نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: گروه‌نوازی سازهای ایرانی


Bidar Sho 1

محتاجِ یک ذهنِ محاسبه‌گر

نویسنده: پریا مراقبی

بر تلاش‌های پی‌در‌پی و به‌هرگونه‌ای در رسیدن به هدف چه نامی بگذاریم؟‌‌ بگوییم آزمون و خطا. کوشش‌هایی که یا به نتیجه‌ای می‌رسند و یا تکلیف را مشخص می‌کنند که راه‌گشا نیستند. مسیرِ آهنگ‌سازیِ کاوه پیمان در «بیدارشو» هم از این جنس است؛ آزمون‌وخطا در مقوله‌هایی چون فرم، هارمونی و شیوه‌ی گروه‌نوازی.

در سی دقیقه موسیقی‌ای که کاوه پیمان در «بیدارشو» پیشِ رو می‌گذارد، کفه‌ی بخشِ سازی سنگین‌تر از تصانیف است. نه از آن جهت که بخشِ بیشتری را به خود اختصاص داده، بلکه از آن روی که می‌توان بر اجرای نسبتاً تمیزِ گروهِ سازی، در لحظاتی که دقت و یک‌پارچگی گروه را می‌طلبد، دستِ‌کم تأمل کرد. مثالش را هم در ”چهارمضراب“ و هم در ”مقدمه“ می‌شنویم. در تصانیف هم باز برگِ برنده بخشِ سازی است؛ چراکه بر صدای خواننده‌ای که از دایره‌ی محدود صوتی‌اش، یکی‌دو بار، بیرون می‌آید و مهارت دندان‌گیری هم رونمی‌کند نمی‌توان تکیه کرد.

به آهنگ‌سازی بپردازیم، جایی که برای تلاقیِ فن و سرعت، پیمان به هر دری می‌زند؛ ایده‌هایی که فرصتی برای پخته شدن نمی‌یابند و مدام در حال تغییرند؛ رفتارهای ملودیکی که انگار قرار است به بافتی چندصدایی منجر شود، اما تبدیل شده به ملغمه‌ای صوتی که، در آن، هر سازی کار خود را می‌کند و در میانش، تنها، خط اصلی ملودی گم می‌شود. در اینجاست که لحظاتِ تأمل‌برانگیزِ آهنگ‌سازیِ پیمان، در زیر این بافتِ شلوغ، کمرنگ می‌شود.

«بیدارشو» از جنبه‌ی دیگری هم ضربه می‌خورد. این پیکره‌ی موسیقایی پر است از وصله‌پینه، که نه با تبحر، بلکه با کارنابلدی به یکدیگر دوخته شده‌اند. چه در رفتارهای ملودیک، که پیمان می‌کوشد شیوه‌ی آهنگ‌سازیِ پرویز مشکاتیان را تقلید کند (که البته به وضعیتِ یادشده دچار شده) و چه در انتخاب و به‌کارگیریِ قطعات (مانندِ قطعه‌ی ”چکیده“، که تکه‌تکه شده‌ی دو قطعه‌ی ”چکاد“ و ”دخترک ژولیده“ است). برای آلبوم، این وصله‌پینه‌ها لباسی شده‌اند که در آن نه از زیباییِ پارچه‌های بریده‌شده چیزی مانده و نه این دوخته جنسِ دندان‌گیری شده است.

با این اوصاف، آن آزمون‌وخطای پیمان در آهنگ‌سازی راه به کجا می‌برد؟ هیچ‌کجا. تنها تبدیل شده به قالبی برای ریختنِ هرآنچه که در دسترس بوده؛ دریغ از یک دودوتاچهارتای منطقی، تا اثر به این ملغمه‌‌ی موسیقایی تبدیل نشود.

برای خرید و دانلود آلبوم بیدار شو به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2.5
21 خرداد 1400
Naghmeye Chang 1

لَنگان پیِ سایه‌ی استاد

نویسنده: پریا مراقبی

اینجا سرمشق قرار دادن هدف است و، به‌طبع، چگونه مشق کردنِ مسئله. آلبوم‌هایی که کاربردِ شهادت‌نامه دارند؛ گواهی برآنچه شاگردی می‌خوانیمش. این‌گونه آلبوم‌ها تکلیف‌شان مشخص است. می‌خواهند رهروی راهِ رفته‌ی استاد باشند. این همان چیزی است که در ۴۵ دقیقه‌ موسیقیِ «نغمه‌ی چنگ» با آن روبه‌روهستیم. اثر راهی را دنبال می‌کند که در شیوه‌ی آهنگ‌سازی و تنظیم موسوم است به فرامرز پایور. اما، علی‌رغم تلاش‌هایش، پا در چنین مسیری نمی‌گذارد، بلکه به بیراهه هم می‌زند.

