نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

خانه


Bikarane Abrha 1

از آغاز نگفتن و به پایان نرسیدن

نویسنده: امیر بهاری

سنتور در دو دهه‌ی اخیر جایگاه متفاوتی پیدا کرده و در تکنیک نوازندگی رشد قابل توجهی داشته است، اما آن‌چه که عمده‌ی نوازندگان نسل جوان از آن غافل هستند، آهنگ‌سازی و توجه به مسئله‌ی فرم است؛ موضوعی که در مورد آلبوم «بی‌کران ابرها» هم صدق می‌کند.

«بی‌کران ابرها» محصول کوشش جوانی است که تمام تلاش خود را کرده است تا جملاتش را با دقت زیادی اجرا کند، درحالی‌که به نظر می‌رسد مسائل دیگر، چندان اهمیتی نداشته‌اند. ساختار مستقل هر قطعه و ساختار کلی آلبوم دچار نقصان است؛ از این شاخه به آن شاخه پریدن‌ها آنقدر زیاد است که پیدا کردن نظرگاه مؤلف اثر و بررسی رویکردِ شخصی او به مسئله‌ی ساختار، امری محال جلوه می‌کند.

سهیل ملاحسینی متأثر از اردوان کامکار است. اردوان از شاخص‌ترین اعضای خانواده‌ی کامکارهاست و تأثیر بسزایی در نوازندگی سنتور در دو دهه‌ی اخیر داشته است. تأثیر او به‌قدری زیاد است که اغلب سنتورنوازان نسل جوان درگیر تکنیک‌هایش می‌شوند و به دو مشکل عمده به برخورد می‌کنند؛ اول این‌که از او پنجه و فرم مضراب زدن را می‌آموزند، در صورتی‌که مسئله‌ی مهم فرم‌شناسی و اصول آهنگسازی است که در این راه مغفول می‌ماند و دوم این‌که کامکار به جای این‌که برای آنان روزنه‌ای به سنتورنوازان متقدم‌تر باشد حکم اولین و آخرین را دارد. نتیجه این‌که نوازنده اعتماد‌به‌نفس لازم را برای خلق یک اثر پیدا و همه چیز را در نوازندگی خلاصه می‌کند و قافیه را می‌بازد.

در «بی‌کران ابرها»  قطعات، ترکیبی از نغمه‌هایی مَوّاج هستند که می‌توانند در هرکجای این آلبوم قرار بگیرند؛ یعنی حتا آن مُدگردی به شیوه‌ی کلاسیک موسیقی ایرانی هم رخ نمی‌دهد. تکنیکی که وقتی نوازنده استفاده می‌کند، حداقل می‌توان از روی انتخاب پاساژها برای چرخش به مایه‌ای دیگر، قدرت و تبحّر او را ارزیابی کرد.

«بی‌کران ابرها» در دنیایی خیالی در حال گشت‌و‌گذار است و با این‌که جزئیات تکنیکی را دقیق و شُسته‌‌رُفته اجرا می‌کند، اما جهان اثر، دچار فقدانی است که یافتن «مسیر» در آن را عملاً غیرممکن می‌سازد؛ مسیری که ساختار و جهان فکری مؤلف را برای مخاطب تبیین کند.

برای خرید و دانلود آلبوم بی‌کران ابرها به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
25 شهریور 1398
neynava

