نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: موسیقی ایرانی


Sarv Balaye Sahi 1

خواندن در چنبره‌ی تکلّف

نویسنده: فرشاد توکلی

سروبالایِ سهی، همان‌طور که امیر شریفی در توضیحاتِ مبسوطش در آلبوم متذکر شده، اجرای یک مجلسِ موسیقی ایرانی است، در یکی از خلوت‌ترین و البته متداول‌ترین نمودهایش (ساز و آواز و تنبک) و نیز با پافشاری بر ارائه‌ی تمام بخش‌های متفاوت مجلس؛ از پیشرو (جایگزینِ پیش‌درآمد) تا تصنیف و رِنگ. این گونه پافشاری از ویژگی‌های شریفی است. نگاهی به آثاری که مستقل یا غیرمستقل ارائه کرده کافی است تا بدانیم او از جمله موسیقی‌دانانی است که هویتِ هنری‌شان را با توسل و یادآوریِ تبار و تاریخ می‌جویند. از پایان‌نامه‌اش در بازنوازی آثار میرزاحسینقلی و همکاری در گروهِ بازسازیِ شیدا تا چهارسو، برافشان، حُزان و تصانیف عارف قزوینی، او دنباله‌رویِ ایده‌هایی است که تاریخ یا تاریخ‌گرایانْ پیشِ رویَش گذاشته‌اند. خصائصی هم که کارش را، به‌ویژه در نوازندگی، با دوره‌های موردعلاقه‌اش متفاوت می‌کند از سرمشق‌های نزدیک‌تر متأثراند: مانند ایجاد تضادهای ناگهانی در شدت‌وری، عبارت‌هایی همیشه ضعیف‌شونده (دکرشندو)، ریزهای همیشه قوی‌شونده (کرشندو)، ایجاد واریاسیون تنها از طریق تقارن‌های ریتمیک. تا این‌جا ظاهراً همه‌چیز آماده است تا در این اثر نسخه‌ی دیگری از همین ایده‌های آشنا را بشنویم.

اما این تنها تا جایی است که به شریفی وابسته است. سروبالایِ سهی احتمالاً اولین اثری است که آواز محمداسماعیل قنبری را منعکس کرده است؛ آوازی اثرگذار، ردیف‌شناسانه و گزیده‌کارانه که این‌همه را در خلوتی و سادگی، با ظاهری شبیه به آواز دراویش، به‌طرز ویژه‌ای گرد آورده است. بنابراین، مجلسِ موسیقیِ ارائه‌شده، که خود حاصلِ مجالسی است که شریفی از آنها تحتِ عنوانِ «تمرینات و همنشینی‌های پُردامنه» یاد کرده، حاصل ترکیب دو خواست موسیقاییِ متفاوت است: یک‌سو شریفی و انبوه کوشش‌هایش، هرچند ناموفق، برای هرچه پیچیده‌تر کردنِ موسیقی؛ و سوی دیگر قنبری‌، که پیچیدگی‌ها را به سود تأثیر و ایجاز کنار نهاده است. تفاوتِ این دو افقْ حاصلِ ترکیب‌یافته را از انسجام و یک‌دستی و روانی دور کرده است. تار در تکلفِ جملات و تغیرات ناگهانیِ شدت‌وری‌ها گاه آن‌قدر اصرار می‌ورزد که گویی در تمام آن «همنشینی‌های پُردامنه در پاییز و زمستان 94» به این آوازِ خاص گوش نمی‌کرده است.

اینجا است که به‌نظر می‌رسد جای یک درنگ خالی است: از گذشته تا هنوز، نه ایده‌ها، که پیاده‌سازی و عملی‌کردن‌شان است که هنرمندی را آیینگی می‌کند.

