نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: گروه‌نوازی سازهای ایرانی


Dami Derang 1

بازخاطرآوری

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

موضوع اصلی دمی درنگ خواسته یا ناخواسته بازخاطرآوری است، ارجاع است. از همان لحظه‌ی آغاز، از شروع شبانه که صدای یک گروه ایرانی تثبیت‌شده‌ی پساچاووش کم‌و‌بیش با همه‌ی دگرگونی‌هایی که در دهه‌ی ۸۰ و ۹۰ (تمرکز بر نمایش مهارت فنی خطوط مختلف، درک چندتکنوازانه از مفهوم گروه به جای صدای واحدِ حل‌شده یا صدای واحد گروه به علاوه‌ی معدودی تکنواز بر تاج) به خود دیده است به گوش می‌رسد، در سرزمین ارجاعات گام می‌زنیم، گاه کمی روشن‌تر و گاه کمی مبهم‌تر.

اگر بعضی نشانه‌ها در سازآرایی (مثل صدای نی در بخش‌های ابتدایی تذرو) برای کشیدن ذهن به سوی ارجاعات پراکنده در تن قطعات مجید قدیانی کافی نباشد قدری درنگ کافی است تا گواه به قدر کافی به دست دهد. تنها کافی است تا آن هنگام که چهارمضراب ابوعطای حسین علیزاده (از آلبوم مشهور راز نو) با تغییراتی و تنظیم برای گروه ظاهر می‌شود و مخاطب را با این پرسش مواجه می‌کند چرا از مصنف آن قطعه حتا باوجود تقریظی که بر آلبوم نوشته است، خبری در دفترچه‌ی آلبوم یافت نمی‌شود.

پس از این نشانه‌ها یک به یک از راه می‌رسند. در تذرو باوجود رفتن به همایون همان پایه‌ی چهارمضراب ابوعطا باز، اما کمی سپس‌تر پایه‌ای مشابه پایه‌های پرویز مشکاتیان که مشخصاً رد مشابهش را می‌توان تا چوپانی گرفت با افزودن نیم‌جمله‌ای تقارن‌ساز و تزئینی این ویژگی را تثبیت می‌کند که؛ مؤلف تاریخی را، تاریخ بعضی آثار و هنرمندان برجسته‌ی پساچاووش را در کار خود مرور کرده است. تا پایان قطعات را اگر یک بار از سر بگذرانیم دست‌کم یکی دو دسته نام دیگر همچون آلبوم بوی نوروز و تصنیف باده‌ی شبگیر حمید متبسم (هنگام گوش سپردن به دایه‌ی شب) نیز از ورای وام‌ها و تاثیرپذیری‌های آشکار و نهان به خاطرمان درمی‌جهد و می‌گذرد و در یک مرحله‌ی ژرف‌تر شباهت راهبردهای روبه‌رو شدن با متن و آواز
این شکل خاص از بازخاطرآوری، این نحوه‌ی مرور تاریخ و پیوند مؤلف با آن، تنها مسئله‌ی یک آلبوم امروزین نیست. مسئله‌ی عمومی موسیقی ما است. اکنون تعیین نسبت با یک اوج سبکی که در روزگاری دور از امروز رخ داده و گذشته است همه‌جا موقعیت اثر و مؤلفش را تعیین می‌کند.

برای خرید و دانلود آلبوم دمی درنگ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
25 آذر 1398
Mahro 1

