نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

خانه


Hamsaye

یادداشتی بر نقد آلبوم «رهگذری نامنتظر»

  • یادداشتی بر نقد آلبوم «رهگذری نامنتظر»
  • اثری از: سیامک جهانگیری و فرزاد فضلی
  • سبک: حرف‌های همسایه

متن زیر از طرف مؤلفان اثر «رهگذری نامنتظر» و در جواب مُروری که نُویز بر آن آلبوم موسیقی نوشته است، به نُویز ارسال شده و نُویز بنا به تعهد خود به اخلاق حرفه‌ایِ رسانه‌ای آن را منتشر می‌کند.

در نقد حاضر پس از توضیحی بر مقوله‌ی شکل‌گیری بداهه و مرز مشترک آن با آهنگسازی، در نهایت اثر حاضر را در مقایسه با ژانری خاص واکاوی و، به گفته‌ی منتقد، مورد قضاوت و نه نقد قرار می‌دهد. مقدمه‌ای که چیزی حدود ۸۰ درصد کل نقد را شامل می‌شود و سرانجام بدون بررسی ترک‌های موجود در آلبوم با رای به اینکه این مجموعه نگاهی «محو» به موسیقی جَز  دارد آن را کاری «کم‌توان» در این ژانر، «دور‌همی» و فاقد ارزش‌های شنیداری عنوان می‌کند.                                                    

نویسند‌ه‌ی نقد، فرشاد توکلی، باید این حداقل را بداند که بسیاری از آثار شنیدنی موسیقی ایرانی وکلاسیک ماحصل همین فضای «دورهمی» است که در دوره‌های مختلف بر اثر عوامل گوناگون اجتماعی و ... به‌وجود آمده‌اند و در موارد زیادی نیز منجر به حرکت‌های مهمی در تاریخ موسیقی و هنرهای دیگر شده‌اند. با نگاهی به تاریخ موسیقی در مقوله‌ی ژانر و مطالعه در دوره‌ها و سبک‌های مختلف می‌توان دریافت که از اوایل قرن نوزدهم به بعد به دلیل استفاده از اِلِمان‌ها و مصالح صوتی مشترک و هم‌پوشانی‌های متعدد، سبک‌ها به قدری پیچیده و دارای زیر‌شاخه شده‌اند که دیگر با شنیدن یک جمله از یک اثر نمی‌توان رأی به بودن یک  قطعه یا کل مجموعه آلبوم در یک ژانر خاص داد.                                                                                                          

با انتخاب ژانر ‌‌‌‌جَز، آن هم از نوع «محو»، از نگاه منتقد، به نظر می‌رسد ایشان اثری از موسیقی جَز را در حافظه‌ی شنیداری خود ندارند، که البته با رجوع به سابقه‌ی کاری و اجرایی ایشان در موسیقی چیز بعیدی هم به نظر نمی‌آید، چراکه شاید تنها یک ترک آلبوم نگاهی به فضای موسیقی جز دارد؛ آن هم از نوع «محو».                                                                                      

در بخشی دیگر، منتقد، به نقل از دفترچه‌ی آلبوم، با ممیزی بخش مهمی از توضیحات، و البته پرسش‌گرانه، اشاره به بی‌قالب یا ورای قالب بودن اثر دارد که با مراجعه به متن دفترچه می‌توان دریافت که ایشان با سفسطه‌ای دوخطی به این استنباط و ترجمه‌ی  شخصی رسیده‌اند و متن دفترچه‌ی آلبوم چنین موضوعی را پیشِ رو قرار نمی‌دهد.                                          

در خاتمه آقای فرشاد توکلی تخصص دیگر خود را در قضاوت اثر ارائه می‌دهد و آن هم «ضبط بی‌‌کیفیت» مجموعه است که نمی‌دانیم با چه گوش موسیقایی و با شنیدن آلبوم در چه شرایط و امکاناتِ صوتی‌ای این مورد را نتیجه گرفته‌اند.                       

