نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: موسیقی سنتی ایرانی


400x402

جاودانگی

نویسنده: علیرضا جعفریان

‌پنجگاه آخرین آلبوم علی اکبر شکارچی‌ست که در گرامی‌داشت پنج استاد موسیقی منتشر شده: عطا جنگوک، داریوش صفوت، محمد رضا لطفی، هابیل علی‌اف و احمد محسن‌پور. آلبوم شامل پنج فایل تصویری از تکنوا‌زی‌های کمانچه‌ی شکارچی در سال‌های 82 الی 94 است که البته معلوم نیست در زمان اجرای‌شان هم به یاد اساتید مذکور نواخته شده‌اند یا صرفاً در این آلبوم از میان اجراهای مختلف گزیده‌ شده و هر کدام به یکی از اساتید اختصاص یافته‌اند. اما به هر حال نوع اجراها همانی‌ست که از شکارچی انتظار داریم و به نظر نمی‌رسد تناسبی میان موسیقی و شخصی که موسیقی به او تقدیم شده وجود داشته باشد. توضیح چنین مسائلی در چنین آلبومی ضروری‌ست، اما پدیدآورندگان پنجگاه زحمتی به خود نداده‌اند. کیفیت صدا و تصویر هم بدتر از آن چیزی‌ست که انتظار می‌رود. پنجگاه بیش از آنکه شبیه به آلبوم در معنای مرسوم امروزی‌اش باشد، شبیه به پخش اینترنتی بخش‌هایی از چند کنسرت در رسانه‌های تصویرمحور است. اما با این حال، آلبومی که خالقش یکی از مهم‌ترین نوازنده‌های عصر حاضر باشد در هر شرایطی شنیدنی‌ست.

فعالیت‌های علی اکبر شکارچی را می‌توان به دو دسته‌ی آهنگسازی برای گروه سازهای ایرانی و نوازندگی ساز کمانچه تقسیم کرد. که البته همیشه بارزترین خصوصیت مشترک هر دو دسته تلفیق موسیقی کلاسیک ایرانی با موسیقی منطقه‌ی لرستان بوده است. در دهه‌ی شصت آهنگسازی‌های شکارچی برای گروه سازهای ایرانی، بیشتر از آنکه در راستای حفظ موسیقی لرستان باشند، نوآورانه و تجربی به نظر می‌رسیدند. و از همین ناحیه هم مورد نقد قرار گرفتند. جدای از اینکه در آن زمان حفظ ارزش محسوب می‌شد یا نوآوری، حالا بعد از گذشت چند دهه، از زاویه‌ای دیگر می‌توان به این آثار نگاه کرد: اگر ارزش تاریخی را تسامحاً کنار بگذاریم، این دسته از فعالیت‌های شکارچی در ارزش‌گذاری هنری نمره‌ی بالایی کسب نمی‌کنند؛ امروز یک گروه موسیقی دانشجویی می‌تواند آثار به مراتب نوآورانه و  پیشرفته‌تری خلق کند. اما آن دسته از فعالیت‌های شکارچی که به نوازندگی ساز کمانچه مربوط می‌شود هنوز هم بعد از گذشت سال‌ها دارای ارزش‌هایی فارغ از ارزش‌های تاریخی‌ست؛ برای یک دانشجوی موسیقی چون شکارچی نواختن رؤیاست. به نظر می‌رسد مسئله «پیشرفت» است. وقتی پای پیشرفت در میان باشد، تاریخ مصرف هم معنادار می‌شود. و شاید به همین دلایل باشد که رفته‌رفته از فعالیت‌های شکارچی در دسته‌ی اول کاسته و به دسته‌ی دوم افزوده‌ شده است.

پنج گاه علی اکبر شکارچی علیرضا جعفریان موسیقی سنتی ایرانی کمانچه

برای خرید و دانلود آلبوم پنجگاه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
12 اسفند 1397
Khamoshiye Nazdik 1