سعید ثابت، با گروهی که نامِ پایور را بر آن نهاده، از آثارِ خودِ پایور گرفته تا تصانیفِ قدیمی و ساخته‌های خودش را کنار هم چیده و با شعارِ  ”اگر همان نشد، دست‌کم نیمچه شبیه‌اش باشد“ راه را آغاز می‌کند. اما، قبل از هر به‌راه‌افتادنی، باید آماده بود، اسباب فراهم کرد و از چندوچونِ راه آگاهی یافت. اگر تصمیم به گروه‌نوازی است، کوک بودن، موزیکالیته و نحوه‌ی صدادهی سازها در قالب گروه دقت می‌طلبد، وگرنه، با گروهی که تمیزصدادادن را به آرزویی دور بدل می‌کند، چگونه می‌توان ساخته‌های پایور را نواخت؟ این را اضافه کنید به خواننده‌ای که نه می‌شود بر تمیز خواندنش تکیه کرد و نه بر تکنیک‌های آوازش. وضعیتِ ضبط هم بهتر از این‌ها نیست. صداهای اضافی و نابسامانی در میکس و مسترینگ سبب شده آن موسیقیِ آشفته با صدایی کدرتر به‌گوش برسد. اگر موسیقی «نغمه‌ی چنگ» چنین ادعایی را به‌دست می‌دهد که می‌خواهد رهروی پایور باشد، از کسی که توشه‌ی نوازندگی را درپیشِ کسی چون فرامرز پایور پر کرده و سال‌های نوازندگی را در راهِ نواختنِ آثارِ استادش پشتِ‌سر گذاشته، انتظاری غیر از این می‌رود که در نواختن آثارِ همان استاد لنگ باشد.

اما کارکردِ آثاری مانندِ «نغمه‌ی چنگ»، که نه خبر از سنجشِ پیشینیِ خالقانش از توانایی‌های‌شان می‌دهد و نه به اثری قابلِ دفاع در کارنامه‌ی سازندگانش تبدیل می‌شود، چیست؟ اگر معیار نه کیفیت که کمیت باشد، این‌دست از آلبوم‌ها هم کارکردشان می‌شود کارنامه‌‌پرُکن. این که ریشه‌ی تولیدِ چنین آثاری در بی‌مسئولیتیِ سازندگانش است یا در سیستمِ کمیت‌محورِ موسیقی ایران نیاز به بحث دارد. اما این چنین آثار، دست‌کم، تکلیفِ مخاطب را روشن می‌کنند که از چه کسی چه چیزی باید انتظار داشت یا نباید داشت.

برای خرید و دانلود آلبوم نغمه‌ی چنگ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2.5
17 اردیبهشت 1400
Nahan 1

عجله هنوز هم کارِ شیطان است

نویسنده: کارگاه مرورنویسی نویز

آیا برای یاد کردن از یک هنرمندِ برجسته باید او را در خویش رونویسی کرد؟ یاسمین رحمتی، در یک «به‌یاد محمدرضا لطفی»ـِ دیگر به نامِ «نهان»، به این پرسش گفته است آری. رحمتی، که سنتور می‌نوازد، وجهِ «شیدا»یی و «چاووش»ی لطفی را سراغ گرفته است؛ وجهِ آهنگسازانه و رهبری‌کننده‌ی او، که ـ البته ـ در عین حال که بر ذوق این نوازنده‌ی شاخص اتکا داشت، تنها به یمن باهمستانِ موسیقایی جوانان آن زمانِ «مرکز حفظ و اشاعه» ممکن می‌شد. «نهان» از همه‌ی این‌ها تهی است.

نه این‌که نوازندگان از نمونه‌های آن‌زمانی‌شان بهتر نیستند، که در مجموع هستند و یاسمین رحمتی هم از ذوق سهم خودش را دارد. مسئله وسعت امکان‌هاست: آن زمان آن‌قدر، این‌زمان چقدر؟ اینجاست که رونویسی کافی نیست. از ساخته‌های رحمتی تا گروه‌نوازی و آواز و صدابرداریِ «نهان» را، امروز، با ده‌ها نوازنده و خواننده‌ی دیگر می‌توان تجربه کرد و مطمئن بود تغییر تعیین‌کننده‌ای رخ نمی‌دهد. معنیِ این حرف به سادگی یک چیز است: وقتی برای موسیقیِ مؤثر، به چیزی بیشتر از یک «رونویسی» نمی‌اندیشیم، موسیقی‌مان به‌راحتی می‌شود: معمولی و تکراری، حتی برای علاقه‌مندانش.

