نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

خانه


Bi Gahan 1

راه امن

نویسنده: آروین صداقت کیش

با «بی‌گاهان»، پشنگ کامکار دگرگونی‌ای را که از پیش از «شورم را» آغاز کرده بود کامل می‌کند. او اکنون از آنچه شیوه‌ی ممتاز شناخته‌شده‌اش (با بارزترین تجلی در آلبوم «بارانه») بود بیشتر فاصله می‌گیرد، گرچه هنوز رنگی از آن باقی است. از ساختن و منتشر کردن مجموعه‌هایی کاملا طراحی شده و منسجم (تنها به عنوان یک مثال کافی است پیوند محتوایی «مقدمه و درآمد» در آلبوم بارانه با قطعه‌ی پیش و پس از خودش و نیز کلیت فضای صوتی آلبوم را به یاد آوریم) به سوی نواختن و منتشر کردن بداهه‌های نسبتا کوتاه با پیوستگی ساختاری کم‌تر رفته است.

به طور معمول بداهه (یا دقیق‌تر، بداهنگسازی1) امری خطرخیز و بنابراین مبادرت به آن متهورانه است. اما محتوای موسیقی متاخر پشنگ کامکار نشان می‌دهد او به عکسِ این اصل عمومی، ماوای امن خود را با تکیه بر هر چه خصوصی‌تر شدن (و در نتیجه همیشه در دسترس بودن) امکانات فناورانه، در این بداهه‌ها و این روش آفرینش و انتشار یافته است. سرعت تکلم کم‌تر، چگالی پایین‌تر (به ویژه در ریزها)، تندای عمومی به طور نسبی سنگین و حال و هوای باطمانینه‌تر، جمله‌بندی متعارف‌تر و وفاداری بیشتر به انگاره‌ها و رفتار مُدال شناخته‌شده، مخصوصا در «بی‌گاهان» در چهارگاه و با درجاتی از آزادی بیشتر در «بداهه‌نوازی در مایه‌ی دشتی لا» و از آن بیشتر در بداهه‌ی پس از «یورتمه» همان فضای نرم و ابری اطمینان‌بخش را برایش فراهم می‌کند. مدت زمان کوتاهِ اغلب این بداهه‌ها در مقایسه با برنامه‌های از پیش طراحی‌شده‌ی گذشته، با محدود کردن مرزهای یک بداهه به طول مدت خلاقیت سیال هنرمند دشواری را کم‌تر و حاشیه‌ی امن را بیشتر می‌کند.

نتیجه می‌شود عناصری از سلیقه‌ی تثبیت‌شده‌ی پشنگ کامکار مخصوصا در ضربی‌ها (گرایش به تبدیل ترانه‌ها یا تم‌های محلی به قطعات ضربیِ سازی و گاهی نزدیک به نقل از سابقه‌ی خود وی) که مانند جزیره‌هایی در راه‌های کم‌وبیش آشنای ردیف محصور شده است و مسیر متصوَر پیش روی هنرمند نیز با توجه به نواخته‌های سال‌های اخیرش می‌شود آب رفتن نرم نرم و بی‌صدای آن جزیره‌ها.


1- واژه‌ای ترکیبی که به حقیقت آفرینش در موسیقی کلاسیک ایرانی (چیزی میان بداهه‌ی محض و آهنگسازی) نزدیک‌تر است.

پشنگ کامکار بی گاهان سنتور آروین صداقت کیش موسیقی سنتی ایرانی آوای ساز خورشید

برای خرید و دانلود آلبوم بی‌گاهان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
22 آبان 1397
sanjari

