نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: پیانو


engareh5

برآمدن آهنگساز تازه

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

تولد یک آهنگساز تازه تا مدت‌ها از چشم عموم پنهان می‌ماند. اما آنگاه که به یمن وجود شکلی از انتشار کار آهنگسازی از پرده بیرون می‌افتد اگر کمینه کیفیتی نیز داشته باشد برای جامعه‌ی موسیقی رویداد جالبی است. از همین رو است که می‌گوییم آلبوم‌هایی با نقش معرفی یک آهنگساز تازه به دنیای موسیقی هیجان‌انگیزند. انگاره‌ها دقیقاً از این نوع آلبوم‌ها است. اگر پیش‌تر از این نمی‌شناختیم مهران بدخشان را معرفی می‌کند. آن هم نه تنها به نیروی قطعاتش که کاملاً کافی می‌نماید بلکه همچنین با دو شرح کوتاه تشویق‌آمیز از استاد نخستِ بدخشان در دانشگاه، محمدرضا تفضلی و نیز مارک استفنسن رهبر ارکستر و تهیه‌کننده‌ی اکنون تاحدودی در ایران شناخته‌شده‌ی انگلیسی.

مانند همه‌ی نمونه‌های مشابه انگاره‌ها روند شخصی و مستقل شدن بیان موسیقایی آهنگساز را از طریق کنار هم نشاندن آثار دوره‌ی دانشجویی‌اش نمایش می‌دهد. در مورد کار بدخشان این روند یافتن بیان مستقل نخست در روش برخورد او با مصالح موسیقی فولک دیده می‌شود. بیش از هر جا در سونات پیانوی شماره‌ی ۱ که او با استفاده از تاریخچه‌ی زندگی‌ خودش به سراغ دو مقام از مقامات کردی می‌رود و براساس حیران و الله‌ویسی تصنیف می‌کند بی آن که مستقیم عین محتوای ملودیک هیچ‌کدام را به شکل تم بیاورد و گسترش بدهد. به این ترتیب او از جمله آهنگسازانی است که می‌توانند در قالب موسیقی فولک یک ناحیه بیندیشند نه این که فقط از آن در بستر یک گونه‌ی موسیقایی دیگر استفاده کنند. بدخشان این توانایی را به شکل امیدبخشی بعد از سال ۹۴ با محو و لرزان کردن خطوط فرمال در هم آمیخته است (کافی است به موومان دوم سونات برای پیانو شماره‌ی ۱ و فرم سوناتی که در آنجا تصنیف شده دقت کنیم).

خصلت پیانویی که بدون استثنا اما به درجات مختلف در همه‌ی آثار این مجموعه به چشم می‌خورد نشانه‌ی بعدی است که می‌توان انتظارش را هم داشت. بااین‌حال این ویژگی حد نهایت خود را آنگاه آشکار خواهد کرد که قطعه‌ها اجرایی جز اجرای آهنگساز به خود ببینند. یعنی اینجا هم مانند دو ویژگی پیشین انگاره‌ها افزون بر معرفی نشانه‌گذار آغاز راه رو به گسترش و بلوغ آینده‌ی آهنگسازش است.

برای خرید و دانلود آلبوم انگاره‌ها به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
22 آبان 1398
mantra2

در غیاب متن

نویسنده: امیر بهاری

«مانترا» نجوای شبانه‌ی یک پیانیست خوش‌ذوق و باتکنیک است که از پیانو دریچه‌ای برای ارائه‌ی منویات درونی‌ خود ساخته که با هاشورهایی کم‌رنگ، اما فُرمال از موسیقی شرقی/ایرانی ساختارمند شده است.

سام اصفهانی در اثر پیشین خود هم مواجهه‌ای شخصی و درونی با موسیقی داشت، اما این‌بار به اندازه‌ی این چهارسالی که میان دو آلبوم‌اش فاصله افتاده، «تغزل شرقی» حضوری کم‌رنگ‌تر اما نقشی کلیدی‌تر یافته است و این نقش بیشتر به واسطه‌ی مواجهه و حتا جدال با وجه منطقیِ آتُنال این مجموعه خودنمایی می‌کند.