اگرچه این بی‌مهری‌ها در قالب نقد و انتقاد اولین باری نیست که از رسانه‌ی اینترنتی و مستقل نویز منتشر می‌شود؛ اما تداوم  این‌گونه نقدهای بی‌بنیاد و یک‌سویه می‌تواند عیار نقد این مجموعه را زیر سوال ببرد.                                                        

تیرماه ۱۳۹۸

سیامک جهانگیری و فرزاد فضلی

مروری بر آلبوم رهگذری نامنتظر تحت عنوان «کم‌توانی و اثرپذیری ناگزیر» نوشته‌ی فرشاد توکلی

30 تیر 1398
falasefe

فیلسوفان مسلمان و موسیقی

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

بخش قابل توجهی از فیلسوفان دوره‌ی اسلامی کتاب یا کتاب‌هایی در مورد موسیقی دارند یا دست‌کم فصل یا فصل‌هایی از یک اثر مهم‌شان را به موسیقی اختصاص داده‌اند. فارغ از این که می‌دانیم علت اصلی جایگاهی است که موسیقی در تقسیم‌بندی دانش در دنیای قدیم داشته است، این امر پرسشی را مطرح می‌کند: آیا در میان آرای این فیلسوفان نکاتی فلسفی (به معنایی که این واژه در غرب دارد) در باب موسیقی می‌توان یافت؟ این پرسشی است که کتاب فلاسفه و موسیقی شرق کار جدید آرین رحمانیان  تلویحاً طرح می‌کند. این کتاب نیز مانند تالیف پیشین مولف، فلاسفه و موسیقی، که مرور سطحی آرای فیلسوفان غربی بود گردآوری ابتدایی‌ای از آرای موسیقایی کندی، فارابی، اخوان الصفا، ابن سینا، قطب‌الدین شیرازی و... درباره‌ی موسیقی است.

مؤلف برای این که خواننده بتواند به بحث اصلی کتاب بپردازد در فصل نخست زمینه‌های تاریخی شکل‌گیری و گسترش فلسفه‌ی اسلامی را به اجمال توضیح می‌دهد و در فصل دوم نظر اهم فیلسوفان این نحله را درباره‌ی هنر و نیز جایگاه موسیقی را میان دانش‌ها. دو فصل برای بررسی چنین موضوعاتی سخت ناکافی است. از یک سو خواننده‌ی ناآشنا را به حد آشنایی لازم برای مطالعه‌ی فصل‎ بعد نمی‌رساند و از سوی دیگر به خواننده‌ی آشنا نیز چیزی درخور تفکر و تأمل نمی‌دهد.

پاسخ پرسش مهم بند نخست اما، چنان که بر اهل فن گشوده است در فصل سوم داده می‌شود. فیلسوفان مسلمان -که مؤلف به تسامح آنها را فلاسفه‌ی شرق خوانده- کمتر نکته‌ای به معنای امروزی «فلسفی» درباره‌ی موسیقی گفته‌اند. آنچه آن فیلسوفان نامی درباره‌ی موسیقی آورده‌اند اغلب بنا بر تقسیم‌بندی‌های کنونی علم در دایره‌ی فیزیک/صداشناسی و موسیقی‌شناسی و به ندرت ذیل نوعی روان‌شناسی موسیقی اولیه (نظریه‌های قدیمی تاثیر موسیقی در نفس) قرار می‌گیرد و بسیار به ندرت در زمره‌ی «فلسفه‌ی موسیقی» (مثلا رگه‌هایی کمیاب در آثار الکندی و فارابی) یا حتا مباحث «فلسفه‌ی هنر». دلیلی افزون بر این که بگوییم معنا و دامنه‌ی فلسفه نزد آنان با امروز متفاوت بوده در مجال کتابی مختصر نمی‌گنجد و به طریق اولی در مروری چنین کوتاه نیز. واگذاشتن فصل پایانی به نظریه‌ی موسیقی نیز تنها بازتأکیدی است بر فقدان یادشده.

29 تیر 1398
Segaah Vaar 1

کاریموزیکاتور

نویسنده: سعید یعقوبیان

آن تارنوازی که هنوز مکرراً به «کاملاً بداهه بودن»ِ سه‌گاهی که نواخته تأکید می‌کند روشن است در تمام سال‌هایی که سازبه‌دست بوده، نه تنها به کارش فکر نکرده بلکه از نوشته‌های فارسیِ دست‌کم یک دهه‌ی گذشته و از گفتمان انتقادی شکل‌گرفته در باب پیوستار بداهه و آهنگسازی نیز بی‌خبر است. کجای نغمه و کرشمه زدن، و مخالف از پسِ زابل زدن، می‌تواند «کاملاً بداهه» باشد؟ آن هم با یک تارِ ناکوک و سنتوری که هر از چندگاه با کشیدنِ مضراب روی سیم‌ها هنرنمایی می‌کند. آیا توقع زیاده‌ای است، از کسی با چند دهه تجربه‌ی دست‌به‌ساز بودن، که چند دقیقه در پرده‌هایی مشخص، کاری بیش از سرهم کردن الگوهای هزاربار شنیده‌اش بکند؟

