نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)
Afsaneye Roozegar 1

سرگردان میان آفرینش و بازگویی

نویسنده: کامیار صلواتی

به تساهل و با پذیرش همه‌ی تقلیل‌گرایی‌هایی که در دسته‌بندی‌های این‌چنینی وجود دارد، می‌توان شخصیت موسیقایی مسعود شعاری را، در آثار صوتی‌اش، به دو پاره‌ی کمابیش متمایز تقسیم کرد: اولی، مسعود شعاری‌ای که رپرتوار سه‌تار را گسترش می‌دهد، سبک‌های مختلف نواختن سه‌تار را معرفی و تدوین می‌کند، قطعات قدیمی را به هیئت سه‌تارنوازانه درمی‌آورد و در یک کلام، خویی آموزش‌گر/پژوهش‌گر دارد. این روی شعاری را می‌توان در کتاب‌های‌اش، با کاروان صبا، و حتی سایه‌وار بازشناخت.

پاره‌ی دیگر شخصیت موسیقایی او را آثاری چون سیر، در سایه‌‌ی باد، غروب، انتظار و البته تا حدی افسانه‌ی روزگار ساخته‌اند؛ آثاری که در آن‌ها وجه خلاقیت فردی و آفرینش هنری پررنگ‌تر هستند، یا به عبارت دیگر قرار است پررنگ‌تر باشند. افسانه‌ی از نظر ساختار کلی آلبوم  گویی ادامه‌ای بر «سایه‌وار» است: توالی قطعات پیش‌تر آهنگ‌سازی شده و مقدمه‌های کوتاه تک‌نوازانه‌ی سه‌تار برای گریز از تبدیل شدن آلبوم به مجموعه‌ای از تصنیف‌های کم‌ارتباط از لحاظ مُدال و سبک‌شناسانه. با وجود این این اثر می‌تواند از بعضی لحاظ‌ها در دسته‌ی دوم جای بگیرد، و آن هم دست بازتر نوازنده /تنظیم‌کننده برای تفسیر آزادانه‌تر قطعات بازاجرا شده است؛ به این دلیل که بر خلاف سایه‌وار، قطعات این آلبوم در اصل برای تار یا سه‌تار ساخته و اجرا نشده‌اند. علاوه بر این، این قطعات تصنیف هستند و برخلاف سایه‌وار حیثیت استفاده از کلام و آواز نیز در آن‌ها نقش دارد.

این آزادی تفسیر برای اجرای دوباره چندان پاسخ درخوری در اثر شعاری نیافته است. عموم مانورهای سه‌تارنوازانه‌ی اثر محدود به تضادهای شدید دینامیکی و تک‌ریزهای همراه با کرشندوهای پرشتاب است؛ و البته در کنار آن‌ها، تأکید بر صدادهی حجیم گروهی از سه‌تارهای متنوع. جز این‌ها، نقش مفسر در جنبه‌های دیگر (مانند جمله‌پردازی، بسط قطعات، چندصدایی‌ها، نوع ارتباط قطعات با یکدیگر یا ارکستراسیون) چندان پررنگ نیست و اثر در فضایی خاکستری میان «تفسیر(آهنگسازی)- بازاجرا» معلق و سرگردان می‌ماند؛ نه آن‌چنان سوژه‌های‌اش دست‌نخورده‌ هستند که خروجی‌‌اش بازاجرا و بازسازی قلمداد شود، نه آن‌قدر تغییر شکل یافته‌اند که بتوان آن را اثری خلاقانه و هنری به شمار آورد.

