نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: موسیقی ایرانی


Ashiran 1

بزمِ سوفیانه

نویسنده: سعید یعقوبیان

عشیران سومین محصول ایده‌های موسیقایی زوج کردمافی-کاظمی (پس از آلبوم‌های «بداهه‌سازی» و «بزمِ دُور») در طول حدود ده سال گذشته است؛ سه اثری که در دور کردنِ «گفتمان احیا» از چندرگگی کامیاب‌تر از تجربه‌های دیگر بوده‌اند چرا که هم از اجرا و نواختن، و از عمل موسیقایی برآمده‌اند و هم وصل‌های جاندارتری به موسیقیِ دستگاهی داشته‌اند. سرفصل‌ ایده‌های پسِ این آثار را می‌توان چنین خلاصه کرد: رویکرد انتقادی به موقعیت کنونی موسیقی دستگاهی و یافتن راه‌هایی دیگر از دل خودِ این نظامِ موسیقایی ضمنِ استفاده‌ی حداکثری از امکانات موجود، به ویژه ظرفیت‌های خاک‌گرفته و مغفول. کردمافی پیشتر نیز در چند مقاله زوایای مختلف چنین مقصودی را تبیین کرده بود. همچنین در این مسیر و با توجه به محتوای سه اثرِ منتشر شده، موضوعِ انرژیِ پیش‌برنده‌ی موسیقی نیز، متأثر از ایده‌های نظری، در صدر توجهات بوده است؛ به این معنی که در این آثار چگالی رخدادهای موسیقایی در تمام لحظات بالاست و این خصیصه در مواجهه، نخستین مؤلفه‌ای است که رخ می‌نماید. این رخدادها که اغلب با آشنایی‌زدایی همراه‌اند لزوماً به تغییر مقام‌ها محدود نمی‌شوند. برای نمونه کاربستِ کلام را نیز می‌توان بخشی از آشنایی‌زدایی‌ها دانست. مانند تغییر غزل در دو بخش درآمد در عشیران یا افزودن «لیک اول مرا» به پایان بیت سعدی در «طره‌ی نوا» و در نگاهی کلان، به کار گرفتن اوزان و ارکانِ عروضیِ متباین در کنار هم برای گریز از فرصتِ رسوبِ یک الگوی وزنیِ یکسان در ذهن شنونده.

در کنار بهره‌گیریِ شایسته از منابع متنوع و مختلف مانند ردیف‌های سازی و آوازی متعدد (مکتب آوازی اصفهان و ردیف آوازی حاتم عسگری، برای نمونه)، تصانیف قاجاری، عناصر موسیقاییِ فرهنگ‌های همسایه و موسیقی قدیم ایران، که همه در عشیران حضور دارند و همگن و یکپارچه مجموع شده‌اند، وجه تمایز این آثار از دیگر تجربه‌ها توجهِ ویژه به بخش غیرضربی موسیقی است که همین تأکید نیز خود از پیوندهای مهم آنها با موسیقی قاجاری و نقش آواز در آن است. تمایز یافتن اندیشه‌ و عملِ موسیقایی به واسطه‌ی بخش غیرضربی، در دوران افول آواز کلاسیک ایرانی، خود شایان توجه است. از کنار این موضوع نیز نباید گذشت که خلق آثاری حاصلِ کارِ مشترکِ دو موسیقیدان، در موسیقی ایران کم‌سابقه است.

عشیران می‌تواند دستمایه‌هایی برای اندیشیدن به موضوعات موسیقی‌شناختی به دست ‌دهد. به چهار نمونه در اینجا اشاره می‌کنم:

یک. می‌توان به خاستگاه دستگاه‌سازی اندیشید. اینکه هدف و چشم‌انداز آن چه بوده و مقام‌های مختلف چگونه امکان مجاورت و همنشینی می‌یابند اگر به سلول‌ها و هسته‌های مدال‌شان امکان ترکیب‌های نو داد و راه را بر آزمون و ابداعِ چینش‌های دیگر نبست. در عشیران هرچند محوریت موسیقی بر نوا استوار شده است اما از سویی وزنِ مقام‌های دستگاه نوا در آن دستکاری شده (نطعی بسیط از همان چند گوشه‌ی کوتاهِ هویت‌نیافته و پس‌زده‌شده‌ی دستگاه نوا مانند مجُسلی و گوِشت و غیره تدارک دیده شده) و از دیگر سو مقام‌های دیگری نیز در نوای آن راه داده شده است.