حدیثِ عشق و رنج

نویسنده: سعید یعقوبیان

«حشمت سنجری» درس‌خوانده‌ی دارالفنون و هنرستان، شاگرد صبا و خالقی، از سویی با آموزه‌های کودکی و نوجوانی از آبشخور پدرِ تارنوازش، به درویش و نی‌داود وصل است و از سوی دیگر سنجریِ تحصیل‌کرده‌ی غرب، از انگشت‌شمار موسیقیدانانِ ایرانی‌ست که در موسیقیِ کلاسیک غرب جایگاهی جهانی دارد. سابقه‌ی او و ارجمندی‌اش در اروپا و امریکا گویای این افتخار است. آنگونه که خود در فیلم «رقص دایره» (فرزاد فره‌وشی، رهافیلم، 1395) می‌گوید، زمانی که با سرشناسانی همچون «کلودیو آبادو» همکلاس بوده، شاگرد ممتاز کلاس شناخته می‌شود. فیلمِ یادشده پس از درگذشتِ سنجری در سال 1373، تنها اقدامِ درخور و البته دیرهنگام برای یادمانِ این آهنگساز بود که چندان دیده نشد. حال؛ انتشارات نوپای «خط و طرح» نخستین کتابِ خود را به کوششِ مرسده بایگان -همسر سنجری- به یک یادنگار برای این رهبر ارکستر برجسته اختصاص داده‌است. کتاب، هیچ زیاده و حاشیه‌ای ندارد و به نیکویی، معرفیِ جامع و جذابی‌ست از حیاتِ هنری یک موسیقیدان بزرگ. سرگذشت و سالشمار، آغاز و انجامِ کتاب‌اند. یک فصل، به نوشته‌هایی از برخی هنرمندانِ شاخص اختصاص یافته که با سنجری حشر و نشری داشته‌اند: فریدون مشیری، سیمین دانشور، فریدون ناصری، پرویز منصوری، فکرت امیرُف، عباس معروفی و... هفت مصاحبه، بخش دیگری از کتاب است. همچنین سراسرِ این کتابِ خوش‌دست، به تصاویری از سنجری مزیّن است.

فیلم «رقص دایره» و کتابِ حاضر، هر یک نکات فراوان قابل تأملی دارند. برخی موارد نیز در هر دو آمده که یکی از آنها را اینجا نقل می‌کنم: اوضاعِ ارکستر سمفونیک نابه‌سامان و بغرنج بود و سنجری در هر بازدیدِ محمدرضا پهلوی از ارکستر، مشکلات را چندین و چندباره بازگو می‌کرد. شاه نیز مثل همیشه به قلم‌به‌دستِ پشت‌سری‌اش می‌گفت سریعاً رسیدگی شود! اما هیچ اتفاق مثبتی نمی‌افتاد و  شرایط بدتر هم می‌شد. اعضای ارکستر به نوازندگی‌های سخیف تن می‌دادند و نگاه‌شان به سنجری روز به روز بدتر می‌شد. نافرمان شده بودند و سنجری را دروغگویی می‌دانستند که برای موفقیت و جایگاه خود، ارکستر را فریب می‌دهد. سنجری مدت‌ها این شرایط را تحمل می‌کند تا اینکه: «...در یک لحظه‌ی بی‌خبری که خیلی تحت تأثیر اعصابم قرار گرفته بودم به دنبال سرزنش‌های دوستان ... به منزل رفتم، تیغ را برداشتم و خشک‌خشک روی سر کشیدم...»

سعید یعقوبیان کتاب افق بیکران یادنگار حشمت سنجری به کوشش مرسده بایگان انتشارات خط و طرح

21 آبان 1397
Cello Concerto Pipa Concerto 1

کنسرتوی کمیاب

نویسنده: آروین صداقت کیش

کنسرتو ویلنسل با ملودی ارمنی‌ای آغاز می‌شود که امروز برای موسیقی‌دوستان بسیار شناخته شده است. و این سرآغاز هنرنمایی آهنگسازی است که ما او را به خاطر وام‌گیری‌های ملودیک‌اش می‌شناسیم. اما این تنها یک آغاز است. آهنگساز تواناتر از این است که تنها در بند یک تنظیم ساده یا حتا خلاقانه‌ی ترانه‌ای یا ترانه‌هایی محلی یا مذهبی بماند. او می‌تواند ملودی‌هایی با خصلت‌های متضاد را به هم پیوند بزند و به فاصله‌ی کوتاهی فضایی کاملا متفاوت خلق کند، چنان که پس از معرفی دو تم در موومان اول ناگهان اتفاق می‌افتد.

