوروز صبا، اما هیچ‌یک از این دو ایده آن‌چنان که شایسته‌شان است گشوده و پرورده نمی‌شوند. 

برای خرید و دانلود آلبوم نوروز صبا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.8 ( 5 رای)
27 فروردین 1398
Man Haman Nay Am 1

تکثیرِ نفیر

نویسنده: سعید یعقوبیان

موسیقی در «من همان نای‌ام»، مبتنی بر پتانسیلی‌ست که نخستین بار محمدعلی کیانی‌نژاد در آلبومِ «دف و نی» (1373) نشان داده بود؛ تجربه‌ی موسیقیِ چندصدایی با نوشتنِ چند خط برای نی در کنار ساز کوبه‌ای و آواز. آنچه این اثر با آهنگسازیِ کنش‌گرِ جهانگیری بر آن پتانسیل افزوده، بهره‌گیریِ او از نگاهِ دوری به عنصرِ ریتم، گاه پیوندِ تحریریِ (ملیسماتیکِ) شعر و موسیقی، و چند خط‌شدنِ آواز در آغاز و پایانِ اثر است. علاوه بر اینها مهدی امامی نیز در آواز خود، در کنار نوانس‌های پررنگ و صدایِ همیشه بی‌قرارش چنین ایده‌هایی به کار بسته است: گسترش دامنه‌ی مقام از هر دو قطبِ زیر و بم (گستره‌ی صوتیِ بیتِ نخستِ آواز، یک فاصله‌ی دهم است)، تأکید و لنگرانداختنِ گاه‌به‌گاه بر نغمه‌های غیرفونکسیونلِ مقام که ایجاد تعلیق می‌کند و گاه حتی بر روی نغمه-هایی خارج از اشلِ مقام (مانند آن لحظه‌ای که پرده‌ی چهارگاه را نشان می‌دهد)، تکرار واژه‌ها از میانه‌ی مصراع و گاه از میانه‌ی یک رکنِ عروضی، ایست‌هایِ ناغافل و نامعمول (مانندِ «نی نفَس می‌خواهد از ما!...») و در نهایت ایجاد التهاب در فرازها با افزایش پله‌پله‌ی دینامیسم به موازاتِ تکرارِ واژه‌ای از شعر.

اما این خشت‌ها چه بِنایی ساخته‌اند؟ دوازده ترَک، با تناوبِ آوازی-ضربی که، اگرچه تأثیرِ همان شروعِ میخکوب‌کننده‌ی آلبوم کافی‌ست تا چند بخشِ بعد را نیز با نشئه‌ی آن شنید اما، گنجاندنِ چهار بخش ساز و آواز، موسیقی را که تماماً در فواصل شوشتری‌ست در نهایت، اندکی دچار تکرار و تطویل کرده‌است. شاید ایده‌ی محوریِ این مجموعه (ساختِ موسیقی‌ای با نی و بر روی شعرهایی مرتبط با نی: خوانشِ مثنویِ «بانگ نیِ» سایه که اثر به او نیز تقدیم شده و وصلِ آن به «نی‌نامه»ی مولوی) چنین چینشی را سبب شده باشد اما با کوتاه کردنِ ساز و آواز و گزینشِ بهتری از مثنویِ سایه، با حذف بیت‌هایی مانند «عاشقان در زندگی زاینده‌اند/عاشقان در عاشقان پاینده‌اند»، موسیقی می‌توانست حتی گزیده‌گوتر باشد و نافذتر. شگردهای شخصی و جذاب خواننده نیز به این اطاله کمکی نکرده‌اند به ویژه که در میانه‌ی این روایت، یک بخش آوازِ ضربی نیز گنجانده شده‌است. اما بخش پایانی و تصنیف، با درهم‌تنیدگیِ متراکم و پر انرژیِ عناصر موسیقی، شکوهِ آغازین را به اثر بازمی-گرداند.

