نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)
Ahmad Bakhtiari

تاریخ‌های موازی

نویسنده: کامیار صلواتی

در کنار تاریخ موسیقی کلاسیک رایجی که روایت‌های غالب تاریخ موسیقایی ما را ساخته، تاریخ‌های دیگری نیز وجود دارند که در حاشیه قرار گرفته‌اند. دلایلی که باعث شده آن‌ها در حاشیه قرار بگیرند ممکن است متفاوت و به فراخور ماهیت هریک متنوع باشد، اما یک دلیل در به حاشیه رفتن بسیاری از آن‌ها بسیار موثر بوده است: فارسی نبودن. احتمالاً یکی از دلایل مهمی که تاریخ موسیقی کلاسیک رسمی را –که از درویش و وزیری و صبا و شهناز و لطفی و مشکاتیان گذر می‌کند- در مرکز می‌نشاند اما علی‌اصغر کردستانی را به‌تمامی در کناره نگه می‌دارد رسمیت و ملی شدن «فارسی» است. این جریان‌های موازی منطقه‌ای کمابیش شهری شده، که جدای از موسیقی مردم‌زاد (فولکلور) هر منطقه‌اند، چندان موضوع توجه نبوده‌اند و انتشار آثاری چون «جاودانه‌های موسیقی مازندران»‌می‌تواند توجهی دوباره را به این موسیقی شهری غیرفارسی برانگیزاند. به همین دلیل، انتشار چنین آثاری بیش از وجه هنری آن‌ها، از وجه تاریخی و پژوهشی می‌تواند بسیار مهم باشد. حال سوال این‌جاست: «جاودانه‌های موسیقی مازندران» چقدر از این حیث می‌تواند برای شنونده مفید باشد و ناشر چه نقشی در این میان دارد؟

کار ناشر از چنین جنبه‌ای بسیار بااهمیت‌تر از پالایش، جمع‌آوری و بازنشر صرف قطعاتی است که سال‌ها پیش اجرا شده‌اند. چنین آثاری باید تا حدّ ممکن مملوء از اطلاعات دقیق و جزییات تاریخی درباره‌ی قطعات باشند. «جاودانه‌های موسیقی مازندران» اثری است که چند قطعه‌ی جالب را در خود گرد آورده، احتمالاً قطعاتی که بعضی‌هاشان در رادیو تولید و پخش شده‌اند و با سازهای غربی و ایرانی –مثلاً ترکیب ویلون و کلارینت و تنبک- نواخته شده‌اند، اما ناشر تنها به ذکر توضیح بسیار ناکافی و نادرست «موسیقی و شعر این اثر فولک است» و البته گردآوری متنی کوتاه و ناکامل درباره‌ی خواننده بسنده کرده است. شنونده به درستی نمی‌فهمد که این آثار در چه سالی ساخته یا تنظیم شده‌اند، نوازندگان و سازندگان و تنظیم‌کنندگانش چه کسانی بوده‌اند، در چه قالبی پخش شده‌اند، یا بنا به کدام دلایل و معیارها «جاودانه‌های موسیقی مازندران» نام گرفته‌اند. به دیگر سخن، پاسخ سوال ما این است: ناشر در این‌جا جز جمع‌آوری قطعاتی که سال‌ها پیش کسان دیگر آن‌ها را ساخته و پرداخته‌اند، هیچ نقش دیگری ایفا نکرده است.

برای خرید و دانلود آلبوم جاودانه‌های موسیقی مازندران به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
02 خرداد 1397
Tar o Pood 2

آهنگسازی با کلیشه‌ها

نویسنده: آروین صداقت کیش

با «تاروپود»، متبسم یک گام عقب نشسته است، حتا از «سیمرغ». بهترین نمونه‌ی شعر غنائی فارسی را برگزیده و بر موسیقی نشانده اما بی سازوبرگی که برای همنشینی با چنین شعری لازم است. شعر، خسرو و شیرین نظامی، مانند تجربه‌ی پیشین‌اش (شاهنامه) طولانی، سخت روایی، و آمیخته به نمایش و احساس است. ناگزیر هر موسیقی‌ای که بخواهد با آن بیامیزد باید گوشه‌ی چشمی به همه‌ی این مایه‌وری‌هایش داشته باشد وگرنه حکمت انتخاب این منظومه‌ی بلند گم می‌شود و این پرسش به میان می‌آید که؛ به آواز خواندن این شعر چه افزوده‌ای بیش از مطالعه‌ی تنها دارد؟

