نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

خانه


musighi va erfan

فیل و فنجان؛ یک مقدمه‌ی کوتاه

نویسنده: سعید یعقوبیان

شصت صفحه از این کتابِ صد و بیست‌صفحه‌ای مقدمه‌ایست در اشاره به برخی آرای فلسفه‌ی اسلامی، عرفانِ ایرانی-اسلامی و کلامیون در بابِ موسیقی. تا همین جا باید گفت عنوان کلیِِ کتاب بیانگرِ محتوای آن نیست و این کتابِ کم‌حجم، با حذفِ نصفِ دیگرش، می‌بایست چنین عنوانی می‌داشت: «موسیقی در کلام، عرفان و فلسفه‌ی اسلامی؛ یک مقدمه‌ی کوتاه».

نصفِ دیگر چرا باید حذف می‌شد؟ کتاب سه بخش دارد. نخست همان موضوعی که اشاره شد. موضوعِ دو بخش دیگر، دیدگاه جوانان امروز ایران در زمینه‌ی آرای فلسفی و عرفانی و «چالش تفاوت نگاه» است که مشخص نیست چه ارتباطی به عنوان فعلی دارند و با چه توجیهی در ذیلِ این عنوان گنجانده شده‌اند. جالب اینکه نه در روی جلد، بلکه در شناسنامه‌، نامِ کتاب، این عنوانِ فرعی را دارد: «با نگاهی به باورپذیریِ آرا برای جوانان امروز». اهمیتِ آشنا شدنِ دانشجویان و علاقه‌مندان به موضوعِ محوریِ کتاب، قابل مقایسه با اهمیت این موضوع فرعی، موضوعی در حد یک مقاله‌ی دانشجویی، نیست. عنوانِ کلیِ حاضر، اگر نگوییم فریبنده، دست کم یادآور واقعیتی‌ست که در آن لطیفه‌ی علمیِ مشهور مستتر است. اینکه یک آلمانی پس از عمری پژوهش و تحقیق، کتابی در چندین مجلد می‌نویسد و آن را «مقدمه‌ای در شناختِ فیل» نام می‌گذارد و یک ایرانی پس از یک مطالعه‌ی اولیه، کتابچه‌ای می‌نویسد با عنوانِ «فیل چیست؟»

«موسیقی در کلام، عرفان و فلسفه‌ی اسلامی» حتی اگر در قالب مقدمه‌ای کوتاه نیز به آن پرداخته شود، به مقدماتی بیش از آنچه در این کتاب آمده نیاز دارد. به جای آن، در انتهای هر مبحث، که خود خلاصه و مجمل‌ است، چند صفحه نیز با عنوانِ جمع‌بندی آمده که جملاتش دقیقاً تکرار جملاتِ متن اصلیِ همان مبحث است.

با این اوصاف، بعد از عنوان نادقیقِ کتاب، مهمترین نقص، ساختار کتاب است که نیم اول، نیاز به تکمیل و ویرایش دارد و نیم دیگر بی‌ارتباط است و ناموجه.

تألیفات در باب موضوع محوری این کتاب، کم بوده‌اند و اغلبِ همان «جوانان» شاید حتی نامِ معتزله و اشاعره و محی‌الدین و امثالهم را هم نشنیده باشند. از این رو خواندن بخش اول، می‌تواند برای آشنایی اولیه‌ مفید باشد، اما دریغ که در پازلِ مغشوشی گنجانده شده‌است.

کتاب موسیقی در فلسفه و عرفان یک مقدمه کوتاه نشر مرکز محمدرضا آزاده فر سعید یعقوبیان

 

02 مهر 1397
tristan

ضروری و متناسب

نویسنده: آروین صداقت کیش

چندی پیش نشر سیب سرخ کتابی را به انضمام دو سی‌دی اجرا (از شرکت دویچه گرامافون و حتا با همان برچسب و احتمالا بدون اطلاع آنها) با عنوان «تریستان و ایزولده» منتشر کرده است. کتاب حاوی اپرانامه‌ی (لیبرتو) این اپرای مشهور ریشارد واگنر است به همراه 9 مقاله درباره‌ی موسیقی واگنر به طور کلی یا خود این اپرا به طور خاص. اپرانامه، برخی از عکس‌ها و یادداشت‌های مربوط به آن و هشت مقاله‌ی تحلیلی برگزیده و ترجمه‌ی امین اصلانی است که دانش‌آموخته‌ی فلسفه‌ی فیلم است و آخرین مقاله نیز تالیف خود او. همچنین رد پای برخی کسان (از جمله علیرضا سیداحمدیان) در فراهم آوردن منابع کتاب و بازبینی متن دیده می‌شود که خودشان تجربه‌ای طولانی در ترجمه‌ی نوشتارهای موسیقایی داشته‌اند و همین‌طور پیش‌تر کارهایی هم درباره‌ی موسیقی واگنر انجام داده‌ بوده‌اند1.

