نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: موسیقی سنتی ایرانی


Paliz 2 2

بیانیه‌ی وسواس و تخصص

نویسنده: کامیار صلواتی

ایده‌ی «گروه پالیز» یک چیز است: تخصص و حرفه و اندیشه را محترم بشمریم. قرار نیست هر نوازنده‌ای آهنگساز باشد و هر خواننده‌ای بداهه‌‌پرداز شود و بر صدر بنشیند. قرار نیست یک‌سر آثاری بی‌مصرف تولید کنیم و در ویترین‌مان بگذاریم و فردا و پس‌فردا از یادش ببریم. قرار نیست هر آلبوم‌مان با آرمانی مبهم و گنگ متولد شود و در همان‌لحظه‌ بمیرد.

این را هر دو آلبوم پالیز به ما می‌گویند: «پالیز ۱»، آلبومی بود به آهنگسازی موسیقی‌دانانی امروزی و خارج از گروه برای آنسامبل و دو خط آوازی، و «پالیز ۲» آلبومی است برای بازنوازی و بازتفسیر آثاری از رکن‌الدین مختاری و علی‌نقی وزیری، با کمانچه و تنبک. دقت و وسواس در اجرا و انتخاب آثار به تناسبِ ترکیبِ سازیِ هر آلبوم، دقت و وسواس در کیفیت ضبط و صدابرداریِ اثر و، حتی، دقت و وسواس در نحوه‌ی ارائه‌ی بصری هر آلبوم. آنچه در پالیز ۱ و پالیز ۲ ثابت مانده وجود یک تفکر مرکزی و محوری در هر کدام است. انتخابِ دست‌اندرکاران و نوازندگان و آهنگسازان هر آلبوم نیز بر این مبناست.

پالیز ۲، بنا به تعریفی که از خود ارائه می‌دهد، بر تکنوازی و توانایی تکنیکی نوازنده تکیه و تأکید دارد و، از همین رو، نقش نوازنده در آن بسیار مهم است. این به‌خصوص در تک‌نوازی چهارگاه و همایونِ کمانچه ملموس است. دقت و شفافیت صدای ساز در نواختنِ جمله‌های سریع در منطقه‌های صوتیِ زیرتر (مثلاً در نواختن الگوی «بسته‌نگار») و برگزیدنِ «ضربی چهارگاهِ» مختاری و «دخترک ژولیده» این نگاه را مؤکدتر می‌کنند.  تفسیر کمانچه از قطعات مختاری کمی بازیگوشانه‌تر از اجراهای پیشین آن‌هاست؛ به‌ویژه در «رنگِ» چهارگاه و چند جمله‌ای که نوازنده به آن‌ها افزوده. سونوریته و جمله‌پردازیِ کمانچه نیز به تناسب قطعات آلبوم کمی تغییر کرده است: هرچند امروزی است، رنگ و هوایی از نوازندگان نسل‌های قبل در آن مشهود است.



برای خرید و دانلود آلبوم پالیز ۲ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 3.5
03 دی 1399
Paliz 2 1

بازنوازی

نویسنده: ساناز ستارزاده

در تاریخ موسیقی دستگاهی برخوردهای متفاوتی با مقوله‌ی بازنوازی اثر شده‌ است. گاه، نوازنده به قصدِ شناختِ دوره‌ای که اثر در آن متولد شده است و با هدفِ احیای خصایصِ موسیقایی اثر به آن نزدیک‌ می‌شود و، گاه، درک و دریافت و لحنِ شخصی خود را سوارِ برش‌هایی از رپرتوارِ مؤلفِ منتخب می‌کند. در«پالیز۲»، کیخسرو مختاری، نوازنده‌ی کمانچه، با کمک ستار خطابی نوازنده‌ی تمبک و بندیر کوشیده‌اند تا لحن شخصی خود را بر قطعات بنشانند و خوانشی امروزی ارائه دهند.