یک نصفِ جهانْ احساس و حسرت

نویسنده: فرشاد توکلی

خاموشیِ نزدیک محصول هنرمندان اصفهان است و در آن نیز می‌توان آن گرایش‌های کلی را که پیشتر، در ”جهان موسیقاییِ نصفِ‌جهان“، مورد اشاره قرار دادیم بازشناخت. تکیه بر آواز و همراهی‌اش با سازِ نی این‌جا نیز کاملاً وجود دارد. سیاق آواز نیز همچون نمونه‌ی یادشده است: تکیه بر شعر و پرهیزِ حتی‌المقدور از تحریر. این تکیه بر شعر و پرهیز از تحریر نه‌تنها الزاماً به درست‌خوانی شعر نمی‌انجامد، بلکه گاه چنان مؤکد اجرا می‌شود که حاصل را می‌توان نوعی متن‌خوانیِ آهنگین در مترِ آزاد دانست که فاصله‌گیری‌اش با نمونه‌های مشابه در مداحی و روضه‌خوانی تنها به دو عامل وابسته است: همراهی‌شدن با ساز و استفاده از فرهنگِ مایه‌های موسیقی ایرانی، از طریق به‌کارگیریِ گوشه‌های موسیقی دستگاهی. زمانی که فرهنگِ مایه‌های موسیقی ایرانی رنگ می‌بازد یا نادیده گرفته می‌شود (مانند مینورخوانیِ بدل از درآمدِ بیاتِ اصفهان در همین اثر) دیگر همه‌چیز بر دوش نوازندگان می‌افتد.

اما سنّت‌های موسیقاییِ اصفهان امروز، همان‌طور که انتظار می‌رود، چندان هم یک‌دست نیستند. خاموشی نزدیک از این نایکدستی شمّه‌ای را آشکار می‌کند. هرقدر تکلیفِ نی‌نواز در ساخت و پرداخت عبارات موسیقایی با تکیه بر ادبیاتِ موسیقاییِ آواز (شامل شعر و تحریر) روشن است، سه‌تارنواز (کامیار فانیان، آهنگسازِ اثر) بین آشتی دادنِ ردیف‌های خاندان فراهانی و آموزه‌های ستاره‌های اصفهانی (شهناز و کسایی) بلاتکلیف به‌نظر می‌رسد. پاسخ فانیان به این بلاتکلیفی، تا آنجا که به تکنوازی اندکش مربوط است، کنارنهادنِ آموخته‌های ردیفی و رقیق کردنِ هم‌زمانِ چگالیِ موتیف‌ها و رفتارهای مُدال است؛ چیزی درست نقطه‌ی مقابلِ نوازنده‌ی نی.

در کنار این‌ها، توجه به ساخته‌های فانیان نیز نوعی دیگر از رقِّت را می‌نماید؛ رقیق کردن ایده‌های تولیدات تهران: استفاده از شعر معاصر؛ انواع مایه‌گردانی‌ها، هفت‌ضربی‌ها و پنج‌ضربی‌ها، تنوع سازها (در این اثر تنها از سه‌تار، نی و تنبک استفاده شده است). متکی به نسخه‌ی تصویریِ اثر که انتشار یافته است، حاصل این همنشینی‌ها نوعی حس و حسرت موسیقایی است که از طریق نمایشِ ظاهری می‌کوشد بیشتر جدی و عمیق شناخته شود تا جوان و احساساتی. تصویرْ پرسش کلی دیگری را نیز به ذهن متبادر می‌کند: اداها و نمایش‌ها به کناری نهاده، قدیمِ مرمت‌شده‌ی معمار صفوی را (سرایع بدیع، محل تصویربرداریِ اثر) کدام جدیدِ نوسازِ آهنگسازِ امروز هم‌سنگ خواهد شد؟

فرشاد توکلی کامیار فانیان خاموشی نزدیک پارسا حسندخت

برای خرید و دانلود آلبوم خاموشی نزدیک به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.5 ( 1 رای)
05 اسفند 1397
Saghe Khoshk Bahar 2 1

شکوفه گرفتن از ساقه‌ی خشک

نویسنده: فرشاد توکلی

”ردیف“، هم‌چون هر پدیده‌ی تاریخیِ دیگر، از ایده تا شکل‌گیری و از آن‌جا تا تدریس و درک و تفسیر، مسلماً همواره دچار دگرگونی بوده است. بی‌شک، یکی از مهم‌ترین زمینه‌های بررسی در مورد ردیفْ واکاویِ تغییر و تحول و دگرگونیِ مفهومِ این پدیده‌ی موسیقایی ایرانی نزدِ موسیقی‌دانان است؛ مفهومی که به نظر می‌آید دگردیسی‌های متعددی را در قالب‌های: محتوای آموزشی یک استاد مشخص؛ میراثی موزه‌ای؛ نوعی الفبای ساخت موسیقی؛ و حتی اصل و تامیّتِ همیشگیِ موسیقیِ ایرانی تاکنون به خود دیده باشد.

