نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)
Best Albom in Month cover4

بهترین آلبوم اردیبهشت‌ماهِ ۱۳۹۶


نظرسنجی بهترین آلبوم اردیبهشت‌ماهِ ۹۷ نُویز، در دو سطح مختلف برگزار شد:


یکی انتخاب بهترین آلبوم ماه از نگاه تحریریه‌ی «نُویز» و دیگری بهترین آلبوم ماه، از نگاه مخاطبان کانال تلگرامِ «نُویز». این نظرسنجی به صورت ماهیانه در کانال تلگرامِ «نُویز» انجام و آلبوم برتر توسط «نُویز» اعلام خواهد شد.

نتایج این نظرسنجی‌ها در دو گروه تحریریه و مخاطبان «نُویز» به صورت زیر اعلام می‌شود:

با توجه به اکثریت آراء در گروه تحریریه‌ی «نُویز»، آلبوم «من همان نای‌ام» با امتیاز (3/8 از ۵) رتبه‌ی اول را کسب کرد.

man haman nayam 301

با این اثر بیشتر آشنا شوید: من همان نای‌ام

 

با توجه به نتیجه‌ی آراء مردمی در نظرسنجی کانال تلگرام «نُویز»، آلبوم «انگاره - نخستین دوره‌ی مسابقات آهنگسازی، جایزه‌ی رضا کروریان» با کسب بیشترین رأی، رتبه‌ی اول را کسب کرد.

engareh 300

با این اثر بیشتر آشنا شوید: انگاره

 

جزئیات آراء گروه تحریریه به این شرح است: (محدوده‌ی امتیاز از ۰ تا ۵)

انگاره - نخستین دوره‌ی مسابقات آهنگسازی، جایزه‌ی رضا کروریان 3/6
پنج مردن با بهار - گروه عبور 2
راز خیام - امیرحسین طریقت، سالار عقیلی، بهزاد عبدی 0/6
باد - ابوسعید مرضایی، فربد یداللهی 1/6
پارتیتاها برای ویلن سولو یوهان سباستین باخ - افشین ذاکر 2
تک‌نوازی قیچک - نسیم شیرافکن 3/2
عود ایرانی، دیرینه دلخواه - شهرام غلامی 1/6
موسیقی نو در ایران (۲) - علیرضا مشایخی، آزاد حکیم رابط و... 2/8
عطاریه - رامین بحیرائی، پیام بحیرائی 1/8
من همان نای‌ام - سیامک جهانگیری، مهدی امامی 3/8
بشنو از نو - بهرام دهقانیار 2/6

 

جزئیات آراء مردمی از مجموع ۱82 رأی أخذ شده به این شرح است:

▪️ 44% (81) انگاره - نخستین دوره‌ی مسابقات آهنگسازی، جایزه‌ی رضا کروریان
▫️ 3% (7) پنج مردن با بهار - گروه عبور
▪️ 1% (3) راز خیام - امیرحسین طریقت، سالار عقیلی، بهزاد عبدی
▫️ 1% (3) باد - ابوسعید مرضایی، فربد یداللهی
▪️ 2% (5) پارتیتاها برای ویلن سولو یوهان سباستین باخ - افشین ذاکر
▫️ 4% (9) تک‌نوازی قیچک - نسیم شیرافکن
▪️ 2% (4) عود ایرانی، دیرینه دلخواه - شهرام غلامی
▫️ 2% (5) موسیقی نو در ایران (۲) - علیرضا مشایخی، آزاد حکیم رابط و...
▪️ 1% (3) عطاریه - رامین بحیرائی، پیام بحیرائی
▫️ 30% (56) من همان نای‌ام - سیامک جهانگیری، مهدی امامی
▪️ 3% (6) بشنو از نو - بهرام دهقانیار

 

لطفاً نظرات و پیشنهات خود را درباره‌ی این نظرسنجی با «نُویز» و از طریق یکی از نشانی‌های آن، درمیان بگذارید.