سالار عقیلی کامیار صلواتی مسعود شعاری مرکز موسیقی حوزه هنری سه تار افسانه روزگار کلاسیک ایرانی

برای خرید و دانلود آلبوم افسانه‌ی روزگار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
23 تیر 1397
goosheh2

گنج‌گاه (۲)

نویسنده: سعید یعقوبیان

هر فرهنگ، یک نظام است و در این نظام لازم است تا روابط معینی بین اجزا برقرار باشد تا ارتباط مراجعه‌کننده با فرهنگ مختل نشود: روش‌مندی. مؤلفِ «کتاب گوشه» که از میان واژگان موسیقایی، فرهنگی برای نامِ نواها و لحن‌های مربوط به موسیقی ایران و هر آنچه مربوط به اینها گردآورده، روشِ خود را در پیشگفتار تشریح کرده است. اطلاع از (یا بهتر است بگوییم فراگیریِ) آنچه در پیشگفتار آمده برای استفاده از این فرهنگ، دست کم به سه دلیل زیر ضروری است:

1-برخی مدخل‌ها از لحاظ اصول مدخل‌نویسی غیر استاندارد هستند. فرهنگ‌ها کتاب‌هایی برای خواندن نیستند بلکه منابعی برای رجوع‌اند و مدخل‌هایی مانند «مقام‌هایی که با نی نواخته می‌شوند»، «مدخل‌های رازانی» یا «نام‌های ایرانی در موسیقی عرب» و مانند اینها، به کار رجوع نمی‌آیند. توجیهِ وجود چنین مدخل‌هایی و روش استفاده از آنها در پیشگفتار توضیح داده شده است.

2- شرح‌ها عامدانه و آگاهانه وارد حوزه‌ی تحلیلِ نظری نیز می‌شوند. در این باب، مبانیِ نظریِ نظرگاهِ مؤلف، برخی در پیشگفتار و برخی در قالب مدخل‌هایی مانند «گوشه‌های فراگیر» تشریح شده اما یکپارچه و کامل تبیین نشده‌اند. برای نمونه منظور نویسنده از مفاهیمی مانند «زمینه» یا «خویشاوندی» نیاز به توضیح دارند. از این رو برخی جملات می‌توانند برای خواننده مبهم باشند. مثلاً «رهاب دگره‌ای از شور است». این مبانیِ نظری می‌توانست کامل و منسجم پیش از این فرهنگ منتشر شود یا بخشی را در ابتدای کتاب مستقلاً به خود اختصاص دهد.

3-مؤلف ایده‌هایی شخصی در توضیح فواصل موسیقی و نیز در روش نوشتن تلفیق شعر و موسیقی دارد (هر دو با استفاده از اعداد). اینها نیز در پیشگفتار توضیح داده شده‌اند.

در «کتاب گوشه» ضمن آنکه در موارد متعددی اشتباه‌هایِ منابع پیشین تصحیح شده اما در برخی موارد معدود، اشتباه‌ها در اینجا نیز تکرار شده‌اند: برای نمونه واژه‌ی «شدود» در رساله‌ی کنزالتحف که تقی بینش آن را «سرود» خوانده، در اینجا نیز در مدخلِ سرود، نام دیگری بر دوازده مقام اصلی موسیقی قدیم دانسته شده است. مواردی از این دست در کل مجموعه درصد پایینی دارند و می‌توانند در چاپ‌های بعد اصلاح شوند. آنچه در همین چاپِ نخست نیز در دست ماست، جایِ خالیِ بسیار مهمی را در موسیقی ایران پر کرده است.

مرور کتاب گوشه فرهنگ نواهای ایران ماهور سعید یعقوبیان ارشد طهماسبی

20 تیر 1397
goosheh

گنج‌گاه (۱)

نویسنده: سعید یعقوبیان

انتشار «کتاب گوشه» رخداد مسرت‌بخشی برای موسیقی ایران است. در این فرهنگ، تلاش‌های گذشته با آنچه ارشد تهماسبی گردآورده به تلاقی رسیده‌اند. این فرهنگ می‌تواند به بسیاری از داستان‌سرایی‌ها و افسانه‌‌بافی‌ها و اطلاعات اشتباهی که در کلاس‌های موسیقی رد و بدل می‌شود پایان دهد. دقت، همت و پشتکار مؤلف در بیش از بیست سال کار بر روی این کتاب در جای‌جایِ آن هویداست. منظم کردن پانصد مدخلِ ابوتراب رازانی و حذف چهار عنوان تکراری در آن، تنها یک از صدها نمونه از این دقتِ کمیاب است. این فرهنگ، در مقام یک کار فردی شگفت‌انگیز است وآن را تنها می‌توان نتیجه‌ی یک عشق بزرگ دانست.

