نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: ارکسترال


NOS.RNK.000102 01

معرفیِ آثار برتر اُرکسترال، از نگاه نُویز


شش اثر برتر اُرکسترالِ منتشر‌شده از زمستانِ ۱۳۹۸ تا پایان سال ۱۳۹۹ به شرح زیر است:

  • آلبوم گلعذار/ مانی فرضی/ امتیاز: ۵

  • آلبوم رفاقت ناکوک/ پوریا خادم، سروش محمدی/ امتیاز: ۵.۵

  • آلبوم زیرا که می‌وزد/ پیتر سلیمانی‌پور/ امتیاز: ۶

  • آلبوم هر روز/ حمزه یگانه/ امتیاز: ۶.۵

  • آلبوم بزرگداشت پرویز تناولی/ کریستف رضاعی، پیمان یزدانیان، مازیار یونسی/ امتیاز: ۶.۸

  • آلبوم اشتیاق/ رضا والی/ امتیاز: ۷.۸

توضیح: آثار منتشر‌شده‌‌ی دو نشرِ خانه‌ی هنر خرد و تِلِسک از این رتبه‌دهی خارج بوده‌اند.

06 فروردین 1400
Ta To Ba Mani 1

وکیل مدافع شیطان: در ستایش موسیقی پاپ

نویسنده: علیرضا جعفریان

بیایید رسمیّتِ حاکم بر نقدنویسی را کنار بگذاریم و دست به مقایسه‌ای کودکانه بزنیم. از آن مقایسه‌ها که، اگر از ظاهرِ غیرآکادمیک‌شان نترسیم، نتیجه‌‌شان را یا بدیهی می‌دانیم یا آن‌قدر پیچیده که قیاس را غیرممکن می‌کند: مقایسه‌ی "تا تو با منی"، که اولین قطعه از آلبوم «تا تو با منی» است، با مثلاً قطعه‌ی «شوخیه مگه» از حمید هیراد.

در یک طرف، با اثری مواجه‌ایم که احتمالاً تعدادِ مخاطبانش فاصله‌ی زیادی با تعداد اجراکنندگانش ندارد و، در طرف دیگر، با اثری که، تنها در یکی از رسانه‌های پخشِ موسیقی، بیش از ۱۵ میلیون بار دانلود شده است. آن طرف، اجرای قطعه حاصلِ همکاری یک گروه بیست‌وچندنفره بوده است و این طرف احتمالاً حاصل همکاری یک کامپیوتر و یک تنظیم‌کننده. این از آن‌ پاپ‌هایی‌ست که تقریباً همه سخیف می‌دانندش، اما تقریباً همه گوش می‌دهند و آن از همان موسیقی‌هایی‌ که تقریباً همه فاخر می‌دانندش، اما کسی گوش نمی‌دهد.

به نظر می‌رسد، «مخاطب» داراییِ اصلیِ «شوخیه مگه» و پیچیدگی و دشواری، چه در اجرا و چه در سبک و نوع موسیقی، ارزش کلیدیِ «تا تو با منی» باشد. اما، اگر نگاه‌مان صرفاً به متنِ موسیقایی معطوف شود، واقعاً ساختِ «تا تو با منی» دشوارتر و پیچیده‌تر است؟
«تا تو با منی» در دسته‌ای از موسیقی کلاسیک ایرانی می‌گنجد که قاعده‌ی کلیِ آن ساده‌سازی و محدود‌سازی (در مد، فرم، ریتم و غیره) است؛ دسته‌ای که از هایده تا علیرضا افتخاری و حجّت اشرف‌زاده را می‌توان در طبقات مختلفش گنجاند. «تا تو با منی» مرتبه‌ی رفیعی در میان طبقات این دسته نمی‌تواند داشته باشد: ملودیِ اصلی نخ‌نماست و شبیه‌اش را پیش‌تر شنیده‌ایم (تصنیف «فِراق» از گروه کامکارها)؛ کیفیت اجرای ارکستر، خاصه جایی که ساز ایرانی به آن اضافه می‌شود، مطلوب نیست و حدِ خلاقیت و آفرینش‌گری در آهنگسازی کمینه است.
آن طرف، طبق اطلاعات شخصی نگارنده، «شوخیه مگه» از میان حدود صد قطعه‌ی حمید هیراد برای پخش و نشر گزیده شده است. توفیق ۱۵ میلیونیِ یک اثر، در بازاری که روزانه ده‌ها قطعه در آن منتشر می‌شود، نه اتفاقی‌ست و نه صرفاً وابسته به پشتوانه‌های مالی و حواشی غیرموسیقایی: متن موسیقی قطعاً نقشی حیاتی دارد.

