نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

نقد‌های فرشاد توکلی


rahgozar2

کم‌توانی و اثرپذیریِ ناگزیر

نویسنده: فرشاد توکلی

این واقعیت که نمی‌توان بین پدیده‌ای که به آهنگسازی موسوم است و آنچه با اصطلاحِ ”بداهه‌پردازی“ توصیف می‌شود خطِ تمایزِ به‌راستی دقیقی قائل شد داوریِ آثاری که از سوی مؤلف مصداقِ یکی از این دو پدیده می‌شوند را نیز تحتِ تأثیر قرار می‌دهد؛ در هر اثرِ آهنگسازانه ردِپایی از بداهه‌پردازی و در هر بداهه‌پردازیْ بقایای تلاش‌هایی آهنگسازانه، این‌جا و آن‌جا، باقی است. این ردِپاها همان‌قدر که ممکن است در به‌کارگیری تم‌ها، فیگورها و موتیف‌ها (اعم از ریتمیک، ملودیک و هارمونیک) به‌جا مانده باشند، در قالب ساختارهایی کلان‌تر نیز قابل شناسایی‌اند، قالب‌هایی که در واقع بیش از آن‌که وام‌دارِ تجربه‌های مؤلف باشند، از مجاریِ ”ژانر“ تغذیه می‌شوند. ژانر را می‌توان تعیّنِ محو و گسترش‌یافته‌ی بیناذهنیتی اجتماعی دانست که با توافق بر سرِ چند مؤلفه حاصل شده است. بنابراین، مادام که نتوان ردِپاها را از راه مقایسه‌ی آثار و یا مستنداتِ معتبر پیگیری کرد، می‌توان ردپای ژانر را کاوید و اثر را به داوری نشست. این‌چنین قضاوتی حاصل پیگیری این پرسش است: ساماندهیِ عناصرِ به‌کاررفته برای این ژانر تا چه میزان موفقیت‌آمیز بوده است؟

بر رهگذری نامنتظر نیز از همین زاویه می‌توان نگریست؛ به‌خصوص که مؤلفانش می‌گویند گفت‌وگوی موسیقاییِ بداهه‌پردازانه‌شان «بدون دلبستگی و ماندن» در فضای موسیقی ایرانی یا کلاسیکِ غربی «فارغ از هرگونه قالبی در گستره‌ای دیگر بسط داده و رها می‌شود». آیا به‌راستی چنین است و آیا این «گستره‌ی بی‌قالب» اساساً امکانِ تحقق دارد؟ طرحِ این پرسش‌ها پیگیری همان پرسش پیش‌گفته است.

تا آنجا که به رهگذری نامنتظر مربوط می‌شود، پاسخ در هردو مورد منفی است. نه این اثر به‌راستی از هر قالبی فارغ است و نه چنین گستره‌ای امکان تحقق دارد. خواسته یا ناخواسته، دانسته یا ندانسته، موسیقی سیامک جهانگیری و فرزاد فضلی به دورنمای محوی از موسیقی جَز چشم دوخته است، که البته با بضاعت و توش و توان این دو ارائه می‌شود؛ توش و توانی که همان‌قدر که از همایون و شور و دشتی باخبر است از نزدیک شدن به تجربه‌های متوسطِ این ژانر ناتوان است؛ آن‌قدر که رهگذری نامنتظر از حدِ تنها «یک آلبوم دیگر»، یک دورهمیِ موسیقاییِ دونفره پیش‌تر نمی‌رود. از خودش می‌آغازد و در خودش به پایان می‌رسد؛ چیزی هم‌سنگِ تولیدِ صوتیِ کم‌کیفیت‌اش، شاید.

برای خرید و دانلود آلبوم رهگذری نامنتظر به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
22 تیر 1398
ba yadash

