نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: گروه‌نوازی سازهای ایرانی


Chashme Bi Khab 1

سهم آهنگساز

نویسنده: علیرضا جعفریان

چشم بی‌خواب حاصل همکاری حسام‌الدین سراج و گروه «سور» به سرپرستی و آهنگسازی مجید مولانیاست. وقتی خواننده‌ا‌ی کهنه‌کار و پرآوازه مانند سراج همراه آهنگسازی جوان آلبومی را منتشر می‌کند، اگر نشانه‌هایی از خواننده‌سالاری در آن دیده شود عجیب یا دور از انتظار نیست. قسمتی از این نشانه‌ها می‌تواند مربوط به ناشر و مخاطب آلبوم باشد. مثلاً در چشم بی‌خواب اینکه یک صفحه از دفترچه‌ به عکسی تمام‌قد از خواننده اختصاص یافته، یا اینکه توضیحات سراج درباره‌ی آلبوم بر توضیحات آهنگساز مقدم دانسته شده نشانه‌هایی از خواننده‌سالاری هستند که بیش از هر کسی متوجه ناشرند. یا به عنوان مثال اینکه مخاطبْ آلبوم را متعلق به سراج بداند را می‌توان بخشی از خواننده‌سالاری دانست که مخاطب به اثر تحمیل کند. اما خواننده‌سالاری را در سطحی عمیق‌تر و در خود متن موسیقایی نیز می‌توان کاوید. در چشم بی‌خواب نوع ملودی‌ها، شیوه‌ی برخورد با شعر و حتی تنظیم قطعات به ذهنیتی که از آثار سراج داریم بسیار نزدیکند و شاید بتوان این موضوع را سهم آهنگساز در خواننده‌سالار بودنِ آلبوم دانست: سهم آهنگساز، کم‌سهم بودن او در ساخت موسیقی است.

به مسئله‌ی سهم آهنگساز در این آلبوم از زاویه‌ای دیگر نیز می‌توان نگریست. چشم بی‌خواب از آن دسته آثار موسیقایی است که به نظر می‌رسد سازندگان آن جنبه‌ی ادبی را بر جنبه‌ی موسیقایی مقدم دانسته‌اند. علاوه بر دفترچه‌ی آلبوم که بیش از هر چیزی درباره‌ی اشعار تصنیف‌ها و آوازها صحبت کرده، در خودِ اثر هم نشانه‌های تقدم کلام بر موسیقی را می‌توان جست. خصوصاً در تصنیف‌ها این موضوع بیشتر به چشم می‌آید. در بسیاری لحظات به نظر می‌رسد ملودی‌های خنثی صرفاً برای همراهی شعر پدید آمده‌اند؛ موسیقی موجودیت مستقلی ندارد و انگار که اگر کلام نبود، موسیقی هم علتی برای وجود نداشت. تقدم کلام بر موسیقی را به نوعی می‌توان مقارن با تقدم خواننده بر آهنگساز دانست. به این ترتیب کلام‌محور بودنِ موسیقی نیز، مضاف بر خواننده‌سالاری، سهم آهنگساز در ساخت آلبوم را کاهیده است.

برای خرید و دانلود آلبوم چشم بی‌خواب به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
25 آبان 1398
Del Be To Dadam 1

دوگانه‌ی بی‌اعتبار

نویسنده: کامیار صلواتی

انگاره‌ی خلق «دل به تو دادم»، و احتمالاً بخش قابل توجهی از آثار امروزی موسیقی کلاسیک ایرانی، بر سنتز یک دوگانه‌ی مفروض استوار است. این انگاره‌ی دیالکتیک، که دست‌کم صد سالی‌ست دغدغه‌ی دست‌اندرکاران موسیقی کلاسیک ایرانی را شکل داده، به بهترین نحو در دو جمله‌ی متوالی در دفترچه‌ی «دل به تو دادم» عیان است: «در این اجرا سعی بر آن بوده تا اصالت‌های موسیقی قدیم با نوگرایی‌های معاصر تلفیق و اثری ایجاد شود تا از همه‌جهت قابل دفاع باشد. [...] “دل به تو دادم” سخن دیروز به زبان امروز است». پس برای شناختن و ارزیابی این اثر، باید این دو جمله را به میانجی موجودیت شنیداری اثر بازخوانی کرد.

