نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: موسیقی ایرانی


c8d35cfd e438 4b39 8d4a 4cfa5ab7ec1b2

اجرای آموزشی یا هنری

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

کتاب‌هایی که حاوی نغمه‌نگاری مجموعه‌ای از آثار یک یا چند موسیقیدان است جز نمونه‌های بسیار ابتدایی یا نمونه‌های پژوهشی، معمولاً کاربرد دوگانه می‌یابد: آموزش یا اجرای هنری. این دوگانگی سرشته از ابتدا باعث می‌شود آنگاه که قرار است اجرای ضبط‌شده‌ی قطعات هم همراه یا در پیِ نغمه‌نگاری در دسترس باشد دو راهبرد پیش رو بیاید. یکی این که اجراهای هنری خود مؤلف (یا به ندرت دیگری) از آن آثار در آلبوم‌ها یا کنسرت‌های متعدد جمع‌آوری و منتشر شود (در موسیقی کلاسیک ما تقریباً همیشه این امر میسر است چون مؤلف نوازنده‌ی آثار خویش نیز بوده است). دیگری این که خود او یا اغلب کسی از شاگردان و ... قطعات را بنوازد. در شکل اول تأکید اغلب بر شگردهای نوازندگی و بیان هنری است و در شکل دوم بر شمردگی و اجتناب از ظرافت‌های پیچیده.

آلبوم موج نو جایی میان این دو شکل دارد، جایی نزدیک‌تر به شکل دوم. در آن، مجموعِ قطعات کتاب هم‌نامش را سیاوش کامکار اجرا کرده است. با توجه به سطح قطعات مورد بحث و کاربردهایشان (سطح متوسط به بالا برای نوازندگی سنتور)، هم‌زمان شمردگی ریتم و مضراب را که برای درک هنرجویان متوسط لازم است می‌بینیم (مثل آه سحر) و هم گاهی نزدیک شدن به تفسیر شخصی سنتورنواز نسل سوم خانواده‌ی کامکار و از لحاظ سلیقه‌ی هنری نزدیک به دیگر عضو نامدار خانواده، اردوان کامکار را (مثل دیدار یا دونوازی شوشتری). از این حیث آلبوم علاوه بر گردآوردن قطعاتی از یکی از سنتورنوازان مهم در تاریخ موسیقی ما لحظاتی شنیدنی دارد زیرا به ندرت پیش می‌آید که نوازنده‌ای قطعه‌ای از شیوه‌ی دیگری (ولو هم‌خانواده) را بنوازند و تفاوت‌های رنگ صوتی و تفسیری‌اش رنگی تازه به آن آثار ببخشد.

فارغ از این نکته‌ی شنیداری می‌توان به آن دوگانه‌ی پیشین بازگشت و دید چگونه دوباره‌خوانی‌اش نکاتی تازه از رابطه‌ی ما با نغمه‌نگاری آثار و در یک مرحله‌ی ژرف‌تر مفهوم خود نغمه‌نگاری و اجرا نزد ما می‌گوید. این خواست همراهی اجرا(ی مورد تائید خود مؤلف) با نغمه‌نگاری‌ها که خواستی دوطرفه نیز است، افزون بر پذیرفتن نقش آموزشی آثار ممکن است به معنی گستردن دامنه‌ی اقتدار مؤلف بر تفسیر قطعات هم تعبیر شود. 

برای خرید و دانلود آلبوم موج نو: آثاری از پشنگ کامکار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
18 دی 1398
kamancheh2

طبقه‌بندی معنادار، متن پراشکال

نویسنده: علیرضا جعفریان

‌موضوع آلبوم نوازندگی‌های هایک نونیانس است؛ نوازنده‌ی کمانچه‌ی ارمنی‌ـ آذری‌تباری که در دوره‌ی پهلوی اول آثار پرشماری را چه برای رادیو و چه برای ضبط بر روی صفحات نواخته است.‌ گردآوری و نگارش متن به عهده‌ی محمدرضا شرایلی بوده و همانطور که انتظار می‌رود مؤسسه‌ی ماهور، که در انتشار چنین آلبوم‌هایی سابقه دارد آن را منتشر کرده است. برای بررسی یا قضاوت آلبومی که قطعات قدیمی در آن گردآوری شده‌اند و کاربردی موسیقی‌شناختی دارد باید سه عاملی که در ادامه توضیح داده می‌شوند را در نظر گرفت.