این تار و سنتور حتی در لحظاتی که می‌خواهند باهم بنوازند و یکی جواب دیگری را بدهد، در ساده‌ترین شکلِ انجامِ این کار نیز درمی‌مانند. به غیر از بخش‌های غیرضربی، پیش‌درآمد و چهارمضرابی هم که ساخته و نواخته شده‌اند به درس‌های ابتداییِ کتاب‌های آموزشی می‌مانند که شاید بتوانند برای آشنا کردنِ یک هنرجوی تازه‌کار با پیش‌درآمد و چهارمضراب و پرده‌های سه‌گاه مفید باشند. اما اینجا مایه‌ی شگفتی است که این نوازندگان چطور از خود نپرسیده‌اند: چرا باید شنونده، تکرار ثابت و صدباره‌ی یک موتیف ساده در تمام طولِ یک قطعه را تحمل کند و پای شنیدن‌اش بنشیند؟ به راستی پنداشتِ یک سازبه‌دست از هنر نوازندگی تا چه اندازه می‌تواند نازل باشد؟

بنا به متنِ پر اشتباه و محتاجِ ویرایشِ دفترچه، این آلبوم و آلبوم قبلیِ همین دو نوازنده (آلبومِ «افشار») در راستای دونوازی‌هایی همچون آثار پایور و ظریف و برای پر کردن جای خالیِ چنان آثاری! با هدفِ کمک به احیای دستگاه سه‌گاه و آواز افشاری منتشر شده است. آری؛ این نکته صحیح است که فاتحانِ سودازده‌ی بازارهای جهانی دیگر نان فانتزی‌شان را به قاتقِ سه‌گاه و افشاری نمی‌زنند اما سه‌گاه و افشاری، آنجا که باید باشند کمابیش هستند و خواهند بود. اگر قرار است سه‌گاه تا این اندازه ملال‌آور و خموده باشد و بی‌کمترین هنرورزی و آفرینندگی، بیست‌وشش دقیقه! (و خوشبختانه نه بیشتر) کرختی و دلزدگی بار بیاورد، همان بهتر که در صندوقچه‌ی تاریخ بماند و خاطره‌مان از سه‌گاه‌های یاحقی، بنان، پایور و دیگران آلوده‌ی این رخوت‌ها نشود.

برای خرید و دانلود آلبوم سه‌گاه‌وار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
26 تیر 1398
Khalvate Bi Zaman 1

ربط یا بی‌ربطی؟

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

تنها یک بار شنیدن «خلوت بی‌زمان»، حاصل کار مشترک حمید مرادیان و بابک کوهستانی اگر گوشه‌ی چشمی هم به نوشته‌ی کوتاه دفترچه‌ی آلبوم داشته باشیم پرسشی مهم‌تر از خود موسیقی را پیش می‌کشد. و آن این که، آن برچسب ناچسب تلفیق چه تاثیر اعتبارزدایی با خود دارد که حتا به قیمت گفتن یا عملی کردن گزاره‌ای مانند «بدون وارد شدن در حریم جمله‌بندی یکدیگر تنها از جهت احساسی و روند فرمال با هم همراه شده و موسیقی را پیش ببرند» باید از آن اجتناب کرد؟

همه‌ی شواهد موسیقایی بخش‌های مختلف آلبوم که نام «خلوت» بر خود دارند از چیزی حکایت می‌کند که از یکی دو دهه‌ی پیش تا امروز به تسامح تلفیق نامیده‌ایم و از فرط استفاده به یک برچسب طبقه‌بندی تبدیلش کرده‌ایم. نوای ساده‌شده‌ی خلوت سوم را که بشنویم از خود خواهیم پرسید اگر یک نوازنده‌ی ایرانی به تصادف یا از سر مناسبت‌های موسیقایی -که در دو دهه‌ی آغازین سده‌ی بیست و یکم فراوان حالت‌های مختلفش را دیده‌ایم و می‌شناسیم- با یک نوازنده‌ی مثلا رومانیایی همنشین شوند و بی‌تمرین قدری بداهه بنوازند چیزی از پایه متفاوت با آن که می‌شنویم خواهیم شنید؟ مثال‌های به یادمانده پاسخ منفی به این سوال می‌دهد حتا با در نظر گرفتن بارقه‌ی گذرا از پیوند نسبتا پرداخته‌ی هارمونیک‌های ویولا که در انتهای این خلوت در میان مضراب‌های سنتور تنیده می‌شود.