شق اول این دوگانه، چنانکه مرسوم است، بر «تاریخ» و لابد «اصالت» (که معلوم نیست چرا مترادف ماهیت امر تاریخی فرض می‌شود) دلالت دارد. ابزار دست‌یابی به این «اصالت موسیقی قدیم» کلیدواژه‌ای‌ست با نام «بازسازی» که چند باری در دفترچه رخ‌نمایی کرده است. با شنیدن خود اثر درمی‌یابیم که تا همین‌جا صاحب‌اثر به دو اشتباه افتاده است: دم زدن از «اصالت»ی جوهری که بنا به ذات شدیداً زمان‌مند-مکان‌مند موسیقی، در اساس بی‌معناست، و دوم خلط معنای «بازسازی» با «تفسیر». اصطلاح «بازسازی» در موسیقی‌شناسی تاریخی معنا و تعریفی دارد که بی‌شباهت به آن‌چیزی‌ست که در این آلبوم می‌شنویم. یک اثر نمی‌تواند هم‌زمان هم «بازسازی» کند و هم «نوگرایی» هنری داشته باشد، زیرا هدف بازسازی –که در این‌جا پدیده‌ای شناختی و کوششی علمی‌ست- با «نوگرایی» -که در این‌جا کوششی هنری‌ست- سازگار نیست. 

این شق اول دوگانه‌ی مفروض پدیدآورندگان بود. شق دوم، باز هم چنانکه مرسوم است، بر «معاصریت» اصرار دارد. بی‌آنکه نیازی باشد که در معنای این دو اصطلاح عمیق‌تر شویم، تنها کافی‌ست از خود بپرسیم که مرزهای این قلمروی نوگرایی و معاصریت در این اثر کجاست؟ واقعیت این است که اگر نگاهی تاریخی به اثر داشته باشیم، به این نتیجه می‌رسیم که این قلمرو وجود خارجی ندارد. اگر آنچه دست‌اندرکاران اثر ادعای بازسازی‌اش را داشته‌اند (شق اولِ تاریخ‌گرا) بر ماده‌ی موسیقایی هشتاد و نود و صد سال پیش نظر داشته است، وجه نوگرایانه‌اش (شق دوم) تنها سه چهار دهه جلوتر آمده و بر آثار گروه‌نوازانه‌ی چهل سال پیش حفظ و اشاعه‌ای‌ها چشم دوخته است؛ چه در صدادهی، چه در بافت صوتی، و چه در قرائت‌اش از ردیف و موسیقی کلاسیک ایرانی، این شقِ «نوگرایانه» چیزی بیش از آن تلاش‌ها ندارد.

بنابراین، هر دو شق مفروض این دوگانه‌ی ظاهراً متعارض و متضاد، در اساس بی‌اعتبارند و ناموجود. در این شرایط، طبعاً عملی که از این مفروضات ناصحیح برآید هم بعید است که در تاریخ آورده‌ای نصیب خود کند.

برای خرید و دانلود آلبوم دل به تو دادم به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
10 مهر 1398
Dar Mohasereh

جامه‌ی عاریه

نویسنده: حانیه شهرابی

«در محاصره»، ضبطِ یکی از کنسرت‌های مردادِ ۱۳۹۵ گروه «خنیاگرانِ مهر»، از آن دست آلبوم‌هایی است که هم تکلیفش با خودش و شنونده‌اش روشن است، هم تکلیفِ شنونده با او. هر دو می‌دانند از هم چه می‌خواهند. یکی راحت‌الحلقومی برای پر کردن اوقاتِ فراغتش می‌خواهد و دیگری بهای فراهم کردن این خوراک را. متن دفترچه نیز به بهانه‌ی جنسیتِ نوازندگانِ، ادعاهایی سراسر بحث‌برانگیز را با محوریت «حقوقِ زنان» مطرح کرده است که تاثیری در اصل ماجرا ندارد؛ تنها حمله به یک واقعیت تلخ است با دفاعی بد.

