نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

نقد‌های امیر بهاری


Balzan 1

سقوط از نقطه‌ی اوج

نویسنده: امیر بهاری

گاهی اوقات آثار هنری از یک غفلت ساده آسیب بزرگی می‌بینند، اهمالی که شاید چندان هم به مناسبات زیبایی‌شناسانه مرتبط نیست و بیشتر به نوع نگاه پدید‌آورنده باز می‌گردد؛ آلبوم «بالزن» از غفلتی این‌چنینی آسیب می‌بیند. در آغاز، «خوانندگی» نقطه‌ی قوت «بالزن» است، اما وقتی آلبوم را به  پایان می‌بریم، می‌بینیم علت عدم توفیق اثر بوده است. خواننده که از توانایی کم‌نظیری در میان جریان موسیقی آلترنیتو ایران بهره می‌برد، آنقدر مقهور توانایی خویش است که عملاً آلبوم را به بی‌راهه می‌کشاند و تلاش‌های «نیما رمضان» برای ساختن موتیف‌ها و بیت‌های متنوع در طول آلبوم به دلیل مونوتون و تکراری‌شدن کلام (وکال) ناکام می‌ماند.

«بوی کهنه‌ی مهتاب» یک شروع عالی است برای آلبوم؛ هم شخصیت خواننده را معرفی می‌کند و هم بستر موسیقایی را شکل می‎دهد. چند جنس خوانندگی و سبک موسیقی در این قطعه به خوبی ممزوج شده‌اند؛ همه چیز نوید آلبومی موفق را می‌دهد اما در ادامه‌، مسیری که بخش آوازی آلبوم می‌رود آن‌قدر بر نشان دادن توانایی تکنیکی خواننده تمرکز دارد که از شکل‌گیری یک روند پویا در ساختار آلبوم جلوگیری می‌کند.

نیما رمضان که کارهای صداسازی و نوازندگی گیتار و پرداخت موسیقایی کار را برعهده داشته، تلاش‌های قابل تأملی انجام داده است؛ اما به عنوان یک هنرمندِ باتجربه‌، توقع می‌رفت از مسیر یکنواختی که آلبوم در آن سقوط کرده، جلوگیری کند امّا از پس این امر برنیامده است.

در ترانه‌ی «صیاد»، خواننده در فرازهایی، گذری بر «بیات ترک» می‌کند، اتفاق زیبایی که با بهره گرفتن از ایده‌های مشابه آن، امکان داشت سرنوشت دیگری برای آلبوم رقم بخورد.

«امیر بال‌افشان» خواننده‌ای که پیش‌تر با گروه‌های رشت، «ماخولا» و «دوار»، همکاری کرده به نوعی با این آلبوم اولین تجربه‌ی رسمی خود را از سرگذرانده است. آلبومی که پیش از انتشار با ارائه‌ی دو تک‌آهنگ‌ نوید ظهور یک گروه خوش‌آتیه و یک خواننده‌ی مسلط را می‌داد.
«بالزن»، با همه‌ی بحثی که مطرح شد، از آثار مدعی سبک خود محسوب می‌شود؛ ولی پتانسیلی فراتر از این دارد.

برای خرید و دانلود آلبوم بالزن به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
01 آبان 1398
inja cheraghi roshan ast2

بندبازی روی آسفالت

نویسنده: امیر بهاری

در مورد برخی از کارها این سؤال بی‌پاسخ می‌ماند که چرا چنین اثری باید منتشر می‌شد؟ آلبوم «اینجا چراغی روشن است» از این‌دست آلبوم‌هاست.

آلبوم، میان آن‌که یک کار مطلقاً کوبه‌ای باشد یا نباشد بلاتکلیف است. آهنگ‌هایی که صرفاً با سازهای کوبه‌ای ساخته و تنظیم شده‌اند هم معلوم نیست چه مقصدی را دنبال می‌کنند. زمانی «حسین تهرانی» قصد داشت پتانسیلِ حقیقیِ سازی مثل تمبک را نشان بدهد و کارهای نامتعارفی با آن انجام می‌داد، که اغلب می‌توانست بستر مناسبی مثلاً برای موسیقی متن فیلم بسازد، اما در این آلبوم علت این آکروبات‌بازی‌ها، با سازهای کوبه‌ای، که اتفاقاً خیلی تمیز و دقیق اجرا شده‌اند، معلوم نیست.

