نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: موسیقی ایرانی


Daykato 1

زندان بافت

نویسنده: علیرضا جعفریان

 آلبوم شامل دو دسته از قطعات است. دسته‌ی اول قطعاتی‌ هستند که دغدغه‌شان مسئله‌ی بافت در موسیقی کلاسیک ایرانی‌ست و دسته‌ی دوم قطعاتی مبتنی بر فضاسازی‌اند که گه‌گاه از اصوات الکترونیک نیز سود می‌برند. شاید بتوان گفت ملودی در قطعات دسته‌ی اول، در راستای دستیابی به بافتی ضخیم، نحیف شده است. به بیان دیگر به نظر می‌رسد این ملودی بوده است که به خدمت بافت در آمده، نه برعکس. و احتمالاً به همین دلیل ملودی سست است، پویا نیست، روند و ساختار مشخص ندارد و فاقد تنش و آرامش متناسب و متوازن است. این موضوع بیش از هر جای دیگری در قطعه‌های اول و سوم دیده می‌شود.

از ضبط و میکس و مسترینگ نه چندان مطلوب آلبوم که بگذریم، شیوه‌ی ارکستراسیون و چینش سازها نیز، باز هم خصوصاً در قطعه‌های اول و سوم، به نتیجه‌ی نهایی آسیب زده است. به این معنا که از قابلیت‌های صوتی سازها متناسب با ملودی و بافت استفاده نشده و سازها در گروه‌نوازی شخصیت صوتی مستقلی ندارند. اما با همه‌ی این‌ها، نمی‌توان از تک‌لحظه‌های موسیقایی نابی که آهنگساز در قطعات مختلف خلق کرده چشم‌پوشی کرد. بسامد این تک‌لحظه‌ها در نیمه‌ی دوم آلبوم بیشتر است و به  طور کلی آلبوم از قطعه‌ی چهارم به بعد موفق‌تر ارزیابی می‌شود.

قطعات مبتنی بر فضاسازی نیز در نیمه‌ی دوم آلبوم پخته‌ترند. برای مثال، در نیمه‌ی اول آلبوم تک‌نوازی تار بر مبنای ردیف را می‌شنویم که روی یک پد زهی اجرا شده، به طوری که هم صدای تار و هم پد زهی دچار دستکاری‌ کامپیوتری شده است. این دستکاری از طرفی به صدای طبیعی تار آسیب زده، از طرفی تجربه‌ای جدی در زمینه‌ی تلفیق موسیقی کلاسیک ایرانی با نوعی موسیقی الکترونیک محسوب نمی‌شود و از طرفی در نتیجه‌ی این تلفیق، ردیف‌نوازی سنتی تار به نقطه‌ای دور و فرادست از آنچه همیشه بوده است برده نشده. برخلاف این هم‌نشینی بی‌معنا، آهنگساز در نیمه‌ی دوم آلبوم، برای مثال در قطعه‌ی «ابرآویز» موفق شده است از ترکیب زهی‌ها، موتیف‌های ریتمیک قانون و موتیف‌های ردیفی نی در جهت ساخت فضای موسیقایی به خوبی استفاده کند.

در این نقد سیصدوپنجاه کلمه‌ای فرصت نشد درباره‌ی خواننده، که همان آهنگساز آلبوم است، صحبت کنیم. اما هنوز به اندازه‌ی یک جمله فرصت هست: حتی اگر دلیل عدم استفاده از خواننده‌ی حرفه‌ای نوعی مبارزه با خواننده‌سالاری باشد، بی‌شک آلبوم در این مبارزه شکست خورده است. زیرا حقیقتاً یک خواننده‌ی زبده می‌توانست در بسیاری از لحظات ناجی آلبوم باشد.

دای کاتو علیرضا جعفریان گروه مهبانگ محمدعلی نجف پور

برای خرید و دانلود آلبوم دای‌کاتو به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
25 اسفند 1397
soroud2

مرثیه‌ای برای یک رویا

نویسنده: کامیار صلواتی

گاه ناگزیریم به پذیرش شکست و ناممکنی حدوث یک رویا. رویای آرام گرفتن شعر نو در کنار موسیقی کلاسیک ایرانی انگار یکی از این رویاهای ناممکن است. آن چند استثنای نیمه‌موفق را هم که مثال بزنیم، می‌بینیم که آنچه باعث توفیق نسبی آن‌ها شده، تأکید بر جنبه‌های شبیه‌تر آن اشعار با شعر کلاسیک، و از سوی دیگردورتر شدن موسیقی کلاسیک ایرانی از ویژگی‌های مثالی خود بوده است.

