نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

تگ: هوشیار خیام


Black Watermark7

مساله‌ی اصلی

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

«داستان چندگانه»ی آفرینشِ سوی دیگر، «پرتره‌ی یک زن»، «مفهوم مجرد زنانگی»، «ستایش زنانگی» و «تصویر شهری خیالی» یا «متروکه» به کنار، این آلبوم هم مانند بخش بزرگی از کارهای اخیر هوشیار خیام مساله‌ای مهم‌تر را تعقیب می‌کند؛ همان که «آونگی بین شرق و غرب»۱می‌خواند. مساله‌ی اصلی تعیین موقعیت او به عنوان یک انسان است و نسبتش با همه‌ی سنت‌های موسیقایی که به درجات از آنها چیزی به گوشش رسیده یا آموخته است (مخصوصا موسیقی کلاسیک غربی در گسترده‌ترین مفهوم). موقعیت او (و شاید همه‌ی ما) به عنوان انسان در عصر تعاملات فرهنگی گسترده، تعیین تکلیف با دو یا چندزبانگی را ایجاب می‌کند.

هوشیار خیام که پیش‌تر هم راه‌هایی را در این راستا آزموده بود (اغلب در ترکیب با موسیقی ایرانی یا اخیرا اجرای مجدد آثار رپرتوار کلاسیک) حال در سوی دیگر، منظومه‌اش را گسترده‌تر کرده و پازلی بزرگ از تکه تکه‌های فرهنگ‌های موسیقایی یا تصور خودش از آنها را در سطح کارش پخش کرده، مانند یک تابلو با عناصر نقل شده از جاهای مختلف، پر از رنگ و شکل‌های متفاوت و حتا در نگاه اول ناساز.

چنین جستجوی مثالی‌ای‌ که کار هر هنرمند امروزی‌ می‌تواند باشد به چند چیز نیاز دارد. نخست تعادل، افراط نکردن و معتاد نشدن به رفتار عتیقه‌فروشان و سمساران که در این راه بسیار مهم است وگرنه آثار به سرعت می‌تواند تبدیل به انبانی از خرده‌ ریزهای پراکنده‌ی گرد هم آمده فقط به صرف آشنایی آهنگساز شود. دوم  یافتن منطق درونی هر تکه‌ی برداشته‌شده و پیدا کردن راهی برای همنشینی‌اش با دیگر تکه‌ها (لزوما نه از طریق شباهت بلکه حتا از راه تضاد). در فقدان چنین رهیافتی، اثر علاوه بر انباشته شدن از باسمه‌های جهانگردانه بسیار تکه پاره هم خواهد شد. و سرانجام سوم، دریافتن این که کدام عناصر و تکه‌ها را می‌توان از خود در کنار اینها چید و چه موقعیتی به آنها داد. بدون توجه به این موضوع سوم هم اثر دیگر پاسخ آن مساله‌ی مهم‌تر بند نخست نخواهد بود. هوشیار خیام حتا تنها به اعتبار سوی دیگر، در راه برطرف کردن همین نیازهای سه‌گانه گام برمی‌دارد.


۱- همگی نقل‌شده از متن شرح خود آهنگساز در دفترچه‌ی‌ آلبوم.

برای خرید و دانلود آلبوم سوی دیگر به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
12 مرداد 1398
Fajr Vahdat61 4 Copy

شخصی‌ترین کنسرت

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

این شخصی‌ترین کنسرت جشنواره‌ی فجر بود. می‌گویم شخصی‌ترین چون به معنایی مثبت (و نه بی‌اعتنایی به مخاطبان) همه‌ی ابعاد اجرای هوشیار خیام در نسبت با خود او و زیست موسیقایی‌اش و درهمان‌حال برای خود او تعیین شده بود. خیام سال‌هاست به عنوان نوازنده‌ی پیانو تنها مشغول اجرای آثار خودش یا آثاری که به فضای موسیقایی خودش نزدیک‌تر است، بوده. درنتیجه به‌تدریج به نوعی نوازنده-آهنگساز بدل شده که اجرا و آفرینشش تفکیک‌ناپذیر است.