تکنوازی‌های نوبتی، به سبْکِ «تقسیمِ غنائم»، اثر را چندپاره‌تر کرده است و حجمِ بالا و کیفیتِ نامناسبِ واخُنشِ (ریوِربِ) صدای خواننده سازوآواز (به‌خصوص در همراهی با سنتور) مضحک کرده است: سنتور در اتاق می‌نوازد و خواننده با میکرُفن در سالن بسکتبال آواز می‌خواند. وقتی هم نوبت به سهمِ سه‌دقیقه‌ایِ کمانچه‌ی محمدصادق شاه‌ولایتی از ۴۴ دقیقه‌ی آلبوم می‌رسد، شنونده، در بیست دقیقه‌ی پیش از آن، آن‌قدر رمق خود را از دست داده که دیگر به سختی می‌تواند حوصله‌ی شنیدنِ بهترین تکنوازی اثر را در خویش فراهم آورد و بفهمد که در این میان این سه‌دقیقه یعنی چه: دستاوردی برای این کمانچه‌نواز تا بداند هنرش را «امروز» چگونه باید عرضه کند؛ دانستن و بلدبودن کافی نیست، چگونگیِ عرضه خود عینِ هنر است.

«نهان» برای یادگرفتن چیزهای بیشتری دارد: اول، در تعامل پیوسته و مستمر بودن با مخاطب، اما همچنان جدی و، پس، صبور در انتشار؛ عجله هنوز هم کارِ شیطان است. دوم، درس مهم‌تری است که می‌توان، از جمله، در دبستان «نهان» آموخت: نوازنده‌ی خوب از تعاملِ رودررو با شنونده می‌روید و آهنگساز از فکر.

برای خرید و دانلود آلبوم نهان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2
25 فروردین 1400
Zakhme Nahan 1

نشسته بر خاک سنّت

نویسنده: فاطمه فرهادی

«زخمِ نهان» دوپاره‌ای است که از تقابل کیفیِ بخشِ سازوآوازِ (امیر اثنی‌عشری و رامین جزایری) و بخشِ گروه‌نوازی (ساخته‌ی آرش کاووسی) شکل گرفته است؛ هرچه در بخش‌های سازوآواز با ظرافت و مهارتِ نسبی در اجرا روبه‌رو می‌شویم، در گروه‌نوازی با فقدان آن مواجهیم؛ تا آنجا که بخش ساز و آواز، با کمی قوام بیشتر، می‌توانست به عنوان آلبومی سرپا و مستقل منتشر شود. کیفیت اجرای ساز و آواز با تحریرهای دقیق، استفاده‌ی به‌جا از آواها و جواب‌آوازهای مناسبِ نوازنده به محقق شدن شعر و مفاهیم آن منجر شده است.

بخش‌های آهنگسازی‌شده رجعتی است به شیوه‌ی آهنگسازی دوره‌ی حفظ و اشاعه و کانون فرهنگی‌ـ هنری چاووش؛ اما، در این بازگشت، با ایده‌ی جدیدی روبه‌رو نیستیم. از یاد نبریم که وام گرفتن از شیوه‌ی پیشینیان با مطالعه‌ی روش آنها و بازنگری در آن است که اثری تازه، با ویژگی‌های مناسبِ زمان خود خلق خواهد کرد.

عوامل عدم‌موفقیت آلبوم در چند بخش نهفته است: آلبوم در مرحله‌ی پیش‌تولید و آهنگسازی، از ضعفِ بسط و گسترش در ملودی‌پردازی که نشان از بی‌طرح‌وبرنامه بودن آن است، در تولید و اجرا، از اجرایی آماتور و نهایتاً در پساتولید از  میکس و مستر بدون استراتژی رنج می‌برد. در این بخش، سازها جایگاه مناسب و ثابتی در تنظیم ندارند و هر بار از جایی متفاوت شنیده می‌شوند.

