نشان ملی ثبت(رسانه‌های دیجیتال)

دسته بندی: ارکسترال


God is Love 1

پلی‌فونی چکناوریانی

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

موسسه‌ی رادنواندیش سه اثر لوریس چکناوریان را در یک آلبوم گرد آورده و در مجموعه‌ی آثارش منتشر کرده‌؛ «خدا عشق است»، «رانده شدن شیطان» و «یادبود درگذشتگان» که شرح این سومی را به دلایلی نامعلوم تنها در فهرست انگلیسی قطعه‌ها می‌یابیم و در دفترچه‌ی فارسی آلبوم خبری از آن نیست. وجه مشترکی اگر بتوان برای این قطعات در نظر گرفت تعلق آنها به پاره‌ی ارمنی وجود چکناوریان است (دو پاره‌ی دیگر، ایرانی و کلاسیک غربی). هر سه یا بر متن‌های مذهبی ارمنیان نوشته شده یا مربوط به مسایل تاریخی آنها است.

از این میان خدا عشق است با آثاری که معمولا از چکناوریان شنیده‌ایم فاصله‌ی بیشتری دارد. نسخه‌ی کر و اکستر مجموع 8 موتت در این اثر جمع آمده است. همین که یک فرم عمدتا رنسانسی-باروکی را آهنگسازی مثل چکناوریان دستمایه‌ی کار قرار دهد به قدر کافی از کارهای مالوفش دور شده است. اما موضوع فقط فرم نیست. خصلت پلی‌فونیک موتت‌ باعث شده بافت این قطعات با آنچه معمولا از چکناوریان می‌شنویم متفاوت باشد. به طور آشکاری ملودی‌ها ویژگی‌های آشنای باروکی از خودشان بروز می‌دهند که در آثار آهنگساز کمیاب است. کافی است به ملودی فلوت در ابتدای «خداوندا مرا بشنو» گوش بدهیم تا این آشنایی را حس کنیم و حتا در میان خاطره‌های موسیقایی‌مان به دنبال مرجع وام بگردیم. همین طور است «خداوند را سرودی تازه بسرایید» با آن حالت مستتر قرون وسطای متاخر-رنسانس آغازینش. با این‌حال حتا در این اثر هم چکناوریان هنوز چکناوریان است. خیزش کرشندوی ابتدای همان موتت شماره‌ی 5، «خداوند ...» را که می‌شنویم شکی نمی‌ماند که چکناوریان هنوز حضور دارد و موتت را از آن خودش کرده نه برعکس.

دو اثر دیگر به چکناوریان مرتبط با موسیقی قرن بیستم نزدیک‌تراند. حاوی برخی علامت‌های او هستند که پیش‌تر در مرور آثار دیگرش نیز دیده‌ایم، به ویژه نشانه‌های کارهایی که بافت نازک اما با دقت و ظرافت بیشتری دارند. مثلا بافت شفاف و ساختار دوئت/تریو مانند لِنتوی آغازین «یادبود درگذشتگان» و استفاده‌ای که از سازهای زهی کرده که فارغ از شباهت‌های اتمسفری‌اش با بعضی پل‌های رومانتیک-مدرن ابتدای قرن بیستم، پیش از این هم در دیگر آثار خود آهنگساز دیده شده است.

آروین صداقت کیش لوریس جکناوریان رانده شدن شیطان خدا عشق است یادبود درگذشتگان 

برای خرید و دانلود آلبوم خدا عشق است. رانده شدن شیطان. یادبود درگذشتگان به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 0 ( 0 رای)
20 فروردین 1398
Dances Fantastiques 1

خودارجاعی

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

آلبوم «رقص‌های فانتزی و سوئیت آرارات» همچون بسیاری از دیگر آثار منتشر‌شده‌ی لوریس چکناوریان در یکی دو دهه‌ی گذشته (به ویژه آنها که در این دوره ساخته شده یا فرم نهایی خود را یافته‌اند) پرده از رابطه‌ی او با تاریخ زیسته‌ی خود برمی‌دارد. قطعات او اغلب سرگذشت‌های دور و دراز دارند، در تاریخ فعالیت آهنگسازی‌اش بارها چهره گردانده‌اند و به کسوت و شکل‌های گوناگون ظاهر شده‌اند. تکمیل برخی از آثار او، چنان که خود می‌گوید چند دهه‌ای به درازا کشیده است. بخش‌های مختلف چنین قطعاتی در مدت تطور در قالب خرده‌متن‌ها یا مصالح باقی‌مانده از فرآیند معماری‌ بزرگ‌تری بارها به شکل‌های مستقل و غیرمستقل مورد استفاده قرار گرفته‌ یا سر راهِ زاد‌ن‌شان بر قطعات همزمانشان تاثیر گذاشته‌اند.

