نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: کلاسیک ایرانی


Motrebe Dard 1

آری، به اتفاق

نویسنده: ساناز ستارزاده

آلبوم «مطرب درد» -در ساختار کلان، روند قرار گرفتن مایه‌ها، سازبندی گروه و تنظیم قطعات- در مسیر پانخورده‌ای قدم نگذاشته است. ضربیِ سنگینی در روح‌الارواح طنین می‌اندازد؛ ساز و آوازی در بیات‌ترک؛ و تصنیفی در دشتی؛ و این روندِ به‌گوش آشنا -تا به انتها- آشنا می‌ماند. از کلیات که بگذریم، اولین "ساز و آواز"، که بر بخشی از تفسیر سوره‌ی انفال نشسته است، خوانده‌های جواد ذبیحی را تداعی می‌کند، بی آن خصیصه‌هایی که شنونده را از هر چه جز موسیقی غافل کند.

گیرایی و جذابیتی که شنونده را هوشیار نگاه می‌دارد لزوماً ارتباطی به مدت‌ زمان هر بخش ندارد. ساز و آوازی در کمتر از سه دقیقه می‌تواند خستگی بیاورد و سازی در پانزده دقیقه مجالِ هیچْ جز پیگیری موسیقی ندهد. در«مطرب درد»، میزان اشتیاق به شنیدن بخش‌های مختلفْ شخص به شخص تغییر می‌کند. زمانِ شنیدنِ شورِ عود و ابوعطا‌-نوای تار، در وضعیتی «قرار» گرفته‌ و با دقت به جاری شدن موسیقی گوش می‌کنی، اما پیگیری "ساز و آواز"ها را موانعی دشوار کرده است. خواننده و تک‌نوازها تا چه حد از ایده‌های موسیقایی و نقاط ضعف و قوتِ هم باخبرند و بستر چطور برای نزدیک شدن به دیگری و خلقِ فضای موسیقایی مشترک فراهم شده است؟ آوازها در تعامل دونفره با نوازنده و یا سه‌نفره با نوازنده و صاحبِ اثر شکل گرفته است‌‌؟ منطقی که نغمه‌ها را بر هجاهای کلام می‌نشاند؛ ترکیب تحریر‌ها و غلت‌ها؛ و جمله‌بندیِ آوازهایی که بین تصانیف خوانده شده را، میزان دانش و تجربه‌، محفوظات شنیداری، سلیقه‌ و ایده‌های خواننده شکل داده است؟ بار جذابیت‌ِ بخش‌های با وزنِ آزاد -گاهی، به اتفاق- به دوشِ خواننده و تک‌نوازها است و ایده‌های موسیقایی بسته به ظرفیت‌های اشخاص قد کشیده و به انجام می‌رسند.

اگرچه توانایی افراد می‌تواند در موفقیت کلی اثر تاثیر به‌سزایی داشته باشد و "ساز و آواز"ها را نقشی فرای به هم دوختنِ ضربی‌های پیش و پس خود بدهد، اما راهبری که اثرش را یک کل منسجم طلب کرده، حتی اگر در مسیری پاخورده قدم گذاشته باشد، جز با شناخت عمیق کارگانِ ساز و آواز و ظرفیت‌های همراهانش، چطور می‌تواند بخش‌های مختلف را متحد کند؟ به‌نظر می‌رسد راهبری در «مطرب درد» همه جانبه نیست.

برای خرید و دانلود آلبوم مطرب درد به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2.5
12 مرداد 1399
Avaze Ney 1

هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک (۱)

