نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: موسیقی ایرانی


Saghe Khoshk Bahar 2 1

شکوفه گرفتن از ساقه‌ی خشک

نویسنده: فرشاد توکلی

”ردیف“، هم‌چون هر پدیده‌ی تاریخیِ دیگر، از ایده تا شکل‌گیری و از آن‌جا تا تدریس و درک و تفسیر، مسلماً همواره دچار دگرگونی بوده است. بی‌شک، یکی از مهم‌ترین زمینه‌های بررسی در مورد ردیفْ واکاویِ تغییر و تحول و دگرگونیِ مفهومِ این پدیده‌ی موسیقایی ایرانی نزدِ موسیقی‌دانان است؛ مفهومی که به نظر می‌آید دگردیسی‌های متعددی را در قالب‌های: محتوای آموزشی یک استاد مشخص؛ میراثی موزه‌ای؛ نوعی الفبای ساخت موسیقی؛ و حتی اصل و تامیّتِ همیشگیِ موسیقیِ ایرانی تاکنون به خود دیده باشد.

اکنون که، از یک سو، دیگر تقریباً مهم‌ترین ردیف‌ها و حتی بسیاری آثار که در دوران خودشان این عنوان را نداشتند با این نام منتشر شده‌اند و، از سوی دیگر، غالبِ موسیقی‌دانان می‌کوشند به‌نحوی خود را، حتی در تکنوازی‌ها، از این پدیده مبرا نشان دهند، اثری با محتوای «ردیف‌نوازی» چگونه وجاهت انتشار می‌یابد؟ پاسخِ سیاوشِ ایمانی به این پرسشْ فهمِ ردیف به عنوانِ اثرِ موسیقی‌دانی مشخص است که، به همین دلیل، می‌تواند به قصدِ «تفسیر خلاق و هنرمندانه» مورد بازنوازی قرار گیرد. از این منظر، او به یکی از کانونی‌ترین ایده‌های تاریخِ شکل‌گیری ردیف باز می‌گردد؛ ایده‌ای که در سِیر خود منجر به شکل‌گیریِ نوعی فرمِ ملودیک‌ـ مُدال (ردیف) در انتهای دوره‌ی قاجار شد.

با این حساب، اجرای هنرمندانه و بااحساسِ ایمانی از ردیفِ آوازی عبدالله دوامی، گرچه احتمالاً تحتِ‌تأثیرِ نحوه‌ی انتشارِ نسخه‌ی بیپ‌تونزی دستخوش مشکلاتی شده است (سکوت‌های بی‌جایِ انتهای هر تِرَک)، تنها اجرا از چهار اجرای منتشرشده‌ی این ردیف است که چنین برداشتی را آگاهانه جوهره‌ی کار خود قرار می‌دهد. آگاهی عملیِ ایمانی از هنر آوازخوانی به او اجازه داده است سلیقه‌ی آوازخوانیِ خود را بر مضراب‌ها جاری کند. او تحریرها را نه بر اساس یک دانشِ مدْرِسی از تکنیک‌های اجراییِ تار که متکی بر این خوانش می‌نوازد؛ به‌ویژه با اجرای متفاوتِ نمونه‌های مشابه.

از جنبه‌ی اجرای بی‌وقفه و هنرمندانه از یک ردیف، اثر ایمانی اگرچه به کار مجید کیانی در 1368 شبیه است، اما فاصله‌ی درست و هوشمندانه‌ی خود را در همین ایده می‌گیرد که نه‌تنها موسیقی کلاسیکِ ایران را به بازنوازیِ ردیف نمی‌کاهد، بلکه، با فهمِ ردیف به‌عنوان یک ”ساخته“، بر وجوهِ مغفول‌مانده‌ی موسیقی‌شناسیِ تاریخی ایران (ذیلِ مفهومِ ردیف) نور و تأکید بیشتری می‌تاباند.