سیامک جهانگیری سعید یعقوبیان مهدی امامی کلاسیک ایرانی نبیل یوسف شریداوی نی هوشنگ ابتهاج

برای خرید و دانلود آلبوم من همان نای‌ام به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.8 ( 5 رای)
26 اردیبهشت 1397
Tasnif Haye Aref Ghazvini 5

بی پنجره‌ای به فردا

نویسنده: فرشاد توکلی

هر مجموعه‌ای که محتوای خود را از تاریخ بر می‌گزیند موظف است مخاطب را از دو حیث مطمئن کند: "چه‌چیز" را "چطور" پیش می‌نهد. در "چه‌چیز" اطلاعاتِ مربوط به گذشته مستتر است و در "چطور" هرچه هست امروز است؛ "چطور" همواره همبسته‌ی خوانِش است. این هم‌نشینیِ گذشته و امروز بی‌گشودنِ دریچه‌ای به فردا ناتمام خواهد ماند و دریچه‌ای به فردا باز نمی‌شود، مگر با برداشتنِ وزن تاریخ از دوشِ امروز ــ تکلیفِ یک مجموعه‌ی تاریخی باید با تاریخ روشن باشد.

ارزیابی چنین مجموعه‌هایی، نیز، نیازمندِ تفکیکِ همین دیروز و امروز است. برای آن‌که "چطور" را ارز یابیم باید حدود و ثغورِ "چه‌چیز" را بدانیم. تصنیف‌های عارف قزوینی چنین تفکیکی به‌دست نمی‌دهد و، علی‌رغم کوشش چهارساله‌ای که در جهت کامل بودن پشتِ سرش بوده، نه‌تنها در ذکر و تفسیرِ وقایعِ تاریخی بی‌دقت و جانب‌دارانه عمل کرده است، بلکه در استناد ملودی‌ها به عارف قزوینی نیز مطمئن‌کننده نیست؛ مجموعه صحتِ ملودی‌ها را به فرید خردمند نسبت می‌دهد، بی‌آن‌که در وجاهتِ چنین ارجاعی کوشش کند. این‌چنین، تکلیف مجموعه با تاریخ روشن نیست و، بنابراین، بارِ تاریخ را بر دوش سنگین‌تر نیز می‌کند.

بیش از این، در این مجموعه با نزدیک به سه ساعت و نیم موسیقی روبروایم؛ بیست‌ونُه تصنیف، که طول برخی با اجرای چندباره‌ی ملودی به بیش از ده دقیقه رسیده است (برای مثال: "چه شورها"، "دل هوس"، "شوستر"، "گریه‌ی مستی"). تصنیف‌ها در لابه‌لای مقدمه‌ها و عبارت‌های بینابینیِ سازی‌ای اجرا شده‌اند که اگر فرصت شنیدنِ برخی نوازندگی‌های جذاب و دلنشین را به‌دست نمی‌دادند، بیشتر مزاحم به‌نظر می‌رسیدند تا پشتیبان و همراه. اما بارِ اصلیِ تفسیرِ اجراییِ این آثار، همان‌طور که انتظار می‌رود، برعهده‌ی خواننده‌ی آلبوم (مهدی امامی) افتاده است، که لحنی ویژه و گاه عمیقاً تأثیرگذار دارد؛ هرچند همان خصائصی که در ویژه‌بودنش دخالت دارند در مواردی از وضوح کلمات و جذابیتِ کار می‌کاهند.

تصنیف‌های عارف قزوینی تلاش‌های دیگری را نیز باز می‌تاباند. نوازندگان، در هم‌نوازی‌هایشان و با پافشاری، خطوطِ اصلی ملودی‌ها را متفاوت می‌نوازند. این دگرصدایی (Heterophony)، که واضحاً سعی می‌کند از چندصداییِ طراحی‌شده، تک‌صدایی و هم‌صدایی ـ هم‌زمان ـ فاصله بگیرد، اجراهای سازی را تاحدی شنیدنی‌تر کرده است؛ هرچند، برخلاف ادعای کتابچه‌ی همراه، هم‌نوازی‌های باقی‌مانده‌ی "قَجری" آینه‌ی چنین روشی نیست.