بارِ دیگر تاریخ

نویسنده: فرشاد توکلی

ورود سازهای اروپایی به ایران و به‌کارگیری‌شان در اجرای موسیقیِ ایرانی معمولاً از نقطه‌نظرِ تماس فرهنگی کاویده شده است. می‌توان دریچه‌ی دیگری بر این رخداد گشود؛ آغازِ در‌هم‌آمیزیِ دو نوع فضلِ موسیقایی: فضلی که بود و فضلی که آمد. فضلی که بود ملزومات خود را داشت و طبعاً با آن در نوعی از هماهنگی بود. وقتی ملزوماتِ تازه‌واردی رسید با همان فضلی که بود به‌کار گرفته شد: محمدصادق‌خان، رئیسِ موسیقیِ دربارِ ناصری، پیانو را کفایتِ شور و سه‌گاه نواختن بخشید تا مگر اندکی به تار و کمانچه نزدیک شود؛ چیزی که به کلارینت و فلوت و ویلن نیز تسری یافت. اما پهنه‌ی فضیلتِ موسیقاییِ بومی خود، متأثر از فضلی که در شعبه‌ی موزیک دارالفنون منزل گزیده بود، در شرفِ پوست‌انداختن بود. بعدتر، با علینقی وزیری، فضلِ داشته بی‌کفایت اعلام شد و ملزوماتش مجبور به رفع نقصان‌شان شدند. ادامه‌ی داستان، سِیرِ تکوینِ فضیلتِ موسیقاییِ نوینی است که در همه‌ی آنچه که همگانِ موسیقی ایرانی می‌دانند ساخت یافته است. برای فهم ابعادِ تغییرات در این راهِ رَفته، کافی است تصورِ درباریانِ فتحعلی‌شاه از پیانوی اهداییِ ناپلئون را با تصوری مقایسه کنیم که خود امروز از این ساز داریم.

با یادش در کجای این مسیر ایستاده است؟ مسیرِ اصوات را پیگیری کنیم. همان‌طور که نوشته‌های پویان آزاده و نام آلبوم تصریح می‌کنند، اصوات، با اجرایی درخشان و ممتاز، آمده‌اند بازتابِ فضیلتی‌ باشند که روزگاری جواد معروفی نماینده‌ی پیانونوازش بود. دنیای صوتی‌ای که موسیقی ایرانی را تا حد ممکن با فرم، صدا و فواصل موسیقی اروپایی منطبق می‌کرد. این حد ممکن البته خود متأثر از سیر تکوینیِ فضیلتِ موسیقایی است. بنابراین، شاید بهتر باشد بگوییم «تا حدِ ممکنِ زمانه‌شان».

همین «حدِ ممکنِ زمانه» است که پرسش از سهمِ امروزینِ پویان آزاده را موجه می‌سازد. قطعه‌ی ”با یادش“ (آخرین قطعه) که ساخته‌ی خودِ اوست و یا تنظیم‌هایش در برخی قطعاتِ دیگر، باز تا آنجا که به روابط اصوات مربوط است، از قطعاتِ جواد معروفی فاصله‌ای نمی‌گیرد. در آنها اثری از دست‌آوردهای نظری و تاریخیِ موسیقی‌شناسیِ موسیقی ایرانی، چه در حوزه‌های فرم و فاصله و چه در مایه و بافت، دیده نمی‌شود. او نماینده‌ی کدام وجوه از فضیلتِ موسیقاییِ امروزِ موسیقی ایرانی است؟ باید منتظر ماند.

برای خرید و دانلود آلبوم با یادش به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.5 ( 1 رای)
17 تیر 1398
shere zan2

جنسیتِ مظلوم، موسیقیِ مظلوم‌تر

نویسنده: فرشاد توکلی

بیش از آواز، که به‌واسطه‌ی رنگ و گستره‌اش می‌تواند زنانه یا مردانه باشد، قابلیتِ دیگری برای انعکاسِ جنسیتْ در ذاتِ موسیقی نیست؛ حداقل تا آنجا که به روابطِ صداها باز می‌گردد. تحمیلِ جنسیت‌محوری بر صداها، که راه‌های نمودِ خود را در نظام‌های موسیقایی به اتکای روابطِ دیگری یافته‌اند، همان‌قدر ناروا، بی‌مبنا، ساختگی و غرض‌ورزانه است که بر حقوق و زندگی اجتماعیِ انسان‌ها؛ و به‌خصوص، اینجا و به احترامش، در داوریِ موسیقیِ زن.