ساخت قطعه‌ای شبیه به «تا تو با منی» با آموزش، و حتی به زعم من با آموزش به کامپیوتر، می‌تواند ممکن شود. اما خلق چیزی شبیه به «شوخیه مگه» پیچیده‌تر از آن است که مبتنی بر آموزش باشد.

برای خرید و دانلود آلبوم تا تو با منی به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 1
16 اسفند 1399
Ba Man Bekhan 1

کلیشه‌های به‌هم آمیخته

نویسنده: ساناز ستارزاده

حسام ناصری را بیشتر به‌واسطه‌ی تک‌آهنگ‌های منتشر‌شده‌‌اش می‌شناسیم. ناصری در آلبوم «با من بخوان» از ظرفیت‌های موسیقی دستگاهی و الکترونیک ــ تا جایی که به مذاق مخاطب خوش آید و خلاف عادات شنیداری‌اش نباشد ــ بهره برده است. ارتباط معناداری هم میان تک‌آهنگ‌ها نمی‌توان پیدا کرد؛ یک رباعی از ابوسعید ابوالخیر؛ ترانه‌ای از حمید خلف‌بیگی، که دنباله‌ی شعری از احمد شاملو خوانده شده؛ تصنیفی از عارف قزوینی و انواع شعرها و ترانه‌ها کنار هم چیده شده است. اشعار کلاسیک هم به‌نظر می‌آید تا زمانی استفاده می‌شوند که از خواندن آنها اعتباری به‌دست آید و شاید همین اشعار، با کمکِ مایه‌ها و مقام‌ها، قرار است به مخاطب یادآوری کنند موسیقی‌ای که می‌شنود ریشه‌دار است و مبادا خواننده را، بی‌توجه به پشتوانه‌ی موسیقی دستگاهی، به عنوان خواننده‌ی پاپ قضاوت کنند.

چنین قضاوتی اما بی‌پایه نخواهد بود. در آلبوم‌های موسیقی پاپ هم غالباً خبری از اتحاد میان آهنگ‌ها نیست؛ همان‌طور که در فهرست پخش موسیقیِ کافه‌ها، ماشین‌های شخصی، تاکسی‌ها و مهمانی‌ها. می‌توان این ذهنیت را در پشتِ اثر خواند که نه‌تنها شنونده‌ی تک‌آهنگ‌ها، بلکه اکثر شنونده‌های موسیقی دستگاهی هم حوصله نمی‌کنند حتا یک‌ربع موسیقی پیوسته بشنوند و چه بهتر که قطعه‌ها کوتاه باشند و سازوآواز‌ها به روی پایه‌ها و ضربی‌ها اجرا شوند.

این ظاهرِ دوگانه از کارنامه‌ی علیرضا قربانی ناشی می‌شود، که در طی آن، بسته به انتخابی که کرده، بینِ جذب مخاطب بیشتر و توجه به کیفیتِ موسیقی و ریشه‌های موسیقی دستگاهی تغییر اولویت داده است. طبعاً، هر کدام از این دو رویکرد اولا شود، میزانِ مقاومت در برابرِ خواستِ بازار تغییر می‌کند. خصوصیات آلبومِ مذکور خبر از استیلای خواستِ بازار می‌دهد. تسلطِ عیانِ حامیان مالی آنچنان است که زحمت نوشتن متن دفترچه‌ را هم کشیده‌اند.

ساختار تک‌آهنگ‌ها بیش از اندازه قابل پیش‌بینی است و در هر آهنگ می‌توان زمانی که خواننده به اوج خواهد رفت را حدس زد. همان‌طور که تماشاگرِ اکثر فیلم‌های ترسناک می‌داند چه موقع قرار است بترسد و قبلش دستِ کناردستی‌اش را فشار می‌دهد. اِفِکتِ سقوطِ قطراتِ آب، آوای زن یا زنانی در پس‌زمینه، کانُن‌ها و سازهایی که لهجه‌های مختلفی را تقلید می‌کنند، چطور می‌تواند موسیقی تکراری «با من بخوان» را نجات دهد؟ شاید بهتر باشد بپرسم، این‌همه برای کدام شنونده تازگی دارد؟

برای خرید و دانلود آلبوم با من بخوان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز نویسنده: 0.5
07 اسفند 1399
javaneh3