دو. همانندِ آنچه در انواع دیگرِ موسیقی‌های حوزه‌ی مقام وجود دارد، در موسیقی کلاسیک ایران نیز می‌توان بر خلاف جریان رایج، در ارائه‌ی سیر ملودیکِ یک مقام از بندِ فرمول‌های ملودیکِ مشخص رهایی یافت و سنتِ بداهه‌نوازی در موسیقی دستگاهی ایران را از چهارچوب‌های از پیش تعیین‌شده یک گام به بداهتی خلاقانه‌تر نزدیک‌ کرد. در عشیران فرمول‌های ملودیکِ مرسوم حضوری ندارند. اگر در جایی نیز یکی، ساز یا آواز، پرشی یا روندی آشنا دارند، آن دیگری راهِ دیگری نشان داده است.

سه. عاطفه‌ی مقام‎ها در چینش‌های دستگاهیِ یک قرنْ شنیده‌شده به علتِ پیش‌بینی‌پذیری‌شان کمرنگ شده‌ است. ترکیب‌های جدید، تأثیرات حسی آنها را بازمی‌نمایاند و طراوت را به آنها بازمی‌گرداند. اصفهانکِ درآمیخته با عراق (مأخوذ از ردیف حاتم عسگری) یا سه‌گاهی که به یکباره در میانه‌ی «طره‌ی نوا» می‌شکفد نمونه‌های روشنی از این امکان هستند. این رهیافت باید از مسیرِ شناختِ ترکیب‌ها و فضاهایِ مدال کارگان موجود بگذرد.

و چهار. می‌توان به خوانش و تعبیری موسیقایی از آنچه ژاک لکان در سپهر روان‌شناسانه‌ی خود درباره‌ی لذت همراه با ترس و خطرکردن طرح کرده اندیشید؛ موسیقی می‌تواند در تغییرهای مداوم ناآشنا و غیرمترقبه اضطرابی را سبب شود. بروز چنین تنشی، که چیزی ورای تدابیر موسیقایی است، نور و رنگ دیگرگونه‌ای بر لذت همراهی با اصوات موسیقایی می‌تاباند. در تاریخ موسیقی نمونه‌های پرشماری برای چنین برداشتِ خیال‌پردازانه‌ای می‌توان برشمرد. در عشیران نیز. مانند تکنوازی تار آغاز مجلسِ سوم.

برای خرید و دانلود آلبوم عشیران به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
28 مرداد 1398
Yek Ghafeleh Del 1

