نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: گروه‌نوازی سازهای ایرانی


Motrebe Dard 1

آری، به اتفاق

نویسنده: ساناز ستارزاده

آلبوم «مطرب درد» -در ساختار کلان، روند قرار گرفتن مایه‌ها، سازبندی گروه و تنظیم قطعات- در مسیر پانخورده‌ای قدم نگذاشته است. ضربیِ سنگینی در روح‌الارواح طنین می‌اندازد؛ ساز و آوازی در بیات‌ترک؛ و تصنیفی در دشتی؛ و این روندِ به‌گوش آشنا -تا به انتها- آشنا می‌ماند. از کلیات که بگذریم، اولین "ساز و آواز"، که بر بخشی از تفسیر سوره‌ی انفال نشسته است، خوانده‌های جواد ذبیحی را تداعی می‌کند، بی آن خصیصه‌هایی که شنونده را از هر چه جز موسیقی غافل کند.

گیرایی و جذابیتی که شنونده را هوشیار نگاه می‌دارد لزوماً ارتباطی به مدت‌ زمان هر بخش ندارد. ساز و آوازی در کمتر از سه دقیقه می‌تواند خستگی بیاورد و سازی در پانزده دقیقه مجالِ هیچْ جز پیگیری موسیقی ندهد. در«مطرب درد»، میزان اشتیاق به شنیدن بخش‌های مختلفْ شخص به شخص تغییر می‌کند. زمانِ شنیدنِ شورِ عود و ابوعطا‌-نوای تار، در وضعیتی «قرار» گرفته‌ و با دقت به جاری شدن موسیقی گوش می‌کنی، اما پیگیری "ساز و آواز"ها را موانعی دشوار کرده است. خواننده و تک‌نوازها تا چه حد از ایده‌های موسیقایی و نقاط ضعف و قوتِ هم باخبرند و بستر چطور برای نزدیک شدن به دیگری و خلقِ فضای موسیقایی مشترک فراهم شده است؟ آوازها در تعامل دونفره با نوازنده و یا سه‌نفره با نوازنده و صاحبِ اثر شکل گرفته است‌‌؟ منطقی که نغمه‌ها را بر هجاهای کلام می‌نشاند؛ ترکیب تحریر‌ها و غلت‌ها؛ و جمله‌بندیِ آوازهایی که بین تصانیف خوانده شده را، میزان دانش و تجربه‌، محفوظات شنیداری، سلیقه‌ و ایده‌های خواننده شکل داده است؟ بار جذابیت‌ِ بخش‌های با وزنِ آزاد -گاهی، به اتفاق- به دوشِ خواننده و تک‌نوازها است و ایده‌های موسیقایی بسته به ظرفیت‌های اشخاص قد کشیده و به انجام می‌رسند.

اگرچه توانایی افراد می‌تواند در موفقیت کلی اثر تاثیر به‌سزایی داشته باشد و "ساز و آواز"ها را نقشی فرای به هم دوختنِ ضربی‌های پیش و پس خود بدهد، اما راهبری که اثرش را یک کل منسجم طلب کرده، حتی اگر در مسیری پاخورده قدم گذاشته باشد، جز با شناخت عمیق کارگانِ ساز و آواز و ظرفیت‌های همراهانش، چطور می‌تواند بخش‌های مختلف را متحد کند؟ به‌نظر می‌رسد راهبری در «مطرب درد» همه جانبه نیست.

برای خرید و دانلود آلبوم مطرب درد به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2.5
12 مرداد 1399
Khorasaniyat 3

ناشر به مثابه‌ خالق

نویسنده: کامیار صلواتی

به‌درستی نمی‌دانیم که قرار بوده ضبط‌های این آلبوم چه سرنوشتی پیدا کنند، یا چرا در زمان خود منتشر نشده‌اند، یا اینکه اصلاً آیا قرار بوده نام‌شان خراسانیات باشد یا نه. در لحظه‌لحظه‌ی این آلبوم –اگر به آن به چشم یک «آلبوم» بنگریم-، این سوال‌ها بر ذهن سنگینی می‌کنند.

