نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: موسیقی دستگاهی


Mehriyan 1

سزاواریِ بازآفرینی

نویسنده: سعید یعقوبیان

آلبوم‌هایی همچون «مهریان» حتی اگر تمام و کمال تکرارِ گذشته –در اینجا پرویز مشکاتیان- باشند همین که گذشته را در همان سطح، تولید و ارائه کرده‌اند می‌توانند یادآور برخی نکات برای شنوندگان پیگیر امروز باشند. از جمله اینکه موسیقی قرار نیست حتماً شاخ غولی بشکند یا لزوماً و همیشه بارِ تازه‌ و نچشیده‌ای داشته باشد. شنونده‌ی این موسیقی اگر باشید –متخصص و غیرمتخصص- از اینکه مجریان، مسیرِ از پیش گشوده شده را بی تخطی و لکنت عبور می‌کنند راضی خواهید بود و اگر در مسیرِ گذشته گُلی از خود نیز بکارند و ذوقی پرورش یافته از خود نشان دهند که چه بهتر. همان پایه‌ی چهارمضرابِ آغازینِ اثر، به روشنی جغرافیایِ این موسیقی را روشن می‌کند. این صحت و دقت، هم در خلق موسیقی و ملودی‌پردازی ا‌ست و هم در اجرا و عمل؛ که سلامتِ هر دو و به ویژه اجرای تر و تمیز، مهریان را با نوازندگان کارآزموده و دقیقِ گروه‌اش کامیاب کرده است. می‌توان «مهریان» را بیست سال عقب‌تر برد و جای آلبومی همچون «کنج صبوری» -از آثار درجه دوی پرویز مشکاتیان- تصورش کرد. چیزی کم و زیاد ندارد. (شاید تنها تفاوت در این است که اینجا نواساز و تنظیم‌کننده برای گروهِ سازهای ایرانی دو نفر اند) منتها نباید فراموش کنیم که توقعِ همان اندازه شنیده شدن، امروز دیگر چندان به جا نخواهد بود. هم زمانه دیگر شده، و تأمل و توقف بر سرِ بهترین‌ها و شاخص‌ترین‌ها نیز دیگر –متأسفانه- دیرپا نیست، و هم هنوز نامِ ناموَری پشتِ این اثر نیست. پذیرشِ در چنین موقعیتی قرار گرفتن و مدعایی بیش از گذشته نداشتن، نخستین گامِ تولید چنین آثاری می‌تواند باشد. شرافت و صداقتی اینچنین را در «مهریان» می‌توان حس کرد.

نکته‌ی دیگری که «مهریان» می‌تواند یادآورِ آن باشد این است که نیمه‌ی پرِ/ رویِ دیگرِ یک تکرارِ شایسته، حیاتِ یک نوع از موسیقی‌ست و قدرتِ نفوذش در زمان، در نسل‌های بعد. اگر چه در اینجا شاگردانِ درس‌خوانِ درس‌خوانده راهِ استاد را رفته –یا ادامه داده‌اند- اما نشانِ این ذائقه را امروز در گروه‌های بسیارِ دیگری نیز می‌توان یافت. نیمه‌ی خالی نیز آنجاست که علاقه‌مندان هنوز ترجیح می‌دهند همان «مقام صبر» و «صبح مشتاقان» و «افق مهر» را گوش دهند.

برای خرید و دانلود آلبوم مهریان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.6 ( 5 رای)
21 فروردین 1398
Bahare Ghamangiz 1

تا دوردستِ دمِ‌دست

نویسنده: فرشاد توکلی

بهار غم‌انگیز، که به استناد نوشته‌ی خالقش (علیرضا جواهری) در ابتدای دهه‌ی 1370 آفریده شده است و اکنون نزدیک به سه‌دهه بعد صورتِ انتشار می‌پذیرد، بیش از آن‌که فرصتی برای تجربه‌ی شنیداری متفاوتی باشد، درنگِ بازاندیشی در بنیادهای آن چیزی است که می‌توانیم گفتمانِ موسیقاییِ چاووش بنامیمش؛ نوعی جنبش موسیقاییِ عمیقاً متکی بر استعدادِ شخصی و درافتادگی در موقعیتِ اجتماعیِ چندرگه‌خواهِ پس از بهمن 57، که بی این هردو جز رُفتنِ راه‌های رَفته چیز زیادی برای هوادارانش نداشت. غم‌انگیزی این اثر نیز، از سویی، در دور بودن از این دو تکیه‌گاه است و، از سوی دیگر، در امیدهای بی‌پشتوانه‌ای که شاگردانِ چهره‌های این جنبش بر بنیادهای موسیقاییِ آن چهره‌ها بستند.

