نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: موسیقی سنتی ایرانی


Black Watermark8

رقصی میانه‌ی میدان

نویسنده: کامیار صلواتی

شنیدن کلّ آلبوم «افسانه‌ی گل یخ» تنها بیست و چند دقیقه طول می‌کشد. نوازنده پرگویی نمی‌کند و شیفته‌ی سخن‌رانی خود نیست. قصدش را به اختصار و کفایت می‌گوید و می‌گذرد. اما این قصد چیست و وقتی که گذشت، چه از خود بر جای می‌گذارد؟

آلبوم با مضراب‌هایی عبادی‌وار آغاز می‌شود و در ادامه آشکار می‌شود که ستاره احمدی، جایی مابین نوازندگان معاصر سه‌تار به ویژه بهداد بابایی، و نوازندگانی قدیمی‌تر چون عبادی ایستاده است. چهره‌ای که از نوازنده در ذهن مخاطب ترسیم می‌شود، چهره‌ی نوازنده‌ای آگاه و توانا به تکنیک‌ها و امکانات نسبتاً نویافته‌ی نوازندگی سه‌تار است که در نمایش‌گریِ این آگاهی خویشتن‌دار است. انگاره‌ی اصلی این اثر شاید نوعی در میانه ایستادن باشد: در میانه‌ی امروز و دیروز، و در میانه‌ی محافظه‌کاری و سرکشی.

این در میانه ایستادن صورت‌های دیگری هم دارد: احمدی در آغاز شوری را روایت می‌کند که مرزهای‌اش عمداً سیال‌اند؛ نه چندان شور است، نه خیلی دشتی، و نه ابوعطایی موکد.این روحیه کمابیش در قطعه‌ی بعدی، افسانه‌ی گل یخ، که ساخته‌ی خود اوست نیز ادامه پیدا می‌یابد. در هم‌آمیزی نسبتاً متساوی درآمد شور و درآمد دشتی و شهناز و اوج دشتی، دیگر تفاوت معناداری میان مجموعه‌هایی چون «آواز دشتی» با گوشه‌هایی چون «گوشه‌ی اوج» وجود ندارد. نوازنده مدام در این چند گوشه‌ی اصلی پرسه می‌زند و آن‌ها را به هم وصل می‌کند. در میانه ایستادن احمدی در ماهیت مدال آلبوم هم خود را می‌نمایاند: هرچند نواخته‌های او مقید به گستره‌های مدال شناخته شده‌ی گوشه‌ها نیستند (یعنی به راحتی از محدوده‌های چهار نتی و پنج نتی معمول آن‌ها عدول می‌کنند) و در نتیجه با تغییر مداوم هسته‌های مدال و تغییرات کروماتیک همراهند، قرائتی نو از این روابط مدال ارائه نمی‌دهند. در اغلب لحظات محافظه‌کارند،  و حتی در مدگردی از دشتی به نوا سراسیمه و پرداخت‌ناشده. این‌جا نیز این در میان بودگی هویداست: هویت کلی مدال و رفت‌و‌آمد گوشه‌ها گوش‌آشناست، اما پرش‌ها، تغییر رجیسترها و تغییرات نسبتاً پررنگ کروماتیک اندکی آشنایی‌زدا.

این «در میانه ایستادن»، دانسته یا نادانسته و با همه‌ی خوب و بدش، خصلت بنیادین این اثر است.

برای خرید و دانلود آلبوم افسانه‌ی گل یخ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
09 شهریور 1398
Yek Ghafeleh Del 1