آیا خوانشِ به‌خصوصِ کمانچه‌نواز از قطعات رکن‌الدین‌ مختاری با درنظر گرفتن خصوصیات و امکاناتِ کمانچه و به زبانِ کمانچه محقق شده یا نزدیک‌ کردن زبانِ کمانچه به زبانِ ویلن اولویتش بوده است؟ یا او سازها را قدری مشابه و نزدیک می‌انگارد که نیازی به ترجمه‌‌ نمی‌بیند؟ «دخترک ژولیده» که ویژه‌ی سازِ تخصصی آهنگسازش ساخته شده چطور برازنده‌ی کمانچه شده است؟

تمایل مختاری به شیوه‌ی غالبِ کمانچه‌نوازی‌ امروزی با توجه به تکنیک‌های اجراییِ بسیار متنوع -اما نه آنچنان گیرا و پخته- در سازش نمایان است. دست و پنجه‌ی او، خاصه برای انواع پوزیسیون‌ها، قبراق است و، در کنار این آمادگیِ تکنیکی، فقدانِ غنا و لطافت در صدادهی و فواصلی قرص، جذابیت سازش را کم کرده است.

نوازندگان، با خارج شدن از مترِ غالب و از نو بازگشت به سرعت اولیه، تا اندازه‌ای از پیش‌بینیِ روندِ اجرایی قطعات جلوگیری کرده‌اند، اما این غافلگیری، به واسطه‌ی تکرار، خاصیت خود را از دست می‌دهد. استفاده‌ی گزیده از رَنگ صوتیِ متفاوتِ بندیر می‌توانست جلوه‌ای خاص به ضربی‌ها ببخشد، اما حضورِ متناوب و بعضاً ناهماهنگِ آن، مانع از شنیدن و پی‌گیری جملاتِ کمانچه شده است. جای خالی ایجاز به نحوی دیگر در تکنوازی تمبک نیز احساس می‌شود و از آنجا که این بخش نتوانسته با پیش و پسِ خود ارتباط قوی و غیرقابل انکاری برقرار کند، بیشتر جداکننده و مطنب است تا وحدت‌بخش.

نوازندگانِ دوره‌های مختلف، ظرفیت‌های متفاوتی برای کمانچه قائل شدند که پرداختن به آنها، برای نوازنده‌ای که قصد بازنوازی آثار از گذشته تا امروز را دارد، ضروری است. شناختِ عمیقِ نوازنده از خصایصِ یک اثر و امکانات سازشْ دیواری بر سرِ راهِ تفسیری تازه نمی‌سازد، اگر قصدْ تکرار و تقلید نباشد. اینجا، توضیحی که قصد از بازنوازی را روشن کند وجود ندارد، اما خودِ موسیقی می‌گوید شنونده با خوانشی امروزی و شخصی طرف است.

 

 

برای خرید و دانلود آلبوم پالیز ۲ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
01 دی 1399
Radide Avazi 1

حفظ و زایش

نویسنده: ساناز ستارزاده

آواز افشاری و بیات‌ترکِ حاتمِ عسگری فراهانی، تحت عنوان «ردیف آوازی»، گنجینه‌ی کارگان آوازی را افزون کرده است، اما، برخلاف دیگر نمونه‌های منتشرشده، لاینقطع و پیوسته اجرا شده است؛ نه تنها مخاطبِ مشتاقِ شناختِ کارگانِ آوازی، بلکه طالبِ شنیدنِ یک مجلسِ موسیقی دستگاهی را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد و برای هر گروهی، از موسیقی‌شناسان و مجریانِ با دغدغه‌ی شناختِ موسیقیِ دستگاهی، غنی و راه‌گشاست.

شناخت او از میراثِ استادانش، با نیروی ذوق و قریحه‌ی درونی‌اش، طی سال‌ها جان و توان گرفته و چارچوبی که بتوان تفسیری زنده از کارگان آوازی ارائه داد نیز حفظ شده است؛ بار دیگر به ما یادآوری می‌شود درون همین چارچوب تکراری، بسترِ زایش فراهم است.

اگرچه انسجام آواز و سیر مایگی و ساختار گوشه‌ها با دیگر آثار آوازیِ منتشرشده از او، تحتِ همین عنوان، هم‌خوانی دارد، اما فقدان فهرست کامل و دقیق نام گوشه‌ها برای مخاطب «ردیف آوازی»، به عنوان یک مرجع صوتی، پرسش‌های مهمی به جای خواهد گذاشت. چه دلایلی باعث ‌شده اثر حاضر به عنوان بخشی از مجموعه‌ی «ردیف آوازی» به روایت عسگری فراهانی منتشر شود، درحالی‌که جنبه‌ی آموزشیِ عیان و آشکارِ دیگر نمونه‌ها را ندارد؟