در «سرود مرد سرگردان»، تا جایی که آواز وارد کار نمی‌شود، موسیقی آزادانه‌تر و در تناسبی بیشتر با فضای شعر شاملو جریان می‌یابد. چالش اصلی –درآمیختن خود شعر با آواز- که رخ می‌نمایاند، همه‌ی سرگردانی‌ها رخ می‌نمایانند. آواز اگر می‌خواهد «ایرانی» باشد، باید به همان ویژگی‌های رایج آواز ایرانی رجوع کند: تکنیک، نوع صداسازی، نوانس‌ها، و بالاخره تحریر، این عنصر فعلاً جداناشدنی آواز ایرانی. بنیان ریتمیک ملودی‌ها، هرچقدر زیر لایه‌ی چندصدایی و تنوع رنگ‌های صوتی نسبتاً نو و افه‌های غریب پنهان شوند، همگام با غزل و قصیده‌اند. شاید همین است که باعث می‌شود جملات آوازی به شدت به قرینه‌سازی در دل شعری متمایل شوند که از نظر ظاهری و فرمال چندان قرینه‌پرداز نیست؛ مانند تکرار «ای کاش که دست تو نوازش نبود/ پذیرش نبود/ و بخشش نبود» که باعث می‌شود حتی تعداد مصرع‌ها زوج شوند، یا بکوشند که شعر شاملو را به یک شعر کلاسیک نزدیک کنند؛ مانند وارونه کردن ترتیب یکی از شعرها و نزدیک کردن قافیه‌ها به هم و تأکید روی آن1، و درنتیجه از بین بردن تعلیق شعر اصلی با این جابه‌جایی؛ یا فرار از عدم تقارن وزنی یا قافیه‌ای با تحریرگذاری در انتهای مصرع‌هایی نا‌هم‌قافیه یا ناهم‌‌اندازه با مصرع‌ پس یا پیش‌شان، و در مقابل، اجرای مصرع‌های هم‌قافیه و کوتاه‌تر بدون تحریرگذاری؛ تا احتمالاً به نظم آشنای مصرع‌های متوالی شعر کلاسیک نزدیک‌تر شوند.

شاید باید پذیرفت که شعر نو، دست‌کم از آن‌گونه که در این اثر می‌شنویم، مشتاق هم‌آغوشی با یار وفاداری‌ست که به همان اندازه جسارت رهایی از دلبستگی‌های پیشین‌اش را داشته باشد.


1- این بند از شعر، به جای آنکه در انتها خوانده شود، در ابتدا خوانده می‌شود: میان خورشیدهای همیشه زیبایی تو لنگری‌ست/ نگاهت شکست ستمگری‌ست/ و چشمانت با من گفتند که فردا روز دیگری‌ست. 

برای خرید و دانلود آلبوم سرود مرد سرگردان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
15 اسفند 1397
Gooshehaye Zaman 1

رو به آینده

نویسنده: امیر بهاری

«گوشه‌های زمان» تلاشی قابل تامل برای خلق در ساختاری متفاوت از رپرتوار آشنای موسیقی ردیف دستگاهی است که در عین حال به درونمایه این سنت هم پایبند می‌ماند.

گوشه‌های زمان شروع خوب و نامتعارفی دارد. فضایی می‌سازد و در دل این فضا به جای ملودی‌پردازی‌های آشنا در موسیقی ایرانی سعی می‌کند با ساختن و پرداختن ادوار ریتمیک متنوع مسیر جذابی را برای کلیت آلبوم طراحی کند ولی درست در جایی که آلبوم می‌توانست یک نقطه‌ی عزیمت اصیل و شخصی برای خود رقم بزند -ساختار کلی را با جذابیت معرفی و مابقی آلبوم را بر این ساختار بنا کند- به بازخوانی ملودی مشهور «نوایی» می‌پردازد. هرچند که تفسیر مازیار کنعانی و هم‌نوازانش از این قطعه سطحی و دم دستی نیست اما این ملودی آنقدر در جاهای مختلف تکرار شده و آنقدر آشنا و نوستالژیک است که عملا حرکت آلبوم در لایه‌های زیرین را مختل می‌کند و به نوعی بیراهه رفتن از مسیر اصلی است.   