خوبِ بی‌خطر

نویسنده: کامیار صلواتی

«یک قافله دل» آلبومی محترم اما محافظه‌کار است؛ نه سخنی تازه می‌گوید و نه سودای جهانی دیگر در سر می‌پروراند. اثری برای گروهی از سازهای ایرانی در همایون و شوشتری، که حتی خط باس‌اش هم یادآور تجربه‌های چهل سال پیش هستند. تقریباً در کار هر آن چیزی است که به عنوان ویژگی تیپیکال آلبوم‌های موسیقی کلاسیک ایرانی در چهل ساله‌ی اخیر می‌شناسیم، چه در توالی و تجمیع گونه‌های اجرایی، چه در سازبندی، چه در تنظیم و بازتفسیر قطعات «قدیمی»، و چه حتی در امور دیگری چون نحوه‌ی انتخاب شعرها؛ الگویی که از تجاربی چون آثار گروه‌های عارف و شیدا نمونه‌برداری کرده‌اند و اگر در دوران اوج شکوفایی این تیپ آثار خلق می‌شدند، می‌توانستند نمونه‌ای درجه‌ی دو از آن‌ها قلمداد شوند. از این رو، این آلبوم تنها این تنه‌ی اصلی و فرسوده‌ی چند دهه‌ی اخیر را فربه‌تر می‌کند؛ تنه‌ای که چند سالی است رو به تکیدگی دارد. «یک قافله دل» تاکنون نمونه‌های همانند زیادی داشته و احتمالاً از این به بعد هم نمونه‌های مشابه‌اش از راه خواهند رسید. گاهی ساز و آوازهایش شنیدنی‌اند و «به‌بَهـ»ی را از عمق جان برمی‌انگیزانند؛ به ویژه در دو ساز و آوازی که یکی با همراهی نی و دیگری با همراهی تار اجرا شده است، و گاهی از فرط دل سپردن به کلیشه‌های رایج در آثار همانندش، قابل‌ پیش‌بینی و در نتیجه ملال‌آور می‌شود. در حقیقت، این اثر و آثاری که این‌چنین محو هنجارهای شنیداری عصر خود هستند و درنتیجه عنصر پیش‌بینی‌ناپذیری ندارند، پیام‌هایی به مخاطب مخابره می‌کنند که مملو از «پِرت اطلاعاتی»اند، آن‌قدر که در مخاطب نیازی برای شنیدار فعالانه ایجاد نمی‌کنند و واکنشی را به محتوای خود برنمی‌انگیزانند. «یک قافله دل» به دلیل همین برخورد غیرانتقادی و غیرحلاج‌گرانه، خوب و بد این دست آثار را یک‌جا با هم خریده و یکسره تن خود را به این تکیه‌گاه سپرده است.

در حقیقت، آزمون وجاهت «یک‌ قافله دل» و آثار مشابه‌اش، نه صرفاً با عیاری درونی، که با سنجه‌ای بیرونی ممکن می‌شود: اثری این‌چنین، در تاریخ موسیقی ما با همه‌ی بالا و پایین‌هایش در دهه‌های اخیر، و در ظرف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زیست ما، کدام دغدغه را –جز اشتیاق خالقان‌اش برای خلق- پاسخ‌گوست؟

برای خرید و دانلود آلبوم یک قافله دل به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.8 ( 2 رای)
27 مرداد 1398
zarbi2

باشگاه پرورش ذوق

نویسنده: سعید یعقوبیان

در تعریف «زیبایی» کتاب‌ها نوشته شده و نظریه‌های گوناگونی طرح شده‌ است. اما قائل به هر رویکردی که باشیم، عاملِ «ذوق» سنجه‌ی گزینش و ارزیابیِ زیبایی در هر نظرگاهِ مشخص است. شکل‌گیریِ این معیار را گاه متأثر از طبیعت (به معنای موسع‌اش) می‌دانند، گاه آن را محصول تجربه‌ی زیستِ اجتماعیِ زیبایی‌شناسانه برمی‌شمارند و برخی نیز ذاتی و فطری‌اش می‌دانند. ذوق محصولِ تمامِ اینهاست و هر منشایی که داشته باشد، تواناییِ ذهن است در غربال امر زیبا. ذوق، زیبایی را می‌پذیرد و خود، زیباییِ دیگری می‌آفریند.

سنجه‌ی «ذوق» در روند آموزش‌های فکر شده و در ساحتِ تمرکز و دقت تربیت‌پذیر است و تکامل‌یابنده و مآلاً در آمیزش‌اش با هر انگیزه‌ای غیر از پروراندنِ خود (مثلاً به امواج بازار سرسپردن) تحلیل‌رونده است و به کمترین‌ها قانع‌شونده. ذوق در هر سطحی که باشد قابل پرورش است تا با هرچه بر سر راهش قرار می‌گیرد راضی نشود. فرایندِ این پرورش، خود موضوعی سهل و ممتنع است که به مؤلفه‌های مختلفی از جمله حضور و درنگ در محیط‌هایِ حاصلخیزِ هنری بستگی دارد. تعمق در ضربی‌خوانی‌های حسین تهرانی در آلبوم حاضر می‌تواند تجربه‌ی قرار گرفتن در چنان محیط‌هایی را برای آنانی که در هر کجایِ مسیرِ بی‌پایانِ آموختنِ موسیقیِ ایرانی‌اند فراهم کند.