شوقِ جوانه‌زدن

نویسنده: حانیه شهرابی

آهنگسازان از گذشته تا کنون به موسیقیِ برنامه‌ای۱ علاقه نشان داده‌اند؛ موسیقی‌ای که در آن داستانی به وسیله‌ی صدا روایت می‌شود. هنگامی که آنتونیو ویوالدی «کنسرتوهای چهار فصل» را همراه با اشعاری منتشر می‌کرد، شاید کمتر کسی احتمال می‌داد این شیوه روزگاری تا چه حد محبوب خواهد شد. دوره‌ی رُمانتیک (تقریبا ۱۸۲۰ تا ۱۹۰۰) اوج درخشش و محبوبیت این نوع موسیقی بود. اما میلِ انسان به بیان و روایت، آن را تا امروز پرطرفدار نگاه داشته است. آلبوم «جوانه»، قسمت اول از سه‌گانه‌ی «جوانه تا سرو» نیز با وجود توضیحات کوتاهش۲ به زعم آهنگساز قرار است یک موسیقیِ برنامه‌ای باشد و داستان این بالیدن را بیان کند.

آلبومی کوتاه است و  به نیم ساعت نمی‌رسد؛ اما ­­رفته‌رفته دورِ بی‌انتهای فرود۳های مشابه جایی برای شکایت از کم شنیدن باقی نمی‌گذارد. بیان یک مفهومِ واحد به اشکال مشابه باعث منسجم به نظر آمدنش شده‌است. رنگ اولیه‌ی اصوات بسیار شبیه به سازهای آکوستیکِ ارکستر سمفونیک انتخاب شده‌اند. (زهی‌ها، کوبه‌ای‌ها، زایلوفون‌ها، پیانو، بادی‌های چوبی و برنجی) نحوه‌ی استفاده از زهی‌ها و کوبه‌ای‌ها با انگاره‌هایی پرتحرک، به موسیقی هیجانی مضاعف تزریق کرده که یادآور موسیقیِ فیلم‌های حماسی است. هر قطعه ضربانی دارد که در تمام آن قابل پیگیری است. محور اصلی‌ آلبوم مینور است. سراسر از ریتم‌هارمونی‌ای کند و پیوندهایی قابل پیش‌بینی با حداقل دیسونانس تشکیل شده‌‌است. استفاده از مدولاسیون شکلی کلاسیک دارد. پس از گوش دادنش تم یا ملودی خاصی به خاطر نمی‌ماند و آلبوم، به طورِ کلی مانندِ مسئله‌ای از کتابِ تمرینِ هارمونیِ تنال است که با موفقیتی نسبی برای ارکستر تنظیم شده‌است.

جوانه به تنهایی کافی نیست. از کمبود ایده و پرورش ایده‌های موجود رنج می‌برد. تمام امیدش به القای مفهوم «رشد» از طریق ارکستراسیونِ پرشور و عبارت۴های منتهی به آکورد ماژور همراه با کرشندو است. این دست از آثار، که شاید برای انتشارشان زحمات فراوان هم کشیده می‌شود، براستی کدام استسقا را درمان‌اند؟ این سکوت و نبود توضیحات درباره‌ی اثر از سوی مؤلف به پشتوانه‌ی اعتماد به نفس و اطمینان اوست یا اساساً توضیحی برای ارائه وجود ندارد؟

 


۱- program music
۲- دفترچه‌ای ندارد
۳- Cadence
۴- phrase

برای خرید و دانلود آلبوم جوانه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 2
10 اسفند 1398
javaneh2

ظهور یک آهنگساز صنعت سینمای مردم‌پسند؟

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آلبوم جوانه که به اعتبار اطلاعات روی جلدش بخشی از یک سه‌گانه است به مجرد آغاز نخستین قطعه (Belive Me) کرال پرحجم و تلاش وافر برای نمایش شکوه یک سلیقه‌ی شناخته‌شده از یکی از جایگاه‌های اصلی حضور موسیقی در جهان امروز را به رخ می‌کشد: موسیقی فیلم. گرچه در خود آلبوم هیچ ادعایی از آن نیست که ایده‌های سینمایی به محتوای موسیقی شکل داده باشد و برعکس آنچه در توصیف سه‌گانه‌ی جوانه تا سرو آمده ("شامل قطعات ارکسترال و آنسامبل بر اساس داستان های کوتاه و بیوگرافی افراد مشهور") بیشتر به نوعی موسیقی برنامه‌ای اشاره می‌کند، اما خود موسیقی به روشنی ایده‌های سینمایی را بازتاب می‌دهد. گویی جوانه مجموعه‌ای از موسیقی‌های متنِ ساخته‌ی سروش محمدی است که به رسم فراورده‌های جنبی راهی بازار شده.