حکمت انتشار

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

انتشار تصویر دست‌نویس پارتیتور آثار مهم نکته‌هایی را درباره‌ی آنها رمزگشایی می‌کند. اغلب اوقات، زمانی که فاصله‌ی نوشته‌شدن اثر و زمان انتشار دست‌نوشته زیاد باشد (مخصوصاً اگر دومی پس از مرگ آهنگساز باشد)، دسترسی به آن از برخی زمینه‌‌های پیدایش اثر، نحوه‌ی تفکر آفرینش‌گر هنرمند یا همان روال‌های آهنگسازانه، مجموع ارتباط‌های میان هنرمند و مصححان/ناشران (از طریق مقایسه با ویراست‌های معتبر و نامعتبر و تصحیح‌های مؤثر یا اشتباه‌)، و احتمالاً رازهای مگوی خاص درباره‌ی اثر پرده برمی‌دارد. درنتیجه دسترسی به چنین ماده‌ی اولیه‌ای راه را برای بسی مطالعات تاریخی و موسیقی‌شناختی بعدی باز می‌کند. برای مثال دسترسی ما به دست‌نوشته‌های بتهوون روشن می‌کند که چگونه آهنگساز دوباره و چندباره دست به تغییر و تصحیح شاهکارهایش زده و باز در هر مرحله هنوز اندکی نارضائی از رسیدن به غایت مطلوب، در وجودش باقی مانده است.

بااین‌حال انتشار تصویر دست‌نویس نی‌نوا ما را با پرسشی درباره‌ی حکمت انجامش روبه‌رو می‌کند زیرا تا حد زیادی از بهره‌های یادشده بی‌نصیب است. هنگامی که از یک سو پارتیتور همین اثر با نت‌نویسی چاپی با ویرایشی به تمامی انجام‌شده در زمان حیات آهنگساز و تحت نظارت و به دست نت‌نویس و ناشر تاییدشده‌ انجام گرفته و موجود است، و از سوی دیگر در نگاه اول پارتیتور جدید نیز جز اندکی جای پاک‌کردگی و باقی‌مانده‌ی رد نت‌های پیشین (مثلاً ص ۷ خط‌های ویلن ۱ و ویلن ۲) و یک حذف دو میزانی (ص ۳۳) که از هیچ‌کدام استنباط خاصی نمی‌توان کرد، چیزی در اختیار نمی‌گذارد، چرایی این نسخه‌ی جدید در ابهام می‌ماند.

حتا نگاه دقیق‌تر و مقایسه‌ی پارتیتور چاپی و دست‌نویس تازه منتشرشده که ردّ برخی تغییرات تا رسیدن به ویراست ماهور ازجمله افزوده‌شدن آرشه‌گذاری یا تغییر دینامیک کلی بعضی جمله‌ها را نشان می‌دهد (مثلاً میزان‌های ۱۰ و ۱۱ که تضاد دینامیکی شدیدتری نسبت به نسخه‌ی چاپی دارد (از pp به f و p در مقابل p به mf و p)) و گفتگوی آهنگساز، (بیشتر) درباره‌ی جنبه‌های احساسی نی‌نوا و بعضی آثار نزدیک به دوره‌ی ساخت آن، نیز همچنان کمکی به روشنی پاسخ پرسش مستتر نمی‌کند و دست‌بالا ما را به این نتیجه می‌رساند که این دست‌نویس نسخه‌ای نزدیک به نهایی بوده است.

24 شهریور 1398
Va 1

از

نویسنده: سعید یعقوبیان

تنوع مضراب‌ها و رنگ‌ها، بهره‌گیری از مناطق صوتی مختلف ساز، استفاده‌ی کارآمد از واخوان در مقامِ یک استیناتویِ همیشه حاضر -که جریان موسیقی را در بستر یک باسِ مداوم پیش می‌برد- و صدادهیِ همواره بُرّا و غرّان؛ اینها از ویژگی‌های نوازندگیِ عود در آلبومی است که نامتعارفی‌اش در عودنوازی ایران از همان نام‌اش آغاز می‌شود. اما تمام این ویژگی‌ها فرع‌‌اند در مقابل برجسته‌ترین عنصر نوازندگی در «وَ»: سرعتی که همچون خزه تمام تنه‌ی موسیقی را در بر گرفته است. ریتم کلیِ قطعات، چگالیِ موتیف‌ها و ایده‌ها در روند یک موسیقیِ مملو از پاساژ، فشردگیِ بالای جملات و حتی اجرای به غایت تندِ انگاره‌های آشنا و ناآشنا در بخش‌های غیرضربی -تا حدی که دیگر بهتر است نام دیگری به جای موسیقیِ آوازی بر آن نهاد- اینها همه و همه باعث شده‌اند تا اضطراب و تنش در کل مجموعه، جای چندانی برای سکون و آرامش باقی نگذارد. به‌ویژه که بخش سازهایِ ضربی نیز همسان و همسنگ با عود، این اتمسفرِ پرشتاب را مضاعف کرده است. از همین رو مجزا شنیدنِ قطعات آلبوم، بهره‌ی بیشتری خواهد داشت تا شنیدن یکجایشان در قالب یک اثر واحد و برنامه‌وار.

