نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

تگ: کامیار صلواتی


mey

آورده‌ی یک نیاز

نویسنده: کامیار صلواتی

تأسیس نهادی برای جمع‌آوری، تصحیح و انتشار اسناد موسیقی کلاسیک ایرانی یک نیاز است؛ نیازی که خانه‌ی پایور در پی پاسخ‌گویی به آن برآمده است. با وجود این، اگر مبنای داوری اولین خروجی‌های عمومی این نهاد، یعنی پارتیتور راز و نیاز و هنگام می، هر دو از ساخته‌های پایور باشد، نمی‌توان هدف پروژه را چندان سندپژوهانه دانست، که باید بیشتر آن را کوششی موسیقی‌دانانه قلمداد کرد؛ کوششی که در کار به‌سامان کردن و ثبت روایتی درست‌تر از آثار یکی از مهم‌ترین موسیقی‌دانان تاریخ ایران است.

از فارسی ویراسته و پیراسته‌ی هر دو جزوه و همچنین طراحی بصری حساب شده و ایده‌مندِ آنها که بگذریم، روش مقابله و گزینش در این پارتیتورها در قیاس با نت‌نگاری‌های رایج آثار پیشینیانِ موسیقی کلاسیک ایرانی، دقتی بیشتر دارد: هم نت‌های دست‌نوشته‌ی پایور، هم اجراهای موجود از این آثار، و هم نت‌نگاری‌های ناقص یا متفاوت این آثار (مثلاً نت پارت سنتورِ راز و نیاز) به دقت با هم مقابله شده، اشکالات رسم‌الخطی‌شان –در تناسب با واقعیت‌های اجرایی و مشخصات سازشناسانه‌ی آثار- رفع شده، و به شیوه‌ای استاندارد بازنویسی شده‌اند. سپس، یک‌بار به شکل پارتیتور، و باری دیگر به‌صورت پارت‌های جدا از هم، در جزوه آمده‌اند. این ویژگی آخر وجهِ کاربردی/ اجرایی این پارتیتورها را مؤکدتر می‌کند. از این رو، این دو جزوه برای نوازندگان و موسیقی‌دانان کاملاً قابل استفاده‌اند و تمیز و معلوم. بنابراین، اگر با عینکی موسیقی‌دانانه و هنرمندانه به آنها بنگریم، با دو اثرِ واقعاً درخور تحسین روبه‌روییم.

هنگام می و راز و نیاز، یکی از معدود تلاش‌ها برای تأمین و ثبت رپرتوار موسیقی گروه‌نوازانه در موسیقی کلاسیک ایرانی است و این امتیاز دیگر آن است. با وجود این، اگر این‌بار با عینکی موسیقی‌شناسانه به آنها نگاه کنیم، شاید مهم‌ترین ابهام را برآمده از همین رویکرد کاربردی بدانیم: اگر مبنای جزوه‌ها دست‌نوشته‌های پایور بوده، ثبت اطلاعات دقیق‌تر این دست‌نوشته‌ها (نحوه‌ی نگارش، نسبت‌شان با روایت جزوه، ویژگی‌های نگارشی، و ...) لازم است. نیز اسکن کامل و دقیق دست‌نوشته‌ها می‌توانست به شفافیت متُدیک اثر و ارائه‌ی اسناد دست‌اول خانه به پژوهشگران کمک کند.۱

 


۱- دو دفترچه‌ی دست‌نوشته‌ای که در جیب انتهایی جزوه‌ها آمده، این نیاز را رفع نمی‌کند؛ به‌خصوص اینکه بخش‌هایی از آنها با عناصر گرافیکی پوشانده شده‌اند. همین رویکرد گرافیکی نشان می‌دهد که این دفترچه‌های کوچک در قیاس با محتوای درون جزوه‌ها، فرع قلمداد شده‌اند.

