نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: سنتور


peyda2

هدف: تک‌نوازی گیرا

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آریا محافظ که از سَروا به پیدا رسیده همچون آلبوم پیشین‌اش موضوع‌هایی را هدف گرفته که امروز یا کمیاب‌اند یا در حال افول تلقی می‌شوند: تک‌نوازی سنتور در دل موسیقی دستگاهی در عین حفظ جذابیت. در این راه او همچنان بر شالوده‌ی استوار تکنیکی‌ای که پیشینیان خلاقش ساخته‌اند ایستاده است. در فن نوازندگی‌ و نگاهش به ضربی‌ها رد ورزنده می‌درخشد همچنان که اثر مشکاتیان و سنتورنوازی پس از او و دیگرانِ محو و کم‌رنگ‌تر دیگری نیز. این چنین ترکیب‌گری‌ها سکه‌ی عصر است و دیگر نه شگفتی می‌آفریند و نه حتا جذابیتی فی‌نفسه. بااین‌حال، سنتورنوازی محافظ اگر نه شگفت‌انگیز دست‌کم متمایز و جذاب است. گریبان شنونده را می‌گیرد و به دنبال خویش می‌کشد. چگونه چنین است هنگامی که حتا تکیه بر خاطره‌های شیرین و نسخه‌ی برابر اصل چیزی بودن نیز چنگی به دل نمی‌زند؟ او گوهری از خود دارد که به آنِ پیشینیان می‌افزاید.

نخست صدادهی گرم و روشنِ ساز خوش‌کوک‌اش است که حتا اگر پیش‌تر هم چیزی از او نشنیده باشیم از همان مضراب‌های نخست ضربی ابوعطا خود را به صدای رسا اعلام می‌کند. پس از آن از یک سو ایجاز و گزیده‌گوییِ امروزه کمیابی ایستاده است، و از سوی دیگر شور متراکم نوازندگی که بخش عمده‌ای از گیرایی ظاهری هر سازی را می‌سازد. اما ساز محافظ در پیدا همچون کارهای گذشته‌اش چیزی بیش از این ظاهر دارد. آن افزوده را می‌توان در ترکیب‌بندی عباراتش جست و فاصله‌گذاری‌های او میان عبارت‌ها به کمک واخوان‌های متنوع که به نوبه‌ی خود منجر به تپش درونی بسیار پرکششی می‌شود و علاوه بر آن انسجام متن را نیز افزون می‌کند؛ و همچنین در بازیگوشی‌هایش با آزادکردن جمله‌ی ریتمیک از قید متر و باز مقیدشدن به آن.

دلیل حضور همه‌ی این ویژگی‌ها را باید در ازپیش‌اندیشیدگی (نه لزوماً آهنگسازی قطعه‌های متریک که هنوز با نمونه‌های شاخص فاصله‌ای دارد) و اهمیتی که مؤلف به نتیجه داده است جستجو کرد. و نیز این امر که همه‌ی آن ویژگی‌های یادشده در ترکیب با یکدیگر و به قدر بر هم نزدن تناسب، بلکه افزون‌کردن زیبایی آن، نقشی در دو مجلس فشرده‌ی ابوعطا و افشاری (و البته دیگر اجراهای آریا محافظ که شنیده شده) یافته‌اند.

برای خرید و دانلود آلبوم پیدا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
16 مرداد 1398
Segaah Vaar 1

کاریموزیکاتور

نویسنده: سعید یعقوبیان

آن تارنوازی که هنوز مکرراً به «کاملاً بداهه بودن»ِ سه‌گاهی که نواخته تأکید می‌کند روشن است در تمام سال‌هایی که سازبه‌دست بوده، نه تنها به کارش فکر نکرده بلکه از نوشته‌های فارسیِ دست‌کم یک دهه‌ی گذشته و از گفتمان انتقادی شکل‌گرفته در باب پیوستار بداهه و آهنگسازی نیز بی‌خبر است. کجای نغمه و کرشمه زدن، و مخالف از پسِ زابل زدن، می‌تواند «کاملاً بداهه» باشد؟ آن هم با یک تارِ ناکوک و سنتوری که هر از چندگاه با کشیدنِ مضراب روی سیم‌ها هنرنمایی می‌کند. آیا توقع زیاده‌ای است، از کسی با چند دهه تجربه‌ی دست‌به‌ساز بودن، که چند دقیقه در پرده‌هایی مشخص، کاری بیش از سرهم کردن الگوهای هزاربار شنیده‌اش بکند؟