در اغلب لحظات چیزی بیش از تکرار یکی دو نغمه‌ی با اهمیت مُد تا وقتی که ساز دیگر جملاتش را تمام کند نمی‌شنویم. نوعی تک‌گویی که طرف مقابل هر از گاهی زیر لب «خوب»ی می‌گوید یا سری تکان می‌دهد مبادا نبودش حمل بر بی‌توجهی به طرفِ در حال صحبت شود و در واقعیت، انتظار همراه نشنیدن تا نوبت سخن به او بازگردد. شبه‌ساقی‌نامه‌ای که در خلوت چهارم نواخته می‌شود یا ملودی کردی آشنای خلوت هفتم و جواب‌هایی که ویولا به هر کدام از تکه‌های آنها می‌دهد، نمود‌های روشن چنین رهیافت موسیقایی‌ای هستند.

با چنین رویکردهایی به موسیقی «دوبُعدی»، چنان که خود مولفان در دفترچه گفته‌اند، نمی‌رسیم بلکه بیشتر راه به سوی نوعی موسیقی دوپاره یا نوعی تماس سطحی می‌بریم، همان‌طور که نتیجه‌ی کار در خلوت بی‌زمان نیز بوده است.

برای خرید و دانلود آلبوم خلوت بی‌زمان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
25 تیر 1398
Pezhvak Khamooshi 1

بیست؛ ولی نه تمام

نویسنده: سعید یعقوبیان

همواره سلطه‌‌ی انباشت‌های فرهنگی در ذهن و عمل ما بیش از آنی است که خود تصور می‌کنیم. موسیقی، حواس و اعصاب ما را در دوره‌ای از حیات‌مان متأثر می‌کند که ذهنمان از هر ایده‌ای در توضیح این تأثیر و تأثر خالی است. مادام که چنین سلطه‌هایی را نشناسیم و نخواهیم زمامِ انباشت‌ها را خود به دست بگیریم (و نه بالعکس) چگونه می‌توانیم احوالات‌مان را شخصی و منحصر به خودمان بدانیم؟ شاید بهتر آن باشد که حالِ هر آشنا به دشتی و همایون را از دشتی و همایون، بیشتر، احوالات فرهنگی بدانیم و بنامیم. ما زبانِ یک نظام موسیقایی مشخص را می‌آموزیم و با همان زبان حرف می‌زنیم و فکر می‌کنیم. چنین نظرگاهی ناقضِ شخصی بودن نیست بلکه نگاه و تعریفی عریان‌تر از آن است؛ همین‌که بدانیم حالاتمان چگونه شخصی‌بودنی دارند.

نواخته‌های به راستی سلیسِ پویان عطایی در این آلبوم که احتمالاً ناشرِ همیشه بی‌سلیقه‌ و قناعت‌پیشه‌ی اثر آن را احوالات شخصی۱ دانسته –نوشته‌ی دفترچه فاقد امضاست- گذشته از آنکه از نظر سامانِ فواصل و چهارچوب مدال به تمامی در دامنه‌ی فرهنگِ موسیقاییِ روزگارِ انتشارش قرار می‌گیرند، در چینش و انتخابِ گونه‌ها نیز متأثر از آموزه‌های نوازنده‌اش بوده‌اند؛ وگرنه (برای نمونه) چگونه می‌توان چنان دشتیِ منزوی و اندوه‌باری را به یکباره با پایکوبی و رنگ به انجام رساند؟ مگر نه این است که چنین ایده‌ای می‌توانست برای مجالس موسیقی صد سال پیش و اقتضائاتشان موجه باشد و امروز تکرارِ آن را صرفاً می‌توان ارائه‌ی موسیقی در قالبِ اجراییِ یک دوره‌ای از گذشته‌ دانست. در «گوناگونیِ جمله‌بندی» یا ریتم و سرعت نیز بر خلاف آنچه اظهار شده، چیز جدیدی از «توانایی‌های سنتور» نمایانده نشده است.

