نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

خانه


800800p385EDNmainimg IMG 3931

در اوجْ بازگشت

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

دلبر حکیم‌اُوا در اوج به ایران بازگشت، پس از ده سال. در شبی که شکوهش را نمی‌شد پیشاپیش حدس زد همه‌ی توانایی‌های پیش‌تر شناخته‌شده‌اش را فراتر از مرزهای پیشین برد و خودش را در قالب استانداردهای تازه‌ای بازتعریف کرد. حکیم‌اُوا در جایگاه یک پیانیست بیش از هر چیز ظرافت داشت و ژرفای ادراک موسیقایی. اولی در اجرای اخیر نه‌تنها باقی که به سطحی تازه بالیده بود مخصوصا در اجرای قطعه‌های پایانی، اتود و فانتری کبوتر صلح (براساس تمی از مختار اشرفی) اثر خودش. و دومی نیز که در تفسیرش از شوپن و لیست به اوج رسید، همچنین. این دو کیفیت، فارغ از شدت‌شان در این اجرای خاص پیش از این هم در کار حکیم‌اُوا شناخته‌شده بود آنچه کاملا تازه می‌نمود دست‌یابی همزمان به هر دو و تعادل بی‌نظیری بود که میان آنها در لحظه‌لحظه‌ی اجرا برقرار شد.

صدادهی پیانوی قدیمی تالار رودکی زیر انگشتان او کاملاً دگرگون شده و یکی از بهترین صداهایی که در سال‌های اخیر از این پیانو شنیده‌ایم، شنیده می‌شد. این را هنگامی می‌شد بیشتر درک کرد که نوازنده سبک اجرایش را بنا بر سبک قطعه‌ای که می‌نواخت (از باروک تا رومانتیک) تغییر می‌داد یعنی در عین حفظ صدادهی کلیِ «حکیم‌اُوا»یی واریاسیونی از آن را متناسب با قطعه، آهنگساز و دوره‌ی موردنظرش استخراج می‌کرد. اوج این توانایی را می‌شد در عبور از پارتیتای سی بمل ماژور باخ به دو پرلود و ماژورکای شوپن و از آنجا تا اتود کروماتیک در فا مینورِ فرانس لیست یافت و در دل اعتراف کرد که او در کنار هم نگه‌داشتن این رپرتوار گوناگون و اجرای همه‌ی آنها در سطحی عالی استاد است.

اگر تا اینجا ویژگی‌های نوازندگی و آنچه اجرا شد برای میخکوب کردن همه شنوندگانِ ازقضا اغلب متخصص کافی نبود، رفته‌رفته با نزدیک شدن به پایان رسیتال (به ویژه در دو قطعه‌ی بیز) بازه‌ی دینامیکی به‌راستی اعجاب‌آور نوازندگی او (مخصوصاً توانایی‌اش در اجرای شفاف و خوش‌صدای شدت‌های فوق‌العاده کم) پرده از یک ویژگی مهم‌تر این نوازنده برمی‌داشت: دلبر حکیم‌اُوا پیانیستی است که به صدا همچون عنصری منفرد در ذات خودش می‌اندیشد، آن را به جان می‌پرورد و در این راه تا مرز معجزه پیش می‌رود.

18 آذر 1398
tahrir dar avaz

نقشه‌ی گنج

نویسنده: سعید یعقوبیان

این کتاب به خلأی در موسیقی دستگاهیِ ایران می‌پردازد که امروز بسیاری از مجریان آن، حتی از وجود این فقدان نیز بی‌خبرند۱. فراموش شدنِ این خلأ چنان گستردگی و عمقی یافته که چیستی‌اش نیز خود به تفهیم و آموزش نیاز دارد چه رسد به آموزش اصل موضوع. از همین روست که وجود دو بخش نظری و عملی در کتاب ضروری بوده است.