این آلبوم دو سویه‌ی مجزا دارد: یکی پوشش‌دهنده‌ی چالش‌های درونیِ مؤلف است که نسبت به آلبوم قبلی از فضای رمانتیک خود کمی فاصله گرفته است و از سوی دیگر می‌خواهد روایتی پر فراز و نشیب ارائه کند. سویه‌ی دوم، موسیقی را به سمت «موسیقیِ متن شدن» می‌برد؛ موسیقیِ «متنی» که معلوم نیست چیست. نیّتِ روایت‌گرانه‌ی سام اصفهانی در این آلبوم بنا بوده باعث شکل‌گرفتن یک ساختار منسجم شود، اما در مواردی افراط در برخورد آبستره با موسیقی، باعث شده این روایت اتفاقاً از یک امر انتزاعی فاصله گرفته، در مخاطب توقع دریافت یک روایت مشخص‌تر ایجاد ‌کند. به همین دلیل، حین شنیدن آلبوم ذهنیتِ «موسیقی متنِ چیزی بودن» در مخاطب شکل می‌گیرد. چیزی که می‌تواند فیلم، تئاتر،کتاب صوتی یا حتا یک آواز باشد؛ اما آلبوم تنها به نیت خودش، آهنگ‌سازی، اجرا و پالایش صوتی (باکیفیت قابل توجهی) شده است.

برای مثال به مکث‌ها، سکوت‌ها و فُرته‌پیانوها در قطعه‌ی «به‌خاطر آفتاب یکشنبه» دقت کنید. این قطعه‌ی جالب توجه، آن‌قدر فراز و فرود و تعلل دارد که توقعات ذهنی ایجاد شده را بی‌پاسخ می‌گذارد. این برخورد، در برخی موارد به قوام یافتن آن موتیف‌های تعدیل‌شده‌ای که از موسیقی ایرانی به‌گوش می‌رسد هم آسیب زده است.

سام اصفهانی به عنوان پیانیستِ مؤلف در این سال‌ها تصویر یک موسیقیدان جوان باتکنیک و خوش‌ذوق را از خود نشان داده و در «مانترا» هم این توانایی مشهود است. او نظرگاه هارمونیک دارد و در چیدن ساختمان کار با دقت پیش رفته، اما شاید وسواس و اصرار بر پُرمحتوا بودن، پاشنه‌ی آشیل آلبوم «مانترا» شده باشد.

برای خرید و دانلود آلبوم مانترا به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
09 مهر 1398
flute concert

حلقه‌های مفقوده

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

کنسرت تریو فلوت و پیانو به نوازندگی نولون بارگین، فیروزه نوایی و لیلا رمضان از یکی دو جنبه‌ی مثبت مانند معرفی رپرتوار کم‌تر شنیده‌شده و آهنگسازان کم‌تر شناخته‌شده برای بیشتر مخاطبان موسیقی کلاسیک در ایران (به دلیل نیاز به نواختن قطعاتی برای ترکیب نسبتاً کمیابشان) و اجرای زنده‌ی همان ترکیب که بگذریم حلقه‌ها و عناصر مفقوده‌ی زیادی داشت. این حلقه‌ها و عناصر را اگر یک به یک بررسی کنیم منفصل و مستقل به نظر می‌‌رسند اما خوب که بنگریم همگی جنبه‌های گوناگون تجلی یک چیز بیشتر نیستند؛ ناهماهنگی و کم‌دقتی.

