نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)
Irane Man 2

موسیقی عصر اعتدال

نویسنده: کامیار صلواتی

شاید اشکال عمده‌ی منتقدان «ایران من» و آثار مشابه آن، نقد این پدیده‌های فرهنگی از دریچه‌ای نادرست باشد. این منتقدان، عموماً با ریشخندی وابستگی این آثار به «موسیقی کلاسیک ایرانی» را به سخره می‌گیرند و آن‌ها را «غیر ایرانی»، «پاپیولار»، و غیروابسته به نظام موسیقی دستگاهی می‌دانند. به زعم من اما، ماجرا از بعضی جنبه‌ها وارونه است. این دست آثار را نباید با معیار «وفاداری به نظم کلاسیک» یا «وفاداری به موسیقی دستگاهی» نقد کرد؛ و اتفاقاً باید داعیه‌ی آشکار و نهان این آثار –که گویی هر دو طرف دعوا آن را تلویحاً پذیرفته‌اند- را به سنجش گذاشت: آیا آلبوم‌های قطاری برادران پورناظری واقعاً آن‌چنان که به نظر می‌رسد «ساختارشکن»، «نوگرایانه»، «بی‌توجه به سنت»، یا «رادیکال» هستند؟

مسأله‌ی آهنگسازان این آثار تحول یا تغییر موسیقی کلاسیک ایرانی یا انواع دیگر موسیقی نیست؛ و این را می‌شود به وضوح در گفته‌های آنان دید. از یک‌سو، برخلاف آثار رادیکال و سنت‌شکن پیشین، در آن‌ها نشانی از ابداع یا بازکشف مدها یا فرم‌های جدید، مدولاسیون‌های جسورانه و غریب، اندیشیدن به راه‌هایی جدید برای خلق آثار چندصدایی، بازاندیشی ریتمیک موسیقی دستگاهی، یا حتی تلاش برای حل کردن مُدهای بیگانه در اشل‌های صوتی موسیقی دستگاهی۱، به چشم نمی‌خورد. از سوی دیگر، فارغ این دغدغه‌های غایب، ریزه‌کاری‌ها و پیچیدگی‌های رایج امر کلاسیک، یعنی موسیقی دستگاهی و ردیفی، نیز در این آثار حذف شده‌اند و به موجودیتی زودهضم‌تر تقلیل یافته‌اند. بدین‌ترتیب، این آثار نه دغدغه‌ای برای ایجاد تغییرهای بنیادین موسیقایی دارند، و نه غمزه‌ها و پیچیدگی‌های امر کلاسیک را. وقتی این آثار نه رادیکال باشند و نه وفادار به آداب مکتبی نظم کلاسیک، آنچه بر جای می‌ماند نسخه‌ای ساده شده و پاپیولار (مردم‌پسند) از امر کلاسیک است. این موسیقی شاید نمونه‌ای از «موسیقی کلاسیک ایرانی» نباشد، اما به هیچ روی پل‌های وابستگی خود به موسیقی دستگاهی را خراب نمی‌کند.

بدین‌ترتیب، «ایران من» ضدّ سنت نیست، بلکه آن را به موجودیتی ساده‌فهم تقلیل داده است. ایران من شاید اثری ردیفی یا کلاسیک نباشد، اما یک اثر بنیان‌فکنانه هم نیست که بخواهیم با استدلال «ایرانی نبودن»، آهنگسازانش را تخطئه کنیم. اتفاقاً ایران من و آثار مشابه سال‌های اخیر این گروه یک ویژگی مشترک با آثار سنت‌گرایانه دارند: هر دو گروه بسیار محافظه‌کار هستند.

«ایران من» یا «پروژه‌ی سی»، این حاصل تلاش «ژن‌های خوب» موسیقی را نباید به تنهایی خواند. ایران من را باید در منظومه‌ای گسترده قرائت کرد؛ کنار پدیده‌هایی چون تئاتر «بی‌نوایان»، «گروه پالت»، و حراج‌های آن‌چنانی «تهران». آثاری که انرژی علاقه‌مندان به هنر را کانالیزه و خنثی می‌کنند، علی‌رغم پوسته‌ی پرزرق‌و‌برق‌شان تقریباً از هرگونه دغدغه‌ی بنیادین هنری-اجتماعی خالی‌اند۲، و در عین‌حال احساسی کاذب از مواجهه با یک پدیده‌ی به راستی هنرمندانه را به مخاطبان‌نشان القا می‌کنند. این محصولات تازه‌نفس ایرانی «صنعت فرهنگ»، خود را به هیئتی فریبنده‌تر از پیش آراسته‌اند.


