نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

نقد‌های سعید یعقوبیان


Matn o Hashie6

دوره‌بندیِ تاریخ موسیقی ایرانِ معاصر

نویسنده: سعید یعقوبیان

دوره‌بندی تحولات موسیقاییِ ایرانِ معاصر عموماً بر مبنای دوره‌های سیاسی صورت می‌گیرد. مسأله این است که (برای مثال) وقتی می‌گوییم سه‌تارنوازی در دوره‌ی پهلوی، کنارِ هم نشاندنِ یک موضوعِ هنری و یک دوره‌ی سیاسی چنین پیش‌فرضی را پسِ خود دارد که سه‌تارنوازی با شروع و خاتمه‌ی دوره‌ی حکومت پهلوی، دچار تحولات بنیادی و تفکیک‌پذیر شده است. چنین تقسیم‌بندی‌ای در خصوص برخی موضوعات (مطبوعات برای نمونه) کاملاً منطقی است چرا که وضعیت و محتوای مطبوعات با تغییر دوره‌های سیاسی زیر و رو می‌شوند. اما در مورد موسیقی، چه دوره‌ی سیاسی مانند پهلوی اول کوتاه باشد و چه مانند دوره‌ی قاجار طولانی باشد، در هر دو حالت محل ایراد است. در تاریخ هنر، موسیقی همواره آخرین پله‌ی ظهور و بروز تحولات (مکاتب هنری) بوده است. پرسش این است: آوازخوانی چگونه با گذر از دوره‌ی پهلوی اول به پهلوی دوم تغییرات ملموسی به خود پذیرفته است که به دو دوره‌ی مجزا بتوان تقسیم‌اش کرد؟ (اگر هم چنان تغییراتی وابسته به تغییر حکومت‌ها رخ داده باشد، هنوز این موضوع تبیین و بررسی نشده است) در مورد دوره‌های طولانی نیز چگونه می‌توان پذیرفت که از آغاز تا پایان دوره‌ی قاجار، وضعیت ثابتی بر هنر حاکم بوده است که می‌توان به آسانی درباره‌ی تارنوازی دوره‌ی قاجار صحبت کرد؛ به ویژه آنجا که صرفاً با استناد به چند نمونه‌ی معدود از اواخر این دوره‌ی پر فراز و نشیب، موضوع را به کل دوره نسبت می‌دهیم.

تقسیم‌بندیِ دوره‌های هنری در بهترین شکلِ خود می‌بایست مبنای هنری داشته باشد. شاید با دلایلِ متقن بتوان توضیح داد که اطلاق یک دوره هنری با انتسابش به یک دوره‌ی سیاسیِ مشخص بهترین توضیح و تفکیک در خصوص ویژگیهای هنریِ آن دوره باشد اما قطعاً این موضوع در خصوص همه‌ی دوره‌ها صادق نیست یا دست کم تا حال با کاهلی‌ها اساساً به این موضوع فکر  و راه‌حلی برای آن پیدا نشده است. در عناوین پایان‌نامه‌ها یا آلبوم‌های موسیقی این نقص هر روز نمود بیشتری می‌یابد. در این نام‌گذاری‌ها نوعی کم‌دقتی و شاید نگاه تجاری دیده می‌شود. تصور کنیم عنوان کتابی «نویسندگی در دوران قاجار» باشد و تنها به دو نویسنده‌ی واپسین سال‌های آن دوره اشاره شده باشد. فقدان اسنادِ اوایل و اواسط آن دوره‌ی طولانی نمی‌تواند بهانه‌ای برای تسامح و کم‌دقتی در انتخاب عنوان شود. این تولیدات، مستندات پژوهش‌های آتی‌اند و عناوین اشتباه این آثار، گمراه‌کننده خواهند بود.