28 خرداد 1397
banan

فاجعه

نویسنده: کامیار صلواتی

درباره‌ی «برسد به دست آقای بنان» می‌شود نوشت و نوشت و باز هم حق مطلب را درباره‌ی ضعف آن ادا نکرد. این فیلم قرار است مستندی باشد درباره‌ی بنان، اما یکسره خالی از هرگونه سوال مشخص پژوهشی، رویکرد، روش یا حتی انسجام محتوایی‌ست؛ شبیه به جُنگی بی‌معنی از موضوعات کلی پراکنده که درباره‌شان از زبان افراد غیرمتخصص بحث می‌شود: حریر شریعت‌زاده درباره‌ی ادامه‌ی راه بنان، دنگ‌شو درباره‌ی سبک‌شناسی موسیقی و نوآوری‌های بنان و شجریان1، کاوه دیلمی درباره‌ی موسیقی جوانان امروزی، ایرج (!) درباره‌ی زندگی و آثار بنان، و الخ. کارگردان ناگهان به جاده‌ی خاکی می‌زند و اجراهای سالار عقیلی2و دنگ‌شو را نمایش می‌دهد3، پری‌دخت بنان را به مدتی طولانی فراموش می‌کند و به این‌جا و آن‌جا سرک می‌کشد، از بازگویی خشک و ناجور زندگی‌نامه‌ی بنان آغاز می‌کند و به حساس‌ترین مراحل حرفه‌ای کارش که می‌رسد ناگهان طبیعت زندگی‌نامه‌وارش را به کناری می‌نهد، و در یک کلام، تکلیف‌اش با خودش مشخص نیست.

به‌نظر می‌رسد که آگاهی موسیقایی کارگردان در سطح یک هوادار کم‌اطلاع است؛ این را می‌شود از موضوعاتی که طرح می‌کند،‌ نوع گزینش افراد، نوع نگاهش به موسیقی‌دانان4 و نظرات پیدا و پنهان‌اش در خصوص موسیقی دریافت. انگار نه انگار که بنان آن همه تصنیف درخشان را خوانده و روایت شکل‌گیری هیچ‌کدام‌شان شنیده نمی‌شود. حتی جز اشاره‌ای بسیار گذرا به وزیری و خالقی، هیچ اطلاعی از سازندگان تصنیف‌های بنان نمی‌یابیم. به‌جای آن، تا دل‌تان بخواهد سالار عقیلی و دنگ‌شوی فیلم زیاد است.

نه فقط از بُعد موسیقایی، که در بُعد سینمایی هم اشکالات این «مستند» گاه بسیار واضح‌اند؛ مانند مشکلات راکوردی ابتدایی5 و تدوین بسیار ضعیف فیلم. حتی اگر به این امید به سینما برویم که بتوانیم چند تصنیف دل‌انگیز با صدای بنان بشنویم هم سخت در اشتباهیم؛ نگاه کارگردان به آثاری که بنان خوانده در حد همراهی‌گر زیرین صدای راویان فیلم است: پری‌دخت سخن می‌گوید و آن زیر تصنیفی هم از بنان پخش می‌شود؛ و چه‌بسا همین چند دقیقه کافی باشد تا بدانیم موضع کارگردان در قبال موسیقی کجاست.


۱- با اعلام جسورانه‌ و تلویحی این احکام که «سبک وجود ندارد»، «بنان خودش طرفدار موسیقی تلفیقی بوده»، «ما [دنگ‌شو] عالِم‌تریم چون شناخت بیشتری درباره‌ی “موسیقی سنتی” داریم»، و «به من گفتی که دل دریا کن ای دوست» یک تصنیف پاپ است!
۲- از جمله اولین اجرای سالار عقیلی در نوجوانی!
۳- معمولاً طولانی‌تر از قسمت‌هایی که در آن‌ها قطعه‌ای با صدای بنان پخش می‌شود.
۴- در یک صحنه‌ی درخشان، آواز بنان روی تصویر اجرای سالار عقیلی سینک می‌شود؛ گویا این معنای تلویحی را دارد که سالار عقیلی تالی بنان است. همچنین، بنان و ایرج موافق و مرافق هم تصویر می‌شوند؛ حال آنکه به نظر می‌رسد بنان رابطه‌ی حرفه‌ای چندان هم‌دلانه‌ای با ایرج نداشته است.
۵- مثلاً در جایی خودکاری که نامه را می‌نویسد بعد از کات خوردن ۱۸۰ درجه چرخیده است!‌