نزد نوازنده‌ای با این اوصاف انتخاب رپرتوار مالوف کلاسیک بازگشتی است به توانایی‌های فراگرفته در دوران آموزش که تعطیل مانده. چنین بازگشتی برای او نه یک بازگشت ساده یا تغییر ذائقه و استراحت کوتاه بلکه به عنوان تعیین تکلیف با بخشی از تجربه‌ی زیسته‌ی موسیقایی خودش جلوه می‌کند. در چارچوب این طرح و جهت کلی اگر از چشم هنرمند اجراکننده ببینیم می‌توان توجیهی برای بسیاری از کیفیت‌های اجرایی یافت.

درظاهر رسیتال با اندک آموزشی همراه بود. گفتگوهای نوازنده میان قطعات و شرح نسبتا طولانی ارائه‌شده همراه برنامه‌ی کنسرت (Statement) هر دو در توضیح قطعات، موقعیت تاریخی‌شان و شان حضورشان در میان ما و ... در نظر اول ارائه‌ی اطلاعاتی به شنوندگان بود اما با دیدی دقیق‌تر مونولوگی بود میان نوازنده و خودش برای این که نسبت این رپررتوار و سبک‌ها را با خودش و هویتش بکاود. پرسش اصلی او از خلال این صحبت‌ها این بود؛ آن آثار چه نسبتی با هویت خودش دارند؟ و چرا سودای اجرایشان به سراغش بازگشته است؟ این را البته واضح نمی‌گفت.

توضیحات موسیقی‌شناسانه (فارغ از درستی)، حرکات نمایشی اجرایش، و کیفیت‌های موسیقایی همه در این میسر برایش توجیه‌پذیر می‌شد. درست از همین راستای دید است که اجراهای او از پرلود و فوگ‌های باخ با آن صدادهی عجیب نزدیک به موسیقی معاصر (مثلا پرلود و فوگ دو مینور) را می‌توان درک کرد(حتا راول و دبوسی‌اش را). در جهانی که تفسیرهای رومانتیک آثار باروکی نیز منسوخ شده تنها با این توجیه می‌توان تفسیرهای مدرن‌تر از آنها را دریافت (البته این نباید موجب نادیده‌انگاری همه‌ی اشتباه‌ها و اشکالات اجرایی/تفسیری وی شود). تلویحا به باور خیام آنها تنها از آن حیث که نسبتی با صدای معاصر ما/خودش بیابند می‌توانند به دنیای امروز ما بیایند.


عکس از مانی لطفی‌زاده

04 اسفند 1397
farid 2

زیبایی آشکار

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

اولین چیزی که از شنیدن موسیقی فرید عمران نصیب می‌شود، همان ویژگی عمده‌ی موسیقی او است. و آن چیزی نیست جز تعهدش به زیبایی. زیبایی تقریباً به همان مفهوم کاربرد روزمره‌ی کلام، نزدیک به خوشایندی، نه به معنای نوعی خصوصیت محتوایی پنهان در لایه‌های زیرین اثر یا یک امر زیباشناختی پیچیده. چیزی که می‌شنویم به سادگی زیبا است. لطیف است. خودش زیبایی خودش را نشان می‌دهد. نیازی نیست زیاد به دنبالش بگردیم. خودش از پنجره داخل می‌آید.

عمران در این راه دشوار هیچ ابایی ندارد که با یک ملودی شناخته‌شده‌ی احساساتی کار کند (مثل «بِرسوز برای لدا»). آن را آرایش تازه‌ای بدهد و حتا نرم‌تر از روز اول به گوش ما برساند. به رسم بسیاری از آهنگسازان پیانو پیش از خودش به سراغ ترانه‌های محلی برود و از آنها تنظیم‌های ساده و صمیمی به دست دهد، از دل این امرِ بارها آزموده فضای صوتی شخصی خود را (و نه لزوماً تازه یا بسیار بعید) بسازد چنان که در «مجموعه آوازهای ایرانی» به خصوص در «قوچانی» ساخته است.