خوبِ بی‌خطر

نویسنده: کامیار صلواتی

«یک قافله دل» آلبومی محترم اما محافظه‌کار است؛ نه سخنی تازه می‌گوید و نه سودای جهانی دیگر در سر می‌پروراند. اثری برای گروهی از سازهای ایرانی در همایون و شوشتری، که حتی خط باس‌اش هم یادآور تجربه‌های چهل سال پیش هستند. تقریباً در کار هر آن چیزی است که به عنوان ویژگی تیپیکال آلبوم‌های موسیقی کلاسیک ایرانی در چهل ساله‌ی اخیر می‌شناسیم، چه در توالی و تجمیع گونه‌های اجرایی، چه در سازبندی، چه در تنظیم و بازتفسیر قطعات «قدیمی»، و چه حتی در امور دیگری چون نحوه‌ی انتخاب شعرها؛ الگویی که از تجاربی چون آثار گروه‌های عارف و شیدا نمونه‌برداری کرده‌اند و اگر در دوران اوج شکوفایی این تیپ آثار خلق می‌شدند، می‌توانستند نمونه‌ای درجه‌ی دو از آن‌ها قلمداد شوند. از این رو، این آلبوم تنها این تنه‌ی اصلی و فرسوده‌ی چند دهه‌ی اخیر را فربه‌تر می‌کند؛ تنه‌ای که چند سالی است رو به تکیدگی دارد. «یک قافله دل» تاکنون نمونه‌های همانند زیادی داشته و احتمالاً از این به بعد هم نمونه‌های مشابه‌اش از راه خواهند رسید. گاهی ساز و آوازهایش شنیدنی‌اند و «به‌بَهـ»ی را از عمق جان برمی‌انگیزانند؛ به ویژه در دو ساز و آوازی که یکی با همراهی نی و دیگری با همراهی تار اجرا شده است، و گاهی از فرط دل سپردن به کلیشه‌های رایج در آثار همانندش، قابل‌ پیش‌بینی و در نتیجه ملال‌آور می‌شود. در حقیقت، این اثر و آثاری که این‌چنین محو هنجارهای شنیداری عصر خود هستند و درنتیجه عنصر پیش‌بینی‌ناپذیری ندارند، پیام‌هایی به مخاطب مخابره می‌کنند که مملو از «پِرت اطلاعاتی»اند، آن‌قدر که در مخاطب نیازی برای شنیدار فعالانه ایجاد نمی‌کنند و واکنشی را به محتوای خود برنمی‌انگیزانند. «یک قافله دل» به دلیل همین برخورد غیرانتقادی و غیرحلاج‌گرانه، خوب و بد این دست آثار را یک‌جا با هم خریده و یکسره تن خود را به این تکیه‌گاه سپرده است.

در حقیقت، آزمون وجاهت «یک‌ قافله دل» و آثار مشابه‌اش، نه صرفاً با عیاری درونی، که با سنجه‌ای بیرونی ممکن می‌شود: اثری این‌چنین، در تاریخ موسیقی ما با همه‌ی بالا و پایین‌هایش در دهه‌های اخیر، و در ظرف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زیست ما، کدام دغدغه را –جز اشتیاق خالقان‌اش برای خلق- پاسخ‌گوست؟

برای خرید و دانلود آلبوم یک قافله دل به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
27 مرداد 1398
Negahe Asemani 1

عصر سانتی‌مانتال‌ها

نویسنده: کامیار صلواتی

باید برنامه‌ای که به عنوان الگوی رایج موسیقی دستگاهی می‌شناسیم را فراموش کنیم. دیگر غلبه با توالی «پیش‌درآمد، سازوآواز، تصنیف، رنگ» نیست. این توالی اکنون تقریباً به تمامی جای خود را به الگوهای جدیدی داده است و کارایی‌اش را برای فهم آثار جدید موسیقی کلاسیک ایرانی از دست داده است.

این الگوهای جدید را دو قطب متفاوت به کار می‌گیرند: یکی آنانی که با دغدغه‌های هنرمندانه‌تر قصد رهایی از آن را دارند، حتّا گروه به اصطلاح مکتبی‌تر موسیقی‌دانان موسیقی دستگاهی، و دیگر آنانی که نگران بازارند و طمأنینه‌ی آن توالی کلاسیک برای‌شان خطر از دست دادن مخاطبان را به همراه دارد. «نگاه آسمانی» اثری است نزدیک به قطب دوم، قطبی که به نظر می‌رسد ژانری جدید را در صحنه‌ی موسیقی ایران تثبیت کرده است و اکنون می‌شود با نگاهی کل‌نگرتر، ویژگی‌هایی تیپیکال را برای آن برشمرد.

