نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: کلاسیک ایرانی


Majde Tar 1

زیبایی موجز

نویسنده: آروین صداقت کیش

18 قطعه‌ی بسیار کوتاه (طولانی‌ترینشان هفت و نیم دقیقه طول دارد و اکثرشان زیر چهار) از تارنواز بس ستوده در آلبوم «مجد تار»، امروز افزون بر لذت موسیقایی درباره‌ی او به شنونده چه می‌گوید؟ بیش از هرچیز همچون یک راهنما شیوه‌ی وی را می‌نمایاند (با این قید که تاریخ این نواخته‌ها در آلبوم روشن نیست). ‌نخست، از همان مضراب اولینِ ابوعطای کوتاه، صدادهی متمایز –که وجه تمایزش از بسیاری صداهای شناخته‌شده‌ی تار شفافیت است و دوری از هرگونه صدای اضافه‌ی مضراب و سیم- خود را در گوش شنونده می‌نشاند. صدادهی ساز او بااین‌حال تقریبا در تمام مدت نواختن ثابت می‌ماند؛ یک رنگ ممتاز اما نه تخته رنگی همیشه دراختیار و به کار رفته در فرم یک مجلس کوتاه نوازندگی.

دوم، هیچ چیز در نواختن او ناشنیده نمی‌ماند (حتا نغمه‌ای از نغمه‌های چند لحظه اجرای بی‌مضرابش در ترک دوم) همچون سخنوری که به حد وسواس شمردگی کلام سرلوحه‌ی کارش است و هیچ واج و واژه‌ای را جویده رد نمی‌کند. از میان ارکان تکنیکی تک را بیش از همه به کار می‌زند. خردمندانه است زیرا نقطه‌ی قوتش است و مجد این نقطه‌ی قوت را به گواه نواخته‌هایش (حتا درآمد ابوعطای همین مجموعه‌ی کوچک) می‌شناخته و سخت با تعادل و به‌جا آن را در متن بلند نواخته‌هایش به کار گرفته (از یاد نباید برد که کم شدن ارکانِ دیگر پاره‌ای هم سبک و سکه‌ی روز بود).

و سوم از سطح، ارکان تکنیکی، که بگذریم انشای موسیقی به میان می‌آید و جمله‌پردازی خود را عرضه می‌کند. نوع خلاقانه‌ای از آفرینش به گوش می‌خورد که در آن پیوستگی و زیبایی ملودیک در کانون توجه و تمرکز نوازنده است (یکی از بهترین نمونه‌هایش در «درآمد  چهارمضراب ماهور» ترک 3 شنیده می‌شود). ملودی‌ها لزوما غافلگیرکننده یا شگفت‌آور نیستند اما نوعی زیبایی فشرده‌ی خالص در خود دارند که در دوری از حواشی و شلوغی و نیز تعادل تجلی پیدا می‌کند. در این نواخته‌های کوتاه او اغلب در مقابل ساختمان موجز ساخته شده از تک‌ها ساختمان گسترده‌ی برآمده از تحریرها را به تضاد می‌گذارد و به این ترتیب کارش را که ممکن بود زیر بار اصرار بر شمردگی کمر خم کند، متعادل و متوازن می‌سازد.

حسین تهرانی امیر ناصر افتتاح مجد تار لطف الله مجد آروین صداقت کیش

برای خرید و دانلود آلبوم مجد تار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
12 آذر 1397
Oghat 1

رونویسی از رونوشت

نویسنده: سعید یعقوبیان

در آثار هنری رجوع به یک متن کهن و بازنماییِ آن با رویکردی بدیع و امروزین یا به حال آوردنِ وقایع و شخصیت‌های نامدارِ زمان‌های گذشته در ساحتی مدرن رایج است. در چنین آثاری متنِ گذشته، از صافیِ تجربه‌ی شخصیِ هنرمند گذر و با خوانشی متفاوت، مخاطب را با روایتی دیگر از متن مواجه می‌کند. اوقات (و آثار مشابه) چنین راهی نمی‌روند. محتوای اثر، همان متنِ زمان-گذشته است و قرار نیست رنگ متفاوتی به متن پاشیده شود.