این تار و سنتور حتی در لحظاتی که می‌خواهند باهم بنوازند و یکی جواب دیگری را بدهد، در ساده‌ترین شکلِ انجامِ این کار نیز درمی‌مانند. به غیر از بخش‌های غیرضربی، پیش‌درآمد و چهارمضرابی هم که ساخته و نواخته شده‌اند به درس‌های ابتداییِ کتاب‌های آموزشی می‌مانند که شاید بتوانند برای آشنا کردنِ یک هنرجوی تازه‌کار با پیش‌درآمد و چهارمضراب و پرده‌های سه‌گاه مفید باشند. اما اینجا مایه‌ی شگفتی است که این نوازندگان چطور از خود نپرسیده‌اند: چرا باید شنونده، تکرار ثابت و صدباره‌ی یک موتیف ساده در تمام طولِ یک قطعه را تحمل کند و پای شنیدن‌اش بنشیند؟ به راستی پنداشتِ یک سازبه‌دست از هنر نوازندگی تا چه اندازه می‌تواند نازل باشد؟

بنا به متنِ پر اشتباه و محتاجِ ویرایشِ دفترچه، این آلبوم و آلبوم قبلیِ همین دو نوازنده (آلبومِ «افشار») در راستای دونوازی‌هایی همچون آثار پایور و ظریف و برای پر کردن جای خالیِ چنان آثاری! با هدفِ کمک به احیای دستگاه سه‌گاه و آواز افشاری منتشر شده است. آری؛ این نکته صحیح است که فاتحانِ سودازده‌ی بازارهای جهانی دیگر نان فانتزی‌شان را به قاتقِ سه‌گاه و افشاری نمی‌زنند اما سه‌گاه و افشاری، آنجا که باید باشند کمابیش هستند و خواهند بود. اگر قرار است سه‌گاه تا این اندازه ملال‌آور و خموده باشد و بی‌کمترین هنرورزی و آفرینندگی، بیست‌وشش دقیقه! (و خوشبختانه نه بیشتر) کرختی و دلزدگی بار بیاورد، همان بهتر که در صندوقچه‌ی تاریخ بماند و خاطره‌مان از سه‌گاه‌های یاحقی، بنان، پایور و دیگران آلوده‌ی این رخوت‌ها نشود.

برای خرید و دانلود آلبوم سه‌گاه‌وار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0.8 ( 2 رای)
26 تیر 1398
Khalvate Bi Zaman 1

ربط یا بی‌ربطی؟

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

تنها یک بار شنیدن «خلوت بی‌زمان»، حاصل کار مشترک حمید مرادیان و بابک کوهستانی اگر گوشه‌ی چشمی هم به نوشته‌ی کوتاه دفترچه‌ی آلبوم داشته باشیم پرسشی مهم‌تر از خود موسیقی را پیش می‌کشد. و آن این که، آن برچسب ناچسب تلفیق چه تاثیر اعتبارزدایی با خود دارد که حتا به قیمت گفتن یا عملی کردن گزاره‌ای مانند «بدون وارد شدن در حریم جمله‌بندی یکدیگر تنها از جهت احساسی و روند فرمال با هم همراه شده و موسیقی را پیش ببرند» باید از آن اجتناب کرد؟