نویسنده اغلبِ مطالب بخش نظری را پیشتر در سلسله مقالاتی منتشر نموده بود و حال با تکمیل و تدقیق بیشتر، یکجا در این کتاب در دسترس قرار داده است. این موضوع نشان می‌دهد نویسنده که خود نوازنده نیز هست از سالها پیش بر اهمیت مسأله پی برده و آن را پژوهیده است. طرفه آنکه موضوع کتابِ حاضر در نواخته‌‌های او نیز پررنگ و از ویژگی‌های سبکی او در نوازندگی است. مقالات پیشین اگرچه راهگشا بودند اما گردآمدنشان در یک مجموعه و گستراندنِ بحث، دامنه‌ی نفوذ آن را مضاعف می‌کند. به ویژه اینکه با افزودن بخش آوانگاری (تحریرهایی از بیست و پنج استاد آواز ایرانی، همراه با اصل فایل‌های صوتی در دو سی‌دی)، طرح موضوع، کارآمدتر و اثرگذارتر خواهد بود. متنِ کتاب، روان، منسجم و فروتنانه است.

از نظر گروه مخاطبین، این کتاب برای سطح متوسط و پیشرفته مناسب است؛ نوازندگان یا آن دسته از هنرجویانِ آواز که دست‌کم با ردیف دستگاهی آشنایی اولیه‌ای یافته‌اند و از نظر تکنیکی به سطح متوسطی رسیده‌اند.

از مهمترین نکات آغازین متن، یکی توجه به موضوعِ ارتباط هر زبان با موسیقیِ بالیده با آن است و دیگری تبیینِ این گزاره که گنجاندنِ مقوله‌ی تحریر در مسیر آموزش موسیقی دستگاهی صرفاً افزودنِ آرایه و تزئین نیست و اساساً صراط مستقیمِ فهمِ مایه‌ها و گوشه‌هاست. تحریر همچون شابلونی است که سیر ملودیک مقام‌ها را می‌نمایاند و خود جویبارِ آفرینش و خلاقیت در موسیقی دستگاهی است. این نکته به دفعات و از زوایای مختلف در متن بازگو و تشریح شده است. از همین رو تحریرهای آوانگاری‌شده نیز بر اساس دستگاه‌ها و گوشه‌ها طبقه‌بندی شده‌اند.

طبیعی است که یکی از چالش‌های طرح چنین موضوع موسیقی‌شناختی مهمی برای نخستین بار، تدوین ادبیات و واژگان و اصطلاحات خواهد بود که به موازات آواگذاری، الگوسازی و گونه‌شناسی، ساختمان نظری موضوع را شکل داده‌اند. از این مسیر، کتاب گامی بلندتر از تبیین برداشته و با فرضیه‌هایی در رسیدن به سلول‌های بنیادین و ارائه‌ی قاعده‌مندی حاکم بر ترنم‌های آوایی، مقدمات ساختن و پرداختن تحریرهای جدید را بر اساس اجزای تشکیل‌دهنده پایه‌ریزی کرده است (موضوعِ فصل چهارم از پنج فصل کتاب، نمودارهای گسترشیِ واحدها و الگوهای تحریری است). از این منظر می‌توان گفت رویکرد مؤلف قیاسی بوده و یکی از موضوعات پژوهش‌های آتی می‌تواند کاربستِ رویکرد کلان‌نگر باشد. به این معنا که انواع پیشروی‌های لحنیِ تحریرها صورت‌بندی شوند.

سودمندی تألیف حاضر برای آوازخوانان بدیهی است و این تلاش، گام اثربخش و ماندگاری در آموزش آواز دستگاهی است۲ (علاوه بر جنبه‌ی آموزشی، آوانگاری‌ها می‌توانند مقدماتی برای بررسی و مقایسه‌ی ویژگی‌های سبکی اساتید آواز باشند). اما روشن است که موضوع تحریر در آوازخوانی، آشکارتر از نوازندگی است؛ همین بس که واژه‌ی تحریر، ذهن را در نخستین مواجهه و به سنتِ مألوف به یاد دنیای آوازخوانی می‌اندازد. در هر حال تحریر –در هر سطحی از برداشت و ارائه که در نظرش بگیریم- در آموزش سنتیِ آواز دستگاهی جزء مهمِ فراگیری است. کافی است آن را با آوازهای موسیقی‌های عربی و ترکی مقایسه کنیم. مثلاً در قرائت قرآن، قاری صرفاً متن (text) را می‌خواند و نمودِ فن و هنرش به تمامی در به زبان آوردنِ متن است. اما در آواز دستگاهی، پیش و پس از متن –و حتی در دلِ متن- راه دیگری نیز پیش روی آوازخوان باز است؛ عرصه‌ای بی منتها از جنس آرایه، برای آفرینش و بیانگری.