از طرفی بخش‌هایی از آلبوم، که خواننده دارد و در آن‌ تمرکز کوبه‌ای‌ها کمتر شده است، از گروه «تنبور شمس» (خانواده پورناظری‌ها) و آثار آن گروه در نیمه‌ی دوم دهه‌ی۷۰ الهام گرفته است؛ موسیقی‌ای که هدف‌اش جلب مخاطب با ادبیات موسیقی سنتی/ محلی بود؛ هرچند حتا همان ایده، کیفیت و تأثیرگذاری دهه‌ی هفتادِ گروه شمس را هم ندارد.

در این آلبوم،‌ با اثری مواجهیم که زحمت و دقت بسیار برای تولید آن کشیده شده است، اما اصلاً معلوم نیست به چه سمتی می‌خواهد برود. می‌خواهد با برخورد کلیشه‌ای با مولانا، به ما بگوید مولانا خیلی شوریده‌حال بود؟ خوب این‌که چیز تازه‌ای نیست؛ نه در ساحت ادبیات، نه در بستر موسیقی. می‌خواهد در بخش‌های سازی-کوبه‌ای ترجمان اشعاری باشد که قبل یا بعد از آن، شعری از مولانا خوانده می‌شود؟ این کار هم قرن‌هاست در خانقاه‌ها، خیلی خالص‌تر و تأثیرگذارتر از سازی که در استودیو با چنین دقتی، ژوست نواخته و پالایش صوتی شده است، انجام می‌شود. یا این‌که می‌خواهد توسعه‌دهنده‌ی دیدگاه گروه شمس در جلب مخاطب عام به این موسیقی باشد؟ که البته به این توفیق هم دست پیدا نمی‌کند (که اگر این‌چنین می‌شد هم اتفاق هنرمندانه‌ای نبود). حتا عنوان آلبوم هم کپی عنوان فیلم مشهوری از «رضا میرکریمی» است! واقعاً در مواجهه با چنین اثری چه باید گفت؟

برای خرید و دانلود آلبوم اینجا چراغی روشن است به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
23 مهر 1398
Here We Go 1

خواندن روی آب

نویسنده: امیر بهاری

وجود ترانه‌ها و قطعاتی با حال و هوایی متفاوت به خودی خود  نقطه ضعف یا قوت یک آلبوم نیست. ولی اگر این و آن سو رفتن تا انتهای آلبوم دلیل فرمال مشخصی پیدا نکند، آسیبی غیرقابل جبران به ساختمان آلبوم وارد می‌کند. اتفاقی که برای آلبوم «Here We Go» رخ داده است.

آلبوم «Here We Go» از آغاز تا انتها نه تنها در سبک‌های مختلف بلکه در استایل‌ها هم مدام در حال تغییر است. از کانتری-راک با حال و هوای دهه‌ی هفتادی گرفته تا الکترونیک-راک دهه‌ی هشتادی و الترنیتو-راک و .... حتا گاهی فضاهای آر اند بی مورد علاقه‌ی ستاره‌های پاپ جریان اصلی امریکا هم در آن شنیده می‌شود.

آلبوم مدام ازشاخه‌ای به شاخه‌ای دیگر می‌پرد و ظاهراً مؤلف آن (آهنگساز، ترانه‌سرا، خواننده و نوازنده‌ی بخش عمده‌ی سازها یک نفر است) تلاش کرده از هر موسیقی‌ای که لذت می‌برد به نوعی آن را در موسیقی خودش بازتولید کند. با این گونه گردآوردن قطعات، نمی‌توان یک آلبوم با ساختاری منسجم،  یکدست و فکر شده عرضه کرد.

خواننده به نسبت خوب می‌خواند اما قدرت و تسلط حرفه‌ای را ندارد. کانتری و راک را می‌شناسد و تحریر را در این سبک‌ها بلد است ولی آنقدری که درگیر صداسازی و در برخی موارد نمایشگری است (هر چه آلبوم رو به انتها می‌رود این خصیصه بیشتر می‌شود)، در پی خواندن آوازی کنترل شده نیست. این کنترل شدگی در موسیقی‌هایی مثل راک و بلوز و کانتری چندان ارتباطی به فالش بودن یا نبودن ندارد. بحث حفظ الگویی سبکی در آواز خواندن است که گاهی اوقات صداسازی در آن  موجب تصنعی شدن کلام می‌شود.

مهدی کریمی با انتخاب اینکه انگلیسی بسُراید و بخواند به عنوان یک ایرانی خود را در شرایط دشواری قرار داده است حالا چه رسد به اینکه صداسازی کند و خواندنش تصنعی هم نباشد. مسیر دشواری که با توان تکنیکی هنرمند هم همسو نیست.