«کتاب گوشه» را در دو قطبِ فرهنگ لغت (Dictionary) و دانشنامه (Encyclopedia) بیشتر باید دانشنامه‌ای دانست. اگر بخواهیم بدانیم مبرقع و سلمک در مقامِ واژه چه معنایی دارند این کتاب (در اغلب موارد) پاسخی ندارد و به این می‌پردازد که هر واژه، در موسیقی چیست. از این نظر هر مدخل همچون مقاله‌ای مستقل است. با این تفاوت که در اینجا ضمن اینکه به منابعِ مهم در داخل متن‌ها و در پرانتز اشاره شده، منابع و مآخذ به جای آنکه به عرف دانشنامه‌ها در انتهای هر مطلب ذکر شود، در پایان کتاب آمده‌اند. بااین‌حال هنوز مواردی در متن وجود دارند که اعلام نشده از کدامیک از منابعِ پایان کتاب هستند یا منبع‌شان مشخص نیست. در مورد نشریات نیز به جای ارجاع به یک مقاله‌ی مشخص، در پایان کتاب صرفاً به شماره‌ی نشریه بسنده شده‌است.

ویژگی مهم این فرهنگ ردپای مؤلف در شرح مدخل‌هاست. علاوه بر موضوع تجزیه و تحلیل نظری و ارائه‌ی دیدگاه و آرای نویسنده، برخی نقل ‌قول‌ها و شنیده‌ها و تجربه‌های شخصیِ گردآورنده نیز در هر جا که نکته‌ای بوده آمده‌است. یکی از دلایل قحطیِ داده‌های ما از گذشته‌ی موسیقی‌مان، ثبت نشدنِ‌ همینگونه اطلاعات است. لذا ذکر چنین مواردی آن هم از زبان شخصی که در مقطع مهمی از موسیقی معاصر، همه جانبه و فعالانه در عرصه‌ی موسیقی حاضر بوده موجه و ارزشمند است.

از قیمت بالای کتاب چه می‌توان گفت جز این آرزو که به پی‌دی‌اف شدن هرچه زودتر آن منجر نشود و به جای خوش نشستن در کتابخانه‌ی دانشجویان و هنرجویان، در رایانه‌شان ذخیره نشود. (ادامه دارد)

سعید یعقوبیان ارشد طهماسبی مرور کتاب ماهور گوشه فرهنگ نواهای ایران

19 تیر 1397
02 K

«یازده ستاره»؛ موسیقی رسمی ایران برای جام جهانی

نویسنده: علیرضا جعفریان

ساخت موسیقی رسمی برای جام جهانی سنتی‌ست که مختص کشور‌های میزبان است: کشور میزبان آهنگی را انتخاب می‌کند، برای فیفا می‌فرستد و بعد از تأیید این نهاد به طور رسمی به عنوان آهنگ جام جهانی منتشر می‌شود. چنین روالی برای دیگرکشورهای شرکت‌کننده وجود ندارد. در این کشورها احتمالاً به‌طور طبیعی هر آهنگی که بیشتر توجه مخاطبان را برانگیزد «رسمی‌تر» هم می‌شود. نگاهی به آهنگ‌های رسمی کشور‌های میزبان نشان می‌دهد همه‌ی این کشورها دریافته‌اند تولید موسیقی برای جام جهانی رسالت موسیقی مردم‌پسند است و چنین کاربردی را نمی‌توان از موسیقی کلاسیک انتظار داشت. یادآوری می‌کنم که در میان این کشورها آلمان، فرانسه و روسیه‌ای حضور دارند که اگر قرار باشد سنت موسیقی کلاسیک‌شان را به رخ بکشند، احتمالاً جایی برای فخرفروشی ما باقی نمی‌ماند. قطعه‌ی «یازده ستاره» با صدای سالار عقیلی نشان می‌دهد مسئولین ما توانایی تفکیک انواع موسیقی و کارکرد‌های‌شان از یکدیگر را ندارند. منظورم از «مسئولین»، مسئولینِ فدراسیون فوتبال نیست. امسال بر خلاف دوره‌های قبلی، مسئولیت سفارش موسیقی به عهده‌ی یک سازمان فرهنگی‌ـ هنری بوده است: بنیاد رودکی.