در این کنسرتو آهنگساز مدام در پی برقراری تعادلی میان خصلت گفتگویی یا حتا جدال میان ارکستر و ساز تنها و توالی ماده‌ی اولیه‌ای که از موسیقی ارمنی وام گرفته، است. تنش درونی قطعه از طریق بر هم خوردن نسبت میان این دو مفهوم بالا می‌گیرد (مانند پایان  موومان اول) و دوباره با بازگشت به همان نسبت میانی آرامش برقرار می‌شود (حتا در موومان دوم که به طور نسبی مدت زمان بیشتری چنین آرامشی برقرار است یا در موومان سوم که تقریبا برعکس است). رنگ آمیزی، تحرک بافت و عوامل دیگر در خدمت این امر است، آهنگساز حتا از فضای عاطفی مشترک غالب ملودی‌های ارمنی خلاقانه در همین جهت بهره گرفته است.

کنسرتو پیپای کمیاب اما با این که همچنان نقش وام‌گیری از فرهنگ موسیقی ارمنی (و بعضی جاها مانند دو نوازی فلوت و پیپا میانه‌ی موومان اول یا ابتدای موومان دوم سایه‌هایی از موسیقی ایرانی و «سیمرغ» خودش) در آن پررنگ است خلاقیت آهنگساز را در زمینه‌ی دیگری می‌نمایاند؛ کوشش موفق برای نزدیک شدن به بیان تکنیکی سازی از یک فرهنگ موسیقایی به کلی متفاوت با عناصر چندفرهنگی موجود در این کنسرتو (کلاسیک غربی-ارمنی-ایرانی). از همان آغاز تاثیر انتخاب هوشمندانه‌ی چکناوریان را می‌شنویم. او تم‌های آغازین موومان نخست را چنان برگزیده که کاملا با شخیصت ساز تکنوازش می‌خواند و برازنده‌ی آن است. همچنین در این کنسرتو و کادانس و سولو‌هایش تاکید بیشتری بر نمایش توانایی‌های فنی پیپا می‌کند و حتا نازکی بافت (اغلب به شکل دوئت‌هایی از متن ارکستر) و تعادل صوتی را برای هر چه بیشتر به چشم آمدن پیپا به کار می‌گیرد.

برای خرید و دانلود آلبوم کنسرتو ویولنسل و کنسرتو پیپا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
20 آبان 1397
Seh Navazi Dar Aramesh 2

کلیشه‌نوازی در آرامش

نویسنده: علیرضا جعفریان

سه‌نوازی در آرامش اثری کلیشه‌ای ست.