آهنگسازیِ بیشتر قطعاتی که در این آلبوم گردآوری شده‌اند بر عهده‌ی «بهزاد عبدی» بوده است و الباقی آثاری شناخته شده هستند از تجویدی، خالقی و لطفی. شیوه‌ی عبدی در آهنگسازی بیشتر از آن که ایرانی باشد، غربی است (وکمی اروپای شرقی). تنالیته‌ی مینور به واسطه‌ی طنین سازها لباس مدِ اصفهان پوشیده و برداشت مدال هم به «مدهای کلیسایی» شبیه است. پنج قطعه‌ای که برای تکنوازیِ قانون، قیچک، کمانچه، تار و رباب نوشته شده‌اند از نظر ساختاری بسیار شبیه هم هستند. یک یا دو موتیف، خودشان یا واریاسیونشان بارها و بارها تکرار می‌شوند؛ تکراری که تدریجا بستری ساکن می‌سازد که حتا طنین هم نمی‌تواند خللی درش ایجاد کند. اواسطِ برخی از این قطعات، تکنواز عباراتی برگرفته از چیزی که تا آن لحظه شنیده شده‌ است، در سکوتِ سایر سازها می‌نوازد (شبیه کادانس در موسیقی کلاسیک غرب). نوازندگان از مهارت قابلِ قبولی برخوردارند. ارائه‌ی موسیقی اکثرا استروفیک۱ محمد معتمدی هم نسبت به سایر اجراهایش تفاوت ندارد.

نباید منکرِ تبعیض‌های جنسیتی و سکوتِ ناروای حنجره‌ی زن در فضای رسمی شد؛ اما شاهد گرفتنِ شیر مرغ تا جان آدمیزاد برای خاص جلوه دادنِ اثر چندان اخلاقی نیست. موسیقی در ذاتِ خود جنسیت نمی‌پذیرد. «کارِ خوب» نیاز به وکیل و دلسوز ندارد. در گذر زمان تنها ماهیت اثر موسیقایی است که از خویش دفاع می‌کند.  اراده‌ی استوار و مهارت برای هر مشکلی راه حل خواهند یافت.

 


۱- نوعی فرم آوازی که در آن تمام بندها با موسیقی ثابتی همراه هستند.

برای خرید و دانلود آلبوم در محاصره به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1 ( 1 رای)
08 مهر 1398
Ashiran 2

قلمرو خطرخیزِ نوا

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

عشیران دومین کار مشترک مستقل علی کاظمی و سعید کردمافی است. ویژگی‌های اصلی این کار تازه هم همان است که پیش‌تر در چند نوبت در جای دیگری به مناسبت بزم دُور گفته بودم؛ یعنی «گستراندن جهان موسیقی دستگاهی با کمک تکنیک‌ها و مفهوم‌های فراموش‌شده‌ در عین وفاداری به زیباشناسی‌اش». در این اثر تازه افزوده‌ای جز اندکی قرار بیشتر در ویژگی‌ها نیست و کاسته‌ای نیز جز تازگی که در بزم دور بود و طبیعتاً در عشیران نمی‌تواند در همان جهت باشد. هنوز هم آوازِ از پیش طراحی‌شده گرانیگاه اثر دو موسیقی‌دانِ همراه است و همچنان نظیری هم‌وزن در تصنیف‌ها نمی‌یابد. هنوز هم نیم‌نگاه به فرهنگ‌های هم‌خانواده‌ی همسایه و هم‌بندی‌های غیرمنتظره‌ی مقام‌ها یکی در نقش چاشنی و دیگری در نقش موضوع مرکزیِ کار حضوری پررنگ دارند.