کلاسیک ایرانی مهدی امامی فرشاد توکلی امیر شریفی فرید خردمند تصنیف های عارف قزوینی

برای خرید و دانلود آلبوم تصنیف‌های عارف قزوینی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

02 اردیبهشت 1397
Tasnif Haye Aref Ghazvini 1

«قدیم»ی‌تر از عارف

نویسنده: سعید یعقوبیان

اجرایِ مقبولِ همه‌ی تصنیف‌های عارف در یک مجموعه، درباره‌ی شخصیت او و تصنیف‌سازی‌اش و در مورد تصنیفِ قاجاری به طور عام، فرصتِ تأملی دیگر می‌دهد. ازاین رو هر چند تصریح شده که هدف، گردآوریِ نمونه‌ای آرشیوی یا آموزشی نبوده اما می‌توان چنین کارکردی نیز برای این مجموعه قائل شد وگرنه با تمام تلاشی که در شنیدنی‌شدنِ اجرای همه‌ی بندهای تصانیف شده، هنوز شنیدن سیزده دقیقه تکرارِ تضرعِ عارف برای ماندنِ مورگان شوستر در ایران، در مقامِ یک اثر موسیقی چندان توجیهی ندارد*.

باری؛ گوش سپردن به یک دوجین تصنیف قدیمیِ طولانی از یک مُصنِّف آن هم با اجرای تمامی بندها، ملال‌آور به نظر می‌رسد؛ به ویژه که از چهارگاه و نوا و همایون خبری نیست و تصانیف، دو سه مایه بیشتر ندارند. برای نجات از این رخوت احتمالی، جملات به پیشوازها و بدرقه‌ها آراسته ‌شده و گاه با افزودن میان‌بندهایی -موزون یا آوازی- در بافتی هتروفونیک، بندها از هم متمایز شده‌اند. نیز تصانیف، سازبندی‌های متنوع دارند و شیوش‌های مختلفی برای سازها به کار رفته‌است. حاصل، خوانش جدیدی از موسیقی عارف شده و طرفه آنکه برآیندِ این ایده‌ها در مقایسه با نمونه‌های معاصر دیگر (به ویژه فرامرز پایور) کهن‌تر صدا ‌می‌دهد.

در این میان در حصول این روایتِ (Narration) دیگر، نقش خواننده ویژه‌تر بوده‌است‌. موسیقیِ عارف یعنی تصنیف و نه چیز دیگر؛ و تصنیف نیز به مفهومی که در زمانه‌ی ما یافته یعنی موسیقیِ موزونِ شکل‌گرفته بر پایه‌ی یک شعر و خوانده‌شدنِ آن. بر این اساس با تمام ترفندهای سازیِ موسیقی، اگر آواز در شنیده‌های پیشین حبس می‌ماند، کِشته‌های گاه ریشه در موسیقیِ قدیم و گاه برآمده از ذوقِ سرپرست اجرا، در نهایتِ امر پایمال می‌شد. حتی بااینکه در مواردی (مانند شکستن هِجاهای کشیده به کوتاه و بلند و گذاشتن مصوتِ  -ُ  و اصرار بر این نحوه‌ی عمل در تمامیِ مواردِ نوشته شده در دیوان عارف) روالِ کار از پیش تعیین‌شده بوده، بااینحال شالوده‌شکنی‌ها و خلاقیت‌های شخصی خواننده، در نهایت بر چنین رویکردهای ثابتی غلبه یافته‌اند.

آنچه از جانِ دردآلودِ یک «تصنیف‌سازِ صاحبِ یک ذوق سلیم» جوشیده، امروز پس از یک قرن هنوز بر دل می‌نشیند و می‌شود زمزمه‌اش کرد؛ که هنرِ عارف است و بازگویِ هم‌داستانیِ قدیمِ «ما»ست با روزگار او.


* مورگان شوسترِ امریکایی که در اردیبهشت 1290 برای نظم و نظام بخشیدن به امور مالی مملکت وارد ایران شده بود، در آذرماه با اولتیماتومِ روسیه، مجبور به ترک ایران شد و عارف در واکنش به این قضیه تصنیف «شوستر» را ساخت. (کتاب «چرخ بی آیین»، فرهود صفرزاده، نشر فنجان،تهران 1394، ص32)

تصنیف «از کفم رها» از آلبوم «تصنیف‌های عارف قزوینی» با اجازه‌ی شفاهی مدیریت محترم نشر ماهور و با اطلاع مجریان آن اثر، در «نُویز» قرار گرفته است. مجوز پخش این قطعه به شکل حاضر، صرفاً برای استفاده در این رسانه‌ بوده و نشر آن به هر نحوی در فضای مجازی منوط به اجازه‌ی ناشر است.

