نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: موسیقی ایرانی


Rafte Ze Del 1

تمسخر تاریخ

نویسنده: کامیار صلواتی

پیمان خازنی  را با آثاری به سبک موسیقی گلهایی می‌شناسند. با این‌حال، از استواری و پرداخت ملودیک و اجرای قوی بسیاری از آثار دوره‌ی رادیو، دست‌کم در «رفته ز دل»، خبری نیست، و «رفته ز دل»، چون ماکتی است که برای دو خواننده‌ی آماتور خلق شده باشد.رفته ز دل، آلبومی است متشکل از چند تصنیف یا ترانه بر مبنای چند شعر عموماً کم‌مایه (اگر از سه شعر عراقی و بهبهانی و شهریار بگذریم)۱، با ملودی‌هایی پرداخت نشده، ‌عجول و خام، با فرمی مغشوش، و به کار گیری راحت‌طلبانه‌ترین شیوه‌ی همراهی شعر و ملودی در بافتی کم‌حجم و عموماً هتروفونیک.

در توضیحی که درباره‌ی آلبوم «رفته ز دل» منتشر شده است، یکی از خوانندگان اثر، آوا عباس‌زاده،«رفته ز دل» را اثری «ارکسترال» می‌نامد که «از فیلتر موسیقی ایرانی» عبور کرده است. نیز، این آلبوم و اجرای آن توسط یک خواننده‌ی زن و یک خواننده‌ی مرد، نشانه‌ای از «فائق آمدن بر مشکلات بانوان خواننده» قلمداد شده است. این‌ها توضیحات آوازخوان اصلی اثر است که تصویرش و نامش در آلبوم از نام آهنگساز نیز بیشتر تکرار شده است.

این توضیح، یک دهن‌کجی آشکار به تاریخ است؛ نیشخندی که مفهوم اثر «ارکسترال» را به سخره می‌گیرد و آن را برای اشاره به بافتی سبک به کار می‌برد که توسط سه ساز زهی، پیانو و سه ساز ملودیک ایرانی نواخته می‌شود (و همین‌ها هم تقریباً هیچ‌گاه صدای‌شان در یک قطعه همراه با هم به گوش نمی‌رسد)؛ تسخری که تلاش‌های ریز و درشت آهنگسازانی چون حسین علیزاده را برای هرچه بیشتر و شفاف‌تر به گوش رساندن صدای زنان نیز نادیده می‌انگارد. هم‌خوانی‌ای که در این اثر می‌شنویم، که در آن صدای خواننده‌ی مرد هم به شدت بر صدای خواننده‌ی زن غلبه دارد، حتی در همین وضعیت ابتدایی‌اش هم نو نیست2؛ بماند که این نوع اعلام پیروزی ساده‌دلانه، بیشتر نشانه‌ی پذیرش شرایط موجود است و به ضرر مشکلات خوانندگان زن تا به نفع آنان.


۱- غزل عراقی در این آلبوم «راهَت جان» (راحَت جان) نام گرفته است. 
۲- مثلاً در آثار کامکارها، یا حتی در حوزه‌ی موسیقی مردم‌پسند آثار مسعود جاهد، این نوع از همخوانی تجربه شده‌اند؛ با این تفاوت که در آثار آن‌ها صدای خواننده‌ی زن واضح‌تر به گوش می‌رسد.

پیمان خازنی، آوا عباس زاده، مجید حسین خانی کامیار صلواتی موسیقی ایرانی رفته ز دل

برای خرید و دانلود آلبوم رفته ز دل به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
17 آذر 1397
Az Kouch Ta Rahaei 1