شاید ریشه‌ی شکل‌گیری این ژانر را بتوان در بعضی آثار دهه‌ی هفتاد –به‌خصوص آن‌هایی که با صدای علیرضا افتخاری اجرا می‌شدند- شناسایی کرد. اکنون، می‌توان ویژگی‌های این ژانر را به تسامح چنین دانست: غلبه‌ی سنگین تصنیف (ترانه) بر سایر گونه‌های اجرایی، حذف گونه‌هایی چون پیش‌درآمد، چهارمضراب و رنگ، غلظت بسیار پایین سازوآوازها (معمولاً در حد یک یا نهایتاً دو سازوآواز)، علاقه‌ به استفاده از نوعی «ارکستر گلهایی» سبک، تمایل زیاد به فواصل تامپره، تمایل زیاد به استفاده از آوازها و دستگاه‌هایی چون دشتی، اصفهان و ماهور، ساده‌سازی پیچیدگی‌های موسیقی ایرانی، اقبال به ریتم‌های ساده اما نسبتاً پرتحرک، ساختار فرمال ساده‌هضم قطعات، و گرایش به احساس‌گرایی شدید در همه‌ی وجوه. مجموعه‌ی این عوامل، به شکل‌گیری نوعی موسیقی به شدت سانتی‌مانتال انجامیده است که در حال تعمیم یافتن به موسیقی‌دانان و آوازخوانانی است که سابقاً خود را از این جریان‌ها دور می‌دیدند. این ژانر نوظهور تکیه‌گاهی در موسیقی رادیویی دارد، اما بازتفسیرش از آن دوره نابارورانه است.  برای درک این میزان از سانتی‌مانتالیسم –احساس‌گرایی سطحی و توخالی- کافی‌ست به ترانه‌ی «نگاه آسمانی» گوش کنیم.

با وجود همه‌ی این‌ها، «نگاه آسمانی» و آثار مشابه آن را باید بسیار جدی گرفت. این اهمیت نه به دلیل ویژگی‌های هنری‌شان، که زاییده‌ی گسترش معنادارشان در سال‌های اخیر است. باید همتی کرد و پرسید و پژوهید که کدام مناسبات و نیازهای جامعه‌شناختی، اقتصادی، سیاسی، هنری و فرهنگی به این فراگیری انجامیده است.

برای خرید و دانلود آلبوم نگاه آسمانی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
20 مرداد 1398
peyda2

هدف: تک‌نوازی گیرا

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آریا محافظ که از سَروا به پیدا رسیده همچون آلبوم پیشین‌اش موضوع‌هایی را هدف گرفته که امروز یا کمیاب‌اند یا در حال افول تلقی می‌شوند: تک‌نوازی سنتور در دل موسیقی دستگاهی در عین حفظ جذابیت. در این راه او همچنان بر شالوده‌ی استوار تکنیکی‌ای که پیشینیان خلاقش ساخته‌اند ایستاده است. در فن نوازندگی‌ و نگاهش به ضربی‌ها رد ورزنده می‌درخشد همچنان که اثر مشکاتیان و سنتورنوازی پس از او و دیگرانِ محو و کم‌رنگ‌تر دیگری نیز. این چنین ترکیب‌گری‌ها سکه‌ی عصر است و دیگر نه شگفتی می‌آفریند و نه حتا جذابیتی فی‌نفسه. بااین‌حال، سنتورنوازی محافظ اگر نه شگفت‌انگیز دست‌کم متمایز و جذاب است. گریبان شنونده را می‌گیرد و به دنبال خویش می‌کشد. چگونه چنین است هنگامی که حتا تکیه بر خاطره‌های شیرین و نسخه‌ی برابر اصل چیزی بودن نیز چنگی به دل نمی‌زند؟ او گوهری از خود دارد که به آنِ پیشینیان می‌افزاید.

نخست صدادهی گرم و روشنِ ساز خوش‌کوک‌اش است که حتا اگر پیش‌تر هم چیزی از او نشنیده باشیم از همان مضراب‌های نخست ضربی ابوعطا خود را به صدای رسا اعلام می‌کند. پس از آن از یک سو ایجاز و گزیده‌گوییِ امروزه کمیابی ایستاده است، و از سوی دیگر شور متراکم نوازندگی که بخش عمده‌ای از گیرایی ظاهری هر سازی را می‌سازد. اما ساز محافظ در پیدا همچون کارهای گذشته‌اش چیزی بیش از این ظاهر دارد. آن افزوده را می‌توان در ترکیب‌بندی عباراتش جست و فاصله‌گذاری‌های او میان عبارت‌ها به کمک واخوان‌های متنوع که به نوبه‌ی خود منجر به تپش درونی بسیار پرکششی می‌شود و علاوه بر آن انسجام متن را نیز افزون می‌کند؛ و همچنین در بازیگوشی‌هایش با آزادکردن جمله‌ی ریتمیک از قید متر و باز مقیدشدن به آن.