شعر زن چنین تحمیلی بر موسیقی روا داشته، اما تنها از این مسیر نیست که شکستِ خود را حتمی می‌کند. مسیر اصلی از خلال ادعاهای موسیقایی می‌گذرد: «نگاهِ پلی‌فُنیک، تلفیق شعر و موسیقی با معیارهای علمی، شناخت دقیق مُدهای ایرانی و کاربردِ صحیح آن، رنگ‌آمیزی صوتی و استفاده‌ی به‌جا از سازهای مختلف با توجه به قابلیت‌ها و وسعت صوتیِ آنها و در نهایت افزودنِ چاشنی احساس و بیان زنانه». شعرِ زن تقلید ناموفقی است از تجربه‌هایی از جنس مجید درخشانی؛ تجربه‌هایی که موفقیتِ خود آنها نیز تردیدبرانگیز است: تحمل‌پذیر کردنِ ساز و آواز با نشاندنش بر همنوازیِ گروه، بی‌هیچ رابطه‌ی معناداری بین‌شان؛ تکنوازی‌هایی که گاه در کمتر از یک‌دقیقه‌شان سه‌بار ویرایش دیجیتال انجام شده است؛ بافت صوتی‌ای که از خود دفاع نمی‌کند، نه آنجا که به بسط و گسترش ایده‌ها مربوط است و نه آنجا که سازهای برگزیده را می‌کاویم ــ نمونه‌اش حضور مزاحم و تقریباً همیشگی ویلن‌سِل‌ها؛ و دیگر نمونه‌ها.

اما حقِ شعرِ زن را به‌جا نیاورده‌ایم، اگر از تولیدِ بی‌کیفیتش نگوییم. گذشته از صدابرداری و میکسِ بی‌کیفیت (به‌ویژه برای سنتور)، آنچه احساسِ هیچ انگاشته شدن را به‌طرزی سخاوتمندانه به مخاطب القا می‌کند ویرایش‌های دیجیتالِ متعدد است؛ نه‌تنها از آن جهت که سه دقیقه تکنوازیِ «زنی که [...] حرف‌هایی دارد از ملودی‌های غنی ردیف» را برای‌مان سرِ هم می‌کنند، بلکه از آن جهت که تا این حد ناشیانه‌اند. اگر رواست که مسئولیت اصلیِ این کیفیت را بر دوش نسترن هاشمی بگذاریم، این هم رواست که مؤسسه‌ی ماهور را نیز در این کار سهیم بدانیم؛ مؤسسه‌ای که به‌نظر می‌رسد با سرعت از دورانی که در کیفیتِ تولید وسواس به‌کار می‌بُرد دور می‌شود. آیا بی‌جاست این وضعیت را معلولِ انتشارِ آلبوم‌های بی‌هزینه‌ای بدانیم که کارشان کارِ کارتِ ویزیت است؟

برای خرید و دانلود آلبوم شعر زن به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0.4 ( 8 رای)
29 خرداد 1398
Sarv Balaye Sahi 1

خواندن در چنبره‌ی تکلّف

نویسنده: فرشاد توکلی

سروبالایِ سهی، همان‌طور که امیر شریفی در توضیحاتِ مبسوطش در آلبوم متذکر شده، اجرای یک مجلسِ موسیقی ایرانی است، در یکی از خلوت‌ترین و البته متداول‌ترین نمودهایش (ساز و آواز و تنبک) و نیز با پافشاری بر ارائه‌ی تمام بخش‌های متفاوت مجلس؛ از پیشرو (جایگزینِ پیش‌درآمد) تا تصنیف و رِنگ. این گونه پافشاری از ویژگی‌های شریفی است. نگاهی به آثاری که مستقل یا غیرمستقل ارائه کرده کافی است تا بدانیم او از جمله موسیقی‌دانانی است که هویتِ هنری‌شان را با توسل و یادآوریِ تبار و تاریخ می‌جویند. از پایان‌نامه‌اش در بازنوازی آثار میرزاحسینقلی و همکاری در گروهِ بازسازیِ شیدا تا چهارسو، برافشان، حُزان و تصانیف عارف قزوینی، او دنباله‌رویِ ایده‌هایی است که تاریخ یا تاریخ‌گرایانْ پیشِ رویَش گذاشته‌اند. خصائصی هم که کارش را، به‌ویژه در نوازندگی، با دوره‌های موردعلاقه‌اش متفاوت می‌کند از سرمشق‌های نزدیک‌تر متأثراند: مانند ایجاد تضادهای ناگهانی در شدت‌وری، عبارت‌هایی همیشه ضعیف‌شونده (دکرشندو)، ریزهای همیشه قوی‌شونده (کرشندو)، ایجاد واریاسیون تنها از طریق تقارن‌های ریتمیک. تا این‌جا ظاهراً همه‌چیز آماده است تا در این اثر نسخه‌ی دیگری از همین ایده‌های آشنا را بشنویم.