اکلکتیسیزم ایرانی

نویسنده: کامیار صلواتی

اکلکتیسیزم(Eclecticism)، یا التقاطی‌گری، راه و روشی بود که در اروپای قرن نوزدهم، بعد از افول نئوکلاسیسیزم از سوی عده‌ای از هنرمندان دنبال شد و به پدید آمدن آثاری انجامید که هرچند متفاوت و نو بودند، اما سویه‌هایی تاریخ‌گرایانه داشتند. اکلکتیسیزم، آمیزه‌ای آزادانه از به کارگیری صریح انواع و اقسام عناصر سبکی و شیوه‌هایی بود که پیش از آن تجربه شده بودند. علاوه بر این، با شناخت بیشتر شرق و استعمارگری‌های قرن نوزدهمی، هنر و معماری جهان اسلام، هندی‌ها، چینی‌ها و دیگر تمدن‌های کهن نیز به آن ملغمه‌ی تاریخی افزوده می‌شدند و در غیاب ارزش، پارادایم، و معیارهای فراگیر مرجعیت‌ساز دوران پیشین -مانند ارزش‌ها و معیارهای قرون وسطایی یا دوران رنسانس- هنرمندان اکلکتیک  در بستری آزاد و بی‌سابقه، همه‌ی این عناصر ناساز در معجونی غریب هم زدند. البته، دیری نپایید که اکلکتیسیزم با قرائت هیجان‌زده و البته نسبتاً قشری‌اش، عرصه را به سبک‌های نوین و عمیق‌تر واگذار کرد. ایده‌ی اکلکتیسیزم در تاریخ هنر اروپا، از بعضی جنبه‌ها می‌تواند ماهیت آلبوم کوچ تا رهایی را توضیح دهد.

آلبوم کوچ تا رهایی مملوء از ارجاع‌های پنهان و آشکار به سبک‌های مختلفی است که در تاریخ موسیقی ایرانی تجربه شده‌اند: آلبوم با تصنیفی سرخوش آغاز می‌شود که از زنگوله‌ی راست‌پنج‌گاه و چهارمضراب ماهور معروف درویش وام می‌گیرد اما ناگهان در آن میان، با تغییر مسیر به سمت اصفهان، به یک الگوی ریتمیک «والس»وار با کُری غربی گردش می‌کند. سپس، در قطعه‌ی کوچ، نوای تنبور «باستانی» با دف و کُر همراه می‌شود (که شاید اشاره‌ای است به «موسیقی عرفانی» نخستین سال‌های پس از انقلاب)، و سپس‌تر، مستقیماً از موسیقی رادیویی پیش از انقلاب گرته برمی‌دارد. این آلبوم در پایان اعجاب‌انگیزش، محوریت ساز قانون و عناصر موسیقی حوزه‌ی ایرانی-ترکی-عربی را دست‌مایه‌ی ساخت تصنیفی روی شعر حافظ قرار می‌دهد. کوچ تا رهایی، گویی حاصل هیجان‌زدگی حاصل از کشف همه‌ی این دنیاهای جدید و شناخت بیشتر آن‌ها در سال‌های اخیر در مجموعه‌ای اکلکتیک است و البته ذهن  پدیدآورنده‌ای که بر نمایش و جا دادن همه‌ی این شیوه‌ها در یک اثر واحد اصرار دارد.

برای خرید و دانلود آلبوم از کوچ تا رهایی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
13 آذر 1397
Afshari 1

معضل صدادهی

نویسنده: علیرضا جعفریان

یک سؤال متداول در میان نوآموزان سازهای تار و سه‌تار این است که کدام ساز دشوارتر است؟ یک جواب متداول هم این است که سه‌تار در ابتدای راه ساز ساده‌تری‌ست اما در ادامه‌ دشوارتر می‌شود. واضح است که نمی‌توان به چنین سؤالاتی پاسخ‌های همه‌شمول داد. اما، حقیقتاً نوازندگی سه‌تار تفاوتی مهم با سازهای دیگر دارد: وقتی نوازنده‌ی سه‌تار سال‌ها آموزش دیده، ردیف را از بر شده، بداهه‌نوازی در گوشه‌ها و دستگاه‌های مختلف را یاد گرفته، قطعات دشوار را می‌تواند بنوازد و حتا به حد معلمی رسیده، تازه با یک معضل بزرگ مواجه می‌شود که هر کسی نمی‌تواند از پس آن برآید: صدادهی سه‌تار.