«گوشه‌های زمان» حس و حال موسیقی ایرانی را حفظ می‌کند ولی در عین حال ساختار پر فراز و نشیبی را می‌رود که در برخی مواقع چندان هم ردیفی صدا نمی‌دهد و در این جنس از موسیقی چندان متعارف نیست. نقطه‌ی قوت آلبوم توجه ویژه به مسئله آهنگسازی و طراحی دورهای ریتمیکی است که در ساختن لحن آلبوم تاثیر زیادی دارند. جسارت اجرای پاساژ‌های پی در پی، تکرار هوشمدانه برخی موتیف‌ها که طعنه به موسیقی مینی‌مال هم می‌زند و همراهی آهنگسازی شده‌ی سه‌تار و عود که گاهی عود میان دار است و سه‌تار همراهی‌اش می‌کند و گاهی اوقات هم بلعکس، از جمله محسنات آلبوم هستند.

آلبوم به جهتی می‌رود که دچار خودنمایی‌ در زمینه نوازندگی نشود و یک ساختار منسجم را تداعی کند ولی در یک سوم پایانی، به سراشیبی تکرار می‌افتد و چند قطعه آخر اینگونه به نظر می‌آید که تنها واریاسیون‌هایی بر قطعات پیشین هستند ولی در مجموع «گوشه‌های زمان» یک شروع امیدوار کننده برای مازیار کنعانی است، آلبومی که کنجکاوی برای تجربه‌های بعدی را بر می‌انگیزد.

گوشه های زمان مازیار کنعانی دو نوازی امیر بهاری

برای خرید و دانلود آلبوم گوشه‌های زمان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
13 اسفند 1397
400x402

جاودانگی

نویسنده: علیرضا جعفریان

‌پنجگاه آخرین آلبوم علی اکبر شکارچی‌ست که در گرامی‌داشت پنج استاد موسیقی منتشر شده: عطا جنگوک، داریوش صفوت، محمد رضا لطفی، هابیل علی‌اف و احمد محسن‌پور. آلبوم شامل پنج فایل تصویری از تکنوا‌زی‌های کمانچه‌ی شکارچی در سال‌های 82 الی 94 است که البته معلوم نیست در زمان اجرای‌شان هم به یاد اساتید مذکور نواخته شده‌اند یا صرفاً در این آلبوم از میان اجراهای مختلف گزیده‌ شده و هر کدام به یکی از اساتید اختصاص یافته‌اند. اما به هر حال نوع اجراها همانی‌ست که از شکارچی انتظار داریم و به نظر نمی‌رسد تناسبی میان موسیقی و شخصی که موسیقی به او تقدیم شده وجود داشته باشد. توضیح چنین مسائلی در چنین آلبومی ضروری‌ست، اما پدیدآورندگان پنجگاه زحمتی به خود نداده‌اند. کیفیت صدا و تصویر هم بدتر از آن چیزی‌ست که انتظار می‌رود. پنجگاه بیش از آنکه شبیه به آلبوم در معنای مرسوم امروزی‌اش باشد، شبیه به پخش اینترنتی بخش‌هایی از چند کنسرت در رسانه‌های تصویرمحور است. اما با این حال، آلبومی که خالقش یکی از مهم‌ترین نوازنده‌های عصر حاضر باشد در هر شرایطی شنیدنی‌ست.