همین‌طور، توضیحاتی از جانب عسگری‌ فراهانی می‌توانست ما را با بخش کوچکی از کارگان استادانش نیز آشنا کند. برای نمونه، «شکسته» و«شهابی» با نام‌های «عشیران» و «خسته» به ضیاءالذاکرین منسوب شده‌ است، اما بر ما روشن نیست که تنها نام‌ها به ضیاءالذاکرین نسبت داده شده و یا محتوای گوشه‌ها هم به همان شکل که او می‌خوانده اجرا شده است. با این‌همه، آن که ذوق‌ها، محفوظات و روایات را درهم آمیخته و، با زمان‌بندی قرص و یک‌دست، آوازی منسجم و زنده اجرا کرده عسگری فراهانی است.

تنوع اوزان عروضی و هوشمندی‌ او در انتخاب اشعار فرصت غفلت گرفته و تار خوش‌صدا و به‌جای بیگجه‌خانی اشتیاق برای شنیدن را مضاعف کرده و گوش فوق‌العاده‌ و جواب‌آوازهای برازنده‌اش باعث شده تا گوشه‌ها و مایه‌ها با جزئیات‌شان به گوش بنشینند. جواب‌‌آوازها، در مقایسه با نمونه‌های قدیمی‌ترِ او در برابر آواز، گزیده است و خبری از تعدد ضربی‌ها و رِنگ‌های میانِ مایه‌ها و گوشه‌ها نیست. تار، از زمانی که  آواز طنین می‌اندازد، جز همراهی نمی‌نوازد، که شاید تاکیدی است بر اولویت داشتن «ردیف آوازی» عسگری فراهانی. 

برای خرید و دانلود آلبوم ردیف آوازی: آواز افشاری و بیات ترک به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 4.5
22 آذر 1399
Bazgashte Javdan 1

تجربه‌ی کنترپوان با فرم نمایان؟

نویسنده: علیرضا جعفریان

صاحب اثر آن را «بسیار متأثر از دوران چاووش و نگرش خاص موسیقایی آن دوره» توصیف کرده است. اما، اگر چاووش‌ها را صرفاً به استفاده از موسیقی چندصدایی محدود نکنیم، نه نگرش موسیقایی حاکم بر آلبوم شباهتی به چاووش‌ها دارد و نه آنچه در عمل می‌شنویم.
تفاوت احتمالاً از همان نگرش آغاز می‌شود. در چاووش‌ها غایتِ استفاده از هر نوع بافتی ارائه‌ی موسیقی دستگاهی ایرانی است. اما آنچه در «بازگشت جاودان» می‌شنویم بیشتر به استفاده از موسیقی ایرانی برای ارائه‌ی بافت چندصدایی شباهت دارد: آنجا اصالت با موسیقی ایرانی و اینجا اصالت با موسیقی چندصدایی است. به همین خاطر، درباره‌ی بسیاری از خصوصیات چاووش‌ها با همان معیارهایی می‌توانیم حرف بزنیم که، مثلاً، تکنوازی کمانچه‌ی علی اصغر بهاری را قضاوت می‌کنیم. اما این معیارها در قضاوتِ «بازگشت جاودان» چندان کارا نیستند.

اینجا همان جایی است که از بی‌شباهتیِ نگرش موسیقایی حاکم بر این آلبوم و آن دوران به تفاوت در متن موسیقی می‌رسیم: خط اصلی ملودی، اگر هم وجود داشته باشد، در میان شلوغی‌ها، تقطیعِ بیش از اندازه کوتاه و جملات بریده‌بریده گم شده است. مفهوم مُد، آنچنان که در موسیقی ایرانی می‌شناسیم، اهمیتش را در آلبوم از دست داده و استفاده از فضاهای گسترده‌ی مُدال به استعمالِ تزئینات مُدال تقلیل پیدا کرده است. با وجود به‌کارگیریِ بافت چندصدایی و حضور چند خط ملودی در قطعات، آنچه در نهایت می‌شنویم تخت و لُخت صدا می‌دهد. از نوازندگانِ بنامی برای ضبط اثر استفاده شده است، اما مشکل صدادهیِ گروه، علاوه‌ بر آهنگسازی، می‌تواند به شیوه‌ی نوازندگی و البته شیوه‌ی ضبط صدا هم مربوط باشد. این موضوع خصوصاً در مورد ساز کمانچه، و در بعضی لحظات تار، که گاهی شبیه به نمونه‌های آماده‌ی دیجیتال صدا می‌دهند به شکل پررنگ‌تری صدق می‌کند.