دلیل حضور همه‌ی این ویژگی‌ها را باید در ازپیش‌اندیشیدگی (نه لزوماً آهنگسازی قطعه‌های متریک که هنوز با نمونه‌های شاخص فاصله‌ای دارد) و اهمیتی که مؤلف به نتیجه داده است جستجو کرد. و نیز این امر که همه‌ی آن ویژگی‌های یادشده در ترکیب با یکدیگر و به قدر بر هم نزدن تناسب، بلکه افزون‌کردن زیبایی آن، نقشی در دو مجلس فشرده‌ی ابوعطا و افشاری (و البته دیگر اجراهای آریا محافظ که شنیده شده) یافته‌اند.

برای خرید و دانلود آلبوم پیدا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
16 مرداد 1398
Fanouse Khiyal 1

راه بی‌سوار

نویسنده: کامیار صلواتی

روزگاری ویولن ساز مسلط موسیقی کلاسیک ایرانی بود. در آن زمان، دامنه‌ی نفوذ و عمق امتزاج این موسیقی و این ساز به جایی رسید که آورده‌ای نو برای هر دو ضلع این هم‌آمیزی داشت؛ هم دامنه‌ی تکنیک‌های این ساز گسترش یافته بود و هم موسیقی کلاسیک ایرانی به مدد این ساز پیشرفته ظرفیت دیگری از خود را بالفعل می‌دید. درحقیقت، غلبه‌ی ویولن در این دوران به این معنا هم بود که سرآمدان آن دوره –کسانی چون صبا و رحمت‌الله بدیعی و تجویدی- به سراغ این ساز رفته بودند. با تغییر گفتمان موسیقی کلاسیک ایرانی در دهه‌ی پنجاه و سپس تحکم‌ورزی‌های گاه دستوری همان گفتمان قدرت گرفته در دهه‌های بعدی، ویولن ایرانی کاملاً به محاق رفت و جای خود را به سازهای دیگر داد. این ظرفیت ویولن مختص به فرهنگ موسیقایی ایران نبود؛ چنانکه در حوزه‌های جغرافیایی-موسیقایی همسایه هم ویولن –برخلاف سازی چون پیانو- هنوز نقشی مهم دارد و همچنان، برخلاف ایران، مورد اقبال موسیقی‌دانان است.

غمگنانه است، اما آن راه در ایران به ناکجا آباد رسیده است. «فانوس خیال» یکی از بوته‌های خشک این برهوت است؛ نماینده‌ای است از فرجام تلخ این مسیر که با غلبه‌ی نیروهای پیرامونی طبیعی –تغییرات زیبایی‌شناسانه‌ای که از تغییرات زمانه حادث شدند- و غیرطبیعی –محدودیت‌ها و طردشدگی‌های تحمیلی روزگار بر اصحاب این جریان- به هیچ رسیده است و در فضای اصلی موسیقی کلاسیک ایرانی، حضور ندارد.

«فانوس خیال» مجموعه‌ی چندین تکنوازی برای ویولن تنهاست؛ مجموعه‌ای از قطعات که شاید جملات کشیده و فشردگی اندک ریتمیک‌‌شان، مهم‌ترین ویژگی‌ آن‌ها به شمار آید. در کنار این، نحوه‌ی انتشار این آلبوم یک دهن‌کجی تمام‌عیار به مخاطب است: تولید و پالایش صوتی ضعیف و آزاردهنده، تعدد لحظاتی که نوازنده در آن فالش می‌نوازد نامنتظره، طراحی گرافیکی‌ آن (اگر بشود نام آن را «طراحی گرافیک» گذاشت) فاجعه‌بار، و متن دفترچه و ترجمه‌اش گنگ و مشکل‌دار است. اگر شنونده‌ای باشد که این عوامل را نادیده بگیرد و همچنان بر شنیدن این آلبوم پای بفشارد، احتمالاً او هم در مواجهه با پرگویی غیرعادی نوازنده در این آلبوم حدوداً صد دقیقه‌ای، دست از مقاومت برخواهد داشت.