نویسنده: ساناز ستارزاده

پس از «حسن کسایی»، بعید است بتوان در جمع نی‌نوازان تک‌‌نوازی یافت که با موسیقی «دستگاهی» جانبی دارد اما نشانی از او در نوای ساز و موسیقی‌اش به گوش نمی‌رسد. «مسعود اربابیان» هم از این دایره بیرون نیست. صدای مطلوب ساز اربابیان در منطقه‌ی صوتی اوج، در همان چند نغمه‌ی آغازینِ چهارگاهِ آلبوم موسیقی «آواز نی»، نشان از تلاش به ثمر نشسته‌‌اش و نیلِ به کیفیتی نزدیک به کیفیتِ صوتیِ ساز حسن کسایی را دارد و در طرفه‌العینی صدای ساز او را تداعی می‌کند. این شباهتِ کیفیاتِ صوتی توقعی ایجاد می‌کند که در جنبه‌های دیگرِ تکنیکی و محتوایی برآورده نمی‌شود. جنبه‌هایی چون تسلط بر ردیف‌های آوازی و اوزان شعری، سکوت‌های سنجیده و متنوع، چیره‌دستی در اجرای انواع تکنیک‌های نوازندگی و جاری شدن موسیقی از مایه‌ای به مایه‌ای دور از خیال، حافظه و عادت ذهنی. تُندای اکثر قطعات «آوازِ نی» و زمان‌بندی جملاتِ بخش‌های با وزنِ آزاد، بیشتر یادآور موسیقی کسایی در «پس از سکوت» است، اما شدت‌وری‌های متضاد، تنوع زمان‌بندی جملات به مدد ترکیب نغمه‌های کشیده و مقَطعِ «پس‌ از سکوت» را ندارد.

به نظر می‌رسد اکتفا نکردن به نوازندگی نی، فرارفتن از سطح و کوشش در شناختِ دقیق مکتبِ اصفهان و نی‌نوازان دوران امری‌ ضروریست؛ آنچه کسایی، به عنوان چکادی از نی‌نوازی، از استادانش آموخته و در گفت‌و‌گوهایش درباره‌ی موسیقی سعی بر انتقالش دارد. بسیاری از استادانش -چه آنی که در حضور از او آموخته و چه آن‌هایی که از طریق ضبط  نواخته‌ها و آوازهایشان به او آموختند- غیر از نی‌نواز بوده‌اند. از بسیاری استادانِ سازهای مختلفِ کمانچه، سه‌تار، پیانو، تار، ویولن و آواز بهره‌ی سرشار برده و «شاید با پنجاه استاد بی‌نظیر معاشر بوده» است.۲ اگر قصد اربابیان تنها حفظ و انتقال نوازندگی به شیوه‌ی اصفهان باشد، در تنها آلبوم منتشر شده‌‌ از او، جای پرداختن به بعضی جنبه‌ها خالی است و، اگر بیش از حفظِ شیوه‌ طلب کرده، باید منتظر آلبوم‌های دیگر او ماند. صدای شفاف، فواصل به‌جا، ساختار سنجیده اما محافظه‌کارانه‌ی بخش‌های مختلف آواز نی برای شنونده‌‌ای که حاضر نیست هر آلبومی با عنوان «دستگاهی» اما محتوایی نامرتبط را بپذیرد، امیدبخش است و اشتیاق شنیدن اثری دیگر را زنده نگاه‌ می‌دارد.

 


۱- مصرعی از شعر اقبال لاهوری.
۲- قسمتی از مصاحبه‌ی حسن کسایی که در کتاب از موسیقی تا سکوت آورده شده است.

برای خرید و دانلود آلبوم آواز نی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 3
24 خرداد 1399
Mian 1

پلکان اودسا(۱)

نویسنده: حانیه شهرابی

صد و چند سال انقلابِ هنری و بده و بستان فرهنگی در تاریخِ ما باعث می‌شود کمتر کسی در این زمانه از ترکیبِ کمانچه، پیانو و تنبک تعجب کند. «میان» روایتی پسا تصادمی است. ما را به یاد گفت‌وگوی سه فردِ قرنِ بیست‌ویکمی می‌اندازد که با فرهنگ‌های گوناگون، مستقیم یا غیرمستقیم، در تماس بوده‌اند؛ اختلافات، تضادها و اشتراکات را دریافت کرده و به چیزی متفاوت و متشکل از آن‌ها بدل شده‌اند. انتخاب نام «میان» برای این مجموعه هم چنین گمانی را تشدید می‌کند.