تصنیفِ «از کفم رها»
سالِ تصنیف: 1292 شمسی
اجرای عبدالله دوامی و درویش خان (1293)


 

تصنیف «از کفم رها»
اجرای محمدرضا شجریان و گروه پایور (1358)


 

تصنیف «از کفم رها»
اجرای مهدی امامی؛ سرپرست اجرا: امیر شریفی (1395)

برای خرید و دانلود آلبوم تصنیف‌های عارف قزوینی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.5 ( 7 رای)
15 اسفند 1396
Concert Naghme Haye Morakab 2

خیر الامور اوساطها

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

شگفت نیست اگر موضوع هر گرایشی به امر کلاسیک توازن و تعادل و تناسب باشد، دست‌کم با نیم نگاهی به تجربه‌های تاریخی. در آلبوم «کنسرت نغمه‌های مرکب» نقطه‌ی تمرکز توجه همین است، چنان‌که حتا دفترچه‌ی آلبوم نیز به قلم ساسان فاطمی بیانیه‌وار بر آن انگشت می‌گذارد و بارزش می‌سازد. تنها چیزِ دور از میانه خودِ زمینه‌ای است که اثر بر آن بنا شده و این پرسش که نگاه به سایه‌های موسیقی تیموری و چنین محافظه‌کاری گذشته‌گرایی چگونه امروز می‌تواند روی دهد. دراین‌باره و همه‌ی چالش‌های سر راهش، از ناممکنی امروزین یک نظریه‌ی همه‌شمول تا نقش تخیل در بازخوانی امروزی امور دیروزی و ...، بسیار گفته‌ام و گفته‌اند (شاید حتا بسی بیش از آن که گنجایش ذاتی چنین جریانی باشد).

باری از این که بگذریم موسیقی -باز هم به گفته‌ی دفترچه- باید روی پای خودش بایستد و به چیز دیگر متکی نباشد (می‌توان زیر لب زمزمه کرد «به دفترچه نیز») پس برای دریافت، روی کردن به سوی موسیقی‌ای که ضبط شده از یک اجرای حقیقی زنده است، کفایت می‌کند. پس از تعادل و تناسب (حتا در نسبت با همتایان دیگر)، کنش معطوف به ترکیب در جای‌جای اثر خودنمایی می‌کند. از همان آغاز هنگامی که ملودی مشهور با عناصری از فرهنگ‌های موسیقایی همسایه در پاساژهای عود، پیوند می‌خورد سرشت پیوندی برابر می‌ایستد و تا پایان به شکلی موفق ترک نمی‌شود. نباید شوق شکوفنده در پیوندها بازمان دارد که ببینیم ترکیب‌گری با همه‌ی موفقیت نقطه‌ی طرح پرسش نیز است. مرکب بودن نغمه‌ها در میان همگنان تا حدودی به چشم می‌خورد و پیامد ناگزیر ذات اندیشه‌ای است که چنین آثار از بستر آن برمی‌آیند، در نتیجه به خودی‌خود مبنای ارزشی نیست (چنان که در «موسیقی تلفیقی» نیز نبود).

چندو‌چون ترکیب که بیشتر در رویاروی خط آواز زیبا و قدرتمند و عود (تقابل لهجه، تکنیک‌ها و صدادهی)، تغییرات مدال و فرم رخ داده برخلاف نمونه‌های دیگرِ همراه با بزرگنمایی (اغلب در بیان لفظی) شکلی از انسجام را رقم می‌زند. انسجامش در احساس تداوم منطقی مدال، یا بهتر بگوییم فقدان تقریبی افت‌وخیزهای حیرت‌آور (نبود نقطه‌های شاخص متمایز)، در بی‌سروصدا دگرگون شدن نمود می‌یابد؛ امری بیشتر حاصل از اشتیاق به تعادل و میانه‌روی و دوری از تهور تند.