اما آنچه عشیران را صورتی متمایز می‌بخشد و شایسته‌ی توجه خاص می‌کند دقیقاً مربوط به آن بخشی است که از موسیقی دستگاهی برگرفته است؛ سیرِ دستگاه نوا و جمله‌پردازی‌ بر بستر آن. نوا که روزگاری از کم‌اجراترین دستگاه‌ها و تقریباً فراموش‌شده بود بعد از تغییرات بزرگ موسیقایی در دهه‌ی ۵۰ به یکی از پراجراترین‌ها تبدیل شد، چنان‌که ظرفیت‌هایش تا آستانه‌های ممکن مصرف شد. از همین رو رفتن به سراغ نوا امروزه بسیار خطرخیز شده است، آن هم برای موسیقی‌دانانی که می‌خواهند کار دیگر بکنند.

برای نیل به این مقصود کاظمی و کردمافی مثل همیشه فارغ از مهارت آمیخته به ظرافت نوازندگی‌شان دقیقاً دوری کردن از روایت خلاصه‌شده‌ی نوا (ترکیب مقام نوا-مقام نهفت و شبیه‌شده به روابط گام مینور) را برگزیده‌اند و به سراغ روایتی کلاسیک از آن دستگاه رفته‌اند. سنگینی نوای اشباع‌شده‌ی امروزی چنان است که اگر بازگشت به شکل کلاسیک نوا و مخصوصاً تأکید بر پل‌هایش با دستگاه شور را -که اکنون دیگر چندان مرسوم نیست- برنمی‌گزیدند، حتا مقام‌گردانی‌های دور از ذهنشان که از خارج از سیستم دستگاهی می‌آید، طراحی فرمال مجلس‌ها و قطعه‌های تصنیف‌شده، رنگ کمی متفاوت گروه یا حتا شور موسیقایی فعلی اثر هم نمی‌توانست نجات‌بخش باشد. برعکس، همه‌ی اینها در صورت انتخاب اولیه‌ی اشتباه (گزیدن نوای مرسوم امروزی) به عناصری برای ایجاد تضادهای شدید و از هم پاشیدن انسجام فکری-زیباشناختیِ اکنون موجود در کلیت اثرشان موجب می‌شد.

برای خرید و دانلود آلبوم عشیران به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

26 شهریور 1398
Parvazo Avaz 1

بی‌ ادعا و تکلف

نویسنده: علیرضا جعفریان

پرواز و آواز اولین تجربه‌ی مستقل آهنگسازی بهمن فریادرس در قالب یک آلبوم است. آلبوم در محتوای دفترچه‌اش فروتن است و در محتوای موسیقایی‌اش ساده و بی‌تکلف. دفترچه‌، برخلاف غالب آلبوم‌های این روزها، مزین به زیاده‌گویی‌، نظریه‌پردازی‌های بی‌پایه و اساس و یا متون ادبی بی‌ربطی که کاربردی جز قمپُز در کردن ندارند نیست. محتوای موسیقایی نیز هم و غمِ اصلاح و تحول موسیقی متداول کلاسیک ایرانی را ندارد و در عوض سعی می‌کند همان موسیقی متداول را به شکلی وزین ارائه کند. پرواز و آواز نشان‌مان می‌دهد برای تولید یک آلبوم خوب لزوماً نیاز به کاری محیرالعقول نیست: برای خوب بودن، کافی است بد نباشید.

میزان توفیق آهنگسازی، نوازندگی و خوانندگی در آلبوم را یکسان می‌توان ارزیابی کرد و هیچ‌کدام باعث ضایع‌شدنِ دیگری نشده است. همانقدر که آهنگساز توانسته است تبحرش در ساخت و پرداخت ملودی‌ها را نشان دهد، خواننده و نوازندگان، خصوصاً نوازنده‌ی تار، در ساز و آوازها موفق بوده‌اند. این یکدستی را در قطعات نیز می‌توان دید و در طول آلبوم با افت و خیز کیفیت هنری مواجه نمی‌شویم.