بازتاب‌های این غم‌انگیزی در کجاهاست؟ در قطعاتی مطول، که طویلند بی‌آن‌که ما را به چیزی دورتر از توالی گوشه‌های بیات‌ترک در ردیف میرزاعبدالله ببرند (قطعه‌ی 1، پیش‌درآمدی نزدیک به 10 دقیقه)؛ طولانی‌اند بی‌آن‌که ما را به بیش از خواندنِ یک غزلِ ضعیف توسط خود شاعرـ‌خواننده (آن‌هم گاه غلط) بر روی یک چهارمضرابِ متوسط برسانند (قطعه‌ی 4، 13 بیت در بیش از 19 دقیقه)؛ قطعاتی که انبوهی از هم‌نوازی‌ها را به‌کار می‌گیرند، بی‌آن‌که بر بافتِ صوتی چیز زیادی اضافه کنند (در چهارمضراب و تصنیف)؛ و سرانجام تصنیفی که شاعرـ‌خواننده‌اش هم از «قفس» و «آزادی» می‌سراید، هم از «هجرِ» مَهی که دل را دیوانه کرده و آهنگسازش همان روندهای تکراری پیش‌درآمد و چهارمضراب را، این‌بار فرسایشی‌تر از قبل، پیشِ روی کلمات می‌گذارد (نزدیک به 7 دقیقه).

آن درنگِ بازاندیشی که در بهار غم‌انگیز چهره می‌گشاید چیزهای بیشتری نیز به ذهن می‌آورد؛ گوشه‌هایی از پایان‌یافتگی و انسداد مسیرِ چاووش، که بعدها تقدیر همه‌ی موسیقی ایرانی خوانده و قلمداد شد. نشان می‌دهد چگونه یک جنبشِ ستاره‌محور می‌میرد: آن‌گاه که برای استعدادهای درراه جز تکرار و تقلیدِ چهره‌ها راهی نیست، چراکه برای آموزش نسخه‌ای جز شبیهِ دیگری شدن به‌دست نداده‌اند؛ و آن‌گاه که بافت صوتیِ یک آنسامبل ایرانی را به دهه‌ی ستاره‌ها می‌کاهند، در حالی‌که آن دهه دهه‌ی عدالت و برابری در اجرا و حضور و قضاوتِ هنری نیست؛ و آن‌گاه که باقی‌مانده‌ی ستاره‌ها ورود ستاره‌های جوان‌تر را بر نمی‌تابند، مگر تا سی‌سال بعد، به اکراه و صغیرنوازی و اغماض و اطمینان از بی‌اثریِ آمدنشان.

فرشاد توکلی علیرضا گلبانگ موسیقی ایرانی بهار غم انگیز علیرضا جواهری

برای خرید و دانلود آلبوم بهار غم‌انگیز به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.3 ( 8 رای)
26 دی 1397
Oghat 1

رونویسی از رونوشت

نویسنده: سعید یعقوبیان

در آثار هنری رجوع به یک متن کهن و بازنماییِ آن با رویکردی بدیع و امروزین یا به حال آوردنِ وقایع و شخصیت‌های نامدارِ زمان‌های گذشته در ساحتی مدرن رایج است. در چنین آثاری متنِ گذشته، از صافیِ تجربه‌ی شخصیِ هنرمند گذر و با خوانشی متفاوت، مخاطب را با روایتی دیگر از متن مواجه می‌کند. اوقات (و آثار مشابه) چنین راهی نمی‌روند. محتوای اثر، همان متنِ زمان-گذشته است و قرار نیست رنگ متفاوتی به متن پاشیده شود.

اوقات، بدونِ ارائه‌ی خوانش یا روایتی دیگر بدواً با ارائه‌ی استاندارد دستور زبان موسیقی دستگاهی خود را شایسته‌ی توجه می‌سازد و با تکرارِ متنی که دست کم یک قرن است در موسیقی کلاسیک ایران غالب بوده و در چهل سالِ گذشته سلطه داشته ‌است، تشخص و هویت یافتنِ خود را به خارج از متن منحصر می‌کند: به شکل و شمایلِ محصولِ صوتی‌ای که به بازار ارائه شده است. اوقات، در «وقتْ» تعبیر کردنِ هر یک از چهار تکه تک‌نوازیِ حدوداً یک ربع ساعتی (در نوا، سه‌گاه، بیات اصفهان و شور) به دنبال معنایی شخصی و خوانشی متباین می‌گردد؛ در تصاویرِ سیاه و سفیدِ امپرسیونیستیِ جلد آلبوم، در پیشکش کردن یک «وقت»‌ به یک دوست عزیز، در گره ‌زدنِ شنودِ مضراب‌ها به خواندنِ گفته‌ای از کاهنه‌ای از آفرودیت در دفترچه و مواردی از این دست. اگر نوازنده‌ای چون سعید هرمزی بی آنکه از چند و چون ضبط سر در بیاورد یا برایش اهمیتی داشته باشد سه‌تارش را می‌نواخت، اینجا خودِ نوازنده ضبط و میکس و مسترینگ را انجام می‌دهد و در وجهِ مخالفِ ماجرا تأکید می‌کند که نشسته، نواخته و برخاسته‌ است: یعنی با وجود آشنایی با کار صدا، «به دور از دستکاری‌های پسینی» هیچگونه ویرایش صوتی‌ای روی نواخته‌ها انجام نشده است.