قطعه‌ی شماره‌ی سه، که نامِ چهارمضراب به خود گرفته، هشت هشتمی است که عمدتاً به وجودآورنده‌ی حس چهارمضراب در موسیقی ایرانی نیست. اجرای تصنیف‌ها (قطعه‌های شماره‌ی پنج و هفت) با تکرار زیادِ اشعار دچار حشو شده است؛ این همه تکرار، که در پس آن حس و هدف زیباشناسانه‌ای را نمی‌توان دنبال کرد، برای چیست؟

اشعار آلبوم از دوره‌های زبانی مختلف، از غزل کلاسیک تا غزل معاصر انتخاب شده‌اند، که منجر به تفاوتِ جهان‌بینی اشعار، معنای کلمات و ساختار آنها خواهد شد و یک شیوه‌ی آهنگسازی، برای تولید آلبومی موفق با آنها، کارگر نخواهد بود.

برای خرید و دانلود آلبوم زخم نهان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 3
11 فروردین 1400
Tasnif o Taraneh 1

آشفته

نویسنده: علیرضا جعفریان

بدون این‌که دفترچه‌ی آلبوم را باز کنیم، فقط روی جلد را ببینیم: عنوان آلبوم «تصنیف و ترانه» است و روی جلد چنین ترجمه شده: "BALLAD & SONG". نقش تصنیف در موسیقی ایرانی بی‌شباهت به نقش بالاد در موسیقی غربی نیست. اما ترجمه‌ی واژه‌ی «تصنیف» به «بالاد» مشابهِ این است که واژه‌ی «حسن روحانی» را به «دونالد ترامپ» ترجمه کنیم: هر دو رئیس جمهور هستند و نقش‌شان در ساختار حکومت‌ها شبیه است.

همچنان روی جلد بمانیم. چند ساز ایرانی می‌بینیم: تار، سه‌تار، عود، تنبک و سنتور. تعداد سوراخ‌های صفحه‌ی سه‌تار بیش از حدّ معمول است و عود و سنتور در دلِ هم رفته‌اند. هیچ‌چیز ربطی به عنوانِ آلبوم ندارد. تا این‌جا می‌پنداریم صاحبانِ اثر «جزئیات» را جدی نگرفته‌اند. اما اشتباه می‌کنیم.
دفترچه را باز کنیم و بخوانیم. بی‌توجهی به جزئیات همچنان ادامه دارد و به‌هم‌ریختگیِ گرافیکی غوغا می‌کند. اما یک آشفتگیِ بزرگ روی جزئیاتِ آشفته سایه انداخته است: لیستِ قطعات مندرج در دفترچه با آنچه می‌شنویم یکی نیست. دو قطعه که در دفترچه «۱۱- قطعه‌ شرقی ۳» و «۱۲- ترانه رنگارنگ» نام‌گذاری شده‌اند در محتوای صوتیِ آلبوم وجود ندارند! تا اینجا به نظر می‌رسد صاحبینِ اثر فقط ملزومات پیراموسیقایی و غیرموسیقاییِ تولید آلبوم را جدی نگرفته‌اند. اما اشتباه می‌کنیم.

دفترچه را کنار بگذاریم و به موسیقی گوش دهیم. آلبوم از یک ایده‌ی کلی نفع می‌برد: بررسی صوتیِ زیبا‌شناسیِ تلفیقِ شعر و موسیقی در تصنیف‌های به‌جامانده از دوره‌ی قاجار و ترانه‌های رادیوییِ دوره‌ی گل‌ها، که در دو بخشِ منفصل ارائه شده‌ است. علاوه بر این ایده‌مندیِ اولیه، گرمای صدای خواننده هم به شنیدن ادامه‌ی آلبوم تشویق‌مان می‌کند. اما در بخشِ دوم، ناگهان صدای خواننده بدلِ صدای غلامحسین بنان می‌شود. همین‌جاست که آشفتگی‌های دفترچه در محتوای موسیقایی هم ادامه پیدا می‌کند. معلوم نیست غایتِ آلبوم بازنمایی است یا فرانمایی. از طرفی، خواننده سعی در بازنماییِ مو‌به‌مو دارد و از طرفی ارکستراسیون، شیوه‌ی اجرا و جزئیاتِ قطعات دچار تغییراتِ اساسی شده‌ است. تفاوتِ یک «مردِ هزارصدا» که خواننده‌های مختلف را تقلید می‌کند، با خواننده‌ای که، با دورنمای پژوهشی، دست به تقلیدِ صدای یک خواننده‌ی قدیمی می‌زند چیست؟ احتمالاً بخشی از جواب را می‌شود در بسترِ ارائه جُست؛ بستری که در آلبوم «تصنیف و ترانه»، به دلیلِ همان تناقض، تقلید صدای خواننده را از یک بازنماییِ پژوهشی دور کرده است.