با توجه به توضیحاتِ صاحبِ اثر، روندِ تولید به ترتیب با ضبطِ کمانچه، پیانو و در آخر، تنبک صورت گرفته است. در لایه‌ی اول رفتارِ کمانچه مانندِ یک ساز کلاسیکِ ایرانی نیست و ملودی‌هایی را در مدِ مینورِ هارمونیک با صرفه‌جویی در مواد موسیقایی اجرا می‌کند. در لایه‌ی دوم، پیانو به همراهی و فضاسازیِ مدال می‌پردازد. گاهی با سخاوت کنار می‌نشیند و گاهی در تایید یا پیش‌بینی کمانچه، اصواتی را تکرار می‌کند. در لایه‌ی سوم، تنبک تغییراتی در فضای دو دیگر ایجاد می‌کند؛ همانطور که گوشه چشمی به کمانچه و پیانو دارد، در مقابلِ آرامشِ کلی، الگوهایی سریع و متنوع را می‌نوازد. هر کدام از سازها از رنگ‌ و تکنیک‌های مختلف بهره برده‌اند.

این روشِ نقش‌آفرینیِ منعطف رویه‌ای است حاکم بر تمامِ مجموعه. هر یک از سه قطعه‌ی این آلبوم، به چهار بخش با تغییراتِ غیرِ ناگهانی و نرم تقسیم می‌شوند. در قسمت اول که نسبتا آزاد است، حرکت آغاز می‌شود. در بخش بعد موسیقی با ضربانی سریع‌تر به حرکت ادامه‌ می‌دهد و بستر را برای تولد هنگامه‌ی نهایی آماده می‌کند. این هنگامه منتهی می‌شود به خلاصه‌ای از آنچه پیش‌تر بیان شده است. آن چه «میان» به گوش می‌رساند، به واسطه‌ی خصوصیاتِ صوتیِ هر ساز، سه فضای کاملا مستقل است که هم‌نشین یکدیگر شده‌اند و فضای چهارمی را پدید آورده‌اند؛ فضای چهارمی که تعبیرش برای هر مخاطب می‌تواند متفاوت باشد.

 


۱- «پلکان اودسا» نام سکانس مشهوری از فیلم رزمناو پوتمکین، اثر آیزنشتاین، نظریه‌پرداز جنبش مونتاژ شوروی است. او عقیده دارد استفاده‌ی همزمان از عناصر، مفهوم جدیدی را در ذهن پدید می‌آورد.

برای خرید و دانلود آلبوم میان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
13 فروردین 1399
Avaz Haye Gomshodeh 1

سمساریِ آوازهای قدیمی

نویسنده: فرشاد توکلی

مجموعه‌ی آوازهای گمشده، که تاکنون سه شماره از آن توسطِ مؤسسه‌ی چهارباغ منتشر شده است، برخلافِ عنوانش، جُنگی از ساز و آوازهایی است که اغلب‌شان پیش از این نیز شناخته‌شده بودند؛ هرچند با این انتشار با سهولت بیشتری در دسترس عموم قرار گرفته‌اند. مزیتِ انتشارِ چنین جُنگ‌هایی نیز می‌تواند در همین نحوه‌ی برخورد و دسترسی باشد که مسئولیتش را ناشر بر عهده گرفته است. همچنان که پیشتر یادآور شده‌ایم، محتوای یک مجموعه‌ی تاریخی باید، پیش از هر چیز، از همین حیث به روشنی و صراحت رسیده باشد. آوازهای گمشده چنین روشنی‌ای را ندارد و مشخص نمی‌کند که نمونه‌ها با چه معیار و شاخصی شایستگیِ همنشینی در یک سی‌دی را کسب کرده‌اند. نمونه‌های سی‌دیِ نخست از این سلسله آلبوم‌ها دوره‌های گوناگونی از موسیقی ایرانی (حدِفاصلِ ضبط‌های 1291 و نیمه‌ی دهه‌ی 1340) را در بر می‌گیرند؛ از آوازهای جنابِ دماوندی، هنرمندِ هم‌دوره با سال‌های آخرِ فعالیتِ میرزاحسینقلی، تا آخرین ضبط‌های خصوصی از آواز سلیمانِ امیرقاسمی به‌همراهیِ سه‌تارِ سعید هرمزی. با این ترتیب، به‌نظر می‌رسد آنچه چنین تولیدی را موجه کرده است، به احتمالِ زیاد، ناشناخته بودن و کمتر شنیده‌شدگیِ پیش‌گفته است؛ اهدافی که به‌سببِ فقدانِ اطلاعاتِ تاریخی و سَبْکیِ به‌پیوست همچنان ابتر و نارس می‌مانند.