متبسم با برگزیدن ترکیب سازی محدود (سه‌تارها، بربت، قیچک باس و کوبه‌ای‌ها) دست خود را بسته است و بخشی بزرگی از تخته‌رنگی که می‌توانست در رنگ‌آمیزی احساسی شعرِ همراه و جلوگیری از یکنواختی به یاری‌اش بیاید را پیشاپیش فروگذاشته. چیره‌دستی متبسم به‌عنوان یک آهنگساز در سازآرایی و رنگ‌آمیزی است. او از این مزیت چشم پوشیده است،  پس به‌ناچار راهی نمی‌ماند جز این‌که برای همراه کردن موسیقی با شعر- روایت به سراغ بار عاطفی دستگاه‌ها برود. همین‌جاست که می‌توان عقب‌نشینی‌اش را به‌وضوح شنید.

در تاروپود ساده‌ترین راه آمیختن روایت با موسیقی ایرانی، یعنی برگرداندن احساس کلی روایت به بار عاطفی یک دستگاه رویکرد اصلی همنشانی شعر و موسیقی است. گویا همین‌که برای مثال بار عاطفی حماسی چهارگاه با «زنی فرمانده است از نسل شاهان» همراه شود برای به بندِ موسیقی کشیدن چنان شعر روایی عمیق و چندلایه‌ای کافی تشخیص داده شده. این می‌توانست رویکردی موفق باشد به‌شرط آن‌که آهنگساز در این زمین دست به تأسیس بزند و ابعاد تازه‌ای به عاطفه‌ی هر مُد ببخشد. اما دریغ از تلاشی برای برانداختن این نشانه‌شناسی کلیشه‌شده (حتا به‌قدر سیمرغ).

به‌طریق‌اولی چشمداشت رویکردهای پیچیده‌تر در تاروپود نیز کاری عبث است. در این چند پرده شعر-نمایش نه خبری از پیش رفتن بار عاطفی تا دل ملودی‌های آفریده‌شده (جدا از مُد) هست نه خبری از شخصیت‌پردازی موسیقایی مثلاً با انتساب ملودی‌ها، ریتم‌ها یا رنگ‌ها به شخصیت‌ها و موقعیت‌ها و گستراندن طرحی موسیقایی-داستانی و خلاقانه با استفاده از این مصالح اولیه. شعر نظامی سدی بلندتر از آن است که با پرشی چنین کوتاه بتوان از آن برگذشت.

تار و پود حمید متبسم وحید تاج آروین صداقت کیش کلاسیک ایرانی نظامی

برای خرید و دانلود آلبوم تار و پود به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

01 خرداد 1397
Beshno Az No 1

مرغ سحر و دیگر پرندگان زیبا

نویسنده: امیر بهاری

از یک موسیقیدان باتجربه چه انتظاری می‌رود جز اینکه وقتی بعد از سال‌ها نیت به انتشار آلبومی می‌کند، اثری درخور و شایسته‌ی نامش را منتشر کند. بهرام دهقانیار در «بشنو از نو» این چنین عمل نکرده است.

دهقانیار، آهنگساز خوشنام و بی‌حاشیه را هم‌چنان با تجربه‌های موفق سال‌های جوانی‌اش می‌شناسیم؛ موتیف به یاد ماندنی سریال «پدرسالار» و ملودی‌های ملیح و دلنشین سریال «خونه‌ی مادربزرگه». در «بشنو از نو» او به سراغ آثاری مشهور و معروف رفته و به سبک و سیاق مدنظرش آنها را تنظیم کرده است.

هر چند که تلاش دهقانیار برای رنگ‌آمیزی متفاوت‌تر از نسخه‌های پیشین این قطعات و اجرای دقیق و سالم اثر را نمی‌توان نادیده گرفت اما آلبوم چندان چیزی فراتر از آن فضای «ایرونی/ قدیمی» ندارد. درست که پیانو هم در نوع خودش تمیز و شایسته نواخته شده است اما این جنس شخصیت پیانو در جریان موسیقی امروز ایران چندان جایگاه ویژه‌ای ندارد. کما اینکه بعد از نسل انوشیروان روحانی و ناصر چشم‌آذر، این نوع نوازندگی و این سنوریته از منظر هنری جایگاه گذشته را هم ندارد.