برای خرید و دانلود آلبوم سرو بالای سهی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
27 خرداد 1398
afra2

گیاهی در حلبی‌آباد

نویسنده: سعید یعقوبیان

«افرا» را اگر با فرهنگ غالبِ نوازندگیِ زمانه‌ی انتشارش بسنجیم باید با شنیدن همان چند مضراب اول در سه‌گاه، در آن کوکِ پایینِ این سازِ فروتن، روی چشم بگذاریم. در این روزگارِ فقیر و حقیرِ گیر کرده روی فواصلِ کوچک، یافتنِ نوازنده‌ای که ادبیات تحریر و آرایه بر سرانگشتانِ چالاک‌اش جاری باشد دشوار است. نیز اطلاقِ فکرشده‌ی عبارتِ «برخاسته از ذهنیتِ اجراکننده» به جای برچسبِ مصطلح و نابخردانه‌ی «آهنگساز» که به هر نواسازی‌ای  نسبت‌اش می‌دهند، جای تحسین دارد. با در نظر گرفتنِ پیشینه‌ی «فیاضی» نیز از پیش می‌دانیم که با چه گونه از نواختنی رو در روییم. اما او این بار سه‌تار به دست گرفته و همانطور که خود نوشته آرزوی ضبط یک آلبوم تکنوازی با سه‌تار را محقق کرده ‌‌است.

از این مرحله که بگذریم می‌توانیم دور از هیاهوی کسبِ رکوردِ سرانه‌ی نوازنده در خاورمیانه، در خلوتِ خودمان بنشینیم و این افرا را با خودش و تنه‌ی تناورِ تاریخ‌ صدساله‌اش بسنجیم. «افرا» هم از زاویه‌دیدِ خُرد و هم در افقِ کلان‌ساختاری، مناسبتِ مشابه و یکسانی با ردیف دارد. در ساختارِ خُرد الگوهای پرشماری از ردیف در «افرا» نواخته شده اما تحریرها و جمله‌بندی‌هایی خارج از ردیف نیز در دستان نوازنده‌اش وجود دارند. ساختار کلان نیز اگرچه وابستگیِ جزمی به ردیف ندارد اما این چینشِ مدال‌ِ سرراست‌ چندان غریب و کوچه پس کوچه‌ای نیست: پیش از این نیز زابلِ سه‌گاه را بدل به شور کردن، در محله‌های شور قدم زدن و آمیختن‌ اینها به مخالف به کار گرفته شده است.

شاید آنچه که می‌توانست حتی همین محتوا را نیز اثرگذار و ماندگار کند و از سطحِ ثبتِ یک اثرِ سه‌تارنوازی در کارنامه‌ی یک نوازنده فراتر برد، صداگیریِ شاخص و جاندار از ساز ‌بود. ناخنِ فیاضی در نوانس، در ایجاد کنتراست معنادهنده‌ی مضراب‌ها (به ویژه با فقدان تمایز ملموسِ مضراب‌های چپِ قوی) و در خلقِ سایه‌روشن‌های دینامیک روی سیم‌های مختلف کم‌توان است. این ضعف در صداگیری از ساز در بخش‌هایی -به ویژه روی سیم زرد- باعث شده جملات موسیقی درهم و نامفهوم شنیده شوند (برای نمونه بشنوید دوضربی مخالف را) از همین‌روست که در پایان اجرا از خود می‌پرسیم این تکرارِ «زنگ شتر» چه مشخصه‌ی ویژه‌ای نسبت به تمام اجراهای پیش از این داشت؟

سعید یعقوبیان تمبک افرا گهرناز مسائلی بهاره فیاضی 

برای خرید و دانلود آلبوم افرا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
19 خرداد 1398
chonin mast2

به میزبانی سنتور

نویسنده: علیرضا جعفریان

سازهای ابداعی و یا سازهایی که بدعت‌وار از یک فرهنگ موسیقاییْ میهمان فرهنگی دیگر می‌شوند در مواجهه با موسیقی میزبان رفتارهای متفاوتی دارند. برخی منفعل‌اند و به موسیقی میزبان وفادار. به طوری که فقط جای خالی یک رَنگ صوتی یا مثلاً تکنیکی خاص را پر می‌کنند و جنبه‌های عمیق‌تری از موسیقی را تحت تأثیر قرار نمی‌دهند. به عنوان مثال سازهای شورانگیز یا دلنواز چنین‌اند. اما برخی دیگر در حوزه‌‌های مختلف نفوذ می‌کنند و در نتیجه‌ی تلفیق با موسیقی میزبان سعی در ایجاد تغییرات دارند. به عنوان مثال ساز سه‌تار الکتریک می‌تواند در این دسته قرار گیرد. دسته‌ی میانه‌ای هم وجود دارد: سازهایی که از طرفی به موسیقی میزبان وفادارند و سعی می‌کنند آن را به همان شکلی که هست حفظ کنند و از طرفی هم برخی جنبه‌های مهم آن را تحت تأثیر قرار می‌دهند. به نظر می‌رسد بم‌کمانِ مصباح قمصری در این دسته قرار گیرد.