از طول و تفضیل می‌پرهیزد (جز «راپسودی») محتوای هر قطعه را تا آنجا ادامه می‌دهد که تعهدش به همان زیبایی اولیه مخدوش نشود. درست آنجا متوقفشان می‌کند که یک گام بیشتر نیاز به عبور از مرز همان سادگی آغازین دارد. در پی گسترش فرمال پیچیده‌ای نمی‌رود (شاید جز کمی در والس عارفانه) چون این هم نقض غرضش است. او به شهادت آنچه تا کنون منتشر کرده، یا بهتر بگوییم در این آلبوم دوگانه، مرد قطعه‌های کوتاه خودمانی است که گوشه‌ی چشمی گذرا به مدرنیسم دارد و گوشه‌ی چشمی دیگر به اینجا. هم دلش با ملودی‌هاست و زیرساختشان هم با سازش، پیانو.

و اما دومین چیز شنیدنی در آثار عمران همان طور که قبل از این هم گفته‌ام (هنگام نوشتن درباره‌ی اجرای سیاوش دمیریان از آثار چند آهنگساز ازجمله عمران)، توانایی او است برای از آن خود کردن زبان موسیقایی دیگری. این را به روشنی در سه آواز روسی‌اش می‌بینیم. همان جا که می‌کوشد ضمن این که خودش است روسی بیندیشد و دست‌کم ما غیر روس‌ها را متقاعد کند پندارش از یک آواز روسی چنین است و بی‌سروصدا موفق می‌شود.

آراء منتقدان: 1.9 ( 5 رای)
13 بهمن 1397
Khodavande Rakhsh 1

کارکرد موسیقیِ تنها؟

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

44 قطعه‌ی کوتاه موسیقی «خداوند رخش»، علاوه بر آن‌که همراهِ 10 فصل روایت‌خوانی امیرحسین ماحوزی آمده‌ است، در یک سی‌دی جداگانه نیز پشت سر هم ردیف شده. با این کار، آهنگساز که خود ناشر اثر نیز است، به موسیقی‌هایی که اغلب به‌عنوان تیتراژ یا اینترلود1 ساخته شخصیتی مستقل بخشیده است. او از مخاطبش خواسته تا موسیقی‌ها را فقط از آن حیث که موسیقی‌اند، نیز بشنود. پس شایسته است چنین کنیم. و سپس بپرسیم؛ چه در این قطعه‌های موسیقی نهفته است که خواسته‌ی آهنگساز را معنی‌دار کند؟ جواب این است؛ اغلب هیچ.

موسیقی‌ای که در قالب تکه‌های بسیار کوتاه پیاپی می‌شنویم با چیزی که تاکنون از هوشیار خیام شنیده‌ایم بسیار متفاوت است. گرچه رگه‌هایی از علاقه‌ها و سلیقه‌های شناخته‌شده‌ی او (مثل گرایش به سنت‌های غیر دستگاهی، استفاده‌ی مقتصدانه از ماده‌ی اولیه، آرامش نسبی، وام و اشاره، و ...) در چند قطعه هنوز باقی است، اما جز آن هر چه هست موسیقی‌هایی است که تا انتشار این آلبوم نشنیده‌ایم. حتا آرامش قطعه‌ها هم با گذشته فرق دارد. قطعات اغلب فضایی کش‌دار، کند و ایستا، و در خدمت آفریدن اتمسفری تک‌حسی دارند، و خصلت بداهه‌پردازانه‌ی اغلب آثار خیام در آنها غایب است. در بسیاری از آنها تنها تغییرات بطئی چند آکورد را می‌شنویم که با رنگ ترکیب شده، همین و بس. به‌این‌ترتیب شنونده عاملی که بتواند به‌تنهایی سر پا ماندن هر ترک را تضمین کند، در آنها نمی‌یابد، شاید جز  در لحظاتی کمیاب از درخشش مینیاتورهای ظریف، مستقل از کارکرد روایی، مثل ترک‌های 17 و ، 18 یا 28 و 29.