اوقات، بدونِ ارائه‌ی خوانش یا روایتی دیگر بدواً با ارائه‌ی استاندارد دستور زبان موسیقی دستگاهی خود را شایسته‌ی توجه می‌سازد و با تکرارِ متنی که دست کم یک قرن است در موسیقی کلاسیک ایران غالب بوده و در چهل سالِ گذشته سلطه داشته ‌است، تشخص و هویت یافتنِ خود را به خارج از متن منحصر می‌کند: به شکل و شمایلِ محصولِ صوتی‌ای که به بازار ارائه شده است. اوقات، در «وقتْ» تعبیر کردنِ هر یک از چهار تکه تک‌نوازیِ حدوداً یک ربع ساعتی (در نوا، سه‌گاه، بیات اصفهان و شور) به دنبال معنایی شخصی و خوانشی متباین می‌گردد؛ در تصاویرِ سیاه و سفیدِ امپرسیونیستیِ جلد آلبوم، در پیشکش کردن یک «وقت»‌ به یک دوست عزیز، در گره ‌زدنِ شنودِ مضراب‌ها به خواندنِ گفته‌ای از کاهنه‌ای از آفرودیت در دفترچه و مواردی از این دست. اگر نوازنده‌ای چون سعید هرمزی بی آنکه از چند و چون ضبط سر در بیاورد یا برایش اهمیتی داشته باشد سه‌تارش را می‌نواخت، اینجا خودِ نوازنده ضبط و میکس و مسترینگ را انجام می‌دهد و در وجهِ مخالفِ ماجرا تأکید می‌کند که نشسته، نواخته و برخاسته‌ است: یعنی با وجود آشنایی با کار صدا، «به دور از دستکاری‌های پسینی» هیچگونه ویرایش صوتی‌ای روی نواخته‌ها انجام نشده است.

اینگونه آثار نه تنها به اصلِ متن و دست نخوردن آن قانع‌اند بلکه اساساً هدف‌شان در اغلب اوقات، حفظ یک «سنت دیرین» و ارائه‌ی خالص، درست و بی‌روایتِ همان است؛ که گاه حتی در ادبیاتی که متن را به مخاطب ارائه یا معرفی می‌کند نیز قائل به همان دایره‌ی دنیای متنِ مرجع‌اند و گاه همچون «اوقات»، با تکیه بر عناصری پیراموسیقایی، لباسی دیگر بر متنِ سالخورده می‌پوشانند.

موسیقی کلاسیک ایرانی سعید یعقوبیان تکنوازی سه تار اوقات مقداد شاه حسینی موسیقی دستگاهی

برای خرید و دانلود آلبوم اوقات به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
11 آذر 1397
Seh Navazi Dar Aramesh 2

کلیشه‌نوازی در آرامش

نویسنده: علیرضا جعفریان

سه‌نوازی در آرامش اثری کلیشه‌ای ست.