۱- از این نظر، حتی آثار محسن نامجو، دغدغه‌مندانه‌ و «هنرمندانه»تر هستند.
2- و درست به همین دلیل است که نباید به سادگی ابراز انزجار سهراب پورناظری از گرایش‌های اجتماعی-سیاسی بعضی از اعضای «چاووش» را تنها مربوط به اختلافات گروهی میان موسیقی‌دانان دانست.

سهراب پورناظری همایون شجریان ایران من موسیقی کلاسیک ایرانی کامیار صلواتی مرور آلبوم موسیقی مردم پسند بارانا پروژه سی بی نوایان گروه پالت

برای خرید و دانلود آلبوم ایران من به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

01 آبان 1397
melody

طرفه اما فقط طلایه

نویسنده: سعید یعقوبیان

کتاب، عنوان جذابی دارد و ادعای نویسنده که «موضوعِ کتاب در نوع خود در موسیقی ایرانی بدیع است» تا حدودی درست است. با این کنجکاوی که: منظورِ دقیق از «موسیقی ایرانی» چیست؟ سراغ دیباچه می‌رویم و می‌بینیم نویسنده به همین موضوع پرداخته‌ و ضمن اظهار اینکه دوستان، پیشنهادِ افزودنِ پسوندهایی مانند ردیفی، دستگاهی، کلاسیک و غیره به نامِ کتاب را مطرح کرده بودند، در رفعِ این ابهام توضیحاتی ارائه شده لیکن پاسخ روشنی از متن در این خصوص استنباط نمی‌شود. همچنین با اعلام این نظر که «در سده‌ی اخیر مطالعات موسیقی ایرانی متمرکز بر کشمکش‌های مربوط به الگوی فواصل نغمات در گوشه‌ها و دستگاه‌ها بوده»، تصریح شده که این موضوع به هیچ وجه رویکرد این کتاب نیست.

نمونه‌های کتاب در تبیین مفاهیم، از ردیف‌های میرزاعبدلله و کریمی، و در بخش پایانی (بررسیِ کار ملودی‌پردازان ایرانی) صبا، تجویدی، ورزنده، شهناز، کسایی و فخرالدینی انتخاب شده‌اند.

در ارجاع به رسالات قدیم، کتاب بر فارابی متمرکز است؛ با این توجیه که موسیقی‌دانانِ قدیم و تقریباً تمامی اندیشمندان اسلامی اغلبِ دیدگاه‌های خود را مستقیم یا غیرمستقیم از او گرفته‌اند. ورای درست یا نادرست بودن چنین فرضی، کتاب در ساده‌سازی و نزدیک‌ کردن خواننده به متنِ فارابی موفق است و البته لحن نیز در «موسیقی کبیر» موضوعی محوری و پایه‌ای‌ست. اما بیان پیشینه‌ی تحقیق، در اشاره و ارجاع به پژوهش‌های معاصر، جای اغماض باقی نمی‌گذارد. پژوهش‌های متعددی وجود داشته‌اند که هرچند اختصاصاً موضوع ملودی در آنها محوریت نداشته اما زیرمجموعه‌های تشکیل‌دهنده‌ی همین بحث بوده‌اند. در این فقدان، ارجاع‌های محدودی مثلاً به نوشته‌های فخرالدینی غریب‌تر به نظر می‌رسند. این مسأله برای خواننده‌ای که پژوهش‌های پیشین را نخوانده، می‌تواند گمراه‌کننده باشد. لذا کتاب، فاقد برایندی از کارهای پیش از خود است. مشخصاً در موضوعِ «سِیرِ ملودی» که در موسیقی‌های مُدال، اهمیت فراوانی دارد و فصلی با عنوانِ «نمایِ حرکت» به آن اختصاص یافته‌، عملاً پیشینه‌ای طرح نشده‌است. به تحقیق‌های مرتبط با دیگر موسیقی‌های مشابه (مثلاً درباره‌ی موسیقی ترکیه) اشاره‌ای نشده و به تألیفات فارسی نیز. (برای نمونه نوشته‌های مسعودیه درباره‌ی مفهومِ سِیر)1 با اینحال در فقرِ نوشته‌های فارسی در این موضوع، این فصل بررسی‌های روشنگری دارد و از مهمترین بخش‌های کتاب است.