اینگونه آثار نه تنها به اصلِ متن و دست نخوردن آن قانع‌اند بلکه اساساً هدف‌شان در اغلب اوقات، حفظ یک «سنت دیرین» و ارائه‌ی خالص، درست و بی‌روایتِ همان است؛ که گاه حتی در ادبیاتی که متن را به مخاطب ارائه یا معرفی می‌کند نیز قائل به همان دایره‌ی دنیای متنِ مرجع‌اند و گاه همچون «اوقات»، با تکیه بر عناصری پیراموسیقایی، لباسی دیگر بر متنِ سالخورده می‌پوشانند.

موسیقی کلاسیک ایرانی سعید یعقوبیان تکنوازی سه تار اوقات مقداد شاه حسینی موسیقی دستگاهی

برای خرید و دانلود آلبوم اوقات به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.9 ( 7 رای)
11 آذر 1397
Afshari 1

معضل صدادهی

نویسنده: علیرضا جعفریان

یک سؤال متداول در میان نوآموزان سازهای تار و سه‌تار این است که کدام ساز دشوارتر است؟ یک جواب متداول هم این است که سه‌تار در ابتدای راه ساز ساده‌تری‌ست اما در ادامه‌ دشوارتر می‌شود. واضح است که نمی‌توان به چنین سؤالاتی پاسخ‌های همه‌شمول داد. اما، حقیقتاً نوازندگی سه‌تار تفاوتی مهم با سازهای دیگر دارد: وقتی نوازنده‌ی سه‌تار سال‌ها آموزش دیده، ردیف را از بر شده، بداهه‌نوازی در گوشه‌ها و دستگاه‌های مختلف را یاد گرفته، قطعات دشوار را می‌تواند بنوازد و حتا به حد معلمی رسیده، تازه با یک معضل بزرگ مواجه می‌شود که هر کسی نمی‌تواند از پس آن برآید: صدادهی سه‌تار.

حسین اینانلو در آلبوم «افشاری» با یک مشکل ساده روبه‌روست: سه‌تارش خوش‌صدا نیست. و البته این مشکل به طور مشخصی به تکنیک نوازندگی مربوط می‌شود، نه مشکلات ضبط یا صدابرداری. اینانلو برخلاف اینکه با مُد و ریتم به مثابه‌ی یک «مسئله» برخورد کرده، به نظر می‌رسد مسئله‌ی صدادهی را چندان جدی نگرفته است. به این مشکل در سونوریته، باید مشکل موزیکالیته را نیز اضافه کنیم. اینانلو مانند بسیاری از نوازندگان سه‌تار، احتمالاً طبق عادت، مضراب‌های زائد و اضافه‌ای به سیم بم می‌زند. دینامیسم در نوازندگی او متناسب با عبارت‌پردازی‌های موسیقایی نیست. و علاوه بر عدم رعایت دینامیسم در تک‌تکِ جمله‌ها، این مشکل در مقیاسی کلی‌تر نیز دیده می‌شود: در طول آلبوم مدام شاهد تَنِش هستیم و اهمیتی به توالی‌های تنش/آرامش داده نشده است.

اینانلو در توضیحات آلبوم گفته است «این آلبوم به لحاظ درون‌مایه نگاهی کاملاً کلاسیک به موسیقی دستگاهی دارد اما به لحاظ اجرایی و فرم و نوازندگی و تحرک جمله‌بندی و زمان‌بندی کاملاً معاصر است». فارغ از اینکه منظور از واژه‌های کلاسیک در برابر معاصر، درون‌مایه و یا فرم چه باشد، با اطمینان می‌توان گفت آنچه اینانلو در آلبوم افشاری نواخته است کاملاً در درون گفتمان موجودِ نوازندگی سه‌تار جای می‌گیرد؛ حفظ محتوای مدال موسیقی دستگاهی دوران قاجار و تغییر در شیوه‌ی نوازندگی رایج‌ترین و معمول‌ترین گفتمان موسیقایی در دهه‌های گذشته بوده است.