فعالیت‌های علی اکبر شکارچی را می‌توان به دو دسته‌ی آهنگسازی برای گروه سازهای ایرانی و نوازندگی ساز کمانچه تقسیم کرد. که البته همیشه بارزترین خصوصیت مشترک هر دو دسته تلفیق موسیقی کلاسیک ایرانی با موسیقی منطقه‌ی لرستان بوده است. در دهه‌ی شصت آهنگسازی‌های شکارچی برای گروه سازهای ایرانی، بیشتر از آنکه در راستای حفظ موسیقی لرستان باشند، نوآورانه و تجربی به نظر می‌رسیدند. و از همین ناحیه هم مورد نقد قرار گرفتند. جدای از اینکه در آن زمان حفظ ارزش محسوب می‌شد یا نوآوری، حالا بعد از گذشت چند دهه، از زاویه‌ای دیگر می‌توان به این آثار نگاه کرد: اگر ارزش تاریخی را تسامحاً کنار بگذاریم، این دسته از فعالیت‌های شکارچی در ارزش‌گذاری هنری نمره‌ی بالایی کسب نمی‌کنند؛ امروز یک گروه موسیقی دانشجویی می‌تواند آثار به مراتب نوآورانه و  پیشرفته‌تری خلق کند. اما آن دسته از فعالیت‌های شکارچی که به نوازندگی ساز کمانچه مربوط می‌شود هنوز هم بعد از گذشت سال‌ها دارای ارزش‌هایی فارغ از ارزش‌های تاریخی‌ست؛ برای یک دانشجوی موسیقی چون شکارچی نواختن رؤیاست. به نظر می‌رسد مسئله «پیشرفت» است. وقتی پای پیشرفت در میان باشد، تاریخ مصرف هم معنادار می‌شود. و شاید به همین دلایل باشد که رفته‌رفته از فعالیت‌های شکارچی در دسته‌ی اول کاسته و به دسته‌ی دوم افزوده‌ شده است.

پنج گاه علی اکبر شکارچی علیرضا جعفریان موسیقی سنتی ایرانی کمانچه

برای خرید و دانلود آلبوم پنجگاه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
12 اسفند 1397
Tar o Oud 1

کاشی‌های کدر

نویسنده: سعید یعقوبیان

این آلبوم مجموعه قطعاتی ساخته شده برای تار و عود است در سه بخش: سه‌گاه، چهارگاه و راست‌پنجگاه  که هر کدام از این سه بخش شاملِ سه قطعه‎ی کوتاه هستند.

ساخته‌های آرش آقایی در این مجموعه، قطعاتی با نظمِ روشنِ فرمال‌اند که از حیثِ زمانمندی، با انتخاب واحدها و دوره‌های متریکِ نه‌کوتاه و گاه نه‌متقارن، و همچنین با تغییرات ریتمیک، یادآور ساخته‌های حسین علیزاده برای تار هستند و در بافتی که برای دوصدایی عرضه می‌کند یادآور -و شاید تکرارِ- تجربه‌های علینقی وزیری (که هنوز چنانکه باید شناخته و مرور نشده‌اند). رویکرد مُدال در این قطعاتِ اغلب سریع و شتابان، چارچوب دستگاهی‌ست: ماهوری که مدگردی‌های مشخصِ متوالی و متنوعی را در پی دارد راست‌پنجگاه نامیده می‌شود، اگر قطعه‌ی نخستِ بخشِ سه‌گاه در مد سه‌گاه می‌گردد قطعه‌ی بعدی، درست در ایستگاهِ بزرگِ بعدیِ دستگاه یعنی مخالف سه‌گاه می‌ایستد و قطعه‌ی سوم، رِنگ‌گونه‌ای در سه‌گاه است. و چهارگاه نیز همانند بخشِ سه‌گاه. اما ملودی‌پردازی کنترپوانتیک، محملی برای استقلال آهنگساز بوده است که تمام عناصر پیشین را به دنبال خود می‌کشد و محصولی جدید می‌آفریند. عودنوازیِ‌ِ آقایی نیز در چنین نظامی به خدمت گرفته شده‌است و زبان و بیانی متناسب با آن دارد که در اینجا -بر خلاف روالِ رایج که شیوه‌ی نوازندگی، محتوای قطعه‌سازی را رقم می‌زند- به نظر می‌رسد سلیقه و مشیِ آهنگسازیِ یک نوازنده، بر شیوه‌ی نواختن‌اش تأثیر گذاشته است. «تار و عود» تلاشِ تجربه‌گرایانه و ارجمندِ یک آهنگساز ایرانیِ جوان است که دست و پنجه‌ی تر و فرزی در عودنوازی نیز دارد.