اما این تنها تا جایی است که به شریفی وابسته است. سروبالایِ سهی احتمالاً اولین اثری است که آواز محمداسماعیل قنبری را منعکس کرده است؛ آوازی اثرگذار، ردیف‌شناسانه و گزیده‌کارانه که این‌همه را در خلوتی و سادگی، با ظاهری شبیه به آواز دراویش، به‌طرز ویژه‌ای گرد آورده است. بنابراین، مجلسِ موسیقیِ ارائه‌شده، که خود حاصلِ مجالسی است که شریفی از آنها تحتِ عنوانِ «تمرینات و همنشینی‌های پُردامنه» یاد کرده، حاصل ترکیب دو خواست موسیقاییِ متفاوت است: یک‌سو شریفی و انبوه کوشش‌هایش، هرچند ناموفق، برای هرچه پیچیده‌تر کردنِ موسیقی؛ و سوی دیگر قنبری‌، که پیچیدگی‌ها را به سود تأثیر و ایجاز کنار نهاده است. تفاوتِ این دو افقْ حاصلِ ترکیب‌یافته را از انسجام و یک‌دستی و روانی دور کرده است. تار در تکلفِ جملات و تغیرات ناگهانیِ شدت‌وری‌ها گاه آن‌قدر اصرار می‌ورزد که گویی در تمام آن «همنشینی‌های پُردامنه در پاییز و زمستان 94» به این آوازِ خاص گوش نمی‌کرده است.

اینجا است که به‌نظر می‌رسد جای یک درنگ خالی است: از گذشته تا هنوز، نه ایده‌ها، که پیاده‌سازی و عملی‌کردن‌شان است که هنرمندی را آیینگی می‌کند.

برای خرید و دانلود آلبوم سرو بالای سهی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.4 ( 7 رای)
27 خرداد 1398
Paliz 1

نیازمندِ آزادی و اعتماد به غریبه‌ها

نویسنده: فرشاد توکلی

پالیزِ 1 را باید پیش از هرچیز کوششی دانست در تثبیتِ تقسیمِ کارِ حرفه‌ای در حوزه‌ی اجرای گروهیِ موسیقی ایرانی. تقسیم کاری که در آن آهنگسازان آثار خود را به گروه‌هایی با صلاحیتِ اجرایی بالا می‌سپارند و خود، همراه مخاطبین، به حاصل گوش فرا می‌دهند. تأکید بر چنین ماهیتی از نام‌گذاری آلبوم نیز پیداست. در پالیز 1 این آثار احسان ذبیحی‌فر است که بهانه‌ی شنیدنِ صدای گروه شده است.

اما گروهِ پالیز، به استناد اطلاعاتی که آلبوم به‌دست می‌دهد، هسته‌ای کوچک و ناکافی برای اجرای قطعاتی از آن نوع که در آلبوم آمده است دارد؛ آن‌قدر که شاید به‌سختی بتوان نام گروه را بر آن گذاشت: کمانچه، سنتور و تنبک. بنابراین، گروهِ پالیز برای تأمین خواسته‌ی آهنگسازانی که آثارشان را اجرا می‌کند همواره نیازمند اعضای بیشتری است. با چنین وضعیتی، تفکیک مصرانه‌‌ی اعضای ثابت گروه و نوازندگان مهمان این پرسش را از ذهن می‌گذراند که کدام ویژگی‌ها نوازندگان مهمان را شایسته‌ی عضویت در گروه نکرده و یا کدام خصوصیات است که باعث می‌شود گروهِ سه‌نفره‌ی پالیز همکاران دیگری را نپذیرد.

توجه به تکنوازی‌های نوازندگانِ ثابت پاسخ‌ها را چندان به خصوصیات مشترک موسیقایی معطوف نمی‌کند. اگرچه هر سه نوازنده‌ی ثابتِ گروه نوازندگان ماهری‌اند، ایده‌ها و پرداختِ موسیقی‌شان با یکدیگر فاصله‌های جدی دارد. در حالی‌که نوازندگیِ سولماز بدری (سنتور) با تکیه‌ی حداکثری بر ردیف موسیقی ایرانی و چهارچوب‌هایش، به‌راحتی قابل پیش‌بینی است، کیخسرو مختاری (کمانچه) بشارت‌دهنده‌ی صدا و نگاهی تازه است. دوسیمه‌نوازی‌های گزیده‌کارانه و تأثیر درست و سنجیده از سنّتِ این ساز در جمهوری آذربایجان و نیز فنونی از ویلن که در کلیتِ کارِ مختاری جاافتاده، شخصی و هماهنگ شده‌اند درآمدی شنیدنی، تأثیرگذار و متفاوت را از بیات‌اصفهان روایت می‌کنند. این در حالی است که ستار خطابی (تنبک) در میانه‌ی این دوقطبیِ جسارت و عادت ایستاده است.