اکنون که، از یک سو، دیگر تقریباً مهم‌ترین ردیف‌ها و حتی بسیاری آثار که در دوران خودشان این عنوان را نداشتند با این نام منتشر شده‌اند و، از سوی دیگر، غالبِ موسیقی‌دانان می‌کوشند به‌نحوی خود را، حتی در تکنوازی‌ها، از این پدیده مبرا نشان دهند، اثری با محتوای «ردیف‌نوازی» چگونه وجاهت انتشار می‌یابد؟ پاسخِ سیاوشِ ایمانی به این پرسشْ فهمِ ردیف به عنوانِ اثرِ موسیقی‌دانی مشخص است که، به همین دلیل، می‌تواند به قصدِ «تفسیر خلاق و هنرمندانه» مورد بازنوازی قرار گیرد. از این منظر، او به یکی از کانونی‌ترین ایده‌های تاریخِ شکل‌گیری ردیف باز می‌گردد؛ ایده‌ای که در سِیر خود منجر به شکل‌گیریِ نوعی فرمِ ملودیک‌ـ مُدال (ردیف) در انتهای دوره‌ی قاجار شد.

با این حساب، اجرای هنرمندانه و بااحساسِ ایمانی از ردیفِ آوازی عبدالله دوامی، گرچه احتمالاً تحتِ‌تأثیرِ نحوه‌ی انتشارِ نسخه‌ی بیپ‌تونزی دستخوش مشکلاتی شده است (سکوت‌های بی‌جایِ انتهای هر تِرَک)، تنها اجرا از چهار اجرای منتشرشده‌ی این ردیف است که چنین برداشتی را آگاهانه جوهره‌ی کار خود قرار می‌دهد. آگاهی عملیِ ایمانی از هنر آوازخوانی به او اجازه داده است سلیقه‌ی آوازخوانیِ خود را بر مضراب‌ها جاری کند. او تحریرها را نه بر اساس یک دانشِ مدْرِسی از تکنیک‌های اجراییِ تار که متکی بر این خوانش می‌نوازد؛ به‌ویژه با اجرای متفاوتِ نمونه‌های مشابه.

از جنبه‌ی اجرای بی‌وقفه و هنرمندانه از یک ردیف، اثر ایمانی اگرچه به کار مجید کیانی در 1368 شبیه است، اما فاصله‌ی درست و هوشمندانه‌ی خود را در همین ایده می‌گیرد که نه‌تنها موسیقی کلاسیکِ ایران را به بازنوازیِ ردیف نمی‌کاهد، بلکه، با فهمِ ردیف به‌عنوان یک ”ساخته“، بر وجوهِ مغفول‌مانده‌ی موسیقی‌شناسیِ تاریخی ایران (ذیلِ مفهومِ ردیف) نور و تأکید بیشتری می‌تاباند.

برای خرید و دانلود آلبوم ساقه‌ی خشک بهار ۲ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.8 ( 8 رای)
15 بهمن 1397
Dar Kenare Jouybaran 1

جهانِ موسیقاییِ نصفِ‌جهان

نویسنده: فرشاد توکلی

بیشترین تأثیرِ انواعِ فناوری‌های تولید، توزیع و تسهیلِ ارتباطات و انتقال اطلاعات را می‌توان در خنثاسازی زمان و مکان یافت: انتقالِ انواعِ ”دیگری“ ـ اعم از فرهنگی، هنری، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ـ به زمانه‌ها و سرزمین‌هایی که با خاستگاهِ اصلی‌شان گاه قرن‌ها و قاره‌ها فاصله دارند. با این همه، آیا هنوز می‌توان از سلیقه و گرایشِ هنریِ (در این‌جا موسیقی) خاصِ یک شهر در مقابل شهری دیگر صحبت کرد، آن‌هم در داخلِ یک کشور؟ آیا هنوز می‌توان گروه‌هایی را یافت که نسبت به سلایق فرهنگیِ پیشین‌شان در چارچوب یک هویتِ جغرافیاییِ دور از مرکز پافشاری نشان دهند؟ و اگر آری، دلیل آن چه می‌تواند باشد؟ از همه مهم‌تر، آیا این گروه‌ها را می‌توان عقب‌تر از آن گروه‌های مستقر در مرکز دانست که سلایقی را به نمایش می‌گذارند که محتوای کانونی خود را به پشتوانه‌ی همین دردسترس قرار گرفتنِ ”دیگران“ به‌دست آورده‌اند؟