قطعات او اگر همه را در پازلی تاریخی بچینیم مملو است از ارجاع به خود. این ادراک آهنگساز است از تاریخچه‌ی خودش. در فرآیند آفرینش مدام به سراغ خود بازمی‌گردد و زمان از سر گذرانده‌اش را دوباره و دوباره بلکه هزارباره به کار می‌زند. در این راه ابایی نیست از آن که همچون بسیاری آهنگسازان ملودی‌ای، ریتمی، یا عنصر دیگری (نه کلیت زبان موسیقایی که نماد انفراد آهنگساز است) را دستمایه‌ی کارهای بعدی کند و حتا از این نیز که مستقیما بخش‌هایی از آثار پیشین‌اش را زیر سایه‌ی نامی دیگر و در جریان آفرینش اثری دیگر به کار گیرد.

او با این کار خودش را از دل تاریخ فرامی‌خواند. لاجرم مرزهای تاریخ به مفهوم توالی ساده‌ی عددهای زمان برای او معنایی به‌هم‌بافته پیدا می‌کند. برخی آثار که امروزی‌اند ناگهان قدمتی بیش از اخلاف‌شان پیدا می‌کنند و برعکس. تاریخ اینجا خطی نیست. حتا دایره‌ای هم نیست. پر است از منحنی‌های بسته‌ای که گویی روی تنه‌ی خطی مرکزی رشد کرده‌اند و هر بار مسیر را عوض می‌کنند و بازمان می‌گردانند به جایی در زمانی دیگر.

هر دو مجموعه‌ی آلبوم حاضر همچون نشانِ این ویژگی کار چکناوریان است. حتا نیم‌نگاهی به دفترچه‌ی مختصر سی‌دی یادآوری می‌کند که چگونه قطعه‌ای (رقص‌ها) در طول ربع قرن چنین سرگذشت پر پیچ‌وخمی را از سر گذرانده و به چه رنگ‌آمیزی‌های مختلفی تن داده است. و همچنین بسی نشانه‌ها در محتوای موسیقی‌اش اگر با مجموع آثار آشنا باشیم.

برای خرید و دانلود آلبوم رقص‌های فانتزی و سوئیت آرارات به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.4 ( 7 رای)
16 بهمن 1397
2

سه آهنگساز

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

در دوره‌ی معاصر هنوز آهنگسازانی هستند که آثارشان بیش از آن که در ضبط‌ها قابل شنیدن باشد در اجراها شنیده شده است. هر سه آهنگساز مجموعه‌ی «موسیقی معاصر ایران 2» به درجات مختلف چنین‌اند؛ آثار‌شان دست‌کم جزو رپرتوار بلندمدت ارکستر مدرن یارآوا قرار دارد. بدین ترتیب اجرای آثار را از گروهی می‌‌شنویم که کم و بیش نسبت به آن آثار متخصص محسوب می‌شود. دقیقاً همین موضوع است که کنار هم قرار گرفتنشان در یک مجموعه را توجیه می‌کند نه حتا قرار گرفتن هر یک در زیر برچسب بسیار گسترده‌ی معاصر.

بابک آل حیدر با قطعه‌ی کوتاه «ترنج» معرفی می‌شود. در نگاه اول یک سیکل ملودیک بسیار ساده و حتا ابتدایی و خام است که نه در قلمرو موسیقی ایرانی  نکته‌ای دارد و نه در موسیقی مدرن. قطعه شنونده را متعجب و مشکوک از این‌که چگونه ممکن است چنین قطعه‌ای بیش از یک دهه در رپرتوار بماند و آخرسر هم ضبط و منتشر شود، به جستجو می‌کشاند تا درنهایت در این یک کرشندوی مواج که کلِ یک آهنگ است روابط پنهان زمانی-رنگی کشف کند و نیمه‌آرامی بگیرد.