با همه‌ی این‌ها، وجهِ تجربیِ اثر، برای آهنگساز جوانی که در تلاش است عصاره‌ای از دوران چاووش را با بیان شخصی‌اش درآمیزد و طرحی نو دراندازد، همچنان ارزشمند است. این درآمیزی خصوصاً در قطعه‌ی ششم، که خواسته یا ناخواسته یادآور «سواران دشت امید» است، به نتیجه‌ی جالب توجهی منجر شده است. اما، در دفترچه‌ی آلبوم با جمله‌ی عجیبی مواجه می‌شویم که به شکل غریبی بی‌معناست: «اثر فوق، از طریق طراحی هارمونی به‌صورتِ محسوس و حرکاتِ کنترپوانتیک با فرمی نمایان‌تر بر ارکستراسیون سازهای ایرانی ساخته شده است». چنین جمله‌ای در دفترچه این گمان را به وجود می‌آورد که اگر منطق ساخت متن موسیقایی هم مشابه متن نوشتاری باشد، آن وجه تجربی هم دیگر ناجی آلبوم نیست.

برای خرید و دانلود آلبوم بازگشت جاودان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2
30 آبان 1399
Motrebe Dard 1

آری، به اتفاق

نویسنده: ساناز ستارزاده

آلبوم «مطرب درد» -در ساختار کلان، روند قرار گرفتن مایه‌ها، سازبندی گروه و تنظیم قطعات- در مسیر پانخورده‌ای قدم نگذاشته است. ضربیِ سنگینی در روح‌الارواح طنین می‌اندازد؛ ساز و آوازی در بیات‌ترک؛ و تصنیفی در دشتی؛ و این روندِ به‌گوش آشنا -تا به انتها- آشنا می‌ماند. از کلیات که بگذریم، اولین "ساز و آواز"، که بر بخشی از تفسیر سوره‌ی انفال نشسته است، خوانده‌های جواد ذبیحی را تداعی می‌کند، بی آن خصیصه‌هایی که شنونده را از هر چه جز موسیقی غافل کند.

گیرایی و جذابیتی که شنونده را هوشیار نگاه می‌دارد لزوماً ارتباطی به مدت‌ زمان هر بخش ندارد. ساز و آوازی در کمتر از سه دقیقه می‌تواند خستگی بیاورد و سازی در پانزده دقیقه مجالِ هیچْ جز پیگیری موسیقی ندهد. در«مطرب درد»، میزان اشتیاق به شنیدن بخش‌های مختلفْ شخص به شخص تغییر می‌کند. زمانِ شنیدنِ شورِ عود و ابوعطا‌-نوای تار، در وضعیتی «قرار» گرفته‌ و با دقت به جاری شدن موسیقی گوش می‌کنی، اما پیگیری "ساز و آواز"ها را موانعی دشوار کرده است. خواننده و تک‌نوازها تا چه حد از ایده‌های موسیقایی و نقاط ضعف و قوتِ هم باخبرند و بستر چطور برای نزدیک شدن به دیگری و خلقِ فضای موسیقایی مشترک فراهم شده است؟ آوازها در تعامل دونفره با نوازنده و یا سه‌نفره با نوازنده و صاحبِ اثر شکل گرفته است‌‌؟ منطقی که نغمه‌ها را بر هجاهای کلام می‌نشاند؛ ترکیب تحریر‌ها و غلت‌ها؛ و جمله‌بندیِ آوازهایی که بین تصانیف خوانده شده را، میزان دانش و تجربه‌، محفوظات شنیداری، سلیقه‌ و ایده‌های خواننده شکل داده است؟ بار جذابیت‌ِ بخش‌های با وزنِ آزاد -گاهی، به اتفاق- به دوشِ خواننده و تک‌نوازها است و ایده‌های موسیقایی بسته به ظرفیت‌های اشخاص قد کشیده و به انجام می‌رسند.