بهمن فریادرس از شاگردان اردشیر کامکار بوده است و بیش از هر چیزی او را به عنوان نوازنده‌ی کمانچه می‌شناسیم. سایه‌ی سابقه‌ و تجربه‌ی نوازندگی او در آهنگسازی‌اش نیز دیده می‌شود. حتی اگر فریادرس را نشناسیم، حدس‌زدنِ اینکه آهنگسازِ آلبوم نوازنده‌ی کمانچه بوده است کار سختی نیست: بار اصلی ملودی‌ها به دوش کمانچه است، تنظیم قطعات برای ساز‌های آرشه‌ای خلاقانه‌تر از سایر سازهاست، تار و عود شخصیت مستقلی در تنظیم‌ها ندارند و اغلب برای فربه‌کردنِ بافت به کار رفته‌اند. بررسی تأثیر نوازندگی فریادرس روی آهنگسازی‌اش، و به طور کلی بررسی قطعات آهنگسازانی که نوازنده‌ی حرفه‌ای بوده‌اند، می‌تواند موضوع قابل تحقیق و قابل تأملی باشد: چه تفاوتی میان آهنگسازی‌های نوازنده‌های مثلاً تار با نوازنده‌‌های کمانچه یا عود وجود دارد؟

برای خرید و دانلود آلبوم پرواز و آواز به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.6 ( 6 رای)
11 شهریور 1398
Ashiran 1

بزمِ سوفیانه

نویسنده: سعید یعقوبیان

عشیران سومین محصول ایده‌های موسیقایی زوج کردمافی-کاظمی (پس از آلبوم‌های «بداهه‌سازی» و «بزمِ دُور») در طول حدود ده سال گذشته است؛ سه اثری که در دور کردنِ «گفتمان احیا» از چندرگگی کامیاب‌تر از تجربه‌های دیگر بوده‌اند چرا که هم از اجرا و نواختن، و از عمل موسیقایی برآمده‌اند و هم وصل‌های جاندارتری به موسیقیِ دستگاهی داشته‌اند. سرفصل‌ ایده‌های پسِ این آثار را می‌توان چنین خلاصه کرد: رویکرد انتقادی به موقعیت کنونی موسیقی دستگاهی و یافتن راه‌هایی دیگر از دل خودِ این نظامِ موسیقایی ضمنِ استفاده‌ی حداکثری از امکانات موجود، به ویژه ظرفیت‌های خاک‌گرفته و مغفول. کردمافی پیشتر نیز در چند مقاله زوایای مختلف چنین مقصودی را تبیین کرده بود. همچنین در این مسیر و با توجه به محتوای سه اثرِ منتشر شده، موضوعِ انرژیِ پیش‌برنده‌ی موسیقی نیز، متأثر از ایده‌های نظری، در صدر توجهات بوده است؛ به این معنی که در این آثار چگالی رخدادهای موسیقایی در تمام لحظات بالاست و این خصیصه در مواجهه، نخستین مؤلفه‌ای است که رخ می‌نماید. این رخدادها که اغلب با آشنایی‌زدایی همراه‌اند لزوماً به تغییر مقام‌ها محدود نمی‌شوند. برای نمونه کاربستِ کلام را نیز می‌توان بخشی از آشنایی‌زدایی‌ها دانست. مانند تغییر غزل در دو بخش درآمد در عشیران یا افزودن «لیک اول مرا» به پایان بیت سعدی در «طره‌ی نوا» و در نگاهی کلان، به کار گرفتن اوزان و ارکانِ عروضیِ متباین در کنار هم برای گریز از فرصتِ رسوبِ یک الگوی وزنیِ یکسان در ذهن شنونده.