 

برای خرید و دانلود آلبوم نغمه‌های مرکب به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

06 اسفند 1396
Naghsh Group Fajr 33 6

دل‌پذیری یک نظم برهم‌ریخته

نویسنده: کامیار صلواتی

شروع نفس‌گیر برنامه‌ی گروه نقش، نوید کنسرتی شنیدنی را می‌داد: در سکوت محض سازها، آوازخوان، مهدی امامی، با تکنیکی شبیه به فاصله‌گذاری در هنرهای نمایشی، شنوندگان را در نوا چنین ندا داد: «بشنوید ای دوستان این داستان/ خود حقیقت نقد حال ماست آن». برنامه با این روند معکوس از آوازی عریان آغاز شد و به قطعه‌ای مفصل و پرداخته‌ شده شبیه به پیش‌درآمد رسید.

برنامه در طرح کلّی‌اش، شباهت چندانی به اجراهای مألوف موسیقی دستگاهی نداشت. از این لحاظ، این اجرا به‌کلّی از آثار پیشین آهنگساز متمایز بود. در قیاس با ذهنیت موجود از توالی قطعات یک نوبت رایج دستگاهی، این برنامه به پازلی جابه‌جا امّا فکر شده می‌مانست. با این‌حال، از لحاظ مدال و تکنیک‌های اجرایی و نیز ریتمیک تا حدّ قابل‌توجهی به نظام موسیقی دستگاهی وفادار بود. در کنار این‌ها، آهنگساز نگاهی به ویژگی‌های «موسیقی قدیم» داشت؛ از شخصیت اجرایی نوازنده‌ی سازهای کوبه‌ای در قسمت اوّل کنسرت تا ترنم‌های ضربی گروه و نیز الهام‌گیری از بعضی از فرم‌های قدیمی‌تر موسیقی کلاسیک ایرانی.

رپرتوار گروه نقش محمل بعضی مشخصه‌های آشنای آوازخوان و آهنگساز/سرپرست نیز گروه بود؛ از جمله نگاه خاصّ آهنگساز به «گروه‌نوازی» در موسیقی کلاسیک ایرانی، که پیش از این در «حزّان» شنیده شده بود. هم‌چون برخی تجربیات پیشین مهدی امامی، تغییر حال‌و‌هوای مدال به‌واسطه‌ی تغییرات سریع در رجیسترهای اجرایی به‌وسیله‌ی پاساژ یا تغییرات ناگهانی و منفصل جملات آوازی در محدوده‌ی صوتی اجرایی جملات گاه زمینه‌ساز مدولاسیون‌ یا پیش‌روی مدال برنامه می‌شدند. علاوه‌ بر این‌ها باید به ایده‌های جذاب ریتمیک/ملودیک آهنگساز در بعضی قطعات متریک باکلام1، اجرای کم‌نقص گروه و تقسیم معنادار نقش سازها در قطعات اشاره کرد.

نکته‌ی ستودنی درباره‌ی مهدی امامی، انتخاب‌های هوشمندانه‌ی او در سال‌های فعالیت حرفه‌ای‌اش بوده است. مهدی امامی به‌واسطه‌ی این اجرا و آثار دیگری که در آن‌ها در نقش خواننده ظاهر شده است، شخصیت یک آوازخوان حرفه‌ای و فرهیخته را از خود نمایانده است؛ شخصیتی حرفه‌ای که شنونده با دیدن نامش بر روی اثری جدید، تا حدّی از شنیدنی بودن آن اثر آسوده‌خاطر می‌شود. 

عکس از علیرضا رمضانی


1- از آن‌جایی که در این برنامه بروشوری ارائه نشده بود، اشاره به قطعه‌ای خاص بدون دسترسی به اطلاعات و نام‌و‌نشان آن‌ها ناممکن است. 