اگرچه توانایی افراد می‌تواند در موفقیت کلی اثر تاثیر به‌سزایی داشته باشد و "ساز و آواز"ها را نقشی فرای به هم دوختنِ ضربی‌های پیش و پس خود بدهد، اما راهبری که اثرش را یک کل منسجم طلب کرده، حتی اگر در مسیری پاخورده قدم گذاشته باشد، جز با شناخت عمیق کارگانِ ساز و آواز و ظرفیت‌های همراهانش، چطور می‌تواند بخش‌های مختلف را متحد کند؟ به‌نظر می‌رسد راهبری در «مطرب درد» همه جانبه نیست.

برای خرید و دانلود آلبوم مطرب درد به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2.5
12 مرداد 1399
Khooshe Chine Boostane Eshgh 2

یک آنتولوژی شخصی

نویسنده: کامیار صلواتی

«خوشه‌چین...»بیش از این که یک «ادای دین» باشد، یک خودشناسی موسیقایی است. در اثر هنری‌ای که امروز خلق می‌شود و نمی‌خواهد نگاهی صریح به تاریخ داشته باشد، این تاریخ است که در هنرمند یا اثر هنری انعکاس می‌یابد؛ اما در بازنوازی، بازسازی، یا اصلاً خودِ تاریخ‌نگاری و تاریخ‌نویسی، این مؤلف است که در امر تاریخی بازتابانیده می‌شود. «خوشه‌چین بوستان عشق» از گروه دوم است: اثری که خواسته یا ناخواسته، نشان می‌دهد که شخصیت تارنوازانه‌ی نوازنده‌ای امروزی از چه سرچشمه‌هایی آمده و چگونه می‌شود عوامل شکل‌دهنده‌اش را بازشناسی و تحلیل و تجزیه کرد. از این رو، هرچند فهرست قطعه‌های آلبوم به ما می‌گویند که با اثری سروکار داریم که، مُدام و فروتنانه، بر نام و نشان استادان بزرگ تاریخ معاصر تار تأکید می‌کند، ما تنها و تنها با خودِ مازیار شاهی رودررو شده‌ایم؛ با علایقش، زمینه‌های موسیقایی‌اش، و آنچه که او را مازیار شاهی کرده است. از این جهت، از یک نظرگاه، این آلبوم اتفاقاً رویارویی فاش‌کننده‌تر و بی‌واسطه‌تری با درون نوازنده دارد تا آثاری که یکسره ساخته‌‌ی خود او هستند.

نشانه‌های درون-مؤلف‌شناسانه‌ی این آنتولوژیِ معنادار، دست‌کم در سه سطح در آلبوم منعکس شده: سطح اول، چگونگی انتخاب قطعه‌هاست. اینکه فرهنگ شریف و لطفی دو قطعه دارند و بیگجه‌خانی هم هست، اما –مثلاً- نشانی از زرین‌پنجه و طلایی و معروفی و مجد نیست به ما چیزی درباره‌ی نوازنده می‌گوید. در سطح دوم، قرائت شاهی از این آثار گاه بسیار معنادار می‌شود. در بازنوازی «دخترک ژولیده»، مؤلف بسیار وفادارانه عمل می‌کند و نشان می‌دهد که می‌خواهد به اصل رجوع کند؛ آن‌قدر وفادارانه که می‌نویسد: «[...] اگر کسی اجرای استاد وزیری را نشنیده باشد، ممکن است اجرای دخترک ژولیده در این آلبوم به نظرش نامأنوس بیاید»؛ اما همو در مواجهه با شریف یا بیگجه‌خانی رویکردی آزادانه‌‌تر و «مفسرانه»تر در پیش می‌گیرد. و بالاخره در سطح سوم، قطعات ابتدایی و انتهایی آلبوم قرار دارند؛ هر دو ساخته‌ی خود مازیار شاهی. نوعی مقدمه و نتیجه‌گیری برای آن برون‌ریزی سبک‌شناسانه: اوّلی را اگر بخواهیم نزدیک به یکی از استادان گردآمده در این مجموعه بدانیم، باید «علیزاده‌ای»اش بشماریم و آخری را «وزیری»وار نواختنی مؤکد و پررنگ بدانیم.

«خوشه‌چین...»کلاژی از نام و یاد استادان تاریخ تار است که در کنار هم، پرتره‌ی مازیار شاهی را ترسیم می‌کند.   