حسین اینانلو در آلبوم «افشاری» با یک مشکل ساده روبه‌روست: سه‌تارش خوش‌صدا نیست. و البته این مشکل به طور مشخصی به تکنیک نوازندگی مربوط می‌شود، نه مشکلات ضبط یا صدابرداری. اینانلو برخلاف اینکه با مُد و ریتم به مثابه‌ی یک «مسئله» برخورد کرده، به نظر می‌رسد مسئله‌ی صدادهی را چندان جدی نگرفته است. به این مشکل در سونوریته، باید مشکل موزیکالیته را نیز اضافه کنیم. اینانلو مانند بسیاری از نوازندگان سه‌تار، احتمالاً طبق عادت، مضراب‌های زائد و اضافه‌ای به سیم بم می‌زند. دینامیسم در نوازندگی او متناسب با عبارت‌پردازی‌های موسیقایی نیست. و علاوه بر عدم رعایت دینامیسم در تک‌تکِ جمله‌ها، این مشکل در مقیاسی کلی‌تر نیز دیده می‌شود: در طول آلبوم مدام شاهد تَنِش هستیم و اهمیتی به توالی‌های تنش/آرامش داده نشده است.

اینانلو در توضیحات آلبوم گفته است «این آلبوم به لحاظ درون‌مایه نگاهی کاملاً کلاسیک به موسیقی دستگاهی دارد اما به لحاظ اجرایی و فرم و نوازندگی و تحرک جمله‌بندی و زمان‌بندی کاملاً معاصر است». فارغ از اینکه منظور از واژه‌های کلاسیک در برابر معاصر، درون‌مایه و یا فرم چه باشد، با اطمینان می‌توان گفت آنچه اینانلو در آلبوم افشاری نواخته است کاملاً در درون گفتمان موجودِ نوازندگی سه‌تار جای می‌گیرد؛ حفظ محتوای مدال موسیقی دستگاهی دوران قاجار و تغییر در شیوه‌ی نوازندگی رایج‌ترین و معمول‌ترین گفتمان موسیقایی در دهه‌های گذشته بوده است.

پویان گرامی حسین اینانلو ماهور علیرضا جعفریان سه تار افشاری تکنوازی موسیقی دستگاهی موسیقی ایرانی

برای خرید و دانلود آلبوم افشاری به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
07 آذر 1397
Ravayate Esfahan 2 1

انعکاس وضعیت تاریخی سه ساز

نویسنده: کامیار صلواتی

روایت، نوعی بازنمایی از امری حقیقی است که در جهان خارج به وقوع پیوسته است. از آن‌جایی که هیچ گزارش و بازنمودی نمی‌تواند جای اصل اتفاق را بگیرد، روایت نه هیچ‌گاه کاملاً صحیح است نه مطلقاً غلط. روایت‌ها را نمی‌شود هیچ‌گاه به تمامی سنجید و رأی به بطلان یا حقانیت‌شان داد. هر نوع روایتی، نسبت به آن چیز که روایت‌اش می‌کند، فاصله‌ای دارد.

در میان آن‌چیزهایی که میان بازنمود و امر بازنمایی‌ شده «فاصله» می‌اندازد سه عامل انگار پررنگ‌ترند: ذهن راوی یا راویان، بستر مکانی و زمانی خلق روایت، و بالاخره مدیومی که روایت از طریق آن بازنمایی می‌شود. روایت را اگرچه نمی‌توان درستی‌سنجی کرد، می‌توان آن را انعکاسی از این سه عامل دانست. روایت بیش از آنکه حاوی حقیقت آن امر بیرونی –مثلاً واقعه‌ای تاریخی- باشد، منعکس‌کننده‌ی این سه مولفه است؛ از این روست که روایت برخلاف ظاهرش، کمتر به آن واقعیتی که به آن ارجاع می‌دهد وابسته است تا این عوامل.  

روایت «اصفهان»، روایت سه نوازنده است از یک پدیده‌ی تثبیت شده و تاریخی به نام آواز اصفهان در ردیف (بماند که ردیف نیز خود نوعی روایت است از نظامی مستتر). سه نوازنده، یکی نوازنده‌ی کمانچه، دیگری نوازنده‌ی تار، و دیگری قانون، در واپسین سال‌های قرن چهاردهم شمسی، روایت اکنونی‌شان از این آواز (اصفهان) را با سازهایشان بازمی‌نمایانند.