همه‌ی شواهد موسیقایی بخش‌های مختلف آلبوم که نام «خلوت» بر خود دارند از چیزی حکایت می‌کند که از یکی دو دهه‌ی پیش تا امروز به تسامح تلفیق نامیده‌ایم و از فرط استفاده به یک برچسب طبقه‌بندی تبدیلش کرده‌ایم. نوای ساده‌شده‌ی خلوت سوم را که بشنویم از خود خواهیم پرسید اگر یک نوازنده‌ی ایرانی به تصادف یا از سر مناسبت‌های موسیقایی -که در دو دهه‌ی آغازین سده‌ی بیست و یکم فراوان حالت‌های مختلفش را دیده‌ایم و می‌شناسیم- با یک نوازنده‌ی مثلا رومانیایی همنشین شوند و بی‌تمرین قدری بداهه بنوازند چیزی از پایه متفاوت با آن که می‌شنویم خواهیم شنید؟ مثال‌های به یادمانده پاسخ منفی به این سوال می‌دهد حتا با در نظر گرفتن بارقه‌ی گذرا از پیوند نسبتا پرداخته‌ی هارمونیک‌های ویولا که در انتهای این خلوت در میان مضراب‌های سنتور تنیده می‌شود.

در اغلب لحظات چیزی بیش از تکرار یکی دو نغمه‌ی با اهمیت مُد تا وقتی که ساز دیگر جملاتش را تمام کند نمی‌شنویم. نوعی تک‌گویی که طرف مقابل هر از گاهی زیر لب «خوب»ی می‌گوید یا سری تکان می‌دهد مبادا نبودش حمل بر بی‌توجهی به طرفِ در حال صحبت شود و در واقعیت، انتظار همراه نشنیدن تا نوبت سخن به او بازگردد. شبه‌ساقی‌نامه‌ای که در خلوت چهارم نواخته می‌شود یا ملودی کردی آشنای خلوت هفتم و جواب‌هایی که ویولا به هر کدام از تکه‌های آنها می‌دهد، نمود‌های روشن چنین رهیافت موسیقایی‌ای هستند.

با چنین رویکردهایی به موسیقی «دوبُعدی»، چنان که خود مولفان در دفترچه گفته‌اند، نمی‌رسیم بلکه بیشتر راه به سوی نوعی موسیقی دوپاره یا نوعی تماس سطحی می‌بریم، همان‌طور که نتیجه‌ی کار در خلوت بی‌زمان نیز بوده است.

برای خرید و دانلود آلبوم خلوت بی‌زمان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.3 ( 2 رای)
25 تیر 1398
Pezhvak Khamooshi 1

بیست؛ ولی نه تمام

نویسنده: سعید یعقوبیان

همواره سلطه‌‌ی انباشت‌های فرهنگی در ذهن و عمل ما بیش از آنی است که خود تصور می‌کنیم. موسیقی، حواس و اعصاب ما را در دوره‌ای از حیات‌مان متأثر می‌کند که ذهنمان از هر ایده‌ای در توضیح این تأثیر و تأثر خالی است. مادام که چنین سلطه‌هایی را نشناسیم و نخواهیم زمامِ انباشت‌ها را خود به دست بگیریم (و نه بالعکس) چگونه می‌توانیم احوالات‌مان را شخصی و منحصر به خودمان بدانیم؟ شاید بهتر آن باشد که حالِ هر آشنا به دشتی و همایون را از دشتی و همایون، بیشتر، احوالات فرهنگی بدانیم و بنامیم. ما زبانِ یک نظام موسیقایی مشخص را می‌آموزیم و با همان زبان حرف می‌زنیم و فکر می‌کنیم. چنین نظرگاهی ناقضِ شخصی بودن نیست بلکه نگاه و تعریفی عریان‌تر از آن است؛ همین‌که بدانیم حالاتمان چگونه شخصی‌بودنی دارند.

نواخته‌های به راستی سلیسِ پویان عطایی در این آلبوم که احتمالاً ناشرِ همیشه بی‌سلیقه‌ و قناعت‌پیشه‌ی اثر آن را احوالات شخصی۱ دانسته –نوشته‌ی دفترچه فاقد امضاست- گذشته از آنکه از نظر سامانِ فواصل و چهارچوب مدال به تمامی در دامنه‌ی فرهنگِ موسیقاییِ روزگارِ انتشارش قرار می‌گیرند، در چینش و انتخابِ گونه‌ها نیز متأثر از آموزه‌های نوازنده‌اش بوده‌اند؛ وگرنه (برای نمونه) چگونه می‌توان چنان دشتیِ منزوی و اندوه‌باری را به یکباره با پایکوبی و رنگ به انجام رساند؟ مگر نه این است که چنین ایده‌ای می‌توانست برای مجالس موسیقی صد سال پیش و اقتضائاتشان موجه باشد و امروز تکرارِ آن را صرفاً می‌توان ارائه‌ی موسیقی در قالبِ اجراییِ یک دوره‌ای از گذشته‌ دانست. در «گوناگونیِ جمله‌بندی» یا ریتم و سرعت نیز بر خلاف آنچه اظهار شده، چیز جدیدی از «توانایی‌های سنتور» نمایانده نشده است.