برای خرید و دانلود آلبوم خوشه‌چین بوستان عشق به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 2.5
21 تیر 1399
Khorasaniyat 3

ناشر به مثابه‌ خالق

نویسنده: کامیار صلواتی

به‌درستی نمی‌دانیم که قرار بوده ضبط‌های این آلبوم چه سرنوشتی پیدا کنند، یا چرا در زمان خود منتشر نشده‌اند، یا اینکه اصلاً آیا قرار بوده نام‌شان خراسانیات باشد یا نه. در لحظه‌لحظه‌ی این آلبوم –اگر به آن به چشم یک «آلبوم» بنگریم-، این سوال‌ها بر ذهن سنگینی می‌کنند.

باری، از نام اثر بیاغازیم: چرا خراسانیات؟ نگاه خالقان اثر –که باید ناشر را هم عضوی بسیار مهم از آن‌ها بدانیم- به مابه‌ازای موسیقایی «خراسانیّت» به طرز آزاردهنده‌ای یادآور نگاه دیگری‌ساز شرق‌شناسان به مفهوم برساخته‌ی «شرق» است. در نظر آنان شرق موجودی بود یکپارچه، که با اجزایی متناقض اما یک‌کاسه شده در تضاد با کلّی واحد به نام غرب قرار می‌گرفت و در عین‌حال به شدت تحت‌تأثیر نگاه غرب‌محور شرق‌شناسان بود. به طریقِ مشابه، «خراسان»ِ خراسانیات هم معجونی است از الگوهای بسیار شناخته‌شده‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی –با محوریت مرکز- در ترکیب با سه شعر خراسانی و سازوآوازی روی یک شعر لُری. طرفه آنکه آن شعر هم در دشتستانی اجرا می‌شود؛ گوشه‌ای که لااقل در دهه‌های اخیر، تبدیل به کلیشه‌ای برای تداعی «محلی» بودن در موسیقی کلاسیک ایرانی شده است. در حقیقت در این آلبوم «خراسانیّت» به معنای «غیرمرکزی بودن» است، آن هم بیشتر با تأکید بر ابعادی پیراموسیقایی چون کلام۱ و –شاید- محل تولد آهنگساز و خواننده.

حضور ناشر، و نگاه امروزی‌اش را، می‌توان در بُعد بسیار مهم دیگری از اثر احساس کرد و آن چینش و سر هم کردن قطعات آن در قالب یک مجموعه‌ی واحد به نام «آلبوم» است. فارغ از چند و چون این چینش، شاید بتوان گرایشی بسیار امروزی را در این وجه از خراسانیات شناسایی کرد: تمایل به تبدیل کردن آلبوم به «مجموعه‌ای از قطعات» به جای یک «کل یک‌پارچه‌ی متشکل از قطعات مختلف» تمایلی دهه‌ی نودی است تا دهه‌ی شصتی. نگاهی دم‌دستی به آلبوم‌های موسیقی کلاسیک ایرانی نشان می‌دهد که مجموعه‌ی چند ترانه یا چند تصنیف و کمرنگ شدن هرچه بیشتر «سازوآواز» گرایشی به شدت غالب در سال‌های اخیر بوده است اگر این فرض را بپذیریم، انتشار این‌چنینِ خراسانیات در دهه‌ی نود نشانی است از افول این نگاه کل‌نگر در فرآیند خلق یک آلبوم موسیقی کلاسیک ایرانی. به همین دلیل، اگرچه پایه‌های ریتمیک پیچیده‌ی «کاروانیان» و «زلفای قجری» یا تنها سازوآوازِ آلبوم یادآور همکاری دو دست‌اندرکار بزرگ خراسانیات در دهه‌ی شصت هستند، ظهور ناگهانی «خزان» پس از «زلفای قجری» حضور گزینش‌گر یکی از اصلی‌ترین خالقانِ خراسانیات را موکد می‌کند؛ خالقی که ناخودآگاهانه ذهنیت‌های امروزین خود را نیز در اثر دخیل کرده است: ناشر، و باز هم ناشر.

 


۱- تنها در قطعه‌ی آخر آلبوم، اشاراتی به بعضی الگوهای اکنون کلیشه شده‌ی موسیقی خراسان شنیده می‌شود.

برای خرید و دانلود آلبوم خراسانیات به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 3
11 تیر 1399
بالا