با مرور نواخته‌های آن‌ها می‌توان با سه روایت، و سه انعکاس متفاوت روبه‌رو شد: اولی با فاصله‌ای دورتر از نظم سنتی می‌ایستد (کمانچه)، دومی به شدت وام‌دار نوازنده‌ای تأثیرگذار (لطفی) است (تار)، و سومی روایتی «بی‌لهجه»تر و استاندارد است (قانون). با وجود این، هیچ‌کدام نمی‌توانند کاملاً بر روی پای خود بایستند و هرکدام به دستمایه‌ای تاریخی و عینی تکیه می‌کنند: اولی بر تصنیفی از درویش‌خان، دومی بر یک ضربی از لطفی، و آخری بر یکی از گوشه‌های متریک ردیف. این شاید، آینه‌ی از وضعیت رپرتوار «معاصر» این سازها پس از گذشت همه‌ی این سال‌ها نیز باشد؛ وضعیتی که هنوز به یادمان‌های آشنای تاریخی‌اش بسیار متکی‌ست. علاوه بر این، این روایت وابسته به مدیوم روایت‌گرش (سازها) و تاریخ‌شان نیز هست: تار همچنان بر شانه‌ی غول‌هایش می‌ایستد، قانون به‌واسطه‌ی میراث کم‌پشت‌ترش در سده‌ی اخیر به بیان و «لهجه»ای متمایز نرسیده، و کمانچه اگرچه چون قانون بی‌تاریخ نیست، کمتر وظیفه‌ی بازگویی سنت و ردیف را عهده‌دار بوده است. این سه تک‌نوازی، آگاهانه یا ناآگاهانه، انعکاسی‌اند از تاریخ این سه مدیوم (ساز)، ذهنیت‌های سوار بر آن‌ها در دوران معاصر و تاریخی، و بالاخره بستر مکانی و زمانی خلق آن‌ها.

کامیار صلواتی پریچهر خواجه روایت اصفهان حسام اینانلو کلاسیک ایرانی

برای خرید و دانلود آلبوم روایت اصفهان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
05 آذر 1397
Khalvatgahe Man 1

خودتکراری

نویسنده: کامیار صلواتی

«خلوت‌گاه من» پیوندهایی سخت با آثار پیشین مسعود شناسا دارد؛ بیش‌تر و واضح‌تر از همه با بخش‌های همراه با آواز نَواژه1: از این جمله‌اند تأکیدهای موکد بر تضاد و توالی حجم/ سکوت در بافت قطعات، تقطیع‌ها و تعلیق‌های مداوم ریتمیک و مُدال، تأکید و برجسته‌سازی بعضی واژه‌ها و برش‌ها از مصرع‌ها با بیان متنوع آن واژه‌های تکرار شده (به‌طور خاص «هُشیار» در قطعه‌ی «آن مست»)، تکرار یک نت بر روی چند هجا با کشش‌های متفاوت، و گه‌گاه تغییری ناگهانی از دل این تکرارها سربرآوردن. نیز تغییر مُدهای اثر شباهت‌هایی غیرقابل انکار با نَواژه دارند. در کنار این‌ها، در خلوت‌گاه من نیز چون نَواژه، تقریباً هیچ‌چیز در این اجرا به لحظه و اتفاق و «آن» و بداهه واگذار نشده است.

در این آلبوم، باز مانند نَواژه، هر قطعه ساختار و چینشی مفصل دارد. با وجود این نکته‌ی آخر، نوعی فکر ناشدگی در ساختار کلان رپرتوار ملموس است که نوعی عدم توازن را در آن به وجود می‌آورد. شاید بارزترین نمود این عدم توازن را می‌توان در توالی سه «چکام‌ آهنگ» (تصنیف) کمابیش مشابه در نیمه‌ی دوم آلبوم دید که در تقابل با سیاق متنوع‌تر نیمه‌ی اول آلبوم قرار می‌گیرد؛ و در مقیاسی متفاوت، در کنار هم نشینی سهراب و حافظ و سعدی در یک اثر واحد.

می‌گویند اگر دسیپلینی به زبانی واضح و تثبیت شده برای توضیح دست نیافته باشد، هنوز به مرتبه‌ی «علم» بودگی نرسیده است. مسعود شناسا زبانی آفریده مختص به خود تا به این پریشانی زبانی بیفزاید: پیش‌آهنگ، چکام، و خوش‌آهنگ از نشانه‌های این زبان غریبه و معوَجند؛ زبانی که موجودیت تاریخی و میراث موسیقی کلاسیک ایرانی را نادیده می‌گیرد و به عمد قصد پاکسازی و فارسیزه کردن آن را دارد. با وجود این، این زبان چنان نارسا و بیگانه است که خود نیاز به مترجمی زبان فارسی دارد تا معنای این واژه‌ها را در پاورقی متن دفترچه شرح دهد!