برای خرید و دانلود آلبوم Here We Go به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
15 مهر 1398
mantra2

در غیاب متن

نویسنده: امیر بهاری

«مانترا» نجوای شبانه‌ی یک پیانیست خوش‌ذوق و باتکنیک است که از پیانو دریچه‌ای برای ارائه‌ی منویات درونی‌ خود ساخته که با هاشورهایی کم‌رنگ، اما فُرمال از موسیقی شرقی/ایرانی ساختارمند شده است.

سام اصفهانی در اثر پیشین خود هم مواجهه‌ای شخصی و درونی با موسیقی داشت، اما این‌بار به اندازه‌ی این چهارسالی که میان دو آلبوم‌اش فاصله افتاده، «تغزل شرقی» حضوری کم‌رنگ‌تر اما نقشی کلیدی‌تر یافته است و این نقش بیشتر به واسطه‌ی مواجهه و حتا جدال با وجه منطقیِ آتُنال این مجموعه خودنمایی می‌کند.

این آلبوم دو سویه‌ی مجزا دارد: یکی پوشش‌دهنده‌ی چالش‌های درونیِ مؤلف است که نسبت به آلبوم قبلی از فضای رمانتیک خود کمی فاصله گرفته است و از سوی دیگر می‌خواهد روایتی پر فراز و نشیب ارائه کند. سویه‌ی دوم، موسیقی را به سمت «موسیقیِ متن شدن» می‌برد؛ موسیقیِ «متنی» که معلوم نیست چیست. نیّتِ روایت‌گرانه‌ی سام اصفهانی در این آلبوم بنا بوده باعث شکل‌گرفتن یک ساختار منسجم شود، اما در مواردی افراط در برخورد آبستره با موسیقی، باعث شده این روایت اتفاقاً از یک امر انتزاعی فاصله گرفته، در مخاطب توقع دریافت یک روایت مشخص‌تر ایجاد ‌کند. به همین دلیل، حین شنیدن آلبوم ذهنیتِ «موسیقی متنِ چیزی بودن» در مخاطب شکل می‌گیرد. چیزی که می‌تواند فیلم، تئاتر،کتاب صوتی یا حتا یک آواز باشد؛ اما آلبوم تنها به نیت خودش، آهنگ‌سازی، اجرا و پالایش صوتی (باکیفیت قابل توجهی) شده است.

برای مثال به مکث‌ها، سکوت‌ها و فُرته‌پیانوها در قطعه‌ی «به‌خاطر آفتاب یکشنبه» دقت کنید. این قطعه‌ی جالب توجه، آن‌قدر فراز و فرود و تعلل دارد که توقعات ذهنی ایجاد شده را بی‌پاسخ می‌گذارد. این برخورد، در برخی موارد به قوام یافتن آن موتیف‌های تعدیل‌شده‌ای که از موسیقی ایرانی به‌گوش می‌رسد هم آسیب زده است.

سام اصفهانی به عنوان پیانیستِ مؤلف در این سال‌ها تصویر یک موسیقیدان جوان باتکنیک و خوش‌ذوق را از خود نشان داده و در «مانترا» هم این توانایی مشهود است. او نظرگاه هارمونیک دارد و در چیدن ساختمان کار با دقت پیش رفته، اما شاید وسواس و اصرار بر پُرمحتوا بودن، پاشنه‌ی آشیل آلبوم «مانترا» شده باشد.

برای خرید و دانلود آلبوم مانترا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
09 مهر 1398
Hejar 1

خیزِ بلند

نویسنده: امیر بهاری

«هجار» ایده‌ی خوبی دارد، ایده‌ای فراتر از قدرت آهنگ‌ساز؛ اما با این همه آلبوم خوب صدا می‌دهد و سرانجامِ خوشی دارد. نحوه‌ی نوازندگی تار، نلغزیدن به صدای غالب موسیقیِ به‌اصطلاح تلفیقیِ روز و طراحی شاخصه‌های فرمی، که وحدت کار را حفظ می‌کنند از جمله محسنات آلبوم هستند. به‌رغم جوانیِ مؤلف، در «هجار» بیش از آن‌که قدرت‌نماییِ تکنیکی برجسته شود (آسیبِ بخشِ عمده‌ی آلبوم‌های نسل جوان)، تمرکز بر ساختار است.