برای خرید و دانلود آلبوم ساقه‌ی خشک بهار ۲ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.3 ( 2 رای)
15 بهمن 1397
Khojaste 1

رَوندگیِ خجسته

نویسنده: سعید یعقوبیان

از میان تمام نظرگاه‌هایی که –به رد یا دفاع- می‌توان به موسیقی‌ای که فعالان‌اش آن را نئوکلاسیک‌ ایرانی می‌خوانند نگریست، موسیقیِ بی‌کلامِ «خجسته» نیز در کنار دیگر آثار منتشر شده بر اساسِ این رویکرد، رخ دادنِ یک حرکت را یادآور می‌شود. اگرچه می‌توان راستایِ حرکت در «خجسته» را به اعتبار آنچه می‌شنویم و همچنین مبتنی بودن‌اش بر یک نظامِ ریاضی‌وارِ آهنگسازانه، به سمت هرچه بیشتر «از پیش اندیشیده‌بودنِ موسیقی» و هرچه دور شدن از «اتفاق و بداهه» دانست اما بی نگاهِ ارزش‌گذارانه به این ایده‌ها و بی آنکه به بالا یا پیش‌رفتن بیاندیشیم، آنچه به طور کلی و فراتر از «خجسته» در ارتباط با این رویکرد مهم‌تر به نظر می‌رسد، نه جهتِ حرکت و ایده‌ی پیشرفت، بلکه خودِ حرکت است. این موسیقی -که اطلاق جنبش نئوکلاسیک به آن جای اما و اگر دارد- در مقامِ یک نحله‌ی فکریِ موسیقایی، پیش از آنکه اساساً آن را موج یا جریانی بدانیم، به معنای لغوی، جنبش و حرکت است و حرکت داشتن، خطر کردن است و به استقبال تجربه و پیچ‌و‌خم‌ها رفتن. برای نمونه طرح این ایده‌ی کارگاهی در «خجسته» که حتی تکنوازی‌ها نیز از پیش ساخته شده باشند زاییده‌ی درآمدن از یک وضعیت ساکن است.

این حرکت چه به جریانی خروشان بدل شود و چه همچون خیزآبی فروکش کند و به موجِ دیگری حرکت دهد یا ندهد، تا امروز تصویری پویا از خود نشان داده است. حرکتِ موسیقی مُسما به نئوکلاسیک، به تعبیری که به آن اشاره شد، یادآور یک مجموعه نقاشی‌ از ویلیام بِلِیک (۱۷۵۷-۱۸۲۷) نقاش و شاعر بریتانیایی‌ است. بلیک در نخستین نقاشیِ خود از مجموعه تصاویری که بر سِفر ایوب خلق کرده، رضایت‌مندی را با سکون به تصویر کشیده ‌است. خاندان، خاموش و فرشته‌وار، شکرگزارند. سازهای موسیقی بر درختی آویخته‌اند و طبعاً بی‌صدا. خورشید در تابشی اغراق‌آمیز همه‌ی چهره‌ها را نورانی کرده ‌است و رمه در آرامش در خواب‌اند. اما تصویرِ پایانیِ داستان، نمایشِ بیداری و برخاستن است. هیچ‌کس ننشسته است و سازها در حال نواخته شدن‌‌اند. تفاوتِ این دو قابِ واحد از یک جغرافیا، وجودِ همان عنصرِ حرکت است؛ حرکتی که بدون کوشش خودشناسانه در مسیر آگاهی نمی‌توانسته رخ داده باشد؛ حرکتِ ساکنینِ قابِ دیروز.

برای خرید و دانلود آلبوم خجسته به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3 ( 2 رای)
14 بهمن 1397
Dar Kenare Jouybaran 1

جهانِ موسیقاییِ نصفِ‌جهان

نویسنده: فرشاد توکلی

بیشترین تأثیرِ انواعِ فناوری‌های تولید، توزیع و تسهیلِ ارتباطات و انتقال اطلاعات را می‌توان در خنثاسازی زمان و مکان یافت: انتقالِ انواعِ ”دیگری“ ـ اعم از فرهنگی، هنری، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ـ به زمانه‌ها و سرزمین‌هایی که با خاستگاهِ اصلی‌شان گاه قرن‌ها و قاره‌ها فاصله دارند. با این همه، آیا هنوز می‌توان از سلیقه و گرایشِ هنریِ (در این‌جا موسیقی) خاصِ یک شهر در مقابل شهری دیگر صحبت کرد، آن‌هم در داخلِ یک کشور؟ آیا هنوز می‌توان گروه‌هایی را یافت که نسبت به سلایق فرهنگیِ پیشین‌شان در چارچوب یک هویتِ جغرافیاییِ دور از مرکز پافشاری نشان دهند؟ و اگر آری، دلیل آن چه می‌تواند باشد؟ از همه مهم‌تر، آیا این گروه‌ها را می‌توان عقب‌تر از آن گروه‌های مستقر در مرکز دانست که سلایقی را به نمایش می‌گذارند که محتوای کانونی خود را به پشتوانه‌ی همین دردسترس قرار گرفتنِ ”دیگران“ به‌دست آورده‌اند؟