موسیقیِ «وَ» واجد مؤلفه‌هایی آشنا در کارِ گروهی از نوازندگان زمانه‌ی ماست؛ نوازندگانی که در یافتنِ مسیرهای نو برای عبور از رخوت و تکرار، نه به دنبالِ کشف و خلق‌هایی از دلِ آن نظامِ موسیقایی که از آن برآمده‌اند بلکه –خودآگاه و ناخودآگاه-در پی جذب و تأثیرپذیری از نظام‌های موسیقایی دیگر هستند. این نوازندگان در کارشان عناصری از نظام‌های موسیقایی دیگر را به عاریه می‌گیرند. در این خط مشی، دور شدن از عواطف موسیقی مبنا (و حتی یکسره کنار گذاشتنِ برخی‌شان) نیز اهمیت چندانی ندارد. با این حال هستند نوازندگانِ دیگری - ایرانی و غیرایرانی- که حتی به رغم چنین اثرپذیری‌هایی، حفظِ معنادار و هویت‌بخشِ عناصر موسیقی خود در نوازندگی‌ هنوز جای پایشان در نظام موسیقی خود را محکم و آنها را هر چه بیشتر از دام تکنیک‌زدگیِ صرف و امکانِ استحاله‌ی معنا مصون نگاه می‌دارند. «وَ» دور از چنین چهارچوب‌هایی است. اینجا موسیقی می‌تازد و می‌تازد و خیلی زود حتی از شنونده‌اش هم جلو می‌زند. 

برای خرید و دانلود آلبوم وَ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
23 شهریور 1398
Nashve 1

نمود نَشْوْ و نمای آهنگساز

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آلبوم نَشْوْ اثر رامین وطن‌نیا از یک سو ادای دین به موسیقی‌هایی که آهنگساز دوست داشته نظر می‌رسد و از سوی دیگر مجموعه‌ای تمرین آهنگسازی. اغلب قطعاتش بر سر دوراهی موسیقی عامه‌پسند (مثل ملودی‌های کرشمه‌ناک) و ترکیب و سازآرایی برآمده از موسیقی کلاسیک قرار گرفته است. فارغ از تاریخ ساخته‌شدن هر یک از قطعات یا در نظر گرفتن قطعات احتمالی دیگر آهنگساز که در این مجموعه نمی‌یابیمشان (و می‌توانست تصویر را کامل‌تر کند)، شنیدن و بررسی قطعات هفت‌گانه‌ی نَشْوْ چیزی را پیش رو می‌گذارد که معمولاً نمی‌بینیم؛ مراحل اولیه‌ی شکل‌گیری توانایی‌های یک آهنگساز.

این امر شمشیری دو دم است. از یک سو صداقتی در نتیجه‌ی کار به چشم می‌خورد و از سوی دیگر دوره‌هایی از کار هنرمند را به دیده‌ی عموم می‌رساند که قاعدتاً باید پنهان بماند، مگر در مواردی خاص پس از تکمیل خود آهنگ‌ها، به بلوغ رسیدن یا حتا مشهور شدن آهنگسازشان که انتشارشان حکم اطلاعات تاریخی پیدا می‌کند. به این ترتیب معمولاً ایرادها و کم‌تجربگی‌هایی ثبت می‌شود و برای همیشه باقی می‌ماند که ممکن بود با اندکی بردباریِ بیشتر نشود.