گرچه هر یک از نوازندگان  به تنهایی توانایی‌هایی داشتند و دارند اما به روشنی می‌شد دید که کارشان در کوره‌ی تمرین هم‌زمان صیقل نخورده است (تا حدودی به دلیل فاصله‌ی مکانی اجتناب‌ناپذیر). از قطعه‌ی باخ و ارتباط اندام‌وار درونی‌اش که تحت تأثیر این وضعیت آنسامبل تا مرز گسیختگی پیش رفت و قطعه‌ی نادر مشایخی که جنبه‌های نمایشی‌اش تا حدودی ممکن بود اشکالات مربوط به ناهم‌زمانی‌هایش را بپوشاند که بگذریم در قطعه‌های دیگر تقریباً در اغلب گره‌گاه‌های حیاتی ناهماهنگی خودنمایی می‌کرد؛ عدم تعادل دینامیکی که گاهی ساخت بافت را بر هم می‌زد، تفاوت‌های بیش‌ازاندازه‌ی رنگ صوت دو فلوت که جلوی حل‌شدن صداها در هم را می‌گرفت و ناهم‌زمانی‌هایی هرچند کوچک که مخصوصاً با توجه به ساختار قطعات انتخابی اهمیت فراوان داشت.

حتا دوئل برای دو فلوت که بنیاد ساختارش بر نوعی بده و بستان فیگورهای موسیقایی بین دو نوازنده شکل گرفته و درنتیجه ممکن است اندکی ناهم‌زمانی یا ناهماهنگی لطمه‌ی جبران‌‌ناپذیری به آن وارد نکند نیز تحت تأثیر مسائل یادشده قرار گرفت چه رسد به ریگولِتّو فانتزی برای دو فلوت و پیانو با آن حرکت بازیگوشانه‌ی فلوت‌ها (که رنگ صوت غیریکدست و ناهم‌زمانی‌های کوچک، بخش بزرگی از خاصیتش را فلج کرده بود) یا تریو در سل ماژور اپوس ۱۱۹ فریدریش کولاو با نیاز مبرمش به ظرافت و دقت در دینامیک و مفصل‌بندیِ در خدمت شفافیت بافت (که در یک قدمی شرحه شرحه شدن ایستاده بود).

به این  مشکلات نرسیدن به یک صدای یک‌پارچه‌ یا درواقع آنسامبل نشدن این ترکیب سه نفره را نیز باید افزود. آنها تا پایان کنسرت هم جز لحظاتی گذرا بی‌پیوند با یکدیگر ماندند.

10 شهریور 1398
photo 2019 08 09 15 47 50

پایانی خوش بر مسیری پرتلاطم

نویسنده: حانیه شهرابی

اگر مُرورِ چهارشبِ نخستِ «شب‌های موسیقی فرشته» را از نظر گذرانده باشید، شاید سؤالاتی از این ‌دست به ذهن‌تان رسیده باشد که نوازندگیِ خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟ یا بداهه‌نوازیِ خوب چطور؟ سه شب آخر، پاسخ‌هایی به چنین سؤالات داشت و استسقای کیفیت‌مان را فرونشاند. 

در شبِ پنجم «بهرام دهقانیار» برای مخاطبان تعدادی از قطعاتِ خاطره‌‌انگیز از میان آثارِ خود و دیگران را نواخت. با شنیدن نامِ این موسیقی‌دان توقعی در شنونده به وجود می‌آید که عیارِ بالای نوازندگیِ نوازنده برآورده‌کننده‌ی آن بود. مهارتِ او در ارائه‌ی موسیقی حتا بالاتر از مهارتِ دستانش بود. جمله‌بندی‌ها شفاف و با طمأنینه بودند. او باحوصله و فکرشده می‌نواخت، از کوچک‌ترین لحظات غافل نمی‌شد و موسیقی را با طنازی ارائه می‌کرد. از امکاناتِ ساز به موقع بهره می‌گرفت و رَنگ‌های مختلفی از دلِ ساز بیرون می‌کشید.