زهره محقق کامیار صلواتی برسد به دست آقای بنان

27 خرداد 1397
Salname 2

پویه‌هایِ پیوسته‌ی اندوه

نویسنده: سعید یعقوبیان

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.
اما سه ویژگیِ خاص را می­‌توان در سالنامه متمایز کرد:

نخست تلاش برای رسیدن به غایتِ ضخامت صوتی ارکستر ایرانی؛ مشابهِ آنچه که گوستاو مالر با ارکستر سمفونیک در سمفونی هزار به آن رسید و فیاض، مترجم کتابی درباره‌­ی مالر در آغاز دهه‌­ی هفتاد، خودآگاه یا ناخودآگاه چنین سودایی را در سمفونیِ خود، سالنامه، زمینی کرده‌‌است. ساختارِ کلان سالنامه شسته‌رفته است: همچون یک سمفونی­ست در سه موومان. ترکیب­‌بندیِ صوتیِ سالنامه را نیز در طبقه‌­بندی، می­‌توان شیوه‌ی چاووش به حساب آورد و مهمترین وجه ممیزه‌­ی آن در مقایسه با آثارِ این نوع گروه سازهای ایرانی، همان مسأله­‌ی بافت است. دیگر مشخصه­‌هایِ کار فیاض، در اینجا همه در خدمتِ حجم و لایه­‌بندی موسیقی­ هستند. مثلاً روند مدگردی­‌ها چندصدایی‌ پیش می­‌روند و در بخش­‌های مختلفِ ارکستر پخش شد‌‌‌ه‌­اند. به همین دلیل گذر از یک مد به دیگری، مرزی نامرئی دارد. لذا اگر در اثری همچون «بامداد»ِ متبسم، تعداد نوازندگان و سازهای ارکستر در آن روزگار به نظر شگرف و سترگ می‌آمد در اینجا لایه­‌بندیِ متکثر موسیقی­‌ست که جلوه می­‌کند. از این حیث موسیقی در برخی از لحظات، شلوغ به نظر می‌­رسد اما این شلوغی نه محصول و زاده‌­ی صوتیِ موسیقی بلکه هویت این اثر است.
دو ویژگی دیگر، یکی استواری، یکپارچگی و انسجامِ اندیشه‌­ی موسیقاییِ پسِ سالنامه است و سه دیگر تراژیک بودنِ جهانی‌­ست که خلق شده‌. ویژگی دوم، در بسط و گسترش پیچیده و فکرشده­‌ی ایده‌­ها در تمام طول اثر رخ می­‌نماید. شروع تصنیف (بخش سوم و پایانی) حجت روشن این خصیصه است؛ آنجا که پس از نیم ساعت موسیقیِ روایتگر و پر رویداد، از تمی آشنا از بخش‌های قبل تصنیفی برمی­‌آید و می‌شکفد. سرانجام بار تراژیک موسیقی، که نه فسرده و خموده بلکه غمی‌­ست پویا و اندیشناک، پاشیده بر تمامی نغمه‌­های مجموعه، که تیرِ نافذش در نقطه­‌ی پایانیِ اثر و در آن آهِ فریادگون به نشانه می‌­نشیند.

کلاسیک ایرانی سعید یعقوبیان آهنگسازی گروه نوازی چند صدایی سالنامه محمدرضا فیاض

برای خرید و دانلود آلبوم سالنامه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

21 خرداد 1397
tarikh musighiyeh gharb

یک تاریخ معتبر

نویسنده: آروین صداقت کیش

کتاب «تاریخ موسیقی غرب» انتشارات نورتن را به تازگی «کتابسرای نیک» با ترجمه‌ی کامران غبرایی و ویرایش تخصصی ناتالی چوبینه منتشر کرده است. این سومین بار است که در سال‌های گذشته منابعی تقریبا کامل از تاریخ موسیقی (گاه غرب و گاه جهان و غرب) ترجمه می‌شود. بار نخست بهزاد باشی کتاب تاریخ موسیقی انتشارات پلیکان ویراسته‌ی آلک رابرتسون و دنیس استیونس را با عنوان «تاریخ جامع موسیقی» ترجمه  کرد و بار دوم ناتالی چوبینه و پریچهر زکی‌زاده تاریخ فشرده‌ی موسیقی آکسفورد نوشته‌ی جرالد آبراهام را ترجمه کردند که چاپ امروزینش با ویرایش و بازنگری گسترده‌ی سیدعلیرضا سیداحمدیان در دسترس است.