بر این اساس خلأی که در آغاز از آن یاد شد عموماً به حوزه‌ی نوازندگی مربوط است (اگرچه گستردگی و جوشش این آرایه در آوازخوانی نیز امروزه به هیچ روی قابل قیاس با گذشته نیست). به عبارت بهتر ابتلا به این فقدان در نوازندگی شایع‌تر و دم‌دست‌تر است؛ چنانکه در نواخته‌های نسل‌های جدید هر روزه می‌بینیم و می‌شنویم. از این حیث کتابِ حاضر لقمه‌ی راحت‌الحلقومی برای هنرجویان نوازندگی است؛ هنرجویانی که اساتیدشان جز حفظاندنِ طوطی‌وار چیز دیگری نمی‌دانند و از آنها نمی‌خواهند، و بنا به نیاز هر هنرجو توصیه‌ای برای بازنوازیِ اجراهای شاخص گذشته ندارند. این کارِ پر مشقت که از حوصله‌های امروزی خارج است، با این کتاب به این سطح تخفیف یافته که هنرجویان سازهای ایرانی می‌بایست با زبان ساز خود تلاش کنند که در اجرای تحریرها به یک بیان روان و سلیس برسند. از این دریچه نیز این راهِ گشوده‌شده ادامه‌ای می‌طلبد و گام‌های بعد علاوه بر پرداختن به جنبه‌های نظریِ دیگر، همچنین می‌تواند معطوف باشد به ارائه‌ی برگردان‌هایی از ادبیاتِ تحریر برای سازهای مختلف و بسته به تکنیک‌های ویژه‌ی هر ساز.

ترجمه‌ی این کتاب به زبان انگلیسی و انتشار آن در خارج از ایران نیز می‌تواند در شناساندن یکی از منحصربه‌فردترین شاخصه‌های موسیقی ایران به موسیقی‌شناسان پرفایده باشد.

 


۱- پیشتر در نوشته‌های مختلف به این فراموشی و اهمیت موضوع اشاره وآن را گوشزد کرده‌ام.
۲- نک. مروری بر آلبوم «آواز دوره‌ی پهلوی اول» با عنوانِ «آواز دستگاهی؛ هنر بی‌صاحاب» منتشر شده در همین رسانه.

17 آذر 1398
bach recital

اجرای پر فراز و نشیب

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

هنگامی که زمان اجرا و بهای بلیت کنسرتی به ترتیب اعداد عجیب ۲۰:۱۴ و ۱۱۴ هزار تومان اعلام می‌شود و ذهن مخاطب را به سوی نسبت‌های طلایی می‌کشاند، دو راه بیشتر نمی‌ماند: (یک) فکر کنیم این یک بیانیه‌ی نمایشی برای روشنفکرانه و متفکرانه جلوه دادن اجرایی است که نمی‌تواند بر پای موسیقی‌اش استوار بایستد و (دو) حقیقتا با نوازنده‌ای روبه‌رو شده‌ایم که به موسیقی این‌گونه می‌اندیشد و جانش در هوای متجلی کردن نسبت‌های نهفته در آثار می‌گدازد. و چه چیز تعیین می‌کند کدام راه برای نگریستن به نکات ظریف حاشیه‌ی اجرا درست است؟ خود موسیقی.