«آسمانی» ارسلان عابدیان، آهنگسازی که در آثارش به شکلی گسترده از سروصدا بهره می‌گیرد، در موسیقایی کردن متن یک داستان از صدا‌های موسیقایی کاملاً قابل بازشناسی  (مثلاً تنبک) و سروصدای محض (مخصوصاً اصوات مبهم و درهم‌بافته‌ی ارکستر در زمزمه‌ی متن‌ها) بهره گرفته و میان آن دو حرکت می‌کند. موفقیتش در این است که ما را میان آن دو کاملاً سرگردان بگذارد، حتا باوجود ساختار دُور مانندش.

سرانجام قطعه‌ی غول‌آسای شاهرخ خواجه‌نوری، «پرتره شخصی با کیج و رایش، لیگتی هم آن‌جاست» است که اندازه‌اش (31 دقیقه) برای اواخر دوره‌ی رمانتیک هم بسیار طولانی محسوب می‌شده. چنین مدت‌زمانی مهم‌ترین چالش برای رویارو شدن با آن را پیش پا می‌گذارد. مجموع رویدادهای صوتی در چنین اثری، حتا باوجود این‌که روند کلی از ابتدا تکرار حلقه‌وار است، چنان زیاد است که اجازه‌ی تشخیص و دنبال کردن ساختار را به شنونده نمی‌دهد. لایه پس از لایه می‌آید. بافت عمودی ستبرتر می‌شود و شنونده را در مقابل سیل متوقف نشدنی موسیقی ناتوان‌تر و ناتوان‌تر می‌کند تا آن هنگام که ذهن کاملاً تسلیم چرخش گرداب‌وار منطقه‌ایش شود.

بابک آل‌حیدر، ارسلان عابدیان، شاهرخ خواجه‌نوری آروین صداقت کیش نویز کلاسیکال ارکسترال موسیقی معاصر گروه نوازی سازهای ایرانی

آراء منتقدان: 1.3 ( 6 رای)
22 دی 1397
Love Songs 1

کدام چکناوریان؟

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

«آوازهای عاشقانه» چکناوریانِ دیگری را به نمایش می‌گذارد، چکناوریانی متفاوت از آن که تا پیش از شنیدن این اثر می‌شناختیم. کدام چکناوریان؟ چکناوریانِ گام گذاشته به دنیای همه‌پسندی، چکناوریانِ ملودی‌های آسان و روان و درعین‌حال زیبای آشنا، چکناوریان عاشق عشق.

نسخه‌ی ارکستری خالص 15 آواز عاشقانه را که برای همراهی با صدای تنور و سوپرانو نوشته شده بوده در این آلبوم می‌یابم و فراوان ملودی‌ها و خاطره‌های آشنا از سبکی که خود ناشر یا مؤلف آن را پاپ کلاسیک نامیده‌اند. این مجموعه پیش‌تر نیز تحت عنوان کلی «16 آواز عاشقانه» اپوس 41 تا 46 با نشان LTR و اجرای زنده‌ی همین ارکستر منتشر شده و به دلایل نامعلوم یکی از آوازها در نشر فعلی حذف و عنوان انگلیسی و فارسی اغلب آنها تغییر کرده است.

فضای صوتی کلی این 15 ترانه‌ی ارکستری چیزی است شبیه به موسیقی‌های عاشقانه‌های هالیوود؛ سبُک و در همان حال پرجلوه. عجیب نیست. پای گذاشتن هر آهنگساز کلاسیک چیره‌دست دیگری به حوزه‌ی موسیقی مردم‌پسند «با حفظ شئون» ترکیبی این‌چنین پدید می‌آورد. در آن تجربه‌ی تاریخی هم به صحنه آمدن آهنگسازان کلاسیک مهاجرت کرده پس از جنگ جهان دوم همین ترکیب را ساخت.