در شب ششم «مازیار یونسی» با خوش‌ذوقی پنج قطعه‌ی‌ بداهه‌ی‌ هفت الی پانزده دقیقه‌ای نواخت. بداهه‌هایی برآمده از تربیت و کنجکاوی موسیقی‌دان که نشان‌دهنده‌‌ی پیشینه‌ی موسیقاییِ غنیِ او بودند. هرکدام رنگ و بویی از آثار رمانتیک و نئوکلاسیستی داشتند. (برای مثال او در بداهه‌ی دوم، میان غوغای دیسونانس‌ها از ملودی‌های فولک‌گونه بهره گرفت که یادآوری شیرینی از «پرستش بهار» اثر استراوینسکی بودند). قطعات، ساختاری فرمال داشتند و مهارتِ بالای نوازنده سبب می‌شد که او از الگو‌های خلاقانه‌ی ریتمیک و ملودیک به دنبال هم، با وصل‌هایی مناسب استفاده کند. یونسی همچنین از امکاناتِ صوتیِ بالقوه‌ی پیانو به خوبی استفاده کرد.

«مزدا انصاری» در شب آخر قطعاتی از ساخته‌های جواد معروفی، امیرجاهد، نی‌داوود و یاحقی در سه‌گاه، شور و اصفهان نواخت؛ روی پیانویی که مطابقِ فواصلِ ایرانی کوک شده بود. در مجموع استفاده‌ی او از ساز و سونوریته‌ بی‌شباهت به سنتور نبود؛ اما استفاده از پدال در بسیاری از مواقع باعث می‌شد مجنب‌ها ناکوک شنیده شوند. در بخش غیرضربی، تقلیدِ او از رفتارِ موسیقیِ آوازی تنها به صورتِ نسبی موفقیت‌آمیز بود و گاهی جمله‌بندی‌ها شتاب‌زده اجرا می‌شدند.

القصه، پس از چهار شب پیانونوازیِ پرتلاطم، شب‌های آخر قایق نجاتی بودند برای سومین دوره از شب‌های موسیقی فرشته: پیانونوازی‌هایی که به‌راستی «اجرای موسیقی» بودند؛ پایانی خوش بر شروعی کج دار و مریز.

04 شهریور 1398
ivar3

کمتر اما بیشتر

نویسنده: حانیه شهرابی

در اواخرِ قرنِ نوزدهم، آهنگسازان، خالقانِ یکی از انتزاعی‌ترین زمینه‌های هنری، نقشی پررنگ در انقلاب‌های هنری ایفا کردند. با امکانِ ضبطِ صدا و سهولتِ بیشتر در سفر کردن، هنرمندانِ شرق و غرب به تدریج در صددِ درکِ زبانِ هنریِ هم برآمدند و آثارِ پرشماری متأثر از فرهنگ هنریِ یکدیگر ساختند. هنرمندانِ ایرانی هم متعاقباً به جای پس زدنِ موسیقیِ غرب و یا توجیهِ رویکرد مدالِ موسیقیمان با سیستمِ تنال، آثاری با بهره‌گیری از هر دو فرهنگ خلق کردند. «ایوار» نیز اثری در همین راستاست؛ موسیقی‌ای که به جایِ جُبّه، کت و شلوار پوشیده، اما فارسی حرف می‌زند.

در این آلبومِ تکنوازی پیانو که خودِ آهنگساز، نوازندگیِ آن را هم به عهده گرفته ‌است، ملودی‌ها همزمان رنگ و بویی از موسیقیِ کلاسیکِ ایرانی و غربی دارند. دستِ راستِ پیانو گاهی به دشتی، همایون و چهارگاه سرک می‌کشد و گاهی نیز به آثارِ ویوالدی و رودریگز. جملات سر و شکل خوبی دارند. ملودی‌ها به موتیف‌هایی تقسیم می‌شوند که آگاهانه بسط و گسترش یافته‌اند. ضربانِ کند و موتیف‌های ملودیکِ تکرار شونده (با تزئیناتی که اضافه یا کم می‌شوند)، نوانس ضعیف و سکانس‌هایِ پایین‌رونده‌شان تداعی‌گر آثار اریک ساتی هستند. گامِ بالفعلِ ملودیِ‌ اصلی در هر قطعه نیز گستردگیِ چندانی نمی‌یابد.

