نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: گروه‌نوازی سازهای ایرانی


chonin mast2

به میزبانی سنتور

نویسنده: علیرضا جعفریان

سازهای ابداعی و یا سازهایی که بدعت‌وار از یک فرهنگ موسیقاییْ میهمان فرهنگی دیگر می‌شوند در مواجهه با موسیقی میزبان رفتارهای متفاوتی دارند. برخی منفعل‌اند و به موسیقی میزبان وفادار. به طوری که فقط جای خالی یک رَنگ صوتی یا مثلاً تکنیکی خاص را پر می‌کنند و جنبه‌های عمیق‌تری از موسیقی را تحت تأثیر قرار نمی‌دهند. به عنوان مثال سازهای شورانگیز یا دلنواز چنین‌اند. اما برخی دیگر در حوزه‌‌های مختلف نفوذ می‌کنند و در نتیجه‌ی تلفیق با موسیقی میزبان سعی در ایجاد تغییرات دارند. به عنوان مثال ساز سه‌تار الکتریک می‌تواند در این دسته قرار گیرد. دسته‌ی میانه‌ای هم وجود دارد: سازهایی که از طرفی به موسیقی میزبان وفادارند و سعی می‌کنند آن را به همان شکلی که هست حفظ کنند و از طرفی هم برخی جنبه‌های مهم آن را تحت تأثیر قرار می‌دهند. به نظر می‌رسد بم‌کمانِ مصباح قمصری در این دسته قرار گیرد.

چنین مست حاصل همکاری پویا سرایی، سنتورنواز چیره‌دست، و مصباح قمصری است که بیش از هر چیزی به واسطه‌ی ساز ابداعی‌اش، بم‌کمان، شناخته می‌شود. در این آلبوم سنتورنوازیِ پویا سرایی، که نماینده‌ی موسیقی میزبان است، به هیچ وجه تحت تأثیر ساز میهمان یعنی بم‌کمان قرار نگرفته و «حفظِ» موسیقی میزبان تا حدی است که می‌توان گفت تفاوت چندانی ایجاد نمی‌شد اگر قمصری به جای همنوازی با سرایی با یک نوار از پیش ضبط شده، اثرِ مثلاً مشکاتیان، همنوازی می‌کرد. اما از طرفی می‌توان گفت بم‌کمان لایه‌های عمیق‌تری از موسیقی میزبان را در آماج تغییرات قرار داده: اهمیت اصلی این ساز را می‌توان در بم‌نویسی و هارمونیزه کردنِ موسیقی ایرانی دانست، نه صرفاً رَنگ صوتی‌اش.

به نظر می‌رسد هدف و کارکرد اصلی آلبوم معرفی قابلیت‌های ساز بم‌کمان باشد، نه لزوماً ارائه‌ی ناب و بدیع موسیقی. به همین دلیل اگر آلبوم را به تنهایی نگاه کنیم چندان موفق ارزیابی نمی‌شود اما اگر آن را در ادامه‌ی سلسله آلبوم‌های قبلی قمصری ببینیم، می‌تواند هدفمند، معنادار و هوشمندانه قضاوت شود: قمصری در آلبوم‌های قبلی‌اش، با رفتاری کاملاً مشابه، میهمان سازهای تار، کمانچه و حتی بنجو شده است.

علیرضا جعفریان نویز دونوازی سنتور بم کمان مصباح قمصری پویا سرایی تلسک موسیقی ایرانی کوبه ای

برای خرید و دانلود آلبوم چنین مست به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
13 خرداد 1398
Paliz 1

نیازمندِ آزادی و اعتماد به غریبه‌ها

نویسنده: فرشاد توکلی

پالیزِ 1 را باید پیش از هرچیز کوششی دانست در تثبیتِ تقسیمِ کارِ حرفه‌ای در حوزه‌ی اجرای گروهیِ موسیقی ایرانی. تقسیم کاری که در آن آهنگسازان آثار خود را به گروه‌هایی با صلاحیتِ اجرایی بالا می‌سپارند و خود، همراه مخاطبین، به حاصل گوش فرا می‌دهند. تأکید بر چنین ماهیتی از نام‌گذاری آلبوم نیز پیداست. در پالیز 1 این آثار احسان ذبیحی‌فر است که بهانه‌ی شنیدنِ صدای گروه شده است.