خوش‌استقبالِ بدبدرقه

نویسنده: سعید یعقوبیان

همان قطعه‌ی اولِ این نخستین آلبومِ مستقلِ یک آهنگساز جوان (متولد ۱۳۷۲) نشانه‌هایی از شوق و انگیزه‌‌ای امیدوارکننده برای خلق موسیقی دارد. گمانه‌ها و آزمون‌هایی در چندصدایی، ذوقِ ملودی‌پردازی و رسیدن به انگاره‌هایی چند متعلق به خود او (اگرچه معدود و محدود)، قانع نشدن به داشتنِ روال یکسان لحنی و ایقاعی در قطعات و سرحالی و شوری که در صدای گروه است، همه و همه سرچشمه‌ی روشنیِ نخستین‌اند. در عین حال می‌توان شنید که در گوش مؤلف، کار آهنگسازانی –تنها در حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی- که قدیمی‌ترین‌ و اثرگذارترین‌شان پرویزمشکاتیان و محمدعلی کیانی‌نژادند رسوب دارد و گه‌گاه بازی‌های موسیقی روی بندِ نغمه‌های کروماتیک، یادآور آهنگسازان جوان‌تر نیز هستند. همچنین سازِ دست آهنگساز –کمانچه- نشانی در آهنگسازی‌اش ندارد و او موفق شده است که موسیقی را در گستره‌ای فراتر از فنون نوازندگی‌اش ببیند. لحظه‌ی معلقِ پایان قطعه‌ی نخست نیز نشان از علاقه‌ای به کار متفاوت کردن در خود دارد.

در دیگر قطعات نیز این ویژگی‌ها را کمابیش می‌توان سراغ گرفت اما روند قطعاتِ آلبوم، مجموعِ نتیجه‌گیری‌ها را بیشتر به نقطه‌ای هدایت می‌کنند که اغلبِ این ویژگی‌ها را از زاویه‌ای دیگر ببینیم: شعرهای تکراری، اثرپذیری‌هایی که به رونوشت تنه می‌زنند (یکی از تصنیف‌ها با ملودی مشابه اثری از محمدجواد ضرابیان آغاز می‌شود، ضمن اینکه وزن هر دو تصنیف یکسان است و تصنیفی دیگر الگویی همانند اثری از پرویز مشکاتیان را دارد و موارد دیگر)، سعیِ بی‌فایده برای کار متفاوت کردن تا جایی که به ناهماهنگی و ناموزونیِ آزاردهنده‌ای می‌انجامد، و پیش بردنِ موسیقی در بسیاری از لحظات با سبدی خالی از هر ایده‌ی خلاقه‌. اینجاست که آنچه در آغاز از کنارش می‌توانستیم بگذریم (متنِ اگرچه کوتاه ولی موهوم دفترچه که به چیزی جز یک اظهار لحیه‌ی جمع و جور شبیه نیست، میکس پر سهوِ موسیقی و...) بیشتر خودنمایی می‌کنند و یادآور می‌شوند که تجربه‌های آهنگساز هنوز خام‌اند و غرق –یا ذوب- در نحله‌ای از موسیقی‌ چنددهه‌ی گذشته‌ی ایران‌اند. می‌توان به این حدس هم خطر کرد که پرسه‌هایی غیر از این اگر بوده بی تأمل و درنگ بوده‌اند و ماحصلی از آنها، دست کم در اثر حاضر که بنا به نوشته‌ی آهنگساز در بیست‌سالگی تصنیف شده، شنیده نمی‌شود. برای رسیدن به یک موسیقیِ نافذتر از چه بندهایی در خود باید عبور کرد و چه‌ها باید اندوخت؟

برای خرید و دانلود آلبوم ماهرو به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
23 آذر 1398
Chashme Bi Khab 1

سهم آهنگساز

نویسنده: علیرضا جعفریان

چشم بی‌خواب حاصل همکاری حسام‌الدین سراج و گروه «سور» به سرپرستی و آهنگسازی مجید مولانیاست. وقتی خواننده‌ا‌ی کهنه‌کار و پرآوازه مانند سراج همراه آهنگسازی جوان آلبومی را منتشر می‌کند، اگر نشانه‌هایی از خواننده‌سالاری در آن دیده شود عجیب یا دور از انتظار نیست. قسمتی از این نشانه‌ها می‌تواند مربوط به ناشر و مخاطب آلبوم باشد. مثلاً در چشم بی‌خواب اینکه یک صفحه از دفترچه‌ به عکسی تمام‌قد از خواننده اختصاص یافته، یا اینکه توضیحات سراج درباره‌ی آلبوم بر توضیحات آهنگساز مقدم دانسته شده نشانه‌هایی از خواننده‌سالاری هستند که بیش از هر کسی متوجه ناشرند. یا به عنوان مثال اینکه مخاطبْ آلبوم را متعلق به سراج بداند را می‌توان بخشی از خواننده‌سالاری دانست که مخاطب به اثر تحمیل کند. اما خواننده‌سالاری را در سطحی عمیق‌تر و در خود متن موسیقایی نیز می‌توان کاوید. در چشم بی‌خواب نوع ملودی‌ها، شیوه‌ی برخورد با شعر و حتی تنظیم قطعات به ذهنیتی که از آثار سراج داریم بسیار نزدیکند و شاید بتوان این موضوع را سهم آهنگساز در خواننده‌سالار بودنِ آلبوم دانست: سهم آهنگساز، کم‌سهم بودن او در ساخت موسیقی است.