اولین عامل میزان دسترسی گردآورنده به منابع و صفحات قدیمی است. محمدرضا شرایلی چه در این آلبوم و چه در چندین آلبوم مشابه دیگر قطعاتی را گرد آورده است که بسیاری از آن‌ها پیش از این منتشر نشده بودند. دومین عامل طبقه‌بندی معنادارِ این منابع برای تهیه‌ی یک آلبوم است. آلبومِ حاضر بیشترین امتیاز را از همین عامل می‌گیرد. نواخته‌های هایک نونیانس از جهات مختلفی شایسته‌ی تأمل و طبقه‌بندی در قالب آلبومی مستقل هستند: در دوران فترت کمانچه‌نوازی، هایک بیشترین تعداد ضبط را داشته است. نواخته‌های او مثالی است از ارتباط موسیقی دستگاهی ایرانی با موسیقی موقام آذربایجانی. اکثر آثار هایک با همراهی دسته‌ی قفقازی و نوازنده‌‌ها و خواننده‌های ارمنی بوده است و هایک مثالی است از نوازنده‌ای متبحر که در طول تاریخ کمتر شناخته شده. تدقیق در هر کدام از این موضوعات می‌تواند از طرفی برخی سؤالات موسیقی‌شناسان را پاسخ دهد و از طرفی سؤالات تازه‌‌ای ایجاد کند.
سومین عاملی که در بررسی چنین آلبومی ضروری به نظر می‌رسد مربوط به متن و اطلاعاتی می‌شود که دفترچه‌ در اختیارمان قرار می‌دهد؛ موضوعی که مهم‌ترین ضعف آلبوم حاضر محسوب می‌شود. هرچند که شرایلی توضیحات درست و به‌جایی درباره‌ی روزگاری که هایک در آن زندگی می‌کرده، موقعیت ساز کمانچه، موقعیت هایک نونیانس، ضبط‌شناسی آثار او و همچنین توضیحاتی درباره‌ی نوازندگی او می‌دهد، اما متن پراشکال است. غلط‌‌های نگارشی تعدادشان کم نیست. در منابع پایان متن مواردی را می‌بینیم که ارجاع بین‌متنی ندارند و معلوم نیست کجا از آن‌ها استفاده شده است. و شاید از همه‌ مهم‌تر اینکه متن دفترچه از طرفی درباره‌ی سابقه‌ی انتشار آثاری که می‌شنویم چیزی به ما نمی‌گوید و از طرفی، درباره‌ی منابع و مآخذِ دسترسی به آثار سکوت می‌کند و توضیحی نمی‌دهد.

برای خرید و دانلود آلبوم کمانچه‌ی موسیو هایک به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
15 دی 1398
tasnif dar doreye pahlavi3