همه چیز در «یازده ستاره» فخرفروشانه است: همکاری سالار عقیلی، شهرداد روحانی و بابک زرین، اجرا توسط ارکستر سمفونیک، شعر و موسیقی ملی‌ـ حماسی، اجرا در مراسم رونمایی، اجرا در کنسرواتوار چایکوفسکی و غیره. در مقابل این حد از «تفاخر»، یکی از آهنگ‌های غیررسمی برای جام جهانی امسال را امیر تَتَلو، خواننده‌ی زیرزمینی پرحاشیه، اجرا کرده است؛ کسی که نامش گره خورده است به ابتذال، عوام‌فریبی و البته «بَغ‌بَغو1». مقایسه‌ی «گُل»، آهنگ تتلو، و «یازده ستاره» می‌تواند از جهاتی جالب باشد.

همانطور که گفته شد «یازده ستاره» در جایگاهی اشتباه قرار گرفته و هدفی را نشانه رفته است که با توجه به نوع موسیقی و کارکردهایش منطقاً نمی‌تواند جزو اهدافش باشد. سفارش این موسیقی برای جام جهانی شبیه به سفارش نهار برای صبحانه است. در مقابل، «گل» دقیقاً همان جایی‌ست که انتظار می‌رود: یک موسیقی مردم‌پسند برای یک اتفاق مردم‌پسند. ملودی اصلی هر دوی این قطعات برگرفته از قطعه‌ای دیگر است: در «گل» موسیقی فیلم ‌پدرخوانده را می‌شنویم و در «یازده ستاره» ملودی یکی از آهنگ‌های معروف پاپ (قطعه‌ی «دریا» ساخته‌ی نیما چهرازی). با این تفاوت که تقلید تتلو از پدرخوانده از جنس اقتباس است، در توضیحات آهنگ به آن اشاره شده و، چه با آن موافق باشیم چه نباشیم، به هر حال خلاقیت هنری محسوب می‌شود. اما تقلید در «یازده ستاره»، خواسته یا ناخواسته، نوعی سرقت موسیقایی قلمداد می‌شود و نشانه‌ی ضعف در آهنگسازی‌ست. شعر «یازده ستاره» در نخ‌نماترین و خنثی‌ترین حالتِ ممکن به سر می‌برد؛ شاعر، بدون اینکه کوچک‌ترین وقعی به مسئولیت‌های اجتماعی‌اش نهد، دم‌‌دستی‌ترین الفاظ و مفاهیم حماسی و ملی را کنار هم چیده است. در مورد «گل»، شعر کاربردی‌ست، تا حدی خلاقانه است و با شنیدن آن حداقل می‌فهمیم شاعر در جامعه‌ی ایرانِ دهه‌ی 90 شمسی می‌زیسته است. از طرفی، «یازده ستاره» یک قطعه‌ی موسیقاییِ جدی محسوب می‌شود، پیچیدگی‌های هارمونیک و ملودیک دارد و توسط یک ارکستر متشکل از ده‌ها نوازنده‌ی خبره اجرا شده است. در حالی که «گل» ساده و سبُک است و همه‌ی بار اجرایش را سَمپِل‌های کامپیوتری به دوش کشیده‌اند.