با این شالوده حتا پیش از گشودن و تورق کتاب انتظار می‌رود اثری سودمند و آگاهی‌بخش در اختیار فارسی‌زبانان قرار گرفته باشد. خوشبختانه این انتظار برآورده می‌شود. کتاب از جهات مختلفی ارزشمند است. نخست و مهم‌ترین سودمندی کتاب برگردان اپرانامه است و از آن بیشتر چاپ دوزبانه‌اش. چنین چاپی ضمن آن که اعتماد به نفس مترجم را در یافتن زبانی متناسب به نمایش می‌گذارد امکان مطالعه‌ی همزمان با شنیدن اپرا را برای دوستداران آثار واگنر فراهم می‌کند (شاید روزی دستمایه‌ی یک نسخه‌ی تصویری با زیرنویس فارسی هم بشود). ترجمه‌ی محدود اپراها (مخصوصا دوزبانه) جز در برخی کتاب‌های تاریخ موسیقی یا مانند آن (مثلا «درک و دریافت موسیقی» «راجر کیمی ین») به شکل محدود، مرسوم نیست. «تریستان و ایزولده» این رسم را شکسته و راه را برای درک ارزش‌های ادبی-موسیقایی اپرا نزد خواننده‌ی فارسی‌زبان باز می‌کند.

دوم، چند مقاله‌ی معتبر، باارزش و مهم در مورد موسیقی واگنر و اپرای تریستان (بیشینه از ترجمه‌ی انگلیسی کتاب Wagner Handbook) برگزیده و ترجمه شده است. گرچه راهبرد انتخاب این مقاله‌ها نه از لحاظ قدمت تاریخی یکسان و یکدست است و نه از لحاظ سطح اهمیت یا پوشش همه‌ی بنیادهای لازم برای درک تحلیلی موسیقی واگنر یا تریستان، اما در میان آنها نمونه‌هایی به چشم می‌خورد (مانند دو نوشته‌ی مهم از کارل دالهاوس موسیقی‌شناس سیستماتیک آلمانی قرن بیستم یا مقاله‌ی روشنگر ورنر برایگ) که باید شاد بود از این که مترجمی آنها را (ولو از زبانی غیر از زبان تالیفی‌شان) به فارسی برگردانده است.

و در نهایت سوم، چنین شکلی از انتشار متن یک اثر همراه با زمینه‌های تاریخی و تحلیلی، سرمشقی آموزنده برای دوستداران و اهل موسیقی فراهم می‌آورد تا بدانند یک اثر برجسته‌ی کلاسیک را چگونه در تمامیت خودش درک کنند، چطور ابعادی ژرف‌تر از لذت بردن تنها از اجرای صرف قطعه را بگشایند. خواندن متن‌های انتقادی خواه در وجه تفسیری، خواه تحلیلی و خواه زمینه‌های پیدایش اثر برای درک اثر بخشی از عادت‌های ادراک موسیقی جامعه‌ی موسیقی‌دوست فارسی‌زبان نیست و اغلب دلیلش این است که چنان محتوایی در دسترس نیست. دست‌چینی مانند «تریستان و ایزولده» ممکن است از طریق فراهم کردن محتوا، گامی در راه تغییر این عادت‌ها باشد.


1- دست‌کم از علیرضا سیداحمدیان یک مقاله درباره‌ی موسیقی واگنر در فصلنامه‌ی ماهور به یاد داریم.

تریستان و ایزولده نشر سیب سرخ ریچارد واگنر آروین صداقت کیش کتاب امین اصلانی

01 مهر 1397
Matn o Hashiyeh10

دنبال ساز دست دوم می‌گردید؟

نویسنده: سعید یعقوبیان

گاه از زبانِ آنها که تصمیم گرفته‌اند به دنیای موسیقی گام بگذارند می‌شنویم که دنبال یک «ساز دست دوم» هستند؛ احتمالاً با این ذهنیت که قیمت‌اش ارزانتر باشد یا اینکه اگر از ادامه‌ی راه منصرف شدند، زیاد متضرر نشوند.