کلیشه در مورد هنر معمولاً معنای تحقیرآمیزی دارد. اما شاید موضوع برای هنرهایی که کاربرد مشخص دارند کمی متفاوت باشد. به عنوان مثال استفاده از کلیشه‌ها در ساخت موسیقی فیلم بیش از هر نوع موسیقی دیگری مناقشه‌برانگیز است؛ احتمالاً به این دلیل که موسیقی فیلم، به طور مشخص، کاربردی جدای از خودِ موسیقی دارد. یادم می‌آید محمدجمال سماواتی، منتقد برجسته‌ی موسیقی در دهه‌ی شصت، در یکی از سخنرانی‌های اخیرش (که زمان و مکانش در خاطرم نیست)، به شدت از کلیشه‌ای بودنِ موسیقی‌های فیلم در ایران گلایه می‌کرد. او معتقد بود موسیقی فیلم‌های ایرانی بی‌هویت‌اند، صرفاً نمونه‌های ضعیف‌تری از موسیقی‌های غربی‌ هستند و رنگ و بویی از موسیقی ایرانی در آن‌ها دیده نمی‌شود. به این معنا که موسیقی‌ها در فیلم‌های ایرانی مقلد کورکورانه‌ی کلیشه‌های موسیقی فیلم در غرب هستند. سماواتی در سخنرانی‌اش از کارگردان فقید ژاپنی، آکیرا کروساوا، مثال آورد که در فیلم‌هایش از موسیقی ژاپنی استفاده می‌کند. اما جالب است که کروساوا دقیقاً مثالی‌ست در نقطه‌ی مقابل آنچه سماواتی انتظار دارد: او، کاملاً مطابق کلیشه‌ها، در فیلم‌هایی که در فضای تاریخیِ ژاپن اتفاق می‌افتند، مثل «یوجیمبو» یا «سریر خون»، موسیقی ژاپنی را ترجیح داده است اما در فیلم‌هایی که در فضای معاصر اتفاق می‌افتند، مثل «دِرسو اوزالا» یا اپیزودهایی از «رویاها»، از همان کلیشه‌های غربی برای موسیقی استفاده کرده است. سؤال این است: در موسیقی فیلم باید از کلیشه‌ها، نوستالژی‌ها و آنچه در ذهن مخاطب کاربردی نمادین دارد استفاده کرد، یا باید در پیِ نشان‌دادنِ هویت موسیقایی بود؟ و در ابعادی بزرگ‌تر: هنر کاربردی باید کاربردی باشد یا هنری؟

سه‌نوازی در آرامش کاربردی‌بودن را انتخاب کرده است: تقریباً همه‌چیز همانطوری‌ست که از یک موسیقی با کاربرد مراقبه، یا کاربردهای مشابه‌، انتظار می‌رود: قطعاتی کند و ساکن، با رنگ و بویی از موسیقی مذهبی غربی، موسیقی هندی، موسیقی نیوایج و حتی موسیقی‌های پنتاتونیک. شاید تصور شود استفاده از سازها و فضاهای مدال ایرانی برای خلق موسیقی مراقبه‌ای نوعی نوآوری و دوری از کلیشه است، اما اتفاقاً یکی از کلیشه‌های مرسوم موسیقی‌های مراقبه‌ای، دقیقاً همین استفاده از ساز‌ها و موسیقی‌های نقاط مختلف دنیاست.

سه نوازی در آرامش نوفه علیرضا جعفریان حسین بهروزی نیا داود ورزیده جاوید افسری راد

برای خرید و دانلود آلبوم سه‌نوازی در آرامش به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

19 آبان 1397
Engare Feragh 2

برگذشتن از صدای مسلط

نویسنده: آروین صداقت کیش

برگذشتن از پرویز مشکاتیان امروز چه دشوار می‌نماید. همان‌گونه که روزگاری برگذشتن از حبیب و پایور دشوار می‌نمود. همان‌گونه که روزی این دشواری در صدای سنتور خود پرویز مشکاتیان بس جوان در اجرای چهارگاه به‌همراه گروه حفظ و اشاعه و خوانندگی نورالدین رضوی سروستانی بازتاب می‌یافت. امروز نیز آن دشواری را کم‌وبیش در آنچه کیارش داودی ساخته و به همراه کریم ابراهیمی نواخته می‌توان شنید. عبور از صدای مسلط هر عصر دشوار است. می‌دانیم. اما یک روزن امیدواری نیز گهگاه همپای دشواری‌اش سوسو می‌زند؛ به همان پایه‌ی دشواری و شانه به شانه‌ی آن توان برگذشتن نیز از در و دیوار پخته‌ی  کاری و ازجمله همین آلبوم رخ‌نمون می‌شود و منتظر می‌ماند تا آیا در پیچ‌و‌خم روزگارِ هنوز نیامده به فعل برسد یا سربسته فرومیرد.