کار وطن‌نیا بر مصالح موسیقایی‌ای که از علاقه‌مندی‌هایش وام گرفته بیشتر محدود به رنگ‌آمیزی مختصر (مثل عزیزه)/ مفصل (مثل بلوچی)  یا فضاسازی صوتی لابه‌لای ملودی‌های آنها است و کم‌تر به گسترش تِمی‌شان نظری دارد. موسیقی او غالباً نوعی دگره‌سازی بدون بازگشت است. لحظات ظریف و لطیف در آن کم نیست (مانند Fur Elipa) اما در حد سطح آهنگ‌ها متوقف می‌ماند و با ویژگی‌های تکمیل‌کننده‌ی دیگری پیوند نمی‌خورد. حتا وقتی به قطعاتی برای ساز خود آهنگساز، عود، نیز می‌رسیم این وضعیت چندان تفاوتی نمی‌کند.

و سرانجام آن هنگام درمی‌یابیم که نگاه کلی آهنگساز به چنین شکل کم‌گسترشی از مصالح گرایش دارد که قطعه‌های صیرورت تا ۷/۲۷ و نَشْوْ را می‌شنویم و می‌بینیم او بیشتر ناپیوستگی و رج‌زدن عناصر صوتی زندگی روزمره با موسیقی به شکل اپیزودهای متقاطع را می‌پسندد (افراطی‌ترین مثالش: صیرورت) و گرچه فرم قطعاتش گاهی دور بسته‌ای را به نمایش می‌گذارد (مثل نَشْوْ)، اما چندان در بند به وجود آوردن عناصر انسجام‌آفرین نیست. همین امر فرصت می‌دهد سلیقه‌ی چندسبکی موسیقایی‌اش هم آشکارا و همچون یک کلاژ به چشم بیاید.

برای خرید و دانلود آلبوم نَشْوْ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
20 شهریور 1398
Arashe Kamangir 1

راه‌ها چشم‌انتظارِ کاروانی با صدای زنگ

نویسنده: امیر بهاری

آلبوم «آرش کمانگیر» روایتی صوتی از منظومه‌ی مشهور سیاوش کسرایی است و چیزی بیش از این هم نیست. مؤلفش به قدری مقهور این شعر بلندِ حماسی است که موسیقی این اثر تنها به پس‌زمنیه و همراهی برای دقیق به گوش رسیدنِ شعر بدل شده است، که البته این به‌خودیِ‌خود خصیصه‌ای منفی محسوب نمی‌شود. موسیقی فراز و فرودهایی دارد و سعی شده با تنظیم اثر برای سازهایی زهی، اثر شکل طراحی‌شده‌ای به خود بگیرد، اما کلام در این اثر آنچنان محوریت دارد که این تلاش‌های آهنگ‌سازانه چندان توفیقی پیدا نمی‌کنند.

آرش کمانگیر یک شعر بلند است، از آن اشعاری که «غرور ملی» را برمی‌انگیزد و همین انگیزه‌ای مي‌شود برای اهتمام مؤلفان این اثر برای بیان غرورانگیز این تأثیرات؛ چنان‌که خوانش حماسی-نمایشیِ قطب‌الدین صادقی در مَسند راوی، از معدود وجوه قابل دفاع اثر شده است.

شهرام ناظری فرازهایی از شعر را آوازی می‌خواند و در قطعه‌ی پایانی هم بخشی‌ را دکلمه می‌کند، که با توجه به بیان شیوا و تسلط صادقی به اجرا، دکلمه‌ی ناظری دیگر دلیل موجهی ندارد، چرا که مخاطب اثر با قیاس ناخودآگاه خوانش ناظری و صادقی به نتیجه‌ای می‌رسد که چندان به سود ناظری نیست.

شهرام ناظری در این سال‌ها از دوران اوج خود فاصله گرفته و به رغم آن‌که کلیشه‌ای مناسب برای اجرای آثار حماسی است، اما با این اثر مواجهه‌ي موفقی ندارد. در قطعه‌ی «امید» ناظری این سطر را در اوج می‌خواند: «ستیغ سربلند کوه مأوایم/ به چشم آفتاب تازه‌رس جایم» و بعد فرود می‌آید که: «مرا تیر است آتش پر/ مرا باد است فرمانبر/ ولیکن چاره را امروز روز پهلوانی نیست» چرا این انتخاب برای اوج؟ آن هم وقتی در ادامه شاعر می‌گوید: «که آرش جان خود در تیر خواهد کرد»؛ جایی‌که قرار است شعر تازه به اوج خود برسد.