بازتاب سیاست‌های جنسیتی

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آلبوم «تصنیف در دوره‌ی پهلوی اول» به هر شکلی که به آن نگاه کنیم فاش‌کننده است. از آن دسته آثاری است که علاوه بر محتوای موسیقایی‌اش و حتا اهمیت تاریخی آشکارش بازتابی از امر دیگر با خود دارد؛ سیاست‌ها و هنجارهای جنسیتی. و طرفه این که نه فقط بازتابی از سیاست‌های زمان ضبط تصنیف‌ها بلکه بازتابی از سیاست‌های امروز نیز. اگر حتا ناشر، به جای آن که به قلم محمدرضا شرایلیِ صفحه‌شناس، ۱۱ صفحه متن تحلیلی و تاریخی در دفترچه بگذارد جز عنوان چیزی روی جلد نمی‌نوشت نیز همین که مخاطب آگاه می‌دید آلبومی با موضوع تصنیف از دوران خوانندگان افسانه‌ای چون روح‌انگیز (مخصوصا آنجا که پای خواندن تصنیف در میان باشد) و قمر منتشر شده بی‌آن که نامی از آنان در میان ترک‌هایش باشد، سیاست‌های از فرط حضور عادی‌شده و به همین دلیل نامرئی، ناگهان آشکار می‌شد.

روزگاری سیاست حکومتی بیرون آوردن زنان از اندرونی بود و هنجار هنری کم‌وبیش بخشیدن رتبه‌ی دوم فرم‎های موسیقایی باکلام به تصنیف (در برابر آواز). پس هر دوی اینها دست در دست یکدیگر کارِ دون شأن را به پایین‌رتبگان می‌سپردند و زنانه می‌کردند و تصنیف‌خوانی مردانه خصوصاً میان خوانندگان درجه‌ی اول را کمیاب (البته با قید استثناها از هر دو سو). همین امر سیاست‌های فرهنگی دوران و هنجارهای اعمال‌شده توسط خود جامعه‌ی هنری را در یک همکاری و هم‌افزایی به رخ می‌کشد و گاه حتا در برابر تضاد ارزش هنری حقیقی قرار می‌دهد (کافی است اجرای اصغرخان تجلی از تصنیف چه شود گر با آنِ روح‌انگیز مقایسه شود).

به‌عکس امروز روز و روزگار خاموشی صدای زن در موقعیت‌های موسیقایی رسمی است. طبیعتاً آلبوم به طریق منطق منفی، سیاست جنسیتی را بازتاب می‌دهد. کافی است به عنوان یک آزمایش ذهنی بیاندیشیم ناشر و گردآورنده می‌خواهند آلبومی منتشر کنند که به‌راستی نمودار کلیت هنر تصنیف‌خوانی در دوره‌ی پهلوی اول (و به طریق اولی هر دوره‌ی دیگری از جمله دوره‌ی حاضر) باشد، بی‌درنگ به سد سخت آن سیاست‌ها می‌خوریم و متوقف می‌شویم؛ چنان آلبومی از همان آغاز مرده به دنیا می‌آید. و باز اگر هدف انتشار ضبط‌های رسمی باشد این بار انتخاب‌های صفحه‌شناس فرضی و متن دفترچه کاملاً برعکس خواهد شد.

برای خرید و دانلود آلبوم تصنیف‌ در دوره‌ی پهلوی اول به‌روایت صفحات گرامافن ۷۸دور به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
10 دی 1398
gohare jan2

دو اشاره

نویسنده: سعید یعقوبیان

مشخص نیست نخستین بار کِی، کجا، چه کسی و با چه ذهنیتی صفت «مخملی» را برای صدای یک خواننده‌ (به احتمال زیاد درباره‌ی غلامحسین بنان) به کار برد. اما گذشته از توصیف و لفظ، دلایل اینکه امروزه در موسیقی ایران و در میان برخی خوانندگان (و احتمالاً شنوندگانشان) ویژگیِ مخملی بودن، در مقام یک نوع رنگ صوتی برای صدای انسانی، واجد لطف و ارزش ذاتی شود جای درنگ و تأمل دارد. این ارزشِ از ناکجا تحمیل‌شده، فقط میان خوانندگان مرد (کلاسیک و پاپ) رسوخ نیافته و در سالهای گذشته با رواج و بر صحنه آمدنِ رو به فزونیِ آوازخوانیِ زنان ایرانی، در میان این خوانندگان نیز دیده می‌شود (نمونه‌ی آن را در صدای سپیده رییس سادات می‌توان شنید). مسأله، مخملی بودن یا نبودن نیست بلکه در مخملی کردنِ عامدانه و تصنعیِ لحن و صوت است و لابد با این تصور که صدا زیباتر می‌شود! و از آنجا که یک خواننده نمی‌تواند در تمام لحظات موسیقی و در تمام اجراها بی وقفه این تزریقِ هوای زاید به حنجره را به کار بندد و در یاد داشته باشد، لاجرم جایی لو می‌رود. نیازی نیست اینجا ده‌ها خواننده‌ی شناخته شده‌ی جهان را نام ببریم که لطافت چندانی –به معنای مألوف و مرسوم آن- در صدایشان نبوده اما موسیقی‌‌شان موسیقی بوده و اقبال هم داشته است.