1-یا مقاله‌هایی مانند:

  • «مفهوم سیر نغمگی در موسیقی دستگاهی ایران؛ مطالعه موردی درامد آواز اصفهان»؛ مریم چالش،هومان اسعدی
  • «بررسی پاره‌ای از امکانات بالقوه‌ی مدال در موسیقی دستگاهی ایران»؛ سعید کردمافی

سعید یعقوبیان مرور کتاب ساختار ملودی در موسیقی ایرانی محمدرضا آزاده فر نشر مرکز

30 مهر 1397
Life of Christ 1

بازتاب صدای باورمندان اعصار پیشین

نویسنده: آروین صداقت کیش

کیفیت، کیفیت و باز هم کیفیت. این اولین چیزی است که هنگام شنیدن اوراتوریوی آوازی لوریس چکناوریان، زندگانی مسیح، به گوش می‌رسد. در این اثر خوانندگان در چهل موومان (دو بخش) به آواز تسبیح معبود می‌گویند. حتا اگر ندانیم شالوده و ماده‌ی اولیه‌ی این نواهای مذهبی از کجا و با صرف چه همت و متحمل شدن چه زحماتی آمده خود آثاری که می‌شنویم گویای گویا است. و حتا اگر نتوانیم معنای متن آیینی‌شان را دریابیم یا بر بستر فرهنگ دینی مسیحی درکشان کنیم (که قاعدتا اغلب ما نمی‌توانیم چنین کنیم) این آثار آوازی زیبایی معنوی-موسیقایی مختص خودشان را دارند.

تکه‌های این اوراتوریو سفری شگفت‌انگیز و رازآمیز به دل سنت‌های قرون وسطای مسیحی (روایت ارمنی) فراهم می‌کند، تصویری بازآفریده به دست آهنگساز امروزین از متن‌هایی موسیقایی به نمایش می‌گذارد که قدمتشان بین 1500 تا 1000 سال است (گرچه ما نمی‌دانیم دقیقا سهم آهنگساز چقدر است و سهم متن‌های مرجع چقدر). زمانشان بسیار از ما دور است. چنان دور که بیم آن می‌رود موسیقی اصلا ارتباطی برنیانگیزد و مفهومی را در ذهن شنونده نسازد. اما چنین نیست. کافی است تنها بگذاریم صدا به درون بیاید و در ذهن نفوذ کند. آنگاه پژواک صدای آن مومنان تاریخی اثر می‌گذارد و شنونده را مجذوب می‌کند.

با یا بی هر گونه درک فرهنگی لیتورژیک، حتا بدون باور به ایمان مذهبی مسیحی خطوط موسیقایی رنگارنگ و پرطنینی که در Lord Have Mercy (Resurrection and Ascension) می‌شنویم همچون اوجی برای اوراتوریو مسحور کننده است. سکون کیهانی و ازلی موجود در هر یک از آوازها، از همان اولین، The Lord’s Prayer، (گرچه در اندک جاهایی به فراخور متن ممکن است دگرگونی حالت نیز بپذیرد) نمایی می‌یابد و حضور خود را همچون عنصری برآمده از شکوه و هیمنه‌ی ایمان با صدای پرصلابت تکخوان و ساختار سنگین و متین همخوانان پایدار می‌کند. همان کاری را می‌کند که در اصل قرار بوده بکند؛ در دل‌های باورمندان احساسی الهی برمی‌انگیزد. روایت موسیقایی محض ما از زیبایی‌های چنین اثری –که فارغ از اینها است- فرآورده‌ی جانبی آن غایت اولیه است. و این زیبایی، ولو جانبی، چندان هست که ارج آهنگساز را در نگاه ما افزون کند.