عطایی در این مجموعه به ما نشان می‌دهد که خود را اسیر انباشت‌هایش نمی‌داند تا تلاش کند از آنها دور شود. او به آسودگی در میانه‌ی آموخته‌هایش نشسته و با احوالات فرهنگی خود خرسند است. او به شاگرداول‌ها می‌ماند. نمی‌توان منکر هوش‌شان شد. اما درس‌های امروزِ مدرسه‌ها، یافته‌های آنهایی‌ است که زمانی برایشان شکستنِ عادت‌ها مهمتر از نمره‌ی کامل بوده است. همچنین هیچکس تا همیشه نمره‌بگیر نمی‌ماند. عطاییِ بیست سال بعد با اقامت‌اش در فرهنگی که از آن برآمده جز این خواهد نواخت؟

 


۱- این عبارت، عنوان یک مجموعه آلبوم از نشر «خانه هنر خرد» است که آلبوم‌های این مجموعه مشابهت‌هایی کلی با آلبوم حاضر نیز دارند. رفتار حرفه‌ای می‌طلبید که در متن آلبوم و به کاربردنِ این اصطلاح، دقت و امانت‌داریِ بیشتری صرف می‌شد.

برای خرید و دانلود آلبوم پژواک خاموشی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
24 تیر 1398
taghha2

نوازندگی امروزی

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آلبوم طاق‌های ضربی بغداد را که می‌شنویم یک حکم تثبیت‌شده در ذهنمان فرو می‌ریزد. و آن چیزی نیست جز همان حکم تقویت‌شده به بنیه‌ی ملی‌گرایی افراطی که موسیقی ما از موسیقی فرهنگ‌های همسایه‌ی غربی‌مان متمایز و شاخص‌تر است. برخلاف معمول شباهتی که انتظار می‌رود کشف کنیم شباهت در محتوای موسیقایی (بیش‌تر مقام‌ها و ملودی‌ها و ...) نیست. آن را پیشاپیش می‌شناسیم. در حقیقت از دیدگاه موسیقی‌شناسانه هم نقاط اشتراک سیستم‌های موسیقایی همسایه (خصوصا عربی و ترکی) با موسیقی دستگاهی ما تا اندازه‌ی قابل قبولی شناخته‌شده است و هم نقاط افتراق (و البته هم تا حدودی تاریخ تحول و استقلال‌شان از یکدیگر).

آن شباهت که چنین آلبومی معرفی می‌کند شباهت در رویکردهای امروزی شدن است. کافی است همان آغاز آلبوم، حجازکار را مد نظر بگیریم. در همین حال اگر یک نمونه‌ی برجسته‌ی ایرانی مانند اردوان کامکار هم در ذهن باشد روشن‌تر رویکردها را خواهیم دید. پیش از هر چیز گرایش سرسختانه به چیره‌دستی (به ویژه تلفیق کردن سرعت و دقت) است که گوش را می‌نوازد. اما پس از آن و در لایه‌ی بعد پای ترکیب‌های چندصدایی و آرپژها -که احتمالا همچون ایران منشاءی برون‌‌فرهنگی دارد- به میان می‌آید.

قطعه‌ای مانند نهاوند با صراحت هر چه تمام‌تر از همان لحظه‌ی نخست این شکل از تحولات را به نمایش می‌گذارد. دامنه‌ی بزرگی از موسیقی پاپ بین‌المللی و سازِ قرنش، گیتار گرفته تا درآمیزی‌های مُدال و ... به میان می‌آید و نوازندگی عمر زیاد حکمت، نوازنده‌ی قانون عراقی را می‌سازد؛ چنان که گویی در منطقه‌ی وسیعی از اطراف ما سنت‌های موسیقایی به هنگام پوست انداختن و امروزی شدن رفتار مشابهی دارند یا دست کم یکی از رویکردهایشان آنجا که پای سازهای هم‌خانواده به میان می‌آید، همسان است.