بر جلد کتاب تاریخ موسیقی غرب که تاکنون نُه ویراست از آن به انگلیسی منتشر شده، نام سه مولف به چشم می‌خورد. در پشت این سه نام حکایت دور و دراز ویراست‌های مختلف کتاب پنهان شده است. کتاب ابتدا در 1960 توسط گراوت تالیف شده است و بعد از مرگش ناشر بازنگری آن را به پالیسکا (حتا تا حد بازنویسی بخش بزرگی از نثر) سپرده و سپس در ویراست‌های متاخر به بِرک هولدر. تداوم انتشار شش دهه‌ای ویراست‌های متعدد، حتا به قیمت بازنگری‌های دامنه‌دار، نشان می‌دهد که کتاب در جامعه‌ی موسیقی انگلیسی زبان اهمیت فراوان داشته و اهمیتش را تا امروز هم حفظ کرده است.

در حقیقت کتابی که امروز به دست خواننده‌ی فارسی‌زبان رسیده یکی از مهم‌ترین کتاب‌های تاریخ موسیقی غرب در تمام دوران‌ها است. تأثیر این کتاب به‌عنوان یک کتاب درسی دانشگاهی پراهمیت و متداول (در آمریکای شمالی) چنان است که کار بسیاری از تاریخ موسیقی نویسان بعدی با آن مقایسه می‌شود1.

چیزی که این کتاب را دوران‌ساز و تقریباً از همه‌ی کتاب‌های پیش از خودش متمایز می‌کند نگاه بسیار گسترده‌ی مؤلف نخست به تاریخ موسیقی است. او موسیقی را نه توالی عددی تاریخ تولد و مرگ آهنگسازان بلکه موضوعی تمدنی، زیباشناختی و اجتماعی می‌دیده و نگاهی به‌غایت سبک‌شناسانه به آن داشته است. عمده‌ی موفقیت کتاب نیز در همین است که گراوت (و بازنگران بعدی نیز) موفق شده با زبانی میانه و بسیار بی‌طرفانه (نه چنان فنی که فقط به کار سطوح بالای دانشگاهی بیاید و نه چنان سبُک که تنها به درد قصه‌گویی بخورد) تاریخ دو هزاره‌ای موسیقی غرب و پویایی و آمدن و رفتن سبک‌های آن را در بستری از دگرگونی‌های اندیشگی، اقتصادی و دیگر متغیرهای تمدنی شرح دهد. او برای این‌که این مهم را در اندازه‌ی محدود 800 صفحه‌ای به انجام برساند و ژرفا و وسعت بایسته را هم‌زمان داشته باشد ناگزیر انتخاب‌های دشواری کرده که در متن ساختار شش بخش و 36 فصلی آن و با مقایسه با کتاب‌های تاریخ موسیقی گسترده‌تر می‌توان ردش را یافت (مثلاً یونان بسیار فشرده در مقابل دیگر فصل‌های گسترده).

در متن کتاب برای خواننده‌ی دقیق‌تر و جویای دانش، حجم بزرگی از اسناد، از نت‌نوشته‌های معتبر گرفته تا تصاویر متعددی از سازها و نقاشی‌های هر دوره و ... (که ای‌کاش رنگی و با کیفیت بهتری بود) نیز آورده شده که راه را برای عمیق‌تر شدن در هر موضوع باز می‌کند.
خوشبختانه برخلاف بسیاری از تجربه‌ها ویراست هشتم برگردان فارسی نسبتاً قابل قبولی (با مقایسه‌ی محدود متن اصلی و برگردان فصل‌های 13 و  24) دارد. مترجم نسبتاً موفق شده به زبان نه غامض نه پیش‌پاافتاده‌ی اصلی نزدیک بماند، گرچه با حذف بخش‌هایی چون فهرست منابع انتهایی عملاً بهره‌ی دانشگاهی کتاب را تقلیل داده است.