حداقل در مورد این دو قطعه، به نظر می‌رسد مرز‌های موسیقی مبتذل و فاخر، موسیقی هنری و غیرهنری و موسیقی عام و خاص به شکل غریبی مخدوش شده‌اند. نگاهی به وضعیت مخاطبانْ میزان این خدشه را بیشتر هم خواهد کرد: «یازده ستاره» به تعبیری مخاطب عام دارد؛ یعنی مخاطبان بی‌حدوحصری که قطعه‌ی موسیقی توسط ابزارهای تبلیغاتیِ گسترده به آن‌ها خورانده شده است و میزان قوه‌ی اختیارشان برای انتخاب موسیقی به حداقل رسیده است. در مقابل، «گل» به تعبیری مخاطب خاص دارد؛ یعنی مخاطبان اندکی که اگر بخواهند قطعه‌ی تتلو را بشنوند باید تصمیم بگیرند، انتخاب کنند، به صفحات اینترنتی شخصی تتلو مراجعه کنند، قطعه‌ی «گل» را دانلود کنند و اگر به مذاقشان خوش آمد، به پلی‌لیست شخصی‌شان اضافه‌اش کنند. به نظر می‌رسد بخشی از این به‌هم‌ریختگیِ مرز‌ها به دلیل دستکاری نهاد‌های رسمی، دولتی و حکومتی در جریان طبیعی موسیقی و مخاطبانش باشد. «یازده ستاره» را می‌توان نمادی دانست از استبداد در هیئت موسیقی: عامه‌ی جامعه مجبورند در وعده‌ی صبحانه، نهار بخورند؛ تنها به این دلیل که نهار احتمالاً ظاهر فاخرتری دارد.


1- تابستان سال 1394 تتلو از طرفدارانش در اینستاگرام خواست بگویند «بغ‌بغو» و چندین هزار نفر چنین درخواستی را انجام دادند. این ماجرا واکنش‌های زیادی را در انتقاد از افول سطح سلیقه‌ی شنیداری جامعه درپی داشت.

امیر تتلو بابک زرین سالار عقیلی شهرداد روحانی یازده ستاره فوتبال جام جهانی روسیه فیفا علیرضا جعفریان بنیاد رودکی آهنگ جام جهانی

 

17 تیر 1397
harward

فرهنگ موسیقی معتبر

نویسنده: آروین صداقت کیش

مدخل‌های A و B ویراست چهارم «فرهنگ موسیقی هاروارد» را «انجمن موسیقی گیلان» و انتشارات کردگار با ترجمه‌ی عادل شاهنده و ویراستاری علمی علی احمدی‌فر منتشر کرده‌اند، که یعنی دست فرهنگ‌وران گیلانی (ازجمله ویراستار که از فعالان به نام است) در کار بوده است. تا آنجا که می‌دانیم این نخستین بار است که یک دانشنامه‌ی معتبر نسبتاً گسترده (اصل 1008 صفحه‌) موسیقی به فارسی ترجمه می‌شود. پس گذشته از دیگر جنبه‌ها کتاب از همین یک جنبه هم شایسته‌ی توجه است.

اصل کتاب یک دانشنامه‌ی مشهور است که از 1944 تا 2003 چهار ویراست داشته (سومی و چهارمی به دست دان رندل). از آغاز، ویژگی این دانشنامه در میان همتایان (دانشنامه‌های متوسط و بزرگ مثل گروو و آکسفورد) روانی نثر و گرایش به موسیقی‌ قرن بیستم و موسیقی‌های غیرغربی بود که ویراست پس از ویراست هم گسترش یافت. ویژگی اول با توجه به ترجمه‌ی متوسط کتاب (به قرینه‌ی متن فارسی نه بر اساس مقابله‌ی کامل) کم‌وبیش باقی ‌مانده است. اما ویژگی دوم ممکن است در حال حاضر چندان به چشم نیاید. زیرا از یک طرف با توجه به نیازهای خواننده‌ی فارسی‌زبان نبود امکان مقایسه با دیگر دانشنامه‌ها نمود چندانی پیدا نمی‌کند و از طرف دیگر در خود زبان انگلیسی هم نمونه‌های مورد بررسی‌اش به نسبت زمان آخرین ویراست (2003) کمی قدیمی است. بااین‌حال دیدن نام بسیاری از دانشوران معتبر و چیره‌دست در فهرست همکاران دانشنامه مثل نِتِل، کیوی، بُهلمن، مورگان، لِوین و ... خیال هر خواننده را از بابت محتوای مدخل‌ها و مخصوصاً منبع‌شناسی مفید (البته کمی تاریخ‌گذشته) انتهای آنها آسوده می‌کند. تنها کمبود واضح (هم در اصل هم در ترجمه) شاید فقدان یک فهرست مدخل‌هاست که دسترسی را آسان‌تر کند.