بدیعی تلاش کرده تا با تعریف شخصیت‌های مختلف برای تار در قطعات مختلف، جذابیت آلبوم را تا انتها حفظ کند. نواختن موتیف‌های مختلف در قطعات مختلف که اغلب سرخوشی جوانی را با خود دارند، از جاذبه‌های آلبوم محسوب می‌شوند. اما اگر هم‌پای تار، خطوط پویاتری برای سازهای دیگر در نظر گرفته می‌شد، سطح آلبوم فراتر می‌رفت. در واقع آن کیفیت آهنگ‌سازی که تار دارد -و حتا در قطعه‌ی «تک‌نوازی تار» هم عیان است- دیگر سازها ندارند. قطعه‌ی آخر که طولانی‌ترین قطعه است، این معضل را ندارد ولی در عوض دچار اطناب است.

به‌رغم این‌که آلبوم در طراحی مسیر و سازبندی (استفاده از بندیر به جای تمبک و یا پرکاشن‌های پر سروصدای مد روز و یا درامز، هوشمندانه است) خوب عمل می‌کند، اما در ساخت هارمونی‌های منسجم و هماهنگ با ساختار آلبوم، افت و خیزهایی دارد که به آلبوم لطمه زده است. به‌عنوان‌ مثال قطعه‌ی تغزلی و ساده‌ی «کوپیا» ساختار و بافت منسجم، و حال‌وهوای رُمانتیکِ درستی دارد، ولی در جایی مثل قطعه‌ی «افسون» که ایده‌های تنظیمی خوبی هم دارد، طراحی بافت چندان موفق نیست. البته بخشی از آن به پالایش صوتی آلبوم هم باز می‌گردد که می‌توانست بهتر باشد. نحوه‌ی ممزوج شدن صداها با شاخصه‌های سبکیِ آلبوم هماهنگ نیست؛ در واقع این تغزل نیاز به تجمیع صوتی و درهم‌تنیدگی بیشتری داشت.

«هَجار» یک شروع خوب است، آزمون و خطایی که چشم‌اندازی روشن پیش روی آهنگ‌سازِ خوش‌قریحه‌اش ترسیم می‌‌کند. البته که این چشم‌انداز همیشه سختی و مصائب خودش را دارد و چگونه گام برداشتن در آن به انتخاب هنرمند بستگی دارد.

برای خرید و دانلود آلبوم هجار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
01 مهر 1398
Bikarane Abrha 1

از آغاز نگفتن و به پایان نرسیدن

نویسنده: امیر بهاری

سنتور در دو دهه‌ی اخیر جایگاه متفاوتی پیدا کرده و در تکنیک نوازندگی رشد قابل توجهی داشته است، اما آن‌چه که عمده‌ی نوازندگان نسل جوان از آن غافل هستند، آهنگ‌سازی و توجه به مسئله‌ی فرم است؛ موضوعی که در مورد آلبوم «بی‌کران ابرها» هم صدق می‌کند.

«بی‌کران ابرها» محصول کوشش جوانی است که تمام تلاش خود را کرده است تا جملاتش را با دقت زیادی اجرا کند، درحالی‌که به نظر می‌رسد مسائل دیگر، چندان اهمیتی نداشته‌اند. ساختار مستقل هر قطعه و ساختار کلی آلبوم دچار نقصان است؛ از این شاخه به آن شاخه پریدن‌ها آنقدر زیاد است که پیدا کردن نظرگاه مؤلف اثر و بررسی رویکردِ شخصی او به مسئله‌ی ساختار، امری محال جلوه می‌کند.

سهیل ملاحسینی متأثر از اردوان کامکار است. اردوان از شاخص‌ترین اعضای خانواده‌ی کامکارهاست و تأثیر بسزایی در نوازندگی سنتور در دو دهه‌ی اخیر داشته است. تأثیر او به‌قدری زیاد است که اغلب سنتورنوازان نسل جوان درگیر تکنیک‌هایش می‌شوند و به دو مشکل عمده به برخورد می‌کنند؛ اول این‌که از او پنجه و فرم مضراب زدن را می‌آموزند، در صورتی‌که مسئله‌ی مهم فرم‌شناسی و اصول آهنگسازی است که در این راه مغفول می‌ماند و دوم این‌که کامکار به جای این‌که برای آنان روزنه‌ای به سنتورنوازان متقدم‌تر باشد حکم اولین و آخرین را دارد. نتیجه این‌که نوازنده اعتماد‌به‌نفس لازم را برای خلق یک اثر پیدا و همه چیز را در نوازندگی خلاصه می‌کند و قافیه را می‌بازد.