فرزان فدوی، نوازنده‌ای که نامش کم‌تر از آنچه توانایی‌هایش ایجاب می‌کند شنیده شده است در این اجرا بر رپرتواری از باخ متمرکز بود (چنان ‌که می‌شنویم مدتی است چنین است): واریاسیون‌های گلدبرگ BWV 988 و بخشی از هنر فوگ BWV 1080. اجرا از همان لحظه‌ی نخستِ آریا مُهر تفسیر شخصی فدوی را بر خود داشت و این به ‌ویژه هنگامی که در ابتدای میزان ۱۱ آرپژِ آشنا آکوردی شد کاملاً تثبیت شد گرچه از همان ابتدا نیز در ابعاد دینامیک و تأکیدهای آگوژیک (و کم‌تر رنگ صوت) به‌ خوبی مشهود بود. حتا در ادامه‌ی راه هنگام حذف تکرارها، یا در آغاز واریاسیون ۱، که رنگ صوت پیانو هارپسیکوردگون به آنچه از ضبط وینیل ۱۹۸۲ گِلِن گولد شنیده‌ایم نزدیک شد و نگرانی از دست رفتن مهر شخصی را پدید آورد خیلی سریع عناصر یادشده بر جریان موسیقی چیره شدند و اجرا را همچنان از آنِ فدوی نگه داشتند.

باوجود تفسیر متمایز و شایسته‌ی توجه واریاسیون‌ها و مهارت‌های فنی متناسبِ رپرتوار، اجرای فدوی افت‌وخیزهای زیادی داشت. خیز‌هایی همچون اجرای روان و سلیس واریاسیون‌های ۶ و ۷ و افت‌هایی مانند ۹ میزان آغازین واریاسیون ۱۱ که تأکیدهای متریک پوشیده ‌شد و فرازبندی را کاملاً نامفهوم کرد. یا در بخش دوم برنامه، از کنتراپونکتوس ۴ به بعد که با خشک شدن صدا و از پا فتادن روانیِ حرکت افت‌ها قوت بیشتری گرفت و به تدریج فرازبندی و درنتیجه شفافیت بافت را متزلزل کرد تا در نهایت در ۱۲ میزان پایانی کنتراپونکتوس ۸ به اوج آشفتگی رسید و موسیقی برای لحظاتی متوقف شد.

16 آذر 1398
modal3

«از میان "سوارکاران آبی"(۱)»

نویسنده: حانیه شهرابی

هنر یک مفهومِ انتزاعی است و به نظر می‌رسد که تدوینِ یک تعریف کامل، جامع و درست برایش غیرممکن باشد. سرنوشتِ بشر در طول تاریخ و دگرگونی‌های عظیمی که در زندگیِ انسانِ قرن نوزدهم رخ داد، همگی موجبِ تغییر فاحش زبان هنرمندِ امروزی شدند و اوضاع را حتا بغرنج‌تر از پیش ساختند. موسیقی از این غوغا مستثنی نبود. نسل جدیدِ آهنگسازان همواره ‌دغدغه و نظرات خود را متفاوت از اسلافشان دانسته و با نگاه به گذشته یا بدون آن، دسته‌جمعی یا انفرادی، مسیرهایی جدید پیش گرفته‌اند. علیرضا مشایخی نیز با «مُدال ۲۰۱۵» و سایرِ آثار پرشمارش، راه رسیدن به زبان مورد نظر خویش را می‌پیماید.

این مجموعه از آثار متعلق به ادوارِ «فرامجهول»۲ و «بیانیه»ی۳ مشایخی هستند. در هر کدام از قطعات نغمه، آکورد، ریتم، طنین و سازبندی خود دستمایه‌ی آفرینش موسیقی می‌شوند. در «ویلن کنسرتوی شماره سه»، طنین فلوت‌ها (بدون زبان زدن) و فلاژوله‌های ویلن به گونه‌ایست که شنونده را لحظاتی در تعلیق تمیزشان نگه‌ می‌دارد. «مرکوری» در تلاشِ بررسیِ هم‌نشینیِ صدا و سکوت، به جعبه‌ای می‌ماند که با طنین‌های متفاوت سازهای غربی و شرقی مرصع‌کاری شده باشد. در هر دو استفاده از کوبه‌ای‌ها علاوه بر این که در راستای مسیر کلی قطعه است، خودش هم می‌تواند به عنوان یک موتیف شمرده شود. «مُدال ۲۰۱۵» و «تنالین»، یکی با محوریت یک تن (رِ) و دیگری با محوریت یک پاساکالیا، حالتی از خلسه۴ پدید آورده‌اند. مطابق بسیاری از آثار مشایخی، آکوردها از روی هم آمدن فواصلی به دست می آیند که تداعی تنالیته نکنند. از دل دیسونانس‌های پی در پی، گاهی ملودی‌ای –هرچند زودگذر- برمی‌خیزد که آنها هم مدال هستند؛ ملودی‌هایی که در تعدادیشان، مد شوشتری به وضوح تداعی می‌شود.