شیرکوهی تا امروز به شیوه‌های گوناگون آهنگ‌سازی کرده است و به سببِ تحصیلاتِ آکادمیکِ موسیقی و سابقه و کارنامه‌ی هنری‌اش، پیشاپیش انتظارِ مخاطب از او بالاست. بافتِ مونوفون حاکم بر مجموعه، شخصیتی مینیمال به آن بخشیده است. اتفاقی که بیش و پیش از هر چیز یادآور ساخته‌هایی از آروو پرت است. با توجه به انتظارِ بر‌انگیخته شده، استفاده‌ از مواد و مصالح موسیقایی در شکلی کمینه‌گرایانه‌، آن هم در روزگاری که ذائقه‌ی عامه «بیشتر» را به «بهتر» تعبیر می‌کند، به شجاعتی مضاعف نیاز دارد؛ شجاعتی که رد پای آن در «ایوار» به روشنی هویداست.

برای خرید و دانلود آلبوم ایوار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

03 شهریور 1398
ivar

خلوت‌تر از همیشه

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

مرتضی شیرکوهی آهنگسازی است که رد نخستین  آثار منتشرشده‌اش را دست‌کم تا اوایل دهه‌ی ۸۰ می‌توان دنبال کرد (قطعه‌ی «...» در مجله‌ی شنیداری گوش ۲). ویژگی‌ِ کار این آهنگساز از یک سو دلبستگی‌اش به ساز خودش، پیانو، است و از سوی دیگر وابستگی‌ روشن و انکارنشدنی‌اش به استفاده از موسیقی ایرانی در ترکیب با فنون آهنگسازیِ موسیقیِ کلاسیکِ غربی که اندوخته‌ی او است.

در هر دو آلبوم مستقل گذشته‌اش، آکادمیک و آرتیمان، و همچنین اجرای زنده‌ی آثارش در سال‌های اخیر ‌(مخصوصاً به‌دست نوازندگان غیر ایرانی) -که اغلب به عنوان نتیجه‌ی جانبی فعالیت‌های فرهنگی او رخ می‌دهد- این ویژگی‌ها را می‌توان با کمی دقت یا گاه از فرط روشنی حتا بدون آن یافت. اکنون با ایوار سومین آلبوم مستقل آهنگساز، یادنامه‌ای برای عزیزانش، به نظر می‌رسد این ویژگی‌ها تثبیت شده باشد. کافی است آن دشتی واضح ابتدای غبار تابستان یا دگره‌اش در مخمل شالیزار را بشنویم تا بدانیم او نه تنها ویژگی‌هایش را حفظ کرده بلکه آنها را شدت و حدت بیشتری نیز بخشیده است.

علاوه بر این ویژگی‌ها در سازماندهی به محتوا هم مرتضی شیرکوهی به کُندی، چگالی پایین و مخصوصاً به استفاده از فضای خالی علاقه‌ی خاصی دارد، حتا باوجود خطری که با رفتن به سمت ساده‌سازی (به معنای ابتدایی و پیش پا افتاده) ممکن است گریبان‌گیر آهنگش شود. این روش نگاه به حرکت موسیقی که حتا ریشه‌هایش را می‌توان در بعضی پرلودها و فوگ‌های او یا از آن‌ها هم مشخص‌تر در گراوِ کُن روباتو (از سونات برای سه موومان او) و سراسر آلبوم آرتیمان نیز دید، در قطعات کوتاه آلبوم تازه، ایوار، نیز نه‌ تنها دیده می‌شود بلکه در این آلبوم او دلبستگی به این فضاهای خالی و از طرف دیگر تُنُک‌شدن بافت (اغلب تا حد تک‌صدایی‌شدن و تکیه‌ بر طنین صدای تک‌نغمه‌ها به عنوان تنها عنصر موسیقایی باقی‌مانده) را به مرحله‌ای کاملاً متفاوت از پیش رسانده است. این امر را گرچه می‌توان به بستر سوگوارانه‌ای نسبت داد که آلبوم بر آن شکل گرفته است اما واقعیت آن است که با نگاه به روند تغییرات آهنگساز این اتفاق می‌توانست بدون آن بسترها هم رخ بدهد و درنتیجه او را در خطر تکرار بیندازد.