باری، از نام اثر بیاغازیم: چرا خراسانیات؟ نگاه خالقان اثر –که باید ناشر را هم عضوی بسیار مهم از آن‌ها بدانیم- به مابه‌ازای موسیقایی «خراسانیّت» به طرز آزاردهنده‌ای یادآور نگاه دیگری‌ساز شرق‌شناسان به مفهوم برساخته‌ی «شرق» است. در نظر آنان شرق موجودی بود یکپارچه، که با اجزایی متناقض اما یک‌کاسه شده در تضاد با کلّی واحد به نام غرب قرار می‌گرفت و در عین‌حال به شدت تحت‌تأثیر نگاه غرب‌محور شرق‌شناسان بود. به طریقِ مشابه، «خراسان»ِ خراسانیات هم معجونی است از الگوهای بسیار شناخته‌شده‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی –با محوریت مرکز- در ترکیب با سه شعر خراسانی و سازوآوازی روی یک شعر لُری. طرفه آنکه آن شعر هم در دشتستانی اجرا می‌شود؛ گوشه‌ای که لااقل در دهه‌های اخیر، تبدیل به کلیشه‌ای برای تداعی «محلی» بودن در موسیقی کلاسیک ایرانی شده است. در حقیقت در این آلبوم «خراسانیّت» به معنای «غیرمرکزی بودن» است، آن هم بیشتر با تأکید بر ابعادی پیراموسیقایی چون کلام۱ و –شاید- محل تولد آهنگساز و خواننده.

حضور ناشر، و نگاه امروزی‌اش را، می‌توان در بُعد بسیار مهم دیگری از اثر احساس کرد و آن چینش و سر هم کردن قطعات آن در قالب یک مجموعه‌ی واحد به نام «آلبوم» است. فارغ از چند و چون این چینش، شاید بتوان گرایشی بسیار امروزی را در این وجه از خراسانیات شناسایی کرد: تمایل به تبدیل کردن آلبوم به «مجموعه‌ای از قطعات» به جای یک «کل یک‌پارچه‌ی متشکل از قطعات مختلف» تمایلی دهه‌ی نودی است تا دهه‌ی شصتی. نگاهی دم‌دستی به آلبوم‌های موسیقی کلاسیک ایرانی نشان می‌دهد که مجموعه‌ی چند ترانه یا چند تصنیف و کمرنگ شدن هرچه بیشتر «سازوآواز» گرایشی به شدت غالب در سال‌های اخیر بوده است اگر این فرض را بپذیریم، انتشار این‌چنینِ خراسانیات در دهه‌ی نود نشانی است از افول این نگاه کل‌نگر در فرآیند خلق یک آلبوم موسیقی کلاسیک ایرانی. به همین دلیل، اگرچه پایه‌های ریتمیک پیچیده‌ی «کاروانیان» و «زلفای قجری» یا تنها سازوآوازِ آلبوم یادآور همکاری دو دست‌اندرکار بزرگ خراسانیات در دهه‌ی شصت هستند، ظهور ناگهانی «خزان» پس از «زلفای قجری» حضور گزینش‌گر یکی از اصلی‌ترین خالقانِ خراسانیات را موکد می‌کند؛ خالقی که ناخودآگاهانه ذهنیت‌های امروزین خود را نیز در اثر دخیل کرده است: ناشر، و باز هم ناشر.

 


۱- تنها در قطعه‌ی آخر آلبوم، اشاراتی به بعضی الگوهای اکنون کلیشه شده‌ی موسیقی خراسان شنیده می‌شود.

برای خرید و دانلود آلبوم خراسانیات به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 3
11 تیر 1399
Khorasaniyat 2

شرحه‌شرحه در فراق

نویسنده: ساناز ستارزاده

لزوم انتشار «خراسانیات» -حاصل همکاری پرویز مشکاتیان، محمدرضا شجریان و اعضای گروه عارف، که در دهه‌ی شصت و سال‌های جنگ اجرا و ضبط شده است و تا اسفند سال ۹۸ ناشنیده مانده (اگر بشود عنوان ناشنیده را به آن اطلاق کرد)- از حیث تاریخی قابل درک است. اما آیا اهمیت ثبت خراسانیات در تاریخ و زنده نگاه داشتن یاد بزرگان عرصه‌ی موسیقی «دستگاهی» به اهمیت ارتباط اجزای آلبوم به عنوان یک اثر هنری ارجحیت دارد؟