10 اردیبهشت 1399
golozar2

کوارتتِ صوری

نویسنده: کامیار صلواتی

تفاوت اصلی آلبوم گلعذار مانی فرضی با پرند او، در قطعاتی است که برای تنظیم دوباره انتخاب کرده است. برخلاف پرند، قطعات گلعذار از آهنگسازان مختلف تاریخ معاصر موسیقی کلاسیک ایرانی انتخاب شده‌اند: مختاری، زرین‌پنجه، شهنازی، موسی معروفی، و محمود ذوالفنون. ایده‌های این آلبوم نیز مشابه پرند هستند: گسترش رپرتوار «موسیقی مجلسی ایرانی»، برجسته کردن اهمیت ویولا، و البته ایده‌ی فرعی‌تر اعاده‌ی حیثیت از ویولن در موسیقی کلاسیک ایرانی.

علاوه بر این، در مقایسه با پرند، آهنگساز در انتخاب مُدها هم دست خود را بازتر گذاشته است. برخلاف پرند که محدود به دشتی و سه‌گاه بود، گلعذار در همایون، بیات ترک، و اصفهان است؛ دستگاه‌/آوازهایی که شاید بتوان بنا به تجربه دوتایشان را برای چند صدایی کردن هموارتر از –دست‌کم- سه‌گاهِ آلبوم پرند دانست. شاید به همین دلایل است که در کل، گلعذار متنوع‌تر و رنگارنگ‌تر به گوش می‌رسد.

با وجود این‌ها، اشاره‌ی فرضی به «موسیقی مجلسی ایرانی» در دفترچه‌ی آلبوم مبهم است: منظور او دقیقاً کدام موسیقی است؟ حدود و ثغور مفهوم «مجلسی» در موسیقی کلاسیک ایرانی کجاست؟ با خواندن توضیحات او، درمی‌یابیم که منظورش، دست‌کم از نظر صوری و سازشناسانه، احتمالاً همان مفهوم موسیقی مجلسی در موسیقی کلاسیک اروپایی است. از ابهامات مرتبط با این نوع کاربست واژه‌ی «مجلسی» در ادبیات موسیقی کلاسیک ایرانی که بگذریم، سوال این‌جاست: مگر چنین گروه‌هایی، که موسیقی دستگاهی را با سازبندی یکسره غربیِ «مجلسی» بنوازند، چقدر وجود خارجی دارند که یکی از اهداف این آلبوم «گسترش رپرتوار» آنها قلمداد شده است؟

در کنار این، نکته‌ی مهم دیگری نیز در این تنظیم‌های دوباره مغفول مانده است: در آثار مشابه برای کوارتت زهی در موسیقی کلاسیک غربی، فرم کلان و خُرد هر اثر نیز متأثر و اثرگذار بر سازبندی است؛ در حالی که در هر دو اثر مانی فرضی، این نکته به تمامی برکنار مانده است. المان‌های فرمال خُرد هر قطعه چندان لابه‌‌لای سه (یا چهار) ساز پخش نشده‌اند و ارتباط ارگانیکی با یکدیگر ندارند، و در عین‌حال فرم کلی هر قطعه (بسط و گسترش جمله‌های اصلی)، و فرم کلان هیچ کدام از دو آلبوم گلعذار و پرند متأثر یا خاصّ ملزومات یک کوارتت یا تریوی زهی نیستند.

برای خرید و دانلود آلبوم گلعذار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
23 فروردین 1399
parand2

کدام چشم‌انداز؟ کدام ضرورت؟

نویسنده: کامیار صلواتی

مانی فرضی در آلبوم پرند، که از نظر ایده‌پردازانه مشابهت بسیاری با گلعذار، آلبوم دیگرش با همین ناشر دارد، در کار بازتنظیم بعضی آثار فرامرز پایور برای تریوی زهی است. آلبوم متشکل از چندین قطعه‌ی ضربی از فرامرز پایور است که در کنار قطعاتی غیرمتریک (آوازی) از فرضی گردآوری شده‌اند؛ آوازی‌هایی که خود از ردیف ابوالحسن صبا برگرفته شده‌اند. علاوه بر این‌ها، دو قطعه‌ی کوتاه از ساخته‌های خود آهنگساز نیز در این آلبوم اجرا شده‌اند.