چنین مست حاصل همکاری پویا سرایی، سنتورنواز چیره‌دست، و مصباح قمصری است که بیش از هر چیزی به واسطه‌ی ساز ابداعی‌اش، بم‌کمان، شناخته می‌شود. در این آلبوم سنتورنوازیِ پویا سرایی، که نماینده‌ی موسیقی میزبان است، به هیچ وجه تحت تأثیر ساز میهمان یعنی بم‌کمان قرار نگرفته و «حفظِ» موسیقی میزبان تا حدی است که می‌توان گفت تفاوت چندانی ایجاد نمی‌شد اگر قمصری به جای همنوازی با سرایی با یک نوار از پیش ضبط شده، اثرِ مثلاً مشکاتیان، همنوازی می‌کرد. اما از طرفی می‌توان گفت بم‌کمان لایه‌های عمیق‌تری از موسیقی میزبان را در آماج تغییرات قرار داده: اهمیت اصلی این ساز را می‌توان در بم‌نویسی و هارمونیزه کردنِ موسیقی ایرانی دانست، نه صرفاً رَنگ صوتی‌اش.

به نظر می‌رسد هدف و کارکرد اصلی آلبوم معرفی قابلیت‌های ساز بم‌کمان باشد، نه لزوماً ارائه‌ی ناب و بدیع موسیقی. به همین دلیل اگر آلبوم را به تنهایی نگاه کنیم چندان موفق ارزیابی نمی‌شود اما اگر آن را در ادامه‌ی سلسله آلبوم‌های قبلی قمصری ببینیم، می‌تواند هدفمند، معنادار و هوشمندانه قضاوت شود: قمصری در آلبوم‌های قبلی‌اش، با رفتاری کاملاً مشابه، میهمان سازهای تار، کمانچه و حتی بنجو شده است.

علیرضا جعفریان نویز دونوازی سنتور بم کمان مصباح قمصری پویا سرایی تلسک موسیقی ایرانی کوبه ای

برای خرید و دانلود آلبوم چنین مست به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
13 خرداد 1398
Baghe Bi Baran 1

کشکولِ پیشکشی

نویسنده: سعید یعقوبیان

ای کاش می‌شد «باغ بی ‌باران» را بدونِ نوشته‌ی احساساتیِ آهنگساز در دفترچه‌ و بدون طراحی جلدِ سبُک و بی‌ربط آن شنید. اما اینها نیز بخشی از این بسته‌ی فرهنگی‌اند. وقتی آهنگساز اظهار می‌کند که در لحظه به لحظه‌ی خلقِ اثرش صادقانه پلاسکو، سانچی و شرف و آبروی ساکنان سرزمین‌اش، که هر لحظه‌ی تاریخ‌اش پاک است! را در ذهن داشته آیا بیراه خواهد بود اگر در موسیقیِ سراسر باکلام‌اش دنبال رد پای این عواطف باشیم؟

یک آهنگساز زمانی‌که در معرفی موسیقی‌اش از هر چه غیر موسیقی سخن می‌گوید می‌تواند نشانگر آن باشد که او تمایل دارد جز موسیقی‌اش، خودش نیز حرف بزند و از دیگر دغدغه‌های غیرموسیقایی‌اش هم سخن بگوید. شاید همین روحیه‌ است که باعث شده تا موسیقی در «باغ بی ‌باران» به این اندازه پر از کلام باشد: اشعاری اغلب تغزلی و البته با تم‌هایی بی ‌ارتباط به هم. جایی از زلف و چشمِ یار سخن می‌رود و جایی دیگر از اعتراض سوسیالیستیِ باباطاهر به چرخ گردون و موضوعاتی دیگر...