اثری که می‌خواهد مجموعه‌ای از قطعات قدیمی را بازخوانی کند در عالی‌ترین شکل به واسطه‌ی تفسیری نوین مبدل به «اثر» می‌شود در صورتی که بازنوازی‌ها دراین اثر پشت ملودی‌های اصلی پنهان شده‌اند و نتوانسته‌اند آنها را جلو ببرند. جستجو برای یافتن نقطه نظری بدیع در «بشنو از نو» به جایی نمی‌رسد کما اینکه مجموعه تیتراژهایی که دهقانیار برای مهران مدیری کار کرد هم بیشتر به واسطه‌ی وفاداری به نسخه‌های اصلی مورد توجه عموم قرار گرفت و تنظیم و اجرای آنها چندان موثر نبود.

از سوی دیگر به جز فعالیت محدود دهقانیار در تلویزیون و سینما مخاطب جز همین بازخوانی‌هایِ تیتراژی، نغمه‌ی خاصی از سال‌های اخیر دهقانیار در ذهن ندارد تا با مروری نگاه امروزین دهقانیار به دیدگاه او به گذشته رجوع کند. ظاهراً گذشته در دنیای هنری دهقانیار خیلی مهم است هم برای ما که او را با آثار موفق‌ دوران جوانی‌اش مرور می‌کنیم و هم برای خودش که در پی یافتن روزنه‌ای در موسیقی قدیم است.

امیر بهاری بهرام دهقانیار بشنو از نو کلاسیک ایرانی علی جعفری پویان، همایون نصیری، آرین کشیشی، ترگل خلیقی، سایوری شفیعی، پاشا هنجنی و آرمین قیطاسی

برای خرید و دانلود آلبوم بشنو از نو به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
28 اردیبهشت 1397
chand shab santoor

درباره‌ی جریان اصلی

نویسنده: آروین صداقت کیش

دو شب کنسرت، شش سنتورنواز، 120 دقیقه موسیقی، از مجموعه کنسرت‌های «چند شب» که شبی پس از شصت و سومین زادروز پرویز مشکاتیان در تالار رودکی اجرا شد، بیشتر از هر وقت دیگری مساله‌ی جریان اصلی را به رخ می‌کشید و به یاد می‌آورد که امروزه عیار آفرینش برای سنتور غالبا به نسبت سنتورنوازها با نوعی جریان اصلی برمی‌گردد.

و این جریان اصلی چیست؟ مشکاتیان، اردوان کامکار و تا حدودی هم پایور. مهیار طریحی و سیاوش کامکار، (فارغ از آمادگی کمشان در این اجرا) شاگرد و پیرو اردوان کامکارند و در این ضلع جریان. پویا سرایی و پویان عطایی باوجود برآمدن از مکتب پایور و از کلاس کامکارها بیشتر در ضلع دیگر یعنی مشکاتیان ایستاده بودند. کاوه شفیعی خارج از جریان اصلی و در یک سبک نوازندگی همیشه جزیره‌گون (ورزنده) قرار می‌گرفت و علی بهرامی‌فرد، تنها درخشش واقعیِ این «چندشب»، درست در ضلعی که دیگران نیز باید دیر یا زود به جستجوی آن برخیزند؛ سنتز خودش.

اگر به چشم‌انداز سنتورنوازی و سرجمع کار سنتورنوازان امروزی بنگریم می‌بینیم که مسئله فعلاً مسئله‌ای ترکیب‌گرانه است. در نسل جدید هنوز صداداری شخصی (خواه منفرد خواه همه‌گیر) کمتر می‌شنویم و همچنین انشای موسیقایی متمایز. اگر بارقه‌ای هست حاصل گزینش خاص و همنشین کردن عناصری از سبک‌های مستقر است. گیر و گرفت اینجا هم مثل بسیاری جاهای دیگر در موسیقی امروزی‌مان به آفرینش، به آهنگسازی برمی‌گردد.