سازهای موسیقی کلاسیک، در مقام یک کالا، با گوشی تلفن همراه، تلویزیون، یخچال و دیگر لوازم خانگی تفاوتی دارند. ارزش یک ساز لزوماً با استفاده شدن‌اش پایین نمی‌آید. سطح کیفی یک ساز از لحظه‌ای که کارِ ساخت‌اش تمام می‌شود، اگر به درستی از آن مراقبت شود (مثل هر کالای دیگر) افت نمی‌کند بلکه در مورد سازهای موسیقی احتمال دارد بالاتر هم برود. بخشِ عمده‌ی یک ساز چوب است و چوب با گذشت زمان، با خشک شدن بیشتر، به شرایط آکوستیکی بهتری می‌رسد. همچنین با گذشت زمان، ساز امتحان خود را پس می‌دهد. اگر قرار باشد دسته‌ی یک ساز تاب بردارد یا به دلیل ساخت بی‌کیفیت یا غیراستاندارد، بخشی از آن دچار مشکلی اساسی شود، با گذشت زمان و استفاده از ساز، ایرادات اینچنینی، بروز می‌یابند. اگر یک ساز پس از استفاده‌اش دچار چنین نقص‌هایی نشده باشد و ساز استانداردی باشد، با هر چه بیشتر نواخته شدن‌اش به اصطلاح جا می‌افتد.

لذا یک ساز، چه خوب، چه بد و چه متوسط - هرچه که باشد- با گذشت زمان آنچنان‌تر می‌شود و این شرایطِ ساخت و نگه‌داری‌اش است که می‌تواند در بهبود یا افتِ کیفی‌اش اثرگذار باشد. پس یک سازِ استفاده‌شده‌ی خوب‌نگه‌داری‌شده هیچ کم از یک سازِ نو -که سرنوشتی نامعلوم در انتظارش است- ندارد و حتی باارزش‌تر است.

«ساز دست دوم» ترکیب ناپسندی‌ست. دست دوم بودن در مورد اغلب کالاها نشان از ارزش پایین‌تر آن کالا نسبت به دست اول‌اش دارد اما در مورد ساز، معنایی ندارد جز بی‌دقتی گوینده‌اش. بر یک غیرموزیسین یا یک مبتدی حرجی نیست اما وقتی یک نوازنده‌ی حرفه‌ای یا یک معلم موسیقی می‌گوید: «یک ساز دست دومِ خوب برایت پیدا می‌کنیم!» پذیرفتنی نیست.

در مورد برخی از سازها مانند گیتار الکتریک، کیبورد یا حتی پیانو و گیتار آکوستیک، دست دوم بودن می‌تواند مصداق داشته باشد. شاید بتوان سازهای کارخانه‌ای و کارگاهیِ دست ساز را ملاکی در این موضوع در نظر گرفت. اما در حالت کلی، در خصوص سازهای دست‌ساز (و دست کم در مورد سازهای موسیقی کلاسیک ایرانی) بهتر است این اصطلاح به کلی کنار گذاشته شود. دست دوم بودن لزوماً نه ملاکِ خوب بودنِ یک ساز است، نه بد بودن و گویای واقعیتِ مهمی در مورد یک سازِ دست‌ساز نیست.

متن و حاشیه ساز دست دوم سعید یعقوبیان

30 شهریور 1397
Simorgh Film Music Selection 1

روزگار نوازندگان حرفه‌ای

نویسنده: آروین صداقت کیش

روزگاری را در نظر آورید که آهنگسازی برآمده از سنت کلاسیک غربی قطعه‌ای برای ترکیبی از سازهای ایرانی و غیرایرانی می‌نوشته و بهترین نوازندگان و بهترین گروه موسیقی کلاسیک ایرانی وقت به دلیل مناسبات نهادی‌ای که در دل آن می‌زیستند، بی‌دلزدگی و استنکاف (یا احساس عداوتی برآمده از عدم صلاحیت آهنگساز) از غریبگی‌اش آن را اجرا می‌کردند. این یک فرض رویایی نیست بلکه حقیقت اجرای باله‌ی سیمرغ لوریس چکناوریان است (و همچنین یکی دو اثر دیگر از جمله عیاران احمد پژمان) که گروه سازهای ملی به سرپرستی فرامرز پایور آن را به شایستگی نواخته‌اند. و این نکته‌ای بس مهم در مناسبات نهادی و اجتماعی موسیقایی است (و فقدان بزرگ امروزین) حتا اگر در انتشار کامل سیمرغ (نسبت به تنها بخش «سوگ‌»اش که سال‌ها پیش در آلبوم «گوش» شماره‌ی 4 منتشر شده بود) سال اجرا به اشتباه 53 (درست 1354 است) نوشته و نام گروه و نوازندگان برجسته‌اش (فرامرز پایور، حسن ناهید، هوشنگ ظریف، رحمت‌الله بدیعی، حسن منوچهری، محمد دلنوازی و محمد اسماعیلی) را به کلی فراموش کرده باشند.