اما گروهِ پالیز، به استناد اطلاعاتی که آلبوم به‌دست می‌دهد، هسته‌ای کوچک و ناکافی برای اجرای قطعاتی از آن نوع که در آلبوم آمده است دارد؛ آن‌قدر که شاید به‌سختی بتوان نام گروه را بر آن گذاشت: کمانچه، سنتور و تنبک. بنابراین، گروهِ پالیز برای تأمین خواسته‌ی آهنگسازانی که آثارشان را اجرا می‌کند همواره نیازمند اعضای بیشتری است. با چنین وضعیتی، تفکیک مصرانه‌‌ی اعضای ثابت گروه و نوازندگان مهمان این پرسش را از ذهن می‌گذراند که کدام ویژگی‌ها نوازندگان مهمان را شایسته‌ی عضویت در گروه نکرده و یا کدام خصوصیات است که باعث می‌شود گروهِ سه‌نفره‌ی پالیز همکاران دیگری را نپذیرد.

توجه به تکنوازی‌های نوازندگانِ ثابت پاسخ‌ها را چندان به خصوصیات مشترک موسیقایی معطوف نمی‌کند. اگرچه هر سه نوازنده‌ی ثابتِ گروه نوازندگان ماهری‌اند، ایده‌ها و پرداختِ موسیقی‌شان با یکدیگر فاصله‌های جدی دارد. در حالی‌که نوازندگیِ سولماز بدری (سنتور) با تکیه‌ی حداکثری بر ردیف موسیقی ایرانی و چهارچوب‌هایش، به‌راحتی قابل پیش‌بینی است، کیخسرو مختاری (کمانچه) بشارت‌دهنده‌ی صدا و نگاهی تازه است. دوسیمه‌نوازی‌های گزیده‌کارانه و تأثیر درست و سنجیده از سنّتِ این ساز در جمهوری آذربایجان و نیز فنونی از ویلن که در کلیتِ کارِ مختاری جاافتاده، شخصی و هماهنگ شده‌اند درآمدی شنیدنی، تأثیرگذار و متفاوت را از بیات‌اصفهان روایت می‌کنند. این در حالی است که ستار خطابی (تنبک) در میانه‌ی این دوقطبیِ جسارت و عادت ایستاده است.

همچنین، کار زیبا و شنیدنیِ گروه با پوشاندنِ صدای خواننده‌ی اصلی‌اش (سولماز بدری) راویِ نارواییِ گلوگیری است، هرچند از قضا اصرار دارند (طبق نوشته‌های آلبوم) صدای ویژه‌ای داشته باشند. این‌جا است که می‌توان پالیز را بهانه کرد و پرسید: در نبودِ معیارهای دقیق فنیِ تشکیل یک گروه و نیز آزادی‌های بدیهیِ هنری چگونه می‌توان به تداوم یک زندگیِ حرفه‌ای مطمئن بود؟ راه‌حل چنین وضعیتی چیست؟

برای خرید و دانلود آلبوم پالیز (۱) به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.1 ( 9 رای)
28 اردیبهشت 1398
Black Watermark2

به رهبری آواز

نویسنده: کامیار صلواتی

بنا بر نوشته‌ی خالقان نوروز صبا این آلبوم اثری با محوریت آواز است. این نظرگاه و انگاره، تکیه‌گاه اصلی هویت و تمایز اثر است؛ تکیه‌گاهی که سبب می‌شود نام مهدی امامی در شناسنامه و مشخصات آلبوم، پررنگ‌ترین و مهم‌ترین نام باشد. دیگر مولفه‌ای که قرار بوده هویت اثر را بسازد، یعنی ارجاع و اشاره به گوشه‌ی نوروز صبا، چندان نای هماوردی با تجلی نسبتاً برجسته‌ی انگاره‌ی نخست را ندارد:‌ به خلاف آنچه مولفان گفته‌اند، اثر چندان پررنگی از رد پای گوشه‌ی ملودیک نوروز صبا در اثر شنیده نمی‌شود و گوشه‌ی نوروز صبا نقش آن نخ تسبیح انسجام‌بخش یا تم تکرارشونده‌ی خلاقانه‌ای را ندارد که در اثری این‌چنینی از آن باید انتظار داشته باشیم. با اجرای گروهی این گوشه در نیمه‌ی ابتدایی آلبوم، گویی مرگ این ایده پیش از بلوغش درمی‌رسد.