کلیشه در مورد هنر معمولاً معنای تحقیرآمیزی دارد. اما شاید موضوع برای هنرهایی که کاربرد مشخص دارند کمی متفاوت باشد. به عنوان مثال استفاده از کلیشه‌ها در ساخت موسیقی فیلم بیش از هر نوع موسیقی دیگری مناقشه‌برانگیز است؛ احتمالاً به این دلیل که موسیقی فیلم، به طور مشخص، کاربردی جدای از خودِ موسیقی دارد. یادم می‌آید محمدجمال سماواتی، منتقد برجسته‌ی موسیقی در دهه‌ی شصت، در یکی از سخنرانی‌های اخیرش (که زمان و مکانش در خاطرم نیست)، به شدت از کلیشه‌ای بودنِ موسیقی‌های فیلم در ایران گلایه می‌کرد. او معتقد بود موسیقی فیلم‌های ایرانی بی‌هویت‌اند، صرفاً نمونه‌های ضعیف‌تری از موسیقی‌های غربی‌ هستند و رنگ و بویی از موسیقی ایرانی در آن‌ها دیده نمی‌شود. به این معنا که موسیقی‌ها در فیلم‌های ایرانی مقلد کورکورانه‌ی کلیشه‌های موسیقی فیلم در غرب هستند. سماواتی در سخنرانی‌اش از کارگردان فقید ژاپنی، آکیرا کروساوا، مثال آورد که در فیلم‌هایش از موسیقی ژاپنی استفاده می‌کند. اما جالب است که کروساوا دقیقاً مثالی‌ست در نقطه‌ی مقابل آنچه سماواتی انتظار دارد: او، کاملاً مطابق کلیشه‌ها، در فیلم‌هایی که در فضای تاریخیِ ژاپن اتفاق می‌افتند، مثل «یوجیمبو» یا «سریر خون»، موسیقی ژاپنی را ترجیح داده است اما در فیلم‌هایی که در فضای معاصر اتفاق می‌افتند، مثل «دِرسو اوزالا» یا اپیزودهایی از «رویاها»، از همان کلیشه‌های غربی برای موسیقی استفاده کرده است. سؤال این است: در موسیقی فیلم باید از کلیشه‌ها، نوستالژی‌ها و آنچه در ذهن مخاطب کاربردی نمادین دارد استفاده کرد، یا باید در پیِ نشان‌دادنِ هویت موسیقایی بود؟ و در ابعادی بزرگ‌تر: هنر کاربردی باید کاربردی باشد یا هنری؟

سه‌نوازی در آرامش کاربردی‌بودن را انتخاب کرده است: تقریباً همه‌چیز همانطوری‌ست که از یک موسیقی با کاربرد مراقبه، یا کاربردهای مشابه‌، انتظار می‌رود: قطعاتی کند و ساکن، با رنگ و بویی از موسیقی مذهبی غربی، موسیقی هندی، موسیقی نیوایج و حتی موسیقی‌های پنتاتونیک. شاید تصور شود استفاده از سازها و فضاهای مدال ایرانی برای خلق موسیقی مراقبه‌ای نوعی نوآوری و دوری از کلیشه است، اما اتفاقاً یکی از کلیشه‌های مرسوم موسیقی‌های مراقبه‌ای، دقیقاً همین استفاده از ساز‌ها و موسیقی‌های نقاط مختلف دنیاست.

سه نوازی در آرامش نوفه علیرضا جعفریان حسین بهروزی نیا داود ورزیده جاوید افسری راد

برای خرید و دانلود آلبوم سه‌نوازی در آرامش به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

19 آبان 1397
avaze zamin

تفسیر انتخاب‌های یک اندیشمند

نویسنده: آروین صداقت کیش

پس از دو تلاش به‌غایت ناموفق (کتاب‌های «ترس و تنهایی» و «موسیقی‌شناسی؛ فرهنگ تحلیلی مفاهیم») برای نوشتن از موسیقی و با تکرار بعضی از همان دلایل ناموفقیت (از جمله افت و خیز عمق و پراکندگی اطلاعاتی که مولف در اختیار می‌گذارد و سندیت و صحت آنها) بابک احمدی باز دست به کار نوشتن کتاب موسیقایی تازه‌ای زده است با عنوان «آواز زمین». عنوان فرعی «هشت جستار درباره‌ی تاریخ موسیقی» نشان می‌دهد که ساختار کتاب براساس پاره‌هایی مهم از تاریخ موسیقی کلاسیک غربی تشکیل شده؛ هر جستار به یک اثر سترگ یا گروهی از آثار برجسته اختصاص دارد. مس در سی مینور باخ، آثار او برای تکنوازی سازهای زهی، سمفونی 3 (اروئیکا) بتهون، واپسین کوارتت‌های زهی او، تریستان و ایزولده‌ی واگنر، یک رکوئیم آلمانی برامس، سمفونی شماره‌ی 2 مالر و در نهایت کنسرتوی به یاد یک فرشته برای ویلن و ارکسترِ آلبان برگ، ستیغ‌هایی‌اند که نویسنده برای اندیشیدن و نوشتن برگزیده است.