آنچه آهنگساز در صدد بیانش برآمده، ریشه در زمانه دارد. مسیری که مشایخی در سالیان متمادی طی کرده، با شنیدن «مُدال ۲۰۱۵» به تنهایی تجسم کامل نمی‌یابد. دعوت هنرمند برای گوش‌سپردن به «امور پوشیده»، در حقیقت دعوت به درک محتوایی فراتر از تجرید موسیقاییست؛ اتفاقی که شاید پیت موندریان در شاخه‌ای دیگر از عهده‌ی آن برآمده باشد. به نظر می‌رسد جست و جوی این آهنگساز نوگرا برای «صدای تازه» همچنان ادامه دارد. تعریف و چهارچوب این نوگرایی، شاید به اندازه‌ی تعریف هنر چالش‌برانگیز باشد؛ چرا که آنچه رخ داده، قلمرو موسیقی را نیز بی‌انتها گسترش داده است.

 


۱- Der Blaue Reiter گروهی از نقاشان هیجان‌نمای آلمانی و همچنین نام اثری از واسیلی کاندینسکی
۲- Meta X
۳- Manifest
۴- در دفترچه این حالت Meditative (به معنای وابسته به ژرف‌اندیشی) نامیده شده است.

برای خرید و دانلود آلبوم مُدال ۲۰۱۵ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

13 آذر 1398
panjgah

«راست‌پنجگاه» و «راست»

نویسنده: سعید یعقوبیان

گذارِ «نقش» از آغاز، که خود را گروه موسیقی دستگاهی می‌نامید، تا امروز، که به «پنجگاه» رسیده، در نزدیک به ده سال فعالیتِ مداومش شاخصه‌هایی در ذهن شنوندگان پیگیر موسیقی کلاسیک ایرانی به جا گذاشته است: اولویت دادن به دغدغه‌های موسیقی‌شناختی در فرایند آهنگسازی، بهره‌گیری از پتانسیل‌های موسیقی قدیم ایران پیرو آموزه‌هایی که نخستین بار در آلبوم «سرخانه» به عمل درآمد و در عین حال بهره‌مندی از عناصر موسیقی قاجاری، دقت در گزینش کلام و الگوبرداری از قالب‌های شعری مانند مستزاد در تجربه‌های پیشین یا مخمس در «پنجگاه» و...

بخشِ گروه‌نوازیِ کنسرت، در دستگاه راست‌پنجگاه بود. در میانه‌ی پیش‌درآمد و چهارمضرابی سهل و ممتنع، ساز و آواز گردش‌های مدالی داشت که در عین تکیه بر سنت قاجاریِ این دستگاه پیچ و خم‌های جدیدی را نشان می‌دادند، مانند پلی از راک ساختن برای گذر از قرچه به تُرک، و موارد مشابه. همچنین ایده‌پردازیِ مبتنی بر وزن و قالب شعر (بیش از همه در تضمین شاه اسماعیل از غزل حافظ) کامیاب و کامبخش بود.