شاید از این جایگاهی که ایستاده‌ایم نتوانیم مشخص کنیم درآمیختن این عناصر چندفرهنگی تا چه اندازه سازوار از کار درآمده و در خود فرهنگ مبدا چگونه دیده می‌شود. بااین‌حال آلبوم دریچه‌ای به گونه‌های سازی امروزی و نزدیک به موسیقی مردم‌پسند دنیای عرب باز می‌کند و فرصتی می‌شود تا ببینیم همسایگان جغرافیایی و فرهنگی‌مان چقدر به ما نزدیک‌اند و به این نکته بیاندیشیم که این امر لابد در میدان روابط انسانی نیز مابه‌ازائی دارد.

برای خرید و دانلود آلبوم طاق‌های ضربی بغداد به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
23 تیر 1398
rahgozar2

کم‌توانی و اثرپذیریِ ناگزیر

نویسنده: فرشاد توکلی

این واقعیت که نمی‌توان بین پدیده‌ای که به آهنگسازی موسوم است و آنچه با اصطلاحِ ”بداهه‌پردازی“ توصیف می‌شود خطِ تمایزِ به‌راستی دقیقی قائل شد داوریِ آثاری که از سوی مؤلف مصداقِ یکی از این دو پدیده می‌شوند را نیز تحتِ تأثیر قرار می‌دهد؛ در هر اثرِ آهنگسازانه ردِپایی از بداهه‌پردازی و در هر بداهه‌پردازیْ بقایای تلاش‌هایی آهنگسازانه، این‌جا و آن‌جا، باقی است. این ردِپاها همان‌قدر که ممکن است در به‌کارگیری تم‌ها، فیگورها و موتیف‌ها (اعم از ریتمیک، ملودیک و هارمونیک) به‌جا مانده باشند، در قالب ساختارهایی کلان‌تر نیز قابل شناسایی‌اند، قالب‌هایی که در واقع بیش از آن‌که وام‌دارِ تجربه‌های مؤلف باشند، از مجاریِ ”ژانر“ تغذیه می‌شوند. ژانر را می‌توان تعیّنِ محو و گسترش‌یافته‌ی بیناذهنیتی اجتماعی دانست که با توافق بر سرِ چند مؤلفه حاصل شده است. بنابراین، مادام که نتوان ردِپاها را از راه مقایسه‌ی آثار و یا مستنداتِ معتبر پیگیری کرد، می‌توان ردپای ژانر را کاوید و اثر را به داوری نشست. این‌چنین قضاوتی حاصل پیگیری این پرسش است: ساماندهیِ عناصرِ به‌کاررفته برای این ژانر تا چه میزان موفقیت‌آمیز بوده است؟

بر رهگذری نامنتظر نیز از همین زاویه می‌توان نگریست؛ به‌خصوص که مؤلفانش می‌گویند گفت‌وگوی موسیقاییِ بداهه‌پردازانه‌شان «بدون دلبستگی و ماندن» در فضای موسیقی ایرانی یا کلاسیکِ غربی «فارغ از هرگونه قالبی در گستره‌ای دیگر بسط داده و رها می‌شود». آیا به‌راستی چنین است و آیا این «گستره‌ی بی‌قالب» اساساً امکانِ تحقق دارد؟ طرحِ این پرسش‌ها پیگیری همان پرسش پیش‌گفته است.

تا آنجا که به رهگذری نامنتظر مربوط می‌شود، پاسخ در هردو مورد منفی است. نه این اثر به‌راستی از هر قالبی فارغ است و نه چنین گستره‌ای امکان تحقق دارد. خواسته یا ناخواسته، دانسته یا ندانسته، موسیقی سیامک جهانگیری و فرزاد فضلی به دورنمای محوی از موسیقی جَز چشم دوخته است، که البته با بضاعت و توش و توان این دو ارائه می‌شود؛ توش و توانی که همان‌قدر که از همایون و شور و دشتی باخبر است از نزدیک شدن به تجربه‌های متوسطِ این ژانر ناتوان است؛ آن‌قدر که رهگذری نامنتظر از حدِ تنها «یک آلبوم دیگر»، یک دورهمیِ موسیقاییِ دونفره پیش‌تر نمی‌رود. از خودش می‌آغازد و در خودش به پایان می‌رسد؛ چیزی هم‌سنگِ تولیدِ صوتیِ کم‌کیفیت‌اش، شاید.

برای خرید و دانلود آلبوم رهگذری نامنتظر به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
22 تیر 1398
بالا