روشن است که در چنین اثری نقش کسی‌ که کلام، در بیانی موسیقایی، بر زبان‌اش جاری می‌شود برجسته خواهد بود؛ اینجاست که لحن تصنعی خواننده (به ویژه در مناطق صوتی پایین‌تر) و بسنده کردن به توانایی‌هایی چون گستره‌ی صوتی، چَه‌چَه زدن، فالش نخواندن و گوشه‌های ردیفی را پشت هم ردیف کردن، پای اثر را بیشتر پایین می‌کشد.

باری؛ اگر بی تمامِ اینها خود را متقاعد کنیم که صرفاً روی موسیقیِ سازیِ اثر متمرکز شویم و بس، علاوه بر کیفیت و تعادل صوتی در ضبط و نهایی‌سازی، نقاط روشنی هم نمایان خواهند شد. در این صورت است که می‌توان مسیری که آهنگساز تا رسیدن به این نقطه آمده را نیز دید و امیدوارانه شنید که آهنگسازیِ اثر در بخش‌های سازی و در پسِ آواز، در جاهایی توانسته است که از مرز جفت و جور کردنِ مواد و مصالح عبور کند و به ساحت خلق پا بگذارد و گاه ملودی‌هایی که در تصانیف روی شعرها گذاشته شده ترکیب خوش‌آیندی را به بار آورده‌اند.

اهمیت دادنِ صِرف به خودِ ماده‌ی موسیقایی و تاریخ‌اش، و عبور خردمدارانه از هرگونه شعار و این سانتی‌مانتالیسم همه‌گیر، باغِ موسیقیِ چنین آثاری را پرباران می‌تواند کرد.

باغ بی باران وحید تاج سعید یعقوبیان هومن مهدویان

برای خرید و دانلود آلبوم باغ بی باران به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
07 خرداد 1398
Shabaji 1

گیاهِ پیوندی

نویسنده: سعید یعقوبیان

از باغچه‌بان، پایور، پژمان و حتی پیش از آنها تا امروز همواره برخی موسیقیدانان ایرانی سراغ موسیقی نواحی نیز رفته‌اند. از میراث ردیفی که بگذریم، عده‌ای نغمه‌های محلی را از صافی موسیقی کلاسیک غرب گذرانده‌اند (خوانده‌هایِ منیر وکیلی را نام ببریم از میان ده‌ها اثر دیگر) گاه آثاری منتج از علاقه‌مندی‌هایی پژوهشی تصنیف شده‌اند (مانند «موسیقی مازندرانی» محمدرضا درویشی) گاه این موسیقی‌ها بستری برای مردم‌پسند شدن موسیقی کلاسیک ایرانی بوده‌اند (مثلاً در «شب سکوت کویر»، کیهان کلهر) و گاه دستمایه‌ی برداشت‌هایی شخصی شده‌اند (مثلاً در برخی کارهای محسن نامجو).

همچنین در دهه‌های گذشته عاملینی از خود این موسیقی‌ها که موسیقی علمی نیز می‌دانستند دانش و تجربه‌شان را به خدمت موسیقی خود درآورده‌اند (آثاری از کامکارها و نمونه‌های دیگر). از همین نوع، در شاباجی نیز چند قطعه از موسیقی مازندران برای گروه سازهای ایرانی و یکی دو ساز محلی تنظیم شده که حاصل کار در اینجا یک موسیقی دورگه از آب درآمده‌‌است. مرکزگرایی و نوع برخورد با موسیقی مازندران در اجرای تارِ تنها به روشنی عیان است. تار شور دستگاهی می‌نوازد و هیچ نشانی از مازندران در آن نیست. در تنظیم برای گروه نیز بافت رقیق هموفونیک، به‌کارگیری ایده‌هایی چون استیناتو، استفاده از برخی تکنیک‌ها در نوازندگی سازها که متعلق به موسیقی محلی نیستند و از همه مهم‌تر تعدیل فواصل، موسیقی را به بیانی کلاسیک نزدیک کرده‌اند. در شروع قطعات، شنونده نمی‌تواند حدس بزند که قرار است موسیقی محلی بشنود. در دیگر سو آنچه ابوالحسن خوشرو می‌خواند یا آنچه للـه‌وا می‌نوازد دقیقاً در همان فواصلی نیست که گروه نشان می‌دهد. به بیان دیگر محتوای اخذ شده از مخزن موسیقی محلی، با الک شدنِ گل‌بوته‌های بومی و پر شدن از چاشنی‌های شهری، در تثبیت هویت موسیقایی خود–که حرف و هدفِ این اثر است- تنها به گویش، حضور یکی دو ساز بومی و نهایتاً با لهجه‌دادن به برخی لحظات معدود موسیقی با چند اشاره‌ و لحن‌ بسنده کرده‌است؛ مقایسه کنیم با آلبوم «مال‌کنون» (عطا جنگوک، 1376) که در آنجا همه‌ی موسیقی، بختیاری حرف می‌زند.