چنین آثاری را چه پاپ کلاسیک بخوانیم چه نوعی کلاسیک سبک، حاصل ترکیب‌اند. و این ترکیب در «آوازهای عاشقانه» یعنی مهارت چکناوریان در رنگ‌آمیزی دل‌انگیز و متناسب و ارکسترنویسی و همزمان حساسیت نیمه‌ی ارمنی‌اش1 نسبت به ملودی‌های زیبا با درونمایه‌ی غم عاشقانه. و گرچه محدود شدن ویژگی‌های هرکدام از این ملودی‌های به لطافت و شور عاشقانه جلوی بروز بخشی از مهارت آهنگسازانه‌ی هر آهنگسازی را خواهد گرفت (البته جز آنها که خود بومی این سرزمین‌اند)، اما آن‌قدر دست و پای هنرمند خوش‌قریحه‌ را نمی‌بندد که نتواند مهر و نشان خودش را بر همین ترانه‌های کوتاه دوست داشتنی بزند. مثالش کرشندوی تیمپانی در ابتدای ترانه‌ی «عشق» یا صدای همان ساز در آغاز «افسوس» است که در آثار حماسی چکناوریان بسیار شنیده‌ایم، یا نقشی که او در این مجموعه به ویولن و بادی‌های چوبی سپرده است، یا کاری که با دوئت‌های لحظه‌ای ظریف در متن بعضی ترانه‌ها می‌کند.


1- او خودش خود را وارث نیمه‌ای ارمنی و نیمه‌ای ایرانی می‌خواند.

آروین صداقت کیش ارکسترال آوازهای عاشقانه بی کلام برای ارکستر ارکسترال لوریس چکناوریان

برای خرید و دانلود آلبوم آوازهای عاشقانه (بی‌کلام برای ارکستر) به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 2.3 ( 6 رای)
12 دی 1397
Piano Concerto Guitar Concerto 1

بشارت آینده

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

کنسرتو پیانوی لوریس چکناوریان علاوه بر این که خود جداگانه قطعه‌ای است، اکنون که از خلال یک تاریخ از سر گذشته به آن می‌نگریم به دو معنی خصلتی آینده‌نگرانه دارد. در روزگار ساخته شدن در حکم پیش‌بینیِ آهنگسازِ به بلوغ هنری رسیده، بوده است. به معنای نخست، علایمی در این کنسرتو هست که چکناوریان اغلب زندگی هنری آهنگسازی‌اش آنها را به همراه داشته است. مهم‌ترین این نشانه‌ها ارتباط لوریس جوان با موسیقی دستگاهی ایران را در یکی از ایرانی‌ترین آثار گذشته‌اش یعنی همین کنسرتو می‌توان شنید. تم‌ها و ملودی‌ها –مخصوصا از آنِ پیانو- اینجا از بسیاری از آثار قدیمی یا میانه‌ی او صریح‌تر و روشن‌تر شخصیت ایرانی‌شان را آشکار می‌کنند و دستگاه چهارگاه،  یکی از ملازمان آینده‌ی او (رد پای آن تا رستم و سهراب و کوروش کبیر و دیگر آثار بعدی گسترده است)، حضوری پررنگ و پردامنه دارد شاهدش قطعه‌ی کوتاه کاملا شناخته‌شده که درموومان اول پیانوی تک می‌نوازد و آن را بعدا هم در آثارش بازمی‌یابیم.

اما به معنای دوم، تم‌ها و حالت‌هایی در این کنسرتو هست که در آینده‌ی آهنگساز به شکل‌های مختلف  شنیده‌ایم. کنسرتو پیانو (و کنسرتو گیتار در مقایسه با ویلنسلش نیز) نقل تم، ملودی و مصالح موسیقایی از خود در آثار آینده‌ی آهنگساز را که یکی از ویژگی‌های شناخته‌شده‌ی اوست، نمایش می‌دهد. از این بابت بخش‌های میانی آلگرو انرجیکو و نیز بخش‌های آغازین آندانته سوستنوتو (مخصوصا نگاهش به سازهای بادی چوبی) قابل توجه است.

علاوه بر اینها منابع (ایرانی-ارمنی) و اهمیت زیبایی ملودیک در کنسرتو پیانو هم مثل بیشتر آثار بعدی (سبک شناخته‌شده‌ی) او در صدر است. بهره‌گیری حداکثر از توان تکنیکی ساز در پله‌های بعدی قرار دارد (جز ابتدای آلگرو کُن بریو). نشان بارز این امر را آنجا می‌توان دید که در موومان سوم نقش ارکستر و پیانو وارونه می‌شود و بخش‌هایی از ارکستر جایگاه تکنواز پیدا می‌کند.