در کنارِ جویباران می‌تواند فرصتی باشد برای اندیشیدن به چنین پرسش‌هایی در محدوده‌ی موسیقی کلاسیکِ ایرانی. موسیقی‌دانانِ این اثر همگی از اصفهان‌اند؛ شهری که هنرمندانش در سی‌سالِ اخیر کوشیده‌اند تا با معرفی، تأکید، مصادره و یا برساختِ گروهی از ویژگی‌های موسیقایی از تمرکزِ موسیقاییِ کانون‌های هنری تهران بکاهند. فارغ از صحت و سُقمِ ادعاهایی که در چنین چشم‌اندازی مطرح می‌شوند، در کنارِ جویباران را می‌توان نمونه‌ای از گرایشی دانست که بر ارائه‌ی موسیقی ایرانی در ساختارهای تکامل‌یافته در انتهای دوره‌ی قاجار، و البته متأثر از ذوق‌ورزی‌های هنرمندانِ پس از آن، اصرار می‌ورزد. چه با نگاه به این اثر و چه با توجه به دیگر آثارِ موسیقی‌دانانِ این خطه، می‌توان دریافت که مرکزگرایی موسیقاییِ اصفهانی عمده‌ی هویتِ برساخته‌ی خود را از آوازمحوری در مقابل سازمحوریِ کانون‌های هنری تهران به‌دست می‌آورد.

انواعِ ”دوره“ها (کانون‌های هنریِ ادواری)، که به ارتباط بیشترِ نسل‌ها کمک می‌کنند؛ تسلطِ خاطره‌ی موسیقی‌دانانِ برجسته‌ی بومی بر ذهنِ مدرسینِ موسیقیِ اصفهان، که به‌خصوص در رواجِ آموزشِ آواز، نی و تار خود را بازتاب می‌دهد؛ و وجود نمادهای عینی از سابقه‌ی مرکزیتِ اصفهان (به‌خصوص در معماری)؛ را می‌توان از جمله عوامل مرکزگرایی اصفهانی دانست. با این حال، با مقایسه‌ی کانون‌های مهمِ دیگری چون تبریز و شیراز، وسوسه‌ی این پرسش باقی‌ست که: چرا تاریخ بر ذهنِ اصفهانی‌ها بیشتر سنگینی می‌کند؟

برای خرید و دانلود آلبوم در کنار جویباران به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.4 ( 7 رای)
09 بهمن 1397
Hanooz Avaz 1

وصفِ شوق

نویسنده: سعید یعقوبیان

خانه‌هایی کنار هم ساخته‌شده، با یک معماریِ دست ‌کم دویست ‌ساله و استادانه؛ دستگاه‌ها را به مسامحه چنین بیانگاریم. می‌توان به شکل‌های مختلف این خانه‌های قدیمی را سیاحت کرد. از جمله با ساز و آواز که به تنهایی یا باهم، در اجراهایی منفرد، بارها و بارها، داخل یک خانه را می‌آرایند؛ رنگ می‌زنند، می‌چینند و قدم به قدم‌اش را به مشتاقان‌اش نشان می‌دهند. طبیعتاً دیدن یک خانه با همان دیوارهایی که بارها دیده‌ شده، از جایی به بعد ذوقی نخواهد داشت علی‌الخصوص اگر سال‌ها گروهی بی و حتی بد سلیقه‌، خانه‌ها را همچون دلّالان به ما نشان داده باشند؛ خانه‌هایی که گشت و گذارهایی جاودانه از آنها در خاطرمان داریم. مگر آنکه ذکاوت و قوه‌ی خلاقه‌ای باشد تا رنگی دیگر بزند یا طرح و طرزی نو بچیند. دست‌مان را بگیرد و بر مسیری تازه، خانه به خانه راه‌هایی نرفته پیش چشم‌مان بگذارد. یا اگر هیچ راه و نقشِ نوی نمی‌زند و آرایشی پیش‌تر آزموده شده را برای نمایش برمی‌گزیند، خود، یک همراهِ دقیق، جوینده و با حال باشد، دنیایی‌ یگانه باشد در کالبد آدمی؛ که با او بودن تجربه‌ی دیگری شود. آنکه خانه را با او می‌گردی گویی از خودِ خانه مهمتر است و شاید حتی از کشف راه‌های نرفته‌ای از خانه‌ای به خانه‌ی دیگر هم. گاه فقط از یکی دو گوشه‎ برایت حرف می‌زند؛ حرف‌هایی زیسته‌ی او و چشم‌اندازهایی از دریچه‌ی تجربه‌های او. کافی‌ست! با خود می‌گویی. طالبش باشی حوصله‌ات سر نمی‌رود. کامیاب می‌شوی، یاد می‌گیری و سرمستی و سرورِ این همراهیِ گیرا در تو می‌ماند و ادامه می‌یابد. پنج تفرج با آوازِ علی‌اصغر شاه‌زیدیِ هفتادساله و همراهی شهرام میرجلالی در «هنوز آواز»، هنوز چنین خاطره‌هایی برایمان می‌سازند و به جا می‌گذارند. گاه در قامتِ درویشی مثنوی‌خوان که با افشاری و اصفهان به سنگینی از کنار پنجره‌ی خانه می‌گذرد، گاه رندی چهارگاه‌خوان که از پرده‌ی مغلوب در حصار پهلو می‌گیرد و گاه عاشقی غمین که در دشتی و شور می‌سراید، می‌موید. شاه‌زیدی شعرخوان نیست آوازخوان است. او –چنانکه باید- به جای تلاش برای فهماندنِ شعر به مخاطب، در بستری موسیقایی، بر موج‌های الحان، خود در حال کشفِ شعر است و شنونده را در این پویش با خود همراه می‌کند.