اغلب قطعه‌های آلبوم نه تنها سینمایی‌اند بلکه نوع خاصی از سینما را هم نمایندگی می‌کنند. سازبندی، حجم، تندا و انرژی و عاطفه‌ی جاری در قطعات همه و همه از نوع همان نشانه‌های آشنا است که در یکی از ژانرهای ابرقهرمانی، آخرالزمانی، تاریخی یا ترکیب‌های امروزی آنها می‌یابیم. این همان موسیقی است که کارکردش به سطح آوردن و در چشم و گوش مخاطب فرو کردن همه‌ی آن چیزی است که بدون موسیقی هنوز از طریق نیروی خارق‌العاده‌ی عضلات قهرمانان یا زرق و برق صحنه‌آرایی منتسب به تاریخ یا دود و آتش و تندباد رستاخیرگون در سطحی‌ترین لایه‌ی ادراک ظاهر نشده. چنین موسیقی‌ای هیچ تردیدی درباره‌ی منشاء و گونه‌ی خود در ذهن شنونده باقی نمی‌گذارد. هدفش خودش نیست بزرگ‌نمایی چیز دیگری است؛ احساسی شکوهمند یا والا.

فارغ از شباهت آشکار به بعضی موسیقی متن‌های مشهور سینمای امروزی که می‌تواند با افزایش تجربه و تلاش آهنگساز برطرف شود، جوانه یک اعلامیه‌ی حضور است. اعلامیه‌ی حضور یک آهنگساز تازه، نه در زمینه‌ی موسیقیِ سازی به معنای تنها موسیقی بلکه در زمینه‌ی موسیقی سازی در قلمرو سینما. آهنگساز با اعلامیه‌اش نشان می‌دهد همه‌ی کدهای سینمای جریان اصلی و صنعت سرگرمی روزگار را می‌شناسد و ذوقی در بهره‌گیری از آنها دارد (ولو هنوز با لعابی از تقلید). تنها سد راه در مجالی است که نیافته است زیرا ما در ایران چنان صنعت سینمایی نداریم.

برای خرید و دانلود آلبوم جوانه به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
06 اسفند 1398
Black Watermark13

فرار از قرار

نویسنده: کامیار صلواتی

آهنگساز آواز باران دو ایده را در شکل‌گیری آن موثر می‌شمرد و آن‌ها را وجه ممیزه‌ی آلبوم نسبت به دیگر آثار می‌داند: یکی تنظیم و آوازی که «با بیانی نوین» و «با بهره‌گیری از فراز و فرودهای موسیقی کلاسیک ایرانی [...] با اشعاری با مضامین و طرحی تازه‌تر در ستایش جاودانی عشق به صورتی کاملاً آزاد شکل گرفته است»، و دوم «تلاش برای توصیف فضای شعر در قالب موسیقی و تنظیم برای سازهای زهی با همراهی سازهای بادی چوبی و برنجی». در هر دوی این موارد تأکیدی بر اشعار اجرا شده مشهود است، اشعاری که به طرز غریبی همگی سروده‌ی خواننده‌ی آلبوم هستند؛ خواننده‌ای که عکس بزرگش بر جلد آلبوم هم نقش بسته است.