برای خرید و دانلود آلبوم تصنیف و ترانه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 1.5
29 بهمن 1399
Jahan Gozaran 1

در جستجوی محبوبیتِ ازدست‌رفته

نویسنده: کارگاه مرورنویسی نویز : پریا مراقبی

خلق هنری، خواسته یا ناخواسته، بازتاب‌دهنده‌ی تقابل‌هایی است که در جامعه جاری است. هنرمند به نوعی از آگاهی نسبت به هنر و محیطش دسترسی دارد که، مجموعاً، کنش‌های هنری‌اش را سامان می‌بخشد. در این مسیر، مؤلفه‌های تعیین‌کننده این‌ها هستند: «چیزهایی» که به آگاهی درآمده‌اند و «چگونگیِ» بازتاب هنری این آگاهی‌ها. با این حال، اهمیت این مسئله زمانی که خودِ هنرمند به‌صراحت مدعی چنین آگاهی‌هایی است به‌مراتب بیشتر می‌شود.

پشنگ کامکار، به استناد نوشته‌اش در دفترچه‌ی آلبومِ «جهانِ گذران»، موسیقی‌اش را «سنتی» و روزگارِ آن را «کم‌رونق» توصیف کرده است، با جوانانی که باید برای «پویایی و جویایی»شان کاری کرد. با این حال، خودِ اثر چه چیزی پیش‌ِرو می‌گذارد؟ بدیلی، امروز دیگر نه بی‌بدیل، از جهانِ صوتیِ گروه‌های شیدا و عارف، که در چنبره‌ی احتیاطِ موسیقایی و استقبال مخاطب، راه‌بندِ خود و خواننده‌اش (سالار عقیلی) شده است؛ تکرار موسیقاییِ این ادعا که «بازگردید به روزگارِ طلایی چاووش»؛ بی این تأمل که چرا آن روزگارِ طلایی دیگر بسنده‌ی «جوانانِ پویا و جویا» نیست. گیروگرفت تنها به دلایلی از قبیلِ لغزش‌های صدای عقیلی، بی‌تناسبی در چیدمان اشعار یا به‌کاربردنِ «حبیب حبیبم» برای شعر فروغ و یا ــ مثلاً ــ ناآگاهی در انتسابِ غلطِ اشعار به دیگران نیست. اثر بیشتر از آن‌که نقیضی باشد برای عواملی که «روزگار موسیقی سنتی» را «کم‌رونق» کرده‌اند، خودِ دلیل است؛ چنگ زدن به شناسه‌های بازار، در جستجوی محبوبیتِ ازدست‌رفته.

از عکس روی جلد تا ذکر تشکر از «بی‌چشم‌داشتیِ» عقیلی در دفترچه‌ی آلبوم، محصولْ امید به خواننده‌ای بسته که توجه بیشتری در جامعه به‌دنبال دارد. اما این‌که این‌بار سالار عقیلی را، به‌جای آن‌که کنار هشت ترانه‌ی بازاری ببینیم، در سازوآوازی معمولی و سه تصنیف ساده، هرچند با مقدمه‌های طولانیِ سازی، می‌یابیم، نباید باعثِ آن شود که تصور کنیم اثر سراسر سرنوشتی متفاوت یافته است. برعکس، موسیقی الکن‌تر است، وقتی سالار عقیلی‌اش، سازوآوازهایش، قطعات و تصنیف‌هایش نه مخاطب جدی را راضی می‌کند و نه مخاطب بازارِ معمولِ عقیلی را. در این گیروگرفت است که لحظه‌های دونوازیِ پشنگ و اردشیر کامکار و نیز اجرای تمیز و شفاف گروهِ نوازندگان نیز فرع می‌شوند. و به همین دلیل است که نوشته‌های پشنگ کامکار، از پیام‌آور یک آگاهی، به افشاگر یک «چه باید کرد؟» چهره می‌گرداند.