اینجاست که به‌رغم ارائه‌ی جداگانه، توجه‌مان به عناصری مفقود جلب می‌شود. اینها اصلاً برای خودبسنده ماندن ساخته نشده‌اند. برای کارکردی خاص ساخته‌شده‌اند. پس بیشترِ این قطعه‌های کوتاه اسیر کارکردشان‌اند. دوباره جدا ارائه‌کردنشان اثرِ بده بستان آن کارکرد را پاک نکرده. درنتیجه وقتی اغلبشان را می‌‌شنویم جای خالی کارکرد به شکل پرسش از هدف یا حتا «قطعه بودن» نمود می‌یابد. همان اتفاقی می‌افتد که برای هر موسیقی غیر محض دیگری هم می‌تواند بیفتد (مثل موسیقی فیلم یا نمایش)، اگر عناصر غیر موسیقایی‌اش را حذف کنیم.


1- میان‌پرده، موسیقی میان دو صحنه که گاه صحنه‌ها را پیوند می‌دهد.

آروین صداقت کیش شاهنامه فردوسی هوشیار خیام خداوند رخش موسیقی امروز تهران امیرحسین ماحوزی کلاسیکال کلاسیک ایرانی

برای خرید و دانلود آلبوم خداوند رخش به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.3 ( 6 رای)
12 خرداد 1397
Zamin 2

برای عاشقانی که حوصله‌ی شعر خواندن ندارند

نویسنده: امیر بهاری

حاصلِ همکاری هوشیار خیام (آهنگساز) و احمد پوری (مترجم و گوینده) در کتاب صوتی «زمین» بیشتر منجر به تولید محصولی  پر مخاطب در بازار کساد موسیقی و ادبیات شده است نه اثری بر مبنای یک ایده‌ی بدیع زیبایی‌شناسانه‌.

احمد پوری به واسطه‌ی ترجمه‌ی اشعار عاشقانه‌ی شاعران سرشناس در ایران شهرت دارد و گاهی کتاب‌های او بیش از سی بار چاپ شده‌اند. او دراین آلبوم تعدادی از ترجمه‌هایش از پابلو نرودا، ناظم حکمت، نزار قبانی و... را که در فروش نسخه‌ی کاغذی بسیار موفق بوده‌اند می‌خواند و یک پیانو کلام او را همراهی می‌کند. یک خط پیانو که مسلط نواخته شده است و  احساسات آن عاشقانه‌ها را دوچندان می‌کند.

پیانو نواختن هوشیار خیام ترکیبی از قطعات از پیش ساخته شده و بداهه نوازی است. احمد پوری هم که اتفاقا صدای شعرخوانی‌اش کمتر شنیده شده است شعرها را صحیح و عاشقانه می‌خواند.

نواخته‌های هوشیار خیام سعی می‌کنند میان عبارات حرکت کنند و تلاش دارند تا در هر قطعه چشم‌اندازی ملهم از شعر را توصیف کنند. در همین حد همه‌چیز خوب است اما آیا نام هوشیار خیام به عنوان یک آهنگساز-نوازنده روی جلد چنین آلبومی توقع بیشتری ایجاد نمی‌کند؟

نواخته‌های خیام در این آلبوم یک‌دست نیستند و هر قطعه ساز خودش را می‌زند در مقابل سبک ترجمه‌های احمد پوری یکسان است و حال و هوای عاشقانه‌ها بسیار نزدیک به هم‌اند. قطعات خیام گاه به لحاظ فرم و ساختار خیلی آزاد و رها هستند در حالی که شعرها به این اندازه رها از قید و بند ساختار نیستند و تعدادی‌شان در فرهنگ خودشان کلاسیک شده‌اند.