سیمرغ جنبه‌هایی آشنایی‌زدا، خیال‌انگیز و زیبا از رنگ‌آمیزی گروه ایرانی را به نمایش می‌گذارد. بافت‌اش در لحظات اول تنها چند نغمه‌ی پراکنده‌ی بی‌هدف می‌نماید، اما اگر خوب بشنویم متوجه طر ح پنهان در حال گسترشی در این نقطه‌گذاری موسیقایی می‌شویم که هر لحظه زیبایی مینیمال خود را در نغمه‌های تک اما مرتبط به نمایش می‌گذارد. بااین‌حال بخشی از سرگردانی اثر هرگز برطرف نمی‌شود زیرا این یک اثر موسیقایی محض نیست بلکه همراه رقص بوده است. یعنی بخشی (و به گمانم بخش اصلی) از زیبایی اثر در هم‌افزایی میان کنش رقصندگان و موسیقی تکمیل می‌شود. افسوس که ما امروز از درک لذت کامل این اثر محرومیم و تنها باید مانند یک سوییت سازی آن را دریابیم. این درست است که در جاهایی که امکان اجرای باله‌ها هست نیز گاهی سوییت‌هایی از آنها اجرا یا ضبط می‌شود اما آنجا مساله‌ی انتخاب است و هر دو میسر.

بااین‌همه علاوه بر زیبایی موسیقایی سیمرغ در همین شکل موسیقایی محض‌اش هم خودبسنده است و به ما نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با همان ترکیب‌های کاملا آشنا فضای صوتی غریب و وهم‌انگیزی آفرید.

سیمرغ منتخب موسیقی فیلم باله گروه نوازی سازهای ایرانی آروین صداقت کیش کلاسیکال لوریس چکناوریان رادنواندیش

برای خرید و دانلود آلبوم سیمرغ منتخب موسیقی فیلم به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
26 شهریور 1397
to mast tari ya man 1 Copy2

فانوسِ کم‌سویِ خانقاه

نویسنده: سعید یعقوبیان

داود آزاد، با تارنوازی به شیوه‌ی بیگجه‌خانی در آلبوم «مکتب تار تبریز»(1369) وارد بازار موسیقی شد. در ادامه‌ی راه، نواختن موسیقیِ آذربایجان با تار ایرانی و سه‌تارنوازی به شیوه‌ی هرمزی از دیگر آثار او بودند. با این آلبوم‌ها او در مقامِ نوازنده‌ای شاخص شناخته می‌شد که گویا علائقی صوفیانه نیز دارد: آنچه از رنگ رخساره می‌شد خبر گرفت. و در نهایت هم، پیش‌تر از ویرتوئوزیته‌اش، آنچه شخصیتِ موسیقاییِ او را تثبیت کرد، ایستادن‌ بر شانه‌های گرایشِ خاصی در تصوف و عرفان بود که در سال 1375 با آلبوم «نورِ جان» نمود یافت (که ابتدا با نام «نوربخشِ جان» منتشر و با فاصله‌ی چند روز، از بازار جمع‌آوری شد).

آنچه امروز با شنیدن نامِ او بر ذهن‌ها شکل می‌بندد همین وجهه‌ی صوفیانه‌ی اوست. موسیقیِ او در این ژانر، کنار هم نشستنِ الگوهایی ساده و پر تکراراند تماماً متکی بر شعر. اما در لحظاتی، درخشش‌هایی نیز وجود دارد که عموماً همان‌هایی هستند که استعداد او در نوازندگی را برجسته و یادآوری می‌کنند و گاه ذوقی را در لحن‌سازی. بیشترین تراکمِ چنین لحظاتی را در آلبوم «میِ بی‌رنگی» سراغ داریم.