در کنارِ جویباران می‌تواند فرصتی باشد برای اندیشیدن به چنین پرسش‌هایی در محدوده‌ی موسیقی کلاسیکِ ایرانی. موسیقی‌دانانِ این اثر همگی از اصفهان‌اند؛ شهری که هنرمندانش در سی‌سالِ اخیر کوشیده‌اند تا با معرفی، تأکید، مصادره و یا برساختِ گروهی از ویژگی‌های موسیقایی از تمرکزِ موسیقاییِ کانون‌های هنری تهران بکاهند. فارغ از صحت و سُقمِ ادعاهایی که در چنین چشم‌اندازی مطرح می‌شوند، در کنارِ جویباران را می‌توان نمونه‌ای از گرایشی دانست که بر ارائه‌ی موسیقی ایرانی در ساختارهای تکامل‌یافته در انتهای دوره‌ی قاجار، و البته متأثر از ذوق‌ورزی‌های هنرمندانِ پس از آن، اصرار می‌ورزد. چه با نگاه به این اثر و چه با توجه به دیگر آثارِ موسیقی‌دانانِ این خطه، می‌توان دریافت که مرکزگرایی موسیقاییِ اصفهانی عمده‌ی هویتِ برساخته‌ی خود را از آوازمحوری در مقابل سازمحوریِ کانون‌های هنری تهران به‌دست می‌آورد.

انواعِ ”دوره“ها (کانون‌های هنریِ ادواری)، که به ارتباط بیشترِ نسل‌ها کمک می‌کنند؛ تسلطِ خاطره‌ی موسیقی‌دانانِ برجسته‌ی بومی بر ذهنِ مدرسینِ موسیقیِ اصفهان، که به‌خصوص در رواجِ آموزشِ آواز، نی و تار خود را بازتاب می‌دهد؛ و وجود نمادهای عینی از سابقه‌ی مرکزیتِ اصفهان (به‌خصوص در معماری)؛ را می‌توان از جمله عوامل مرکزگرایی اصفهانی دانست. با این حال، با مقایسه‌ی کانون‌های مهمِ دیگری چون تبریز و شیراز، وسوسه‌ی این پرسش باقی‌ست که: چرا تاریخ بر ذهنِ اصفهانی‌ها بیشتر سنگینی می‌کند؟

برای خرید و دانلود آلبوم در کنار جویباران به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.5 ( 1 رای)
09 بهمن 1397
Majnune Zamaneh 1

خشکسالی و دروغ

نویسنده: سعید یعقوبیان

هم باید اهل ریاضت و مراقبه باشی و هم بخواهی خود را به تنگنای صبوری بیازمایی. چنین اگر بود، یک بار چهل دقیقه آنچه را در «مجنونِ زمانه» موسیقی نامیده شده چله می‌نشینی، با سِیلی از پرسش‌ها در سر، آمرزیده برمی‌خیزی.

خواننده‌ای که تمام افتخارش، نام بردنِ محمدرضا شجریان از او سالها پیش در یک برنامه‌ی تلویزیونی‌ست چرا پس از سال‌ها نمی‌تواند تکلیف خودش را با ژانری که می‌خواند روشن کند؟ چگونه فراموش شده است که پس از اصلاحِ فالشی‌های تصنیف‌ها، فالشی‌های آوازها هم رفع شود؟ چگونه می‌شود تا این میزان و این نوعِ عجیب، سیال و انتزاعی، خارج خواند؟ چه عواملی سبب می‌شوند نوازنده‌ای که در حد کتاب اول هنرستان، تار و سه‌تار می‌نوازد و هنوز نمی‌تواند تارش را کوک کند، ساز و آواز منتشر کند و آهنگسازی کند؟! چند ساعت می‌توان برای گروه سازهای ایرانی قطعه و تصنیف سر هم کرد که تنها ایده‌ی موسیقاییِ به کار رفته در آن سوال و جواب‌های کوتاهِ یکی از سازها با گروه باشد؟ کجای وصله پینه کردنِ ماشین‌وار و سطحیِ چند ریتم و شعر کلیشه‌ای را کار هنری می‌توان نامید؟ این بختکِ هفت‌ضربی –که آلبوم، هم با آن شروع شده و هم در کمال شگفتی با آن خاتمه می‌یابد- تا کی بر نعش موسیقی ایران باقی خواهد بود؟ آیا بدصداتر و ناکوک‌تر از این هم می‌شود تار نواخت؟ ساز زدن چگونه می‌تواند باشد که بتوان آن را به تمامی از دایره‌ی هنر بیرونش دانست؟ انگیزه‌ی این‌همه تلاش و زحمت برای انتشار چنین صداهایی چیست؟ (شاید جابه جا کردن رکوردها!) در تولید آلبوم‌های موسیقی، یک نظارت کیفی اولیه و کاملاً ابتدایی، چگونه باید باشد؟ اساساً آیا می‌توان چنین نظارتی را تعریف کرد و موجه دانست؟ اینکه هر کسی با هر سطحی از توانایی می‌تواند آلبومی منتشر کند، آزادی‌ست یا خسران و بطالت؟ و پرسش‌های فراوانِ دیگر ...