برای خرید و دانلود آلبوم فانوس خیال به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
13 مرداد 1398
Segaah Vaar 1

کاریموزیکاتور

نویسنده: سعید یعقوبیان

آن تارنوازی که هنوز مکرراً به «کاملاً بداهه بودن»ِ سه‌گاهی که نواخته تأکید می‌کند روشن است در تمام سال‌هایی که سازبه‌دست بوده، نه تنها به کارش فکر نکرده بلکه از نوشته‌های فارسیِ دست‌کم یک دهه‌ی گذشته و از گفتمان انتقادی شکل‌گرفته در باب پیوستار بداهه و آهنگسازی نیز بی‌خبر است. کجای نغمه و کرشمه زدن، و مخالف از پسِ زابل زدن، می‌تواند «کاملاً بداهه» باشد؟ آن هم با یک تارِ ناکوک و سنتوری که هر از چندگاه با کشیدنِ مضراب روی سیم‌ها هنرنمایی می‌کند. آیا توقع زیاده‌ای است، از کسی با چند دهه تجربه‌ی دست‌به‌ساز بودن، که چند دقیقه در پرده‌هایی مشخص، کاری بیش از سرهم کردن الگوهای هزاربار شنیده‌اش بکند؟

این تار و سنتور حتی در لحظاتی که می‌خواهند باهم بنوازند و یکی جواب دیگری را بدهد، در ساده‌ترین شکلِ انجامِ این کار نیز درمی‌مانند. به غیر از بخش‌های غیرضربی، پیش‌درآمد و چهارمضرابی هم که ساخته و نواخته شده‌اند به درس‌های ابتداییِ کتاب‌های آموزشی می‌مانند که شاید بتوانند برای آشنا کردنِ یک هنرجوی تازه‌کار با پیش‌درآمد و چهارمضراب و پرده‌های سه‌گاه مفید باشند. اما اینجا مایه‌ی شگفتی است که این نوازندگان چطور از خود نپرسیده‌اند: چرا باید شنونده، تکرار ثابت و صدباره‌ی یک موتیف ساده در تمام طولِ یک قطعه را تحمل کند و پای شنیدن‌اش بنشیند؟ به راستی پنداشتِ یک سازبه‌دست از هنر نوازندگی تا چه اندازه می‌تواند نازل باشد؟

بنا به متنِ پر اشتباه و محتاجِ ویرایشِ دفترچه، این آلبوم و آلبوم قبلیِ همین دو نوازنده (آلبومِ «افشار») در راستای دونوازی‌هایی همچون آثار پایور و ظریف و برای پر کردن جای خالیِ چنان آثاری! با هدفِ کمک به احیای دستگاه سه‌گاه و آواز افشاری منتشر شده است. آری؛ این نکته صحیح است که فاتحانِ سودازده‌ی بازارهای جهانی دیگر نان فانتزی‌شان را به قاتقِ سه‌گاه و افشاری نمی‌زنند اما سه‌گاه و افشاری، آنجا که باید باشند کمابیش هستند و خواهند بود. اگر قرار است سه‌گاه تا این اندازه ملال‌آور و خموده باشد و بی‌کمترین هنرورزی و آفرینندگی، بیست‌وشش دقیقه! (و خوشبختانه نه بیشتر) کرختی و دلزدگی بار بیاورد، همان بهتر که در صندوقچه‌ی تاریخ بماند و خاطره‌مان از سه‌گاه‌های یاحقی، بنان، پایور و دیگران آلوده‌ی این رخوت‌ها نشود.