با این‌حال آن عنوان فرعی نباید خواننده را گمراه کند. کتاب به هیچ روی یک کتاب تاریخ موسیقی نیست. حتا به معنای مرسوم «جستار تاریخی» یا مجموعه‌ای از مقالات تاریخی و در پی گشودن نکته‌ای مغفول مانده در تاریخ یا تحلیل تاریخی تازه از سیر و رابطه‌ی رخدادها نیز نیست. جستارهای کتاب بیش از هر چیز جنبه‌هایی از نقد موسیقی با خود دارد. محتوای هر جستار (مخصوصا جستارهایی که به آثار منفرد می‌پردازد) را که جستجو کنیم دست‌کم اندکی از زمینه‌های پیدایش اثر و ارتباط آن با اهمیتش را می‌یابیم و از آن بیشتر تفسیر معنوی موسیقی (یا آنگونه که مولف می‌گوید «احساس معنوی» ص 10) و دست آخر به شکلی ضمنی‌تر داوری درباره‌ی ارزشمندی و دلایل ارجمندی هر اثر را و نیز حتا در پایان جستارها اجراهای برگزیده به سنجش مولف (چنان‌که از هر راهنمای درک موسیقی انتظار می‌رود).

گرچه مانند بعضی آثار دیگر مولف (اما با شدتی به مراتب کم‌تر) گاه به سختی می‌توان روشن کرد که کدام بخش تفسیرها آورده‌ی خود اوست و کدام ملهم از موسیقی‌شناسان و منتقدان برجسته یا حتا نقل از آنها، اما گردآمدن این مجموعه به دلایلی در نوع خود بسیار جالب توجه است. اولا چون تاآنجا که می‌دانیم تاکنون کسی در ایران سراغ نقد و تفسیر تالیفی درباره‌ی این دسته از آثار نرفته است (مگر شاید در متن پایان‌نامه‌های دانشگاهی که از شمول این بحث خارج‌اند)، این تلاش ذهنی -هرچند آنچنان که دیدیم ناکامل بود- اما گرامی است و ممکن است انگیزه‌ای شود تا دیگران نیز به این میراث جاودانه‌ی بشری توجه کنند و احتمالا درک ویژه‌ی خود را از این شاهکارهای هنری بازگویند. و ثانیا چون این نوشته‌ها تراوش اندیشه‌ی یک منتقد، موسیقی‌شناس یا موسیقی‌دان حرفه‌ای نیست. این جنبه‌ی دوم در نگاه نخست ممکن است جنبه‌هایی منفی مانند نوشتن بدون صلاحیت کافی و از این قبیل را به ذهن تداعی کند اما به عکس جنبه‌هایی از آن سخت آموزنده است. عشق و دلدادگی‌ای که نویسنده به آثار و موسیقی در کل، لابه‌لای سطرهای نوشته از خلال نوع نگارش صمیمی و پشتکار در گرد‌آوری اطلاعات فراوان، بروز داده و همچنین تلاشی که برای شنیدن و از نو کشف کردن جهان پنهان شده در این آثار می‌کند، مهم‌ترین بهره‌ی کتاب است. چنین سطحی از علاقه هر خواننده‌ای را وامی‌دارد جدای از این که تفسیرها و انتخاب‌های مولف را درست بداند یا نه، به انگیزه‌های کار احترام بگذارد و از نو به رابطه‌ی خودش با موسیقی بیندیشد.

آواز زمین هشت جستار در تاریخ موسیقی بابک احمدی آروین صداقت کیش نشر مرکز

15 آبان 1397
harfhaye hamsayeh2

آب‌تَنی در حوضی کم‌عمق

نویسنده: مانی جعفرزاده

پیش از آغاز، این توضیح لازم است که یادداشتِ کوتاهِ پیشِ رو ناظر است بر بخشِ دوّم  [یعنی شماره‌هایِ چهار تا شش] از آلبوم «کنسرتوهایِ پیانو و گیتار» و تنها همین بخش [«کنسرتو گیتار»] را مرور خواهد کرد، چون صحبت درباره‌ی بخش نخستینِ این آلبوم [«کنسرتو پیانو»] خود مجالی دیگر و مستقل نیاز دارد.