در کنار بهره‌گیریِ شایسته از منابع متنوع و مختلف مانند ردیف‌های سازی و آوازی متعدد (مکتب آوازی اصفهان و ردیف آوازی حاتم عسگری، برای نمونه)، تصانیف قاجاری، عناصر موسیقاییِ فرهنگ‌های همسایه و موسیقی قدیم ایران، که همه در عشیران حضور دارند و همگن و یکپارچه مجموع شده‌اند، وجه تمایز این آثار از دیگر تجربه‌ها توجهِ ویژه به بخش غیرضربی موسیقی است که همین تأکید نیز خود از پیوندهای مهم آنها با موسیقی قاجاری و نقش آواز در آن است. تمایز یافتن اندیشه‌ و عملِ موسیقایی به واسطه‌ی بخش غیرضربی، در دوران افول آواز کلاسیک ایرانی، خود شایان توجه است. از کنار این موضوع نیز نباید گذشت که خلق آثاری حاصلِ کارِ مشترکِ دو موسیقیدان، در موسیقی ایران کم‌سابقه است.

عشیران می‌تواند دستمایه‌هایی برای اندیشیدن به موضوعات موسیقی‌شناختی به دست ‌دهد. به چهار نمونه در اینجا اشاره می‌کنم:

یک. می‌توان به خاستگاه دستگاه‌سازی اندیشید. اینکه هدف و چشم‌انداز آن چه بوده و مقام‌های مختلف چگونه امکان مجاورت و همنشینی می‌یابند اگر به سلول‌ها و هسته‌های مدال‌شان امکان ترکیب‌های نو داد و راه را بر آزمون و ابداعِ چینش‌های دیگر نبست. در عشیران هرچند محوریت موسیقی بر نوا استوار شده است اما از سویی وزنِ مقام‌های دستگاه نوا در آن دستکاری شده (نطعی بسیط از همان چند گوشه‌ی کوتاهِ هویت‌نیافته و پس‌زده‌شده‌ی دستگاه نوا مانند مجُسلی و گوِشت و غیره تدارک دیده شده) و از دیگر سو مقام‌های دیگری نیز در نوای آن راه داده شده است.

دو. همانندِ آنچه در انواع دیگرِ موسیقی‌های حوزه‌ی مقام وجود دارد، در موسیقی کلاسیک ایران نیز می‌توان بر خلاف جریان رایج، در ارائه‌ی سیر ملودیکِ یک مقام از بندِ فرمول‌های ملودیکِ مشخص رهایی یافت و سنتِ بداهه‌نوازی در موسیقی دستگاهی ایران را از چهارچوب‌های از پیش تعیین‌شده یک گام به بداهتی خلاقانه‌تر نزدیک‌ کرد. در عشیران فرمول‌های ملودیکِ مرسوم حضوری ندارند. اگر در جایی نیز یکی، ساز یا آواز، پرشی یا روندی آشنا دارند، آن دیگری راهِ دیگری نشان داده است.

سه. عاطفه‌ی مقام‎ها در چینش‌های دستگاهیِ یک قرنْ شنیده‌شده به علتِ پیش‌بینی‌پذیری‌شان کمرنگ شده‌ است. ترکیب‌های جدید، تأثیرات حسی آنها را بازمی‌نمایاند و طراوت را به آنها بازمی‌گرداند. اصفهانکِ درآمیخته با عراق (مأخوذ از ردیف حاتم عسگری) یا سه‌گاهی که به یکباره در میانه‌ی «طره‌ی نوا» می‌شکفد نمونه‌های روشنی از این امکان هستند. این رهیافت باید از مسیرِ شناختِ ترکیب‌ها و فضاهایِ مدال کارگان موجود بگذرد.