فرهنگ غالب بر این اثر، فرهنگِ آهنگ‌سازی برای «کتاب صوتی» است؛ یعنی بناست موسیقی باشد، ولی مزاحمتی برای متن ایجاد نکند. علاقه‌ی افراط‌کارانه به هر متنی حق آهنگ‌ساز/ مؤلف است اما شاید بهتر باشد برای شروع کار از زیر سلطه‌ی تاریخی متن‌ها رها شویم و خود را تسلیم بلامنازع آن‌ها ندانیم، تا جا برای احداث بناهای نو بر مبنای زیبایی‌شناسی شخصی‌مان باز کرده باشیم.

برای خرید و دانلود آلبوم آرش کمانگیر به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
16 شهریور 1398
Tanideh Dar Seda 1

جوشش و ناجوشش یک دوگانه

نویسنده: کامیار صلواتی

دفترچه‌ی سخت‌‌خوان و پُر اشکال آلبوم «تنیده در صدا»، بر دوگانه‌ای تأکید دارد که نه فقط نیروی پیش‌رانِ تاریخ موسیقی، که نیروی پیش‌ران تاریخ هنر هم بوده است: تکرار و تضاد/تفاوت. تناسب و تعادل این دوگانه بوده که ژانرها و سبک‌ها و دوره‌های هنر را ساخته است؛ دوگانه‌ای که هم در درون آثار هنری معنا دارد و هم بیرون آن: در درون آثار، اگر اولی –تکرر- زیاده چیره باشد، اثر به حشو و بی‌چیزی و انفعال می‌افتد و اگر دومی –تضاد و تفاوت- زیاده سایه بیندازد، فهمش ناممکن می‌شود. در بستر بیرونی حیات خویش نیز چنین است: اگر تکرار غالب شود، جزوی اثرگذار از تاریخ «هنر» نمی‌شود و اگر دومی – تفاوت- غلبه کند، ارتباطش را با زمانه‌ی خود از دست می‌دهد. از این منظر، ایده‌ی «تنیده در صدا» به راستی پیشنهادی نو در بر ندارد، بلکه در بهترین حالت برهم‌کنش پیش‌ران آن دو نیروی پنهان و دیرین را به سطح خودآگاه فرامی‌خواند.

آلبوم دو پاره دارد: بخش نخستش «خطوط موازی» است که با تکرار چند موتیف محدود و تُندایی نسبتاً کند (در قیاس با ادامه‌ی کار) آغاز می‌شود و به تدریج سرعت می‌گیرد. موتیف‌ها تغییر می‌کنند اما باز بر تکرار تکیه دارند. در این پاره، باز سیری از آرامی/خلوتی به پویایی/تنوع مشهود است اما این‌بار با گذر از تک‌ساز (عود) در قطعه‌ای غیرمتریک، به عود و کوبه‌ای در قطعه‌ای با متر نسبتاً ثابت، و سپس به قطعه‌ای از عود و تنبور و کوبه‌ای با مترها و ریتم‌هایی متنوع و پیچیده.  این پاره از اثر هم سیری مشابه پاره‌ی اول دارد با این تفاوت که نقش تضاد/تفاوت در آن پررنگ است و شگفتا که سرگردانی نامفهوم فرمال «روشنِ شرق خاموش»، شاید نشانی باشد از بر هم خوردن تعادل آن دو عنصر بنیادین پیش‌گفته و ناتوانی در معنا بخشیدن به این تفاوت‌ها.