اغلب قطعات این آلبوم را اهل‌اش این سو و آن سو جَسته گریخته شنیده‌ بودند. حال یازده نمونه از ضربی‌خوانی‌های حسین تهرانی یکجا گردآمده که از این حیث مجموعه‌ای ارزشمند بدست آمده‌‌ است. کافی است نمونه‌ اجراهای دیگری را از برخی تصانیفی که اینجا می‌شنویم در ذهن مرور کنیم (برای نمونه «بار فراق دوستان...» در بیات ترک). خواهیم دید که تهرانی چگونه با تغییراتی بسیار ظریف در لحن‌ها و نغمه‌ها، روح دیگری بر کلمات دمیده و اثر را لطف دیگری بخشیده است. در تغییر پی‌درپی و خلاقانه‌ی ریتم‌های متنوع، انتخاب وزن‌هایِ موسیقاییِ مختلف بر روی وزن‌های عروضیِ واحد، به کار بستنِ آرایه‌های نغز و ظریف در ملودی‌ها و در جزء جزءِ این نواختن‌ و خواندن‌ها غربالگریِ یک ذوقِ کم‌نظیر را می‌شنویم.

ضربی‌خوانی‌های حسین تهرانی را فارغ از جنبه‌های اسنادی و تاریخی‌اش و علاوه بر اینکه اثری بسیار شنیدنی ا‌ست می‌توان به عنوان خوراک‌هایی مفید و مطمئن در جهت پرورش ذوق موسیقی ایرانی تجویز کرد.

برای خرید و دانلود آلبوم ضربی‌خوانی‌های حسین تهرانی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.7 ( 6 رای)
12 تیر 1398
shere zan2

جنسیتِ مظلوم، موسیقیِ مظلوم‌تر

نویسنده: فرشاد توکلی

بیش از آواز، که به‌واسطه‌ی رنگ و گستره‌اش می‌تواند زنانه یا مردانه باشد، قابلیتِ دیگری برای انعکاسِ جنسیتْ در ذاتِ موسیقی نیست؛ حداقل تا آنجا که به روابطِ صداها باز می‌گردد. تحمیلِ جنسیت‌محوری بر صداها، که راه‌های نمودِ خود را در نظام‌های موسیقایی به اتکای روابطِ دیگری یافته‌اند، همان‌قدر ناروا، بی‌مبنا، ساختگی و غرض‌ورزانه است که بر حقوق و زندگی اجتماعیِ انسان‌ها؛ و به‌خصوص، اینجا و به احترامش، در داوریِ موسیقیِ زن.

شعر زن چنین تحمیلی بر موسیقی روا داشته، اما تنها از این مسیر نیست که شکستِ خود را حتمی می‌کند. مسیر اصلی از خلال ادعاهای موسیقایی می‌گذرد: «نگاهِ پلی‌فُنیک، تلفیق شعر و موسیقی با معیارهای علمی، شناخت دقیق مُدهای ایرانی و کاربردِ صحیح آن، رنگ‌آمیزی صوتی و استفاده‌ی به‌جا از سازهای مختلف با توجه به قابلیت‌ها و وسعت صوتیِ آنها و در نهایت افزودنِ چاشنی احساس و بیان زنانه». شعرِ زن تقلید ناموفقی است از تجربه‌هایی از جنس مجید درخشانی؛ تجربه‌هایی که موفقیتِ خود آنها نیز تردیدبرانگیز است: تحمل‌پذیر کردنِ ساز و آواز با نشاندنش بر همنوازیِ گروه، بی‌هیچ رابطه‌ی معناداری بین‌شان؛ تکنوازی‌هایی که گاه در کمتر از یک‌دقیقه‌شان سه‌بار ویرایش دیجیتال انجام شده است؛ بافت صوتی‌ای که از خود دفاع نمی‌کند، نه آنجا که به بسط و گسترش ایده‌ها مربوط است و نه آنجا که سازهای برگزیده را می‌کاویم ــ نمونه‌اش حضور مزاحم و تقریباً همیشگی ویلن‌سِل‌ها؛ و دیگر نمونه‌ها.