24 مهر 1398
Faslo Vasl 1

حیاتِ اصفهان

نویسنده: سعید یعقوبیان

تعیین دقیق فواصل، نامیدن‌ و نوشتن‌شان و در نهایت اجرایشان، هنوز از چالش‌های بسیاری از عاملین و عالمان موسیقی کلاسیک ایرانی است. ردیف‌های منتشر شده و آوانویسی قطعات ضربی و غیرضربی در اغلب موارد به لحاظ فواصل با آنچه فهمیده و اجرا می‌شود یکی نیستند و از این میان بیات ‌اصفهان از پراختلاف‌ترین مقام‌هاست. تقریباً در تمامیِ نوشته‌های منتشر شده نغمه‌ی ماقبلِ شاهد –که محسوس نامیده‌اندش و می‌نامیم- نیم‌پرده‌ای نوشته شده است (مثلا در اصفهانِ ردیف میرزاعبدالله که بر مبنایِ نغمه‌ی سل است، دیِز) اما در اجراها بر هیچ فاصله‌ی دقیقی اتفاق نظر و عمل نیست. این اختلاف با آمیزش آموزه‌های موسیقی کلاسیک غربی با ایرانی تا به جایی رسید که اصفهان به تلویح به قبل و بعد از آن تقسیم شد: اصفهان جدید و قدیم. اگر تکلیفِ گرانیگاهِ اصفهان جدید به واسطه‌ی نیم پرده‌ی روشنِ مینوری‌اش مشخص شده باشد، مجنبِ قدیم از قِبَلِ سستی‌ها و کوتاهی‌ها هنوز بلاتکلیف و نادقیق است (به ویژه اگر به هر نوع هارمونیزه کردن موسیقی ایرانی بیاندیشیم).

این پادرهوایی به ویژه آنجا رو می‌نماید و پیچیده‌تر می‌شود که عاملِ سیرِ مقام را نیز –که متعاقباً و تحت تأثیرِ محسوسِ جدید سردرگم شده- وارد معادله کنیم؛ با تغییراتِ سیر که عموماً در منطقه‌ی صوتیِ بعد از شاهد -مثلاً با به کار بردنِ فاصله‌ی ششم کوچک- رخ داده‌اند، امروزه چند نوع بیات اصفهان را می‌توان تشخیص داد:
سیر قدیم با اصفهان قدیم (مثالش ردیف‌نواخته‌های سعید هرمزی)
سیرِ قدیم با اصفهان جدید (آنچه از ردیف‌نوشت‌ها برمی‌آید، مانند دورینگ و طلایی و نیز در تنظیم قطعات کلاسیک ایرانی برای سازهای غربی)
سیر جدید با محسوسِ نیم‌پرده‌ای اصفهان جدید (عموماً در آثار ارکسترال و نیز در دهه‌های اخیر در برداشت‌های برخی از نوازندگان جوان از اصفهان)
سیر جدید با محسوسِ اصفهان قدیم (آنچه که بیش و پیش از همه یادگار و محصول موسیقی رادیوست و تار فرهنگ شریف را به یادمان می‌آورد)
و در نهایت یک سیرِ دورگه با نغمه‌ی پیش از شاهدِ سیال که دیگر حتی فونکسیونی در آواز اصفهان ندارد. یا به عبارت دیگر نقش آن نیز دستخوش تغییر شده است؛ چیزی میانه و بازنشسته. آلبوم «فصل و وصل» نمونه‌ی چنین اصفهانی است که محسوس در آن دیگر، عامل هویت‌بخشِ چندان مهمی در اصفهان نیست. این موضوع علاوه بر اهمیت تعیین و تعریف فواصل دقیق موسیقی ایرانی، یادآور اهمیت وارد کردن مفهوم سیر در آموزش موسیقی ایرانی نیز هست.