موسیقی‌های نواحی ایران، پوشیدن کت و شلوار شهری را هم تجربه کرده‌اند. اغلب به آنها پوشانده شده و گاه خود سراغ‌اش رفته‌اند. گاه بهشان آمده و گاه نه!

سعید یعقوبیان شاباجی بابک خوشرو ابوالحسن خوشرو

برای خرید و دانلود آلبوم شاباجی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
01 خرداد 1398
Paliz 1

نیازمندِ آزادی و اعتماد به غریبه‌ها

نویسنده: فرشاد توکلی

پالیزِ 1 را باید پیش از هرچیز کوششی دانست در تثبیتِ تقسیمِ کارِ حرفه‌ای در حوزه‌ی اجرای گروهیِ موسیقی ایرانی. تقسیم کاری که در آن آهنگسازان آثار خود را به گروه‌هایی با صلاحیتِ اجرایی بالا می‌سپارند و خود، همراه مخاطبین، به حاصل گوش فرا می‌دهند. تأکید بر چنین ماهیتی از نام‌گذاری آلبوم نیز پیداست. در پالیز 1 این آثار احسان ذبیحی‌فر است که بهانه‌ی شنیدنِ صدای گروه شده است.

اما گروهِ پالیز، به استناد اطلاعاتی که آلبوم به‌دست می‌دهد، هسته‌ای کوچک و ناکافی برای اجرای قطعاتی از آن نوع که در آلبوم آمده است دارد؛ آن‌قدر که شاید به‌سختی بتوان نام گروه را بر آن گذاشت: کمانچه، سنتور و تنبک. بنابراین، گروهِ پالیز برای تأمین خواسته‌ی آهنگسازانی که آثارشان را اجرا می‌کند همواره نیازمند اعضای بیشتری است. با چنین وضعیتی، تفکیک مصرانه‌‌ی اعضای ثابت گروه و نوازندگان مهمان این پرسش را از ذهن می‌گذراند که کدام ویژگی‌ها نوازندگان مهمان را شایسته‌ی عضویت در گروه نکرده و یا کدام خصوصیات است که باعث می‌شود گروهِ سه‌نفره‌ی پالیز همکاران دیگری را نپذیرد.

توجه به تکنوازی‌های نوازندگانِ ثابت پاسخ‌ها را چندان به خصوصیات مشترک موسیقایی معطوف نمی‌کند. اگرچه هر سه نوازنده‌ی ثابتِ گروه نوازندگان ماهری‌اند، ایده‌ها و پرداختِ موسیقی‌شان با یکدیگر فاصله‌های جدی دارد. در حالی‌که نوازندگیِ سولماز بدری (سنتور) با تکیه‌ی حداکثری بر ردیف موسیقی ایرانی و چهارچوب‌هایش، به‌راحتی قابل پیش‌بینی است، کیخسرو مختاری (کمانچه) بشارت‌دهنده‌ی صدا و نگاهی تازه است. دوسیمه‌نوازی‌های گزیده‌کارانه و تأثیر درست و سنجیده از سنّتِ این ساز در جمهوری آذربایجان و نیز فنونی از ویلن که در کلیتِ کارِ مختاری جاافتاده، شخصی و هماهنگ شده‌اند درآمدی شنیدنی، تأثیرگذار و متفاوت را از بیات‌اصفهان روایت می‌کنند. این در حالی است که ستار خطابی (تنبک) در میانه‌ی این دوقطبیِ جسارت و عادت ایستاده است.