آواز مهدی امامی در این اثر در قیاس با آثار دیگرش، به واسطه‌ی تلاش برای آوازمحور بودن اثر، گویی آزادی بیشتری دارد تا به ویژگی‌های سبکی‌اش پایبند باشد؛ آوازی پرچنب‌‌و‌جوش و پویا. جنب‌و‌جوش آواز او در شکل و سرعت ریتمیک جمله‌های آوازی و دامنه‌ی تغییرات فرز و گسترده‌ی زیرایی نمود می‌یابد و البته تحریرهایی کم‌تعداد که با دقت و وسواس و گزیدگی در بافت جملات آوازی جاگذاری شده‌اند.

آواز در این اثر چون راهنمایی است که مسیر پیش‌رو را به گروه می‌نمایاند. بارزترین جلوه‌ی این ایده در ساز و آواز آغازین آلبوم هویداست؛ آن‌جا که سنتور درآمدی نسبتاً مفصل در همایون می‌نوازد و تقریباً به محض ورود نامنتظره‌ی آواز، مستقیماً به سمت چهارگاه هدایت می‌شود. در ادامه باز آواز است که به ناگاه دست هم‌نواز را می‌گیرد و به همایون بازش می‌گرداند. این انگاره‌ی جذاب اما چندان پر و بالی نمی‌یابد؛ ایده‌ای که می‌توانست به خلق اثری ناب منجر شود، و البته نباید فراموش کرد که پیگیری چنین ایده‌ای در تصنیف یا سایر گونه‌های اجرایی قاعدتاً دشوارتر و چالش‌برانگیزتر هستند.

در مجموع، در این آلبوم با دو ایده‌ی محوری طرف هستیم؛ یکی هدایت‌گری و رهبری آواز در شئون مختلف پیشروی اثر، و دیگری تأکید و تکرارهای گونه‌گون گوشه‌ی نوروز صبا، اما هیچ‌یک از این دو ایده آن‌چنان که شایسته‌شان است گشوده و پرورده نمی‌شوند. 

برای خرید و دانلود آلبوم نوروز صبا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.8 ( 5 رای)
27 فروردین 1398
Mehriyan 1

سزاواریِ بازآفرینی

نویسنده: سعید یعقوبیان

آلبوم‌هایی همچون «مهریان» حتی اگر تمام و کمال تکرارِ گذشته –در اینجا پرویز مشکاتیان- باشند همین که گذشته را در همان سطح، تولید و ارائه کرده‌اند می‌توانند یادآور برخی نکات برای شنوندگان پیگیر امروز باشند. از جمله اینکه موسیقی قرار نیست حتماً شاخ غولی بشکند یا لزوماً و همیشه بارِ تازه‌ و نچشیده‌ای داشته باشد. شنونده‌ی این موسیقی اگر باشید –متخصص و غیرمتخصص- از اینکه مجریان، مسیرِ از پیش گشوده شده را بی تخطی و لکنت عبور می‌کنند راضی خواهید بود و اگر در مسیرِ گذشته گُلی از خود نیز بکارند و ذوقی پرورش یافته از خود نشان دهند که چه بهتر. همان پایه‌ی چهارمضرابِ آغازینِ اثر، به روشنی جغرافیایِ این موسیقی را روشن می‌کند. این صحت و دقت، هم در خلق موسیقی و ملودی‌پردازی ا‌ست و هم در اجرا و عمل؛ که سلامتِ هر دو و به ویژه اجرای تر و تمیز، مهریان را با نوازندگان کارآزموده و دقیقِ گروه‌اش کامیاب کرده است. می‌توان «مهریان» را بیست سال عقب‌تر برد و جای آلبومی همچون «کنج صبوری» -از آثار درجه دوی پرویز مشکاتیان- تصورش کرد. چیزی کم و زیاد ندارد. (شاید تنها تفاوت در این است که اینجا نواساز و تنظیم‌کننده برای گروهِ سازهای ایرانی دو نفر اند) منتها نباید فراموش کنیم که توقعِ همان اندازه شنیده شدن، امروز دیگر چندان به جا نخواهد بود. هم زمانه دیگر شده، و تأمل و توقف بر سرِ بهترین‌ها و شاخص‌ترین‌ها نیز دیگر –متأسفانه- دیرپا نیست، و هم هنوز نامِ ناموَری پشتِ این اثر نیست. پذیرشِ در چنین موقعیتی قرار گرفتن و مدعایی بیش از گذشته نداشتن، نخستین گامِ تولید چنین آثاری می‌تواند باشد. شرافت و صداقتی اینچنین را در «مهریان» می‌توان حس کرد.