و موضوع دوم: سفارشِ نوشتنِ مدحیه در دفترچه‌ی یک آلبوم‌ موسیقی! چرا باید به چنین کاری نیاز پیدا کنیم؟ موسیقی باید بتواند خود راهِ خود را باز کند. متن‌های تحلیلی که راهی پیش رویِ شنونده می‌گشایند تا مواجهه‌ی بهینه‌تری با اثر داشته باشد موضوعی دیگرند -که حجم، سطح، عمق و محتوای آنها نیز قابل بحث است- اما ضمیمه کردنِ ستایشِ تمام و کمالِ یک اثر به آن، چیزی جز همان مَثلِ ماست و ماست‌بند را به ذهن نمی‌آورد. با این تفاوت که پیشتر ماست‌بند نمی‌بایست از ماستش تعریف می‌کرد، اینجا گویی از یک ماست‌شناس یا هر آدم شناخه‌شده‌ی دیگری هم می‌خواهیم بیاید و ضمنِ به مخاطره انداختنِ پیشینه‌اش ماستمان را بستاید.

باید از جایی شروع کرد و چنین تصورات و عادت‌هایی را، که ارتباطی به موسیقی و کیفیت آن ندارند، کنار گذاشت.

برای خرید و دانلود آلبوم گوهر جان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
09 دی 1398
Aban 2

بیانیه‌ی گزیده‌کاری

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آبان عیسی غفاری این موسیقی‌دان نسبتاً پرکار چه در خود دارد که متناسب این نوشته‌ی او باشد: «درمی‌یابی که بیش از پیش بایستی سنجیده عمل کنی، حتا گزیده کار کنی و از کارنامه‌ی هنری‌ات مراقبت کنی». غفاری را به کارهای پیاپی‌اش می‌شناسیم ( دست‌کم ۱۰ آلبوم در ۹ سال و کتاب‌های آموزش تار و سه‌تار) و شرح‌هایش بر آنها و دلمشغولی‌اش به ساختن چیزی نو از دل ردیف کلاسیک (مهین مسئله‌ی بسیاری در موسیقی ایرانی امروزی). حال جز سکوتی تقریباً دوساله که میان زمان و آبانِ او می‌بینیم چه خودداری دیگری در ماده‌ی کارش هویدا است؟ گرایشی جدید جز گرایش قدرتمند پیشین به حسین علیزاده –که همچون یک مرکز گرانش گریزناپذیر در دهه‌های گذشته بسیاری از موسیقی‌دانان ایران را به سوی خود کشید- در کارش پدیدار شده است؟ آیا صیقلی تازه بر همان محتوای آشنا خورده است؟