از این منظر، تنها اجرای پویا سرایی نشان کمرنگ گزینش شخصی داشت (گرچه قدری بی‌رمق نسبت به بهترین شرایطش) و با فاصله‌ی کیفی بسیار نسبت به بقیه علی بهرامی‌فرد. بهرامی‌فرد با آن نیم ساعت سه‌گاه، بلوغ موسیقایی‌اش را به نمایش گذاشت و نشان داد که به سنتز شخصی، منسجم و استواری از عناصر سنتورنوازی موجود رسیده است. صدادهی، بهره‌گیری خلاق از سرعت، دقت و استقلال مضراب و بازه‌ی دینامیکی متناسب با هدف، انتخاب‌های او از میان عناصر موجود سنتورنوازی بود که به انضمام توانایی شایان توجه آهنگسازی‌اش (بسط تم‌های آشنا در فرم‌های مضرابی متنوع، توان سازماندهی فرمی قطعه و خوش‌سلیقگی‌اش در خلق لحظات موسیقایی) تأکیدی قوی بر این بود که هنر ترکیب راهی از دل جریان اصلی گشوده و یک نوازنده-آهنگساز شش‌دانگ به جامعه‌ی موسیقی معرفی کرده است.

27 اردیبهشت 1397
Man Haman Nay Am 1

تکثیرِ نفیر

نویسنده: سعید یعقوبیان

موسیقی در «من همان نای‌ام»، مبتنی بر پتانسیلی‌ست که نخستین بار محمدعلی کیانی‌نژاد در آلبومِ «دف و نی» (1373) نشان داده بود؛ تجربه‌ی موسیقیِ چندصدایی با نوشتنِ چند خط برای نی در کنار ساز کوبه‌ای و آواز. آنچه این اثر با آهنگسازیِ کنش‌گرِ جهانگیری بر آن پتانسیل افزوده، بهره‌گیریِ او از نگاهِ دوری به عنصرِ ریتم، گاه پیوندِ تحریریِ (ملیسماتیکِ) شعر و موسیقی، و چند خط‌شدنِ آواز در آغاز و پایانِ اثر است. علاوه بر اینها مهدی امامی نیز در آواز خود، در کنار نوانس‌های پررنگ و صدایِ همیشه بی‌قرارش چنین ایده‌هایی به کار بسته است: گسترش دامنه‌ی مقام از هر دو قطبِ زیر و بم (گستره‌ی صوتیِ بیتِ نخستِ آواز، یک فاصله‌ی دهم است)، تأکید و لنگرانداختنِ گاه‌به‌گاه بر نغمه‌های غیرفونکسیونلِ مقام که ایجاد تعلیق می‌کند و گاه حتی بر روی نغمه-هایی خارج از اشلِ مقام (مانند آن لحظه‌ای که پرده‌ی چهارگاه را نشان می‌دهد)، تکرار واژه‌ها از میانه‌ی مصراع و گاه از میانه‌ی یک رکنِ عروضی، ایست‌هایِ ناغافل و نامعمول (مانندِ «نی نفَس می‌خواهد از ما!...») و در نهایت ایجاد التهاب در فرازها با افزایش پله‌پله‌ی دینامیسم به موازاتِ تکرارِ واژه‌ای از شعر.

اما این خشت‌ها چه بِنایی ساخته‌اند؟ دوازده ترَک، با تناوبِ آوازی-ضربی که، اگرچه تأثیرِ همان شروعِ میخکوب‌کننده‌ی آلبوم کافی‌ست تا چند بخشِ بعد را نیز با نشئه‌ی آن شنید اما، گنجاندنِ چهار بخش ساز و آواز، موسیقی را که تماماً در فواصل شوشتری‌ست در نهایت، اندکی دچار تکرار و تطویل کرده‌است. شاید ایده‌ی محوریِ این مجموعه (ساختِ موسیقی‌ای با نی و بر روی شعرهایی مرتبط با نی: خوانشِ مثنویِ «بانگ نیِ» سایه که اثر به او نیز تقدیم شده و وصلِ آن به «نی‌نامه»ی مولوی) چنین چینشی را سبب شده باشد اما با کوتاه کردنِ ساز و آواز و گزینشِ بهتری از مثنویِ سایه، با حذف بیت‌هایی مانند «عاشقان در زندگی زاینده‌اند/عاشقان در عاشقان پاینده‌اند»، موسیقی می‌توانست حتی گزیده‌گوتر باشد و نافذتر. شگردهای شخصی و جذاب خواننده نیز به این اطاله کمکی نکرده‌اند به ویژه که در میانه‌ی این روایت، یک بخش آوازِ ضربی نیز گنجانده شده‌است. اما بخش پایانی و تصنیف، با درهم‌تنیدگیِ متراکم و پر انرژیِ عناصر موسیقی، شکوهِ آغازین را به اثر بازمی-گرداند.