عطایی در این مجموعه به ما نشان می‌دهد که خود را اسیر انباشت‌هایش نمی‌داند تا تلاش کند از آنها دور شود. او به آسودگی در میانه‌ی آموخته‌هایش نشسته و با احوالات فرهنگی خود خرسند است. او به شاگرداول‌ها می‌ماند. نمی‌توان منکر هوش‌شان شد. اما درس‌های امروزِ مدرسه‌ها، یافته‌های آنهایی‌ است که زمانی برایشان شکستنِ عادت‌ها مهمتر از نمره‌ی کامل بوده است. همچنین هیچکس تا همیشه نمره‌بگیر نمی‌ماند. عطاییِ بیست سال بعد با اقامت‌اش در فرهنگی که از آن برآمده جز این خواهد نواخت؟

 


۱- این عبارت، عنوان یک مجموعه آلبوم از نشر «خانه هنر خرد» است که آلبوم‌های این مجموعه مشابهت‌هایی کلی با آلبوم حاضر نیز دارند. رفتار حرفه‌ای می‌طلبید که در متن آلبوم و به کاربردنِ این اصطلاح، دقت و امانت‌داریِ بیشتری صرف می‌شد.

برای خرید و دانلود آلبوم پژواک خاموشی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2 ( 1 رای)
24 تیر 1398
Az Aan Souy 1

گذشتن از مرز

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آنچه در شنیدار اول در طرح‌های رامتین نظری‌جو به گوش می‌رسد (و نیز در نوازندگی خودش)، تاکید وافر بر دقت است و ظرافت صداگیری که به عناصری ساختاری تبدیل شده‌اند. لحن و بیان موسیقایی او -که برآمده از مکتب آموزشی پایور و به گواهی کارهای تالیفی‌اش («در دشت» و «تصنیف‌های استاد فرامرز پایور») سخت دلمشغول معلمِ معلمش است- خواه از نظر محتوا خواه از لحاظ صدادهی، میانه‌ی راه سبک‌های امروزین موسیقی/نوازندگی و میراث استاد فقید ایستاده است؛ بازیگوش و مرددِ گذشتن یا نگذشتن.

در چهار پرده یا مجلس موسیقی که به‌واقع در مقام به فعل درآمدن طرح، باید کار مشترک رامتین نظری‌جو و یاسمین شاه‌حسینی قلمدادشان کرد، همزمان بیان ته‌نشین‌شده‌ی قطعات کارگانی شناخته‌شده را می‌بینیم که با نتایج موسیقایی‌شان، در یک محور تاریخی رویا‌گونِ واپیچیده همزمان شده‌اند. بازی وسواس‌گونه با عناصر خرد ساختاری مخصوصا شدت‌وری (دینامیک) برای نمونه در انگاره‌های شوشتری در «درویش» یا نسبت صدا و سکوت در «چشم‌انتظار» و «قراول»، از لحاظ موسیقایی مربوط به یک سبک و دوره است و منطق ملودیک بعضی از جمله‌ها (مثلا آن لحظه‌هایی که در دوئت میانه‌ی «درویش»، جمله‌ها هر از گاهی به سوی «فانوس» پایور خیز برمی‌دارند) مربوط به سبک و دوره‌ی دیگری که از قضا از لحاظ تاریخی رابطه‌ی تحولی با یکدیگر داشته‌اند. همچنین است گاهی رابطه‌ی الگوهای مضرابی و متر/ریتم با باقی عناصر موسیقایی موجود در هر بخش (برای نمونه سنجش هشت ضربی اواسط «چشم‌انتظار» با تنظیم و تفسیر تصنیف «گریه کن»ِ عارف در انتهای همان پرده بسیار گویاست). و نیز بهره‌گیری از رنگ‌آمیزی در شروع ناقوس‌مانند «از آن‌سوی» به نسبت جملات‌ بلافاصله بعد از آن دو ضربه.