در چاپ فارسی کیفیت تصاویر و نت‌نوشت‌ها تا حدودی پایین آمده که با توجه به کپی‌برداری از یک نسخه کتاب اصلی و نه دریافت تصاویر با کیفیت بالا از ناشر کاملاً قابل پیش‌بینی بوده است. بااین‌وجود به حساب سودمندی‌های مهم‌تر می‌شود از این عیب چشم‌پوشی کرد و امیدوار بود که متصدیان کار را نیمه‌تمام نگذارند و باقی را هم با همین همت و به همین شکل بلکه با کیفیت شکلی و ترجمه‌ی بهتر منتشر کنند.

10 تیر 1397
Gole Goldoon 1

تغزل و جنون از دست رفته

نویسنده: امیر بهاری

آلبوم «گل گلدون» یکی از اولین تلاش‌های موسیقی‌دانان ایرانی برای ترکیب موسیقی ایرانی و موسیقی جَز است. این آلبوم پس از 17 سال تجدید چاپ شده و این فاصله زمانی برخورد ما با این اثر را کمی متفاوت می‌کند. تلاش برای نواختن قطعاتی با حال و هوای موسیقی ایرانی در فضای موسیقی جَز در آن مقطع زمانی (سال 1379 و 1380) شایان توجه است حتی اگر ماحصل چندان درخشانی نداشته باشد اما ترکیب دو جنس از موسیقی که وابستگی زیادی به خلاقیت‌های فردی نوازنده و احساسات لحظه‌ای او دارند با اتکا بر علم دانشگاهیِ [هارمونی جز] تلاشی در تعارض است و حداقل اینجا توفیق چندانی کسب نکرده است.

بیل اوانس نابغه سفید پوست که از موسیقی کلاسیک به جَز روی آورده بود و در تببین هارمونی جَز نقش بسیار مهمی داشت، زمانی جز را درک کرد که توانست مثل همتایان سیاه‌پوست‌اش آن زندگی عجیب را تجربه کند. حتی اعتیاد شدید او دلیل مرگش شد. جَز هنگامی که روی نمودار می‌آید معمولا چیز دیگری می‌شود شاید هم چیز خوبی باشد اما آن جَز آرمانی نخواهد بود. (مثل موسیقی متن فیلم لالالند که با ژشت جَز عملا در نقطه‌ی مقابل جَز قرار می‌گیرد).

«گل گلدون» یک تفسیر آکادمیک دانشجویی از هارمونی موسیقی جز است. نوازنده چنان در بند صحیح نواختن قطعات است که یک هارمونی مکانیکی شکل می‌گیرد. این موسیقی در بهترین حالت تنها برای مخاطب ناآشنا به جز یک موسیقی گوش‌نواز و آرامش‌بخش است.

این طرف ماجرا هم موسیقی ایرانی است که از آن فقط یک خط ملودی باقی مانده است که با تزئینات آشنا با جز تاثیر خود را از دست داده است.
موسیقی جز پر است از مدولاسیون‌های ناگهانی و سکوت‌های پی در پی که درست نقطه‌ی مقابل موسیقی ایرانی است که همچون غزل، آهسته و پیوسته پیش می‌رود. بعید است بتوان با حذف تغزل از موسیقی ایرانی و نادیده گرفتن آزادی و غیرقابل پیش بینی بودن موسیقیِ جَز، هنگام ترکیب این دو، به ماحصل جذابی رسید.