اما فرایند ضبط و نهایی‌سازی اثر، تأثیر مخربی بر حاصلِ این تلاش داشته است. به استناد آنچه در متن مختصر دفترچه آمده «قطعات به صورتِ زنده و محیطی اجرا و ضبط» شده‌اند. احتمالاً منظور از اجرای زنده، تصریح و تأکید بر اجرا و ضبطِ همزمانِ دو ساز بوده اما ضبط محیطی چه هدف و معنایی دارد؟ اگر منظور، ضبط خارج از باکس استودیویی‌ست، محصول شنیداریِ این تجربه، به غایت بی‌کیفیت از آب درآمده ‌است. صدای محیطی در آغازِ قطعات چنان قوی‌ست که فراتر از صدای هوا، در لحظه‌ی نخست بخشی از موسیقی تصور می‌شود. همچنین در بخش‌هایی که عود در ناحیه‌ی بم‌تر می‌نوازد، موسیقی مغشوش و نامفهوم شنیده می‌شود.

تار و عود غزل همایونی آرش آقایی سعید یعقوبیان

برای خرید و دانلود آلبوم تار و عود به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
11 اسفند 1397
Khamoshiye Nazdik 1

یک نصفِ جهانْ احساس و حسرت

نویسنده: فرشاد توکلی

خاموشیِ نزدیک محصول هنرمندان اصفهان است و در آن نیز می‌توان آن گرایش‌های کلی را که پیشتر، در ”جهان موسیقاییِ نصفِ‌جهان“، مورد اشاره قرار دادیم بازشناخت. تکیه بر آواز و همراهی‌اش با سازِ نی این‌جا نیز کاملاً وجود دارد. سیاق آواز نیز همچون نمونه‌ی یادشده است: تکیه بر شعر و پرهیزِ حتی‌المقدور از تحریر. این تکیه بر شعر و پرهیز از تحریر نه‌تنها الزاماً به درست‌خوانی شعر نمی‌انجامد، بلکه گاه چنان مؤکد اجرا می‌شود که حاصل را می‌توان نوعی متن‌خوانیِ آهنگین در مترِ آزاد دانست که فاصله‌گیری‌اش با نمونه‌های مشابه در مداحی و روضه‌خوانی تنها به دو عامل وابسته است: همراهی‌شدن با ساز و استفاده از فرهنگِ مایه‌های موسیقی ایرانی، از طریق به‌کارگیریِ گوشه‌های موسیقی دستگاهی. زمانی که فرهنگِ مایه‌های موسیقی ایرانی رنگ می‌بازد یا نادیده گرفته می‌شود (مانند مینورخوانیِ بدل از درآمدِ بیاتِ اصفهان در همین اثر) دیگر همه‌چیز بر دوش نوازندگان می‌افتد.

اما سنّت‌های موسیقاییِ اصفهان امروز، همان‌طور که انتظار می‌رود، چندان هم یک‌دست نیستند. خاموشی نزدیک از این نایکدستی شمّه‌ای را آشکار می‌کند. هرقدر تکلیفِ نی‌نواز در ساخت و پرداخت عبارات موسیقایی با تکیه بر ادبیاتِ موسیقاییِ آواز (شامل شعر و تحریر) روشن است، سه‌تارنواز (کامیار فانیان، آهنگسازِ اثر) بین آشتی دادنِ ردیف‌های خاندان فراهانی و آموزه‌های ستاره‌های اصفهانی (شهناز و کسایی) بلاتکلیف به‌نظر می‌رسد. پاسخ فانیان به این بلاتکلیفی، تا آنجا که به تکنوازی اندکش مربوط است، کنارنهادنِ آموخته‌های ردیفی و رقیق کردنِ هم‌زمانِ چگالیِ موتیف‌ها و رفتارهای مُدال است؛ چیزی درست نقطه‌ی مقابلِ نوازنده‌ی نی.

در کنار این‌ها، توجه به ساخته‌های فانیان نیز نوعی دیگر از رقِّت را می‌نماید؛ رقیق کردن ایده‌های تولیدات تهران: استفاده از شعر معاصر؛ انواع مایه‌گردانی‌ها، هفت‌ضربی‌ها و پنج‌ضربی‌ها، تنوع سازها (در این اثر تنها از سه‌تار، نی و تنبک استفاده شده است). متکی به نسخه‌ی تصویریِ اثر که انتشار یافته است، حاصل این همنشینی‌ها نوعی حس و حسرت موسیقایی است که از طریق نمایشِ ظاهری می‌کوشد بیشتر جدی و عمیق شناخته شود تا جوان و احساساتی. تصویرْ پرسش کلی دیگری را نیز به ذهن متبادر می‌کند: اداها و نمایش‌ها به کناری نهاده، قدیمِ مرمت‌شده‌ی معمار صفوی را (سرایع بدیع، محل تصویربرداریِ اثر) کدام جدیدِ نوسازِ آهنگسازِ امروز هم‌سنگ خواهد شد؟