نخستین شماره از این سلسله آثار حتی از نظر تاریخی نیز مرتب نیست. با اثر ادیب خوانساری در 1310 شروع می‌شود؛ سپس به اجرای خصوصی ابوالحسن صبا و علی مستوفیان در 1327 می‌رود؛ بعد، با آواز حسینعلی نکیسا (چهارگاه)، دوباره به آغازِ قرن (1306) باز می‌گردد؛ و سپس به واسطه‌ی دشتیِ جناب دماوندی و کمانچه‌ی حسین‌خان اسماعیل‌زاده به 1291 قدم می‌گذارد؛ و این لِی‌لی‌بازیِ تاریخی را در چهار قطعه‌ی دیگر ادامه می‌دهد. این‌جاست که کارِ ناشر بیشتر به جورچین کردن مانند شده است، تا فراهم‌آوریِ ارزشی افزوده حولِ آثاری پیش‌تر موجود، اما از دسترس عموم دورمانده. ناشری چیز بیشتری است، یا انتظار می‌رود که باشد.

با این حال، آثاری که گرد آمده‌اند، همچون اجناس یک دکانِ سمساری، گفتنی‌های بسیاری برای ما دارند، که گفته‌شدن‌شان خود وامدار همین انتشارِ نامناسب است. بنابراین، با توجه به مسلسل بودنِ این آلبوم‌ها، کوشش خواهد شد تا به بهانه‌ی شماره‌های دوم و سوم و احیاناً چهارمِ این مجموعه به دیگر جنبه‌های‌شان بپردازیم.

 ادیب خوانساری، علی مستوفیان، نکیسا، سلیمان امیر قاسمی، جناب دماوندی، جلال تاج اصفهانی فرشاد توکلی آوازهای گمشده 

برای خرید و دانلود آلبوم آوازهای گمشده‌ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 1.5
31 فروردین 1398
Khojaste 1

رَوندگیِ خجسته

نویسنده: سعید یعقوبیان

از میان تمام نظرگاه‌هایی که –به رد یا دفاع- می‌توان به موسیقی‌ای که فعالان‌اش آن را نئوکلاسیک‌ ایرانی می‌خوانند نگریست، موسیقیِ بی‌کلامِ «خجسته» نیز در کنار دیگر آثار منتشر شده بر اساسِ این رویکرد، رخ دادنِ یک حرکت را یادآور می‌شود. اگرچه می‌توان راستایِ حرکت در «خجسته» را به اعتبار آنچه می‌شنویم و همچنین مبتنی بودن‌اش بر یک نظامِ ریاضی‌وارِ آهنگسازانه، به سمت هرچه بیشتر «از پیش اندیشیده‌بودنِ موسیقی» و هرچه دور شدن از «اتفاق و بداهه» دانست اما بی نگاهِ ارزش‌گذارانه به این ایده‌ها و بی آنکه به بالا یا پیش‌رفتن بیاندیشیم، آنچه به طور کلی و فراتر از «خجسته» در ارتباط با این رویکرد مهم‌تر به نظر می‌رسد، نه جهتِ حرکت و ایده‌ی پیشرفت، بلکه خودِ حرکت است. این موسیقی -که اطلاق جنبش نئوکلاسیک به آن جای اما و اگر دارد- در مقامِ یک نحله‌ی فکریِ موسیقایی، پیش از آنکه اساساً آن را موج یا جریانی بدانیم، به معنای لغوی، جنبش و حرکت است و حرکت داشتن، خطر کردن است و به استقبال تجربه و پیچ‌و‌خم‌ها رفتن. برای نمونه طرح این ایده‌ی کارگاهی در «خجسته» که حتی تکنوازی‌ها نیز از پیش ساخته شده باشند زاییده‌ی درآمدن از یک وضعیت ساکن است.