اما بخش نخست، تکنوازی تار امیر شریفی بود با محوریت مقام راست. اگرچه این مقام بر خلاف موسیقی‌های همسایه در موسیقی دستگاهی نامی ندارد اما می‌توان نشان‌اش را در برخی گوشه‌ها رصد کرد. علاوه بر این و شاید پربسامدتر از هر جای دیگر، مواجهه‌ی گوش ایرانی با آن از دریچه‌ی موسیقی مردم‌پسند بوده است. با اینحال نوازندگان ایرانی تجربه‌ای در توقف روی این مقام و پردازش آن ندارند. از این حیث شنیدن این راست با کنجکاوی مضاعفی همراه بود. شریفی در تکنوازیِ آهنگسازی‌شده‌ی خود، علاوه بر تلاش در نشان دادنِ امکان‌های مدالِ این مقام، انرژی موسیقی را با مدگردی‌هایی تأمین کرد که لزوماً مسیرهای کلاسیکِ راست نبودند (مانند عبور از صبا و چهارگاه) و گاه در ادبیات، اتکا بر داده‌هایی از مقاله‌ی روشنگرِ آرش محافظ، «سرگذشتی برای راست و پنجگاه...»، داشتند. بر این اساس مقام راست ترجیعی شده بود تا سوار، بر یک مسیرِ دوّارِ مدال-فرمال، این مقام را یادآوری و تثبیت کند.

پس از چند تلاش نظری، مانند نوشته‌هایی از مرتضی حنانه و نریمان حجتی، «نقش» در «پنجگاه» توصیه‌ی آرش محافظ در انتهای مقاله‌ی یادشده را عملی کرد: «به فعالان جنبش نئوکلاسیک... توصیه می‌کنیم احیای مدهای فراموش‌شده‌ی قدیم را از مدهایی که روی درجات گام راست ساخته می‌شوند آغاز کنند». با تکرار چنین تجربه‌هایی می‌توان امیدوار بود که در آینده، موسیقیدانان ایرانی با زبان و بیان مقام راست بیشتر آشنا شوند و شاید نقبی نیز به کارگان آموزشی موسیقی ایران بزنند.

12 آذر 1398
modal2

دوره‌ی چهارم

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

اگر انتشار پیاپی آثار علیرضا مشایخی را در چند سال گذشته دنبال کرده باشیم کم‌کم آن را همچون یک پازل بزرگ خواهیم یافت در حال تکمیل شدن است. با این حساب هر آلبوم قطعه‌ای از زندگی کاری آهنگساز است که به یاری انتشار در دید مخاطبان قرار می‌گیرد و افزوده بر قبلی‌ها بخشی از تصویر کلی را کامل می‌کند. با مُدال تصویر دوره‌ی چهارم -«مانیفست»، اگر عجالتا تقسیم‎‌بندی خود آهنگساز از آثارش را معتبر بدانیم- کار طولانی‌مدت مشایخی دارد چهره‌ی خویش را نمایان می‎کند.

بنابراین در آلبوم تازه گذشته از شنیدن قطعات به ذات، نوعی شنود تاریخی نیز به کار می‌آید. تعدادی از آثار گذار از دوره‌ی سوم به چهارم همچون مرکوری را می‌توان شنید و از بررسی آنها دید چطور ویژگی‌های یک دوره (متاایکس: جستجوی منطق برتر برای وحدت بخشیدن به عناصر موسیقایی-سبک‌شناختی متنوع/متناقض/متفاوت از طریق نسبت‌های همبستگی) به شکل‌های جنینی دوره‌ی بعد (مانیفست: به عکس، آشکار کردن نسبت‌های پوشیده میان عناصر موسیقایی-سبک‌شناختی از طریق ناهمبستگی) منتهی شده است. کافی است همچون یک نشانه از میان بسیاری به نوع حضور موسیقی ایران –که از دوره‌ی متاایکس روزافزون بوده- در این قطعه را از یک سو با کنسرتو ویلن شماره‌ی ۳ در همین آلبوم و از سوی دیگر آثاری مانند جشن مقایسه کنیم تا مثلا در آن لمحه‌ی همراهی تار و پیانو و جوانه‌های تغییر و سپس در همراهی ارکستر بازگشت را ببینیم.

قطعات دیگر مجموعه موقعیت تاریخی تثبیت دوره‌ی تازه در کار آهنگساز را ترسیم می‌کنند. کنسرتو ویلن و تنالین شماره‌ی ۱ با ابعاد احساسی گسترده (به معنایی تقریباً رمانتیک) و در عین حال ظریف تنیده در فضاسازی و توسعه‌ی مصالح صوتی، گاه ترکیب رنگی متمایز (مثل ارکستر ریکوردر) و همچنین عدم اجتناب آشکارشان از تشخص (و گاه دل‌نشینی) ملودیک –که مختص دوره‌های متأخر آهنگسازی مشایخی است- هم قابلیت‌های مشایخی را برای دگرگونی به رخ می‌کشند و هم کیفیت اجرای تک‌نوازان (صنم قراچه‌داغی، مریم مهربان و امین غفاری) را.