1- حتا تاریخ موسیقی شش جلدی آکسفورد نوشته‌ی ریچارد تاروسکین.

مرور کتاب آروین صداقت کیش ناتالی چوبینه کامران غبرایی تاریخ موسیقی غرب کتابسرای نیک انتشارات نورتن

20 خرداد 1397
Reng Haye Ghadimi 1

موزه‌ی پوشالی

نویسنده: سعید یعقوبیان

«رنگ‌های قدیمی» شامل 65رنگ (از سال1284 تا 1316 از ضبط‌هایی که در دسترس گردآورنده بوده) و یک متنِ شش‌صفحه‌ای­‌ست‌ که بدون آن و با پالایش صوتی بهتر، می‌توانست محصولی دست­‌کم خنثی به‌دست دهد.
متن، نتیجه‌گیری‌های نامستدلی دارد. چند نمونه:

-«رنگ‌های مشهورِ درویش در ضبط‌ها نیست، احتمالاً رنگ‌های شاخص درویش در 11سال پایانی عمرش ساخته‌شده». گذشته از اینکه محدودیت زمانیِ ضبط روی صفحات در نظر گرفته نشده، پرسش این است: شاخص‌بودنِ یک رنگ را چه‌کسی تعیین می­‌کند؟ کتاب‌هایی که منتشر شده؟ یا حافظه و گزینش شاگردان یا...؟

-«رنگ،‌ بیشتر در وزن‌های دوضربی (ساده و ترکیبی) و گاه لنگ اجرا می‌شود». دست‌کم هیچیک از 65رنگِ همین مجموعه، نه دوضربیِ ساده‌اند نه لنگ. پرسشِ اساسی‌تر: وقتی در یک ضبطِ قدیمی، به ژانرِ قطعه‌­ا‌ی‌ اشاره‌ نشده، امروز چگونه آن­را به عنوانِ رنگ شناسایی می­‌کنیم و در چنین مجموعه‌ای می­‌گنجانیم؟ یکی از دلایلِ انتخاب، شش‌هشت‌بودنِ قطعه نیست؟!

تمام متن جای اما و اگرهای اینچنین دارد. اطلاعاتِ قطعات نیز که بدون بازنگری و بررسی، از روی صفحات در دفترچه آمده، نقص­‌های فراوان دارند. جایی تار می­‌شنویم و سنتور نوشته شده، راک می­‌شنویم و عراق نوشته شده و بسیاری اطلاعاتِ روشن، اساساً نوشته نشده­‌است.

از ‌استنتاج‌های مهم دیگر «میل فزاینده به دوری‌گزیدن از اجرایِ رنگ‌های شوخ... در دیدگاهِ موسیقی‌دانان دستگاهی»ست. شوخ زدن یا نزدن به واژه و گونه‌ی رنگ ارتباطی ندارد. برخی چهارمضراب‌های عبادی یا شهنازی (مانند چهارمضراب افشاری در بیات‌اصفهان دوره عالی) یا چهارمضراب سه‌گاه علیزاده، کوک دو-فا-لاکرن-می‌کرن، و نمونه‌های دیگر، از بسیاری از رنگ‌ها مطربی‌تراند. بارِ ارزشیِ شوخ‌بودن یا نبودن بحث جدیدی‌ست وگرنه شخصیتی چون وزیری آن‌همه رنگ نمی‌ساخت! این موضوع، پیچیده‌تر ازآن است که در چند پاراگراف در موردش بتوان به جمع­‌بندی رسید. استنتاج‌های ما از اسناد گذشته نباید در ذهنیت‌های امروزین ریشه داشته باشند و مراقبت از هجوم این پنداشت‌ها از دشواری‌های پژوهش تاریخی‌ست.