و آن کورسوی که از درون کار نوازندگان و آهنگساز انگاره فراق نوید می‌دهد چیست؟ نخست خودآگاهی که نشانه‌هایش در دفترچه‌ی آلبوم با قلم آهنگساز-سنتورنواز به چشم می‌خورد و خوشبختانه همچون خودستایی یا توجیه‌های موسیقایی مرسومِ دفترچه‌نویسی، روی کاغذ محدود نمی‌ماند بلکه همه‌ی آنچه گفته‌اند از دگرگونی هم‌بندی مدال و راه‌گردانی، آزادی متر و تاکیدات و تاحدودی محو مرز میان متریک و نامتریک، تا شالوده‌های خلاقیتشان که ردیف و موسیقی نواحی است و بیشترها با توانایی اجرایی و زیبایی موسیقایی در هم می‌آمیزد (اینجاست که می‌شود باور کرد سخن هم‌سنگِ توانشان می‌گویند).

دوم سرگشتگی در پی شور و زیبایی موسیقای است و دقت و حساسیت بسیار به امکانات عملی کردن آن. از بخشی از امکانات گسترده‌ی مضراب‌زدن، صدا و کوک ساز و صدایی که از ساز استخراج می‌شود گرفته تا لحظه‌های موسیقایی خلاقانه (مانند سکوت پیش از انتهای «ندای شب» یا ایست‌های پایانی «رها») تا وام‌گیری و تنیدگی تماتیک یا همراهی پیش‌اندیشیده‌ی تنبک (و البته بیشتر نیازمند استقلال) همه و همه نشانه‌های جستجویی به هدف نشسته‌ است.

بدین ترتیب فارغ از همه‌ی طراحی‌ها یا تفسیرهای نظری، مهارت موسیقایی حرف نخست را می‌زند و همین به همراه خودآگاهی، یعنی جوشش هنرمندانه با خِرد روزن امید را دست‌یافتنی می‌سازد. بدین‌سان تنها همتی بزرگ می‌طلبد حالا که تا اینجا آمده‌اند بگذارند و بگذرند و عصر را از آن صدای خودشان کنند نه وارون.

آروین صداقت کیش کلاسیک ایرانی انگاره فراق کیارش داودی کریم ابراهیمی خانه خنیای دلشدگان

برای خرید و دانلود آلبوم انگاره‌ی فراق به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

06 آبان 1397
Irane Man 2

موسیقی عصر اعتدال

نویسنده: کامیار صلواتی

شاید اشکال عمده‌ی منتقدان «ایران من» و آثار مشابه آن، نقد این پدیده‌های فرهنگی از دریچه‌ای نادرست باشد. این منتقدان، عموماً با ریشخندی وابستگی این آثار به «موسیقی کلاسیک ایرانی» را به سخره می‌گیرند و آن‌ها را «غیر ایرانی»، «پاپیولار»، و غیروابسته به نظام موسیقی دستگاهی می‌دانند. به زعم من اما، ماجرا از بعضی جنبه‌ها وارونه است. این دست آثار را نباید با معیار «وفاداری به نظم کلاسیک» یا «وفاداری به موسیقی دستگاهی» نقد کرد؛ و اتفاقاً باید داعیه‌ی آشکار و نهان این آثار –که گویی هر دو طرف دعوا آن را تلویحاً پذیرفته‌اند- را به سنجش گذاشت: آیا آلبوم‌های قطاری برادران پورناظری واقعاً آن‌چنان که به نظر می‌رسد «ساختارشکن»، «نوگرایانه»، «بی‌توجه به سنت»، یا «رادیکال» هستند؟