سیامک جهانگیری سعید یعقوبیان مهدی امامی کلاسیک ایرانی نبیل یوسف شریداوی نی هوشنگ ابتهاج

برای خرید و دانلود آلبوم من همان نای‌ام به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
26 اردیبهشت 1397
bonyan

ترجمه‌ای بس مغشوش

نویسنده: آروین صداقت کیش

«بنیان‌های عقلانی و اجتماعی موسیقی» نام نوشته‌ای است از ماکس وِبِر جامعه‌شناس نامی قرن بیستم، که از روی ترجمه‌ی انگلیسی مارتیندال، ریدل و نویورث به فارسی برگردانده شده. متن آلمانی با عنوان دقیق‌تر «بنیان‌های عقلانی و جامعه‌شناختی موسیقی» در 1911 نوشته و پس از مرگ وبر، در میان دست‌نوشته‌هایش یافته و در 1921 به شکل یک تک‌اثر و همچنین به عنوان ضمیمه‌ی‌ چاپ دوم «اقتصاد و جامعه» منتشر شد.

کتاب از دو بخش تشکیل شده؛ نخست یک مقدمه‌ی طولانی سودمند به قلم دو تن از مترجمان که در اصل با هدف شرح فشرده‌ی جامعه‌شناسی موسیقی وبر برای یکی از انتشارات انجمن موسیقی‌شناسی آمریکا نوشته شده، و دوم رساله‌ی وبر. این اثر کوتاه که برخی معتقدند ناتمام است1، در زمان خود نوآورانه به شمار می‌آمده زیرا در آن دوران موسیقی به ندرت طرف توجه اندیشوران علوم انسانی (جز فیلسوفان) بود.

در رساله‌ی کوتاهش وبر می‌کوشد با تکیه بر چهار کنش اجتماعی ایده‌آل (عقلانی، ارزشگذارانه، عاطفی و سنتی) نشان دهد چگونه از میان همه‌ی فرهنگ‌های موسیقایی تنها فرهنگ موسیقی غرب است که به وسیله‌ی خصوصیت کنش عقلانی شکل عالی خود را می‌یابد. در این راه او دانش موسیقایی و آشنایی عمیق با ادبیات موسیقی‌شناسی روز را به کار می‌گیرد و مثال‌های گسترده‌ای از فرهنگ‌های هند، خاورمیانه و ... می‌آورد، تا طرحش را پیش ببرد. همین مختصر روشن می‌سازد که محتوای رساله‌ی او با جامعه‌شناسی موسیقی به مفهوم امروزی تقریبا بی‌ارتباط است. بااین‌حال مطالعه‌اش همچنان بهره‌ی آشنایی با اندیشه‌های یک جامعه‌شناس بنیان‌گذار درباره‌ی موسیقی و نیروهای اجتماعی (ارزش تاریخ تفکر) را می‌رساند.

افسوس که متن، حتا اگر پیچیدگی‌های موسیقی‌شناسانه‌اش را نادیده بگیریم، از تیررس فهم خواننده‌ی فارسی‌زبان دور می‌ماند. تنها به یک دلیل؛ ترجمه‌ی بسیار بد. برگردان فارسی از روی ترجمه‌ی نه چندان خوب انگلیسی2‌ است، اما خود نیز مخصوصا در ترجمه‌ی عبارت‌ها و جمله‌های فنی موسیقی چنان بیراهه رفته که با هر نمونه‌اش می‌توان مسابقه‌ی تشخیص معنا بدون مراجعه به متن اصلی برگزار کرد.