به مسئله‌ی سهم آهنگساز در این آلبوم از زاویه‌ای دیگر نیز می‌توان نگریست. چشم بی‌خواب از آن دسته آثار موسیقایی است که به نظر می‌رسد سازندگان آن جنبه‌ی ادبی را بر جنبه‌ی موسیقایی مقدم دانسته‌اند. علاوه بر دفترچه‌ی آلبوم که بیش از هر چیزی درباره‌ی اشعار تصنیف‌ها و آوازها صحبت کرده، در خودِ اثر هم نشانه‌های تقدم کلام بر موسیقی را می‌توان جست. خصوصاً در تصنیف‌ها این موضوع بیشتر به چشم می‌آید. در بسیاری لحظات به نظر می‌رسد ملودی‌های خنثی صرفاً برای همراهی شعر پدید آمده‌اند؛ موسیقی موجودیت مستقلی ندارد و انگار که اگر کلام نبود، موسیقی هم علتی برای وجود نداشت. تقدم کلام بر موسیقی را به نوعی می‌توان مقارن با تقدم خواننده بر آهنگساز دانست. به این ترتیب کلام‌محور بودنِ موسیقی نیز، مضاف بر خواننده‌سالاری، سهم آهنگساز در ساخت آلبوم را کاهیده است.

برای خرید و دانلود آلبوم چشم بی‌خواب به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
25 آبان 1398
Del Be To Dadam 1

دوگانه‌ی بی‌اعتبار

نویسنده: کامیار صلواتی

انگاره‌ی خلق «دل به تو دادم»، و احتمالاً بخش قابل توجهی از آثار امروزی موسیقی کلاسیک ایرانی، بر سنتز یک دوگانه‌ی مفروض استوار است. این انگاره‌ی دیالکتیک، که دست‌کم صد سالی‌ست دغدغه‌ی دست‌اندرکاران موسیقی کلاسیک ایرانی را شکل داده، به بهترین نحو در دو جمله‌ی متوالی در دفترچه‌ی «دل به تو دادم» عیان است: «در این اجرا سعی بر آن بوده تا اصالت‌های موسیقی قدیم با نوگرایی‌های معاصر تلفیق و اثری ایجاد شود تا از همه‌جهت قابل دفاع باشد. [...] “دل به تو دادم” سخن دیروز به زبان امروز است». پس برای شناختن و ارزیابی این اثر، باید این دو جمله را به میانجی موجودیت شنیداری اثر بازخوانی کرد.

شق اول این دوگانه، چنانکه مرسوم است، بر «تاریخ» و لابد «اصالت» (که معلوم نیست چرا مترادف ماهیت امر تاریخی فرض می‌شود) دلالت دارد. ابزار دست‌یابی به این «اصالت موسیقی قدیم» کلیدواژه‌ای‌ست با نام «بازسازی» که چند باری در دفترچه رخ‌نمایی کرده است. با شنیدن خود اثر درمی‌یابیم که تا همین‌جا صاحب‌اثر به دو اشتباه افتاده است: دم زدن از «اصالت»ی جوهری که بنا به ذات شدیداً زمان‌مند-مکان‌مند موسیقی، در اساس بی‌معناست، و دوم خلط معنای «بازسازی» با «تفسیر». اصطلاح «بازسازی» در موسیقی‌شناسی تاریخی معنا و تعریفی دارد که بی‌شباهت به آن‌چیزی‌ست که در این آلبوم می‌شنویم. یک اثر نمی‌تواند هم‌زمان هم «بازسازی» کند و هم «نوگرایی» هنری داشته باشد، زیرا هدف بازسازی –که در این‌جا پدیده‌ای شناختی و کوششی علمی‌ست- با «نوگرایی» -که در این‌جا کوششی هنری‌ست- سازگار نیست. 