پاسخ‌ها هر چه که باشند از دایره‌ی فنی موسیقی بیرون‌اند. باید به بنیان‌های آموزش و به اوضاع و احوالِ تولید موسیقی در ایران بازگشت. به جامعه و فرهنگ، به معناباختگیِ کنش‌ها، به تکثیر سرطانیِ دروغ، به عادت و رخوت و سکون، به سقوطِ عقلانیت و خِرد، به تهی شدنِ پدیده‌ها از اصالت و فکر.

سعید یعقوبیان انوش جهانشاهی سینا سرلک مجنون زمانه موسیقی ایرانی گروه نوازی سازهای ایرانی

برای خرید و دانلود آلبوم مجنون زمانه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0.3 ( 4 رای)
02 بهمن 1397
Bahare Ghamangiz 1

تا دوردستِ دمِ‌دست

نویسنده: فرشاد توکلی

بهار غم‌انگیز، که به استناد نوشته‌ی خالقش (علیرضا جواهری) در ابتدای دهه‌ی 1370 آفریده شده است و اکنون نزدیک به سه‌دهه بعد صورتِ انتشار می‌پذیرد، بیش از آن‌که فرصتی برای تجربه‌ی شنیداری متفاوتی باشد، درنگِ بازاندیشی در بنیادهای آن چیزی است که می‌توانیم گفتمانِ موسیقاییِ چاووش بنامیمش؛ نوعی جنبش موسیقاییِ عمیقاً متکی بر استعدادِ شخصی و درافتادگی در موقعیتِ اجتماعیِ چندرگه‌خواهِ پس از بهمن 57، که بی این هردو جز رُفتنِ راه‌های رَفته چیز زیادی برای هوادارانش نداشت. غم‌انگیزی این اثر نیز، از سویی، در دور بودن از این دو تکیه‌گاه است و، از سوی دیگر، در امیدهای بی‌پشتوانه‌ای که شاگردانِ چهره‌های این جنبش بر بنیادهای موسیقاییِ آن چهره‌ها بستند.

بازتاب‌های این غم‌انگیزی در کجاهاست؟ در قطعاتی مطول، که طویلند بی‌آن‌که ما را به چیزی دورتر از توالی گوشه‌های بیات‌ترک در ردیف میرزاعبدالله ببرند (قطعه‌ی 1، پیش‌درآمدی نزدیک به 10 دقیقه)؛ طولانی‌اند بی‌آن‌که ما را به بیش از خواندنِ یک غزلِ ضعیف توسط خود شاعرـ‌خواننده (آن‌هم گاه غلط) بر روی یک چهارمضرابِ متوسط برسانند (قطعه‌ی 4، 13 بیت در بیش از 19 دقیقه)؛ قطعاتی که انبوهی از هم‌نوازی‌ها را به‌کار می‌گیرند، بی‌آن‌که بر بافتِ صوتی چیز زیادی اضافه کنند (در چهارمضراب و تصنیف)؛ و سرانجام تصنیفی که شاعرـ‌خواننده‌اش هم از «قفس» و «آزادی» می‌سراید، هم از «هجرِ» مَهی که دل را دیوانه کرده و آهنگسازش همان روندهای تکراری پیش‌درآمد و چهارمضراب را، این‌بار فرسایشی‌تر از قبل، پیشِ روی کلمات می‌گذارد (نزدیک به 7 دقیقه).