نخستین نشانه برای این که ببینیم تا رسیدن به آبان چه بر او و کارش گذشته است ماهور صغیر در اصفهان‌اش است خاصه که آن را در چون رقص آب (در از ماهور صغیر تا دشتی) و بازتاب (در ماهور صغیر) پی بگیریم. گویی او هر بار آن را -که از تواترش می‌توان گوشه‌ی مورد علاقه‌ی وی خواند- همچون شیئی در نوری متفاوت از پیش می‌بیند؛ یک بار با تار در پی چندصدایی پنهان، بار دیگر با همان تار در پی امکانات به مقام دیگر و این بار با سه‌تار در پی الگوی زمانی کندتر و فضایی احساسی. تا اینجا دگرگونی‌های محتوای نسبتاً یکسان شاید تحت تأثیر حال و هوای روزگار آفرینش را می‌توان ردیابی کرد نه چیزی بیش و کم. اما آنگاه این دگرگونی‌ها فارغ از دلایل لحظه‌ای‌شان بعدی زمانمند و تاریخی نیز می‌یابد که از یک سو گرایش به علیزاده و از سوی دیگر آلبوم‌های ردیف نو و زمان را همچون پلی میانی در نظر بگیریم. بر چنین بستری است که به درستی می‌بینیم مشابه آنچه از ترکمن علیزاده تا سلانه‌اش گذشت بر غفاری نیز می‌گذرد همراه با سایه‌ویژگی‌های او همچون بازنشانی ملودی یک گوشه در پرده‌ای دیگر و ... چون به این دریافت از آبان می‌رسیم می‌شاید باز شنید و پرسید که آن گزیدگی در کجاست؟

برای خرید و دانلود آلبوم آبان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
08 دی 1398
Aban 1

خلق یا جابه‌جایی؟

نویسنده: کامیار صلواتی

آبان پی‌گیری آزادانه‌تر ردیف نوی عیسی غفاری است، ایده‌ای که می‌توان آن را به اجمال چنین صورت‌بندی کرد: برهم‌نشانی شکل ریتمیک گوشه‌های مُدال یک دستگاه با روابط مُدال دستگاهی دیگر. این‌چنین است که ماهور صغیر بازنوازی می‌شود اما نه در ماهور، که در اصفهان. این فرمول ساده، که البته در عمل با پیچیدگی‌های قابل‌توجهی روبه‌روست، چه نتایجی دارد؟

نباید فراموش کرد که «شکل ریتمیک» یک گوشه به هیچ‌وجه جدا از روابط مدال آن نیست. مثلاً نمی‌توان انتظار داشت که در یک گوشه، کششی طولانی به جای نشستن بر درجه‌ی شاهد یا ایست، بر درجه‌ای گذری و حاشیه‌ای بنشیند. به بیان دیگر، شکل ریتمیک هر گوشه همزمان و درهم‌تنیده با محتوای مدالش تعریف می‌شود. بنابراین، با فرمولی که غفاری به کار می‌گیرد، آن شکل ریتمیک از بستر پیشین و گاه «طبیعی» خود جدا می‌شود و در بستری نو می‌نشیند. از این‌ها می‌توان به نتیجه‌ای دیگر رسید: اگر نوازنده/ مولف در این نوع جابه‌جایی حدّی از وفاداری را به دو سوی این جابه‌جایی داشته باشد، آنچه به دست می‌آید دیگر «برنشاندن مُدی متفاوت بر بستر ریتمیک پیشین» نیست، بلکه خود خلق یک مد جدید است. به بیان دیگر، ماهور صغیر در اصفهان دیگرواقعاً در اصفهان نیست، بلکه از نظر مُدال قدم به قلمرویی غریب می‌گذارد. طرح گرافیکی روی جلد چشم‌نواز آلبوم هم شاید اشاره‌ای به همین مسأله داشته باشد: خلق فضای سومی که از هم‌آمیزی دو قطب دور از همِ ریتمیک و مدال پدید آمده است.