30 دی 1396
Concert Naghme Haye Morakab 1

بندبازی روی مرز

نویسنده: کامیار صلواتی

بیایید روایت تاریخی «نئوکلاسیک‌»ها را بی‌چندوچون بپذیریم: موسیقی کلاسیک ایرانی از دوران صفویه راه خود را از موسیقی‌های هم‌خانواده‌ی خویش جدا کرده و به هردلیلی، چه دلایل درون‌موسیقایی و چه عوامل مخل بیرونی1، اندک‌اندک ویژگی‌هایی متمایز نسبت به موسیقی‌های هم‌خانواده‌ی عربی و ترکی یافته است. پس از گذشت قریب به پانصد سال، این راه جدا شده قاعدتاً باید چنان از همسایگانش دور شده باشد که تلاش برای بازگشت به مرزهای موسیقایی پیش از این پانصد سال با وجود هنجارهای فعلی موسیقایی کلاسیک ایرانی بسیار دشوار شود. این هنجارها نه با فسون آواز و آوازه‌ی همایون شجریان در شوق‌نامه به پذیرفتن پیچیدگی‌ها و غربت آن نوع موسیقی تن داده بودند نه با تلاش‌های روشنگرانه‌ی طرفداران «نئوکلاسیسیزم»؛ پس با این گوش‌های ناآشنا به نغمه‌های –اکنون- ترکی و عربی چه باید کرد؟‌

«نغمه‌های مرکب» پاسخی ظریف به این سوال است. از لحظه‌‌های اوّلی که سی‌دی پخش می‌شود، قلابی ذهن و گوش آشنا به موسیقی کلاسیک ایرانی امروزی را با خود می‌کشاند به آن‌جا که خود می‌خواهد. آغازی در بوسلیک2، با تأکیدی ویژه روی محتوای شعر با گریز از تکرار نظم ریتمیک ملیسماتیک تجربه‌های پیشین طرفداران موسیقی نئوکلاسیک، اوّلینِ این قلاب‌هاست. پس از این شروع گیرا، شنونده به دنیای رنگارنگ اپیزودهای «نشید کبیر» پرتاب می‌شود و می‌تواند آن وجوه ناشناس و کمابیش پیچیده را با اشتیاق و آمادگی ذهنی بیشتری درک کند.

نغمه‌های مرکب، که برای دست یافتن به این مطلوب خویش همواره روی این مرز گام برمی‌دارد، سرشار از این به‌اصطلاح «قلاب»هاست؛ قلاب‌هایی که گاه برای شنونده خصلتی بینامتنی هم می‌یابند. محتوای شعری ساز و آوازهای اوّل و دوم یادآور آواز بسیار مشهوری با صدای محمدرضا شجریان هستند3، از آن‌سو طرز اجرایشان ردّی آشکار از «تقسیم»های عربی و ترکی با خود دارند و جایی دیگر همین‌که باز بارِ این ناآشنایی هنجاری اندکی فزونی می‌یابد، «نقشـ»ی گوش‌آشنا اجرا می‌شود4. بدین‌ترتیب، شاید «نغمه‌های مرکب» را بتوان الگویی درونی‌شده‌تر از تلاش‌های پیشین «نئوکلاسیک»ها دانست: روبنایی از تمهیدات نسبتاً آزادانه‌ و امروزی‌تر که روی زیربنایی از ایده‌های فرمال و انسجام‌بخش موسیقی حوزه‌ی ایرانی-ترکی-عربی سوار شده است.


1- مانند تغییر ناگهانی روحیه‌ی شاه‌تهماسب یا اوضاع آشفته‌ی دوران زندیه و افشاری.
2- با ملودی‌تیپ آشنایش؛ چنان که در تصنیف معروف خالقی روی شعر «حالا چرا»ی شهریار هم شنیده‌ایم.
3- به شباهت «ای باد صبح آهسته‌تر ترسم خبردارش کنی/ آشفته سازی سنبلش از خواب بیدارش کنی» و «ای آفتاب آهسته نِه پا در حریم یار من/ ترسم صدای پای تو –خواب است- بیدارش کند» توجه کنید.
4- نقشی که پیشتر با اجرای گروه عبدالقادر مراغی و صدای همایون شجریان شهره شده بود. 

برای خرید و دانلود آلبوم نغمه‌های مرکب به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.4 ( 7 رای)
26 دی 1396
بالا