برای خرید و دانلود آلبوم فصل و وصل به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
16 مهر 1398
Sheydatar Az Aref 1

خیالِ شنیده شدن

نویسنده: سعید یعقوبیان

هر یک از دوره‌های مختلف تاریخ هنر و ادبیات را می‌توان بر اساس دامنه و نوع فعالیت‌هایی که زنان داشته‌اند واکاوی کرد. ریشه‌ی ضابطه‌هایی که در اغلب دوره‌ها دیکته شده‌اند عموماً دو نهاد قدرت و مذهب بوده‌اند و هستند؛ و گاه درآمیخته باهم. در قرون وسطی هنر عرصه‌ای متعلق به مردان دانسته می‌شد. قرن نوزدهمِ اروپا به‌ویژه در هفتادسال بریتانیای دوره‌ی ویکتوریایی، زنانِ نویسنده کتاب‌های خود را با نام مردانه منتشر می‌کردند. تا اواخر قرن بیستم هیچ زنی بر سکوی رهبری ارکستر نایستاده بود، و مصادیق دیگر. اگر چه بسیاری از چنین تبعیض‌هایی امروزه به تاریخ پیوسته‌اند اما کماکان نمودهایی از آنها را می‌توان یافت؛ در کشورهای موسوم به در حال توسعه، بیشتر.

در موسیقی ایران از دهه‌ی شصت شمسی به این سو و با اعمال محدودیت برای آواز زنان بازخوانی و انتشارِ رسمیِ آثاری که پیشتر، یک خواننده‌ی زن آنها را اجرا کرده بود به تدریج رواج یافت؛ گاهی با تنظیم‌هایی متفاوت، در دستان موسیقیدانانی دیگر و حتی با کلامی تغییر یافته (مانند «ای ساقیِ ما سرمستان...» با صدای علیرضا افتخاری که پیش از او پریسا با شعر «ای چشم توام پیمانه...» آن را خوانده بود) و گاه در همان صورتِ گذشته و با حضور صاحب اثر مانند «شیداتر از عارف».

اگر به واسطه‌ی اجرای شاخص‌تر یا حتی به دلیل محدودیت‌های رسانه‌ایِ دهه‌های شصت و هفتاد، برخی بازخوانی‌ها بیش از اصلِ آثار توفیق می‌یافتند، «شیداتر از عارف» در موقعیتی متفاوت، بازخوانی اثر موفقی است که دهه‌ها شنیده شده است. اگر تغییراتی در تنظیمِ قطعات و شنیدنِ صدایی باکیفیت‌تر از تک‌آلبومِ «سیما مافیها» چیزی بر اجرا در «شیداتر از عارف» افزوده باشد ناتوانیِ تهیه‌کننده-خواننده در افزودنِ نقشی از خود بر اثر و حل نشدنِ خامیِ صدایش در متنِ ارکستر، برآیندِ نیروهای جدید را کاسته است؛ همچون بازیگری که بیننده از تماشای تلاشِ ناکامِ او و صرفِ انرژیِ نامتناسبِ او در بازی‌اش، خسته و از اثر دور می‌شود.

فارغ از جنسیت خواننده و دست اول بودن یا نبودن موسیقی، هر اثرِ بازخوانی نیز می‌تواند راه خود را در خلاقیت و زیبایی برگشاید؛ چیزی که در این آلبومِ خواننده-محور محقق نشده است. روی دیگر سکه اما هنوز  فقدان امکان بازنشر صدای یک خواننده‌ی زن است. چنین زرنگی‌های پرهزینه‌ای چه نشانی در تاریخ از خود به جا خواهند گذاشت؟ مشتریِ این بازخوانی جز صدا و سیما –آن هم شاید- کجا خواهد بود؟

برای خرید و دانلود آلبوم شیداتر از عارف به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
07 مهر 1398
Va 1