به هر روی این نکته را هم نمی‌توان نادیده گرفت که پیش از شکل‌گیری گروه‌هایی مثل نایما، آبرنگ، آنسامبل پیتر سلیمانی‌پور و... این آلبوم به شکل رسمی منتشر شده است و به عنوان حرکتی پیشرو هرچند محافظه‎‌کارانه قابل تأمل است.

پژمان کیوان امیر بهاری جز موسیقی ایرانی ارغنون گل گلدون پیانو جز

برای خرید و دانلود آلبوم گل گلدون: پیانو جَز به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
09 تیر 1397
Portreye Ahangsaz Dar Javani 1

گفتگو با دیگران

نویسنده: آروین صداقت کیش

«پرتره‌ی آهنگساز در جوانی» گذشته از هر چیز، حتا گذشته از مرور تاریخچه‌ی زندگی هنرمند، خبر از برآمدن یک آهنگساز می‌دهد و می‌گوید اگر سرگذشت آهنگسازش به همین منوال پیش برود که از 1392 تا 1395 رفته (تاریخ قطعه‌های آلبوم)، در آینده از «امین شریفی» آوازه‌ای بلند خواهیم شنید.

به ترتیبی متفاوت از چیدمان آلبوم، مثلاً از قطعه‌ی «مونولوگ برای تنهایی آهنگساز» اگر آغاز کنیم، گفتگوی بازیگوشانه‌ی آهنگساز با استراوینسکی بزرگ و تم مشهور ابتدای «پرستش بهار» را می‌شنویم. و نیز درمی‌یابیم به نحوی موفق یکی از نشانه‌های سبکی استراوینسکی (تکرار بسیارِ تم بدون آن‌که شنونده را دل‌زده کند) را نیز دستمایه‌ی گفتگویش کرده است. استاد افسانه‌ای سده‌ی بیستم از طریق دگرگونی رنگ‌آمیزی و گاهی بافت یکنواختی را از کارش دور می‌کرد، و آهنگساز جوان اوایل سده‌ی بیست و یکم، از طریق دگردیسی سیمای تم در یک واریاسیون مداوم به یاری واژگان گسترش‌یافته‌ی تکنیکی فلوت.

«کوارتت پارسی»، «کوینتت شماره‌ی 2» و کمی بافاصله «چرا چونین باید؟» دل‌مشغولی آهنگساز به برداشت‌هایی از موسیقی ایرانی را بازگو می‌کند و باز فن گسترش او را فاش می‌سازد، مخصوصاً اگر در پرتو مونولوگ بشنویمشان. در همه‌ی این قطعات توانایی کار با محتوای تماتیک محدود (نقش‌مایه‌های موسیقی ایرانی) و گستراندن آن در زمانی به‌راستی طولانی از طریق تغییر تدریجی مداوم، پیاپی برش زدن-متوقف شدن-باز حرکت دادن جریان موسیقی، نگاه روشن به ریتم و بافت خلوت و شفاف به چشم می‌خورد. و باز از این ویژگی‌ها بارزتر ظرافت در گفتگو با آثار و روش آهنگسازی یک آهنگساز دیگر است که خودنمایی می‌کند به‌ویژه اگر به یاد آوریم  تم بارز «چرا چونین باید؟» را در آغاز «سمفونی مونودی» مهدی حسینی و ارتباط‌های دیگر قطعه را با «کنسرتو برای کوارتت زهی و ارکستر مجلسی» از همان آهنگساز.

همین نشانه‌ها امین شریفی را آهنگسازی توانا در وام‌گیری از/گفتگو با دیگران معرفی می‌کند. او نیروی آن را دارد که زبان دیگران را بیاموزد و بدون آنکه به دام تقلید بیفتد عناصری از بیانشان را با زبان خاص خودش بیامیزد و درنهایت همچنان خودش بماند. تکرار این ویژگی‌ها یعنی آهنگساز بیان متمایز خود را (گرچه هنوز در حال تکوین) یافته است؛ گامی محکم برای ابتدای راه.

برای خرید و دانلود آلبوم پرتره‌ی آهنگساز در جوانی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
06 تیر 1397
بالا