و مهم‌تر این که مترجم در واقع شاعری است که ایده‌ی شاعری دیگر را در زبانی دیگر بازسازی می‌کند. به‌خاطر وابستگی شعر به زبان، اغلب بخش عمده‌ای از شعر در ترجمه از دست می‌رود. از سوی دیگر ساختن موسیقی برای کتاب صوتی هم ساختن نغمه‌هایی برمبنای عباراتی از دیگری است؛ آهنگسازی برای کلماتی از زبان کسی که صاحب اصلی آنها نیست. اصالت اثر هنری در چنین پروژه‌ای از اساس قابل بحث است. اصالتی که در «زمین» چندان به چشم نمی‌آید و پیانو تنها گوش به راوی دست‌دوم نسخه‌ی اصلی سپرده است.

زمین موسیقی امروز تهران شعر احمد پوری امیر بهاری هوشیار خیام

برای خرید و دانلود آلبوم زمین (منتخب شعر معاصر جهان) به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

10 اردیبهشت 1397
Zamin 1

دوئت برای پیانو و شاعر

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

«زمین» یک دونوازی است؛ دوئت برای پیانو و خوانش شعر، هوشیار خیام و احمد پوری. و نتیجه‌اش شش قطعه‌ی موسیقی است و راهی دیگر برای همنشینی خوانش و موسیقی. نام موسیقایی قطعه‌ها، پرلودیوم، سرناد، آریوزو و ... هم به تمثیل همین را می‌گوید. حتا اگر ندانیم که روش ساخته شدن این آثار، اجرای همزمان بوده است، سرشت دونوازانه‌ی این خوانش خود را نخست در نسبت حضور صدای گوینده و صدای پیانو می‌یابد؛ در سکوت‌ها و مکث‌ها. آنجا که شاعر خاموشی اختیار می‌کند تا جایی به حضور همنوازش بدهد. و چه هوشمندانه و با ظرافت چنین می‌کند. می‌شنود. می‌اندیشد و در لحظه تصمیم می‌گیرد و ناگهان بافت ساخته شده از صدای پیانو/انسان دگرگون می‌شود.
پس از آن در پیوند میان جنس صدای هر دو واسطه؛ انسان و پیانو. اینها پیوند می‌خورند. هر یکی با دگرگونی دیگری اندکی دگرگون می‌شود. در «زمین» واژه‌های شعر افزون بر حاملان بار معنا، عناصر موسیقی‌ است. رنگ صوت می‌پذیرد. دینامیک می‌پذیرد. سرعت ادایشان اهمیت موسیقایی می‌یابد. پس پیوند به یُمن همزمانی و دونوازانه بودن، یک مرحله از تنها بازتاباندن رنگ احساسی معنای شعر پیش‌تر رفته؛ کلام را تا حد ممکن، تا آنجا که سختی بار معنا و ریختِ آوایی واژگان می‌گذارد، به بازتاب شرایط لحظه‌ی موسیقایی واداشته است.

این بدان معنی نیست که موسیقی یکسره فارغ از پیش‌ساختگی نسبت به شعر، خالی از تاثیر شعر (از هر گونه)، بوده باشد. چه کسی می‌تواند زمین را بشنود و چند نت مواج و زلال آغازین سرناد را برکنده از «بندر آبی چشمانت» بیابد؟ چه‌سان ممکن است ابتدای «کُن بریو»، صدای خشن و پرهیجان شاعر با دینامیک فزاینده، عبارت «باد اسب است» و صدای برخلاف قطعات پیشین کوبنده‌ی پیانو، بی پیوند با یکدیگر شنیده شود؟ حتا اگر از سر اینها بتوان به ناشنوایی گذشت، هنگامی که در فانتازیا، فرم تم متاثر از تقارن شعر، «خُرد گل سرخ/سرخ گل خرد»، در یک لحظه‌ی متراکم موسیقایی ناگهان وارونه می‌شود، چه می‌توان کرد؟ با این همه چه می‌توان کرد جز اطلاق نام دوئت به نتیجه‌ی کار؟ و یک دوئت چیست جز این که دو خط صوتی چنان پیوند بخورند که بی‌یکدیگر، مستقل، چیز دیگری باشند؟ آروین صداقت کیش زمین هوشیار خیام احمد پوری