این حرکت چه به جریانی خروشان بدل شود و چه همچون خیزآبی فروکش کند و به موجِ دیگری حرکت دهد یا ندهد، تا امروز تصویری پویا از خود نشان داده است. حرکتِ موسیقی مُسما به نئوکلاسیک، به تعبیری که به آن اشاره شد، یادآور یک مجموعه نقاشی‌ از ویلیام بِلِیک (۱۷۵۷-۱۸۲۷) نقاش و شاعر بریتانیایی‌ است. بلیک در نخستین نقاشیِ خود از مجموعه تصاویری که بر سِفر ایوب خلق کرده، رضایت‌مندی را با سکون به تصویر کشیده ‌است. خاندان، خاموش و فرشته‌وار، شکرگزارند. سازهای موسیقی بر درختی آویخته‌اند و طبعاً بی‌صدا. خورشید در تابشی اغراق‌آمیز همه‌ی چهره‌ها را نورانی کرده ‌است و رمه در آرامش در خواب‌اند. اما تصویرِ پایانیِ داستان، نمایشِ بیداری و برخاستن است. هیچ‌کس ننشسته است و سازها در حال نواخته شدن‌‌اند. تفاوتِ این دو قابِ واحد از یک جغرافیا، وجودِ همان عنصرِ حرکت است؛ حرکتی که بدون کوشش خودشناسانه در مسیر آگاهی نمی‌توانسته رخ داده باشد؛ حرکتِ ساکنینِ قابِ دیروز.

برای خرید و دانلود آلبوم خجسته به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 3.3
14 بهمن 1397
Homagoun 1

فرمول‌واری

نویسنده: کامیار صلواتی

درباره‌ی بعضی از انواع موسیقی مردم‌پسند، به‌ خصوص موسیقی پاپ، معروف است که روند ساخت و پرداخت شبیه به یک فرمول است که تنها باید یک متغیر را در آن وارد کرد: جمله‌ی اصلی. بعد از آن، همه‌چیز خود به خود به پیش می‌رود؛ از جمله جمله‌های بعدی، هارمونی، کُروس (Chorus)، مدولاسیون، ملودی بین جمله‌های آواز، و بالاخره پایان‌بندی.

گاهی بعضی آثار کلاسیک ایرانی هم آن‌قدر منفعلانه و قابل پیش‌بینی‌اند که خلق آن‌ها نیز شبیه به یک کنش مکانیکی فرمولی به نظر می‌رسد. مثلاً، یک ملودی تیپ ساخته می‌شود که خود آن ملودی هم مبنایش بسیار منفعلانه است: روند طبیعی ریتمیک خواندن یک مصرع یا بیت غزل فارسی. بعد، شکل ریتمیک آن جمله، روی درآمد یک دستگاه سوار می‌شود؛ بعد گوشه‌ی مهم بعدی (مثلاً داد در ماهور) روی همان شکل و ملودی‌تیپ سوار می‌شود، پس از آن به گوشه‌ی بزرگ معمولاً میانی هر دستگاه‌ها می‌رسد (مثلاً بیداد یا دلکش)، و در انتها فرود می‌آید. در این میان واریاسیون‌هایی –اگر بشود آن‌ها را واریاسیون دانست-  از آن ملودی تیپ بین مصرع‌ها از سوی گروه نواخته می‌شود و کار به انجام می‌رسد. برای حل این مشکل، این انفعال، این بی‌اتفاق بودن و عدم تمایز در ساحت موسیقی ایرانی، باید چه کرد؟ یکی از راه حل‌های این دست‌ آثار برای گریز از این انفعال این است: مدولاسیون، مدولاسیون و مدولاسیون. نه مدولاسیون برای حرفی نو آوردن، یا کاربستی هماهنگ با نفس کار؛ که مدولاسیون به‌مثابه تقلایی برای گریز از آن انفعال و فرمول‌واری. حاصل این راه و بی‌راه رفتن سرگردانی‌ست نه غافلگیری و لذت برخورد با آن لحظه‌ی ناب. راه حل دیگر چه می‌تواند باشد؟ آن‌چنان که رایج شده، سپردن کار به یک «تنظیم‌کننده» که کار را برای‌مان دربیاورد؛ سعی کند به آن رنگ و بو بدهد، و کُتی پُر زرق‌و‌برق برای دکمه‌‌ای بنجل بدوزد.

همه‌ی این‌ها، فرآیندی است که احتمالاً در ساخت و پرداخت تصنیف‌های «هماگون» هم حکمرانی می‌کرده است. تنها تصنیفی که در آن از این فرمول استفاده نشده، تصنیف «فراق» است روی شعر تصنیف معروف «ای کبوتر»؛ و این‌جا که دیگر پدیدآورندگان با غزل مواجه نیستند و متغیر اولیه‌شان عوض شده، فرمول ذهنی‌شان به هم ریخته است. از دریچه‌ی شنیدن همین تصنیف آشفته است که می‌توان فهمید که چرا پدیدآورندگان آثاری از این دست، این‌قدر به فرمول‌سازی علاقه‌مندند.