همچنین، کار زیبا و شنیدنیِ گروه با پوشاندنِ صدای خواننده‌ی اصلی‌اش (سولماز بدری) راویِ نارواییِ گلوگیری است، هرچند از قضا اصرار دارند (طبق نوشته‌های آلبوم) صدای ویژه‌ای داشته باشند. این‌جا است که می‌توان پالیز را بهانه کرد و پرسید: در نبودِ معیارهای دقیق فنیِ تشکیل یک گروه و نیز آزادی‌های بدیهیِ هنری چگونه می‌توان به تداوم یک زندگیِ حرفه‌ای مطمئن بود؟ راه‌حل چنین وضعیتی چیست؟

برای خرید و دانلود آلبوم پالیز (۱) به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.1 ( 9 رای)
28 اردیبهشت 1398
Avaz Haye Gomshodeh 2

راهی به رهایی از تاریخ‌زدگی

نویسنده: فرشاد توکلی

در دو قرن اخیر ذهنِ ایرانی، به‌عنوان یکی از جمله فرهنگ‌ها و سرزمین‌هایی که به مدرنیته پیوست شده‌اند، در نوعی تاریخ‌مندیِ انضمامی به‌سر می‌برد، که دریافت‌ها و تعبیرهایش از گذشته و آینده را دچار اعوجاج کرده است. در چنین اعوجاجی، همواره به‌جا و لازم است در مواجهه با هرگونه احضارِ گذشته و یا هر طرح‌پردازی از آینده از خود بپرسیم تا چه اندازه گذشته و آینده را واقعی نگاه کرده‌ایم. آوازهای گمشده نیز، همچون هر سندِ تاریخیِ دیگر، موقعیتی است برای تمرینِ چنین اسطوره‌زدایی مهمی از ذهن.

آثار این مجموعه از چه طریق ما را در اسطوره‌زدایی یاری می‌دهند؟ پیش از هرچیز، در روبرو شدن با این حقیقت که همه‌ی ”خوانندگانِ قدیم“ خوانندگان طراز اولی نبوده‌اند؛ گاه برخی از مشهورترین‌های‌شان. برای نمونه می‌توان به شروع آواز جلال تاج اصفهانی در بیات اصفهان (سی‌دی 3، قطعه‌ی 5) گوش کرد و دید که چگونه یکی از اسطوره‌های آواز ایرانی شروع‌های مکرراً خارج دارد، که گاه معلولِ اصرارِ بی‌اندازه بر واضح خواندنِ شعر، تا سرحدِ گفتار، است.

نمونه‌ی دیگر را می‌توان از سعادتمند قمی مثال آورد (سی‌دی 3، قطعه‌ی 4). او نمونه‌ی خوبی است برای نوعی از شعرخوانی که در آن ضمن اجرای تندِ چند هجاها و رسیدن به یک هجای کشیده برای آغاز کردنِ تحریر، مجموعه‌ای اغلب تکراری از تحریرها، عمدتاً به‌عنوان نوعی مهارت‌نمایی عرضه می‌شود. به‌نظر می‌رسد تحریرها این‌جا صرفاً تزئینی بر شعرِ خوانده‌شده‌اند و نه ادامه‌ی بسط و گسترش عبارت‌های موسیقایی. این نمونه به‌خصوص از این بابت نیز جالب است که نشان می‌دهد ایده‌ی اجرای یک آواز بر روی نوعی استیناتوی ملودیکِ موزون، که عده‌ای آن را به موسیقی‌دانانِ کانون چاووش در دهه‌های 50 و 60، نسبت می‌دهند چگونه در ابتدای قرن نزد ارکسترِ ابراهیم سرخوش شناخته‌شده بوده است.