«تو مست‌تری...» هرچند ‌نامِ یکی از شاگردان آزاد را نیز بر خود دارد اما تماماً بر سیاقِ او و بخش اعظم‌اش از آنِ خود اوست (ساختِ یکی از تصانیف، ساز وآوازها، که هم ساز و هم آواز از اوست و از «نوربخش جان» در کار او سابقه دارند، و همنوازی و آواز در باقیِ قطعات). این اثر را نیز باید در ادامه‌ی آلبوم‌هایِ مبتنی بر تصنیفِ آزاد در نظر گرفت؛ با چند تفاوت در جزئیات مانند چاشنی‌هایی در تنظیم قطعات (استفاده از جوراباغلاما و بندیر، فضاسازی‌های صوتی) که در هر حال از آبشخورِ یک نفسِ دیگر جوشیده‌اند.

سبقه‌ و پشتوانه‌ی کلاسیکِ موسیقیِ آزاد سبب شده‌است که صوفیانه‌هایِ ردیفیِ او کمینه ذوق و سر و شکلی داشته ‌باشند (و در «تو مست‌تری...» نیز متأثر از او). رخداد عجیب و غریبی در آنها شنیده نمی‌شود و زیبایی‌شناسی‌اش اصولِ ساده‌ای دارد. اما بعید است این موسیقی جز هم‌مسلکان و علاقه‌مندانِ صوفی‌مآبی، مشتریِ پیگیرِ دیگری داشته‌‌باشد. وجودِ یک ایدئولوژیِ پیراموسیقایی، مانعی بر استواری و خلاقیتِ موسیقی نیست اما کارِ آزاد در آثار اخیرش، برای گوش‌هایِ جدی، بهره‌ی درخوری نداشته‌است.

تو مست تری یا من داود آزاد جاهد محمدی سعید یعقوبیان

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
25 شهریور 1397
Majmoe Haye Iraniye Archive Phonograme Berlin 2

سنجه‌ی تغییرات بزرگ

نویسنده: آروین صداقت کیش

«مجموعه‌ی ایرانی آرشیو فونوگرام برلین 1319-1302» سندی منحصر به فرد است. این را حتا با یک نگاه ساده به فهرست قطعه‌ها می‌توان دریافت. تاریخ ضبط‌ها چنان قدیمی است که اغلب مشابهی نمی‌توان برایش جست. مجموعه، صدای آواز وزیری را در خود دارد که هیچ‌کجای دیگر نیافته‌ایم. ضبط‌ها با دقتی موسیقی‌شناسانه انجام شده و با اطلاعات بسیار دقیق همراه است و از این قبیل. اما اینها تنها بهره‌های مجموعه نیست. اهمیتش از این نیز فراتر می‌رود.

این مجموعه برای تاریخ موسیقی کلاسیک ایرانی معاصر بسیار با اهمیت است به این دلیل که از یکی از مهم‌ترین و شاید چالش‌برانگیزترین شخصیت‌های موسیقی در سده‌ی حاضر ضبط‌هایی دارد. ضبط‌های کوتاه (اغلب حدود یک دقیقه) درست پیش از بازگشت وزیری به ایران و طوفانی که دو سه سال بعد با عمل و نظر‌های جنجالی‌اش به راه انداخت انجام شده است. بنابراین فرصتی استثنایی در اختیار ذهن‌های کنجکاو می‌گذارد تا سبک و محتوای موسیقایی اجراهای وزیری را بررسی کند و دگرگونی‌های آن را ببیند.

کافی است با در نظر داشتن تفاوت‌هایی که رسانه‌ی ذخیره‌سازی بر مدت‌زمان هر دسته از اجراها تحمیل کرده و پیشرفت امکانات فناوری ضبط در فاصله‌ی بین ضبط‌ها، سری به اجراهای بعدی وزیری بزنیم تا مشخص شود وزیری چه راهی طی کرده است. مثلا دشتی آرشیو برلین را با دشتی متاخرترِ بازنشر شده در «صد سال تار» بسنجیم که محتوای جملات آغازین‌شان مشابه هم است. هم تارنوازی و هم تاحدودی خوانندگی وزیری در این ضبط‌ها به سبک استادان اواخر دوره‌ی قاجار نزدیک است. اگر ملاک خوانندگانی که بعدها در مکتب او بالیدند (عبدالعلی وزیری و غلامحسین بنان) باشد می‌بینیم که هنوز زیباشناسی ویژه‌ی او در آواز پدیدار نشده و هنوز تارش از لحاظ تکنیکی و (بیشتر) از لحاظ محتوای موسیقی‌ (به هر دلیل) دوران بعدی را رقم نزده است. پس پیوستگی‌ها و تداوم‌ها آشکار می‌شود و گسست‌ها و دگرگونی‌ها نیز همچنین.