نکته‌ی دیگری که «مهریان» می‌تواند یادآورِ آن باشد این است که نیمه‌ی پرِ/ رویِ دیگرِ یک تکرارِ شایسته، حیاتِ یک نوع از موسیقی‌ست و قدرتِ نفوذش در زمان، در نسل‌های بعد. اگر چه در اینجا شاگردانِ درس‌خوانِ درس‌خوانده راهِ استاد را رفته –یا ادامه داده‌اند- اما نشانِ این ذائقه را امروز در گروه‌های بسیارِ دیگری نیز می‌توان یافت. نیمه‌ی خالی نیز آنجاست که علاقه‌مندان هنوز ترجیح می‌دهند همان «مقام صبر» و «صبح مشتاقان» و «افق مهر» را گوش دهند.

برای خرید و دانلود آلبوم مهریان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.6 ( 5 رای)
21 فروردین 1398
Daykato 1

زندان بافت

نویسنده: علیرضا جعفریان

 آلبوم شامل دو دسته از قطعات است. دسته‌ی اول قطعاتی‌ هستند که دغدغه‌شان مسئله‌ی بافت در موسیقی کلاسیک ایرانی‌ست و دسته‌ی دوم قطعاتی مبتنی بر فضاسازی‌اند که گه‌گاه از اصوات الکترونیک نیز سود می‌برند. شاید بتوان گفت ملودی در قطعات دسته‌ی اول، در راستای دستیابی به بافتی ضخیم، نحیف شده است. به بیان دیگر به نظر می‌رسد این ملودی بوده است که به خدمت بافت در آمده، نه برعکس. و احتمالاً به همین دلیل ملودی سست است، پویا نیست، روند و ساختار مشخص ندارد و فاقد تنش و آرامش متناسب و متوازن است. این موضوع بیش از هر جای دیگری در قطعه‌های اول و سوم دیده می‌شود.

از ضبط و میکس و مسترینگ نه چندان مطلوب آلبوم که بگذریم، شیوه‌ی ارکستراسیون و چینش سازها نیز، باز هم خصوصاً در قطعه‌های اول و سوم، به نتیجه‌ی نهایی آسیب زده است. به این معنا که از قابلیت‌های صوتی سازها متناسب با ملودی و بافت استفاده نشده و سازها در گروه‌نوازی شخصیت صوتی مستقلی ندارند. اما با همه‌ی این‌ها، نمی‌توان از تک‌لحظه‌های موسیقایی نابی که آهنگساز در قطعات مختلف خلق کرده چشم‌پوشی کرد. بسامد این تک‌لحظه‌ها در نیمه‌ی دوم آلبوم بیشتر است و به  طور کلی آلبوم از قطعه‌ی چهارم به بعد موفق‌تر ارزیابی می‌شود.

قطعات مبتنی بر فضاسازی نیز در نیمه‌ی دوم آلبوم پخته‌ترند. برای مثال، در نیمه‌ی اول آلبوم تک‌نوازی تار بر مبنای ردیف را می‌شنویم که روی یک پد زهی اجرا شده، به طوری که هم صدای تار و هم پد زهی دچار دستکاری‌ کامپیوتری شده است. این دستکاری از طرفی به صدای طبیعی تار آسیب زده، از طرفی تجربه‌ای جدی در زمینه‌ی تلفیق موسیقی کلاسیک ایرانی با نوعی موسیقی الکترونیک محسوب نمی‌شود و از طرفی در نتیجه‌ی این تلفیق، ردیف‌نوازی سنتی تار به نقطه‌ای دور و فرادست از آنچه همیشه بوده است برده نشده. برخلاف این هم‌نشینی بی‌معنا، آهنگساز در نیمه‌ی دوم آلبوم، برای مثال در قطعه‌ی «ابرآویز» موفق شده است از ترکیب زهی‌ها، موتیف‌های ریتمیک قانون و موتیف‌های ردیفی نی در جهت ساخت فضای موسیقایی به خوبی استفاده کند.