فرشاد توکلی کامیار فانیان خاموشی نزدیک پارسا حسندخت

برای خرید و دانلود آلبوم خاموشی نزدیک به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.5 ( 1 رای)
05 اسفند 1397
Saghe Khoshk Bahar 2 1

شکوفه گرفتن از ساقه‌ی خشک

نویسنده: فرشاد توکلی

”ردیف“، هم‌چون هر پدیده‌ی تاریخیِ دیگر، از ایده تا شکل‌گیری و از آن‌جا تا تدریس و درک و تفسیر، مسلماً همواره دچار دگرگونی بوده است. بی‌شک، یکی از مهم‌ترین زمینه‌های بررسی در مورد ردیفْ واکاویِ تغییر و تحول و دگرگونیِ مفهومِ این پدیده‌ی موسیقایی ایرانی نزدِ موسیقی‌دانان است؛ مفهومی که به نظر می‌آید دگردیسی‌های متعددی را در قالب‌های: محتوای آموزشی یک استاد مشخص؛ میراثی موزه‌ای؛ نوعی الفبای ساخت موسیقی؛ و حتی اصل و تامیّتِ همیشگیِ موسیقیِ ایرانی تاکنون به خود دیده باشد.

اکنون که، از یک سو، دیگر تقریباً مهم‌ترین ردیف‌ها و حتی بسیاری آثار که در دوران خودشان این عنوان را نداشتند با این نام منتشر شده‌اند و، از سوی دیگر، غالبِ موسیقی‌دانان می‌کوشند به‌نحوی خود را، حتی در تکنوازی‌ها، از این پدیده مبرا نشان دهند، اثری با محتوای «ردیف‌نوازی» چگونه وجاهت انتشار می‌یابد؟ پاسخِ سیاوشِ ایمانی به این پرسشْ فهمِ ردیف به عنوانِ اثرِ موسیقی‌دانی مشخص است که، به همین دلیل، می‌تواند به قصدِ «تفسیر خلاق و هنرمندانه» مورد بازنوازی قرار گیرد. از این منظر، او به یکی از کانونی‌ترین ایده‌های تاریخِ شکل‌گیری ردیف باز می‌گردد؛ ایده‌ای که در سِیر خود منجر به شکل‌گیریِ نوعی فرمِ ملودیک‌ـ مُدال (ردیف) در انتهای دوره‌ی قاجار شد.

با این حساب، اجرای هنرمندانه و بااحساسِ ایمانی از ردیفِ آوازی عبدالله دوامی، گرچه احتمالاً تحتِ‌تأثیرِ نحوه‌ی انتشارِ نسخه‌ی بیپ‌تونزی دستخوش مشکلاتی شده است (سکوت‌های بی‌جایِ انتهای هر تِرَک)، تنها اجرا از چهار اجرای منتشرشده‌ی این ردیف است که چنین برداشتی را آگاهانه جوهره‌ی کار خود قرار می‌دهد. آگاهی عملیِ ایمانی از هنر آوازخوانی به او اجازه داده است سلیقه‌ی آوازخوانیِ خود را بر مضراب‌ها جاری کند. او تحریرها را نه بر اساس یک دانشِ مدْرِسی از تکنیک‌های اجراییِ تار که متکی بر این خوانش می‌نوازد؛ به‌ویژه با اجرای متفاوتِ نمونه‌های مشابه.

از جنبه‌ی اجرای بی‌وقفه و هنرمندانه از یک ردیف، اثر ایمانی اگرچه به کار مجید کیانی در 1368 شبیه است، اما فاصله‌ی درست و هوشمندانه‌ی خود را در همین ایده می‌گیرد که نه‌تنها موسیقی کلاسیکِ ایران را به بازنوازیِ ردیف نمی‌کاهد، بلکه، با فهمِ ردیف به‌عنوان یک ”ساخته“، بر وجوهِ مغفول‌مانده‌ی موسیقی‌شناسیِ تاریخی ایران (ذیلِ مفهومِ ردیف) نور و تأکید بیشتری می‌تاباند.

برای خرید و دانلود آلبوم ساقه‌ی خشک بهار ۲ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.8 ( 8 رای)
15 بهمن 1397
بالا