این شق اول دوگانه‌ی مفروض پدیدآورندگان بود. شق دوم، باز هم چنانکه مرسوم است، بر «معاصریت» اصرار دارد. بی‌آنکه نیازی باشد که در معنای این دو اصطلاح عمیق‌تر شویم، تنها کافی‌ست از خود بپرسیم که مرزهای این قلمروی نوگرایی و معاصریت در این اثر کجاست؟ واقعیت این است که اگر نگاهی تاریخی به اثر داشته باشیم، به این نتیجه می‌رسیم که این قلمرو وجود خارجی ندارد. اگر آنچه دست‌اندرکاران اثر ادعای بازسازی‌اش را داشته‌اند (شق اولِ تاریخ‌گرا) بر ماده‌ی موسیقایی هشتاد و نود و صد سال پیش نظر داشته است، وجه نوگرایانه‌اش (شق دوم) تنها سه چهار دهه جلوتر آمده و بر آثار گروه‌نوازانه‌ی چهل سال پیش حفظ و اشاعه‌ای‌ها چشم دوخته است؛ چه در صدادهی، چه در بافت صوتی، و چه در قرائت‌اش از ردیف و موسیقی کلاسیک ایرانی، این شقِ «نوگرایانه» چیزی بیش از آن تلاش‌ها ندارد.

بنابراین، هر دو شق مفروض این دوگانه‌ی ظاهراً متعارض و متضاد، در اساس بی‌اعتبارند و ناموجود. در این شرایط، طبعاً عملی که از این مفروضات ناصحیح برآید هم بعید است که در تاریخ آورده‌ای نصیب خود کند.

برای خرید و دانلود آلبوم دل به تو دادم به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
10 مهر 1398
Dar Mohasereh

جامه‌ی عاریه

نویسنده: حانیه شهرابی

«در محاصره»، ضبطِ یکی از کنسرت‌های مردادِ ۱۳۹۵ گروه «خنیاگرانِ مهر»، از آن دست آلبوم‌هایی است که هم تکلیفش با خودش و شنونده‌اش روشن است، هم تکلیفِ شنونده با او. هر دو می‌دانند از هم چه می‌خواهند. یکی راحت‌الحلقومی برای پر کردن اوقاتِ فراغتش می‌خواهد و دیگری بهای فراهم کردن این خوراک را. متن دفترچه نیز به بهانه‌ی جنسیتِ نوازندگانِ، ادعاهایی سراسر بحث‌برانگیز را با محوریت «حقوقِ زنان» مطرح کرده است که تاثیری در اصل ماجرا ندارد؛ تنها حمله به یک واقعیت تلخ است با دفاعی بد.

آهنگسازیِ بیشتر قطعاتی که در این آلبوم گردآوری شده‌اند بر عهده‌ی «بهزاد عبدی» بوده است و الباقی آثاری شناخته شده هستند از تجویدی، خالقی و لطفی. شیوه‌ی عبدی در آهنگسازی بیشتر از آن که ایرانی باشد، غربی است (وکمی اروپای شرقی). تنالیته‌ی مینور به واسطه‌ی طنین سازها لباس مدِ اصفهان پوشیده و برداشت مدال هم به «مدهای کلیسایی» شبیه است. پنج قطعه‌ای که برای تکنوازیِ قانون، قیچک، کمانچه، تار و رباب نوشته شده‌اند از نظر ساختاری بسیار شبیه هم هستند. یک یا دو موتیف، خودشان یا واریاسیونشان بارها و بارها تکرار می‌شوند؛ تکراری که تدریجا بستری ساکن می‌سازد که حتا طنین هم نمی‌تواند خللی درش ایجاد کند. اواسطِ برخی از این قطعات، تکنواز عباراتی برگرفته از چیزی که تا آن لحظه شنیده شده‌ است، در سکوتِ سایر سازها می‌نوازد (شبیه کادانس در موسیقی کلاسیک غرب). نوازندگان از مهارت قابلِ قبولی برخوردارند. ارائه‌ی موسیقی اکثرا استروفیک۱ محمد معتمدی هم نسبت به سایر اجراهایش تفاوت ندارد.