به این ترتیب این آلبوم مشایخی یا دقیق‌تر بگوییم برخی قطعات آن، اهمیت دوگانه‌ای می‌یابد. یکی آشکارکننده‌ی موقعیت تاریخی محتوای خویش دیگری گشوده به روی مخاطب؛ و این بار حتا مخاطب کم‌تر آشنا با موسیقی مشایخی.

برای خرید و دانلود آلبوم مُدال ۲۰۱۵ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
11 آذر 1398
Adam Abi 00

مرورِ تاریخِ آبی‌رنگ

نویسنده: امیر بهاری

«آدمآبی» آلبومی در ادای دین به بلوز تگزاسی است که به لحاظ سبکی یکی از مهم‌ترین ریشه‌های شکل‌گیری موسیقی هارد-راک و مِتال است و این ادای دین از آغاز آلبوم که به بلوز دهه‌ی هفتاد میلادی گرایش دارد، آغاز می‌شود و به شکل تدریجی به فرم موسیقی متال امروز‌ی‌تر می‌رسد. آلبومی شخصی از «عبدی اوحدی» هنرمند جوان کرمانی، که مروری بر سبک‌های مورد علاقه‌اش هم هست، ولی در عین حال با هوشمندی آهنگ‌سازی و اجرا شده است.

ساختن ریف‌های محکم در حال و هوای سبکی که تقریباً از مد افتاده و ادای دین آگاهانه به ژانر بلوز و هنرمندان و گروه‌هایی چون «جانی وینتر» و «زی‌زی ‌تاپ» از جمله ویژگی‌های جالب توجه این آلبوم است. عنوان آلبوم «آدمابی» که به انگلیسی «Blue Man» نوشته شده، برگرفته از همان عنوان موسیقایی بلوز نواز (Blues Man) است که در عنوان اثر نیز مستتر است. اوحدی در این آلبوم سعی کرده گرفتار علایق نوستالژیک نشود، چیزی که حتا هنوز هم در موسیقی راک ایران اتفاق می‌افتد و برگ برنده او ساختن ریف‌های جذاب با هارمونی‌های نه‌چندان ساده است که تنوع آنها آلبوم را به خوبی تا انتها هدایت می‌کند.

حضور همایون مجدزاده، هنرمند باتجربه‌ی موسیقی راک در ایران، در مسند کسی که پالایش صوتی آلبوم (میکس و مسترینگ) را انجام داده و در چهار قطعه‌ی آلبوم هم لیدگیتار نواخته است، حضوری موثر و پیش‌برنده‌ است. او به عنوان تک‌نواز سعی کرده به حال و هوای آلبوم توجه کند و متفاوت از شخصیت نوازندگی خود در گروه «کهت‌میان» در این آلبوم حضور داشته باشد.

اوحدی خواننده، آهنگ‌ساز، شاعر، گیتاریست و بِیسیستِ «آدمآبی» است و آلبوم با امکانات محدودی تولید شده است؛ ولی نوع صدادهی و دقت در اجرا و پالایش صوتی و هوشمندی در انتخاب صداهای از پیش ساخته شده‌ی درامز باعث شده این محدودیت چندان نمودی نداشته باشد.

اوحدی از معدود فعالان موسیقی راک و متال در ایران است که ظاهراً تلاش کرده تا چشم‌اندازی فراتر از سبک‌های مورد علاقه‌اش داشته باشد و همین نکته یعنی شناخت موسیقیِ فراتر از علایق سبکی، باعث شده تا در جریان موسیقی آلترنیتو ایران آلبومِ مستقلِ کم‌هزینه، ولی تأمل برانگیز تولید کند.

برای خرید و دانلود آلبوم آدمآبی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
10 آذر 1398
بالا