وحید تاج کامیار صلواتی جمال سادات کامیار صلواتی هماگون محمدرضا دستگاهدار

برای خرید و دانلود آلبوم هماگون به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 1.3
07 بهمن 1397
We Go Down And Water Rises 1

فراغ بالِ دست و پا بسته

نویسنده: علیرضا جعفریان

کافه‌مآب برایش اصطلاح مناسب‌تری‌ست از غربی‌مآب. اگر اهل کافه‌گردی هم نباشید لابد می‌دانید فضای کافه‌ها با بقیه‌ی نقاط شهر فرق دارد. صندلی‌ها، ظروف، رنگ‌ها، پوسترهایی که به دیوار چسبیده‌اند و خیلی چیزهای دیگر؛ همه‌ی این‌ها، در عین تنوع، رنگ و بو و شخصیت خاصی دارند که می‌توان آن را وجه اشتراک کافه‌های این روزها دانست. در مورد آلبوم «ما پایین می‌رویم و آب بالا می‌آید»، اصلاً از همین عنوان گرفته، تا طرح جلد، شعری که در توضیحات آلبوم نوشته شده و حتا فونتی که برای نوشتن شعر به کار رفته همگی در یک چیز مشترک‌اند: کافه‌مآبی. موسیقی بی‌کلامِ آلبوم هم با قابلیت بالایش در تصویرسازی ذهنی و همچنین توانایی برای همراهی فیلم، بی‌ارتباط با دیگر اجزای کافه‌ایِ آلبوم نیست.

هرچند نوعی تمایل به آهنگسازی در مفهوم غربی‌اش در قطعات پویان منصوری و میثم ستایش دیده می‌شود، اما در هیچ کدام از قطعات دغدغه‌‌ی ارائه‌ی موسیقی ایرانی در تلفیق با موسیقی غربی و یا مثلاً دغدغه‌ی ارائه‌ی چندصدایی موسیقی ایرانی وجود ندارد. در واقع تکنیک‌ها و شیوه‌های آهنگسازی هستند که باعث می‌شوند قطعات، با وجود مواد و مصالح موسیقایی ایرانی، به نوعی غربی به نظر برسند. دوری از دغدغه‌های مرسومِ موسیقایی به سازندگان آلبوم کمک کرده، بدون در نظر گرفتن پیش‌فرض‌های نظری مرسومِ این روزهای جامعه‌ی موسیقی، با فراغ بال و آزادی  هنری بیشتری آهنگسازی کنند.

استفاده از شیوه‌ها و تکنیک‌هایی که صحبتش رفت، در دو قطعه‌ی اول آلبوم، که یکی ساخته‌ی پویان منصوری و دیگری ساخته‌ی میثم ستایش است، در کنار ضبط و صدادهی خوبِ گروهی، موفقیت‌آمیز بوده است. اما مشکل اینجاست که این شیوه‌ها و تکنیک‌ها، به دلیل گستره‌ی محدودشان، خیلی زود تکراری و قابل‌ پیش‌بینی می‌شوند. و اینگونه دست و پای آهنگسازانی که از فراغ بال‌شان صحبت رفت، بسته می‌شود. واضح‌ترین مثال از این مشکل را در مقایسه‌ی یک دقیقه‌ی نخست قطعه‌ی دوم با یک دقیقه‌ی نخست قطعه‌ی چهارم می‌توانیم ببینیم‌: در هر دو دقیقاً ترفند موسیقایی یکسانی به کار رفته و فقط جای سازهای تار و کمانچه با هم عوض شده است. البته تفاوت‌های سبکی نیز در ساخته‌های آهنگسازان آلبوم دیده می‌شود. اما به طور خلاصه، هرآنچه که درباره‌ی کلیت آلبوم گفتیم در قطعات میثم ستایش به شکلی غلیظ‌ و در قطعات پویان منصوری به شکلی رقیق‌تر یافت می‌شوند.

علیرضا جعفریان نشر و پخش جوان ما پایین میرویم و آب بالا می آید پویان منصوری میثم ستایش

برای خرید و دانلود آلبوم ما پایین می‌رویم و آب بالا می‌آید به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 1.8
29 دی 1397
بالا