اوراتوریو کرال کلاسیکال زندگانی مسیح از تولد تا عروج آروین صداقت کیش لوریس چکناوریان رادنواندیش

برای خرید و دانلود آلبوم زندگانی مسیح به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
28 مهر 1397
Best Albom in Season Single5

بهترین آلبوم تابستان ۱۳۹۷


نظرسنجی بهترین آلبوم تابستان ۹۷ نُویز، در دو سطح مختلف برگزار شد:

یکی انتخاب بهترین آلبوم فصل از بین بهترین آلبوم‌های منتخب ماه، از نگاه تحریریه‌ی «نُویز» و دیگری بهترین آلبوم فصل از بین بهترین آلبوم‌های منتخب مردم در ماه، از نگاه مخاطبان کانال تلگرامِ «نُویز». این نظرسنجی به صورت فصلی در کانال تلگرامِ «نُویز» انجام و آلبوم برتر توسط «نُویز» اعلام خواهد شد.

نتایج این نظرسنجی‌ها در دو گروه تحریریه و مخاطبان «نُویز» به صورت زیر است:

با توجه به اکثریت آراء در گروه تحریریه‌ی «نُویز»، آلبوم «پارتیتور خوانی 3: سرنا» با امتیاز (9 از ۱۰) رتبه‌ی اول را کسب کرد.

sorena 301

با این اثر بیشتر آشنا شوید: پارتیتورخوانی 3: سرنا


با توجه به نتیجه‌ی آراء مردمی در نظرسنجی کانال تلگرام «نُویز»، آلبوم «پرتره‌ی آهنگساز در جوانی» با کسب بیشترین رأی، رتبه‌ی اول را کسب کرد.

portrait 301

با این اثر بیشتر آشنا شوید: پرتره‌ی آهنگساز در جوانی

 

جزئیات آراء گروه تحریریه به شرح زیر است: (محدوده‌ی امتیاز از ۰ تا ۱۰)

پرتره‌ی آهنگساز در جوانی - امین شریفی 5/7
مجموعه‌های ایرانی آرشیو فنوگرام برلین 8/4
پارتیتورخوانی 3: سرنا - رضا والی 9

جزئیات آراء مردمی از مجموع 803 رأی أخذ شده به شرح زیر است:

▪️ 43% (349) پرتره‌ی آهنگساز در جوانی - امین شریفی
▫️ 19% (154) انگاره‌ی فراق - کیارش داودی، کریم ابراهیمی
▪️ 37% (300) پارتیتور خوانی ۳: سرنا - رضا والی

 لطفاً نظرات و پیشنهات خود را درباره‌ی این نظرسنجی با «نُویز» و از طریق یکی از نشانی‌های آن، درمیان بگذارید. 

25 مهر 1397
Sequense Behesht 1

ملودی‌های همگانی

نویسنده: امیر بهاری

بهزاد عبدی آهنگساز پرکار سینمای ایران در مجموعه‌ی «سکانس بهشت» تعداد قابل توجهی از آثار سینمایی‌اش را منتشر کرده است. مجموعه‌ای که هرچند نشانه‌های سبکی و امضای عبدی را با خود دارد ولی به همان اندازه هم گستره‌ی محدود بافت و ملودی‌سازی این آهنگساز را در سینما نشان می‌دهد.

این مجموعه در برگیرنده‌ی موسیقی متن فیلم‌های متنوعی با رویکردهای متنوع و لحن‌های مختلف است اما بخش عمده موسیقیِ گردآمده در نوع ارکستراسیون و طراحی فضا برای حرکت ملودی اصلی و حتی طراحی جزئیاتی مثل مدولاسیون‌ها مشابه هستند. در این میان معدود قطعاتی مثل قطعه‌ی آغازین که بخشی از موسیقی متن فیلم «متروپل» است، متفاوت به نظر می‌رسد. این کار البته چندان ارتباطی به دنیای آهنگسازی بهزاد عبدی ندارد و خیلی متأثر از موسیقی متن هنری مانچینی برای فیلم «راننده تاکسی» است.

بخش ارکسترال کارها اغلب خوب و شنیدنی طراحی شده‌اند و نشان از تسلط نسبی عبدی بر ارکستراسیون دارد اما اغلب ملودی‌های اصلی به‌رغم اینکه برای سازهای مختلف طراحی شده‌اند، مسیرهای مشابهی‌ را طی می‌کنند. اغلب این موسیقی‌ها همراهی بی‌خطر برای تصویر هستند. بعضا موسیقی‌ها آنقدر محافظه‌کارانه و ملایم طراحی شده‌اند که قابلیت استفاده روی تصاویری با محتواهای مختلف را دارند.