اما حقِ شعرِ زن را به‌جا نیاورده‌ایم، اگر از تولیدِ بی‌کیفیتش نگوییم. گذشته از صدابرداری و میکسِ بی‌کیفیت (به‌ویژه برای سنتور)، آنچه احساسِ هیچ انگاشته شدن را به‌طرزی سخاوتمندانه به مخاطب القا می‌کند ویرایش‌های دیجیتالِ متعدد است؛ نه‌تنها از آن جهت که سه دقیقه تکنوازیِ «زنی که [...] حرف‌هایی دارد از ملودی‌های غنی ردیف» را برای‌مان سرِ هم می‌کنند، بلکه از آن جهت که تا این حد ناشیانه‌اند. اگر رواست که مسئولیت اصلیِ این کیفیت را بر دوش نسترن هاشمی بگذاریم، این هم رواست که مؤسسه‌ی ماهور را نیز در این کار سهیم بدانیم؛ مؤسسه‌ای که به‌نظر می‌رسد با سرعت از دورانی که در کیفیتِ تولید وسواس به‌کار می‌بُرد دور می‌شود. آیا بی‌جاست این وضعیت را معلولِ انتشارِ آلبوم‌های بی‌هزینه‌ای بدانیم که کارشان کارِ کارتِ ویزیت است؟

برای خرید و دانلود آلبوم شعر زن به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0.4 ( 8 رای)
29 خرداد 1398
Sarv Balaye Sahi 1

خواندن در چنبره‌ی تکلّف

نویسنده: فرشاد توکلی

سروبالایِ سهی، همان‌طور که امیر شریفی در توضیحاتِ مبسوطش در آلبوم متذکر شده، اجرای یک مجلسِ موسیقی ایرانی است، در یکی از خلوت‌ترین و البته متداول‌ترین نمودهایش (ساز و آواز و تنبک) و نیز با پافشاری بر ارائه‌ی تمام بخش‌های متفاوت مجلس؛ از پیشرو (جایگزینِ پیش‌درآمد) تا تصنیف و رِنگ. این گونه پافشاری از ویژگی‌های شریفی است. نگاهی به آثاری که مستقل یا غیرمستقل ارائه کرده کافی است تا بدانیم او از جمله موسیقی‌دانانی است که هویتِ هنری‌شان را با توسل و یادآوریِ تبار و تاریخ می‌جویند. از پایان‌نامه‌اش در بازنوازی آثار میرزاحسینقلی و همکاری در گروهِ بازسازیِ شیدا تا چهارسو، برافشان، حُزان و تصانیف عارف قزوینی، او دنباله‌رویِ ایده‌هایی است که تاریخ یا تاریخ‌گرایانْ پیشِ رویَش گذاشته‌اند. خصائصی هم که کارش را، به‌ویژه در نوازندگی، با دوره‌های موردعلاقه‌اش متفاوت می‌کند از سرمشق‌های نزدیک‌تر متأثراند: مانند ایجاد تضادهای ناگهانی در شدت‌وری، عبارت‌هایی همیشه ضعیف‌شونده (دکرشندو)، ریزهای همیشه قوی‌شونده (کرشندو)، ایجاد واریاسیون تنها از طریق تقارن‌های ریتمیک. تا این‌جا ظاهراً همه‌چیز آماده است تا در این اثر نسخه‌ی دیگری از همین ایده‌های آشنا را بشنویم.