و چهار. می‌توان به خوانش و تعبیری موسیقایی از آنچه ژاک لکان در سپهر روان‌شناسانه‌ی خود درباره‌ی لذت همراه با ترس و خطرکردن طرح کرده اندیشید؛ موسیقی می‌تواند در تغییرهای مداوم ناآشنا و غیرمترقبه اضطرابی را سبب شود. بروز چنین تنشی، که چیزی ورای تدابیر موسیقایی است، نور و رنگ دیگرگونه‌ای بر لذت همراهی با اصوات موسیقایی می‌تاباند. در تاریخ موسیقی نمونه‌های پرشماری برای چنین برداشتِ خیال‌پردازانه‌ای می‌توان برشمرد. در عشیران نیز. مانند تکنوازی تار آغاز مجلسِ سوم.

برای خرید و دانلود آلبوم عشیران به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.4 ( 5 رای)
28 مرداد 1398
Yek Ghafeleh Del 1

خوبِ بی‌خطر

نویسنده: کامیار صلواتی

«یک قافله دل» آلبومی محترم اما محافظه‌کار است؛ نه سخنی تازه می‌گوید و نه سودای جهانی دیگر در سر می‌پروراند. اثری برای گروهی از سازهای ایرانی در همایون و شوشتری، که حتی خط باس‌اش هم یادآور تجربه‌های چهل سال پیش هستند. تقریباً در کار هر آن چیزی است که به عنوان ویژگی تیپیکال آلبوم‌های موسیقی کلاسیک ایرانی در چهل ساله‌ی اخیر می‌شناسیم، چه در توالی و تجمیع گونه‌های اجرایی، چه در سازبندی، چه در تنظیم و بازتفسیر قطعات «قدیمی»، و چه حتی در امور دیگری چون نحوه‌ی انتخاب شعرها؛ الگویی که از تجاربی چون آثار گروه‌های عارف و شیدا نمونه‌برداری کرده‌اند و اگر در دوران اوج شکوفایی این تیپ آثار خلق می‌شدند، می‌توانستند نمونه‌ای درجه‌ی دو از آن‌ها قلمداد شوند. از این رو، این آلبوم تنها این تنه‌ی اصلی و فرسوده‌ی چند دهه‌ی اخیر را فربه‌تر می‌کند؛ تنه‌ای که چند سالی است رو به تکیدگی دارد. «یک قافله دل» تاکنون نمونه‌های همانند زیادی داشته و احتمالاً از این به بعد هم نمونه‌های مشابه‌اش از راه خواهند رسید. گاهی ساز و آوازهایش شنیدنی‌اند و «به‌بَهـ»ی را از عمق جان برمی‌انگیزانند؛ به ویژه در دو ساز و آوازی که یکی با همراهی نی و دیگری با همراهی تار اجرا شده است، و گاهی از فرط دل سپردن به کلیشه‌های رایج در آثار همانندش، قابل‌ پیش‌بینی و در نتیجه ملال‌آور می‌شود. در حقیقت، این اثر و آثاری که این‌چنین محو هنجارهای شنیداری عصر خود هستند و درنتیجه عنصر پیش‌بینی‌ناپذیری ندارند، پیام‌هایی به مخاطب مخابره می‌کنند که مملو از «پِرت اطلاعاتی»اند، آن‌قدر که در مخاطب نیازی برای شنیدار فعالانه ایجاد نمی‌کنند و واکنشی را به محتوای خود برنمی‌انگیزانند. «یک قافله دل» به دلیل همین برخورد غیرانتقادی و غیرحلاج‌گرانه، خوب و بد این دست آثار را یک‌جا با هم خریده و یکسره تن خود را به این تکیه‌گاه سپرده است.

در حقیقت، آزمون وجاهت «یک‌ قافله دل» و آثار مشابه‌اش، نه صرفاً با عیاری درونی، که با سنجه‌ای بیرونی ممکن می‌شود: اثری این‌چنین، در تاریخ موسیقی ما با همه‌ی بالا و پایین‌هایش در دهه‌های اخیر، و در ظرف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زیست ما، کدام دغدغه را –جز اشتیاق خالقان‌اش برای خلق- پاسخ‌گوست؟

برای خرید و دانلود آلبوم یک قافله دل به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.5 ( 7 رای)
27 مرداد 1398
بالا