شاید اصلی‌ترین دستمایه‌ی پرند و گلعذار را بتوان دغدغه‌ی احیای سازهای زهی اصالتاً غیرایرانی در بافتاری دستگاهی قلمداد کرد. این دغدغه را می‌توان نوعی بازاندیشی در میراث دیرپای ویولن برای موسیقی کلاسیک ایرانی دانست؛ میراثی که کمی بیش از چهل سال است که دلایل گوناگون به حاشیه رانده شده است. با وجود این‌ها، چیزهایی اینجا نامعلومند: چه چیز، کدام چشم‌انداز، و کدام کمبود و نیاز ضرورت این بازگشت و بازاندیشی را موجب شده؟ تغییرات و بحث‌های نظری و پیشرفت‌های عملی موسیقی کلاسیک ایرانی در این چهل و چند سال، چه تأثیری بر این بازاندیشی گذاشته‌اند؟ اگر تصنیف‌های درخشان عصر رادیو را به زهی‌ها یا خطوط اصلی ملودیک/کنترپوانیک‌شان بکاهیم، از نظر تکنیک نوازندگی و بافت، چه نسبت یا تفاوتی با تنظیم‌های این آلبوم دارند؟ و بالاخره، با توجه به سابقه‌ی خوشایند تجربیاتی چون آثار کوارتت چهارگان، آیا پرند و گلعذار واقعاً آن‌چنان که آهنگساز ادعا کرده است، منحصر به فرد هستند؟ پاسخ این سوالات و سوالات مشابهشان در خوش‌بینانه‌ترین حالت مبهم‌اند؛ سوالاتی که شاید دست‌مایه‌ی اصلی‌ترین و بنیادی‌ترین انگیزه‌های مواجهه و سنجش چنین اثری باشند.

دیگر هدف این آلبوم توجه به ساز ویولا به عنوان سازی مهجور مانده در موسیقی کلاسیک ایرانی است؛ اما پاسخ آلبوم به این دغدغه هم چندان روشن نیست: از یک‌سو، ویولا واقعاً آن نقش پررنگی را که باید در چنین آلبومی با این دغدغه داشته باشد را ندارد، و از سوی دیگر، معلوم نیست که جملات و تکنیک‌های مورد استفاده در نوازندگی این ساز در این آلبوم و گلعذار، چه تفاوتی با خطوط و تکنیک‌های مورد استفاده در نوازندگی ویولن ایرانی دارند. به بیان دیگر، آیا می‌شود با انتقال همه‌ی رپرتوار موجود موسیقی ایرانی برای ویولن به محدوده‌ای بم‌تر برای ویولا، رپرتواری برای این ساز دست‌‌و‌پا کرد؟ اگر پاسخ این سوال مثبت باشد، شاید نتوان تلاش مانی فرضی برای تأمین و تعریف رپرتواری برای ویولا در موسیقی کلاسیک ایرانی را چندان عمیق و تیزبینانه دانست.

برای خرید و دانلود آلبوم پرند به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
20 فروردین 1399
afsaneh2

سرود بی‌اعتقاد

نویسنده: کامیار صلواتی

در افسانه‌ی چشم‌هایت و مناسبات پیرامونی‌اش که دقیق شویم، با چندین مولفه روبه‌روییم که بر جای چیز دیگری نشسته‌اند: آوازخوانانی با رنگ و محدوده‌ی صوتی مشابه که حضور همزمان‌ِ‌شان قرار است جای یک دوئت آوازی را بگیرد، ساختار هارمونیک، فرمال و ارکسترال پیش‌پاافتاده درقالب قطعاتی که صورتی فرهیخته و نوازندگانی پُرشمار دارند، و نمایشی تبلیغی در مرکز خریدی که تصنع پوسته‌وار خود را به جای یک کتابخانه و یک بنای تاریخی ایرانی  جا زده است.

در مرتبه‌ای بالاتر، این‌ها همه تمهیداتی‌اند برای قالب کردن اثری صرفاً تجاری به جای اثری هنری. آن لایه‌ی ظاهریِ «هنرمآبانه» خود غایت نیست، که ابزاری است برای رسیدن به آن لایه‌ی تجاری. همایون شجریان و علیرضا قربانی، تنها و تنها به واسطه‌ی دغدغه‌ی همه‌جانبه‌ی «فروش» است که جزیی از این نمایش شده‌اند، ور نه منطقی موسیقایی نمی‌تواند توجیه‌گر حضور همزمان آنان باشد. همراه و ردیف کردن نام‌هایی بی‌ربط در یک مجموعه‌ی واحد که تنها از اندیشه‌ای شلخته  برمی‌آید نیز جزیی از این نمایش است: شفیعی کدکنی را چه به احمد شاملو و شاملو را چه به ابتهاج و سیمین بهبهانی؟ و همه‌ی این‌ها را چه نسبتی هست با تضمین بیتی از مشیری؟