آن درنگِ بازاندیشی که در بهار غم‌انگیز چهره می‌گشاید چیزهای بیشتری نیز به ذهن می‌آورد؛ گوشه‌هایی از پایان‌یافتگی و انسداد مسیرِ چاووش، که بعدها تقدیر همه‌ی موسیقی ایرانی خوانده و قلمداد شد. نشان می‌دهد چگونه یک جنبشِ ستاره‌محور می‌میرد: آن‌گاه که برای استعدادهای درراه جز تکرار و تقلیدِ چهره‌ها راهی نیست، چراکه برای آموزش نسخه‌ای جز شبیهِ دیگری شدن به‌دست نداده‌اند؛ و آن‌گاه که بافت صوتیِ یک آنسامبل ایرانی را به دهه‌ی ستاره‌ها می‌کاهند، در حالی‌که آن دهه دهه‌ی عدالت و برابری در اجرا و حضور و قضاوتِ هنری نیست؛ و آن‌گاه که باقی‌مانده‌ی ستاره‌ها ورود ستاره‌های جوان‌تر را بر نمی‌تابند، مگر تا سی‌سال بعد، به اکراه و صغیرنوازی و اغماض و اطمینان از بی‌اثریِ آمدنشان.

فرشاد توکلی علیرضا گلبانگ موسیقی ایرانی بهار غم انگیز علیرضا جواهری

برای خرید و دانلود آلبوم بهار غم‌انگیز به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.3 ( 8 رای)
26 دی 1397
Hanooz Avaz 1

وصفِ شوق

نویسنده: سعید یعقوبیان

خانه‌هایی کنار هم ساخته‌شده، با یک معماریِ دست ‌کم دویست ‌ساله و استادانه؛ دستگاه‌ها را به مسامحه چنین بیانگاریم. می‌توان به شکل‌های مختلف این خانه‌های قدیمی را سیاحت کرد. از جمله با ساز و آواز که به تنهایی یا باهم، در اجراهایی منفرد، بارها و بارها، داخل یک خانه را می‌آرایند؛ رنگ می‌زنند، می‌چینند و قدم به قدم‌اش را به مشتاقان‌اش نشان می‌دهند. طبیعتاً دیدن یک خانه با همان دیوارهایی که بارها دیده‌ شده، از جایی به بعد ذوقی نخواهد داشت علی‌الخصوص اگر سال‌ها گروهی بی و حتی بد سلیقه‌، خانه‌ها را همچون دلّالان به ما نشان داده باشند؛ خانه‌هایی که گشت و گذارهایی جاودانه از آنها در خاطرمان داریم. مگر آنکه ذکاوت و قوه‌ی خلاقه‌ای باشد تا رنگی دیگر بزند یا طرح و طرزی نو بچیند. دست‌مان را بگیرد و بر مسیری تازه، خانه به خانه راه‌هایی نرفته پیش چشم‌مان بگذارد. یا اگر هیچ راه و نقشِ نوی نمی‌زند و آرایشی پیش‌تر آزموده شده را برای نمایش برمی‌گزیند، خود، یک همراهِ دقیق، جوینده و با حال باشد، دنیایی‌ یگانه باشد در کالبد آدمی؛ که با او بودن تجربه‌ی دیگری شود. آنکه خانه را با او می‌گردی گویی از خودِ خانه مهمتر است و شاید حتی از کشف راه‌های نرفته‌ای از خانه‌ای به خانه‌ی دیگر هم. گاه فقط از یکی دو گوشه‎ برایت حرف می‌زند؛ حرف‌هایی زیسته‌ی او و چشم‌اندازهایی از دریچه‌ی تجربه‌های او. کافی‌ست! با خود می‌گویی. طالبش باشی حوصله‌ات سر نمی‌رود. کامیاب می‌شوی، یاد می‌گیری و سرمستی و سرورِ این همراهیِ گیرا در تو می‌ماند و ادامه می‌یابد. پنج تفرج با آوازِ علی‌اصغر شاه‌زیدیِ هفتادساله و همراهی شهرام میرجلالی در «هنوز آواز»، هنوز چنین خاطره‌هایی برایمان می‌سازند و به جا می‌گذارند. گاه در قامتِ درویشی مثنوی‌خوان که با افشاری و اصفهان به سنگینی از کنار پنجره‌ی خانه می‌گذرد، گاه رندی چهارگاه‌خوان که از پرده‌ی مغلوب در حصار پهلو می‌گیرد و گاه عاشقی غمین که در دشتی و شور می‌سراید، می‌موید. شاه‌زیدی شعرخوان نیست آوازخوان است. او –چنانکه باید- به جای تلاش برای فهماندنِ شعر به مخاطب، در بستری موسیقایی، بر موج‌های الحان، خود در حال کشفِ شعر است و شنونده را در این پویش با خود همراه می‌کند.