نباید منکرِ تبعیض‌های جنسیتی و سکوتِ ناروای حنجره‌ی زن در فضای رسمی شد؛ اما شاهد گرفتنِ شیر مرغ تا جان آدمیزاد برای خاص جلوه دادنِ اثر چندان اخلاقی نیست. موسیقی در ذاتِ خود جنسیت نمی‌پذیرد. «کارِ خوب» نیاز به وکیل و دلسوز ندارد. در گذر زمان تنها ماهیت اثر موسیقایی است که از خویش دفاع می‌کند.  اراده‌ی استوار و مهارت برای هر مشکلی راه حل خواهند یافت.

 


۱- نوعی فرم آوازی که در آن تمام بندها با موسیقی ثابتی همراه هستند.

برای خرید و دانلود آلبوم در محاصره به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 1
08 مهر 1398
Ashiran 2

قلمرو خطرخیزِ نوا

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

عشیران دومین کار مشترک مستقل علی کاظمی و سعید کردمافی است. ویژگی‌های اصلی این کار تازه هم همان است که پیش‌تر در چند نوبت در جای دیگری به مناسبت بزم دُور گفته بودم؛ یعنی «گستراندن جهان موسیقی دستگاهی با کمک تکنیک‌ها و مفهوم‌های فراموش‌شده‌ در عین وفاداری به زیباشناسی‌اش». در این اثر تازه افزوده‌ای جز اندکی قرار بیشتر در ویژگی‌ها نیست و کاسته‌ای نیز جز تازگی که در بزم دور بود و طبیعتاً در عشیران نمی‌تواند در همان جهت باشد. هنوز هم آوازِ از پیش طراحی‌شده گرانیگاه اثر دو موسیقی‌دانِ همراه است و همچنان نظیری هم‌وزن در تصنیف‌ها نمی‌یابد. هنوز هم نیم‌نگاه به فرهنگ‌های هم‌خانواده‌ی همسایه و هم‌بندی‌های غیرمنتظره‌ی مقام‌ها یکی در نقش چاشنی و دیگری در نقش موضوع مرکزیِ کار حضوری پررنگ دارند.

اما آنچه عشیران را صورتی متمایز می‌بخشد و شایسته‌ی توجه خاص می‌کند دقیقاً مربوط به آن بخشی است که از موسیقی دستگاهی برگرفته است؛ سیرِ دستگاه نوا و جمله‌پردازی‌ بر بستر آن. نوا که روزگاری از کم‌اجراترین دستگاه‌ها و تقریباً فراموش‌شده بود بعد از تغییرات بزرگ موسیقایی در دهه‌ی ۵۰ به یکی از پراجراترین‌ها تبدیل شد، چنان‌که ظرفیت‌هایش تا آستانه‌های ممکن مصرف شد. از همین رو رفتن به سراغ نوا امروزه بسیار خطرخیز شده است، آن هم برای موسیقی‌دانانی که می‌خواهند کار دیگر بکنند.