در کنار این‌ها، قطار کردن نام‌هایی چون «ارکستر فیلارمونیک پراگ» چون بخشیدن امتیازی برای توجیه استقبال همایون شجریان و همکارانش از پروژه‌های تجاری در سال‌های اخیر است، چنانکه که ایده‌ی «کنسرت خیابانی» او هم همین نقش را داشت: باج دادنی کم‌هزینه برای فراموش کردن رویدادهای پر زرق‌و‌برق «کنسرت سی» و «اسپیناس‌پالاس»؛ همان کارکرد آشنایی که از خیریه سراغ داریم (اگرچه او خودآگاهانه بر این کارکرد واقف نباشد). همان‌طور که طاق و مقرنس ایرانی و کتابخانه‌ی کلاسیک ایران‌مال پوسته‌ای نمایشی برای فروش بیشتر هستند، مختصات موسیقایی و پیراموسیقایی افسانه‌ی چشم‌هایت هم چنین‌اند.

در این‌میان، سراغ درست‌ترین حرف را باید از مادیران، اسپانسر معظمِ این آلبوم گرفت: «راست است که ما یعنی انتخاب‌هایمان». انتخاب شعری تلگرامی به جای شعری از سایه در آلبومی این‌چنین، نمادین‌ترین انتخاب دست‌اندرکاران افسانه‌ی چشم‌هایت است. آن اشتباه ناشیانه، خراشی بر آن پوسته‌ی دروغین بود که لحظه‌ای همه‌چیز را فاش کرد.

برای خرید و دانلود آلبوم افسانه‌ی چشم‌هایت به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
04 اسفند 1398
Black Watermark13

فرار از قرار

نویسنده: کامیار صلواتی

آهنگساز آواز باران دو ایده را در شکل‌گیری آن موثر می‌شمرد و آن‌ها را وجه ممیزه‌ی آلبوم نسبت به دیگر آثار می‌داند: یکی تنظیم و آوازی که «با بیانی نوین» و «با بهره‌گیری از فراز و فرودهای موسیقی کلاسیک ایرانی [...] با اشعاری با مضامین و طرحی تازه‌تر در ستایش جاودانی عشق به صورتی کاملاً آزاد شکل گرفته است»، و دوم «تلاش برای توصیف فضای شعر در قالب موسیقی و تنظیم برای سازهای زهی با همراهی سازهای بادی چوبی و برنجی». در هر دوی این موارد تأکیدی بر اشعار اجرا شده مشهود است، اشعاری که به طرز غریبی همگی سروده‌ی خواننده‌ی آلبوم هستند؛ خواننده‌ای که عکس بزرگش بر جلد آلبوم هم نقش بسته است.

اما آهنگساز چقدر در تحقق ادعاهای خود، هرچند سوال‌برانگیز و به‌راستی نه چندان «متمایز»، موفق بوده است؟ منظور فراهانی از «اشعاری با مضامین و طرحی تازه‌تر» به‌طور مشخص ابیاتی این‌چنین است: «هِی... بی‌قرار/ تا کی پای فرار از قرار». علاوه بر این، مقصود او از «فراز و فرودهای موسیقی کلاسیک ایرانی» هم واقعاً آشکار نیست، به ویژه اگر این نکته را در نظر بگیریم که پرداخت فرمال ملودی‌های آواز –که تقریباً همه‌ی محتوای ملودیک اثر را تشکیل می‌دهند- به شدت ضعیف و بی‌اتفاق است یا به بیان دیگر اصولاً اثری از آگاهانه اندیشیدن به «فرم» یا «فراز و فرودهای ملودیک» در بیشتر ترانه‌های آلبوم به چشم نمی‌خورد. فراز و فرود ملودیک در بعضی از این ترانه‌ها، مثلاً «کجایی تو»، حتی از سازوآوازهای رایجی که در درآمد یک دستگاه سیر می‌کنند هم کم‌تر است. از مدعای اول آهنگساز و شکست مطلق دست‌اندرکاران آلبوم در برآورده کردنش که بگذریم، مدعای دوم فراهانی، یعنی وصف فضای شعر در قالب موسیقی و ارکستراسیون هم توفیقی بیش از این نمی‌یابد. از آن‌جایی که تأکیدی سخت بر ارائه‌ی همه‌ی عبارات شعری وجود دارد، موسیقی کم‌تر مجالی می‌یابد تا به راستی فضای شعر را تصویر کند و معمولاً تنها بستری برای اجرای شعر است؛ بماند که خود اشعار هم مایه‌ی چندانی برای توصیفی موسیقایی به دست نمی‌دهند. در حقیقت، آواز باران، قربانی این خدمت بی‌حدش به کلام شده است.