برای خرید و دانلود آلبوم آلبوم زمین (منتخب شعر معاصر جهان) به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.9 ( 8 رای)
20 فروردین 1397
Musighi Baraye Tar Va Piano 00

همنشینی متضادِ هماهنگ

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

اگر پیانویی بخواهد امروز صدای تاری را همراهی کند، نه که به دامن نوستالژی روزی روزگاری پیانو و تار و برنامه‌ی گل‌ها بیافتد و نقشِ نقش بر آبِ دیروزی بودن را بازی کند، چه صدایی خواهد داشت؟ چگونه همراه و همنشین می‌شود؟ پاسخ این پرسش مهم‌ترین چیزی است که در «موسیقی برای تار و پیانو»ی «میلاد محمدی» و «هوشیار خیام» به گوش می‌رسد. صدایی تازه برای همراهی دو ساز، یا از آن کلی‌تر، دو خط موسیقی که هر دو کم‌وبیش همان‌اند که پیش‌تر جدا بوده‌اند، مقصد و مقصود آگهی‌شده‌ی آفرینندگان آلبوم بوده است. اما اگر همه چیز همان است که بود،
از جمله وام‌داری و ارادت به «حسین علیزاده»  (همزمان یافتنی در تداوم راه خیام از «تاتاری» و تنظیم «ترکمن» به بعد و سرشت کار محمدی از دست و پنجه گرفته تا ماده‌ی کارش) و شخصیت موسیقایی طرفین، پس از کدام نو سخن به میان می‌آید؟ آیا آگهی، فریبی و سرابی است برآمده از بی‌در و دروازگیِ دنیای موسیقیِ امروزین ما و خودبزرگ‌بینی مؤلفان؛ چنان‌که در بسیاری از محصولات صوتی این روزها می‌بینیم و می‌شنویم؟ نه، چنین نیست. آنچه در این میان نسیم تازگی می‌وزاند، سایه‌ی همنشینی است که بزرگ-‌مسأله‌ی تمام  صد سال گذشته‌ی موسیقی ما بوده است. هر دو سوی همنشینی، به تنهایی کهنه‌اند (دست‌کم نسبت به خودشان و دست‌بالا نسبت به عصر) اما در ترکیب نه، ترکیبی که ویژگی‌های به غایت متضاد دو همنشین را کنار هم جمع می‌آورد.
سرعت تکلمِ کم/زیاد، سادگی/پیچیدگی، ایستایی/پویایی فضای کمینه‌گرای ملودی/فضای بیشینه‌گرای ملودی و... همچون آب و آتش با پیانو و تار در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. و شگفتا که همین تضاد همنشینی زیبایی را پدید می‌آورد، آنجا که تأکید بر تضاد در عین تلاش برای پیوند خوردن لحظاتی از این دو ساختارِ به‌ظاهر بی‌ارتباط به بار می‌نشیند و لحظه‌های نفس‌گیری همچون سه‌گاه ترسناکِ «در مه» را رقم می‌زند. این‌گونه، در متن هفت قطعه به درجات ظاهر می‌شود که هماهنگیِ تمام و کمال، تنها راه همنشینی نیست، بلکه گاه تضاد نیز به همان اندازه به‌کار در کنار یکدیگر نشستن می‌آید اگر به اندازه‌ی هفت قطعه‌ی همین آلبوم در مهار باشد و با سلیقه در کار شود.

برای خرید و دانلود آلبوم موسیقی برای تار و پیانو به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.4 ( 5 رای)
31 مرداد 1396
بالا