خاستگاهِ رنگ، پیشینه‌ و وجه تسمیه‌اش (رَنگ یا رِنگ!؟) مشخص نیست. آنچه با اندکی اطمینان می‌توان گفت این‌است که آنچه امروز رِنگ می‌شناسیم­‌اش، قطعه‌ی ضربیِ بی‌کلامی‌ست، با وزنِ شش‌هشت که در پایانِ برنامه‌ی موسیقی نواخته می‌شده، با رقص یا بی‌آن. هر چه غیر از این، در اینکه در اصل رنگ بوده یا نه جای تردید است. (مانند برخی رنگ‌های ردیف‌ها).

سعید یعقوبیان رنگ های قدیمی استادان دوره قاجار و پهلوی اول محمدرضا شرایلی کلاسیک ایرانی

برای خرید و دانلود آلبوم رنگ‌های قدیمی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
19 خرداد 1397
Haftvad 1

ماقبل گفت‌‌وگو

نویسنده: کامیار صلواتی

«هفت‌واد» بسته‌ای است از قطعاتی که با سینتی‌سایزر و سمپل‌های گوناگون اجرا شده‌اند و نام «آلبوم» برخود گرفته‌اند؛ قطعاتی که اکثراً اشعارشان از فردوسی است و قرار است روایت‌گر افسانه‌ای درباره‌ی پیدایش صنعت منسوجات کرمان باشند. با وجود این، مسائل این مجموعه قطعات بسیار فراتر از اجرا شدن با صداهای مصنوعی هستند. همه‌چیز این آلبوم مبهم و غریب است و در وضعیتی کمابیش طنزآلود سیر می‌کند؛ مثلاً اشعاری که در دفترچه‌ی سی‌دی چاپ شده‌اند نصفه و نیمه اجرا می‌شوند. «آهنگساز» و «تنظیم‌کننده» و «خواننده» یک نفر هستند، خوانندگی در حد زمزمه‌ای ناخوشایند است و خالی از هر توانایی و تکنیک. معنای تنظیم در این آلبوم نامشخص است و انگار با معنای همین اصطلاح در موسیقی مردم‌پسند مترادف شمرده شده است. قطعات از نظر موسیقایی گذری به موسیقی دستگاهی و اشارتی خام‌سرانه به موسیقی هند دارند، نیم‌نگاهی به چیزی شبیه به بلوز می‌اندازند و سرکی به ماکتی از موسیقی راک می‌کشند و برای اینکه اوضاع از این هم پیچیده‌تر شود، به گفته‌ی همه‌کاره‌ی آلبوم، مسعود نکویی، فضای آن‌ها «ارکسترال-کرال» است. احتمالاً در این‌مورد توجیه پدیدآورنده‌ی اثر این خواهد بود که قرار است این آلبوم بیان‌گر «ارتباطات بین‌المللی کرمان» در قالب موسیقی باشد که در آن‌ صورت شأنیت حضور موسیقایی فرهنگ‌هایی که کرمان نه در افسانه‌ها و نه در تاریخ با آن‌ها ارتباطی نداشته است موضوع سوال خواهد بود.

آلبوم دو «ویراستار» دارد اما متن دفترچه‌ی آن چنان وضعیتی دارد که کارش تنها با بازنویسی‌ به سامان می‌شود نه ویراستاری. «پژوهشگر» و «طراح جلد» آن یکی است، اما نه معلوم است که منظور کدام «پژوهش» است و نه اشاره‌ای کوچک به آن شده است. ایده‌ی استفاده از آوازهای نقش‌خوانان قالی شبیه به کاریکاتوری از یک کارآواست که به زور در قالبی ملودیک قرار گرفته است و سپس با شعری به شدت شعاری و کم‌مایه  که در ماهور اجرا می‌شود و انگار در پی عبرت دادن به شنوندگان است پایان می‌یابد. فقدان هرگونه خلاقیت یا حتی توانایی‌های ابتدایی لازم در آهنگسازی و نبود ایده‌مندی برای اثری که قرار است روایت‌گر یک افسانه‌ی دیرین باشد و به زبان موسیقی بازگو شود آن را حتی از یک اتود دانشجویی خام نیز عقب‌تر می‌برد و اصولاً مایه‌ای برای گفت‌و‌گو باقی نمی‌گذارد.