برای خرید و دانلود آلبوم جهان گذران به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2.5
29 دی 1399
Dar Dordast 1

ناتوان و دیر و ناکارآ

نویسنده: کارگاه مرورنویسی نویز

مرورهایی که ازین‌پس با برچسب «کارگاه مرورنویسی نُویز» منتشر می‌شوند به خصلت تولید جمعیِ این دسته از مرورها اشاره می‌کنند؛ تولیداتی به سودای پرورش و معرفی قلم‌هایی نوآمده و خلاق به جامعه‌ی موسیقی، که همواره از اهداف رسانه‌ایِ نویز قلمداد می‌شده است. این امضای جدید، خود به‌مثابه‌ی فراخوانی و دعوتی است از هرکه به نویسندگی، نقادی و کنش‌گری نسبت به وضعیت موجودِ موسیقی ایران، چه مرکز و چه نقاط پیرامونیِ آن، مایل است و می‌پندارد می‌تواند و می‌خواهد در این نقش قرار بگیرد اما نقطه‌ی آغازی و مسیری برای آن نیافته است.
در این زمینه، از طریق ایمیل همیشگی نویز به نشانیِ admin@noise.reviews می‌توانید باب گفت‌وگو را با رسانه‌ی نُویز باز کنید.

 

سبک‌شناسانِ معماری ایران معماری قاجار را، اگر مقلد و خودباخته‌ی فرنگ نخوانند، متأثر از آن می‌دانند و نمودِ این تأثیر را در به‌کارگیری تزیینات و برخی جزییاتِ ظاهری مشخص می‌کنند که بر طرح و نقشه (پلانِ) پیشینی نشسته است. نمونه‌اش شمس‌العماره، که زمانی که ساخته شد شاه را از داخل ارگ به ملاقات دوردستِ شهر بُرد. «در دوردست»، در به‌کارگیریِ تزیینات نو بر پلانِ قدیمی، تکرار موسیقاییِ همین درآمیزی است، منتها با تأخیری حدوداً صدوپنجاه‌ساله.

اشعارِ سهراب سپهری، به‌کارگیری دو نوازنده‌ برای چهار سازِ کوبه‌ای، گه‌گاهی استفاده از خرده‌ملودی‌های موازی (گاه در حد یکی دو نغمه در تکنوازی‌ها و اندکی بیشتر از آن در تصنیف‌ها) نشسته‌اند بر طرح و نقشه‌ی مجلس‌واره‌های انتهای قاجار: پیش‌درآمد، چهارمضراب، مقدمه‌ی سازی، سازوآواز و سپس تصنیف. «اجرای صحنه‌ای گروه مشرق» حاصلِ تکرارِ چهارباره‌ی این ترتیب و ترکیب است. طرح و مصالح ساختمان کم‌وبیش قاجاری است، تنها تزییناتِ تازه‌ای بر در و دیوار نشسته است.

فارغ از ملاحظاتی که به فرآیندِ تولیدِ کم‌کیفیتِ این «اجرای زنده» مربوط می‌شود، که مطلقاً کم‌اهمیت نیستند، می‌توان به مخاطبینی فکر کرد که در هوای این اجرا، «هم‌زمان»، نفس کشیده‌اند. تجربه‌ی آنان چگونه تجربه‌ای بوده است؟ آیا آنها هم، مانند نیاکانِ قاجاری‌شان، در مواجهه با این درآمیزی‌ها یا از پسِ این درآمیزی‌ها، خود را در آستانه‌ی زمانه‌ای نوین یافته‌اند؟ بعید است چنین بوده باشد، وقتی موسیقی‌دان آن‌ها را به مهمانیِ جهانِ شعری‌ای برده است که، در این طرح و قالبِ موروثی، جز آن که گُنگ شود سرنوشتی نیافته. زیرا این صرفاً «مضمونِ» شعرِ معاصر نیست که، با گشوده‌شدن به یگانگیِ تجربه‌ی شخصی شاعر، از آباءِ ادبیِ خود فاصله می‌گیرد. کارِ اصلی برعهده‌ی به‌هم‌ریختگیِ نحویِ واژه‌گزینِ این جهانِ شعری است. هنرِ دشواریابِ کار هم در همین‌جاست و اگر ناتوانی در همراه‌سازیِ «شعر معاصر» با «موسیقی ایرانی» وجود دارد، در ساختنِ موسیقیِ این به‌هم‌ریختگی است.

اگر، در زمان ساخت شمس‌العماره، آن تزیینات جدید بر پلانِ قدیمی نشانه‌ی توجه و فکر به جهان و زمان بود، امروز نشانه‌ی بی‌خبری است. ادعای تازگی است در بیاتیِ ناچارِ بی‌گریز؛ رجزِ حرف تازه گفتن است بی داشتنِ فکر و نحوِ تازه؛ آوردنِ خبرِ واقعه است، وقتی سال‌ها از فروخفتِ شیونِ سوگ گذشته است؛ زاییدنِ کودکِ مرده است.

برای خرید و دانلود آلبوم در دوردست به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2
09 دی 1399
بالا