در این نقد سیصدوپنجاه کلمه‌ای فرصت نشد درباره‌ی خواننده، که همان آهنگساز آلبوم است، صحبت کنیم. اما هنوز به اندازه‌ی یک جمله فرصت هست: حتی اگر دلیل عدم استفاده از خواننده‌ی حرفه‌ای نوعی مبارزه با خواننده‌سالاری باشد، بی‌شک آلبوم در این مبارزه شکست خورده است. زیرا حقیقتاً یک خواننده‌ی زبده می‌توانست در بسیاری از لحظات ناجی آلبوم باشد.

دای کاتو علیرضا جعفریان گروه مهبانگ محمدعلی نجف پور

برای خرید و دانلود آلبوم دای‌کاتو به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.4 ( 6 رای)
25 اسفند 1397
Khojaste 1

رَوندگیِ خجسته

نویسنده: سعید یعقوبیان

از میان تمام نظرگاه‌هایی که –به رد یا دفاع- می‌توان به موسیقی‌ای که فعالان‌اش آن را نئوکلاسیک‌ ایرانی می‌خوانند نگریست، موسیقیِ بی‌کلامِ «خجسته» نیز در کنار دیگر آثار منتشر شده بر اساسِ این رویکرد، رخ دادنِ یک حرکت را یادآور می‌شود. اگرچه می‌توان راستایِ حرکت در «خجسته» را به اعتبار آنچه می‌شنویم و همچنین مبتنی بودن‌اش بر یک نظامِ ریاضی‌وارِ آهنگسازانه، به سمت هرچه بیشتر «از پیش اندیشیده‌بودنِ موسیقی» و هرچه دور شدن از «اتفاق و بداهه» دانست اما بی نگاهِ ارزش‌گذارانه به این ایده‌ها و بی آنکه به بالا یا پیش‌رفتن بیاندیشیم، آنچه به طور کلی و فراتر از «خجسته» در ارتباط با این رویکرد مهم‌تر به نظر می‌رسد، نه جهتِ حرکت و ایده‌ی پیشرفت، بلکه خودِ حرکت است. این موسیقی -که اطلاق جنبش نئوکلاسیک به آن جای اما و اگر دارد- در مقامِ یک نحله‌ی فکریِ موسیقایی، پیش از آنکه اساساً آن را موج یا جریانی بدانیم، به معنای لغوی، جنبش و حرکت است و حرکت داشتن، خطر کردن است و به استقبال تجربه و پیچ‌و‌خم‌ها رفتن. برای نمونه طرح این ایده‌ی کارگاهی در «خجسته» که حتی تکنوازی‌ها نیز از پیش ساخته شده باشند زاییده‌ی درآمدن از یک وضعیت ساکن است.

این حرکت چه به جریانی خروشان بدل شود و چه همچون خیزآبی فروکش کند و به موجِ دیگری حرکت دهد یا ندهد، تا امروز تصویری پویا از خود نشان داده است. حرکتِ موسیقی مُسما به نئوکلاسیک، به تعبیری که به آن اشاره شد، یادآور یک مجموعه نقاشی‌ از ویلیام بِلِیک (۱۷۵۷-۱۸۲۷) نقاش و شاعر بریتانیایی‌ است. بلیک در نخستین نقاشیِ خود از مجموعه تصاویری که بر سِفر ایوب خلق کرده، رضایت‌مندی را با سکون به تصویر کشیده ‌است. خاندان، خاموش و فرشته‌وار، شکرگزارند. سازهای موسیقی بر درختی آویخته‌اند و طبعاً بی‌صدا. خورشید در تابشی اغراق‌آمیز همه‌ی چهره‌ها را نورانی کرده ‌است و رمه در آرامش در خواب‌اند. اما تصویرِ پایانیِ داستان، نمایشِ بیداری و برخاستن است. هیچ‌کس ننشسته است و سازها در حال نواخته شدن‌‌اند. تفاوتِ این دو قابِ واحد از یک جغرافیا، وجودِ همان عنصرِ حرکت است؛ حرکتی که بدون کوشش خودشناسانه در مسیر آگاهی نمی‌توانسته رخ داده باشد؛ حرکتِ ساکنینِ قابِ دیروز.