همچنین، کار زیبا و شنیدنیِ گروه با پوشاندنِ صدای خواننده‌ی اصلی‌اش (سولماز بدری) راویِ نارواییِ گلوگیری است، هرچند از قضا اصرار دارند (طبق نوشته‌های آلبوم) صدای ویژه‌ای داشته باشند. این‌جا است که می‌توان پالیز را بهانه کرد و پرسید: در نبودِ معیارهای دقیق فنیِ تشکیل یک گروه و نیز آزادی‌های بدیهیِ هنری چگونه می‌توان به تداوم یک زندگیِ حرفه‌ای مطمئن بود؟ راه‌حل چنین وضعیتی چیست؟

برای خرید و دانلود آلبوم پالیز (۱) به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.1 ( 9 رای)
28 اردیبهشت 1398
Az Aan Souy 1

گذشتن از مرز

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آنچه در شنیدار اول در طرح‌های رامتین نظری‌جو به گوش می‌رسد (و نیز در نوازندگی خودش)، تاکید وافر بر دقت است و ظرافت صداگیری که به عناصری ساختاری تبدیل شده‌اند. لحن و بیان موسیقایی او -که برآمده از مکتب آموزشی پایور و به گواهی کارهای تالیفی‌اش («در دشت» و «تصنیف‌های استاد فرامرز پایور») سخت دلمشغول معلمِ معلمش است- خواه از نظر محتوا خواه از لحاظ صدادهی، میانه‌ی راه سبک‌های امروزین موسیقی/نوازندگی و میراث استاد فقید ایستاده است؛ بازیگوش و مرددِ گذشتن یا نگذشتن.

در چهار پرده یا مجلس موسیقی که به‌واقع در مقام به فعل درآمدن طرح، باید کار مشترک رامتین نظری‌جو و یاسمین شاه‌حسینی قلمدادشان کرد، همزمان بیان ته‌نشین‌شده‌ی قطعات کارگانی شناخته‌شده را می‌بینیم که با نتایج موسیقایی‌شان، در یک محور تاریخی رویا‌گونِ واپیچیده همزمان شده‌اند. بازی وسواس‌گونه با عناصر خرد ساختاری مخصوصا شدت‌وری (دینامیک) برای نمونه در انگاره‌های شوشتری در «درویش» یا نسبت صدا و سکوت در «چشم‌انتظار» و «قراول»، از لحاظ موسیقایی مربوط به یک سبک و دوره است و منطق ملودیک بعضی از جمله‌ها (مثلا آن لحظه‌هایی که در دوئت میانه‌ی «درویش»، جمله‌ها هر از گاهی به سوی «فانوس» پایور خیز برمی‌دارند) مربوط به سبک و دوره‌ی دیگری که از قضا از لحاظ تاریخی رابطه‌ی تحولی با یکدیگر داشته‌اند. همچنین است گاهی رابطه‌ی الگوهای مضرابی و متر/ریتم با باقی عناصر موسیقایی موجود در هر بخش (برای نمونه سنجش هشت ضربی اواسط «چشم‌انتظار» با تنظیم و تفسیر تصنیف «گریه کن»ِ عارف در انتهای همان پرده بسیار گویاست). و نیز بهره‌گیری از رنگ‌آمیزی در شروع ناقوس‌مانند «از آن‌سوی» به نسبت جملات‌ بلافاصله بعد از آن دو ضربه.

این‌گونه ترکیب عناصر از زبان‌های مختلف موسیقایی خواه به یاری آموزش‎‌های چندگانه باشد یا به صرف زندگی در فضای چندین سبکی/سلیقه‌ای امروز و دسترسی به منابع شنیداری گوناگون، دیگر امر نوبرانه‌ای نیست. بسیار مثال از انواع و اقسام آن می‌توان آورد. آنچه آن را ممکن است شایان توجه کند، تعادلی است که عناصر چندسبکی در کار یک یا چند موسیقی‌دان ممکن است بیابد. آنچنان تعادلی که دیگر نتوان عناصر همنشین‌شده را در آن به راحتی بازشناخت و از هم  جدا کرد؛ یعنی رسیدن به سطح ترکیب.

برای خرید و دانلود آلبوم از آن سوی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.5 ( 8 رای)
24 اردیبهشت 1398
بالا