برای خرید و دانلود آلبوم هنوز آواز به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.8 ( 6 رای)
18 دی 1397
Daftare Santoor 1

نشود فاشِ کسی...

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

محفل یا مجلس تا پیش از پیدایش کنسرت‌، رادیو و آلبوم مهم‌ترین جایگاه شنیدن موسیقی کلاسیک ایرانی بود. مجلس در آن‌وقت جایی بود که موسیقیدان ایرانی هنرنمایی می‌کرد بدون اضطراب حضور در برابر شنوندگان ناشناس یا ابزار ضبط. به این ترتیب تا پیش از ورود فناوری ضبط به ایران آنچه در مجلس روی می‌داد ملک طِلق حاضران بود و پس از تجربه‌‌ی لحظاتش دیگر وجودی نداشت جز در خاطر و نقل‌هایشان. با فراهم شدن امکان ضبط، بعضی صاحبان مجلس وسوسه شدند رویداد را از اسارت زمان برهانند و برای همیشه از آن خود نگهدارند. با این دگرگونی امر (نسبتاً) خصوصی امکان یافت به مشاهده‌ی عموم برسد. پس مجلس تبدیل به «اجرای خصوصی» و «ضبط خصوصی» شد. و این شمشیری دودَم بود. یک دم آنگاه بود که اجرایی کم‌نظیر ضبط می‌شد یا تنها میراث استادی از غبار تاریخ نجات می‌یافت. دم دیگر آنگاه که لغزش‌های حاصل از سهلی و صمیمیت مجلس می‌ماند و فاش همگان می‌شد.

«دفتر سنتور» مجلسِ مجلس نیست. نیم-‌کنسرتی است در میانه‌ی دهه‌ی فترت 1360، گریزگاهی جایگزین همه‌ی امکانات بروز عمومی موسیقی که از دست رفته بود. بااین‌حال لبه‌ی دوم شمشیر را به خوبی می‌نمایاند. این ضبطی است از موسیقیدانی برجسته که به سخت‌گیری در استانداردها شهره است، بدون اغلبشان. در جملات ضبط نه ازپیش‌اندیشیدگی و انسجام فرمی کم‌نظیر پایور به چشم می‌خورد نه اجرای بی‌اشتباه و نه حتا سونوریته‌ی شفاف و یکدستی که در اجرا/ضبط‌های رسمی‌اش شنیده‌ایم. لحظاتی اندک از درخشش خلاقیت هست (بداهه‌ی دشتی یا بیات اصفهان) اما بی‌پیوندی با پیش و پس از خود و به همین دلیل درنمی‌گیرد و دامن نمی‌گسترد، بازهم وارون  آنچه از پایور می‌شناسیم. سود موسیقایی چنین ضبطی دست‌بالا به این محدود می‌شود که ببینیم چگونه پایور بخشی از جملات یک قطعه‌ی پیشین خود را به دستگاهی تازه برده (بخش نخست چهارمضراب ماهور که از چهارمضراب بیات اصفهان «دوره‌ی ابتدایی» یا حضور پایه‎‌ی چهارمضراب ماهور «سی ‌قطعه» در چهارمضراب بیات اصفهان). و اگر چنین است این نقش ناشر/صاحب ضبط است که خودنمایی می‎‌کند. این پرسش را پیش می‌آورد که حکمت انتشار چنین ضبط‌هایی از کسی که به قدر کافی آثار باکیفیت از او موجود است، چیست؟