از

نویسنده: سعید یعقوبیان

تنوع مضراب‌ها و رنگ‌ها، بهره‌گیری از مناطق صوتی مختلف ساز، استفاده‌ی کارآمد از واخوان در مقامِ یک استیناتویِ همیشه حاضر -که جریان موسیقی را در بستر یک باسِ مداوم پیش می‌برد- و صدادهیِ همواره بُرّا و غرّان؛ اینها از ویژگی‌های نوازندگیِ عود در آلبومی است که نامتعارفی‌اش در عودنوازی ایران از همان نام‌اش آغاز می‌شود. اما تمام این ویژگی‌ها فرع‌‌اند در مقابل برجسته‌ترین عنصر نوازندگی در «وَ»: سرعتی که همچون خزه تمام تنه‌ی موسیقی را در بر گرفته است. ریتم کلیِ قطعات، چگالیِ موتیف‌ها و ایده‌ها در روند یک موسیقیِ مملو از پاساژ، فشردگیِ بالای جملات و حتی اجرای به غایت تندِ انگاره‌های آشنا و ناآشنا در بخش‌های غیرضربی -تا حدی که دیگر بهتر است نام دیگری به جای موسیقیِ آوازی بر آن نهاد- اینها همه و همه باعث شده‌اند تا اضطراب و تنش در کل مجموعه، جای چندانی برای سکون و آرامش باقی نگذارد. به‌ویژه که بخش سازهایِ ضربی نیز همسان و همسنگ با عود، این اتمسفرِ پرشتاب را مضاعف کرده است. از همین رو مجزا شنیدنِ قطعات آلبوم، بهره‌ی بیشتری خواهد داشت تا شنیدن یکجایشان در قالب یک اثر واحد و برنامه‌وار.

موسیقیِ «وَ» واجد مؤلفه‌هایی آشنا در کارِ گروهی از نوازندگان زمانه‌ی ماست؛ نوازندگانی که در یافتنِ مسیرهای نو برای عبور از رخوت و تکرار، نه به دنبالِ کشف و خلق‌هایی از دلِ آن نظامِ موسیقایی که از آن برآمده‌اند بلکه –خودآگاه و ناخودآگاه-در پی جذب و تأثیرپذیری از نظام‌های موسیقایی دیگر هستند. این نوازندگان در کارشان عناصری از نظام‌های موسیقایی دیگر را به عاریه می‌گیرند. در این خط مشی، دور شدن از عواطف موسیقی مبنا (و حتی یکسره کنار گذاشتنِ برخی‌شان) نیز اهمیت چندانی ندارد. با این حال هستند نوازندگانِ دیگری - ایرانی و غیرایرانی- که حتی به رغم چنین اثرپذیری‌هایی، حفظِ معنادار و هویت‌بخشِ عناصر موسیقی خود در نوازندگی‌ هنوز جای پایشان در نظام موسیقی خود را محکم و آنها را هر چه بیشتر از دام تکنیک‌زدگیِ صرف و امکانِ استحاله‌ی معنا مصون نگاه می‌دارند. «وَ» دور از چنین چهارچوب‌هایی است. اینجا موسیقی می‌تازد و می‌تازد و خیلی زود حتی از شنونده‌اش هم جلو می‌زند. 

برای خرید و دانلود آلبوم وَ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.4 ( 5 رای)
23 شهریور 1398
Shabe Chashmane To 1

تنها صداست که می‌ماند

نویسنده: سعید یعقوبیان

«شب چشمان تو» نمونه‌ی نادری است: آلبومی که نمی‌توان شنیدش. کیفیت صوتی این آلبوم آنچنان آزاردهنده است که امکان شنیدن و تحمل را سلب می‌کند. سه عامل می‌توانسته مسبب چنین وضعیتی شده باشد: اول دانش اندک دست‌اندرکاران صدا در این مجموعه. دوم گوش ضعیفِ ناآزموده که اشتباه بودن‌ها را نتوانسته تشخیص دهد و سوم ابزار غیراستاندارد. برای این دلایل نشانه‌هایی در همان قطعه‌ی نخست آلبوم نیز می‌توان یافت. برای نمونه در مورد بخشِ شقّه‌شده‌ی کوبه‌ای، چه دلیلی داشت صدای بی‌کیفیتِ دف به چپ و راست کپی شود در حالیکه تنبک در مرکز است. استفاده‌ی اشتباه و بی‌مورد از فیلترها، کپی کردن‌ها و از همه مهمتر لِوِل نشدنِ سازها (به ویژه کمانچه و نی) در مرحله‌ی میکس، موسیقی را به چنان آشی بدل کرده که با اولین چشیدن، مخاطب را مجبور به کنارگذاشتنش می‌کند. آشفتگی اصوات در حدی است که در اغلب موارد حتی نمی‌توان تشخیص داد مشکل از ضبط سازها بوده یا میکس و نهایی‌سازی!