برای نیل به این مقصود کاظمی و کردمافی مثل همیشه فارغ از مهارت آمیخته به ظرافت نوازندگی‌شان دقیقاً دوری کردن از روایت خلاصه‌شده‌ی نوا (ترکیب مقام نوا-مقام نهفت و شبیه‌شده به روابط گام مینور) را برگزیده‌اند و به سراغ روایتی کلاسیک از آن دستگاه رفته‌اند. سنگینی نوای اشباع‌شده‌ی امروزی چنان است که اگر بازگشت به شکل کلاسیک نوا و مخصوصاً تأکید بر پل‌هایش با دستگاه شور را -که اکنون دیگر چندان مرسوم نیست- برنمی‌گزیدند، حتا مقام‌گردانی‌های دور از ذهنشان که از خارج از سیستم دستگاهی می‌آید، طراحی فرمال مجلس‌ها و قطعه‌های تصنیف‌شده، رنگ کمی متفاوت گروه یا حتا شور موسیقایی فعلی اثر هم نمی‌توانست نجات‌بخش باشد. برعکس، همه‌ی اینها در صورت انتخاب اولیه‌ی اشتباه (گزیدن نوای مرسوم امروزی) به عناصری برای ایجاد تضادهای شدید و از هم پاشیدن انسجام فکری-زیباشناختیِ اکنون موجود در کلیت اثرشان موجب می‌شد.

برای خرید و دانلود آلبوم عشیران به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

26 شهریور 1398
Parvazo Avaz 1

بی‌ ادعا و تکلف

نویسنده: علیرضا جعفریان

پرواز و آواز اولین تجربه‌ی مستقل آهنگسازی بهمن فریادرس در قالب یک آلبوم است. آلبوم در محتوای دفترچه‌اش فروتن است و در محتوای موسیقایی‌اش ساده و بی‌تکلف. دفترچه‌، برخلاف غالب آلبوم‌های این روزها، مزین به زیاده‌گویی‌، نظریه‌پردازی‌های بی‌پایه و اساس و یا متون ادبی بی‌ربطی که کاربردی جز قمپُز در کردن ندارند نیست. محتوای موسیقایی نیز هم و غمِ اصلاح و تحول موسیقی متداول کلاسیک ایرانی را ندارد و در عوض سعی می‌کند همان موسیقی متداول را به شکلی وزین ارائه کند. پرواز و آواز نشان‌مان می‌دهد برای تولید یک آلبوم خوب لزوماً نیاز به کاری محیرالعقول نیست: برای خوب بودن، کافی است بد نباشید.

میزان توفیق آهنگسازی، نوازندگی و خوانندگی در آلبوم را یکسان می‌توان ارزیابی کرد و هیچ‌کدام باعث ضایع‌شدنِ دیگری نشده است. همانقدر که آهنگساز توانسته است تبحرش در ساخت و پرداخت ملودی‌ها را نشان دهد، خواننده و نوازندگان، خصوصاً نوازنده‌ی تار، در ساز و آوازها موفق بوده‌اند. این یکدستی را در قطعات نیز می‌توان دید و در طول آلبوم با افت و خیز کیفیت هنری مواجه نمی‌شویم.

بهمن فریادرس از شاگردان اردشیر کامکار بوده است و بیش از هر چیزی او را به عنوان نوازنده‌ی کمانچه می‌شناسیم. سایه‌ی سابقه‌ و تجربه‌ی نوازندگی او در آهنگسازی‌اش نیز دیده می‌شود. حتی اگر فریادرس را نشناسیم، حدس‌زدنِ اینکه آهنگسازِ آلبوم نوازنده‌ی کمانچه بوده است کار سختی نیست: بار اصلی ملودی‌ها به دوش کمانچه است، تنظیم قطعات برای ساز‌های آرشه‌ای خلاقانه‌تر از سایر سازهاست، تار و عود شخصیت مستقلی در تنظیم‌ها ندارند و اغلب برای فربه‌کردنِ بافت به کار رفته‌اند. بررسی تأثیر نوازندگی فریادرس روی آهنگسازی‌اش، و به طور کلی بررسی قطعات آهنگسازانی که نوازنده‌ی حرفه‌ای بوده‌اند، می‌تواند موضوع قابل تحقیق و قابل تأملی باشد: چه تفاوتی میان آهنگسازی‌های نوازنده‌های مثلاً تار با نوازنده‌‌های کمانچه یا عود وجود دارد؟

برای خرید و دانلود آلبوم پرواز و آواز به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 1.6
11 شهریور 1398
بالا