لابد شنیده‌اید که در میانِ آهنگسازان حرفه‌ای همواره این سخن بوده که موسیقی نوشتن برایِ گیتار و همچنین هارپ نیازمند دانشی مضاعف و داشتن مهارتی ضمنی در نوازندگی این سازها است*. هر دو ساز پیچیده  و کمابیش بدقلق هستند. بافت هارمونیک‌ صدادهندگی‌شان هرچند جذّاب امّا  کاملاً خاص خودشان است و جوری نیست که تنها با مطالعه‌یِ سازشناسی بشود برای‌شان موسیقی نوشت. از این رو تعداد آثار جدّیِ نوشته‌شده برای این دو ساز در تاریخ موسیقی جهان به نسبت دیگرِ سازها اندک است و در تاریخ موسیقی ایران هم به طریق اولی این موضوع بیش‌تر به چشم می‌آید.

«کنسرتو» چُنان‌که می‌دانیم در فرهنگ مدوّن هنرشناسی قطعه‌ای است در سه قسمت، که بناست توانایی‌هایِ نوازندگی یک ویرتوئوز را در مواجهه با یک ارکستر به چالش بکشد. این را هم می‌دانیم که برخلاف تاریخ موسیقی جهان تعداد «کنسرتو»هایِ نوشته‌شده [ برای هر سازی] در تاریخ موسیقی ایران چندان زیاد نیست. این است که وقتی استاد کاملی چون لوُریس چکناواریان به نمایندگی از آهنگ‌سازان موسیقی ایران دست به نوشتن یک «کنسرتو گیتار» می‌زند و این اثر با ارکستری قابل قبول و سولیستی درخشان در یک استودیوی استاندارد اروپایی ضبط می‌شود، سطح توقّع به جایی می‌رسد که برآوردن آن کار سختی خواهدبود.

برای  مثال این کنسرتو در«موومان» نخستین بر مبنای ملودی مشهور «ساری گلین» اگرچه در چند لحظه‌ی ارکستری واریاسیون‌های بسیار جذّابی از آن «تِم» ارائه می‌کند، لیکن هربار که به «سولوی گیتار» می‌رسد نارَس است و چندان چیزی نیست که شنونده را بر توانایی‌های اجرایی یک «ویرتوئوز» مجاب سازد. مضاف بر این نویسنده‌ی این سطرها بدون در اختیار داشتن پارتیتور و تنها از طریق شنیدن نتوانست «موومان» نخست را یک «سونات کنسرتویی» تلقّی بکند؛ که اگر این تشخیص درست باشد «کنسرتو» بودن اثر به معنای کلاسیک آن، دچار اختلال خواهد بود. تکرار می‌کنم که این تنها یک نظر مبتنی بر شنیدن است و می‌تواند غلط باشد.

در هر دو موومان‌هایِ بعدی هم مانند موومان نخست هرجا با بافت ارکستر سروکار داریم (یعنی آن‌چه که چکناواریان در آن استادِ به تمام معناست) کار بی‌نقص است و بسیار شنیدنی، و باز هرجا که ارکستر توپ را به گیتارِ سولو پاس می‌دهد آهنگ‌سازی الکن می‌ماند و کار اُفت می‌کند. از توان چندصدایی ساز به‌درستی استفاده نشده و در بسیاری از لحظه‌ها گیتار در حال نواختن یک خط ملودی سرراست است که نواختن آن را می‌شد به هرساز تک‌خطّی دیگری واگذاشت.

حقیقت آن است که در کارنامه‌یِ درخشان چکناواریان اثری چون «کنسرتو گیتار» نمره‌ای بیش از متوسّط نمی‌گیرد و  بدیهی است در چنین اثری برای درخشش نوازنده‌ی حیرت‌انگیزی چون «یوکووس کولانی‌یان» مجال کافی وجود نداشته و یکی از بهترین فرصت‌های تاریخ موسیقی ایران همچنان ناکام مانده‌است.