با ساده‌انگارانه‌ترین انگاشت از نظرگاه فرمالیست‌ها در مورد چنین آلبومی می‌توان گفت این فرم و صورت نمی‌تواند محتوای باکیفیتی نیز داشته باشد؛ چند تصنیف آبکیِ لنگ که در یک استودیوی شخصی ضبط شده‌اند. اما همین آلبوم بهانه‌ای است برای فکر کردن به فرایند اندوه‌بارِ انتشار در امروزِ موسیقی ایران. اینکه صدا در یک محصولِ شنیداری تا این حد بی‌کیفیت است این پرسش را به ذهن می‌آورد که چه ساز و کاری باعث شده تا اثری که کمینه استانداردهای شنیده شدنِ یک موسیقی را هم ندارد و در آن همچون مراسم‌ عروسی و عزا با صدا و موسیقی برخورد شده به‌طور رسمی منتشر شود؟ پاسخ روشن است: ناشر و تنها ناشر: مقوله‌ای که در موسیقی ما تا حدودی با سینما اشتباه گرفته شده است. ناشر فقط سرمایه‌‌گذار نیست. تهیه‌کننده‌ی موسیقی باید متخصص باشد. صدا و موسیقی را بشناسد. در این بحران، نیت ناشر، دانش او و دلایل اینکه چرا این شغل را انتخاب کرده همه و همه دخیل‌اند. به راستی برای حل این معضل چه باید کرد که امروز حتی ناشرین کهنه‌کار نیز دیگر چندان وقعی دست‌کم به کیفیت صوتی آثار نمی‌نهند و ضرورتی در ارتقای دانش خود یا تربیت و به‌کارگماشتن متخصصین این حوزه نمی‌بینند؟

برای خرید و دانلود آلبوم شب چشمان تو به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0.4 ( 7 رای)
05 شهریور 1398
Ashiran 1

بزمِ سوفیانه

نویسنده: سعید یعقوبیان

عشیران سومین محصول ایده‌های موسیقایی زوج کردمافی-کاظمی (پس از آلبوم‌های «بداهه‌سازی» و «بزمِ دُور») در طول حدود ده سال گذشته است؛ سه اثری که در دور کردنِ «گفتمان احیا» از چندرگگی کامیاب‌تر از تجربه‌های دیگر بوده‌اند چرا که هم از اجرا و نواختن، و از عمل موسیقایی برآمده‌اند و هم وصل‌های جاندارتری به موسیقیِ دستگاهی داشته‌اند. سرفصل‌ ایده‌های پسِ این آثار را می‌توان چنین خلاصه کرد: رویکرد انتقادی به موقعیت کنونی موسیقی دستگاهی و یافتن راه‌هایی دیگر از دل خودِ این نظامِ موسیقایی ضمنِ استفاده‌ی حداکثری از امکانات موجود، به ویژه ظرفیت‌های خاک‌گرفته و مغفول. کردمافی پیشتر نیز در چند مقاله زوایای مختلف چنین مقصودی را تبیین کرده بود. همچنین در این مسیر و با توجه به محتوای سه اثرِ منتشر شده، موضوعِ انرژیِ پیش‌برنده‌ی موسیقی نیز، متأثر از ایده‌های نظری، در صدر توجهات بوده است؛ به این معنی که در این آثار چگالی رخدادهای موسیقایی در تمام لحظات بالاست و این خصیصه در مواجهه، نخستین مؤلفه‌ای است که رخ می‌نماید. این رخدادها که اغلب با آشنایی‌زدایی همراه‌اند لزوماً به تغییر مقام‌ها محدود نمی‌شوند. برای نمونه کاربستِ کلام را نیز می‌توان بخشی از آشنایی‌زدایی‌ها دانست. مانند تغییر غزل در دو بخش درآمد در عشیران یا افزودن «لیک اول مرا» به پایان بیت سعدی در «طره‌ی نوا» و در نگاهی کلان، به کار گرفتن اوزان و ارکانِ عروضیِ متباین در کنار هم برای گریز از فرصتِ رسوبِ یک الگوی وزنیِ یکسان در ذهن شنونده.