آروین صداقت کیش دفتر سنتور فرامرز پایور موسیقی سنتی ایرانی تکنوازی سنتور نویز

برای خرید و دانلود آلبوم دفتر سنتور به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.3 ( 6 رای)
09 دی 1397
Be Yade Lotfi 1

فزونی ناگفته‌ها

نویسنده: کامیار صلواتی

باز اجرای یک اثر، با تنظیم یکسان و در زمانی تقریباً یکسان، مسأله‌ای است که تاکنون کمتر در موسیقی ایرانی مورد توجه قرار گرفته است. به‌‌نظر می‌رسد که «به یاد لطفی»، از معدود نمونه‌هایی است که از این لحاظ کمی شبیه به بازاجراهای رایج در موسیقی کلاسیک غربی است، با این تفاوت که –بنا به توضیحات سرپرست گروه نهفت- قطعات آلبوم پیش از اجرای آن قطعات توسط خود آهنگساز، یعنی محمدرضا لطفی، اجرا و ضبط شده‌اند.

در این آلبوم، چند نکته جلب توجه می‌کند؛ یکی آنکه با شنیدن آن می‌توان در دلایل احتمالی کمبود اجراهای مختلف از یک اثر واحد لختی بیشتر اندیشید؛ از جمله، تفوق نسبی فرهنگ شفاهی پس از همه‌ی این سال‌ها، و فزونی «ناگفته»هایی که در حین اجرا و ضبط آثار نوشته شده توسط سرپرست یا آهنگساز یا نوازندگان تعیین می‌شوند، که به معنای وجود عرصه‌ای بسیار بزرگ‌تر برای تفسیر و تغییر در تعیین خصوصیات اجرای یک اثر است. در «به یاد لطفی»، صدادهی گروه از نظر دینامیک بسیار تخت‌تر از صدادهی اجراهایی است که تحت نظر خود لطفی ضبط شده‌اند (مثلاً پیش‌درآمد اصفهان «به یاد لطفی» را با اجرای همین اثر توسط گروه شیدا مقایسه کنید). تقسیم‌بندی جمله‌ها میان سازها و رجیسترها و صداهای مختلف در لحظاتی کاملاً با اجرای لطفی و گروه شیدا متفاوت است، و حتی در بعضی لحظات، اجراها از نظر آگوگیک هم اندکی با هم متفاوت هستند (از جمله در تصنیف «حصار» که پیشتر به نام «ای عاشقان» اجرا شده بود). این حجم از عدم تعین و سیال بودن مرزهای اجرا، نشان می‌دهد که پس از نزدیک به صدسال از بازگشت وزیری به ایران، نت‌نویسی و به نوشتار درآوردن دقیق قطعات موسیقی کلاسیک ایرانی همچنان راهی دور و دراز در پیش دارد.

از اهداف درون‌گروهی اجرای این آثار که بگذریم، ویژگی دیگری که در «به یاد لطفی» خودنمایی می‌کند، محافظه‌کاری بیش از حد گروه در اجرای آثار لطفی‌ حتی در قیاس با اجرای خود گروه شیداست؛ محافظه‌کاری‌ای که در اجرای بسیار خنثی و کم‌تنوع قطعات رخ نمایانده است (و فراموش نباید کرد که خودِ لطفی در نظر عده‌ای به محافظه‌کاری متهم می‌شد). واهمه و احترام به جایگاه استاد است که گروه را به چنین محافظه‌کاری‌ای واداشته یا پای عاملی دیگر در میان است؟ دلیل هرچه که باشد، فردیتی در این‌جا گم شده است؛ ذهنیتی که این آثار را تفسیری نو ببخشد و آن‌ها را اندکی از سایه‌ی استاد برهاند.

پوریا اخواص به یاد لطفی گروه نهفت موسیقی سنتی ایرانی کامیار صلواتی گروه نوازی جهانشاه صارمی

برای خرید و دانلود آلبوم به یاد لطفی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2 ( 6 رای)
03 دی 1397
بالا