نظرگاه این اثر، به‌خصوص در پاره‌ی ابتدایی‌اش، شاید وامدار موسیقی مینیمالیستی در قرن بیستم باشد. اگر بپذیریم که چنین است، باید پاسخ دو سوال را از پدیدآورندگان سراغ بگیریم: آیا این نگاه مینیمالیستی، چون همزاد غربی‌اش، به کشف و غور و دقت در جزییات و مختصات اصوات می‌انجامد؟ و از آن مهم‌تر، با خالی بودن عقبه‌ی تاریخی ما از پیش‌زمینه‌های تاریخی‌ای که منجر به مینیمالیسم در غرب شدند، مینیمالیسم در چنین آثاری چه کارکرد و معنایی دارد؟

برای خرید و دانلود آلبوم تنیده در صدا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
13 شهریور 1398
labkhandeh khial2

درویش‌خانِ الکترونیک

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آلبومی ترکیب‌یافته از عبارت‌های «با توجه به درویش‌خان که خود یگانه‌ی زمانش در نوآوری بود» و «موسیقی الکترونیک»، «نگاهی نو به قابلیت‌های کمانچه و موسیقی الکترونیک» که یک نوازنده‌ی «جوان و خوش‌آتیه»* آن را فراهم آورده، چگونه می‌تواند باشد؟ این پرسش تنها تا زمان شنیدن اولین قطعه، یعنی لبخند خیال، می‌پاید و سپس نه آن که پرسش پاسخی بیابد بلکه آن عبارات اولیه تغییر می‌کند. شنونده ناگهان درمی‌یابد به مجموعه‌ای از قطعات درویش‌خان آهنگساز افسانه‌ای گوش می‌دهد که گویی برای کمانچه و ارگ در یک مجلس تفننی تنظیم شده یا به زبانی دقیق‌تر از تنظیم خارج شده است (چهار قطعه). و نیز قطعاتی به همان تعداد ساخته‌ی رضا طریقت که گرچه به دلیل نزدیکی تکنیک با محتوای ذهنی آهنگساز نسبت به تنظیم‌های بی‌سامانش، کمی منسجم‌تر و منطقی‌تر به نظر می‌رسد اما به دلیل سلیقه‌ی بسیار عامه‌پسند همچنان کوچک‌ترین ارتباطی با عبارات یادشده ندارد.

آلبوم لبخند خیال از آن آلبوم‌هایی است که شنونده پس از شنیدنش نیازمند تعریف مجدد ترکیب‌هایی چون «نگاه نو»، «موسیقی الکترونیک» و «قابلیت» می‌شود. شنونده‌ اگر آن عبارت‌ها را جدی بگیرد لاجرم باید با خود بیندیشد یا معنی آنها نزد موسیقی‌دان آفریننده‌ی آلبوم چیز دیگری است یا عبارت‌ها درباره‌ی آلبوم دیگری بوده و برحسب تصادفی نادر هنگام بسته‌بندی، سی‌دی دیگری درون قابش قرار گرفته یا برعکس و به همان اندازه نادر دفترچه‌ی آلبوم اشتباه درون قاب گذاشته شده است. راهی جز این نمی‌ماند که بتوان تناقض‌ تا این حد شدید میان آن نوشته‌ها و محتوای حقیقی صوتی را حل کرد.

مثل هر آلبوم دیگری در این یکی هم دست‌کم چند لحظه‌ای هست که اگر قدری با مراقبت بیشتر به آنها توجه می‌شد دست‌کم یکی دو قطعه بی‌ادعای نوآوری و غیره از آنها باقی می‌ماند. مثلاً بهار دلکشِ درویش‌خان که اگر با قدری دقت و ذوق بیشتر برای یک ترکیب سازی نوشته شده بود دست‌کم به یک تمرین کلاسی موفق تبدیل می‌شد یا ابتدای هیاهو که ممکن بود با اجتناب از همان هیاهو به یک قطعه‌ی رازآلود در حوزه‌ی موسیقی سبُک بدل شود. کمی بردباری بیشتر چیزی است که بخش‌هایی از محیط موسیقایی ما عمیقاً به آن نیاز دارد.


 *نقل از متن دفترچه.

برای خرید و دانلود آلبوم لبخند خیال به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
12 شهریور 1398
بالا