در کنار بهره‌گیریِ شایسته از منابع متنوع و مختلف مانند ردیف‌های سازی و آوازی متعدد (مکتب آوازی اصفهان و ردیف آوازی حاتم عسگری، برای نمونه)، تصانیف قاجاری، عناصر موسیقاییِ فرهنگ‌های همسایه و موسیقی قدیم ایران، که همه در عشیران حضور دارند و همگن و یکپارچه مجموع شده‌اند، وجه تمایز این آثار از دیگر تجربه‌ها توجهِ ویژه به بخش غیرضربی موسیقی است که همین تأکید نیز خود از پیوندهای مهم آنها با موسیقی قاجاری و نقش آواز در آن است. تمایز یافتن اندیشه‌ و عملِ موسیقایی به واسطه‌ی بخش غیرضربی، در دوران افول آواز کلاسیک ایرانی، خود شایان توجه است. از کنار این موضوع نیز نباید گذشت که خلق آثاری حاصلِ کارِ مشترکِ دو موسیقیدان، در موسیقی ایران کم‌سابقه است.

عشیران می‌تواند دستمایه‌هایی برای اندیشیدن به موضوعات موسیقی‌شناختی به دست ‌دهد. به چهار نمونه در اینجا اشاره می‌کنم:

یک. می‌توان به خاستگاه دستگاه‌سازی اندیشید. اینکه هدف و چشم‌انداز آن چه بوده و مقام‌های مختلف چگونه امکان مجاورت و همنشینی می‌یابند اگر به سلول‌ها و هسته‌های مدال‌شان امکان ترکیب‌های نو داد و راه را بر آزمون و ابداعِ چینش‌های دیگر نبست. در عشیران هرچند محوریت موسیقی بر نوا استوار شده است اما از سویی وزنِ مقام‌های دستگاه نوا در آن دستکاری شده (نطعی بسیط از همان چند گوشه‌ی کوتاهِ هویت‌نیافته و پس‌زده‌شده‌ی دستگاه نوا مانند مجُسلی و گوِشت و غیره تدارک دیده شده) و از دیگر سو مقام‌های دیگری نیز در نوای آن راه داده شده است.

دو. همانندِ آنچه در انواع دیگرِ موسیقی‌های حوزه‌ی مقام وجود دارد، در موسیقی کلاسیک ایران نیز می‌توان بر خلاف جریان رایج، در ارائه‌ی سیر ملودیکِ یک مقام از بندِ فرمول‌های ملودیکِ مشخص رهایی یافت و سنتِ بداهه‌نوازی در موسیقی دستگاهی ایران را از چهارچوب‌های از پیش تعیین‌شده یک گام به بداهتی خلاقانه‌تر نزدیک‌ کرد. در عشیران فرمول‌های ملودیکِ مرسوم حضوری ندارند. اگر در جایی نیز یکی، ساز یا آواز، پرشی یا روندی آشنا دارند، آن دیگری راهِ دیگری نشان داده است.

سه. عاطفه‌ی مقام‎ها در چینش‌های دستگاهیِ یک قرنْ شنیده‌شده به علتِ پیش‌بینی‌پذیری‌شان کمرنگ شده‌ است. ترکیب‌های جدید، تأثیرات حسی آنها را بازمی‌نمایاند و طراوت را به آنها بازمی‌گرداند. اصفهانکِ درآمیخته با عراق (مأخوذ از ردیف حاتم عسگری) یا سه‌گاهی که به یکباره در میانه‌ی «طره‌ی نوا» می‌شکفد نمونه‌های روشنی از این امکان هستند. این رهیافت باید از مسیرِ شناختِ ترکیب‌ها و فضاهایِ مدال کارگان موجود بگذرد.