مسأله‌ی آهنگسازان این آثار تحول یا تغییر موسیقی کلاسیک ایرانی یا انواع دیگر موسیقی نیست؛ و این را می‌شود به وضوح در گفته‌های آنان دید. از یک‌سو، برخلاف آثار رادیکال و سنت‌شکن پیشین، در آن‌ها نشانی از ابداع یا بازکشف مدها یا فرم‌های جدید، مدولاسیون‌های جسورانه و غریب، اندیشیدن به راه‌هایی جدید برای خلق آثار چندصدایی، بازاندیشی ریتمیک موسیقی دستگاهی، یا حتی تلاش برای حل کردن مُدهای بیگانه در اشل‌های صوتی موسیقی دستگاهی۱، به چشم نمی‌خورد. از سوی دیگر، فارغ این دغدغه‌های غایب، ریزه‌کاری‌ها و پیچیدگی‌های رایج امر کلاسیک، یعنی موسیقی دستگاهی و ردیفی، نیز در این آثار حذف شده‌اند و به موجودیتی زودهضم‌تر تقلیل یافته‌اند. بدین‌ترتیب، این آثار نه دغدغه‌ای برای ایجاد تغییرهای بنیادین موسیقایی دارند، و نه غمزه‌ها و پیچیدگی‌های امر کلاسیک را. وقتی این آثار نه رادیکال باشند و نه وفادار به آداب مکتبی نظم کلاسیک، آنچه بر جای می‌ماند نسخه‌ای ساده شده و پاپیولار (مردم‌پسند) از امر کلاسیک است. این موسیقی شاید نمونه‌ای از «موسیقی کلاسیک ایرانی» نباشد، اما به هیچ روی پل‌های وابستگی خود به موسیقی دستگاهی را خراب نمی‌کند.

بدین‌ترتیب، «ایران من» ضدّ سنت نیست، بلکه آن را به موجودیتی ساده‌فهم تقلیل داده است. ایران من شاید اثری ردیفی یا کلاسیک نباشد، اما یک اثر بنیان‌فکنانه هم نیست که بخواهیم با استدلال «ایرانی نبودن»، آهنگسازانش را تخطئه کنیم. اتفاقاً ایران من و آثار مشابه سال‌های اخیر این گروه یک ویژگی مشترک با آثار سنت‌گرایانه دارند: هر دو گروه بسیار محافظه‌کار هستند.

«ایران من» یا «پروژه‌ی سی»، این حاصل تلاش «ژن‌های خوب» موسیقی را نباید به تنهایی خواند. ایران من را باید در منظومه‌ای گسترده قرائت کرد؛ کنار پدیده‌هایی چون تئاتر «بی‌نوایان»، «گروه پالت»، و حراج‌های آن‌چنانی «تهران». آثاری که انرژی علاقه‌مندان به هنر را کانالیزه و خنثی می‌کنند، علی‌رغم پوسته‌ی پرزرق‌و‌برق‌شان تقریباً از هرگونه دغدغه‌ی بنیادین هنری-اجتماعی خالی‌اند۲، و در عین‌حال احساسی کاذب از مواجهه با یک پدیده‌ی به راستی هنرمندانه را به مخاطبان‌نشان القا می‌کنند. این محصولات تازه‌نفس ایرانی «صنعت فرهنگ»، خود را به هیئتی فریبنده‌تر از پیش آراسته‌اند.


۱- از این نظر، حتی آثار محسن نامجو، دغدغه‌مندانه‌ و «هنرمندانه»تر هستند.
2- و درست به همین دلیل است که نباید به سادگی ابراز انزجار سهراب پورناظری از گرایش‌های اجتماعی-سیاسی بعضی از اعضای «چاووش» را تنها مربوط به اختلافات گروهی میان موسیقی‌دانان دانست.