اگر با انگیزه‌ی تمرکز بر ساختار خراسانیات در برابر هجوم نوستالژی مقاومت کنیم، تا مانع از استیلای آن شویم، آنگاه پیکره‌ی شرحه‌شرحه‌ی خراسانیات موضوعی جدی و قابل مداقه است. «کاروانیان» -طرحی که از مایه‌ی عراق آغاز می‌شود- هشت سال بعد در «مقام صبر» نه به عنوان قطعه‌ی آغازین، بلکه پس از معرفی «راست» و «پنجگاه» آورده شده، قطعه‌ی محبوب «خزان» که بارها توسط تک‌نوازها و ارکسترهای گوناگون اجرا شده، در «مژده‌ی بهار» آمده، «چهارمضراب نهیب» در «کنج صبوری» و «یِقین دِرُم»۱ در «تمنا». اگر فرض کنیم نسخه‌ی خراسانیات، اولین اجرای ضبط شده‌ی این قطعات باشد، در این‌صورت جست‌وجو درباره‌ی تاریخچه‌ی قطعات و نوشتن نتیجه در دفترچه‌ی آلبوم، می‌توانست لزوم انتشار را توجیه و ضرورت کلاژ ناموفق را توضیح دهد. نابهنگامی، اختلاف کوک و فضای صوتیِ «خزان» بعد از تصنیف «زُلفایِ قِجِری»، نابهنگامی، اختلاف کوک و فضای صوتی «تکنوازی سنتور» بعد از «خزان»، نابهنگامی، اختلاف کوک و فضای صوتی «یِقین دِرُم» بعد از ساز و آواز بی‌نظیر «دشتستانی»، نادیده‌ انگاشتن خراسانیات به عنوان یک اثر منسجم را برملا و آن را بی‌وقع می‌کند. اگر بخش «راست‌پنجگاه» را یک پیکره بنامیم، سه بخش «راست‌پنجگاه»، «شور» و «ساز و آواز» نامتجانس‌اند. در «نوا مرکب‌خوانی» و «بیداد» -آثاری که در زمان حیات مشکاتیان منتشر شده‌اند- چگونه می‌شود ارتباط اجزا را نادیده گرفت؟ بیداد در دو بخش مستقل و نوا مرکب‌خوانی علیرغم تفاوت فضای صوتیِ گروه‌نوازی با ساز و آوازها، آثاری یکپارچه و منسجم‌اند.

اکنون چه داریم؟ رپرتواری در نیمه‌ی راهِ ضبط استودیویی ناتمام رهاشده. چه شده بود؟ مؤلف شرایط زمانه را مناسب ندید؟ با توجه به این که همواره بستر اجتماعی‌ـ فرهنگی جامعه به انتشار اثر معنا می‌بخشد، لزومِ انتشار خراسانیات این‌چنین قابل ‌توجیه می‌شود: اولویت منطق بازار بر کیفیت اثر.

 


۱- در این اجرا شعر ملک‌الشعرای بهار توسط مشکاتیان دکلمه شده است.

 

برای خرید و دانلود آلبوم خراسانیات به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 0.5
10 تیر 1399
Khorasaniyat 1

وضعیتِ ناتمامی

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

رکوئیم موتزارت را شاگردش زوسمایر به پایان برد. سمفونی ناتمامِ شوبرت را، یک قرن بعد، در یک مسابقه‌ی آهنگسازی، شرکت‌کنندگانی پرشمار کامل کردند. سمفونی دهم فرضیِ بتهوون از روی همان اندک طرح‌های باقی‌مانده، به ادعای بری کوپر و به دست او، کامل شد. حال، اگر بپذیریم یک مجلس کاملِ موسیقی دستگاهی (چیدمانی از ضربی‌ها و غیر ضربی‌ها) اثری شده است که از آن انتظارِ انسجام داریم، آنگاه خراسانیاتِ پرویز مشکاتیان و محمدرضا شجریان را اثری ناتمام خواهیم یافت و می‌توانیم بپرسیم از آنِ ما را اما که تمام خواهد کرد؟