چالش اساسی اما این‌جاست: تا کجا باید به میزبانان سنتی این برهم‌نشینی دو گانه وفادار بود؟ پیداست که وفاداری کامل، ممکن است به ناجوشی و ناهماهنگی کامل بینجامد. این‌جاست که نقش مولف و پیچیدگی‌های کارش پررنگ می‌شود: چه تغییراتی باید در مُد جدید یا بستر ریتمیک به عاریت گرفته شده ایجاد کرد تا هم ملاحت آشنایی‌زدایانه‌ی کار از دست نرود، و هم ناجوشی این هم‌نشینی بر آن ملاحت غلبه نکند؟ تعریف این حدود و ثغور کوششی نظری و عملی است؛ کوششی که مبنایش تا حدی در دفترچه‌ی ردیف نو مشخص شده بود، اما نیازمند دقت و تشریح بیشتری است.

برای خرید و دانلود آلبوم آبان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
04 دی 1398
orang2

ایگویِ اورنگ

نویسنده: سعید یعقوبیان

شبیه هیچ چیز نیست؛ حتی شبیه خودش. شش قطعه‌ی آلبوم چیزیشان شبیه هم نیست جز اینکه در همه‌شان کمانچه را در صدر می‌شنویم و این شباهت چیزی نیست جز شباهت همه‌ی «من»‌های ما در اینکه ظاهرمان یکی است؛ همه دست و پایی داریم و چشم و گوشی؛ ایستاده راه می‌رویم و در دنباله‌ی فرگشتیِ جهانمان «آدم»ایم.

اما اینهمه «من» همه در مقابل «دیگری» معنا می‌یابند: معنای خود را می‌یابند. می‌یابیم؛ و به تصویری یکپارچه از خود می‌رسیم و مآلاً «دیگری» از ما به تصویری یکپارچه می‌رسد (که نه همان یکپارچگیِ در ماست). مگر اجتماعیّتِ انسانی چیزی جز این است؟ وگرنه چرا سکوت‌ها شکسته می‌شوند و چرا اورنگی ساخته می‌شود؟

اورنگ در شکل‌نایافتگیِ ماهوی‌اش تلاش برای رسیدن به تصویری کامل از خود را ناکام می‌گذارد. «منِ» اورنگ نه تنها «دیگریِ» ثابتی برایش وجود ندارد بلکه با هیچ «دیگری»ای نسبتی ندارد. «منِ» من‌شده در میانِ «همه»‌ی همانند در مناسبتشان با «دیگری»، می‌پرسد «دیگری» کجاست اما «منِ» هنوز من‌نشده‌ی اورنگ می‌پرسد: من کجا هستم؟ می‌پرسیم او کجاست؟ ...که هر لحظه از چیزی سخن می‌گوید دور شده از حرفِ چند لحظه‌ی پیش و حرف-صوت‌ها گاه حتی به حرفی هم نمی‌رسند و به انجامی نمی‌انجامند. و دست آخر تصویر یکپارچه‌ای از آنچه که او هست در ذهن‌مان شکل نمی‌گیرد جز نایکپارچگی‌ای که از او به نمایش گذارده شده است.

سفسطه است اگر با خود بگوییم این هم نوعی از «من» است. باید پرسید این «من» به اورنگِ چه مناسبت‌هایی تکیه دارد و چگونه تعریف می‌یابد؟ به کدام عیار خود را می‌سنجد تا از دامِ چنین سفسطه‌هایی برهد؟ در گریز از توجیه و در اندیشه‌ی چاره‌جویی، باید همواره به یاد داشت که دور شدن از معنایِ اجتماعیِ احساسِ وجود داشتن است که ما را در چنین دام‌هایی می‌تواند انداخت. خاصه! با فراموش نکردنِ اینکه این ابژه هنوز وجودی نیافته تا به تعریفی برسد و برساند. اورنگ هنوز شبیه هیچ چیز نیست؛ حتی شبیه خودش، که اگر شبیه خودی شده بود، هر لحظه از بی‌شکلی‌اش، شبیه چیزی نمی‌شد یا نمی‌خواست و نمی‌کوشید تا خود را در مناسبت با یک «دیگری» به دیگران بنمایاند.

برای خرید و دانلود آلبوم اورنگ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
03 دی 1398
بالا