برای خرید و دانلود آلبوم ایوار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3 ( 4 رای)
02 شهریور 1398
photo 2019 08 22 09 24 31

دوباره در غیاب رپرتوار

نویسنده: حانیه شهرابی

کافی است به محافلِ موسیقی و شبکه‌های اجتماعی نگاهی کنید تا حال و هوای این اجراها را با گوشت و خون‌تان حس کنید: همه‌جا نوازندگانی نه‌چندان ماهر هستند که تحت‌تأثیر عوامل مختلف سودایِ آفرینش دارند. انگار که روزانه از شمار نوازندگان کاسته و بر آهنگ‌سازان افزوده می‌شود. اما مگر نه آن‌که این‌همه «آهنگِ» ساخته‌شده، نوازنده‌ای می‌خواهد برای خوب نواختن؟

نوازنده‌ی شب سوم «رامین بهنا» بدون ارائه‌ی لیست قطعات پشت پیانو نشست و استانداردهای اجرا را تا آن‌جا که در توان داشت، پایین آورد. در نگه‌داشتن تمپو و همین‌طور در اجرای فیگورهای ساده‌ی ریتمیک مشکل داشت. دینامیک را در قوت و ضعفی نسبی خلاصه کرد و تعداد زیادی کلید را به اشتباه فشرد. بین قطعات نامشان را می‌گفت و توضیح می‌داد که مثلاً دو قطعه را در امتداد هم نواخته است (این خودش جای تعجب دارد، قطعات آن‌قدر بی‌شخصیت بودند که تمیزشان از راه ملودی و آن‌هم به سختی امکان‌پذیر بود). این اجرا، در انتها از کف‌زدنی بهره‌مند شد، که شایسته‌اش نبود.

شب چهارم «نگین زمردی» قطعاتی ساخته‌ي خودش را برای مخاطبان  نواخت. در بخش اول اجرا، او نام بداهه‌های خود را اعلام می‌کرد سپس کمپوزیسیونی پر از اشاره به چهارگاه و مملو از دوم افزوده می‌نواخت. در بخش دوم، از «پرنیان خلف رضایی» دعوت کرد تا همراه او موسیقیِ تئاتر جاناتان مرغ دریایی و ماهی سیاه کوچولو -که هنوز روی صحنه نرفته‌- را برای پیانوی چهاردستی اجرا کند. موسیقی‌ای که شاید در ایده‌ی خود موفق بود، اما مشکلات اجرایی متعدد، همچون عدم هماهنگی کافی دو نوازنده، از کیفیت اجرا می‌کاست و  علاوه بر آن، سلیقه‌ی زمردی در انتخاب فواصل «بداهه»هایش را بار دیگر بر مخاطب تحمیل می‌کرد.

چرا شب‌های پیانو به عرصه‌ی ارائه‌ی آهنگ‌سازی و بداهه‌نوازی هنرمندان بدل شده است؟ مگر شایسته نیست که در این شب‌ها حداقل یک قطعه‌ی کمتر‌تکنیکی و آسان از رپرتوار حقیقی پیانو شنیده شود؟ بعضی از این اجراها حتا از جهت نوازندگی هم کیفیت مطلوبی ندارند. کاش نوازندگان به‌خاطر داشته باشند که هر آفرینشِ خوب برای دیده‌شدن نیاز به بازآفرینیِ شایسته هم دارد.

01 شهریور 1398
بالا