سهراب پورناظری همایون شجریان ایران من موسیقی کلاسیک ایرانی کامیار صلواتی مرور آلبوم موسیقی مردم پسند بارانا پروژه سی بی نوایان گروه پالت

برای خرید و دانلود آلبوم ایران من به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

01 آبان 1397
Irane Man 1

چلچراغی که با باتری روشن است

نویسنده: سعید یعقوبیان

همایون شجریان موقعیتی در موسیقی ایران دارد که اگر خواننده‌ی هر آلبومی باشد، آن اثر دست کم در زمانِ انتشارش مهم می‌شود و طیف بسیار گسترده‌ای از مردم، آن را (حداقل برای یکبار هم که شده) می‌شنوند. قابلیت‌های صدای او و خلاقیت‌اش در بازی با لحن، انکارناپذیر است. «ایران من» نیز اثری‌ست که به واسطه‌ی حضور او شنونده می‌یابد. خوانشِ او از مناجاتِ «کریم‌خانی»، بخش شکسته‌ی تصنیفِ «ابر بهار» و نمونه‌های دیگر در همین آلبوم، توانایی‌های او را یادآور می‌شوند. در قطعه‌ی کشدار و پرتکرارِ «قلاب»، حنجره‌ی اوست که گوش را هر از چندگاه تیز می‌کند و تا پایان می‌کشاند.

شنونده‌ی تفننی یا غیرمتخصص ولی علاقه‌مندِ موسیقی ایرانی، اگر لَختی و لُختی را در تولیداتِ دهه‌هایِ گذشته کسالت‌آور می‌یابد، اینجا شلوغ‌کاری‌ها و اِفکت‌ها یا حضورِ یک خواننده‌ی زن در کنار همایون، که اُپرایی! می‌خوانَد، برایش جذاب می‌نمایند. شنوندگان به واسطه‌ی چنین فضاهایی، احتمالاً در لحظه از موسیقی مشعوف می‌شوند اما اینکه در آینده به آن رجوع کنند یا نه جای تردید است. بخشی از جوانانی که دستی در موسیقی دارند نیز این موسیقی را می‌پسندند اما گروه‌های متنوعی از اهالی موسیقی، مواضعِ تندی نسبت به پورناظری‌ها دارند. نکته اینجاست که این واکنش‌ها بیش از آنکه به موسیقی مربوط باشند ناشی از حاشیه‌ها هستند.

موسیقیدانِ ایرانی، در گذشته به اندازه‌ی امروز در دسترس مردم نبود. رسانه‌ای جز موسیقی‌اش نداشت و تا این حد بیانیه و تحشیه درباره‌ی آثارش منتشر نمی‌کرد. حرف‌های سهراب پورناظری، جنبه‌های سیاسیِ کارِ دو برادر و نمایش‌های‌شان در نوازندگی‌ست که موسیقی‌شان را تحت‌الشعاع قرار داده‌است. می‌شود تصور کرد که اگر هیچ یک از این اظهارها نبودند این موسیقی «پذیرشِ» بیشتری از جانب مخاطبانِ متخصص می‌داشت. گذشته از حواشیِ کنسرت‌های پورناظری‌ها، در همین آلبوم چه نیازی بود به دو صفحه آشفته‌گویی‌های شعارگونه، پر اشتباه و بی‌فایده. نوشته‌ای که از همان آغاز، سراسر حشو است: «این آلبومِ حاضر(!)...»

فرامرز پایور، پدیدآورندگانِ «صدای سخن عشق» یا «بیداد»، درباره‌ی آثارشان نه گفتند و نه تفسیری نوشتند. اما کارشان همیشه ماندگار است. شاید اگر امروز، بیانیه‌دهندگانِ بازار موسیقی و تولیدکنندگان آثارِ نونما، چونان آثاری می‌توانستند ساخت، دیگر نیازی به خطابه، نمایش، کنفرانس خبری و رونمایی‌هایِ مجلل نمی‌بود. خود سکوت می‌کردند، هنرشان سخن می‌گفت.