برای خرید و دانلود آلبوم خجسته به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.3 ( 8 رای)
14 بهمن 1397
Dar Kenare Jouybaran 1

جهانِ موسیقاییِ نصفِ‌جهان

نویسنده: فرشاد توکلی

بیشترین تأثیرِ انواعِ فناوری‌های تولید، توزیع و تسهیلِ ارتباطات و انتقال اطلاعات را می‌توان در خنثاسازی زمان و مکان یافت: انتقالِ انواعِ ”دیگری“ ـ اعم از فرهنگی، هنری، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ـ به زمانه‌ها و سرزمین‌هایی که با خاستگاهِ اصلی‌شان گاه قرن‌ها و قاره‌ها فاصله دارند. با این همه، آیا هنوز می‌توان از سلیقه و گرایشِ هنریِ (در این‌جا موسیقی) خاصِ یک شهر در مقابل شهری دیگر صحبت کرد، آن‌هم در داخلِ یک کشور؟ آیا هنوز می‌توان گروه‌هایی را یافت که نسبت به سلایق فرهنگیِ پیشین‌شان در چارچوب یک هویتِ جغرافیاییِ دور از مرکز پافشاری نشان دهند؟ و اگر آری، دلیل آن چه می‌تواند باشد؟ از همه مهم‌تر، آیا این گروه‌ها را می‌توان عقب‌تر از آن گروه‌های مستقر در مرکز دانست که سلایقی را به نمایش می‌گذارند که محتوای کانونی خود را به پشتوانه‌ی همین دردسترس قرار گرفتنِ ”دیگران“ به‌دست آورده‌اند؟

در کنارِ جویباران می‌تواند فرصتی باشد برای اندیشیدن به چنین پرسش‌هایی در محدوده‌ی موسیقی کلاسیکِ ایرانی. موسیقی‌دانانِ این اثر همگی از اصفهان‌اند؛ شهری که هنرمندانش در سی‌سالِ اخیر کوشیده‌اند تا با معرفی، تأکید، مصادره و یا برساختِ گروهی از ویژگی‌های موسیقایی از تمرکزِ موسیقاییِ کانون‌های هنری تهران بکاهند. فارغ از صحت و سُقمِ ادعاهایی که در چنین چشم‌اندازی مطرح می‌شوند، در کنارِ جویباران را می‌توان نمونه‌ای از گرایشی دانست که بر ارائه‌ی موسیقی ایرانی در ساختارهای تکامل‌یافته در انتهای دوره‌ی قاجار، و البته متأثر از ذوق‌ورزی‌های هنرمندانِ پس از آن، اصرار می‌ورزد. چه با نگاه به این اثر و چه با توجه به دیگر آثارِ موسیقی‌دانانِ این خطه، می‌توان دریافت که مرکزگرایی موسیقاییِ اصفهانی عمده‌ی هویتِ برساخته‌ی خود را از آوازمحوری در مقابل سازمحوریِ کانون‌های هنری تهران به‌دست می‌آورد.

انواعِ ”دوره“ها (کانون‌های هنریِ ادواری)، که به ارتباط بیشترِ نسل‌ها کمک می‌کنند؛ تسلطِ خاطره‌ی موسیقی‌دانانِ برجسته‌ی بومی بر ذهنِ مدرسینِ موسیقیِ اصفهان، که به‌خصوص در رواجِ آموزشِ آواز، نی و تار خود را بازتاب می‌دهد؛ و وجود نمادهای عینی از سابقه‌ی مرکزیتِ اصفهان (به‌خصوص در معماری)؛ را می‌توان از جمله عوامل مرکزگرایی اصفهانی دانست. با این حال، با مقایسه‌ی کانون‌های مهمِ دیگری چون تبریز و شیراز، وسوسه‌ی این پرسش باقی‌ست که: چرا تاریخ بر ذهنِ اصفهانی‌ها بیشتر سنگینی می‌کند؟

برای خرید و دانلود آلبوم در کنار جویباران به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.4 ( 7 رای)
09 بهمن 1397
بالا