اما آهنگساز چقدر در تحقق ادعاهای خود، هرچند سوال‌برانگیز و به‌راستی نه چندان «متمایز»، موفق بوده است؟ منظور فراهانی از «اشعاری با مضامین و طرحی تازه‌تر» به‌طور مشخص ابیاتی این‌چنین است: «هِی... بی‌قرار/ تا کی پای فرار از قرار». علاوه بر این، مقصود او از «فراز و فرودهای موسیقی کلاسیک ایرانی» هم واقعاً آشکار نیست، به ویژه اگر این نکته را در نظر بگیریم که پرداخت فرمال ملودی‌های آواز –که تقریباً همه‌ی محتوای ملودیک اثر را تشکیل می‌دهند- به شدت ضعیف و بی‌اتفاق است یا به بیان دیگر اصولاً اثری از آگاهانه اندیشیدن به «فرم» یا «فراز و فرودهای ملودیک» در بیشتر ترانه‌های آلبوم به چشم نمی‌خورد. فراز و فرود ملودیک در بعضی از این ترانه‌ها، مثلاً «کجایی تو»، حتی از سازوآوازهای رایجی که در درآمد یک دستگاه سیر می‌کنند هم کم‌تر است. از مدعای اول آهنگساز و شکست مطلق دست‌اندرکاران آلبوم در برآورده کردنش که بگذریم، مدعای دوم فراهانی، یعنی وصف فضای شعر در قالب موسیقی و ارکستراسیون هم توفیقی بیش از این نمی‌یابد. از آن‌جایی که تأکیدی سخت بر ارائه‌ی همه‌ی عبارات شعری وجود دارد، موسیقی کم‌تر مجالی می‌یابد تا به راستی فضای شعر را تصویر کند و معمولاً تنها بستری برای اجرای شعر است؛ بماند که خود اشعار هم مایه‌ی چندانی برای توصیفی موسیقایی به دست نمی‌دهند. در حقیقت، آواز باران، قربانی این خدمت بی‌حدش به کلام شده است.

برای خرید و دانلود آلبوم آواز باران به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 0
29 بهمن 1398
Symphony No2.2 No.5 00

نگاه دوم به فاجعه

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

لوریس چکناوریان علاوه بر قطعات دیگر دو سمفونی در مورد بزرگ‌ترین تراژدی معاصر ارمنی‌ها نوشته است. سمفونی اول و دوم دقیقا در یک سال، به مناسبت 65امین سالگرد آن فاجعه‌ی تاریخی نوشته و حدود دو دهه‌ی بعد ضبط‌های حاضر از آنها فراهم شده است. مشخص نیست چرا در این نشر از «مجموعه آثار»، آهنگساز به جای همنشینی سمفونی اول و دوم در یک آلبوم و سپس سوم و پنجم در دیگری ترتیبی را که اکنون می‌بینیم برگزیده‌ است. به‌هرروی، اکنون چنین است و مقایسه‌ی دو اثر اندکی دشوارتر از زمانی است که همزمان در یک آلبوم شنیده شود.

با همه‌ی تفاوت‌های سازبندی و مصالح اولیه‌، ایده‌ها و کاراکتر دو سمفونی یکی است؛ حس تراژیک فاجعه‌ی قتل عام شدن یک و نیم میلیون انسان (به روایت ارمنیان). شگفت‌آور نیست چرا که مرجع بیرونی و ترتیب رخ دادن وقایع یکی است. بااین‌حال آهنگساز با دو سمفونی‌اش به وجوه متفاوتی از یک رخداد یکسان نگریسته است. در سمفونی دوم بیشتر وجه آشوبناک واقعه در مقابل اندوهناکی سرد و صامت قرار می‌گیرد (مثلا در موومان نخست، آندانته دراماتیکو از طریق تم مزاحم بادی‌های برنجی و ریتم برآشوبنده‌ی کوبی‌ها همچون نماینده‌ی مرگ در برابر صداهای کشیده و بعد ملودی‌های بادی‌های چوبی همچون نماینده‌ی شادی آمیخته به اندوه زندگی). همین امر عامل انسجام کل سمفونی نیز می‌شود آنجا که تم آشوبناک مزاحم مشابهی در موومان سوم، دوباره باز می‌گردد و دو موومان سمفونی را به شکلی از فراز موومان دوم (لیتورژی) به هم پیوند می‌زند. این شکل پیوند فرمی همزمان با پیوند منسجم‌کننده‌ی جالب دیگری می‌آید. در نیمه‌ی پایانی موومان دوم و آغاز موومان سوم دو وجه یادشده دوباره چنان به خوبی دربرابر هم صف‌آرایی می‌کنند که عملا می‌توان قطع میان آن موومان‌ها را حذف کرد. دو موومان از طریق عناصر مشابهی به هم پیوند می‌خورند؛ روشنی ایمان در ابرهای تیره‌ی سبعیت انسان محو می‌شود.

سمفونی اول یک خصلت دیگر هم دارد؛ اشاره به آینده. کافی است یک بار موومان آغازین آن را همراه موومان نخست سمفونی سوم، الگرو باربارو بشنویم و تم‌های آشوبناک را در بخش بادی چوبی این دومی بازشناسیم تا این خصلت سمفونی دوم برایمان روشن شود.

برای خرید و دانلود آلبوم سمفونی شماره‌ی ۲ و سمفونی شماره‌ی ۵ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

امتیاز: 2.3
04 خرداد 1398
بالا