و چهار. می‌توان به خوانش و تعبیری موسیقایی از آنچه ژاک لکان در سپهر روان‌شناسانه‌ی خود درباره‌ی لذت همراه با ترس و خطرکردن طرح کرده اندیشید؛ موسیقی می‌تواند در تغییرهای مداوم ناآشنا و غیرمترقبه اضطرابی را سبب شود. بروز چنین تنشی، که چیزی ورای تدابیر موسیقایی است، نور و رنگ دیگرگونه‌ای بر لذت همراهی با اصوات موسیقایی می‌تاباند. در تاریخ موسیقی نمونه‌های پرشماری برای چنین برداشتِ خیال‌پردازانه‌ای می‌توان برشمرد. در عشیران نیز. مانند تکنوازی تار آغاز مجلسِ سوم.

برای خرید و دانلود آلبوم عشیران به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.4 ( 5 رای)
28 مرداد 1398
aras2

مانده در گمرک

نویسنده: سعید یعقوبیان

سالار زمانیان ماکتی فراهم آورده است از نوع ماکت‌های استاد، الگو و خویشاوندش کیوان ساکت در برخورد با قطعات موسیقی غربی با چند تفاوت. زمانیان ذوق‌زدگیِ همیشگیِ ساکت را از تقلید و تقلیلِ آثار ارکسترال غربی برای تار، اینجا با موسیقی آذربایجان تجربه کرده است، با اثری، نه به اندازه‌ی انتخاب‌های ساکت شاخص، از آهنگساز جوان حمید وکیل‌اوف: در سه موومان که بر پایه‌ی تار (آذری) نوشته شده است. همچنین اینجا خبری از آن سرعت و «رقص انگشتان»۱ نیست. تجربه‌ی ساکت، چه دلخواه و مقبول ما باشد و چه نباشد، به واسطه‌ی «اولین» بودنش، با سونوریته‌ی ویژه‌اش (همانکه در لحظه‌ی نخستِ شنیدنِ تارِ زمانیان، استادش را به یادمان می‌آورد) و با برجسته بودنِ نوعی از سرعت در نوازندگیِ‌ او امضایی برای موسیقی‌اش رقم زد اما تقلیدِ سلیقه‌ی او در سطحی پایین‌تر، در حالیکه هنوز کیوان ساکت مُصر و استوار در صحنه حاضر است، باعث شده کار زمانیان چیزی فراتر از یک مشق بر اساس سرمشق نباشد.

آنچه در این آلبوم جای تردید دارد و توضیحی درباره‌اش داده نشده، نحوه‌ی تنظیم قطعات برای ارکستر است. هم اثر وکیل‌اوف و هم والس پایان بخش آلبوم از موسیقیدان برجسته‌ی قرن بیستمیِ آذربایجان، توفیق قلی‌اوف، پیشتر برای ارکستر نیز تنظیم شده‌اند. اجراهای ارکسترال این آثار در جزئیاتِ تنظیم، نوانس‌ها، سکوت‌ها و توقف‌ها، جمله‌بندی‌ها، سازآرایی و دیگر ویژگی‌ها مشابهت‌های فراوانی با اجرا در «از ارس» دارند. مشخص نیست که منظور تارنواز از «بازنویسی و تنظیم» چه ساز و کاری بوده و روی این موسیقی‌ها دقیقاً  چه کاری انجام شده است. آن «سوغاتی» که از آن سوی ارس آمده یک نسخه‌ی دونوازی بوده یا یک پارتیتور کامل که تغییراتی جزئی در آن اعمال شده است. اما یک چیز روشن است و آن حذف ظرایف لحنِ موسیقی آذربایجان، در کار با ارکستر و نیز در تارنوازی است. خلوت‌ترین نسخه‌های اجرای این دو اثر نیز (مثلاً تنظیم‌شان برای تار و پیانو) از اجرای تک‌بعدیِ این آلبوم غنی‌تراند. جایی که انتظار داریم ارکستر زهی با یک غلتِ ساده موسیقی‌ای که می‌شنویم را به خاستگاهش وصل کند رد شدنِ ماشینی از روی نت‌ها رویایمان را بر هم می‌زند.


۱- نام یکی از آلبوم‌های کیوان ساکت

برای خرید و دانلود آلبوم از ارس به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.3 ( 6 رای)
15 مرداد 1398
بالا