این‌گونه ترکیب عناصر از زبان‌های مختلف موسیقایی خواه به یاری آموزش‎‌های چندگانه باشد یا به صرف زندگی در فضای چندین سبکی/سلیقه‌ای امروز و دسترسی به منابع شنیداری گوناگون، دیگر امر نوبرانه‌ای نیست. بسیار مثال از انواع و اقسام آن می‌توان آورد. آنچه آن را ممکن است شایان توجه کند، تعادلی است که عناصر چندسبکی در کار یک یا چند موسیقی‌دان ممکن است بیابد. آنچنان تعادلی که دیگر نتوان عناصر همنشین‌شده را در آن به راحتی بازشناخت و از هم  جدا کرد؛ یعنی رسیدن به سطح ترکیب.

برای خرید و دانلود آلبوم از آن سوی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.5 ( 8 رای)
24 اردیبهشت 1398
Daftare Santoor 1

نشود فاشِ کسی...

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

محفل یا مجلس تا پیش از پیدایش کنسرت‌، رادیو و آلبوم مهم‌ترین جایگاه شنیدن موسیقی کلاسیک ایرانی بود. مجلس در آن‌وقت جایی بود که موسیقیدان ایرانی هنرنمایی می‌کرد بدون اضطراب حضور در برابر شنوندگان ناشناس یا ابزار ضبط. به این ترتیب تا پیش از ورود فناوری ضبط به ایران آنچه در مجلس روی می‌داد ملک طِلق حاضران بود و پس از تجربه‌‌ی لحظاتش دیگر وجودی نداشت جز در خاطر و نقل‌هایشان. با فراهم شدن امکان ضبط، بعضی صاحبان مجلس وسوسه شدند رویداد را از اسارت زمان برهانند و برای همیشه از آن خود نگهدارند. با این دگرگونی امر (نسبتاً) خصوصی امکان یافت به مشاهده‌ی عموم برسد. پس مجلس تبدیل به «اجرای خصوصی» و «ضبط خصوصی» شد. و این شمشیری دودَم بود. یک دم آنگاه بود که اجرایی کم‌نظیر ضبط می‌شد یا تنها میراث استادی از غبار تاریخ نجات می‌یافت. دم دیگر آنگاه که لغزش‌های حاصل از سهلی و صمیمیت مجلس می‌ماند و فاش همگان می‌شد.

«دفتر سنتور» مجلسِ مجلس نیست. نیم-‌کنسرتی است در میانه‌ی دهه‌ی فترت 1360، گریزگاهی جایگزین همه‌ی امکانات بروز عمومی موسیقی که از دست رفته بود. بااین‌حال لبه‌ی دوم شمشیر را به خوبی می‌نمایاند. این ضبطی است از موسیقیدانی برجسته که به سخت‌گیری در استانداردها شهره است، بدون اغلبشان. در جملات ضبط نه ازپیش‌اندیشیدگی و انسجام فرمی کم‌نظیر پایور به چشم می‌خورد نه اجرای بی‌اشتباه و نه حتا سونوریته‌ی شفاف و یکدستی که در اجرا/ضبط‌های رسمی‌اش شنیده‌ایم. لحظاتی اندک از درخشش خلاقیت هست (بداهه‌ی دشتی یا بیات اصفهان) اما بی‌پیوندی با پیش و پس از خود و به همین دلیل درنمی‌گیرد و دامن نمی‌گسترد، بازهم وارون  آنچه از پایور می‌شناسیم. سود موسیقایی چنین ضبطی دست‌بالا به این محدود می‌شود که ببینیم چگونه پایور بخشی از جملات یک قطعه‌ی پیشین خود را به دستگاهی تازه برده (بخش نخست چهارمضراب ماهور که از چهارمضراب بیات اصفهان «دوره‌ی ابتدایی» یا حضور پایه‎‌ی چهارمضراب ماهور «سی ‌قطعه» در چهارمضراب بیات اصفهان). و اگر چنین است این نقش ناشر/صاحب ضبط است که خودنمایی می‎‌کند. این پرسش را پیش می‌آورد که حکمت انتشار چنین ضبط‌هایی از کسی که به قدر کافی آثار باکیفیت از او موجود است، چیست؟