اما این تنها تا جایی است که به شریفی وابسته است. سروبالایِ سهی احتمالاً اولین اثری است که آواز محمداسماعیل قنبری را منعکس کرده است؛ آوازی اثرگذار، ردیف‌شناسانه و گزیده‌کارانه که این‌همه را در خلوتی و سادگی، با ظاهری شبیه به آواز دراویش، به‌طرز ویژه‌ای گرد آورده است. بنابراین، مجلسِ موسیقیِ ارائه‌شده، که خود حاصلِ مجالسی است که شریفی از آنها تحتِ عنوانِ «تمرینات و همنشینی‌های پُردامنه» یاد کرده، حاصل ترکیب دو خواست موسیقاییِ متفاوت است: یک‌سو شریفی و انبوه کوشش‌هایش، هرچند ناموفق، برای هرچه پیچیده‌تر کردنِ موسیقی؛ و سوی دیگر قنبری‌، که پیچیدگی‌ها را به سود تأثیر و ایجاز کنار نهاده است. تفاوتِ این دو افقْ حاصلِ ترکیب‌یافته را از انسجام و یک‌دستی و روانی دور کرده است. تار در تکلفِ جملات و تغیرات ناگهانیِ شدت‌وری‌ها گاه آن‌قدر اصرار می‌ورزد که گویی در تمام آن «همنشینی‌های پُردامنه در پاییز و زمستان 94» به این آوازِ خاص گوش نمی‌کرده است.

اینجا است که به‌نظر می‌رسد جای یک درنگ خالی است: از گذشته تا هنوز، نه ایده‌ها، که پیاده‌سازی و عملی‌کردن‌شان است که هنرمندی را آیینگی می‌کند.

برای خرید و دانلود آلبوم سرو بالای سهی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.4 ( 7 رای)
27 خرداد 1398
afra2

گیاهی در حلبی‌آباد

نویسنده: سعید یعقوبیان

«افرا» را اگر با فرهنگ غالبِ نوازندگیِ زمانه‌ی انتشارش بسنجیم باید با شنیدن همان چند مضراب اول در سه‌گاه، در آن کوکِ پایینِ این سازِ فروتن، روی چشم بگذاریم. در این روزگارِ فقیر و حقیرِ گیر کرده روی فواصلِ کوچک، یافتنِ نوازنده‌ای که ادبیات تحریر و آرایه بر سرانگشتانِ چالاک‌اش جاری باشد دشوار است. نیز اطلاقِ فکرشده‌ی عبارتِ «برخاسته از ذهنیتِ اجراکننده» به جای برچسبِ مصطلح و نابخردانه‌ی «آهنگساز» که به هر نواسازی‌ای  نسبت‌اش می‌دهند، جای تحسین دارد. با در نظر گرفتنِ پیشینه‌ی «فیاضی» نیز از پیش می‌دانیم که با چه گونه از نواختنی رو در روییم. اما او این بار سه‌تار به دست گرفته و همانطور که خود نوشته آرزوی ضبط یک آلبوم تکنوازی با سه‌تار را محقق کرده ‌‌است.

از این مرحله که بگذریم می‌توانیم دور از هیاهوی کسبِ رکوردِ سرانه‌ی نوازنده در خاورمیانه، در خلوتِ خودمان بنشینیم و این افرا را با خودش و تنه‌ی تناورِ تاریخ‌ صدساله‌اش بسنجیم. «افرا» هم از زاویه‌دیدِ خُرد و هم در افقِ کلان‌ساختاری، مناسبتِ مشابه و یکسانی با ردیف دارد. در ساختارِ خُرد الگوهای پرشماری از ردیف در «افرا» نواخته شده اما تحریرها و جمله‌بندی‌هایی خارج از ردیف نیز در دستان نوازنده‌اش وجود دارند. ساختار کلان نیز اگرچه وابستگیِ جزمی به ردیف ندارد اما این چینشِ مدال‌ِ سرراست‌ چندان غریب و کوچه پس کوچه‌ای نیست: پیش از این نیز زابلِ سه‌گاه را بدل به شور کردن، در محله‌های شور قدم زدن و آمیختن‌ اینها به مخالف به کار گرفته شده است.

شاید آنچه که می‌توانست حتی همین محتوا را نیز اثرگذار و ماندگار کند و از سطحِ ثبتِ یک اثرِ سه‌تارنوازی در کارنامه‌ی یک نوازنده فراتر برد، صداگیریِ شاخص و جاندار از ساز ‌بود. ناخنِ فیاضی در نوانس، در ایجاد کنتراست معنادهنده‌ی مضراب‌ها (به ویژه با فقدان تمایز ملموسِ مضراب‌های چپِ قوی) و در خلقِ سایه‌روشن‌های دینامیک روی سیم‌های مختلف کم‌توان است. این ضعف در صداگیری از ساز در بخش‌هایی -به ویژه روی سیم زرد- باعث شده جملات موسیقی درهم و نامفهوم شنیده شوند (برای نمونه بشنوید دوضربی مخالف را) از همین‌روست که در پایان اجرا از خود می‌پرسیم این تکرارِ «زنگ شتر» چه مشخصه‌ی ویژه‌ای نسبت به تمام اجراهای پیش از این داشت؟