* روزی یکی از دوستان ما از استاد احمد پژمان برای نوشتن یک قطعه برای «هارپ» راهنمایی خواسته بود. استاد - بی‌شک ناظر بر احوالِ آن دوست- با همان لحن همیشگی‌اش گفته‌بود: هارپ ننویس! هارپ سخت است!

کنسرتو گیتار مانی جعفرزاده لوریس چکناوریان حرف های همسایه کلاسیکال رادنواندیش

14 آبان 1397
Daroon Kooch 1

پوشیده و سربسته

نویسنده: آروین صداقت کیش

آهنگسازی که تا پیش از «درون کوچ» با آلبوم‌های مستقل و نیمه‌مستقل «رویای گریز»، «مسیر نگاهت» و «حباب و سراب» کار خویش را با پیانو، آنسامبل یا بداهه‌هایی به همراه سازهای ایرانی به نمایش درآورده بود، اکنون با آلبوم جدیدش جنبه‌هایی تازه از خود را می‌نمایاند و طبع‌آزمایی‌اش در حوزه‌ی موسیقی ارکستری را پیش چشم و گوش ما گذاشته است.

آلبوم تازه با 9 قطعه‌اش هنوز نام‌گذاری و منطق خیالی کارهای قبلی نگین زمردی را با خود دارد. اما از جهت صراحت بیان متفاوت از آنهاست. بیان کلی موسیقی چه از بابت روابط تماتیک چه از بابت ساختار فرمیِ سرتاسری مخصوصا در بخش‌های آغازین بسیار پوشیده و سربسته است. سر به تو دارد و به راحتی حرکت و شاکله‌ی خویش را فاش نمی‌کند. و گاهی تا سرحد بلاتکلیفی و سکون تمام‌عیار پیش می‌رود. گسترش از موزاییک‌هایی پدید آمده که طرحی بزرگ‌تر را در بازه‌ی زمان شکل می‌دهند اما چیدمانشان اجازه نمی‌دهد ریخت‌شناسی آن طرح به‌راحتی دیده شود. آن را به عمد یا از سر سهو پنهان می‌کنند.

این خصلت را بیش از هر جای دیگر در «فوران»، «فراز» و «فرود» می‌یابیم -که در این دو تای آخری آهنگساز به نوعی بیان آتونال آزاد هم نزدیک است- گرچه این وضعیت کم‌وبیش تا پایان «فنا» پابرجا می‌ماند. از آن پس، در «فراسو» وضعیت کم‌کم دگرگونی‌هایی می‌پذیرد. و با گذر از آن به شکلی فزاینده رو به سوی بیرون می‌کند. دست کم اینجا ریتم و ملودی همپوشانی و پیوستگی‌هایی پیدا می‌کند و یادآور همان ترفندی می‌شود که پیش از این هم «رویای گریز» از آهنگساز دیده بودیم. دوپارگی و تضاد که پیش‌تر بیان گرفته‌ی نیمی از قطعه‌های آن مجموعه («گریز» و «گذر») را دربرابر نیم دیگر («گمان» و «گشایش») سازمان می‌داد اینجا هم از طریق عناصری تقریبا مشابه (ساختارهای ملودیک آشنا که مهر موسیقی ایرانی بر خود دارند، عبارت‌بندی بریده بریده و الگوهای ریتمیک هم‌ریخت) سیر قطعه‌ها را سامان می‌دهد و تضاد اصلی میان دو گروه اصلی‌شان برپا می‌کند تا دست‌کم اگر هر کدام از آن تابلوها به تنهایی طرح خود را به شنونده لو نمی‌دهند، سراسر مجموعه خط سیری نسبتا مشخص از دوپارگی را به نمایش بگذارد.

درون کوچ ارکسترال آروین صداقت کیش هرمس کلاسیکال نگین زمردی

برای خرید و دانلود آلبوم درون کوچ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
12 آبان 1397
بالا