اگر کنسرتو پیانو را به نوعی آینده‌خوانی ببینیم یعنی آن را همزمان از دید شنونده‌ی امروزی و شنونده‌ای در سال 1962 درک کنیم یک غایب بزرگ نیز به چشم می‌خورد؛ ریتم‌ها. همان‌ها که اندکی بعد در جریان مطالعه‌ی او برای آفرینش رستم و سهراب (به گفته‌ی خودش ریتم‌های زورخانه) کشف و در کارهایش ماندگار شد.

برای خرید و دانلود آلبوم کنسرتو پیانو و کنسرتو گیتار به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3.3 ( 7 رای)
21 آذر 1397
Samphonic Kourosh Kabir 1

بازگشت به سبک جاافتاده

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

«کوروش کبیر»، با نام فرعی «صحنه‌های سمفونیک» که اغلب به اشتباه «سمفونی» کوروش خوانده می‌شود، همه‌ی نشانه‌های سبک جاافتاده‌ی چکناوریان برای پرداختن به متن‌های حماسی یا تاریخی را با خود دارد. حتا فرآیند آفرینش آن که به گفته‌ی آهنگساز ظرف چهار سال بیش از بیست بار بازنویسی شده تا به ترکیب دلخواه نهایی رسیده است. گرچه تاریخ آغاز به کار بر روی ایده‌ی کوروش کبیر و ساختن نوعی موسیقی برنامه‌ای براساس متن‌های تاریخ‌نگاران یونانی به درستی در هیچ یک از منابع –از جمله خود آلبوم- مشخص نیست (در این میان از خلال گفتگوهای آهنگساز عدد چهار سال مدت کار بر روی آن به دست می‌آید و تاریخ نخستین اجرا که 2013 است)، اما نشانه‌هایی در چیدمان متن وجود دارد که متقاعدمان می‌کند دست‌کم نسخه‌ی منتشر شده در سال‌های اخیر شکل نهایی خود را یافته، از جمله تاکید فینال بر «منشور حقوق بشر کوروش» که خوانشی بسیار متاخر از این پادشاه تاریخی است. این امر یا فرض به ویژه از آن جهت اهمیت دارد که تضاد عمومی این اثر را با اغلب آثار این دوره‌ی چکناوریان از لحاظ سطح تکنیک آهنگسازی و چیره‌دستیِ به کار رفته به نمایش می‌گذارد.

با کوروش کبیر آهنگساز به دوران بهترین آثارش بازگشته است. این اثر نشان همه‌ی آنها را با خود دارد (شاید این کمی هم به شخصیت متنی که براساس آن کار می‌کرده ربط داشته باشد). نخستین نشانه ترکیب‌های ریتمیک است که از همان نخستین صحنه حضوری پررنگ دارند و بیش از همه در «دومین رویای آستیاگ» و «نبرد تیمبرا» هویدا می‌شوند، و پس از آن رابطه‌ی همان ریتم‌ها با ملودی و مخصوصا محتوای مدال شبیه به چهارگاه (واضح‌ترین نمونه‌هایش را می‌توان در «کوروش شاه شاهان» دید و «نبرد تیمبرا» و حتا انتهای «نوروز»). این میراثی است که از دوران کار چکناوریان بر پروژه‌ی بزرگ اپرای رستم و سهراب در سبک آهنگسازی‌اش باقی مانده. علاوه بر اینها، توانایی چکناوریان برای آفریدن ملودی‌های زیبا و پراحساس در نقاط مهمی از اثر خودنمایی می‌کند. بااین‌حال همپای این زیبایی، حسی و ردی گاه مبهم و گاه نسبتا آشکار از ملودی‌های شنیده‌شده در تاریخ موسیقی کلاسیک هم مدام شنونده را همراهی می‌کند.

لوریس چکناوریان کوروش کبیر ارکسترال سوئیت آروین صداقت کیش کرال کوروش کبیر

برای خرید و دانلود آلبوم کوروش کبیر: صحنه‌های سمفونیک به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 3 ( 7 رای)
19 آذر 1397
Hich Dar Hich

مصائب کامکاریسم احساساتی

نویسنده: امیر بهاری

هوشنگ کامکار در آلبوم «هیچ در هیچ» مجموعه‌ای پیش روی مخاطب می‌گذارد که جایی برای دفاع ندارد و با آن ادعاهای رنگ به رنگِ نه چندان صحیح در دفترچه‌ی آلبوم، به وجهه‌ی آکادمیک خود هم آسیب می‌زند.