سعید یعقوبیان تمبک افرا گهرناز مسائلی بهاره فیاضی 

برای خرید و دانلود آلبوم افرا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.8 ( 6 رای)
19 خرداد 1398
Shabaji 1

گیاهِ پیوندی

نویسنده: سعید یعقوبیان

از باغچه‌بان، پایور، پژمان و حتی پیش از آنها تا امروز همواره برخی موسیقیدانان ایرانی سراغ موسیقی نواحی نیز رفته‌اند. از میراث ردیفی که بگذریم، عده‌ای نغمه‌های محلی را از صافی موسیقی کلاسیک غرب گذرانده‌اند (خوانده‌هایِ منیر وکیلی را نام ببریم از میان ده‌ها اثر دیگر) گاه آثاری منتج از علاقه‌مندی‌هایی پژوهشی تصنیف شده‌اند (مانند «موسیقی مازندرانی» محمدرضا درویشی) گاه این موسیقی‌ها بستری برای مردم‌پسند شدن موسیقی کلاسیک ایرانی بوده‌اند (مثلاً در «شب سکوت کویر»، کیهان کلهر) و گاه دستمایه‌ی برداشت‌هایی شخصی شده‌اند (مثلاً در برخی کارهای محسن نامجو).

همچنین در دهه‌های گذشته عاملینی از خود این موسیقی‌ها که موسیقی علمی نیز می‌دانستند دانش و تجربه‌شان را به خدمت موسیقی خود درآورده‌اند (آثاری از کامکارها و نمونه‌های دیگر). از همین نوع، در شاباجی نیز چند قطعه از موسیقی مازندران برای گروه سازهای ایرانی و یکی دو ساز محلی تنظیم شده که حاصل کار در اینجا یک موسیقی دورگه از آب درآمده‌‌است. مرکزگرایی و نوع برخورد با موسیقی مازندران در اجرای تارِ تنها به روشنی عیان است. تار شور دستگاهی می‌نوازد و هیچ نشانی از مازندران در آن نیست. در تنظیم برای گروه نیز بافت رقیق هموفونیک، به‌کارگیری ایده‌هایی چون استیناتو، استفاده از برخی تکنیک‌ها در نوازندگی سازها که متعلق به موسیقی محلی نیستند و از همه مهم‌تر تعدیل فواصل، موسیقی را به بیانی کلاسیک نزدیک کرده‌اند. در شروع قطعات، شنونده نمی‌تواند حدس بزند که قرار است موسیقی محلی بشنود. در دیگر سو آنچه ابوالحسن خوشرو می‌خواند یا آنچه للـه‌وا می‌نوازد دقیقاً در همان فواصلی نیست که گروه نشان می‌دهد. به بیان دیگر محتوای اخذ شده از مخزن موسیقی محلی، با الک شدنِ گل‌بوته‌های بومی و پر شدن از چاشنی‌های شهری، در تثبیت هویت موسیقایی خود–که حرف و هدفِ این اثر است- تنها به گویش، حضور یکی دو ساز بومی و نهایتاً با لهجه‌دادن به برخی لحظات معدود موسیقی با چند اشاره‌ و لحن‌ بسنده کرده‌است؛ مقایسه کنیم با آلبوم «مال‌کنون» (عطا جنگوک، 1376) که در آنجا همه‌ی موسیقی، بختیاری حرف می‌زند.

موسیقی‌های نواحی ایران، پوشیدن کت و شلوار شهری را هم تجربه کرده‌اند. اغلب به آنها پوشانده شده و گاه خود سراغ‌اش رفته‌اند. گاه بهشان آمده و گاه نه!

سعید یعقوبیان شاباجی بابک خوشرو ابوالحسن خوشرو

برای خرید و دانلود آلبوم شاباجی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.7 ( 6 رای)
01 خرداد 1398
بالا