مقایسه‌ی این نمونه‌های عالی با بعد نشان می‌دهند که چگونه دگرگونی‌های اصلی گرچه در دوره‌ی تحصیل وزیری در خارج از ایران نطفه بست اما به‌واقع پس از بازگشت وی و در جریان گفتگوی تند و تیز انتقادی با جامعه‌ی موسیقی زمانه‌اش شکوفا شد و بلوغ یافت.

کلاسیک ایرانی ماهور آروین صداقت کیش فنوگرام مجموعه های ایرانی آرشیو فنوگرام برلین ساسان فاطمی علینقی وزیری

برای خرید و دانلود آلبوم مجموعه‌های ایرانی آرشیو فنوگرام برلین به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

24 شهریور 1397
Afshar 1

بابرچسب، بی‌امضا

نویسنده: علیرضا جعفریان

چندی پیش برای مرور آلبوم انگاره‌ی فراق اثر کیارش داودی و کریم ابراهیمی چنین عنوانی را انتخاب کردم: «بی‌برچسب، باامضا». آلبوم افشار اما به شکل جالبی در نقطه‌ی مقابل قرار دارد. همانطور که از عنوان آلبوم پیداست، افشار به شکلی کلاسیک متکی به ردیف است. برچسب «کلاسیکِ متکی به ردیف» بر پیشانی افشارچسبیده است و تقریباً هر سؤالی درباره‌ی این آلبوم را می‌تواند درجا پاسخ دهد: چرا این آلبوم فقط 25 دقیقه است؟ چون کلاسیک است؛ چرا از تنوع مدال برخوردار نیست و فقط در محدوده‌ی یک فضای مدال کوچک حرکت می‌کند؟ چون کلاسیک است؛ چرا با وجود عدم تنوع در فضای مدال، از تنوع رَنگ‌های صوتی و سازهای مختلف استفاده نشده است؟ چون کلاسیک است؛ چرا صاحب اثر تلاشی در جهت برانگیختن عواطف شنونده نداشته است؟ چون کلاسیک است؛ چرا  صاحب اثر خود را بی‌نیاز از هرگونه تمهید و تدبیر در جهت دوری از یکنواختی دانسته است؟ چون کلاسیک است؛ در آلبوم افشار تشخص و فردیت آهنگساز و یا نوازنده در کمترین حد ممکن قرار دارد. به سختی می‌توان از شاخصه‌های واضحی در آهنگسازی یا نوازندگی پنج قطعه‌ی موجود در آلبوم سخن گفت و به این ترتیب به نظر می‌رسد صاحب اثر خود را بی‌نیاز از هرگونه امضای شخصی دانسته‌ است: باز هم چون کلاسیک است.

به هیچ عنوان صرفاً بی‌امضابودن یک اثر نمی‌تواند روی ارزیابی هنری آن تاثیر منفی بگذارد. فقدان امضا و تشخص فردی را می‌توان یکی از نشانه‌های هنر کلاسیک دانست. به یاد آوریم که در نقاشی ایرانی، تا پیش از بهزاد، امضای شخصی نه‌تنها نقیصه‌ی هنری که حتی نقیصه‌ی اخلاقی محسوب می‌شد. با این حال، یک سؤال مهم در این زمینه مطرح است: در دنیای پیش از مدرن، علت‌های گوناگونی باعث پرهیز هنرمند از فردیت و امضای شخصی می‌شدند. در دنیای مدرن علت‌هایی دیگر به وجود آمدند که باعث گرایش هنرمند به تشخص شدند. حال آیا واقعاً علت‌هایی در این بین وجود دارند که باعث شوند یک هنرمند دنیای مدرن از امضای شخصی پرهیز کند؟ یا چنین پرهیزی صرفاً گرایشی رمانتیک و نوستالژیک به دنیای پیشامدرن است؟ و اگر این پرهیز صرفاً گرایشی رمانتیک و نوستالژیک است، آیا در تعارض با هنر کلاسیک قرار نمی‌گیرد؟ سؤال را در ابعاد بزرگ‌تری بپرسیم: اگر کلاسیک‌بودن صرفاً یک گرایش رمانتیک و نوستالژیک باشد، با کلاسیک‌بودن در تعارض نیست؟

آرش فرهنگ فر افشار علیرضا جعفریان رضا مهدوی مهسا عظیمی کلاسیک ایرانی افشاری سنتور راوی آذر کیمیا

برای خرید و دانلود آلبوم افشار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
21 شهریور 1397
بالا