برای نوعی از موسیقی که اجراکنندگان نقشی چشم‌پوشی‌ناپذیر در ساخته‌شدنش دارند و بخش‌هایی از آن اساساً پیش از اجرا نوشته نمی‌شود، به پایان بردن توسط دیگری چندان شدنی نیست. پس، راهی نمی‌ماند جز آن که خود غایبان کارشان را به ترتیبی خاتمه دهند؛ ناگزیر با گزینش از میانِ آنچه از آنها مانده است و تلاشی قاعدتاً کم‌ثمر برای سازگاری با بخش‌های کامل‌شده‌ی اثر. این شکلِ خاص از اتمامِ اثرِ ناتمام شرایطی را که موسیقی کلاسیک ما غالباً در آن غوطه‌ور است به شکلی رادیکال می‌نمایاند و بارز می‌کند که موسیقیِ ضبط‌شده‌ی ما، اکنون، جز نادر نمونه‌ها، چیزی است که اغلب به یاری فناوریِ برش، چسباندن و همنشینی میسر شده و به گوش مخاطب می‌رسد.

این‌چنین است که برش‌هایی از یک اجرای دیگر با فاصله‌ی چند سال پس از ضبطِ نخستین با آن همنشین می‌شود تا روش خاص تمام کردن اثر ناتمام خود را نشان دهد و، همچون نتیجه‌ای حاشیه‌ای، آنچه را از پیش معمول بود با شدتی بیشتر به رخ بکشد (به‌مثابه‌ی امری مرسوم، فراوان ضبط و آلبوم می‌شناسیم که دست‌کم گزینشی از تکه‌های مختلف چند اجرای مختلف یک مجلس باشد).

جز این و مانند هر اثر ناتمام دیگر، خراسانیات گره‌هایی از تاریخچه‌ی کار آفرینندگانش باز و گوشه‌هایی ناخوانده از آن را خوانا می‌کند. با از محاق درآمدنِ برخی کارهای حبس‌شده‌ی پرویز مشکاتیان، جورچینِ تاریخیِ آثار او روشن‌تر و شفاف‌تر می‌شود. درست همان‌گونه که در خراسانیات دست‌کم درباره‌ی ”خزان“اتفاق می‌افتد و ما نمونه‌ی دیگری از سازآراییِ این اثر مشهور را، پیش از ضبط شناخته‌شده‌ی دیگرش (در مژده‌ی بهار)، می‌یابیم و سیرش را بازترسیم می‌کنیم.

برای خرید و دانلود آلبوم خراسانیات به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 3
09 تیر 1399
Change Hazin 1

تنظیم‌کننده

نویسنده: علیرضا جعفریان

آلبوم ارائه‌ای است از دستگاه نوا در قالب قطعات ضربی، تصنیف‌ها و تکنوازی‌ها. قطعات مستقل از یکدیگرند و در طول آلبوم سیری که به هم مربوط‌شان سازد دیده نمی‌شود. در موسیقی‌های کلاسیک احتمالاً پیچیدگی را می‌توان به عنوان یکی از عناصر ارزیابی در نظر گرفت: پیچیدگی مد، پیچیدگی ریتم، اجرا، بافت و غیره. چنگ حزین تقریباً فاقد این قبیل پیچیدگی‌هاست. اما با این حال از منظر مد (خصوصاً در یافتنِ راه‌های گردش میان گوشه‌های دستگاه) و همچنین شیوه‌ی اجرا (خاصه در مورد خواننده و نوازنده‌ی ساز نی) بیشتر قابلیت غور و کشف و شهود دارد.

ناشر در تهیه و تولید دفترچه به غایت بی‌مبالات و کارنابلد عمل کرده است. علاوه بر غلط‌های نگارشی متعدد و فاحش، با زیاده‌نویسی درباره‌ی سابقه‌ی هنری نوازندگان، دفترچه به فرم‌های رزومه‌نویسی برای استخدام و کاریابی شبیه شده است. متن روی جلد آلبوم حسن کیانی‌نژاد را آهنگساز و علیرضا جواهری را تنظیم‌کننده معرفی می‌کند. اما در آلبومی با مختصات چنگ حزین تنظیم چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟

در موسیقی کلاسیک غربی تنظیم به معنای نوعی آهنگسازیِ دوباره‌ی قطعه‌ای ازپیش‌موجود به کار برده می‌شود. آهنگسازِ دوم ممکن است تغییراتی در ملودی، بافت، ریتم، ارکستراسیون و غیره ایجاد کند. به این ترتیب بازنوازی، کاور و آوانگاریِ تجویزی را نیز می‌توان انواعی از تنظیم دانست. هرچند که در موسیقی کلاسیک ایرانی از واژه‌ی تنظیم استفاده نمی‌شده اما مفاهیمی مشابه آنچه گفتیم در این موسیقی نیز کاربرد داشته است. به این ترتیب نه در موسیقی کلاسیک ایرانی و نه در موسیقی غربی، تنظیم به عنوان عملی مستقل از آهنگسازی و برای اثری که از پیش موجود نبوده است به کار برده نمی‌شود. اما در موسیقی مردم‌پسند آهنگسازی می‌تواند از تنظیم تفکیک شود. در این معنا، ممکن است تنها ملودی و ریتمِ قطعه توسط آهنگساز (ملودی‌ساز) مشخص شود و پرداختِ عناصر دیگرِ موسیقایی نظیر بافت، فرم و ارکستراسیون بر عهده‌ی تنظیم‌کننده قرار گیرد. به همین خاطر معنای مدرنِ تنظیم برای مثلاً باخ، مالر یا درویش‌خان نمی‌تواند کاربرد داشته باشد اما برای واروژان، مسعود جهانی و ظاهراً سازندگان چنگ حزین می‌تواند به کار برده شود.

برای خرید و دانلود آلبوم چنگ حزین به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
27 فروردین 1399
Dami Derang 1

بازخاطرآوری

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

موضوع اصلی دمی درنگ خواسته یا ناخواسته بازخاطرآوری است، ارجاع است. از همان لحظه‌ی آغاز، از شروع شبانه که صدای یک گروه ایرانی تثبیت‌شده‌ی پساچاووش کم‌و‌بیش با همه‌ی دگرگونی‌هایی که در دهه‌ی ۸۰ و ۹۰ (تمرکز بر نمایش مهارت فنی خطوط مختلف، درک چندتکنوازانه از مفهوم گروه به جای صدای واحدِ حل‌شده یا صدای واحد گروه به علاوه‌ی معدودی تکنواز بر تاج) به خود دیده است به گوش می‌رسد، در سرزمین ارجاعات گام می‌زنیم، گاه کمی روشن‌تر و گاه کمی مبهم‌تر.

اگر بعضی نشانه‌ها در سازآرایی (مثل صدای نی در بخش‌های ابتدایی تذرو) برای کشیدن ذهن به سوی ارجاعات پراکنده در تن قطعات مجید قدیانی کافی نباشد قدری درنگ کافی است تا گواه به قدر کافی به دست دهد. تنها کافی است تا آن هنگام که چهارمضراب ابوعطای حسین علیزاده (از آلبوم مشهور راز نو) با تغییراتی و تنظیم برای گروه ظاهر می‌شود و مخاطب را با این پرسش مواجه می‌کند چرا از مصنف آن قطعه حتا باوجود تقریظی که بر آلبوم نوشته است، خبری در دفترچه‌ی آلبوم یافت نمی‌شود.

پس از این نشانه‌ها یک به یک از راه می‌رسند. در تذرو باوجود رفتن به همایون همان پایه‌ی چهارمضراب ابوعطا باز، اما کمی سپس‌تر پایه‌ای مشابه پایه‌های پرویز مشکاتیان که مشخصاً رد مشابهش را می‌توان تا چوپانی گرفت با افزودن نیم‌جمله‌ای تقارن‌ساز و تزئینی این ویژگی را تثبیت می‌کند که؛ مؤلف تاریخی را، تاریخ بعضی آثار و هنرمندان برجسته‌ی پساچاووش را در کار خود مرور کرده است. تا پایان قطعات را اگر یک بار از سر بگذرانیم دست‌کم یکی دو دسته نام دیگر همچون آلبوم بوی نوروز و تصنیف باده‌ی شبگیر حمید متبسم (هنگام گوش سپردن به دایه‌ی شب) نیز از ورای وام‌ها و تاثیرپذیری‌های آشکار و نهان به خاطرمان درمی‌جهد و می‌گذرد و در یک مرحله‌ی ژرف‌تر شباهت راهبردهای روبه‌رو شدن با متن و آواز
این شکل خاص از بازخاطرآوری، این نحوه‌ی مرور تاریخ و پیوند مؤلف با آن، تنها مسئله‌ی یک آلبوم امروزین نیست. مسئله‌ی عمومی موسیقی ما است. اکنون تعیین نسبت با یک اوج سبکی که در روزگاری دور از امروز رخ داده و گذشته است همه‌جا موقعیت اثر و مؤلفش را تعیین می‌کند.