در «بی‌کران ابرها»  قطعات، ترکیبی از نغمه‌هایی مَوّاج هستند که می‌توانند در هرکجای این آلبوم قرار بگیرند؛ یعنی حتا آن مُدگردی به شیوه‌ی کلاسیک موسیقی ایرانی هم رخ نمی‌دهد. تکنیکی که وقتی نوازنده استفاده می‌کند، حداقل می‌توان از روی انتخاب پاساژها برای چرخش به مایه‌ای دیگر، قدرت و تبحّر او را ارزیابی کرد.

«بی‌کران ابرها» در دنیایی خیالی در حال گشت‌و‌گذار است و با این‌که جزئیات تکنیکی را دقیق و شُسته‌‌رُفته اجرا می‌کند، اما جهان اثر، دچار فقدانی است که یافتن «مسیر» در آن را عملاً غیرممکن می‌سازد؛ مسیری که ساختار و جهان فکری مؤلف را برای مخاطب تبیین کند.

برای خرید و دانلود آلبوم بی‌کران ابرها به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.8 ( 6 رای)
25 شهریور 1398
Arashe Kamangir 1

راه‌ها چشم‌انتظارِ کاروانی با صدای زنگ

نویسنده: امیر بهاری

آلبوم «آرش کمانگیر» روایتی صوتی از منظومه‌ی مشهور سیاوش کسرایی است و چیزی بیش از این هم نیست. مؤلفش به قدری مقهور این شعر بلندِ حماسی است که موسیقی این اثر تنها به پس‌زمنیه و همراهی برای دقیق به گوش رسیدنِ شعر بدل شده است، که البته این به‌خودیِ‌خود خصیصه‌ای منفی محسوب نمی‌شود. موسیقی فراز و فرودهایی دارد و سعی شده با تنظیم اثر برای سازهایی زهی، اثر شکل طراحی‌شده‌ای به خود بگیرد، اما کلام در این اثر آنچنان محوریت دارد که این تلاش‌های آهنگ‌سازانه چندان توفیقی پیدا نمی‌کنند.

آرش کمانگیر یک شعر بلند است، از آن اشعاری که «غرور ملی» را برمی‌انگیزد و همین انگیزه‌ای مي‌شود برای اهتمام مؤلفان این اثر برای بیان غرورانگیز این تأثیرات؛ چنان‌که خوانش حماسی-نمایشیِ قطب‌الدین صادقی در مَسند راوی، از معدود وجوه قابل دفاع اثر شده است.

شهرام ناظری فرازهایی از شعر را آوازی می‌خواند و در قطعه‌ی پایانی هم بخشی‌ را دکلمه می‌کند، که با توجه به بیان شیوا و تسلط صادقی به اجرا، دکلمه‌ی ناظری دیگر دلیل موجهی ندارد، چرا که مخاطب اثر با قیاس ناخودآگاه خوانش ناظری و صادقی به نتیجه‌ای می‌رسد که چندان به سود ناظری نیست.

شهرام ناظری در این سال‌ها از دوران اوج خود فاصله گرفته و به رغم آن‌که کلیشه‌ای مناسب برای اجرای آثار حماسی است، اما با این اثر مواجهه‌ي موفقی ندارد. در قطعه‌ی «امید» ناظری این سطر را در اوج می‌خواند: «ستیغ سربلند کوه مأوایم/ به چشم آفتاب تازه‌رس جایم» و بعد فرود می‌آید که: «مرا تیر است آتش پر/ مرا باد است فرمانبر/ ولیکن چاره را امروز روز پهلوانی نیست» چرا این انتخاب برای اوج؟ آن هم وقتی در ادامه شاعر می‌گوید: «که آرش جان خود در تیر خواهد کرد»؛ جایی‌که قرار است شعر تازه به اوج خود برسد.

فرهنگ غالب بر این اثر، فرهنگِ آهنگ‌سازی برای «کتاب صوتی» است؛ یعنی بناست موسیقی باشد، ولی مزاحمتی برای متن ایجاد نکند. علاقه‌ی افراط‌کارانه به هر متنی حق آهنگ‌ساز/ مؤلف است اما شاید بهتر باشد برای شروع کار از زیر سلطه‌ی تاریخی متن‌ها رها شویم و خود را تسلیم بلامنازع آن‌ها ندانیم، تا جا برای احداث بناهای نو بر مبنای زیبایی‌شناسی شخصی‌مان باز کرده باشیم.

برای خرید و دانلود آلبوم آرش کمانگیر به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1 ( 6 رای)
16 شهریور 1398
بالا