مسلماً این واقعی‌شدنِ تصورهای تاریخیْ زمانی به درستی رخ خواهد داد که چنین اَسنادی با واکاوی‌ها و بررسی‌های لازم همراه شوند و اطلاعاتِ آنها در شکل و محتوا درست منتشر شوند. آوازهای گمشده چنین انتظاری را بر نمی‌آورد: سنتور میرزااسدالله به علی‌اکبر شاهی منسوب شده (سی‌دی 3، قطعه‌ی 6) و برای یافتنِ نام طاطایی، به‌عنوان ویلُن‌نوازِ برخی از آثار، ظاهراً کم‌ترین جستجوها انجام شده است. اغتشاش شاخصه‌ی اصلیِ این مجموعه است.

11 اردیبهشت 1398
Avaz Haye Gomshodeh 3 1

قالی‌های آوازیِ چندرج؟

نویسنده: فرشاد توکلی

در ادامه‌ی تأمل بر مجموعه‌ی آوازهای گمشده، بر سیاق استعاره‌ای که در مرورِ پیشین مبنا قرار دادیم، همچنان پِی‌جویِ نقاطِ افتراقِ دیروز و امروزیم. یکی دیگر از جمله گسست‌هایی که با سنتِ آوازخوانی قدیم ایجاد شده است در تُندا (تمپو) و نحوه‌ی برخورد با آن قابل مشاهده است. پرداختن به این تفاوت، با توجه به دشواری‌هایی که دارد، نیازمند دقتِ بیشتری است.

صحبت از تُندا در آوازِ ایرانی صحبت از نوعی سرعتِ نسبیِ رخدادِ اتفاقات موسیقایی است. در بیانی روشن‌تر، که با واقعیتِ فنیِ قضیه نیز انطباق بیشتری دارد، موضوعِ بحث چیزی نیست جز سرعت تغییراتِ ایده‌هایی ریتمیک‌ـ ملودیک که گاه برای بیان شعر و گاه برای بیان آن چیزی که به تحریر شهرت یافته است به‌خدمت گرفته می‌شوند. اما فهمِ بالارفتن یا پایین آمدنِ نسبی تندا در بستری از اجرای موسیقی که در آن ضرورتِ رعایتِ نسبیِ واحدهای زمانیِ برابر وجود ندارد (موسیقیِ بامترِآزاد) چگونه معنا می‌شود؟

این‌جا در حقیقت ما با نرخِ ظهور و اجرای ایده‌ها در واحد زمان مواجه‌ایم که از آن می‌توان با عنوان «چگالیِ زایش‌های ملودیک» یاد کرد. این چگالی تا حدودی با چیزی شبیهِ ”رَجشماری“ در بافتِ فرش‌های دست‌بافِ ایرانی و شرقی قابل‌مقایسه است. همان‌طور که در فرشِ ایرانی می‌توان از تعداد گره‌ها در واحدِ مشخصی از سطح صحبت کرد، در موسیقیِ بامترِآزاد نیز می‌توان از نرخ ظهورِ ایده‌ها در واحدِ زمان و چگالی آن گفت. آوازهای گمشده تا حد زیادی نشان می‌دهد که این چگالی در سبک‌های متعلق به انتهای دوره‌ی قاجار و ابتدای پهلویِ اول بالاست (برای مثال، گوش کنید سی‌دیِ 1: قطعه‌ی 1، آواز ادیب خوانساری؛ سی‌دی 2: قطعه‌ی 9 آواز حسینعلی نکیسا و نیز دیگر نمونه‌های موجود از این خواننده).

در کنارِ این تغییر، نحوه‌ی اختصاص کفه‌ی سنگینِ یک اجرای آوازِ ایرانی به شعرخوانی یا تحریر نیز از اهمیت خاصِ خود برخوردار است. آوازهای گمشده، تا آنجا که به نمونه‌های شروع قرن مربوط می‌شود، آیینه‌ای است بر سنگین شدنِ کفه‌ی تحریر نزد این گروه از خوانندگان. با این همه، نباید از خاطر دور داشت که عمده‌ی تفاوت‌های ایجادشده بین نمونه‌های قدیم و امروز، تنها به هنرِ آوازِ ایرانی محدود نبوده و سبْک‌های سازی نیز، به فراخورشان شاهد چنین تغییراتی بوده‌اند.

برای خرید و دانلود آلبوم آوازهای گمشده‌ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.2 ( 7 رای)
04 اردیبهشت 1398
بالا