تصور هوشنگ کامکار این است که بیژن جلالی، سهراب سپهریِ «دوران معاصر» است، در حالی که جلالی حتی یک سال از سپهری هم بزرگ‌تر بوده و اولین مجموعه شعرهایش را در اوایل دهه ۱۳۴۰ منتشر کرده است. کامکار معتقد است سهراب سپهری را با آلبوم «در گلستانه» مشهور کرده است با این آلبوم سبب‌ساز شهرت بیژن جلالی هم خواهد شد: «چند دهه پیش بود که به پیشنهاد همسرم شهرزاد با اشعار سهراب سپهری آشنا شدم و حاصل آن ساخت آلبوم «در گلستانه» شد که مورد توجه خاص و عام قرار گرفت. به‌طوریکه در شهرها و دهات تصاویری از «تا شقایق هست زندگی باید کرد»[،]«آب را گل نکنیم» و «به سراغ من اگر می‌آیید....» بر دیوارها نقش بست». مجموعه هشت دفتر شعر سهراب سپهری در قالب یک کتاب اولین بار سال ۱۳۵۶ چاپ شد و فقط تا سال ۱۳۶۲ پنج بار با حداقل تیراژ ده هزار نسخه تجدید چاپ شده بود.

این جدا از فروش جداگانه‌ی هر کدام از مجموعه اشعار او بود که پیش از این چاپ شده بود.
آلبوم «هیچ در هیچ» قرار است خیلی  مدرن نباشد و در عین حال از اصول متداول کلاسیک هم دوری کند ولی بیشتر ملغمه‌ای از بافت‌های مختلف بدون ذهنیت هارمونیک مشخص و منسجم است که به واسطه‌ی آوازهای تقریبا رسیتاتیو* کمی ساختار پیدا کرده‌اند. جالب اینکه این نگاه به اصطلاح پیچیده و فرا مدرن در ساختار و هارمونی که در نهایت چندان ماحصل عمیقی ندارد درست نقطه‌ی مقابل شعر جلالی است که عمیق‌ترین رنج‌های بشر را بسیار ساده بیان می‌کند.

هوشنگ کامکار در این آلبوم از سمپل‌های سازی (صداهای از پیش آماده شده یا VST) استفاده کرده است (منهای سولو‌ی ویولن) ولی معلوم نیست چرا گروه سازها این‌طور معرفی شده‌اند: «...ارکستر زهی به سرپرستی ارسلان کامکار آن را اجرا کرده است». بسیاری از آهنگسازان امروزه از سمپل‌ها استفاده می‌کنند ولی چرا سمپل‌هایی با این کیفیت؟ انتخاب سمپل تخصص می‌خواهد اما پیدا کردن سمپل‌های بهتر از آنچه در این مجموعه استفاده شده در دنیای امروز اصلاً کار دشواری نیست. مضاف بر اینکه میکس مغشوش (به شخصیت نامانوس دف که در دل ارکستر جا نیفتاده دقت کنید) و مسترینگ نادقیق و نامناسب، کار را از چیزی که هست هم ضعیف‌تر کرده است.

هوشنگ کامکار استاد موسیقی و سرپرست گروه کامکارها شاید نیاز به کمی آرامش و دوری از هیاهوی فضای جریان اصلی موسیقی ایران دارد تا روی اثر بعدی خود با دقت بیشتر و ادعای کم‌تری کار کند.


*شکلی از خواندن که نزدیک به دیالوگ گفتن و دکلمه کردن است.

هیچ در هیچ امیر بهاری بیژن جلالی صبا کامکار ارسلان کامکار هوشنگ کامکار ارکسترال کلاسیکال موسیقی آوازی راوی آذر کیمیا سهراب سپهری گلستانه

برای خرید و دانلود آلبوم هیچ در هیچ به وب‌سایت بیپ‌تونز مراجعه کنید.

آراء منتقدان: 1.2 ( 6 رای)
27 آبان 1397
بالا