برای خرید و دانلود آلبوم آواز باران به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
29 بهمن 1398
67484085 537026113700707 7320310769985589875 n2

جان‌مایه‌ی بی‌جان

نویسنده: کامیار صلواتی

به‌راستی «جوهر» موسیقی ایرانی چیست؟ سال‌هاست که موسیقی‌دانان به‌ دنبال شکافتن پوسته‌ای مفروض از موسیقی کلاسیک ایرانی و پی بردن به «بطن»، «ذات»، «جان‌مایه» یا «جوهر» موسیقی ایرانی‌اند. هم آن پوسته و هم این جوهر برای هر گروه معنای متفاوتی داشته: برای بعضی دقیقاً آنچه در ردیف نواخته می‌شده «پوسته» و تخطی از آن «جوهرگرایی» است، برای گروهی دیگر موجودیت موسیقایی ردیف و گوشه پوسته است، و حتی برای گروهی دیگر فواصل و روابط بنیادین مُدال موسیقی دستگاهی. بنابراین، تجربه و تاریخ یک نکته را به ما تذکار می‌دهد: نه جوهری هست و نه ذاتی. این ماییم که به دلخواه خود «جوهر» موسیقی ایرانی را معنا می‌کنیم.

ردیف آسان است هم به ادعای خود در پی یافتن معنای جوهری موسیقی کلاسیک ایرانی است: «هیچ‌یک از تئوری‌ها و تحلیل‌های نگاشته شده [درباره‌ی موسیقی دستگاهی]، جان‌مایه‌ی موسیقی ایران را آشکار نمی‌سازد، بلکه بررسی متعصبانه‌ای از یک ردیف است» (ص ۷). با این جمله‌ی کوبنده، این انتظار در خواننده به وجود می‌آید که مؤلف ردیف آسان است، دست‌کم از نظرگاه خودش، این جان‌مایه را معرفی کند؛ بگذریم از اینکه چرا همه‌ی نوشته‌ها‌ی دانش‌ورزانه‌ و نظری نگاشته شده در تشریح موسیقی دستگاهی «متعصبانه» خوانده شده‌اند. این جان‌مایه معرفی نمی‌شود که هیچ، کتاب مملو از بی‌دقتی‌ها و ابهامات اصولی است. مثلاً این کتاب –که به ادعای نویسنده باید در ادامه‌ی کتاب اول و دوم هنرستان باشد (ص ۸)- چه امتیازی بر کتابی چون ردیف مقدماتی علیزاده دارد؟ چرا به نظر نویسنده «حفظ کردن» یک گوشه به معنای «درک» آن گوشه است (ص ۸)؟ و اگر حفظ کردن این‌قدر اهمیت دارد، چرا نویسنده در ثبت جزییات اجرایی گوشه‌ها گشاده‌دست عمل کرده (مثلاً تعداد تکرار موتیف‌ها را آزاد گذاشته) (ص ۱۰)؟ این ابهامات در توضیحات و بدعت‌های تئوریک حقیقتاً غیرضروری نویسنده به اوج خود می‌رسند؛ مثلاً هر دو خصوصیتی که نویسنده در بیان تفاوت‌های «دستگاه» و «آواز» بیان کرده نادرست به نظر می‌رسند (ص ۴۸) یا معلوم نیست که معنای «گوشه‌ی دشتی» چیست (ص ۳۱) و چه تفاوتی با «آواز دشتی» دارد. این بی‌دقتی گاه به بیان تعاریف بنیادین موسیقایی نیز تسری یافته است، مانند تعریفی که نویسنده از مُد ارائه داده است (ص ۹).