1- از جمله ماکس فروند در جامعه‌شناسی ماکس وبر، ترجمه‌ی عبدالحسین نیک‌گهر، توتیا: تهران؛ ص 257.
2- اشاره‌ی واترمن در نقدش بر ترجمه‌ی انگلیسی در ژورنال Criticismبه سال 1959؛ ص 173.

مرور کتاب ماکس وبر حسن خیاطی آروین صداقت کیش بنیان های عقلانی و اجتماعی موسیقی

25 اردیبهشت 1397
Attariyeh 1

نخراشیدگی و رخوت

نویسنده: کامیار صلواتی

ورود به آرمان‌شهر موسیقی کلاسیک ایرانی احتمالاً چندان شرط سخت‌گیرانه‌ای نخواهد داشت: کافی‌ست هر موسیقی‌دانی پیش از خلق و انتشار اثر خود از خود پاسخ روشن و صادقانه‌ی این سوال را بخواهد: اثر من کمبود چه چیز را جبران می‌کند و به چه هدفی انتشار می‌یابد؟ احتمالاً پاسخ صادقانه و روشن بسیاری از آهنگسازان و موسیقی‌دانان ما به این سوال تنها وسوسه‌ی «میل به خلق» و «سابقه‌سازی»ست. محتمل‌ترین پاسخ صادقانه‌ی روشن دست‌اندرکاران «عطاریه» نیز همین است.

«عطاریه» اما دو ناممکن را با موفقیت تمام ممکن کرده است: اوّل آنکه در دفترچه‌ی همراهی که هیچ محتوای متنی‌ای جز نام قطعات و دست‌اندرکاران‌اش ندارد، توانسته اشکالات ویرایشی و نگارشی پرشماری را بگنجاند؛ و دوم آنکه وضعیت «طراحی گرافیک»‌اش حتی از وضعیت نگارشی و ویرایشی‌اش هم بدتر باشد! گذشته از این دو وجه پیراموسیقایی، عطاریه در بُعد موسیقایی چندان چیزی برای ارائه به مخاطب ندارد؛ نه ایده‌ای نو، نه هدفی که پیدایش اثر را توجیه کند و نه الحانی شیرین و به‌ یاد ماندنی. عطاریه حتی در بی‌اتفاقی خودش یک‌دست هم نیست و گاه گاه با تمهیداتی بی‌جا مانند افزودن یک‌باره‌ی یک خط ملودیک کنترپوانیک و البته ساده توسط عود به بافت کاملاً مونوفونیک تصنیفی که ناگاه به «اصفهان» می‌رود، ضرباتی ناخوشایند به شنونده وارد می‌کند؛ ضربه‌ای چون فریادی نخراشیده در میانه‌ی یک چُرت رخوت‌آلود. صرف استفاده از اشعار عطار -که البته شنونده در هیچ‌جای دفترچه متوجه نمی‌شود که این اشعار سروده‌ی عطار هستند- حتّی اگر برای اولین بار در تاریخ موسیقی ایران اتفاق افتاده باشد، ارزش افزوده‌ای به اثر از حیث موسیقایی نمی‌بخشد؛ چه آنکه این اثر در درجه‌ی اوّل یک آلبوم موسیقی است.

نه استفاده‌‌ی بی‌هدف از مترهای لنگ پنج‌ضربی و هفت‌ضربی –که زمانی به کار گیری‌شان از جسارت نشان داشت و امروز به‌خودی‌خود آن وجه جسورانه‌ی خود را از دست داده‌اند-، نه مدولاسیون‌های پی‌ در پی و کم‌ظرافت در قطعاتی چون «سراندازان» که جز به آشفتگی و عدم انسجام نینجامیده‌اند، نه رنگ و بوی «شعاری‌وار» کار، و نه حتی اجرای پخته‌ی آوازخوان اثر (که پیش از این در «پیمان عشق» و «خوان هشتم» توانایی‌اش را نمایانده بود)، عطاریه را بدل به اثری نکرده‌اند که رغبتی برای دوباره شنیدن‌اش باقی بماند.

عطاریه رامین بحیرائی پیام بحیرائی کلاسیک ایرانی کامیار صلواتی عطار نیشابوری 

برای خرید و دانلود آلبوم عطاریه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
24 اردیبهشت 1397
بالا