برای خرید و دانلود آلبوم سه‌گاه‌وار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0.8 ( 2 رای)
26 تیر 1398
Pezhvak Khamooshi 1

بیست؛ ولی نه تمام

نویسنده: سعید یعقوبیان

همواره سلطه‌‌ی انباشت‌های فرهنگی در ذهن و عمل ما بیش از آنی است که خود تصور می‌کنیم. موسیقی، حواس و اعصاب ما را در دوره‌ای از حیات‌مان متأثر می‌کند که ذهنمان از هر ایده‌ای در توضیح این تأثیر و تأثر خالی است. مادام که چنین سلطه‌هایی را نشناسیم و نخواهیم زمامِ انباشت‌ها را خود به دست بگیریم (و نه بالعکس) چگونه می‌توانیم احوالات‌مان را شخصی و منحصر به خودمان بدانیم؟ شاید بهتر آن باشد که حالِ هر آشنا به دشتی و همایون را از دشتی و همایون، بیشتر، احوالات فرهنگی بدانیم و بنامیم. ما زبانِ یک نظام موسیقایی مشخص را می‌آموزیم و با همان زبان حرف می‌زنیم و فکر می‌کنیم. چنین نظرگاهی ناقضِ شخصی بودن نیست بلکه نگاه و تعریفی عریان‌تر از آن است؛ همین‌که بدانیم حالاتمان چگونه شخصی‌بودنی دارند.

نواخته‌های به راستی سلیسِ پویان عطایی در این آلبوم که احتمالاً ناشرِ همیشه بی‌سلیقه‌ و قناعت‌پیشه‌ی اثر آن را احوالات شخصی۱ دانسته –نوشته‌ی دفترچه فاقد امضاست- گذشته از آنکه از نظر سامانِ فواصل و چهارچوب مدال به تمامی در دامنه‌ی فرهنگِ موسیقاییِ روزگارِ انتشارش قرار می‌گیرند، در چینش و انتخابِ گونه‌ها نیز متأثر از آموزه‌های نوازنده‌اش بوده‌اند؛ وگرنه (برای نمونه) چگونه می‌توان چنان دشتیِ منزوی و اندوه‌باری را به یکباره با پایکوبی و رنگ به انجام رساند؟ مگر نه این است که چنین ایده‌ای می‌توانست برای مجالس موسیقی صد سال پیش و اقتضائاتشان موجه باشد و امروز تکرارِ آن را صرفاً می‌توان ارائه‌ی موسیقی در قالبِ اجراییِ یک دوره‌ای از گذشته‌ دانست. در «گوناگونیِ جمله‌بندی» یا ریتم و سرعت نیز بر خلاف آنچه اظهار شده، چیز جدیدی از «توانایی‌های سنتور» نمایانده نشده است.

عطایی در این مجموعه به ما نشان می‌دهد که خود را اسیر انباشت‌هایش نمی‌داند تا تلاش کند از آنها دور شود. او به آسودگی در میانه‌ی آموخته‌هایش نشسته و با احوالات فرهنگی خود خرسند است. او به شاگرداول‌ها می‌ماند. نمی‌توان منکر هوش‌شان شد. اما درس‌های امروزِ مدرسه‌ها، یافته‌های آنهایی‌ است که زمانی برایشان شکستنِ عادت‌ها مهمتر از نمره‌ی کامل بوده است. همچنین هیچکس تا همیشه نمره‌بگیر نمی‌ماند. عطاییِ بیست سال بعد با اقامت‌اش در فرهنگی که از آن برآمده جز این خواهد نواخت؟

 


۱- این عبارت، عنوان یک مجموعه آلبوم از نشر «خانه هنر خرد» است که آلبوم‌های این مجموعه مشابهت‌هایی کلی با آلبوم حاضر نیز دارند. رفتار حرفه‌ای می‌طلبید که در متن آلبوم و به کاربردنِ این اصطلاح، دقت و امانت‌داریِ بیشتری صرف می‌شد.

برای خرید و دانلود آلبوم پژواک خاموشی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2 ( 1 رای)
24 تیر 1398
بالا