ردیف آسان است نه‌تنها مشخص نمی‌کند که آن «جان‌مایه» چیست، که در رسیدن به مقاصد آموزشی خود نیز ناکام می‌ماند. در همه‌ی وجوه ردیف آسان است، از محتوای نظری تا نحوه‌ی نگارش، کم‌دقتی و ابهام آشکار است؛ ابهامی که نتیجه‌ای بسیار گمراه‌کننده دارد.   

برای خرید و دانلود آلبوم ردیف آسان است؛ قدم به قدم با ردیف موسیقی ایران، دستگاه شور به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
27 بهمن 1398
mahtab2

برآیند آموزش رسمی

نویسنده: کامیار صلواتی

دو چیز در مواجهه‌ی نخست با آلبوم مهتاب خودنمایی می‌کند، یکی طراحی گرافیک چشم‌نواز محیا فرمانی، و دیگری سن پایین خالق اثر، همایون عمویی: همایون عمویی، متولد ۱۳۸۱ است و دست‌کم در زمان انتشار مهتاب، دانش‌آموز هنرستان موسیقی بوده است. بنابراین این آلبوم را باید از جنس تجربه‌های نخست دانست، تجربه‌ای نخست و زودرس. تجربه‌ای که ما را با این پرسش مواجه می‌کند که نسل جدید نوازندگان موسیقی کلاسیک ایرانی و –این‌جا- سنتور، دست‌کم در ابتدای راه خود، تحت‌تأثیر کدام‌یک از جریان‌های پیش از خود هستند؟ مهتاب یکی از آثاری است که می‌تواند نماینده‌ی یکی از پاسخ‌های این سوال باشد؛ دست‌کم به عنوان صدای گروهی از نوازندگان نسل جدید و از آن مهم‌تر، نمونه‌ای شاید موفق‌تر از نوازندگان و شاگردان هنرستان موسیقی و گرایش‌های آموزشی آن‌جا.

پاسخ شاید این باشد: نوازندگی عمویی در اولین اثرش، بیش از هر جریان و شخصی، به پرویز مشکاتیان و سپس فرامرز پایور متکی است. چهارمضراب‌ها، شاید به استثنای رها، رنگ و بویی مشکاتیانی دارند و دو پیش‌درآمد، یکی در شور و دیگری در همایون و اصفهان، تا حدّی یادآور پایور هستند؛ هرچند در یکی، پیش‌درآمد شور، تقطیع‌ها و بازی‌های ریتمیک چندان «پایوری» نیست. لابه‌لای این قطعات متریک، تک‌نوازی‌های آوازی هم هستند که روندی مطابق سیر کلی ردیف دارند. دیگر ویژگی نوازندگی عمویی استفاده‌ی فراوان او از آرپژ لابه‌لای جملات و استخوان‌بندی ملودیک اصلی است؛ آن‌چنان که خود این استخوان‌بندی را شدیداً تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

دور از ذهن نیست که این تأثیرپذیری صرفاً به دلیل اقبال بیشتر نهادهای رسمی آموزشی در ایران به شیوه‌ی نوازندگی آن دو نوازنده‌ی بزرگ باشد؛ که در صورت پذیرش چنین فرضی، باز باید پرسید چرا شیوه‌ی نوازندگی این دو در آموزش تبدیل به نوعی شیوه‌ی «کلاسیک» شده اما چندان ردّ پایی از نوازندگان متأخرتر، چون اردوان کامکار و سیامک آقایی در این آموزش‌ها نیست؟ باید دید در گذر زمان، این دست‌ نوازندگان صاحب‌سبک متأخر جایی در آموزش‌های رسمی پیدا می‌کنند یا نه و البته باید به انتظار نشست و دید و شنفت که همایون عمویی و هم‌نسلانش در آینده، به کدام سو می‌گرایند.

برای خرید و دانلود آلبوم مهتاب به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
23 بهمن 1398
بالا