کرمان تلفیقی کامیار صلواتی نسل مهر کرمان مسعود نکویی فردوسی هفتواد

برای خرید و دانلود آلبوم هفت‌واد به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
13 خرداد 1397
Khodavande Rakhsh 1

کارکرد موسیقیِ تنها؟

نویسنده: آروین صداقت کیش

44 قطعه‌ی کوتاه موسیقی «خداوند رخش»، علاوه بر آن‌که همراهِ 10 فصل روایت‌خوانی امیرحسین ماحوزی آمده‌ است، در یک سی‌دی جداگانه نیز پشت سر هم ردیف شده. با این کار، آهنگساز که خود ناشر اثر نیز است، به موسیقی‌هایی که اغلب به‌عنوان تیتراژ یا اینترلود1 ساخته شخصیتی مستقل بخشیده است. او از مخاطبش خواسته تا موسیقی‌ها را فقط از آن حیث که موسیقی‌اند، نیز بشنود. پس شایسته است چنین کنیم. و سپس بپرسیم؛ چه در این قطعه‌های موسیقی نهفته است که خواسته‌ی آهنگساز را معنی‌دار کند؟ جواب این است؛ اغلب هیچ.

موسیقی‌ای که در قالب تکه‌های بسیار کوتاه پیاپی می‌شنویم با چیزی که تاکنون از هوشیار خیام شنیده‌ایم بسیار متفاوت است. گرچه رگه‌هایی از علاقه‌ها و سلیقه‌های شناخته‌شده‌ی او (مثل گرایش به سنت‌های غیر دستگاهی، استفاده‌ی مقتصدانه از ماده‌ی اولیه، آرامش نسبی، وام و اشاره، و ...) در چند قطعه هنوز باقی است، اما جز آن هر چه هست موسیقی‌هایی است که تا انتشار این آلبوم نشنیده‌ایم. حتا آرامش قطعه‌ها هم با گذشته فرق دارد. قطعات اغلب فضایی کش‌دار، کند و ایستا، و در خدمت آفریدن اتمسفری تک‌حسی دارند، و خصلت بداهه‌پردازانه‌ی اغلب آثار خیام در آنها غایب است. در بسیاری از آنها تنها تغییرات بطئی چند آکورد را می‌شنویم که با رنگ ترکیب شده، همین و بس. به‌این‌ترتیب شنونده عاملی که بتواند به‌تنهایی سر پا ماندن هر ترک را تضمین کند، در آنها نمی‌یابد، شاید جز  در لحظاتی کمیاب از درخشش مینیاتورهای ظریف، مستقل از کارکرد روایی، مثل ترک‌های 17 و ، 18 یا 28 و 29.

اینجاست که به‌رغم ارائه‌ی جداگانه، توجه‌مان به عناصری مفقود جلب می‌شود. اینها اصلاً برای خودبسنده ماندن ساخته نشده‌اند. برای کارکردی خاص ساخته‌شده‌اند. پس بیشترِ این قطعه‌های کوتاه اسیر کارکردشان‌اند. دوباره جدا ارائه‌کردنشان اثرِ بده بستان آن کارکرد را پاک نکرده. درنتیجه وقتی اغلبشان را می‌‌شنویم جای خالی کارکرد به شکل پرسش از هدف یا حتا «قطعه بودن» نمود می‌یابد. همان اتفاقی می‌افتد که برای هر موسیقی غیر محض دیگری هم می‌تواند بیفتد (مثل موسیقی فیلم یا نمایش)، اگر عناصر غیر موسیقایی‌اش را حذف کنیم.


1- میان‌پرده، موسیقی میان دو صحنه که گاه صحنه‌ها را پیوند می‌دهد.

آروین صداقت کیش شاهنامه فردوسی هوشیار خیام خداوند رخش موسیقی امروز تهران امیرحسین ماحوزی کلاسیکال کلاسیک ایرانی

برای خرید و دانلود آلبوم خداوند رخش به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
12 خرداد 1397
بالا