آلبوم به عنوان موسیقی پس زمینه‌ی کار روزانه شنیدنی است و برای کسانی که می‌خواهند حین کتاب خواندن یا کار کردن یک موسیقی ملایم استاندارد بشنوند، قابل استفاده است.

این مجموعه بیش از اینکه نشان دهنده‌ی توانایی‌های عبدی باشد، بازتاب خواست متوسط و محافظه‌کارانه‌ی سینمای ایران از موسیقی متن است. ارکسترهایی که خوب صدا می‌دهند سولیست‌هایی که کارشان را به درستی انجام داده‌اند اما ماحصل نغمه‌هایی نه چندان برانگیزاننده که در فیلم‌هایی با ژانرهای مختلف استفاده شده‌اند. فیلم جنایی «متروپل»، درام تلخ تاریخی «خانه‌ی پدری»، فیلم ساده و اجتماعی «دهلیز»، فیلم به اصطلاح معمایی «برف روی شیروانی داغ» و ... بعید است بتوان حال و هوای واحدی برای این فیلم‌ها توصیف کرد تا بشود از الگوهای مشخصی برای موسیقی در آنها استفاده کرد.

موسیقی فیلم سکانس بهشت بهزاد عبدی امیر بهاری نشر و پخش جوان متروپل سینما سینمایی دهلیز خانه پدری درام برف روی شیروانی داغ موسیقی متن

برای خرید و دانلود آلبوم سکانس بهشت به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
24 مهر 1397
Sepidar 3

بدون ایده، عاری از خوانش

نویسنده: کامیار صلواتی

قطعه‌ای در دشتی می‌شنوید که راه خودش را می‌رود. ثانیه‌ای ملودی قطع می‌شود و پایه‌ی ریتمیک ۸/۶ آن همچنان به گوش می‌رسد. در این تنفس بسیار کوتاه، مطلع غزلی از هوشنگ ابتهاج خوانده می‌شود. زیر صدای دکلمه‌گر، موسیقی مصرّانه به پیش می‌رود و مدام جمله‌هایی نو در آن به گوش می‌رسند. چندی بعد، مصرع پایانی «ارغوان» خوانده می‌شود. موسیقی تازه یک اپیزود جدید را آغاز کرده و از میانه‌ی این اپیزود، دکلمه به پایان می‌رسد. آیا موسیقی «برای دکلمه» ساخته شده است؟ بعید به نظر می‌رسد. آیا حذف صدای گوینده آسیبی به قطعه می‌زند؟ به هیچ وجه.

سپیده خداوردی، دکلمه‌گر آلبوم، در متن چهارخطی پُر از اشکال‌اش در دفترچه‌ی آلبوم چنین می‌نویسد: «امیدوارم تلاش‌هایم برای انتقال گفتار و لحن استاد هوشنگ ابتهاج... بدون هیچ اعمال حس شخصی مثمر ثمر بوده باشد». سوال این‌جاست: مگر نه اینکه ابتهاج خود، همراه با موسیقی، شعرهای خود را دکلمه کرده است؟‌ پس چه دلیلی وجود دارد که دیگری‌ای عامدانه بخواهد «بدون اعمال حس شخصی» این شعرها را بخواند تا تازه در مطلوب‌ترین حالت، به «لحن» ابتهاج درآید؟‌

«سپیدار» همین‌قدر بدون ایده است. نسبت قابل تشخیصی میان نحوه‌ی دکلمه‌ی اشعار و موسیقی، و نیز محتوای اشعار و موسیقی مجید درخشانی وجود ندارد. با اینکه گوینده بازیگر است، لحن دکلمه‌ها کلیشه‌ای، عاری از فنّ بیان شخصی، و یادآور کلیشه‌های «روشنک»ـی است.