۱- آلبوم «نَواژه» به آهنگسازی مسعود شناسا و آواز علیرضا شاه‌محمدی در سال ۱۳۹۰ توسط انتشارات آواخورشید منتشر شده است.

برای خرید و دانلود آلبوم خلوت‌گاه من به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.8 ( 6 رای)
29 آبان 1397
Bi Gahan 1

راه امن

نویسنده: آروین صداقت کیش

با «بی‌گاهان»، پشنگ کامکار دگرگونی‌ای را که از پیش از «شورم را» آغاز کرده بود کامل می‌کند. او اکنون از آنچه شیوه‌ی ممتاز شناخته‌شده‌اش (با بارزترین تجلی در آلبوم «بارانه») بود بیشتر فاصله می‌گیرد، گرچه هنوز رنگی از آن باقی است. از ساختن و منتشر کردن مجموعه‌هایی کاملا طراحی شده و منسجم (تنها به عنوان یک مثال کافی است پیوند محتوایی «مقدمه و درآمد» در آلبوم بارانه با قطعه‌ی پیش و پس از خودش و نیز کلیت فضای صوتی آلبوم را به یاد آوریم) به سوی نواختن و منتشر کردن بداهه‌های نسبتا کوتاه با پیوستگی ساختاری کم‌تر رفته است.

به طور معمول بداهه (یا دقیق‌تر، بداهنگسازی1) امری خطرخیز و بنابراین مبادرت به آن متهورانه است. اما محتوای موسیقی متاخر پشنگ کامکار نشان می‌دهد او به عکسِ این اصل عمومی، ماوای امن خود را با تکیه بر هر چه خصوصی‌تر شدن (و در نتیجه همیشه در دسترس بودن) امکانات فناورانه، در این بداهه‌ها و این روش آفرینش و انتشار یافته است. سرعت تکلم کم‌تر، چگالی پایین‌تر (به ویژه در ریزها)، تندای عمومی به طور نسبی سنگین و حال و هوای باطمانینه‌تر، جمله‌بندی متعارف‌تر و وفاداری بیشتر به انگاره‌ها و رفتار مُدال شناخته‌شده، مخصوصا در «بی‌گاهان» در چهارگاه و با درجاتی از آزادی بیشتر در «بداهه‌نوازی در مایه‌ی دشتی لا» و از آن بیشتر در بداهه‌ی پس از «یورتمه» همان فضای نرم و ابری اطمینان‌بخش را برایش فراهم می‌کند. مدت زمان کوتاهِ اغلب این بداهه‌ها در مقایسه با برنامه‌های از پیش طراحی‌شده‌ی گذشته، با محدود کردن مرزهای یک بداهه به طول مدت خلاقیت سیال هنرمند دشواری را کم‌تر و حاشیه‌ی امن را بیشتر می‌کند.

نتیجه می‌شود عناصری از سلیقه‌ی تثبیت‌شده‌ی پشنگ کامکار مخصوصا در ضربی‌ها (گرایش به تبدیل ترانه‌ها یا تم‌های محلی به قطعات ضربیِ سازی و گاهی نزدیک به نقل از سابقه‌ی خود وی) که مانند جزیره‌هایی در راه‌های کم‌وبیش آشنای ردیف محصور شده است و مسیر متصوَر پیش روی هنرمند نیز با توجه به نواخته‌های سال‌های اخیرش می‌شود آب رفتن نرم نرم و بی‌صدای آن جزیره‌ها.


1- واژه‌ای ترکیبی که به حقیقت آفرینش در موسیقی کلاسیک ایرانی (چیزی میان بداهه‌ی محض و آهنگسازی) نزدیک‌تر است.

پشنگ کامکار بی گاهان سنتور آروین صداقت کیش موسیقی سنتی ایرانی آوای ساز خورشید

برای خرید و دانلود آلبوم بی‌گاهان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.1 ( 6 رای)
22 آبان 1397
بالا