کلاسیک ایرانی سعید یعقوبیان بارانا سهراب پورناظری همایون شجریان ایران من تصنیف اپرا خواننده زن حاشیه موسیقی آلبوم کنسرت فرامرز پایور رونمایی هنر کنفرانس بیپ تونز

برای خرید و دانلود آلبوم ایران من به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.3 ( 6 رای)
14 مهر 1397
No Baang 1

سردرگم در اهداف

نویسنده: علیرضا جعفریان

در آلبوم نوبانگ، و سه آلبوم پیش از آن با عنوان‌های گلفرش، گلبانگ و دلبانگ، سعی شده است موسیقی منطقه‌ی دزفول و شوشتر در تلفیق با موسیقی کلاسیک ایرانی _ یا آنطور که محمدامین اکبرپور می‌گوید در «قامت موسیقی دستگاهی»_ به مخاطب عرضه شود. از توضیحات سازندگان آلبوم می‌توان فهمید آن‌ها سه هدف اصلی را دنبال می‌کنند: حفظ و معرفی موسیقی منطقه‌ی دزفول و شوشتر، ارائه‌ی موسیقی محلی در قالب موسیقی رسمی یا مرکزی؛ احتمالاً به منظور جذب مخاطبین غیربومی و در نهایت، دستیابی به نوآوری‌های موسیقایی از طریق تلفیق.

از موسیقی دزفول و شوشتر اطلاعات زیادی در دست نیست و به سختی می‌توان نمونه‌ای صوتی از موسیقی این مناطق پیدا کرد. از این منظر، آلبوم نوبانگ و تلاشی که گروه سازنده‌ی آن انجام داده‌اند درخور تحسین است. اما، نوبانگ در محتوای نوشتاری‌اش تقریباً هیچ اطلاعاتی درباره‌ی موسیقی دزفول به مخاطبانش ارائه نداده است. با خواندن متن آلبوم فقط می‌توان دریافت در دزفول نوعی از موسیقی دستگاهی نواخته می‌شود. با شنیدن محتوای موسیقایی نیز، به دلیل تلفیق با موسیقی مرکزی یا رسمی، چیزی در جهت شناخت موسیقی دزفول عاید نمی‌شود. به همین دلیل نوبانگ را نمی‌توان اثری در راستای حفظ و معرفی موسیقی دزفول دانست و اگر این یکی از اهداف آلبوم باشد، در دستیابی به آن چندان موفق نبوده است.

تلفیق موسیقی دزفول و موسیقی دستگاهی در نوبانگ ثمره‌ی مهمی نداشته است؛ آنچه می‌شنویم همان موسیقی مرسوم و همیشگی‌ِ دستگاهی‌ست، با رگه‌هایی از موسیقی مطربی. تغییر برخی از مؤلفه‌های موسیقی دزفول شاید از دید مخاطبین بومی نوعی خرق عادت باشد، اما بعید به نظر می‌رسد برای مخاطب غیربومی آنچه سازندگان نوبانگ نوآوری می‌دانند _مثلا «سرودن اشعار رسمی بر وزن اشعار محلی» یا «تغییرات تمپوی مقطعی»_ نوآوری محسوب شود و از تکراری‌بودنِ موسیقی بکاهد. با توجه به توضیحات سازندگان آلبوم، موسیقی دزفول را می‌توان زیرمجموعه‌ای از موسیقی دستگاهی دانست. اگر چنین باشد، انتظار دستاوردی شگرف در نتیجه‌ی تلفیق «زیرمجموعه» با «مجموعه» بی‌جا به نظر می‌رسد؛ نتیجه‌ی تلفیق آب با آب‌پرتقال صرفاً یک آب‌پرتقال رقیق است.

نوبانگ علیرضا جعفریام کلاسیک ایرانی علیرضا حاجی طلب محمد امین اکبرپور آوا خورشید

برای خرید و دانلود آلبوم نوبانگ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2 ( 6 رای)
08 مهر 1397
بالا