همه‌ی آنچه درباره‌ی این اثر گفته شد را بگذارید کنار این نکته‌ی تأمل‌برانگیز که متن معرفی اثر را گوینده نوشته و از ایده و قصدش برای خلق این اثر گفته است. این اثر متعلق به کیست؟ نشانه‌ها به ما می‌گویند که نه آهنگساز یا شاعر، که گوینده در این اثر نقش اصلی را برعهده دارد؛ کسی که حتی در دکلمه‌اش۱ هم تلاش کرده چیزی از خود به اثر نیفزاید. چرا باید چنین باشد؟

بعضی آثار بی‌آنکه خود به صراحت بگویند، فریادگر مناسبات تولیدی‌شان هستند.


۱- یا آن‌چنان که در ترجمه‌ی انگلیسی جلد آلبوم می‌خوانیم: Deklame!‌

مجید درخشانی سپیدار کامیار صلواتی سپیده خداوردی شعر خوانی

برای خرید و دانلود آلبوم سپیدار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
23 مهر 1397
oud

گامی به پیش

نویسنده: سعید یعقوبیان

در مقایسه با تجربه‌های معدودِ پیشین در تدوینِ کتاب آموزشی عود در ایران، این کتاب، داده‌های بیشتری در اختیار هنرجو قرار می‌دهد. مقاله‌ی پرمغز و نسبتاً مفصلی از نرگس ذاکرجعفری درباره‌ی پیشینه‌ی عود نیز در ابتدای کتاب گنجانده شده‌است. با اینحال با توجه به فقر منابع استاندارد فارسی در خصوص نوازندگی عود، تبیین و تشریح بیشتری به برخی درس‌ها می‌تواند افزوده‌شود؛ مثلاً در موضوع مهم پوزیسیون‌ها (انواع، جابه‌جایی و انتقال‌شان)

تا نیمه‌های کتاب، اغلبِ درس‌ها قطعاتِ کتابِ اول و دوم تارِ هنرستان هستند (بازنگری‌شده برای عود) و مهمتر از آن در نظریه‌ی موسیقی نیز این متد، رویکرد خالقی را دارد.

تنوع قطعات، قابل توجه است. از نسلِ اول و دوم عودنوازان ایرانیِ معاصر، قطعاتی انتخاب شده‌اند. همچنین به چهره‌ی چندفرهنگیِ عود توجه شده و قطعاتی از موسیقی ارمنی، ترک و عرب انتخاب شده‌اند. این قطعات بخش جداگانه‌ای ندارند و بسته به سطح‌شان لابه‌لای دیگر بخش‌ها پراکنده‌اند. اتودهایی مفید و قطعاتی از خود مؤلف نیز وجود دارند.

از چالش‌های اساسی یک نوآموز عود در مراحل ابتدایی آموزش، روندِ چیرگی‌اش بر بوطیقایِ عمودِ این ساز است (در مقایسه با افقی بودن سازهایی همچون تار و سه‌تار). از این حیث تمرین‌های اختصاصیِ کتاب برای دست باز، کافی به نظر نمی‌رسد اما در درس‌هایی که در ادامه انتخاب و گنجانده شده‌اند این موضوع در دل قطعات، تا حدودی لحاظ شده‌است. نشانه‌ها روی آوانگاریِ قطعات، از نیمه‌ی ‌راه (آنچه که احتمالاً برای سطح متوسط مد نظر بوده) تقریباً حذف شده‌اند که وجودشان کماکان ضروری می‌نماید. شاید این کار وظیفه‌ی معلم دانسته شده اما می‌دانیم که هنوز عودنوازیِ ما به استانداردهای مشخصی نرسیده و با توجه به اینکه استفاده از این کتاب در جای جایِ ایران محتمل است، این کار در یکسان‌سازی فرایند آموزش می‌تواند ثمربخش باشد.

قطع کتاب، کیفیت چاپ، آوانگاری‌ها و صفحه‌بندی، متناسب و کارآمد و منزه است؛ همچنین اجرای کل کتاب در لوح فشرده‌ی همراه، به دستانِ حمید خوانساری.

یک عودنواز، کتاب آموزشیِ عود برای هنرستان موسیقی گردآورده که کار معلمان را در نوشتنِ حواشیِ مختصِ عود در صفحات کتابِ خالقی آسان خواهد کرد و با چکش‌خوردن در چاپ‌های بعد، حتی می‌تواند رجوع به متدهای عرب و ترک را نیز کمتر کند.

21 مهر 1397
بالا