پویان گرامی حسین اینانلو ماهور علیرضا جعفریان سه تار افشاری تکنوازی موسیقی دستگاهی موسیقی ایرانی

برای خرید و دانلود آلبوم افشاری به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.2 ( 8 رای)
07 آذر 1397
Ravayate Esfahan 2 1

انعکاس وضعیت تاریخی سه ساز

نویسنده: کامیار صلواتی

روایت، نوعی بازنمایی از امری حقیقی است که در جهان خارج به وقوع پیوسته است. از آن‌جایی که هیچ گزارش و بازنمودی نمی‌تواند جای اصل اتفاق را بگیرد، روایت نه هیچ‌گاه کاملاً صحیح است نه مطلقاً غلط. روایت‌ها را نمی‌شود هیچ‌گاه به تمامی سنجید و رأی به بطلان یا حقانیت‌شان داد. هر نوع روایتی، نسبت به آن چیز که روایت‌اش می‌کند، فاصله‌ای دارد.

در میان آن‌چیزهایی که میان بازنمود و امر بازنمایی‌ شده «فاصله» می‌اندازد سه عامل انگار پررنگ‌ترند: ذهن راوی یا راویان، بستر مکانی و زمانی خلق روایت، و بالاخره مدیومی که روایت از طریق آن بازنمایی می‌شود. روایت را اگرچه نمی‌توان درستی‌سنجی کرد، می‌توان آن را انعکاسی از این سه عامل دانست. روایت بیش از آنکه حاوی حقیقت آن امر بیرونی –مثلاً واقعه‌ای تاریخی- باشد، منعکس‌کننده‌ی این سه مولفه است؛ از این روست که روایت برخلاف ظاهرش، کمتر به آن واقعیتی که به آن ارجاع می‌دهد وابسته است تا این عوامل.  

روایت «اصفهان»، روایت سه نوازنده است از یک پدیده‌ی تثبیت شده و تاریخی به نام آواز اصفهان در ردیف (بماند که ردیف نیز خود نوعی روایت است از نظامی مستتر). سه نوازنده، یکی نوازنده‌ی کمانچه، دیگری نوازنده‌ی تار، و دیگری قانون، در واپسین سال‌های قرن چهاردهم شمسی، روایت اکنونی‌شان از این آواز (اصفهان) را با سازهایشان بازمی‌نمایانند.

با مرور نواخته‌های آن‌ها می‌توان با سه روایت، و سه انعکاس متفاوت روبه‌رو شد: اولی با فاصله‌ای دورتر از نظم سنتی می‌ایستد (کمانچه)، دومی به شدت وام‌دار نوازنده‌ای تأثیرگذار (لطفی) است (تار)، و سومی روایتی «بی‌لهجه»تر و استاندارد است (قانون). با وجود این، هیچ‌کدام نمی‌توانند کاملاً بر روی پای خود بایستند و هرکدام به دستمایه‌ای تاریخی و عینی تکیه می‌کنند: اولی بر تصنیفی از درویش‌خان، دومی بر یک ضربی از لطفی، و آخری بر یکی از گوشه‌های متریک ردیف. این شاید، آینه‌ی از وضعیت رپرتوار «معاصر» این سازها پس از گذشت همه‌ی این سال‌ها نیز باشد؛ وضعیتی که هنوز به یادمان‌های آشنای تاریخی‌اش بسیار متکی‌ست. علاوه بر این، این روایت وابسته به مدیوم روایت‌گرش (سازها) و تاریخ‌شان نیز هست: تار همچنان بر شانه‌ی غول‌هایش می‌ایستد، قانون به‌واسطه‌ی میراث کم‌پشت‌ترش در سده‌ی اخیر به بیان و «لهجه»ای متمایز نرسیده، و کمانچه اگرچه چون قانون بی‌تاریخ نیست، کمتر وظیفه‌ی بازگویی سنت و ردیف را عهده‌دار بوده است. این سه تک‌نوازی، آگاهانه یا ناآگاهانه، انعکاسی‌اند از تاریخ این سه مدیوم (ساز)، ذهنیت‌های سوار بر آن‌ها در دوران معاصر و تاریخی، و بالاخره بستر مکانی و زمانی خلق آن‌ها.

کامیار صلواتی پریچهر خواجه روایت اصفهان حسام اینانلو کلاسیک ایرانی

برای خرید و دانلود آلبوم روایت اصفهان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.6 ( 7 رای)
05 آذر 1397
بالا