برای خرید و دانلود آلبوم دمی درنگ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
25 آذر 1398
Mahro 1

خوش‌استقبالِ بدبدرقه

نویسنده: سعید یعقوبیان

همان قطعه‌ی اولِ این نخستین آلبومِ مستقلِ یک آهنگساز جوان (متولد ۱۳۷۲) نشانه‌هایی از شوق و انگیزه‌‌ای امیدوارکننده برای خلق موسیقی دارد. گمانه‌ها و آزمون‌هایی در چندصدایی، ذوقِ ملودی‌پردازی و رسیدن به انگاره‌هایی چند متعلق به خود او (اگرچه معدود و محدود)، قانع نشدن به داشتنِ روال یکسان لحنی و ایقاعی در قطعات و سرحالی و شوری که در صدای گروه است، همه و همه سرچشمه‌ی روشنیِ نخستین‌اند. در عین حال می‌توان شنید که در گوش مؤلف، کار آهنگسازانی –تنها در حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی- که قدیمی‌ترین‌ و اثرگذارترین‌شان پرویزمشکاتیان و محمدعلی کیانی‌نژادند رسوب دارد و گه‌گاه بازی‌های موسیقی روی بندِ نغمه‌های کروماتیک، یادآور آهنگسازان جوان‌تر نیز هستند. همچنین سازِ دست آهنگساز –کمانچه- نشانی در آهنگسازی‌اش ندارد و او موفق شده است که موسیقی را در گستره‌ای فراتر از فنون نوازندگی‌اش ببیند. لحظه‌ی معلقِ پایان قطعه‌ی نخست نیز نشان از علاقه‌ای به کار متفاوت کردن در خود دارد.

در دیگر قطعات نیز این ویژگی‌ها را کمابیش می‌توان سراغ گرفت اما روند قطعاتِ آلبوم، مجموعِ نتیجه‌گیری‌ها را بیشتر به نقطه‌ای هدایت می‌کنند که اغلبِ این ویژگی‌ها را از زاویه‌ای دیگر ببینیم: شعرهای تکراری، اثرپذیری‌هایی که به رونوشت تنه می‌زنند (یکی از تصنیف‌ها با ملودی مشابه اثری از محمدجواد ضرابیان آغاز می‌شود، ضمن اینکه وزن هر دو تصنیف یکسان است و تصنیفی دیگر الگویی همانند اثری از پرویز مشکاتیان را دارد و موارد دیگر)، سعیِ بی‌فایده برای کار متفاوت کردن تا جایی که به ناهماهنگی و ناموزونیِ آزاردهنده‌ای می‌انجامد، و پیش بردنِ موسیقی در بسیاری از لحظات با سبدی خالی از هر ایده‌ی خلاقه‌. اینجاست که آنچه در آغاز از کنارش می‌توانستیم بگذریم (متنِ اگرچه کوتاه ولی موهوم دفترچه که به چیزی جز یک اظهار لحیه‌ی جمع و جور شبیه نیست، میکس پر سهوِ موسیقی و...) بیشتر خودنمایی می‌کنند و یادآور می‌شوند که تجربه‌های آهنگساز هنوز خام‌اند و غرق –یا ذوب- در نحله‌ای از موسیقی‌ چنددهه‌ی گذشته‌ی ایران‌اند. می‌توان به این حدس هم خطر کرد که پرسه‌هایی غیر از این اگر بوده بی تأمل و درنگ بوده‌اند و ماحصلی از آنها، دست کم در اثر حاضر که بنا به نوشته‌ی آهنگساز در بیست‌سالگی تصنیف شده، شنیده نمی‌شود. برای رسیدن به یک موسیقیِ نافذتر از چه بندهایی در خود باید عبور کرد و چه‌ها باید اندوخت؟

برای خرید و دانلود آلبوم ماهرو به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 2
23 آذر 1398
بالا