آروین صداقت کیش دفتر سنتور فرامرز پایور موسیقی سنتی ایرانی تکنوازی سنتور نویز

برای خرید و دانلود آلبوم دفتر سنتور به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.3 ( 6 رای)
09 دی 1397
Bi Gahan 1

راه امن

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

با «بی‌گاهان»، پشنگ کامکار دگرگونی‌ای را که از پیش از «شورم را» آغاز کرده بود کامل می‌کند. او اکنون از آنچه شیوه‌ی ممتاز شناخته‌شده‌اش (با بارزترین تجلی در آلبوم «بارانه») بود بیشتر فاصله می‌گیرد، گرچه هنوز رنگی از آن باقی است. از ساختن و منتشر کردن مجموعه‌هایی کاملا طراحی شده و منسجم (تنها به عنوان یک مثال کافی است پیوند محتوایی «مقدمه و درآمد» در آلبوم بارانه با قطعه‌ی پیش و پس از خودش و نیز کلیت فضای صوتی آلبوم را به یاد آوریم) به سوی نواختن و منتشر کردن بداهه‌های نسبتا کوتاه با پیوستگی ساختاری کم‌تر رفته است.

به طور معمول بداهه (یا دقیق‌تر، بداهنگسازی1) امری خطرخیز و بنابراین مبادرت به آن متهورانه است. اما محتوای موسیقی متاخر پشنگ کامکار نشان می‌دهد او به عکسِ این اصل عمومی، ماوای امن خود را با تکیه بر هر چه خصوصی‌تر شدن (و در نتیجه همیشه در دسترس بودن) امکانات فناورانه، در این بداهه‌ها و این روش آفرینش و انتشار یافته است. سرعت تکلم کم‌تر، چگالی پایین‌تر (به ویژه در ریزها)، تندای عمومی به طور نسبی سنگین و حال و هوای باطمانینه‌تر، جمله‌بندی متعارف‌تر و وفاداری بیشتر به انگاره‌ها و رفتار مُدال شناخته‌شده، مخصوصا در «بی‌گاهان» در چهارگاه و با درجاتی از آزادی بیشتر در «بداهه‌نوازی در مایه‌ی دشتی لا» و از آن بیشتر در بداهه‌ی پس از «یورتمه» همان فضای نرم و ابری اطمینان‌بخش را برایش فراهم می‌کند. مدت زمان کوتاهِ اغلب این بداهه‌ها در مقایسه با برنامه‌های از پیش طراحی‌شده‌ی گذشته، با محدود کردن مرزهای یک بداهه به طول مدت خلاقیت سیال هنرمند دشواری را کم‌تر و حاشیه‌ی امن را بیشتر می‌کند.

نتیجه می‌شود عناصری از سلیقه‌ی تثبیت‌شده‌ی پشنگ کامکار مخصوصا در ضربی‌ها (گرایش به تبدیل ترانه‌ها یا تم‌های محلی به قطعات ضربیِ سازی و گاهی نزدیک به نقل از سابقه‌ی خود وی) که مانند جزیره‌هایی در راه‌های کم‌وبیش آشنای ردیف محصور شده است و مسیر متصوَر پیش روی هنرمند نیز با توجه به نواخته‌های سال‌های اخیرش می‌شود آب رفتن نرم نرم و بی‌صدای آن جزیره‌ها.


1- واژه‌ای ترکیبی که به حقیقت آفرینش در موسیقی کلاسیک ایرانی (چیزی میان بداهه‌ی محض و آهنگسازی) نزدیک‌تر است.

پشنگ کامکار بی گاهان سنتور آروین صداقت کیش موسیقی سنتی ایرانی آوای ساز خورشید

برای خرید و دانلود آلبوم بی‌گاهان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.1 ( 6 رای)
22 آبان 1397
بالا