برای خرید و دانلود آلبوم هنوز آواز به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.8 ( 6 رای)
18 دی 1397
Hadeseye Eshgh 1

یک سطر برای سه بیوگرافی

نویسنده: فرشاد توکلی

نوشته‌های «حادثه‌ی عشق» موسیقیِ این آلبوم را به مهدی ایرانی منسوب می‌کند، کسی که سهمش تنها به آن نیمه از این آلبومِ شصت‌دقیقه‌ای محدود می‌شود که ملودی تصنیف‌ها را در لابه‌لای تنظیم‌های فرهاد ابراهیم‌خانی به‌گوش می‌رساند. نیمه‌ی دیگرِ آلبوم تنها متکی است بر مهارت ستودنیِ مجتبی عسگری در آواز، گاه همراه با نی‌نوازیِ ابراهیم‌خانی و گاه بر بالای ته‌مانده‌صدایی از ساخته‌ی او یا ابوالحسن صبا؛ نمونه‌ای دیگر از روالِ امروزه معمولِ فراهم‌آوری یک آلبوم موسیقی، که مانند دیگر نمونه‌های مشابه‌اش چیزی بر قلمروی موضوعیتش نمی‌افزاید، جز عنوانی در یک شرح‌حالِ چندخطیِ بی‌خواننده از موسیقی‌دانی محتاجِ کارنامه.

این روال حقیقتاً مستحق نکوهش است و بسیار شبیه به روالِ همانندش در معماریِ شهریِ تهران، که جز تعویض یک کلنگیِ کهنه‌ساز با یک کلنگیِ نوساز کار دیگری نمی‌کند. صحبت از جزئیاتِ چنین اثری بیهوده است. زیرا آن‌چه پیشِ روست نه‌تنها حاصل یک تعامل مصلحتی است بینِ تیماردارانِ هنری‌اش، بلکه بر چنین تعاملی با مخاطب نیز تکیه کرده است. موسیقی‌دان و مخاطبِ چنین آثاری مدت‌هاست به روی هم نمی‌آورند که از هم بریده‌اند. و اگر چنین نبود، در پای اثری که خلقِ همان نیم‌سهمش تمام دهه‌ی 80 و تولیدش بیش از نیمی از دهه‌ی 90 را صرف کرده (به‌گفته‌ی مهدی ایرانی)، جمله‌ی «این آلبوم یک تجربه‌ی جدید محسوب می‌شود» نوشته نمی‌شد. به استناد آنچه در آلبوم شنیده می‌شود، جدید بودنِ این اثر تنها زمانی موجه می‌شود که یا موسیقی‌دان را از زمانه بی‌خبر بدانیم، یا مخاطب را.

اثر هنری، دریچه‌ای است به زمان. پیش‌گویانه باشد یا روایت‌گرانه؛ بشارتِ آینده باشد یا سیاحت گذشته؛ رهبری کند یا پیروی؛ در هر حال، وجهی از زمان و زمانه را بازتاب می‌دهد. از خلقِ این بازتاب در خلوت تا ارائه‌ی آن در صحنِ عمومیِ اجتماع نیز فاصله‌ی مهمی هست که پیمودنش در گروی پاسخ به این پرسشِ به‌ظاهر ساده است: با این تولید، کدام فقدان جبران خواهد شد؟ این‌دو در این پرسش جمع‌شدنی‌اند که: تولیدِ عمومیِ این یا آن اثر هنری جبرانِ کدام نقصانِ مربوط به زمان یا زمانه خواهد بود؟ پاسخ در همان ویژگی‌های فنی است که جامگانِ حضور اجتماعیِ اثر شده‌‌اند. تولیدی که زمان و زمانه را به صاحب اثر بکاهد همان فقدانِ منتظرِ جبران است.

فرشاد توکلی حادثه عشق مجتبی عسگری، مهدی ایرانی، فرهاد ابراهیم خانی موسیقی ایرانی نویز

برای خرید و دانلود آلبوم حادثه‌ی عشق به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.2 ( 8 رای)
15 دی 1397
بالا